زندگی نامه علامه امینی

زندگی نامه علامه امینی

شیخ عبدالحسین امینی در سال 1320هجری قمری مطابق 1281شمسی در تبریز به دنیا آمد . پدر ایشان حجت السلام حاج میرزا احمد امینی متولد سال 1287قمری بود . پدرش از روحانیون بنام تبریز و مورد احترام مردم بودکه در زهد و پارسایی زبانزد خاص و عام بود. از ایشان تآلیفاتی چون شرح قصیده المنجع  وتعلیغات بر مکاسب شیخ انصاری  به جهی مانده است .وی در سال 1370 قمری دیده از خهان فرو بست  و در قبرستان نو  شهر مقدس قم گردید. جد ایشان مولی نجف قلی مشهور به امین الشرع بود که نام خانوادگی علامه امینی نیز از همین لقب گرفته شده است.جد ایشان در سال 1257 قمری در روستای سردها  به دنیا آمده  و پس از آن  به تبریز رفت و در آنجا ماند ایشان ادیبی فرزانه  وپرهیز گار وفاضل بود  که به گرد آوری اخبهر اهل بیت (ع) اهتمام ویژه داشت.

ادامه دارد …

منبع:کتاب زلال حکمت .جلد ششم نرگس علی مردانی.

ژنرال سلیمانی کی می آید؟

به یاد سردار 

1-یک سربازی در مهدیه لشکر ثارالله در مراسم رسمی و سخنرانی بود که سردار سلیمانی این طرف مهدیه بود و سرباز آن طرف؛ این سرباز ادب را رعایت نکرده بود و بد نشسته بود و صحبت می کرد که سردار سلیمانی بعد از جلسه او را صدا کرد و با وجودی که فرمانده لشکر بود و می توانست اضافه خدمت به آن سرباز بزند و … اما به او گفت برادرم، عزیزم، مؤدب ننشستی و نظم را رعایت نکردی و جلسه رسمی و سخنران از تهران داشتیم و حالا که این کار را کردی جزء۳۰ قرآن را اگر حفظ کردی و آمدی و سئوال کردم و حفظ بودی بی حساب می شویم در غیر این صورت با شما برخورد انضباطی می کنم؛ ببینید چقدر این سردار با این سرباز برخورد زیبایی کرد.

2- سردار کسی بود که وقتی مهمان به خانه ایشان می رفت، پای برهنه تا در خانه همراه مهمان می رفت تا او را بدرقه کند؛ یک هئیت بلند پایه از کشورهای خارجی آمده بودند و گفته بودند ما می خواهیم ژنرال سلیمانی را ببینیم و هماهنگ کرده بودند؛ سردار سلیمانی گفته بود تشریف بیاورند؛ وقتی مهمانان داخل آمده بودند او پائین آمده و در را باز کرده بود و دست روی سینه داشت و مهمان ها را خوشامد کرد اما وقتی مهمانان داخل آمدند و به دفتر ایشان رفتند گفتند که ژنرال سلیمانی کی می آید؟ به آن ها گفته بودند همان آقایی که دم در بود و شما را احترام کرد ژنرال سلیمانی بود؛ سردار سلیمانی این طور آقای سلیمانی شد.

منبع:

 سخنرانی مدیرکل سابق بنیاد شهیددر گلزار شهدای کرمان

معیار قبولی نماز چیست؟

اهمیت حدیث در میان مسلمانان از آن روست که از منابع اصلی استنباط احکام در فقه و عقاید در علم کلام محسوب می‌شود. همچنین احادیث از منابع اولیه پژوهش‌های تاریخی است.

به دلیل آشنایی بیشتر و تلمذ در پیشگاه پروردگار الهی و ائمه معصومین، هر روز یک حدیث از معصومین (ع) با مضامین دینی و اخلاقی در بخش قرآن و عترت منتشر می‌شود.

امام صادق (ع) فرمود:

مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَعْلَمَ اَقُبِلَتْ صَلاتُهُ اَمْ لَمْ تُقْبَلْ، فَلْیَنْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلاتُهُ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ؟ فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ.

کسـى که دوست دارد بداند نمازش پذیرفته شده است یا نه، باید ببیند آیا نمازش او را از زشتی‌ها و ناپاکى‌ها دور کرده است؟ پس به اندازه اى که دور کرده باشد، همانقدر از نمازش پذیرفته شده است.

بحارالأنوار، ج ۸۲، ص ۱۹۸

وظایف شیعیان دربرار فتنه ها از نگاه امام علی (ع)

وظایف شیعیان دربرار فتنه ها از نگاه امام علی (ع)

 

1-شما از نشانه هاى فتنه ها و بدعتها مباشيد.

2-بر خود لازم شمريد كه از آنچه رشته جماعت به آن بسته شده و اساس اطاعت و بندگى بر آن نهاده شده ، دست برمداريد.


3-چون به ديدار خدا مى رويد، اگر ستمديده باشيد، بهتر از آنكه ستمكار باشيد.

4-از دامهاى شيطان حذر كنيد و از گودالهاى سهمناك دشمنى دورى گزينيد.

5-لقمه هاى حرام را به شكمهاى خود داخل مكنيد. زيرا آنكه نافرمانى را بر شما حرام كرده (و راه فرمانبردارى را برايتان هموار ساخته است ) شما را مى بيند.

منبع:

خطبه 151 نهج البلاغه.

بشین سرجات! تو دیگه چه کاره ای؟

در سنگر فرماندهی با حاجی نشسته بودیم که ناگهان یک نفر با داد و فریاد وارد شد. بدون مقدمه حاجی را خطاب قرار داده و در مقابل همه با لحنی اهانت آمیز سر حاجی فریاد می کشید. وسط حرف هایش پریدم و گفتم :« مرد حسابی! این چه وضع حرف زدنه!؟ درست صحبت کن، داری با فرمانده لشکر حرف میزنی ها. گیریم حق با تو باشه، ولی کی به تو همچین اجازه ای داده که با حاجی این جوری صحبت کنی؟» گفت:« بشین سرجات! تو دیگه چی کاره ای؟» بعد هم دوباره به حرف هایش ادامه داد. سر مسئله ای اعتراض داشت و حاجی را مقصر می دانست که چرا توجه نمی کند. در تمام مدتی که او سر حاجی فریاد می کشید، حاجی ساکت و آرام نشسته بود و بدون کوچکترین عکس العملی به حرف های او گوش می کرد. آخر سر هم وقتی حرف هایش تمام شد، به او گف :« حق با شماست، ناراحت نباش، خونسردی خودت را هم حفظ کن. من حتما قضیه رو پی گیری می کنم. انشاءالله درست میشه.» همه از این نحوه برخورد حاجی درس گرفتیم که او چطور توانست خودش را کنترل کند و در کمال آرامش و ادب جواب او را بدهد و خشمگین نشود.

شهید محمد ابراهیم همت.

 
خبرگزاری کوثرنیوز