حفظ شخصیت یک ملت....

اگر روح اجتماعي وجود داشته باشد وجامعه زنده و جاندار باشد بدون شک در آن جامعه همدردي و همکاري وجود دارد .
(حکمتها و اندرزها /ص 229)

شناخت صحيح شرط اول رشد است ؛ بايد ببينيم آيا از وجود امکاناتي که خداوند تبارک و تعالي در اختيار ما قرار داده و سرمايه هايي که در طول تاريخ پيدا کرده ايم آگاهي داريم .
( امدادهاي غيبي در زندگي بشر/ ص 135)

جهان بيني توحيدي کشش و جاذبه دارد، به انسان نشاط و دلگرمي مي بخشد هدفهايي متعالي و مقدس عرضه مي دارد و افرادي فداکار مي سازد .
( مجموعه آثار، ج2/ص 84)

زنان در طول تاريخ تنها مولد و زاينده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبوده اند بلکه الهام بخش و نيرو دهنده و مکمل مردانگي آنها نيز بوده اند .
(آينده انقلاب اسلامي ايران / ص 225)

قرآن در پيوند انسان با خدا زيباترين بيانها را آورده است خداي قرآن برخلاف خداي فلاسفه يک موجود خشک و بي روح و بيگانه با بشر نيست ؛ خداي قرآن از رگ انسان به انسان نزديکتر است .
( وحي و نبوت /ص 93)

براي يک ملت هيچ موهبتي بالاتر از شخصيت نيست اگر همه مواهب و ابزارهاي زندگي را از ملتي بگيرند و شخصيتش محفوظ باشد غمي نيست .
(يادداشتهاي استاد مطهري ، ج9 /ص 51)

اگر خداوند به وسيله بعضي از افراد بشر جلو بعضي ديگر را نگيرد خرابي وفساد همه جا را مي گيرد ارتشي که وظيفه اش جلوگيري از تجاوز است ، وجودش لازم و ضروري است.
(جهاد /ص 16 )

اشتراک گذاری این مطلب!

احترام به همسر به سبک عالم مشهور


مومن واقعی باید نسبت به همسر خود با عطوفت برخورد کند وخواسته های او را در حد توان تا جایی که از خط قرمز اسلام نگذشته برآورده سازد، زیرا زنان روحیه ای لطیف دارند که ممکن است با اندکی بی مهری خدشه دار گردد و زندگی مشترک را به خطر بیندازد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ نساء/19

و با آنان (زنان) به نیکویی رفتار کنید

آینه:

حکایت؛ خانه آیت الله میرزا جواد آقای تهرانی بسیار جالب و دیدنی بود، وسائل و لوازم منزل به طور منظم چیده شده بود، مثلا رنگ پرده ها خیلی ساده بود ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیه وسائل موجود در خانه نیز چنین بود، علت اینها را از مرحوم آقا پرسیدند که مثلا چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ 


ایشان فرمودند: موقعی که من ازدواج کردم همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا متمکنی بود و من گفتم که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند ولی بعدها می دیدم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می آمدند، خانه سرو سامان خوبی نداشت و بعضا باعث خجالت و شرمندگی همسرم می شد، لذا بخاطر احترام به همسرم و رضایت او منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می کنید و این موجب رضایت و خشنودی او شد.


زینت منزل فقط به خاطر رضایت او بوده نه برای تمایل خودم به تجملات و زرق و برق دنیوی.

با اقتباس و ویراست از کتاب آینه اخلاق

اشتراک گذاری این مطلب!

پوشش در بهشت

به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام والمسلمین انصاریان، خداوند در قرآن کریم می فرماید: «ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شما است؛ اما لباس پرهیزگاری بهتر است! اینها [همه] از آیات خدا است، تا متذکّر [نعمت های او] شوند!»[1]

پوشش در بهشت

1.خداوند کسانی را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده اند، در باغ هایی از بهشت وارد می کند که از زیر درختانش نهرها جاری است؛ آنان با دست بندهایی از طلا و مروارید زینت می شوند؛ و در آن جا لباس هایشان از حریر است».[2]

2.«در آن باغ های بهشتی، زنانی هستند که جز به همسران خود عشق نمی ورزند؛ و هیچ انس و جنّ پیش از اینها با آنان تماس نگرفته است…حوریانی که در خیمه های بهشتی مستورند».[3] از این آیات استفاده می شود که در بهشت مسئله حجاب و پوشش مطرح است، ولی حد آن از این آیات معلوم نمی شود.

روایاتی نیز وجود دارد که ناظر به محفوظ ماندن زنان از نگاه دیگران در بهشت است: حلبی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم که تفسیر عبارت قرآنی «خَیْراتٌ حِسان»[4] چیست؟ فرمود مقصود زنان خوب مؤمنه و عارفه است.

وی می گوید گفتم: تفسیر آیه «حُورٌ مَقْصُوراتٌ فِی الْخِیام» چیست؟ فرمود: مقصود حوریه هایی است که پیوسته پرده نشین به سر برده اند، در میان خیمه هایی از درّ و یاقوت و مرجان.[5]اما در ارتباط با این که در بهشت قلب منحرفی وجود ندارد؛ چرا چنین حجابی در آن جا نیز برقرار است؟! شاید بتوان گفت که در دنیا نیز حجاب، تنها برای جلوگیری از چشم ناپاک نیستو در آخرت هم شاید این حجاب، دلایل دیگری داشته باشد! امروزه حجاب حداقلی در تمام دنیا به عنوان زینت به شمار می آید و شاید حجاب بهشتیان از باب زینت باشد.

گفتنی است، تصوری که ما نسبت به بهشت داریم این است که مردان و زنان در آن جا مانند دنیا، در مجامع عمومی و خیابان ها سرگردانند و دائماً در معرض دید دیگران به سر می برند. اما واقعیت این است که نمی توان چنین تصوری را صحیح دانست، بلکه هر یک از مؤمنان با همسران بهشتی در خانه ها و باغ های بهشتی به حمد و تسبیح خداوند مشغول اند.

پی نوشت ها

[1] اعراف، 26.

[2] حج، 23.

[3] الرحمن، 56 و 72.

[4] الرحمن، 70

[5] کلینی، کافی، ج 8، ص 156.

اشتراک گذاری این مطلب!

مقام حضرت عباس علیه السلام در فرمایش ائمه هدی علیهم السلام

یکی از شواهدی که خصال و مقام حضرت ابوالفضل علیه السلام را به اثبات می رساند، فرمودة معصومین علیه السلام، آن وجودهای مقدسی که به ضمائر و اسرار بندگان واقف هستند، در بارة ایشان است.

بنا به فرمودة حضرت علی علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام در پیشگاه خداوند مقام بسیار ارجمندی دارد. خداوند به جای دو دستش که در عاشورا فدا کرد، دو بال به او می دهد و او همچون جعفر طیار در فضای بهشت همراه فرشتگان پرواز می کند.[1]

چون حضرت علی علیه السلام در بستر شهادت قرار گرفت، عباس علیه السلام را فراخواند و او را به سینة خود چسباند و فرمود: «ولدی و سنقر عینی بک فی یوم القیامه؛[2] به زودی در روز قیامت و سرای جاوید دیدگانم به وجود تو روشن می شود.

حضرت امام حسین علیه السلام بارها و در مناسبت های گوناگون در شأن عباس علیه السلام گوهرافشانی فرموده است، از جمله در عصر عاشورا خطاب به عباس علیه السلام فرمود: یا عباس ارکب بنفسی یا اخی. جیتی تلقاهم فتقول لهم مالکم: ای عباس، برادرم، جانم فدایت باد. بر مرکب خود سوار شو و برو ببین آنان (دشمنان) را چه شده و چرا چنین می کنند؟[3]

در این عبارت، امام حسین علیه السلام با تعبیری عالی عواطف خود را نسبت به عباس علیه السلام ابراز می دارد و در واقع مقامش را می ستاید.

پی نوشت ها

[1] العباس، سید عبدالرزاق مقدم، ص ۷۵.

[2] معالی السبطین، ج ۱، ص ۴۵۴.

[3] موسوعه کلمات الامام الحسین علیه السلام، معهد تحقیقات باقرالعلوم علیه السلام، قم، دارالمعروف، ۱۴۱۵ هـ ق، ص ۳۹۱.

اشتراک گذاری این مطلب!

او را بزرگ بدان و مجلسش را محترم بشمار!

«و امّا حقّ پرورشدهندهى تو با دانايى، اين است كه او را بزرگ بدانى و مجلسش را محترم بشمارى و خوب به او گوش سپارى و توجّه نمايى و او را براى آموزش خودت از آن چه تو را از دانش او بىنيازى نيست يارىرسانى، به اين ترتيب كه درك و فهمت با او و آماده براى او باشد و با ترك لذّتها و كاستن از واسته هاى خويش، دل و ديدهات را پاك و روشن به او بسپارى.و ديگر اين كه بدانى تو پيامرسان او هستى تا آن چه را كه به تو مىآموزد به نادانانى كه به تو مىرسند بياموزى، پس لازم است كه آن را به خوبى به آنان برسانى و در گزارش پيام او خيانت نكنى و هر گاه پيامرسانى او را به عهده گرفتى براى آن به پا خيزى و نيرويى نيست مگرآن كه به يارى خدا باشد.»

امام سجّاد(ع) دست كم پنج حق براى استاد و معلّم میشمارد به اين ترتيب كه میفرمايد :

1. احترام او را نگهدارى و حضورش را محترم شمارى؛

2. با تمام توجّه به او گوش سپارى و در محضرش حواس خود را به چيز ديگرى مشغول ندارى. جاى تأكيد است كه خوب شنفتن و به درستى شنيدن ـ به اصطلاح امام سجّاد(ع): حُسنُ الاستماع ـ خود هنرى است كه ارزشش كمتر از خوب سخن گفتن نيست. متأسفانه ما آن قدر كه به هنر سخن گفتن مىپردازيم خود را براى درست شنيدن آماده نمىسازيم. بسيار اند كند آنان كه به هنر زيبا شنيدن و صحيح گوش سپردن آراستهاند و خود را براى اين مهمّ ساخته و پرداختهاند.

3. براى درك درست و فهم صحيح درس و بحث با استاد و آموزگار خود همدل و همگام باشى و در اين راه هرگز از همكارى و همراهى با استاد دريغ نورزى.

4. آنچه را كه از اساتيد خويش آموختهاى به شاگردان خودت بياموزى و پيام و كلام آموزگارانت را به نسلهاى بعدى برسانى.

5. در اين پيام رسانى، دقيق و امين باشى و در اين مهمّ، همهى سعى و توان خود را به كارگيرى تا هرگز در گزارش پيامهاى اساتيدت خيانت نكرده باشى.

منبع:

رساله حقوق امام سجاد(ع)

اشتراک گذاری این مطلب!