موضوع: "بوی محرم.."

سیره عزاداری امام حسین درتاریخ معصومین...

آیا عزادارى براى امام حسین علیه السلام، در زمان امامان علیهم السلام سابقه دارد؟ بلى، در اینجا تنها به ذکر نمونه هاى اندکى از آنچه که در تاریخ نقل شده، بسنده مى کنیم:

1. عزادارى بنى هاشم در ماتم سیدالشهدا؛ از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «پس از حادثه عاشورا هیچ بانویى از بانوان بنى هاشم، سرمه نکشید و خضاب ننمود و از خانه هیچ یک از بنى هاشم دودى که نشانه پختن غذا باشد، بلند نشد تا آنکه ابن زیاد به هلاکت رسید. ما پس از فاجعه خونین عاشورا پیوسته اشک بر چشم داشته ایم»[1].

2. عزادارى امام سجاد علیه السلام؛ حزن امام سجاد علیه السلام بر آن حضرت به صورتى بود که دوران زندگى او، همراه با اشک بود. عمده اشک آن حضرت بر مصایب سیدالشهداء علیه السلام بود و آنچه بر عموها، برادران، عموزاده ها، عمه ها و خواهرانش گذشته بود تا آنجا که وقتى آب مى آوردند تا حضرت میل کند، اشک مبارک شان جارى مى شد و مى فرمود: چگونه بیاشامم در حالى که پسر پیامبر را تشنه کشتند؟![2] و مى فرمودند: «هرگاه شهادت اولاد فاطمه زهرا علیهاالسلام را به یاد مى آورم گریه ام مى گیرد».[3] امام صادق علیه السلام به زراره فرمود: «جدم على بن الحسین علیه السلام هرگاه حسین بن على علیه السلامرا به یاد مى آورد، آن قدر اشک مى ریخت که محاسن شریفش پر از اشک مى شد و بر گریه او حاضران گریه مى کردند».[4]

3. عزادارى امام محمد باقر علیه السلام؛ امام باقر علیه السلام در روز عاشورا براى امام حسین علیه السلام مجلس عزا برپا مى کرد و بر مصایب آن حضرت گریه مى کردند. در یکى از مجالس عزا، با حضور امام باقر علیه السلام کمیت شعر مى خواند، وقتى به اینجا رسید که: «قتیل بالطف …»، امام باقر علیه السلام گریه زیاد کرده، فرمودند: «اى کمیت! اگر سرمایه اى داشتیم در پاداش این شعرت به تو مى بخشیدیم؛ اما پاداش تو همان دعایى است که رسول خدا صلى الله علیه و آله درباره حسان بن ثابت فرمودند که همواره به جهت دفاع از ما اهل بیت علیهم السلام، مورد تأیید روح القدس خواهى بود».[5]

4. عزادارى امام صادق علیه السلام؛ امام موسى کاظم علیه السلام مى فرماید: «چون ماه محرم فرا مى رسید، دیگر پدرم خندان نبود؛ بلکه اندوه از چهره اش نمایان مى شد و اشک بر گونه اش جارى بود، تا آنکه روز دهم محرم فرا مى رسید. در این روز مصیبت و اندوه امام به نهایت مى رسید. پیوسته مى گریست و مى فرمود: امروز، روزى است که جدم حسین بن على علیه السلام به شهادت رسید».[6]

5. عزادارى امام موسى کاظم علیه السلام؛ از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمود: «چون ماه محرم فرا مى رسید، کسى پدرم را خندان نمى دید و این وضع ادامه داشت تا روز عاشورا: در این روز پدرم را اندوه و حزن و مصیبت فرا مى گرفت و مى گریست و مى گفت: در چنین روزى حسین را که درود خدا بر او باد، کشتند».[7]

6. عزادارى امام رضا علیه السلام؛ گریه امام رضا علیه السلام در حدى بود که فرمودند: «همانا روز مصیبت امام حسین علیه السلام، پلک چشمان ما را مجروح نموده و اشک ما را جارى ساخته است».[8] دعبل خدمت حضرت رضا علیه السلام آمد. آن حضرت درباره شعر و گریه بر سیدالشهدا علیه السلام کلماتى چند فرمودند؛ از جمله اینکه: «اى دعبل! کسى که بر مصایب جدم حسین علیه السلام گریه کند، خداوند گناهان او را مى آمرزد. آنگاه حضرت بین حاضران و خانواده خود پرده اى زدند تا بر مصایب امام حسین علیه السلام اشک بریزند». سپس به دعبل فرمودند: «براى امام حسین علیه السلام مرثیه بخوان، که تا زنده اى تو ناصر و مادح ما هستى، تا قدرت دارى از نصرت ما کوتاهى مکن». دعبل در حالتى که اشک از چشمانش مى ریخت، قرائت کرد: أفاطم لوخلت الحسین مجد لا و قد مات عطشانا بشط فرات صداى گریه امام رضا علیه السلام و اهل بیت آن حضرت بلند شد.[9]

7. عزادارى امام زمان(عج)؛ بنابر روایات، امام زمان(عج) در زمان غیبت و ظهور بر شهادت جدّشان گریه مى کنند. آن حضرت خطاب به جد بزرگوارشان سیدالشهدا علیه السلام مى فرمایند: «فلئن اخرتنى الدهور و عاقنى عن نصرک المقدور، و لم اکن لمن حاربک محاربا و لمن نصب لک العداوة مناصبا فلاَنْدُبنّک صباحا و مساء و لابکین لک بدل الدموع دما، حسرة علیک و تأسفا على ما دهاک»[10]؛ «اگر روزگار مرا به تأخیر انداخت و دور ماندم از یارى تو و نبودم تا با دشمنان تو جنگ کنم و با بدخواهان تو پیکار نمایم؛ هم اکنون هر صبح و شام بر شما اشک مى ریزم و به جاى اشک در مصیبت شما خون از دیده مى بارم و آه حسرت از دل پر درد بر این ماجرا مى کشم». در سوگ تو با سوز درون مى گریم از نیل و فرات و شط، فزون مى گریم گر چشمه چشم من، بخشکد تا حشر از دیده به جاى اشک، خون مى گریم[11] پی نوشت ها منبع: ____________http://www.ahlebayt.porsemani.ir______ [1]. نگا: امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، ص 145. [2]. بحارالانوار، ج 44، ص 145. [3]. خصال، ج 1، ص 131. [4]. بحارالانوار، ج 45، ص 207. [5]. مصباح المتهجد، ص 713. [6]. امام حسن و امام حسین علیهماالسلام، ص 143. [7]. حسین، نفس مطمئنة، ص 56. [8]. بحارالانوار، ج 44، ص 284. [9]. همان، ج 45، ص 257. [10]. بحارالانوار، ج 101، ص 320. [11]. مصطفى آرنگ به نقل از اشک حسینى، سرمایه شیعه، ص 66

اشتراک گذاری این مطلب!

فضائل حضرت زینب در کلام شهید مطهری

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

هنگام مصیبت جانگداز کربلا سن حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ 55 ساله بود. این بانوی بزرگوار «در شب یک شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری درگذشت.» هر چند اقوال دیگری نیز در مورد ماه وفات ایشان وجود دارد. اما قول مشهور همان 14 ماه رجب سال 62 هجری است.

سید هاشم رسولی محلاتی می نویسد: «مشهور آن است که وفات آن بانوی معظمه در شب یک شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری اتفاق افتاد. یعنی حدود یک سال و نیم بعد از واقعه عاشورا». اختلافی که در وفات آن حضرت وجود دارد در ماه وفات آن حضرت است و گرنه همة مورخان اتفاق دارند که سال وفات ایشان همان سال 62 هجری است. بنابراین این بانوی شریف تقریبا یک سال و نیم بعد از واقعه عاشورا رحلت فرمود.

1. صبر آن حضرت:

«شهید مطهری» در این رابطه می نویسد: «در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زینب ـ سلام الله علیها ـ بود».[11] و در ناسخ التواریخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاکنون از هیچ زنی از زنهای انبیاء و اولیاء با این حلم و بردباری پدید نیامده است».[12]

2. عبادت آن حضرت:

«زینب کبری در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطیل نشد»[13] در کتاب ریاحین الشریعه آمده است: «شب زنده داری زینب در تمام عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم».[14]

3. سخن وری آن حضرت:

خطبه های آتشین و زیبای زینب در کوفه و شام که یزید و یزیدیان را رسوا ساخت در حد اعلای فصاحت و بلاغت بود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:

«خطابه ای که حضرت زینب در مجلس یزید خوانده است از خطابه های بی نظیر دنیاست».[15]

4. علم آن حضرت:

زمانی که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ خطبه پرمحتوا و آتشین خود را در بازار کوفه ایراد نمود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ در تأیید مقام علمی زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه ای بدون معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی».[16] این سخن امام سجاد ـ علیه السلام ـ نشان دهنده علم لدنی آن حضرت می باشد.

5. بزرگواری آن حضرت:

در بزرگواری آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ همین نکته بس که «زمانی که در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهید کردند از خیمه پای بیرون نگذاشت»[17] در حالی که هنگام شهادت سایر شهدا از خیمه بیرون می آمد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را دلداری می داد ولی اینجا برای این که برادرش حسین ـ علیه السلام ـ خجالت نکشد از خیمه بیرون نیامد.

6. عصمت ایشان:

در کتاب «زینب بنت الامام امیر المؤمنین» مقام عصمت را برای این بزرگوار ذکر می کند و می نویسد: هر چند مقام عصمت برای ایشان «ضروری دین» نیست ولی به این مرحله رسیده اند…»[18] و خلاصه باید گفت: «شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ نایبه زهرا، امینه خدا.. . را هیچ کس نتواند به تحریر و تقریر در آورد».[19] «ابن اثیر» می نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود علی ـ علیه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بود.»[20]

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

منبع:

[11] . مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یکم، سال 1375، ج 2، ص 225.

[12] . خان سپهر، عباسقلی، ناسخ التواریخ، جزء اول، کتابفروشی اسلامیه، ص 73.

[13] . مطهری، مرتضی، تفسیر سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.

[14] . محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 3، ص 61.

[15] . مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.

[16] . محلاتی، ذبیح الله، پیشین، ج3، ص 75.

[17] . همان، ص74.

[18] . علی محمد علی دخیل، پیشین، ص 21 به بعد. این نویسند ه با دلائلی چند مقام عصمت را برای حضرت زینب ثابت می کند.

[19] . خان سپهر، عباسقلی، پیشین، ص 73.

[20] . صادقی اردستانی، احمد، زینب قهرمان، تهران، نشر مطهر، چاپ اول، 1372، ص 392، به نقل از وسیلة الدارین فی انصار الحسین، ص432.

برگرفته از سایت http://zeynabiyeh.blog.ir/1394/05/31/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود زیباترین مداحی مداحان معروف در شب عاشورا

تاسی به امام حسین(علیه السلام) در تربیت فرزند

پیوند: http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4744/38724

 

زمینه سازی تربیت

در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)نه تنها تربیت فرزندان از لحظه تولد مورد توجه بوده بلکه به زمینه های تربیت و شرایط قبل ازتولد و بلکه حتی قبل از انعقاد نطفه نیز توجه خاص شده است. ازاین رو در روایات معصومان(علیهم السلام) زمینه ها و شرایط مطلوب و نامطلوب انعقاد نطفه بیان گردید. از جمله این نکات پرهیزکردن از همبستری در شبی است که انسان قصد مسافرت دارد. امام حسین(ع)خطاب به اصحابش فرمود:

«اجتنبوا الغشیان فی اللیله التی تریدون فیها السفر فان من فعل ذالک ثم رزق ولدا کان احولا»

از همبستر شدن با همسرانتان در شبی که قصد مسافرت داریدبپرهیزید; (زیرا)اگر در اثر آن فرزندی روزی شود احول(لوچ)خواهدبود.»

اظهار محبت به فرزندان

محبت به فرزندان امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعت نهاده است. اما آنچه در این میان مهم می نمایدو آثار تربیتی در پی دارد ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتو آن زمینه تربیت صحیح رافراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده وتاثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد.امام حسین(ع)به عنوان الگوی تربیتی مطمئن و کامل محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته، در قالبهای گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز.

عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «کنت عندالحسین بن علی(علیهماالسلام)اذ دخل علی بن الحسین الاصغر فدعاه الحسین(ع)و ضمه الیه ضما و قبل مابین عینیه ثم قال: بابی انت اطیب ریحک و احسن خلقک…»

«نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع)وارد شد. حسین(ع)(امام سجاد(ع))او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!»

تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنان

یکی از شیوه های تربیتی مورد اتفاق صاحب نظران عرصه تعلیم وتربیت، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق به جا و متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، به تکرار و تقویت رفتار می انجامد.

چه بسا فرزندان از ارزش و اعتبار صفات مثبت خود آگاهی نداشته، در نتیجه به شخصیت حقیقی و توانمندیهای ثبت خویش پی نبرده، خود را در مقایسه با دیگران ناچیز به شمار آورند. ازاین رو والدین و مربیان باید ویژگیهای مثبت فرزندان را کشف وبرجسته سازند; مورد ستایش و تشویق قرار دهند. در فرهنگ اسلامی که تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در کانون توجه است. برتشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی ومعنوی آنان بسیار تاکید شده است. امام سجاد(ع)فرمود: من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بربالینم آمد و فرمود:

ماتشتهی؟ فقلت: اشتهی ان اکون ممن لااقترح علی الله ربی مایدبره لی، فقال لی: احسنت ضاهیت ابراهیم الخلیل صلوات الله علیه حیث قال جبرئیل(ع): هل من حاجه؟ فقال: لا اقترح علی ربی بل حسبی الله و نعم الوکیل.»

چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی; به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک می خواهی؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پیش آمده)از خداوند سؤال نمی کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.

در این حدیث ملاحظه می شود که امام حسین(ع)در مقابل پاسخ عارفانه و دلنشین فرزندش که براساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانی هم نداشت. جمله «احسنت »را به کار برد و او را به «ابراهیم خلیل » تشبیه کرد.

اهمیت آموزشهای دینی فرزندان و قدردانی از معلمان و مربیان

در اسلام دانش آموزی مورد اهتمام شدید بوده و رهبران دینی پیروان خود را به آموزش و اندوختن دانش، به ویژه معارف دینی،تشویق کرده اند.

براساس سخنان معصومان(علیهم السلام)، معلمان و مربیان، به خصوص آنان که در تعلیم آموزه های دینی می کوشند، حق بزرگی برجامعه دارند و باید تلاش صادقانه شان مورد قدردانی و سپاسگزاری قرارگیرد تا رغبت و انگیزه بیشتری بیابند. مرحوم بحرانی درحلیه الابرار از شیخ فخرالدین نجفی که از فضلا و زهاد بود. چنان نقل کرده که شخصی به نام عبدالرحمان در مدینه معلم کودکان بود و یکی از فرزندان امام حسین(ع)به نام «جعفر» نزدش آموزش می دید. معلم جمله «الحمدلله رب العالمین » را به جعفر تعلیم داد. هنگامی که جعفر این جمله را برای پدر قرائت کرد، حضرت معلم فرزندش را فراخواند و هزار دینار و هزار حله… به اوهدیه داد. وقتی حضرت به خاطر پاداش زیاد مورد پرسش قرار گرفت، در جواب فرمود:

«و انی تساوی عطیتی هذا بتعلیمه الحمدلله رب العالمین » .

هدیه من برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین » است.

تربیت عملی

بی تردید مؤثرترین عامل در تربیت اخلاقی و دینی فرزندان رفتارهای درست والدین است. پرواضح است که زبان رفتار از زبان گفتار بسی نافذتر است و در عمل آثاری نهفته است که هرگز ازگفتار برنمی آید. کودک و نوجوانی که پیوسته شاهد اعمال نیک والدین است، بطور غیر مستقیم سرمشق می گیرد و به انجام کارهای نیک تشویق می گردد. در سیره تربیتی ائمه اطهار(علیهم السلام)تربیت با رفتار و عمل بارزترین بعد تربیت است. فرزندان ائمه(علیهم السلام)با دیدن رفتار آنان سرمشق گرفته، عمل می کردند. شعیب بن عبدالرحمن خزائی می گوید: هنگامی که امام حسین(ع)در کربلا به شهادت رسید بردوشش نشانه ای وجود داشت. ازامام سجاد(ع)درباره آن پرسیدند، امام سجاد(ع)بسیار گریست وفرمود: «این، اثر بارهای غذایی است که پدرم بردوشش حمل می کردو به خانه های تهیدستان می برد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

کربلا چیست؟؟؟

 

کربلا چیست؟

کربلا یعنی رنج وبلا،اشک ودعا،عشق وصفا،یعنی عاشورا،یعنی رقیه سه ساله،یعنی اصغر شش ماهه،اکبر دردانه،یعنی کشتن حسین غریبانه……

کربلا،یعنی مسلم بی پناه،حر بی گناه،شبه مصطفی،زینب کبری،عباس دست جدا،یعنی حسین(علیه السلام) سرجدا.

سرتاسر کربلا پراست از درس وعبرت ومانند بحری است که باید از آن استخراج کنیم:یکی از پیام های عاشوراکه لازم است دراینجا به آن اشاره کنیم این است که چه شد جامعه ومردمی که خلیفه آنان امیرالمومنین (علیه السلام) بود به جایی رسید که پسر خلیفه مسلمین و پسر دختر پیامبر را این گونه به شهادت رساندند؟؟؟

قرآن درسوره مریم آیه 55 جواب این سوال رادوعامل دانسته:

  1- دور شدن ازذکرخدا که مضهرآن نماز است.

2- پیروی ازشهوت رانی و هوس ودریک جمله ((دنیاطلبی))

این یک درداساسی وبزرگ است ؛جامعه مانیز جامعه اسلامی است که ممکن است به این درد دچارشود وما باید سعی کنیم در این خطر بزرگ نیفتیم که جامعه ما جامعه امامزمانی شود؛باید باتبلیغ درباره این دعامل فساد جامعه را از راه کج به راه امام حسین(علیه السلام) برسانیم وقیام عاشورا را تاابد زنده نگهداریم.

تقدیم به یاسین بی سر…

منبع:

قلم زنی یکی از طلاب «فاطمه بهیار» حوزه علمیه کوثر(س)علی آباد کتول

 

اشتراک گذاری این مطلب!

عملی که از نماز شب بالاتر است...!

آیت اله بهجت(ره): گریه بر سید الشهدا(علیه السلام) از نماز شب بالاتر است.

 

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره): محبت و عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انسان را زود به مقصد می رساند.

 

 

منبع: باتصرف

http://nicetitle.vcp.ir/0-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9/490297-%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7 %D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9.html

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال ماه محرم....

پیوند: http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/11/1200916/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-

بعضی از نمازهایی را که در این شب وارد شده به‌مقدار حال و توانایی خود خوانده ــ حداقل دو رکعت نمازی را که شامل حمد و ۱۱ بار «قل هو الله احد» است.

در کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی اعمال محرم را در دو بخش اعمال خاص و اعمال روزها تقسیم‎بندی کرده است که به‌شرح ذیل است:
حضرت امام رضا(ع) روایت است «وقتی ماه محرّم داخل می‎شد پدرم را کسی خندان نمی‎دید و اندوه و حُزن پیوسته  تا روز دهم بر او غالب می‎شد. چون روز عاشورا می‎شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‎فرمود امروز روزی است که حسین علیه ‎السلام شهید شده است؛ إنَّ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لایُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ.

اعمال شب و روز اول ماه محرم
1 ــ دعای اول ماه محرم: یکی از اعمال مهم، دعای اول ماه است و به‌جهت اینکه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهای قبل از وقت نیز تأثیر خاصی در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تأثیر زیادی در سلامتی و دوری از آفات دینی و دنیایی آن سال و بهبودی حال و به دست آوردن نیکی‎ها دارد و دعایی که برای اول ماه در اقبال روایت شده است، دعای بسیار مفیدی برای مطالب مذکور است.

2 ــ شب اول محرم: بعضی از نمازهایی را که در این شب وارد شده به‌مقدار حال و توانایی خود خوانده ــ حداقل دو رکعت نمازی را که شامل حمد و یازده بار «قل هو الله احد» است ــ بعد از آن دعایی را که پیامبر اکرم(ص) بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده بخواند و فردای آن روز را روزه بگیرد.

در روایت آمده است:کسی که چنین عملی را انجام دهد، مانند کسی است که به‌مدت یک سال کارهای خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

نماز و اعمال شب و روز اول محرم
شب اوّل سیّد در اقبال برای این شب چند نماز ذکر کرده است:
  اوّل: صد رکعت در هر رکعت حمد و توحید بخواند.
دوم: دو رکعت در رکعت اوّل حمد و انعام و در دوم حمد و یس.
سوم: دو رکعت در هر رکعت حمد و 11 قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ. از حضرت رسول(ص) در روایت است هر کس در این شب این دو رکعت نماز را به‌جا آورد و صبحش را که اوّل سال است روزه بدارد، مثل کسی است که تمام سال را مداومت به خیر کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بمیرد به بهشت برود.
و نیز سیّد برای هلال این ماه دعای مبسوطی ذکر فرموده و اگر ممکن شود احیا بدارد این شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل.
بدان که اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است:
اوّل: روزه است و در روایت رَیّان‌بن شبیب از حضرت امام رضا علیه السلام مرویست که هر که در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعای او را مستجاب کند چنانکه دعای زکریّا را مستجاب کرد.
دوم: از حضرت امام رضا علیه ‎السلام منقول است که حضرت رسول(ص) روز اوّل محرم دو رکعت نماز می‎خواند و چون فارغ می‎شد دستها را بلند می‎‎کرد و این دعا را سه دفعه می‎خواند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَدیمُ وَهذِهِ سَنَةٌ جَدیدَةُ
خدایا تویی معبود ازلی و این سال تازه است

فَاَسْئَلُکَ فیهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّیْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلی هذِهِ النَّفْسِ
از تو خواهم در این سال نگهداری‌ام را از شیطان و نیروی بر این نفس

الامّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنی اِلَیْکَ [یاکَریمُ] یا ذَاالْجَلالِ
که پیوسته به گناه فرمان می‌دهد و سرگرمی بدانچه مرا به تو نزدیک کند ای صاحب جلالت

وَالاِْکْرامِ یا عِمادَ مَنْ لاعِمادَ لَهُ یا ذَخیرَةَ مَنْ لاذَخیرَةَ لَهُ یا حِرْزَ
و بزرگواری ای تکیه‌گاه کسی که تکیه‌گاهی ندارد، ای ذخیره آن کس که ذخیره ندارد، ای پناهگاه

مَنْ لاحِرْزَ لَهُ یا غِیاثَ مَنْ لاغِیاثَ لَهُ یا سَنَدَ مَنْ لاسَنَدَ لَهُ یا کَنْزَ
آن‌کس که پناهگاهی ندارد، ای فریادرس آن‌کس که فریادرسی ندارد، ای پشتیبان آن‌کس که پشتیبانی ندارد، ای گنج

مَنْ لاکَنْزَ لَهُ یا حَسَنَ الْبَلاَّءِ یا عَظیمَ الرَّجاَّءِ یا عِزَّ الضُّعَفآءِ یا مُنْقِذَ
آن‌کس که گنجی ندارد، ای که آزمایشت نیکو است، ای بزرگ مایه امید، ای عزت‌بخش ناتوانان، ای نجات‌بخش

الْغَرْقی یا مُنْجِیَ الْهَلْکی یا مُنْعِمُ یا مُجْمِلُ یا مُفْضِلُ یا مُحْسِنُ
غریقان، ای خلاص‌کننده هالکان، ای نعمت‌بخش، ای زیباپرور، ای فزون‌بخش، ‎ای نیکوده

اَنْتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ
تویی که سجده کرد (و به کمال خضوع درآمد) برایت سیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و شعاع

الشَّمْسِ وَدَوِیُّ الْمآءِ وَحَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللّهُ لاشَریکَ لَکَ اَللّهُمَّ
خورشید و صدای ریزش آب و به‌هم خوردن درخت، ای خدایی که شریک نداری، خدایا

اجْعَلْنا خَیْراً مِمّا یَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لایَعْلَمُونَ وَلاتُؤاخِذْنا بِما
قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان کنند و بیامرز از ما آنچه را نمی‌دانند و مگیر ما را بدانچه

یَقُولُونَ حَسْبِیَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ
گویند. بس است مرا خدا، معبودی جز او نیست بر او توکل کنم و او است پروردگار عرش

الْعَظیمِ امَنّا بِهِ کُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَمایَذَّکَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا
عظیم ایمان داریم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگیرند جز خردمندان، پروردگارا،

لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ
منحرف مساز دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی و ببخش به ما از پیش خود رحمتی که براستی تویی بخشایشگر.

شیخ طوسی گفته است که مستحب است روزه دهه اوّل محرم اما روز عاشورا جلوگیری کند از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن‌وقت به‌قدر کمی تربت بخورد. و سیّد روایت کرده است فضیلت روزه تمام ماه را و آن که روزه او صائم آن را از هر گناهی نگه می‎دارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

شباهت های امام حسین (ع) با قرآن کریم...

 

اگر قرآن سید الکلام است ، امام حسین سید الشهداء است . اگر در صحیفه ی سجادیه درباره ی قرآن می خوانیم ( و میزان القسط ) ، امام حسین می فرماید ( امرت بالقسط ) . اگر قرآن موعظه ی پروردگار است ( موعظه من ربکم ) ، امام حسین در روز عاشورا فرمود : عجله نکنید تا شما را به حق موعظه کنم ( لا تعجلوا حتی اعظکم بالحق ) . اگر قرآن مردم را به رشد هدایت می کند ( یهدی الی الرشد ) ، امام حسین نیز می فرماید : من شما را به راه رشد دعوت می کنم ( ادعوکم الی سبیل الرشاد ) .

اگر قرآن عظیم است ( والقرآن العظیم ) ، امام حسین نیز سوابق عظیمی دارد ( عظیم السوابق ) . اگر قرآن حق و یقین است ( وانه لحق الیقین ) ، در زیارت امام حسین نیز می خوانیم : آنقدر صادقانه و خالصانه عبادت کردی که به درجه ی یقین رسیدی ( حتی اتاک الیقین ) . اگر قرآن مقام شفاعت دارد ( نعم الشفیع القرآن ) ، امام حسین نیز مقام شفاعت دارد ( وارزقنی شفاعه الحسین ) . اگر در دعای چهل و دوم صحیفه ی سجادیه درباره ی قرآن می خوانیم که پرچم نجات است ( علم النجاه ) ، در زیارت امام حسین علیه السلام نیز می خواانیم که او نیز پرچم هدایت است ( انه رایه الهدی ) .

اگر قرآن شفا دهنده است ( وننزل من القرآن ما هو شفاء ) ، خاک قبر امام حسین نیز شفاست ( طین قبر الحسین شفاء ) . اگر قرآن منار حکمت است ، امام حسین نیز باب حکمت الهی است ( السلام علیک یا باب حکمه رب العالمین ) . اگر قرآن امربالمعروف و نهی از منکر می کند ( فالقرآن آمر و زاجر ) ، امام حسین نیز فرمود : هدف من از رفتن به کربلا امر به معروف و نهی از منکر است ( ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر ) .

اگر قرآن نور است ( نورا مبینا ) ، امام حسین نیز نور است ( کنت نورا فی الاصلاب الشامخه ) . اگر قرآن برای تاریخ و همه ی مردم است ( لم یجعل القرآن لزمان دون زمان و لا للناس دون الناس ) ، درباره ی امام حسین نیز می خوانیم که اثار کربلا از تاریخ محو نخواهد شد ( لا یدرس اثره و لا یمحی اسمه ) . اگر قرآن کتاب مبارکی است ( کتاب انزلناه الیک مبارک ) ، شهادت امام حسین نیز برای اسلام سبب برکت و رشد است ( اللهم فبارک لی فی قتله ) .

اگر در قرآن هیچ انحرافی نیست ( غیر ذی عوج ) ، درباره ی امام حسین می خوانیم : لحظه ای از حق به باطل گرایش پیدا نکرد ( لم تمل من حق الی الباطل ) . اگر قرآن ، کریم است ( انه لقرآن کریم ) ، امام حسین نیز دارای اخلاق کریم است ( و کریم الخلائق ) . اگر قرآن عزیز است ( انه لکتاب عزیز ) ، امام حسین فرمود : هرگز زیر بار ذلت نمی روم ( هیهات منا الذله ) . اگر قرآن ریسمان محکم است ( ان هذا القرآن … العروه الوثقی ) ، امام حسین نیز کشتی نجات و ریسمان محکم است ( ان الحسین سفینه النجاه و العروه الوثقی ) .

اگر قرآن بینه و دلیل آشکار است ( جائکم بینه من ربکم ) ، امام حسین نیز این گونه است ( اشهد انک علی بینه من ربک ) . اگر قرآن را باید آرام و با تانی تلاوت کرد ( و رتل القرآن ترتیلا ) ، زیارت قبر حسین را نیز باید با گام های آهسته انجام داد ( و امش بمشی العبید الذلیل ) . اگر تلاوت قرآن باید با حزن باشد ( فاقروه بالحزن ) ، زیارت امام حسین نیز باید با حزن باشد ( و زره و انت کئیب شعث ) .

(منبع : سخنی از آقای قرائتی در کتاب گلبرگ های حسینی / محمد مطهر )

اشتراک گذاری این مطلب!

اخلاق محرم...!

پیوند: http://karbobala.com/articles/info/339

محرّم شهر بکاء و تباکی و ماه احزان آل محمد صلی الله و علیه وآال و سلم است. محرّم ماه «بلی» گفتن به «أَلَسْتُ أَوْلی بِکمْ» در غدیر است. محرّم هنگام «لأَبْکینَّ لَک بَدَلَ الدُّموُعِ دَماً» است. محرّم ماه ابراز محبت شیعه به مقام ولایت و امامت ائمه هدی (ع) است. ماه اشک و عزاداری، ماه شیعه برای محبت، ماه کربلا و جلوه آن، ماه مقتل و سینه‌زنی، ماه احقاق حق است.اگر چنین است باید قبل از محرّم، ایامی را مراقب گوش و چشم و دست و زبان و سایر اعضای بدن بود و در مراعات حال آنها کوشید. باید مراقب آنچه می‌شنویم باشیم تا در ماه محرّم توفیق شنیدن مقتل، مرثیه، فضائل و مناقب اهل بیت (ع) بالاخص خامس آل عبا (ع) را داشته باشیم.

مراقبت از جسم و روح قبل از محرم

  در هر زمان و مکان زبانی لب به سخن نگشاییم. از غیبت، تهمت، دروغ، و سخنان قبیح پرهیز کنیم. زبان را به صلوات و ذکر و استغفار معطر کنیم، تا خداوند توفیق دهد در این ماه زیارت عاشورا، مرثیه، اشعار سینه‌زنی و نام مبارک سید الشهداء (ع) بر زبانمان جاری شود. سعی کنیم مجرایی که محل عبور گلاب ناب است، به پلیدی و کثیفی آلوده نکنیم.

باید چشم‌ها را برای اشک ریختن آماده نمود و نباید اجازه داد چشم به هر چه و هر کس که می‌خواهد نگاه کند.چشم را با نگاه به آیات قرآن، زیارت ائمه (ع)، ضریح مطهر ایشان و نام مبارکشان آماده کنیم، تا بیشتر و بهتر بتواند برای مظلومیت و مصائب حضرت اباعبدالله الحسین (ع) و اهل بیت و اصحاب نازنینش اشک بریزد. گرچه قطرات اشکی که می‌ریزیم به برکت امام حسین (ع) پاک کننده جان و روان از تمام آلودگی‌هاست، ولی ما وظیفه داریم به استقبال آن اشک رویم. به خاطر احترامی که برای اشک قائلیم، بجاست اشکی که برای آقا و مولایمان می‌ریزیم از چشمی پاک سرازیر شود.

باید دست را نیز زیر ذره‌بین مراقبت و مواظبت قرار دهیم؛ چون قصد داریم با همین دست در ماه محرّم به نام امام حسین (ع)، حضرت علی اکبر، علی اصغر و زینب کبری (ع) ابراز ارادت و محبت کنیم و بر سر و سینه زنیم. با همین دست اشک چشمانمان را پاک کنیم، و بر پیشانی دست ماتم بگذاریم. با همین دست زنجیر بزنیم، و کفش عزاداران حضرت را جفت کنیم، و ظرف سفره حسینی را بشوییم.

با این پاها نباید به هر جا و سراغ هر کاری برویم. به زیارت رفتن، حرم رفتن، مسجد رفتن، در جماعت شرکت کردن، به مجالس اهل بیت (ع) رفتن، قضای حوائج برادران دینی، در راحتی پدر و مادر سعی نمودن و سایر کارهای خیر باعث می‌شود خدا توفیق بیشتر و بهتر برای رفتن به مجالس اهل بیت (ع) را به ما عنایت فرماید.

خودداری از خوردنِ مالِ شبهه‌ناک و مواظبت بر خوردن مال حلال، یکی دیگر از مقدمات مهم ورود به ماه محرم است.

سیره ائمه (ع) در ورود به ماه محرّم

امام رضا (ع) می‌فرماید:

 محرّم ماهی است که اهل جاهلیت جنگ را در آن ماه حرام می‌دانستند، اما در همین ماه ذریه و زنان ما را اسیر کردند و خیمه‌های ما را آتش زدند و هر چه اموال در آنها داشتیم غارت کردند و درباره ما حرمت پیامبر (ص) را مراعات نکردند. روز حسین (ع) (روز شهادت آن جناب: عاشورا) چشم‌های ما را از کثرت گریه و اشک زخم کرده و اشک‌های ما را جاری ساخته و عزیز ما را در کربلا ذلیل نموده؛ و تا روز قیامت اندوه و گرفتاری برای ما باقی گذاشته است. پس بر مثل حسین (ع) گریه‌کنندگان گریه کنند؛ چون گریه بر او گناهان بزرگ را می‌ریزد.[۴]امام صادق (ع) هر ساله ماه محرّم که فرا می‌رسید، حزن و اندوهشان شدید و گریه‌هایشان بر مصیبت جدشان امام حسین (ع) زیاد می‌شد. مردم از جاهای دور و نزدیک نزد ایشان مشرف می‌شدند و شهادت حضرت اباعبدالله (ع) را به ایشان تسلیت عرض می‌کردند و سپس همگی با هم بر مصیبت امام حسین (ع) گریه و زاری می‌کردند.

هنگامی که عزاداری‌ها تمام می‌شد، امام صادق (ع) رو به مردم کرده می‌فرمود: ای مردم! بدانید که امام حسین (ع) نزد خدای خود زنده است و مورد رحمت و عنایت خداوند متعال قرار دارد. او همیشه به سپاه و محل شهادت خود و شهیدان کربلا می‌نگرد و زائران و گریه‌کنندگان و اقامه کنندگان عزایش را می‌بیند. آن حضرت آگاه‌تر است به آنها و نامشان و نام پدرانشان و درجات و جایگاهشان در بهشت.

امام حسین (ع) گریه کننده بر خود را می‌بیند و برایش استغفار نموده، از جدّ بزرگوار و پدر و مادر و برادرش نیز می‌خواهد که برای گریه‌کنندگان بر مصائب و اقامه کنندگان عزای آن حضرت استغفار کنند، و می‌فرماید: «اگر زائران و گریه‌کنندگان بر من می‌دانستند که چه پاداشی نزد خداوند دارند، همانا خوشحالی‌شان بیشتر از جزعشان می‌بود. زائرین و گریه‌کنندگان بر من با سرور به سوی خانواده خود برمی‌گردند و از جای خود برنمی‌خیزند مگر آنکه مانند روز تولدشان از گناه پاک شده باشند.

شیعیان و دوستان اهل بیت (ع) ۴۰ یا ۵۰ روز برای درک بهتر فیوضاتِ ماه محرّم مراقبت و مواظبت داشته‌اند؛ و در دهه اول برای عزاداری و عرض ارادت و نثار اشک آماده می‌شدند. به خصوص در روز عاشورا اشک فراوان می‌ریختند؛ زیرا خداوند ملائکه‌ای مخصوص جمع‌آوری اشک‌ها در روز عاشورا قرار داده است.

آداب کلی عزاداری

 عمق مصیبت و یادآوری آن، میل به خوردن و آشامیدن را از انسان دور می‌کند. حتی آنگاه که لقمه نانی برای سدّ جوع و قوت در عزاداری به دهان می‌گذارد، با شرمندگی و چشمانی اشکبار می‌خورد. گویا در این فکر است که «کیفَ آکلُ، و قد قُتِلَ ابْنُ رَسُولِ اللهِ جائِعاً …»؟! چگونه بخورم در حالی که پسر پیامبر (ص) را گرسنه شهید کردند و چگونه بیاشامم در حالی که آقای مرا با جگر تشنه شهید کردند!

دیدن آب و احساس سردی و خنکی آن و یاد آن حضرت پس از نوشیدنِ آب، سوز سینه و محبت را افزون می‌کند.

اینک به عنوان یک عزادار هر صبح و شام به مولایمان صاحب الزمان (ع) که صاحب عزاست تسلیت می‌گوییم.

لباس مشکی می‌پوشیم که حضرتش را در حزن و اندوه یاری نماییم و به همه کسانی که ما را می‌بینند اعلام کنیم که ما عزادار فرزند رسول خداییم؛ و عزادار امام و مولایمان هستیم.

به فکر خضاب و اصلاح و شانه زدن نیستیم؛ چرا که پریشانی احوال عزیزانمان در نظرمان جلوه می‌کند.

از عطر نشاط آور استفاده نمی‌کنیم، و با گلاب مجلس عزاداران را که به عطر معنوی و الهی نیز معطر است، عطرآگین می‌کنیم.

آرام و اندک سخن می‌گوییم؛ زیرا عزادار و ماتم زده‌ایم. از خنده و شوخی و هر حرف و عمل و نگاهی که حالت حزن را از ما بگیرد پرهیز می‌کنیم. هنگام برخورد با دیگران، مصیبت امام حسین (ع) را به آنها تسلیت می‌گوییم. مشتاقیم که خدمتی به مجلس عزاداری و عزاداران کنیم.

با ادب وارد مجالس عزاداری می‌شویم؛ زیرا معصومین (ع) در آن مجالس حضور دارند.

برای سلامتی عزاداران دعا می‌کنیم و به آنها احترام می‌گذاریم. با تأسّی به مولایمان امام صادق (ع)، برای زائرین قبر مولای مظلوم و غریبمان دعا می‌کنیم.

دست به دعا و توسل برمی‌داریم که خداوند توفیق شرکت بیشتر در مجالس را به ما مرحمت فرماید.  در مجالس از امام حسین (ع) اشک و سوز می‌خواهیم که خود درک مصیبت است.

با طهارت به مجالس می‌رویم. از خوردنی و نوشیدنی مجالس عزا، با افتخار و احترام به آن و دست اندرکاران آن استفاده می‌کنیم.

خانواده و اطرافیان را با لباس عزا و عزاداری آشنا می‌سازیم.

بر قاتلین آن حضرت (ع) و  ظالمین ایشان هر روز لعن و نفرین می‌کنیم. زیارت آن حضرت و سلام بر آن آقا را ذکر خلوت و آشکار خود می‌دانیم.

از مطالعه مقتل و تاریخ زندگانی آن حضرت و اهل بیت و اصحابش غافل نمی‌شویم، که درک مصائب را عمیق‌تر می‌کند.

در رفت و آمد مجالس، خروج حضرت را با اهل بیت و فرزندان و خواهران (ع) از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا و پس از آن به کوفه و شام را به یاد می‌آوریم.

سقایی و سیراب کردن دیگران به یاد لب تشنگان کربلا، از آداب و سنن حسنه محبین در این ماه است.

سعی می‌کنیم از سیر شدن و سیراب کردن خود مثل بقیه ایام سال خودداری کنیم. بهترین اوقاتمان را برای مجالس و سوز و اشک قرار می‌دهیم و در طول روز و شب هنگامی که بیداریم به فکر و اندیشه کربلا، تشنگی، اسرا، اطفال، گرمی هوا و بدن‌های عریان می‌افتیم، مخصوصاً اگر در حال رفتن به مجالس باشیم.

مجالس اهل بیت: مجالس استغفار 

امام صادق (ع)به داود بن سرحان فرمود: ای داود، به شیعیان ما سلام رسان و از جانب من به ایشان بگو:

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2