موضوع: "مناسبتها"

10توصیه‏ اخلاقی امام علی (ع) به مالک ‏اشتر


  توصیه‌های اخلاقی امام علی (ع) که خطاب به مالک ‏اشتر و دیگر زمامداران اسلامی گفتند.

1. توصیه به تقوای الهی و تقدیم اطاعت خداوند بر همه چیز و پیروی از فرایض و سنت‏هایی که خداوند به آن امر فرموده است.

2. زمامدار اسلامی باید نسبت به مردم محبت و لطف بورزد و مثل درندگان خونخوار نباشد که خوردن اموال مردم را غنیمت شمارد.

3. برخوردار ساختن مردم از عفو و اغماض در مواردی که امکان دارد؛ زیرا که مردم در معرض خطا و اشتباه قرار می‏گیرند و حاکم باید عفو و گذشت داشته باشد.

4. حاکم اسلامی باید از درون مردم، کینه و عقده را باز کند و نسبت به مردم حسن ظن داشته باشد؛ چرا که حسن ظن به مردم مشقت طولانی را برطرف می‏سازد.

5. زمامدار اسلامی نباید عیب‏جو باشد؛ بلکه باید افراد عیب‏جو را نیز از خود دور کند. حضرت می‏فرماید: «دورترین و مبغوض ‏ترین رعیت در نزد حاکم، باید عیب جوترین آنها از مردم باشد؛ زیرا که اگر مردم عیوبی دارند، حاکم باید عیوب آنها را بپوشاند».

6. زمامدار نباید سخن چین را تصدیق کند؛ هر چند که خود را در مقام خیرخواهی جلوه دهد. در این دنیا انسان نماهایی هستند که به علل مختلف از امتیازاتی که خدا بر بعضی از انسان‏ها به برکت کوشش و تلاششان عنایت فرموده است، ناراحتند و از این‏رو تلاش می‏کنند تا آنها را به زمین بزنند. زمامدار بایستی از این گونه افراد دوری کند.

7. زمامدار اسلامی در عمل به عهدی که خدا از او گرفته است، موفق نمی‏شود، مگر با یاری خواستن از خدا و آماده کردن نفس برای احترام به حق.

8. زمامدار هرگز نباید از عفوی که نسبت به کسی روا داشته است، پشیمان، و از کیفری که به کسی داده است، شادمان گردد.

9. زمامدار باید تعدادی از بهترین اوقات شبانه‏روزی خود را برای ارتباط با خدا اختصاص دهد و برای رسیدن به مقام والای اخلاص، واجبات و دیگر تکالیف الهی را بدون کمترین نقص انجام دهد.

10. زمامدار نسبت به وعده‏هایی که می‏دهد، بایستی وفادار باشد و تخلف نکند.

منبع:

نامه 53 نهج البلاغه
 

اشتراک گذاری این مطلب!

راه انسانیّت!

 ائمه طاهرین علیهم السلام بسیاری از مسائل را با لسان ادعیّه بیان فرموده اند، لسان ادعیّه با لسانهای عادی که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد… آن که سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاری ها و سرگشتگی هائی که دارد خارج می کند این ادعیّه ای است که از ائمه ما وارد شده اند… این ادعیّه مهیّا می کنند این نفوس را برای این که این علائقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق، این گرفتاری هائی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیّر کرده است، نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند، راه های دیگر راه انسان نیست، صراط مستقیم راه انسانیّت است.

منبع:

[امام خمینی ،صحیفه نور، ج 12، صص 240 – 241]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تأثیر مناجات خالصانه!

 به دلیل مبارزه با رژیم پهلوی سر از زندان قصر تهران درآورد. با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند. با یک کمونیست هم سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است. تا آب می آوردند یا غذا ، اول می خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن خواندن عبدالله را مسخره می کرد.
 شب جمعه بود. دلش بدجوری گرفته بود. شروع کرد به دعای کمیل خواندن. تا رسید به این جمله (…فَلَئِنْ صَیَّرْتَنی لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِکَ وَ جَمَعْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَهْلِ بَلاَّئِکَ وَ فَرَّقْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَحِبّاَّئِکَ وَ اَوْلیاَّئِکَ …) خدایا اگر در قیامت بین من و دوستانت جدایی اندازی و بین من و دشمنانت جمع کنی، چه خواهد شد. نتوانست خودش را نگه دارد. افتاد به سجده. خیلی گریه کرد. سرش را که بلند کرد، دید هم سلولیش سرش را گذاشته کف سلول و زار می زند.

منبع:

[ برداشت از کتاب یادگاران 5 ( کتاب شهید عبدالله میثمی) انتشارات روایت فتح ، چاپ چهارم ، 1389 ،ص20 ]

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

امانت داری!

 

 آخوند ملا علی معصومی همدانی که از شاگردان آیت الله حائری بود‌ند نقل می کنند: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائرى فرمودند : در کربلا در مسجد‌ى برای عد‌ه ای از طلبه ها مد‌ت سه ماه د‌رس می‏گفتم، و از همان ابتدا پاره‏د‌وزى نیز به درس مى‏آمد، من به او گفتم : آقا این درس به درد شما نمی خورد شما به کار خود‌تان مشغول شوید. اما او همچنان به درس می آمد. چند روز غایب شد. روزی که آمد من پرسیدم : چند روز غایب بود‌ید ؟ کجا بود‌ید؟ گفت آقا آن ایامی که من نیامد‌م باید جویای احوال من می شد‌ید، گفتم حق باشماست. گفت : باید جریمه بشوی من ناهار به منزل تان می آیم به شرط آن که هرچه د‌ر خانه است می خوریم و به زحمت نیفتید. گفتم فرد‌ا تشریف بیاورید. ولی فراموش کرد‌م. به اهل منزل بگویم فرد‌ا میهمان د‌اریم. روز بعد مشغول د‌رس شد‌م تا چشمم به پاره دوز افتاد تازه از د‌عوت ناهار یاد‌م آمد. درس که تمام شد آد‌رس خانه را به آن آقا داد‌م و خود‌م زود‌تر به منزل رفتم دید‌م فقط در منزل نان و ماست موجود است و پول هم ند‌اشتم . عدهای از زوّار می خواستند به سامرا بروند یکی از آنها مقد‌اری پول به عنوان امانت پیش من گذاشته بود؛ من از پول امانتی مقداری کباب و تخم مرغ تهیه کرد‌م وقتی سفره باز شد د‌ید‌م پاره دوز فقط نان و ماست می خورد . گفتم میل بفرمایید کباب مطمئن است. گفت مگر شرط نکرد‌م هر غذایی را میل می کنید برای من هم همان را بیاورید و خود را به تکلّف نیاند‌ازید . گفتم : نه تکلیفی نیست. گفت : شما از پول امانتی کباب تهیه کردید شما مطمئن هستید تا صاحبان امانت بیایند و امانت را صحیح و سالم تحویل بگیرند زند‌ه هستید؟! قدری نان و ماست خورد و رفت و د‌یگر او را ند‌‌یدم. آخوند می گوید به حاج شیخ عرض کرد‌م: آقا چون بنا بود شما زعامت حوزه را بر عهد‌ه بگیرید آن پاره دوز فرستاد‌ه حضرت ولی عصر عجل الله بود‌ه و خواسته به شما بفهماند در امانت داری بسیار مواظب باشید.

منبع:

[یاد فنا به روایت آیت الله سید رضا فاضلیان ، چاپ دوم ،1392 ، ص 239 تا 241]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اهل نجات از عقبات قیامت !

قال المفضّل بن عمر: قلت لأبي عبد اللَّه الصّادق: بِمَ يُعْرَفُ النّاجِي؟ قَالَ مَنْ كَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأَثْبَتَ لَهُ الشّهَادَةَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنّمَا ذَلِكَ مُسْتَوْدَعٌ.

 (مفضّل بن عمر جعفى می گويد: از امام جعفر صاد‌ق (علیه السلام) پرسيدم! اهل نجات به چه علامت شناخته شود؟) بعضی از عقبات (قیامت) به راحتی نجات پیدا می کنند. چه کسی از این عقبات نجات پید‌ا می کند؟ حضرت فرمود: هر کس که گفتارش باکردارش یکسان باشد پس، می توان شهاد‌ت د‌اد که او اهل نجات است و هر کس که عملش با سخنش یکسان نسیت پس، همانا این است و جز این نیست که ایمان او عاریه ای است.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

اشتراک گذاری این مطلب!

گزیده ای از احادیث درباره سلامتی

امام على عليه السلام :

في قَولِ اللّه‏ِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ لاَ تَنسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنيا» : لا تَنسَ صِحَّتَكَ وَ قُوَّتَكَ وَ فَراغَكَ وَ شَبابَكَ وَ نَشاطَكَ اَن تَطلُبَ بِهَا الآخِرَةَ ؛

درباره آيه سهم خود را از دنيا فراموش مكن : [يعنى] سلامتى ، توانايى ، فرصت ، جوانى و شادابى ‏ات را فراموش مكن ، تا با آنها ، آخرت را به دست آورى.

معانی الاخبار ص 325 ، ح 1 -امالى(صدوق) ص 228 و ص 229، ح10

 

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

يا عَلىُّ بادِر بِاَربَعٍ قَبلَ اَربَعٍ : شَبابِكَ قَبلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتِكَ قَبلَ سُقمِكَ وَ غِناكَ قَبلَ فَقرِكَ ، وَ حَياتِكَ قَبلَ مَوتِكَ ؛

اى على! چهار چيز را پيش از چهار چيز درياب : جوانى ‏ات را پيش از پيرى؛ و سلامتى‏ ات را پيش از بيمارى؛ و ثروتت را پيش از فقر و زندگى‏ ات را پيش از مرگ.

مکارم الاخلاق ص 435 - من لا يحضره الفقيه ج 4، ص 357، ح 5762

 

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

 صَلَاةُ اللَّيْلِ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ حُبُّ الْمَلَائِكَةِ وَ سُنَّةُ الْأَنْبِيَاءِ وَ نُورُ الْمَعْرِفَةِ وَ أَصْلُ الْإِيمَانِ وَ رَاحَةُ الْأَبْدَانِ وَ كَرَاهِيَةٌ لِلشَّيْطَانِ وَ سِلَاحٌ عَلَى الْأَعْدَاءِ وَ إِجَابَةٌ لِلدُّعَاءِ وَ قَبُولٌ لِلْأَعْمَالِ وَ بَرَكَةٌ فِي الرِّزْقِ

نماز شب، موجب رضايت پروردگار، دوستى فرشتگان، سنت پيامبران، نور معرفت، ريشه ايمان، آسايش بدن‏ها، مايه ناراحتى شيطان، سلاحى بر ضدّ دشمنان، مايه اجابت دعا، قبولى اعمال و بركت در روزى است.

ارشاد القلوب(دیلمی) ص191

 

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

تَخَلَّلوا، فَاِنَّهُ يُنَقِّى الفَمَ وَ مَصلَحَةٌ لِلِّثَةِ؛

خلال كنيد، چرا كه دهان را تميز مى‏ كند و مايه سلامت لثه است.

كافى(ط-الاسلامیه) ج 6، ص 376، ح 5

 

پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :

اَلوُضوءُ قَبلَ الطَّعامِ يَنفِى الفَقرَ، وَ بَعدَهُ يَنفِى الهَمَّ وَ يُصَحِّحُ البَصَرَ؛

شستن دست قبل از غذا، فقر را و پس از غذا، غم و اندوه را برطرف مى‏ كند و به چشم سلامتى مى ‏بخشد.

مكارم الاخلاق ص139

 

امام على عليه ‏السلام :

صيانَةُ المَراَةِ اَنعَمُ لِحالِها وَ اَدوَمُ لِجَمالِها؛

محفوظ بودن زن، براى سلامتى ‏اش مفيدتر است و زيبايى او را با دوام‏تر مى‏ كند.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص405 ، ح9286

 

امام على عليه ‏السلام :

اَلحَسَدُ يُضنِى الجَسَدَ ؛

حسد، بدن را فرسوده و عليل مى ‏كند.

تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 301 ، ح 6833

 

 پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم :
صوموا تَصِحّوا؛

روزه بگيريد تا تندرست باشيد.

نهج الفصاحه ص 547 ، ح 1854

 

 امام على علیه السلام :
ثمَرَهُ التَّفِریطِ النَّدامَهُ، وَ ثَمَرَهُ الحَزمِ السَّلامَهُ؛


ثمره تفریط و کوتاهی پشیمانی است و ثمره دور اندیشی سلامت.

نهج البلاغه(صبحی صالح) ص 502 ، حکمت 181

 

 امام صادق علیه السلام :
خَمْسُ خِصالٍ مَنْ فَـقَـدَ واحِدَةً مِنْهُنَّ لَمْ يَزَلْ ناقِصَ العَيْشِ زائِلَ الْعَقْلِ مَشْغولَ الْقَلْبِ، فَاَوَّلُّها: صِحَّةُ البَدَنِ وَ الثّانيَةُ: اَلاْمْنُ وَ الثّالِثَةُ: اَلسَّعَةُ فِى الرِّزْقِ، وَ الرّابِعَةُ: اَلاَنيسُ الْمُوافِقُ (قال الراوى:) قُلْتُ: و مَا الاْنيسُ الْمُوافِقُ؟ قال: اَلزَّوجَةُ الصّالِحَةُ، وَ الوَلَدُ الصّالِحُ، وَ الْخَليطُ الصّالِحُ وَ الخامِسَةُ: وَ هِىَ تَجْمَعُ هذِه الْخِصالَ: الدَّعَةُ؛


پنج چيز است كه هر كس يكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى ‏اش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنيت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسيد: همراهِ همرأى كيست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشين خوب و پنجم كه در برگيرنده همه اينهاست، رفاه و آسايش است.

خصال ص 284 ، ح 34

اشتراک گذاری این مطلب!

این الرجبیون....

أین الرجبیّون …

نزدیک است،  که باران بگیرد…!!!

صدای قدمهایش را می‌شنوی؟؟؟

 آسمان،، ابرهای مغفرت خداوند را آرام آرام ،، به سوی زمین،، سوق می دهد….

و این یعنی… رجب نزدیک شده است….

و دوباره خداوند است که ، مثل همیشه،، سر قرارمان ،، حاضر می شود…

همان قرار همیشگی…

من العفو می گویم… و او اجابت می کند…..

الهى ؛؛؛

یاریم کن… تا العفو های من،، ازحقیقت جانم ، برآیند !!!

یاریم کن… تا العفو های من،، با خضوع بندگی همراه باشند !!!

یاریم کن… تا هنگام العفو گفتن هایم،، “راست بگویم”….

یاریم کن… این بار راست بگویم

منبع:

http://www.zamzar.ir/28289/%D9%85%D8%AA%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D8%AC%D8%A8.html/

اشتراک گذاری این مطلب!

همسر شهید برونسی: هیچ‌وقت گریه نکردم



من می‌دانستم که وظیفه آقای برونسی چیز دیگری است. او را نمی‌شد در خانه نگه داشت. دلش برای جبهه و حفظ ناموس وطن می‌تپید. آقای برونسی بعد از انقلاب چنان لیاقتی از خودش نشان داد که نامش به محافل خبری استکبار جهانی هم کشیده شد.
گروه جهاد و مقاومت مشرق - آنچه می خوانید گفتگویی کوتاه با سرکار خانم معصومه سبک‌خیز، همسر شهید برونسی است.

خانم سبک‌خیز در آستانه بیست‌وسوم اسفندماه و سالگرد شهادت شهید برونسی هستیم. کمی از این سال‌ها برایمان بگویید.

بزرگ‌کردن هشت فرزند سخت نبود؟

خداوند خودش وعده داده است که این دنیا گذراست. سعی کردم در این سال‌ها به ائمه(س) توسل کنم و هر جوری بود، ایام را با آرامش در کنار بچه‌ها گذراندم.

بچه‌ها در زمان شهادت شهید برونسی، خیلی کوچک بودند. هیچ‌وقت از شما پدرشان را نخواستند؟

باورتان می‌شود همین الان که قصد دارم برایتان آن‌روزها را تعریف کنم، صدای ضربه‌هایی را که ابوالفضل به زمین می‌کوبید، در گوشم می‌شنوم؟ آن‌وقت‌ها او دوسالش بود. سفره را که پهن می‌کردیم، غذایش را برمی‌داشت و جلوی عکس پدر می‌گذاشت و می‌گفت: «بابا بخور، بابا چرا نمی‌خوری؟» وقتی می‌دید عکس هیچ واکنشی نشان نمی‌دهد، چنان پا به زمین می‌کوبید و پشت‌سر من گریه می‌کرد که دیگر نمی‌دانستم چه کنم. حال فکر کنید این مسئله حال‌وروز همیشگی ما بود؛ اما هیچ‌وقت در این سال‌ها مقابل بچه‌ها اشکی نریختم، همیشه سکوت کردم و در تنهایی‌هایم به ائمه(س) توسل کرده‌ام.

با توجه به اینکه شهید برونسی مفقودالاثر بودند، در زمان بازگشت اسرا منتظرشان نبودید؟

آقای برونسی هنگام رفتن به من گفت: «آن‌قدر می‌جنگم تا شهید شوم؛ پس منتظرم نباش.» اما چون مفقودالاثر بود، باز هم ته دلم امید داشتم تا برگردد. در زمان بازگشت اسرا، بچه‌ها مدام از من سوال می‌کردند: «آیا پدر ما برمی‌گردد؟» و تنها جواب من این بود: «ان‌شاءا… با ظهور امام‌زمان(عج) حتما خواهد آمد»؛ اما آن‌ها کوچک بودند و این‌چیزها را متوجه نمی‌شدند. یادم هست بچه‌های بزرگ‌تر، خواهر و برادر کوچک‌ترشان را روی شانه‌ها می‌گذاشتند، در خانه می‌چرخیدند و هر چه در تلویزیون پخش می‌شد، انجام می‌دادند و می‌گفتند. «آزاده ما در راه است. آزاده ما هم می‌آید.»

وجود هشت فرزند باعث نشد از رفتن همسرتان به جبهه جلوگیری کنید؟

من می‌دانستم که وظیفه آقای برونسی چیز دیگری است. او را نمی‌شد در خانه نگه داشت. دلش برای جبهه و حفظ ناموس وطن می‌تپید. آقای برونسی بعد از انقلاب چنان لیاقتی از خودش نشان داد که نامش به محافل خبری استکبار جهانی هم کشیده شد؛ حتی صدام برای سر او جایزه تعیین کرده بود. به‌خاطر رشادت‌هایش مسئولیت‌های مختلفی را برعهده او گذاشتند که آخرین آن فرماندهی تیپ۱۸ جوادالائمه‌(ع) بود. با همین عنوان هم در عملیات بدر به شهادت رسید. آخرین مرتبه‌ای که برای خداحافظی با ما آمده بود، کارهایش خبر از رفتن بی‌بازگشتش می‌داد. آخرین روز به زیارت امام‌رضا(ع) مشرف شدیم؛ یکی‌یکی بچه‌ها را تا نزدیکی ضریح برد. سپس به خانه اقوام رفت و خداحافظی کرد. وقتی به خانه برگشتیم، رو به من پرسید: «اگر این‌بار بروم و دیگر برنگردم، تو چه خواهی کرد؟» آن زمان فکر این هشت بچه و ازدست‌دادنش خیلی سخت بود. برای همین گفتم: «روز سوم شما خودکشی خواهم کرد.» ایشان ناراحت شد و جواب داد: «نکند بروم و شیطان تو را سست کند. من شما را به امام‌رضا(ع) سپردم و از ایشان خواستم هرازگاهی سری هم به خانواده‌ام بزنند» و این آخرین مرتبه‌ای بود که او را دیدم. برعکس گذشته صبح قبل از رفتنش بچه‌ها را بیدار نکرد، از زیر قرآن هم رد نشد، بلکه کناری ایستاد، رفت و بعد از مدتی خبر شهادتش را شنیدم و ۲۷سال بعد پیکرش تفحص شد. ما با خدا معامله کردیم، اگر گرفتاری هم هست، به خدا می‌گوییم. آقای برونسی به ما درس بلندنظری داد تا بایستیم و زندگی کنیم.

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/news/700865/%D9%87%D9%85%D8%B3%D8%B1-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C-%D9%87%DB%8C%DA%86-%D9%88%D9%82%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87-%D9%86%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%85#ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

خصوصیت منحصر به فرد زهرا(س)

 

اگر علی(علیها السلام) شب و روز با پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) بود، فاطمه(سلام الله علیها) نیز به همان شکل در کنار آندو قرار داشت و این همان چیزی است که ما به عنوان نمونه و الگو از آن نام می بریم و نتیجه آن، این است که دوستی فاطمه(سلام الله علیها) تمام انسانها را در بر می گیرد و فاطمه(سلام الله علیها) چنان تربیت شده است که درد و رنج انسانهای دیگر را بر خود ترجیح می دهد. او ابتدا برای دیگران دعا می کند و سپس برای خودش، وقتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حال اقامه نماز شب بود و برای دیگران دعا می کرد فرزندش امام حسن(علیها السلام) به او عرض کرد: مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی؟

فرمود: ای پسرکم! همسایه قبل از اهل خانه می باشد. (و یؤثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصة) «دیگران را برخود ترجیح می دهند، هرچند خود در تنگدستی باشند.»
و این همان محبت انسانی عمیق است که اول همسایه و سپس خود انسان را در نظر می گیرد. و این چنین است که می بینیم معنویت و روحانیت وقتی در قلب انسانی رشد و نمو پیدا کرد معنی الوهیت و عبودیت و معنای رسالت را درک می کند و این زمان است که روح بالا می رودو این حالت روحانیت از خصوصیت فردی او تجاوز نموده و این حب الهی به حب مطلق انسانها تبدیل می گردد، بنابراین انسانی که خدا را دوست دارد ممکن نیست انسان دیگر را مبغوض خویش پندارد. زیرا «الخلق کلهم عیال الله و ان احبهم الیه انفعهم لخلقه »
«انسانها عیال و خانواده خداوند هستند و دوست داشتنی ترین آنها نزد خدا، کسی است که سودش بیشتر بر دیگران برسد.»
و این چنین است که زهرا(سلام الله علیها) علم و شاخص می گردد، بعد از آنکه او کانون عاطفه و غمخوار رسول خدا(صل الله علیه واله و سلم) است و او موجود می شود تا موجودی روحانی وفیاض باشد و به جهان، روحانیت افاضه کند. زهرا(سلام الله علیها) به خانه شوهر رفت در حالیکه بیت او و علی(علیه السلام) کانون اسلام بود. تمام فریاد علی(علیه السلام) فریاد اسلام بود و تمام فریاد فاطمه(سلام الله علیها) برای اسلام، فضای عالم را پرکرد. در این بیت تمام صبر علی(علیها السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) بر رنجهایی بود که در راه اسلام به جان خریدند و تحمل نمودند. حتی وقتی که از پیامبر7 درخواست شد که برای فاطمه(سلام الله علیها) خادمه ای استخدام شود تا در کارهای خانه، او را کمک نماید، پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) فرمود: «34 مرتبه الله اکبر و33 مرتبه الحمدلله و33 مرتبه سبحان الله بگوئید.» یعنی همین چیزی که به تسبیح زهرا(سلام الله علیها) مشهور است و این چیزی بود که پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) بجای خادم به آنان تقدیم کرد. گوئی پیامبر(صل الله علیه واله و سلم ) به آنان می گفت: صبر کنید و صبر شما خدائی باشد که تحمل رنج و مشقت در راه خدا از عسل شیرینتر است مادامی که انسان در تحت توجهات خاص ربوبی قرار گیرد.

منبع:

مجله فرهنگ كوثر شهریور 1378، شماره 30

اشتراک گذاری این مطلب!

صبر من با از دست دادن فاطمه(سلام الله علیها) كم شده

 

 

و من خطبة له (ع) رُوِيَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَاطِمَةَع كَالْمُناجِي بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ: السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ.
إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِينَةُ. اءَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ يَخْتارَ اللَّهُ لِي دارَكَ الَّتِي اءَنْتَ بِها مُقِيمٌ، وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ.
وَالسَّلامُ عَلَيْكُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ.



 امام علی علیه‌السلام هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها چنین با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درد دل کردند: سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است.
اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است، اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد.
همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد.
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلامى نمى كند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست، و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

 

منبع:

نهج البلاغه -محمد دشتی خطبه 202

اشتراک گذاری این مطلب!

صبر من با از دست دادن فاطمه(س) كم شده

 

 

و من خطبة له (ع) رُوِيَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَاطِمَةَع كَالْمُناجِي بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ: السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ.
إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِينَةُ. اءَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ يَخْتارَ اللَّهُ لِي دارَكَ الَّتِي اءَنْتَ بِها مُقِيمٌ، وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ.
وَالسَّلامُ عَلَيْكُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ.



 امام علی علیه‌السلام هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها چنین با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درد دل کردند: سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است.
اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است، اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد.
همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد.
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلامى نمى كند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست، و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

 

منبع:

نهج البلاغه -محمد دشتی خطبه 202

اشتراک گذاری این مطلب!

چه عواملی باعث می شود انسان گناه کند؟

 

مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی درشرح حدیثی از امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) به تبیین امور شش گانه ای که منشاء گناهان است اشاره کرده و تصریح نموده است که اين موارد شش گانه سرآمد گناهان هستند؛ نه اين كه موارد ديگر موجبِ گناه نمي‌شود. 

رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ (عَلَيهِ السَّلَامُ) قَالَ: إِنَّ أَوَّلَ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ ؛ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ.

درروايتی از امام صادق(صلوات الله عليه) منقول است كه حضرت فرمودند: سرآمد اموري كه موجب مي‏شود انسان از فرمان الهي سرپيچي كند و نسبت به خداوند ‌گناه وعصيان كند، شش مورد است. يعني اين شش مورد سرآمد هستند؛ نه اين كه موارد ديگر موجبِ گناه نمي‌شود. اينها غالباً‌ سرآمد هستند. گناهانی كه از انسان سر مي‏زند، ‌منشأش غالباً يكي از اينها است.

 حبّ الدنيا؛

پول دوستي موجب مي‏شود كه نه حرام سرش بشود نه حلال. لذا موجب عصيان مي شود. دو نوع گناه داريم كه يكي از آنها ترك واجب است؛ خودِ ترك واجب هم گناه است. پول دوستي منشأ گناه مي‏شود.

 حبّ الرئاسة؛

جاه طلبي، ‌رياست طلبي. اين هم منشأ گناهان و معاصی دیگر مي‏شود.

 حبّ الطعام؛

«ابن البطن»، یعنی كساني كه به اسارت شكم مي‏روند. این هم منشأ گناهان بعدی می‏شود.

 حبّ النساء؛

منظور «ابن الفرج» است. مراد از حبّ النساء ؛ شهوت جنسي است از آن طرف، حبّ الطعام‌ به تعبير ما شهوت بطني و شكم پرستي است، از اين طرف هم شهوت جنسي را مطرح می‏فرماید كه از اين دو  تعبير مي‏شود به «ابن البطن و الفرج». اينها اسيرند و به اسارت شكم و شهوت جنسي‏شان درآمده‌اند و اين خود منشأ گناه می شود.

حبّ النوم؛‌

«يعني كساني كه خيلي مقيّدند به خوابيدن. اينها هم به معصيت مي‏افتند. يك سنخ معاصي هست كه ‌منشأش حبّ نوم و خواب است. صبح نماز صبحش قضا مي‏شود، براي چه؟ چون مي‌خواهد بخوابد.»

 حب الراحة؛

«یعنی راحت طلبي. این هم منشأ یک سنخ از معاصی است.»يك رشته ای وجود دارد كه همه اين شش مورد را به هم پيوسته مي‏كند و آن «حُبّ» است. «حبّ الدنيا»،‌ «حبّ الرئاسة»‌،‌ «حبّ الطعام»،‌ «حبّ النساء»، ‌»حبّ النوم»،‌ «حبّ الراحة». همه اینها مثل دانه ‏هاي تسبيحی در یک نخ هستند و آن نخ تسبیح، همین «حبّ دنيا و امور مادّي» است. لذا همه اینها مربوط به هم هستند. متعلّق به اين عالم مادّه است كه انسان را به گناه مي‏كشاند که اگر این نباشد، هيچ وقت گناه سر نمي‏زند و ‌واجب هم ترك نمي‏شود.

 منبع:

  بحارالانوار، ج70 ، ص60

اشتراک گذاری این مطلب!

یه ساعت بود با حضرت زهرا (س) حرف میزدم.

رابطه شهدا با حضرت زهرا( س)

**تا وارد اتاق شدم از خواب پرید
رو پیشونیش عرق نشسته بود
گفتم : چی شده داداش؟
گفت: یه ساعت بود با حضرت زهرا (س) حرف میزدم
ادامه داد: فقط از خدا میخوام که روز شهادت بی بی شهید شم .
روز شهادت حضرت زهرا (س) بود
قنوت نماز صبح بود که ترکش خورد به پهلوش …

 شهید علیرضا هاشم نژاد


**شهید که شد جنازش موند تو منطقه . حاج حسین خرازی منو فرستاد تا دنبالش بگردم . رفتم منطقه ، همه جا رو آب گرفته بود . هر چی گشتم اثری از علی نبود خبرش رو که به حاجی دادم ،باورش نشد. خودش اومد باز گشتیم ، فایده نداشت ، جنازش موند که موند …
علی دو سال قبل توی بقیع متوسل شده بود به بانوی مدینه . خواسته بود شهید که شد بی مزار بمونه شبیه بی بی . حاجتش رو گرفت ، همون طور که میخواست گمنام باقی موند و بدون مزار …

سردار شهید علی قوچانی
فرمانده تیپ یکم لشکر 14 امام حسین (ع)

 

**انگیزه‌ای که باعث آمدن من به جبهه شد احساس تکلیف شرعی و اسلامی من بود. اما اینکه چگونه این توفیق نصیب من شد باید بگویم که من لایق چنین سعادتی نبودم و خدا می‌داند که آنچه مرا به جبهه آورد در خواستی بود که در کنار مرقد مطهر حضرت رضا سلام الله علیه از ایشان نمودم و لطف و عنایت آن بزرگوار مرا به اینجا کشید و توسل جستن به ائمه اطهار علیهم السلام. توصیه‌ای است که من به تمام کسانی که خواهان رسیدن به این سعادت هستند و خود را آماده نمی‌بینند می‌نمایم.

اگر جسد من ناپدید شد افسوس مخورید که جسد هر کجا باشد روز قیامت برانگیخته خواهد شد و اگر تاسفی هست باید بر مظلومیت و ناپدید بودن تربت زهرا سلام الله علیهما خورده شود. توصیه می‌کنم شما را و هر آنکس که این وصیت نامه به او می‌رسد اینکه از خدا بترسند و در اعمال خود اخلاص را حفظ کنید و یاد خدا را فراموش نکنید و آگاه باشید که خداوند ناظر بر اعمال شماست و توصیه می‌کنم شما را به پیروی از امام و کوتاهی نکردن اجرای فرامین آن بزرگوار. سعی کنید که اعتقادات خود را در اصول و فروع قوی سازید تا در سختی ها نلغزید.

شهیداحمد امینی

منبع:

کتاب همسفر تا بهشت -
نویسنده : مسافر کربلا

 

اشتراک گذاری این مطلب!

رهبر معظم انقلاب: روز طلوع و ظهور بزرگ‌ترین انقلاب

 


22بهمن؛ روز طلوع و ظهور بزرگ‌ترین انقلاب دوران تاریخ ما پس از اسلام

«روز 22 بهمن، روز نجات ملّت ایران و روز شکوفایى و پیروزى بزرگ‌ترین انقلاب دوران تاریخ ما از شروع اسلام تا امروز [است] … یوم‌الله بیست‌ودوّم بهمن براى ما، هم از این نظر حائز اهمیت است که روز طلوع و ظهور بزرگ‌ترین انقلاب دوران تاریخ ما پس از اسلام است، و هم از این نظر که روز شکوفایى استعدادهاى ملّت ما و بهره‌گیرى از زحمات و رنج‌ها و مصائبى است که این ملّت در طول انقلاب بزرگ خود و در طول سال هاى مبارزه و نهضت متحمّل شده است. ما ملّت ایران این انقلاب را عید مبارک بزرگ خودمان به‌شمار مى‌آوریم. پیش از این انقلاب، ما جامعه‌اى بودیم از اراده انسانى به‌دور، از اسلام به‌دور، تحت سلطه‌ بیگانگان، تحت سلطه‌ مستکبران، وضع مادّى ملّت ما و وضع معنوى این ملّت هر دو بد. انقلاب ما با نام خدا و با طلب مدد و کمک از پروردگار براى پیروزى اسلام و رفع ظلم و ستم آغاز شد و با تحمّل مصائبى در طول پانزده سال و بیشتر، به پیروزى رسید».

22 بهمن؛ آغازگر نه پایان بخش

«از اوّلین روز پیروزى این انقلاب، همه‌ ما گفتیم و همه‌ ملّت باور کردند که کار با پیروزى بر ایادى آمریکا در کشورمان تمام نمی‌شود، کار در 22 بهمن به پایان نمی‌رسد، بلکه کار در این روز بزرگ و مبارک تازه آغاز می‌شود. ما در 22 بهمن قدم در جادّه‌اى گذاشتیم که انتهاى این جادّه، جامعه‌ اسلامى و انسانىِ آسوده و پر نعمت و پر برکت و برابر امر خدا و قوانین الهى است؛ به تدریج به آن نهایت نزدیک خواهیم شد»(پیام تلویزیونی به ‌مناسبت چهارمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی؛ 21 بهمن 1361)

راهپیمایى‌ 22 بهمن؛ باران رحمت، تجلی عظمت و مایه امید دوستان و سرخوردگى دشمنان

«راهپیمایى‌هاى مردم عزیز ما در مناسبت‌هاى مختلف انقلاب و مهمتر از همه در 22 بهمن، همانند باران رحمتى است که چشم‌ها و دل‌ها را با حقیقت درخشان انقلاب آشنا مى‌کند، عظمت انقلاب و امام بزرگوار را متجلى مى‌سازد و امید و خوشحالى را براى دوستان و یأس و سرخوردگى را براى دشمنان به ارمغان مى‌آورد و اینجانب، خداوند متعال را بر این توفیق و لطف بزرگ، شکرگزار و ملت ایران را بر این همت و عزم و وفادارى سپاسگزارم».

(دیدار کارگزاران حج با رهبر انقلاب 28 بهمن 77)

راهپیمایی 22 بهمن؛ یعنی مخالفین با مردم طرف هستند

«سى سال از انقلاب ما می گذرد. هر سال آن کسانى که سالگرد انقلاب را مجسم کردند، برجسته کردند، جشن گرفتند، آحاد مردم بودند. میلیون ها مردم هر سال 22 بهمن در سرتاسر کشور به خیابانها مى‌آیند؛ آنها اعلام می کنند عید انقلاب را، سالروز انقلاب را، یادبود انقلاب را. این معنایش چیست؟ این معنایش این است که انقلاب، قائم به ایمان هاى آحاد مردم است؛ مخالفین با انقلاب، مخالفین با نظامِ برآمده‌ از انقلاب، با مردم روبه‌رو هستند، با مردم طرفند».

بهمن؛ نعمتی که باید همه‌ عمر برای آن شکرگزاری کرد

«حضور همه‌ اقشار از پیر و جوان، زن و مرد در صحنه ، آن هم در شرایطی که 34 سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته است، بزرگ‌ترین نعمت الهی است که باید همه‌ عمر را برای آن شکرگزاری کرد».

«هنر بزرگ و برجسته‌ این است که در ایران مردم خود، صاحبان انقلاب و کشور هستند و کار برگزاری جشن انقلاب بر دوش خود آنان است‌ و به همین دلیل، مردم از این ثروت عظیم که مایه‌ عزت و استقلال آنهاست، حمایت می‌کنند و هرجا که نیاز باشد، حضور خود را نشان می‌دهند».

 

اشتراک گذاری این مطلب!

حضرت معصومه (س)​از زبان امام صادق (ع)

 

از امام صادق علیه السلام در خصوص حضرت معصومه چندین روایت نقل شده است که شاید به جرأت بتوان گفت از سوی این امام همام درباره غیر ایشان چنین تعابیری گفته نشده است.

الف. وجوب بهشت برای زیارت بانو: «ان لنا حرما و هو بلدة قم و ستدفن فیها إمرأة من اولادی تسمی فاطمة فمن زارها وجبت له الجنة». [1]

برای ما حرمی است و آن شهر قم است و به زودی دفن می شود در آن سرزمین زنی از اولاد من به نام فاطمه ، پس هر کس او را زیارت کند بهشت برای او واجب خواهد شد.

ب. شفاعت همه شیعیان: سید عالم شهید مرحوم قاضی نورالله شوشتری نقل فرموده است که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند: «آگاه باشید که برای خدا حرمی است و آن مکه است و برای رسول خدا صلی الله علیه و آله حرمی است و آن مدینه است. آگاه باشید که برای امیر المۆمنین علیه السلام حرمی است و آن کوفه است. آگاه باشید که حرم من و حرم فرزندان من بعد از من قم است. آگاه باشید که قم کوفه کوچکی است. آگاه باشید که برای بهشت،‌ هشت در است که سه تای آن به سوی قم مفتوح می باشد».

ایشان دارای مقامی است که شفاعت پیروان واقعی با آن که خود دارای منزلت اند به دست اوست. یعنی آنان نیز اگر جایی از قیامت دچار مشکل شدند حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به کمک آنان خواهد آمد .

بعد فرمود: «تقبض فیها امرأة من ولدی و اسمها فاطمة بنت موسی تدخل بشفاعتها شیعتی الجنة باجمعهم». در سرزمین قم زنی از فرزندان من که نام او فاطمه و دختر موسی بن جعفر است از دنیا خواهد رفت و شیعیان من همگی به برکت شفاعت او داخل بهشت خواهند گردید. [2]

دارا بودن مقام شفاعت نشان از داشتن وجاهت نزد خداوند است؛ زیرا خداوند در قرآن فرموده است شفاعت نمی کند مگر آنکه خدا از او راضی باشد؛ «وَ لا یَشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْیَتِهِ مُشْفِقُونَ » (28/انبیاء).

‌پس اگر کسی دارای مقام شفاعت باشد نشان از این دارد که خداوند از اعمال او در دنیا راضی است.

از طرفی منظور امام صادق علیه السلام از اینکه فرموده اند: «فاطمه معصومه تمامی شیعیان من را شفاعت می کند» چیست؟ به نظر می رسد معنایش این باشد که شفاعتی که قرار است خود حضرت آن را اعمال کنند به خاطر مقام ویژه ای که در این دختر می بینند به ایشان محول می کنند. و این چه مقام بالایی است که امام صادق علیه السلام مقام شفاعت خویش در قیامت را به حضرت معصومه علیهاالسلام تفویض کرده اند!

و اینکه تمامی شیعیان را شفاعت می کند نشان از وسعت روحی ایشان است. زیرا هر شفاعت کننده ای نیز به اندازه مقام خویش قادر است دیگران را شفاعت نماید و این وسعت شفاعت از سوی فاطمه معصومه علیهاالسلام نشان از وسعت مقام و منزلت ایشان نزد خداوند دارد.

اگر کسی بگوید: «شاید منظور از شیعیان کسانی اند که در عمل پیرو واقعی امام صادق علیه السلام هستند نه هر کس که ادعای شیعه بودن دارد، که باید به او محب و دوستدار اهل بیت علیهم السلام گفت نه شیعه واقعی»؛ باز با این فرض نیز جلوه ای دیگر از مقام حضرت معصومه علیهاالسلام را نشان می دهد که ایشان دارای مقامی است که شفاعت پیروان واقعی با آن که خود دارای منزلت اند به دست اوست. یعنی آنان نیز اگر جایی از قیامت دچار مشکل شدند حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام به کمک آنان خواهد آمد.

منبع:1. مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوارالجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار (ط - بیروت)، 111جلد، دار إحیاء التراث العربی - بیروت، چاپ: دوم، 1403 ق. ج 57، ص 216 .
2. کریمی جهرمی، بانوی ملکوت

اشتراک گذاری این مطلب!

ابعاد حادثه نوزدهم دی ماه از نگاه رهبر معظم انقلاب

 

  بیانات حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب در 19 دی ماه سال 1388 در دیدار مردم قم

هر سال نوزدهم دی را همه‌‌‌ی ملت ایران، بخصوص مردم عزیز و بابصیرت قم، همچون یک مقطع تاریخىِ گویا و زباندار، به رخ مستکبران عالم میکشند. جا هم دارد؛ حقیقتاً هم حادثه ای مثل نوزدهم دی، به رخ دشمن کشیدنی است.

این حادثه از ابعاد مختلفی قابل توجه و تأمل است: هم بصیرت در این حادثه موج میزند، هم موقع‌‌‌‌‌‌شناسی، هم دشمن شناسی، هم مجاهدت و اقدام و فداکاری؛ اینها ابعاد این حادثه‌‌‌ی عظیمی است که در نوزدهم دی سال ۵۶ - یعنی سی و دو سال قبل - به وقوع پیوسته است. از طرف دیگر، همین حادثه، مبدأ یک تحول، یک حرکت، یک جریان عظیم و جهتداری در ملت ایران شد. پس حادثه، حقیقتاً حادثه‌‌‌‌ی مهمی است. آن روز هم تأثیر گذاشت؛ امروز هم که شما یاد آن حادثه را و یاد شهدای روحانی و غیر روحانىِ آن حادثه را گرامی میدارید، باز تأثیر میگذارد؛ درس میدهد، بصیرت میدهد و جهت حرکت را به ما نشان میدهد.

منبع:http://www.yjc.ir/fa/news/5924624/%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D8%A7%D8%AF%D8%AB%D9%87-%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%AF%D9%87%D9%85-%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8

اشتراک گذاری این مطلب!

منتظران واقعي ازنگاه امام حسن عسگری(ع)


در روايتی ،حسن بن محمد بن صالح بزاز مي‌گويد: «سمعت حسن بن علي يقول» از امام عسكري(ع) شنيدم كه «إِنَّ ابْنِي هُوَ الْقَائِمُ مِنْ

بَعْدِي وَ هُوَ الَّذِي يَجْرِي فِيهِ سُنَنُ الْأَنْبِيَاءِ(ع) بِالتَّعْمِيرِ وَ الْغَيْبَةِ حَتَّى تَقْسُوَ قُلُوبٌ لِطُولِ الْأَمَدِ وَ لَا يَثْبُتَ عَلَى الْقَوْلِ بِهِ إِلَّا مَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ

فِي قَلْبِهِ الْإِيمَانَ وَ أَيَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْه‏»

مي‌دانيد كه امام عسكري(ع) يك فرزند بيشتر نداشته! يعني امام زمان(ع) برادر و خواهر ندارد. بعد امام(ع) می‌‌فرماید فرزند من كسي كه

حجّت بعد از من است و سنت های انبياء از نظر طول عمر و از نظر غيبت، در او جريان پيدا مي‌كند. براي اينكه زمان غیبت خيلي طولاني

مي‌شود، قساوت قلب پيدا مي‌شود، و فقط آنهايي ثابت بر اين قول و جزء منتظران واقعي هستند كه دو جهت از طرف خداوند متعال در او

باشد؛ يكی اینکه خدا ايمان را در قلب اين آدم راسخ كرده باشد. دوم:‌ «أيّده بروحٍ منه»؛ اعتقاد به آخرين حجت يك جنبه‌ي اضافي هم دارد

كه بايد يك تأييدي از ناحيه خدا نسبت به اين مؤمنيني كه مي‌خواهند منتظر باشند واقع شده باشد.

منبع:http://www.khabaronline.ir/detail/500812/culture/religion

اشتراک گذاری این مطلب!

توصيه‌امام حسن عسكري (ع) به شيعيان

 

اجتهاد در راه خدا

اهل بيت عليهم‌السلام اهل عمل و كوشش و فعاليت در راه خدا بوده‌اند و پيروان خويش را از

تنبيلي و بي‌حالي و سستي و ضعف بازداشته و به سعي و تلاش همه جانبه فرا خوانده‌اند. امام

عسگري عليه‌السلام شيعيان را به اجتهاد در راه خدا و براي خدا دعوت كرده‌اند. راغب اصفهاني در

تعريف اجتهاد نوشته است: الاجتهاد اخذ النفس ببذل الطاقه و تحمل المشقه (المفردات في غريب

القرآن، ماده جهد، ص 101) “اجتهاد” و ادار كردن نفس به كار با تمام طاقت و توان و تحمل سختي و

رنج است. بنابراين در واژه “اجتهاد” كوشش با تمام نيرو و سعي فراوان و انجام كارها با تمام توان و

سختكوشي و تلاشگري و زحمتكشي جاري است. شيعه اهل بيت‌عليهم‌السلام بايد مجاهد در

راه خدا و تلاشگر بزرگ و عنصر فعال و با نشاط و ساعي با حداكثر قدرت باشد و همين كار و فعاليت

راه رسيدن به پيشرفت و توسعه و چشم‌انداز و تمدن اسلامي است. كوشش فراوان با انگيزه و

جهت الهي شعار و صفت شيعيان است و “تلاشگري” براي خدا سفارش امام حسن عسكري

عليه‌السلام مي‌باشد.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/223772/%D8%AA%D9%88%D8%B5%D9%8A%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%D9%8A-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B9%D8%B3%D9%83%D8%B1%D9%8A-%D8%B9-%D8%A8%D9%87-%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%8A%D8%A7%D9%86

اشتراک گذاری این مطلب!

سفارش پیامبر (ص)به زنان

یکی از همسران پیامبر ( ص ) می گوید از رسول خدا ( ص ) شنیدم که می فرمود: بهترین مردان امت من کسی است که نسبت به همسر خود بهترین رفتار را داشته باشد و بهترین زنان امت من کسی است که نسبت به شوهرش بهترین کردار را داشته باشد . هر زنی که آبستن می شود ، هر شب و روزی که بر وی می گذرد برابر با هزار شهید اجر و پاداش دارد . بهترین زنان امت من زنی است که در آنچه معصیت نباشد رضای شوهر خود را بدست آورد و بهترین مردان امت من مردی است که با خانواده اش به لطف و مدارا زندگی کند .
چنین مردی هر روزی که بر او بگذرد اجر صد شهید را دارد . در این هنگام شخصی گفت ، یا رسول الله ! چگونه می شود زنی که رضایت شوهرش را بدست آورد اجر هزار شهید و مردی که با خانواده اش مدارا کند اجر صد شهید را داشته باشد ؟ پیامبر فرمود : بدان که اجر زنان نزد خداوند بیش از مردان است ، به خدا سوگند که ستم شوهر نسبت به زن بعد از شرک به خدا بزرگترین گناهان است. نسبت به رفتار با زنان و یتیمان از خدا بترسید که خداوند به خاطر ایشان شما را موأخذه می کند . هر که به این دو نیکی کند رحمت الهی نصیب او شود و هر که بدی نماید مورد خشم الهی واقع می شود .

منبع:http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-12-03-09-56-58/item/30019-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85–%D8%B5

اشتراک گذاری این مطلب!

روایت رهبر انقلاب از نامگذاری هفته وحدت

دستگاه‌ها نمی‌خواستند تلاشی از سوی ما انجام بگیرد، لذا مسئله هفته وحدت ـ ولادت نبی اکرم در ۱۲ ربیع‌الاول به روایت اهل سنت و در ۱۷ ربیع‌الاول به روایت شیعه ـ به ذهنمان رسید و آن را در ایرانشهر عملی کردیم.

 امروز، دوشنبه 22 آذرماه و 12 ربیع الاول همزمان با آغاز هفته وحدت میان مسلمانان جهان است. امام خمینی (ره) فاصله میان 12 ربیع‌الأول را که سالکَرد ولادت پیامبر اکرم (ص) بنابر روایات اهل سنت تا 17 ربیع‌الأول که تاریخ ولادت رسول‌الله محمد (ص) بنا بر روایات موجود در شیعه است، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری کرده است.

در همین راستا، ارکَانی رسمی هم با نام (مجمع تقریب بین مذاهب اسلامی) رسماً الان در حال فعالیت است و هر ساله کنفرانسهایی از جمله کنفرانس بین‌المللی وحدت، هر ساله در هفته وحدت در تهران برگزار می‌شود و علمای بزرگ را از کشورهای مختلف دور هم جمع می‌کند.

بیانات رهبر معظم انقلاب را در این باره می‌توانید مشاهده کنید:

«برادران ما، بزرگان نهضت، بزرگان مبارزه‌ انقلابی در آن روز -که هنوز خبری از حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی نبود- در جهت وحدت شیعه و سنی تلاش می‌کردند. من خودم در بلوچستان تبعید بودم. از آن زمان تا حالا با علمای سنیِ حنفیِ شهرهای بلوچستان -ایرانشهر و چابهار و سراوان و زاهدان- با آنهائی که بحمدالله زنده هستند، رفیقیم، نزدیکیم، صمیمی هستیم. من آنجا تبعیدی بودم، دستگاه‌ها نمی‌خواستند بگذارند تلاشی از سوی ما انجام بگیرد؛ اما در عین حال ما گفتیم بیایید کاری کنیم که یک نشانه‌ای از اتحاد شیعه و سنی را در این شهر نشان بدهیم؛ که این مسئله هفته وحدت ـ ولادت نبی اکرم در 12 ربیع‌الاول به روایت اهل سنت، و در 17 ربیع‌الاول به روایت شیعه ـ آن روز به ذهن ما رسید و در ایرانشهر آن را عمل کردیم؛ یعنی از 12 تا 17 جشن گرفتیم. این یک فکر عمیقی بوده است، مال امروز و دیروز نیست».

(بیانات در اجتماع مردم پاوه 90/7/25)

منبع:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/23/1265573/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85?ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه پیامبر(ص) یک یهودی را مسلمان کرد ؟


بهترین شیوه و روش برای تبلیغ و ترویج دین رحمانی اسلام، دعوت مردم با کردار و زبان نیک است.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:
وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا بقره/۸۳
با مردم با زبانِ‏ خوش سخن بگویید.


حکایت؛ یک یهودی از پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم چند دینار طلب کار بود، روزی تقاضای پرداخت طلب خود را نمود، پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم فرمود: اکنون پولی ندارم. یهودی گفت: از شما جدا نمی‌شوم تا طلب مرا بپردازید.

ایشان فرمود: من نیز در اینجا با تو می‌نشینم، به‌اندازه‌ای نشست که نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء و صبح روز بعد را همان‌جا خواند. یاران پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم، یهودی را تهدید کردند ولی حضرت به آن‌ها فرمود: این چه‌کاری است می‌کنید؟ عرض کردند: چگونه یک یهودی شما را بازداشت کند؟ فرمود: خداوند مرا مبعوث نکرده تا به کسانی که معاهده مذهبی با من دارند یا غیر آن‌ها، ستم روا دارم.

صبح روز بعد نیز تا طلوع آفتاب نزد یهودی نشست. در این هنگام یهودی شهادتین را گفت و بعد نیمی از اموال و ثروت خود را در راه خدا داد و سپس افزود: ای رسول خدا! به خدا سوگند کاری که نسبت به شما انجام دادم از روی جسارت نبود، بلکه می‌خواستم ببینم آیا اوصافی که در تورات درباره پیامبر صلی‌الله علیه و آله و سلم آمده است با شما مطابقت دارد یا خیر، زیرا من در تورات خوانده‌ام که محمد بن عبدالله در مکه متولد می‌شود و به مدینه هجرت می‌کند، او درشت‌خو و بداخلاق نیست، با صدای بلند سخن نمی‌گوید، بد زبان و ناسزاگو نمی‌باشد. اکنون به یگانگی خدا و پیامبری شما گواهی می‌دهم و تمام ثروت من در اختیار شما قرار دارد، هر طور خدا دستور دهد، درباره آن عمل کنید

منبع:http://www.jamnews.ir/detail/News/743013?sk=1

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تحقیق و پژوهش در کلام رهبر انقلاب

 

مقام معظم رهبری مدظله العالی


**پژوهش و تحقیق در نظام¬های آموزشی دنیا رکن اساسی و مایه بقای آن است و شاخص رشد و یا عقب ماندگی هر مجموعه آموزشی و تحقیقی، به چگونگی و جایگاه پژوهش آن بر می¬گردد، از این رو برای تحول و پیشرفت در حوزه، باید به نظام پژوهشی آن عنایت ویژه بشود.


دیدار با فضلا و نخبگان حوزه علمیه قم،14/9/74


**تحقيقات‌ و پژوهشهای‌ حوزه¬ی‌ علميه‌ در مسايل‌ فكری‌ بايد به گونه‌ای‌ باشد كه‌ هدايت‌ دينی‌ و جذب‌ مردم‌ را به‌ سوی‌ دين‌ در پی‌ داشته‌ باشد.
بازديد از نمايشگاه‌ مراكز علمی‌،15/7/79.


**يكی از موارد مهمی كه بايد در بحث تحول نظام آموزشی مدنظر قرار گيرد، تقويت روحيه تحقيق و تعميق در علم و دانش است.
دیدار برجستگان و نخبگان علمی، 3/7/87.


**دستگاههای مديريتی دولتی و اساتيد بايد روحيه ی خودباوری و اعتماد به نفس ملی و همچنين اميد به آينده را در مراكز پژوهشی و در ميان جوانان پژوهشگر و نخبه ترويج كنند.
دیدار برجستگان و نخبگان علمی، 3/7/87.


**كار علمى و كار فكرى و كار پژوهشى هم، يك بخشى از معنويات است.
ديدار نخبگان جوان، 14/7/89.


**بدون انواع دانش، اقتدار كشور امكان پذير نيست؛ دانش اقتدار مى‌آورد.
ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور، 6/8/88.

 


**پیشرفت و عزت کشور در گرو تلاش در زمینه علم و پژوهش است.
دیدار استادان دانشگاه ها 9/7/86.

منبع:http://alzahra-shiraz.kowsarblog.ir/?p=179715&more=1&c=1&tb=1&pb=1

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ربیع الاول، ماه شادی اهل بیت(ع)


گرچه در تمام‌ ماه‌ها خداوند همواره برکاتش را برای انسان‌ها ارزانی داشته و تمام ایام پر برکت هستند، اما برخی از روزها و ماه‌ها از ویژگی و شادی افزون‌تری برخوردارند، از جمله این ماه‌ها ماه “ربیع‌الاول” است که به برکت قدوم حضرت رسول (ص)، ماهی پر خیر و برکت است؛ ماهی که آثار رحمت خداوند آشکار است و ذخایر برکات خداوند و نورهای زیبایی او بر زمین فرود آمده است.

 ماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله، اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد ابا عبدالله الحسین(ع) و معرفت کسب کردیم، اکنون وقت آن است که در این بهار به یُمن رویش دوباره‌مان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.انشالله .

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148056732031365

اشتراک گذاری این مطلب!

دو اثر بزرگ امامت امام رضا(علیه السلام) در کلام رهبر معظم انقلاب

 

عمر مبارک امام رضا (سلام‌الله‌علیه) تقریباً پنجاه و پنج سال بوده است؛ - یعنی از سال 148 که سال شهادت امام صادق (علیه‌السّلام) است تا سال 203 - از این مدت پنجاه و پنج سال، نزدیک به بیست سال - تقریباً نوزده سال - مدّت امامت این بزرگوار است؛ اما همین مدت کوتاه را که ملاحظه می‎کنید، تأثیری که در واقعیت دنیای اسلام گذاشت و به گسترش و عمقی که به معنای حقیقیِ اسلام و پیوستن به اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) و آشنا شدن با مکتب این بزرگواران انجامید، یک داستان عجیب و یک دریای عمیقی است.

آن وقتی که حضرت به امامت رسیدند، دوستان و نزدیکان و علاقه‌مندان حضرت می‎گفتند که علی بن موسی در این فضا چه کار می‎تواند انجام بدهد - این فضای شدّت اختناقِ هارونی که در روایت دارد که می‎گفتند: وَ سَیفُ هارونَ تَقطُرُ دَماً؛ خون می‎چکد از شمشیر هارون - این جوان در این شرایط، در ادامه‌ جهاد امامان شیعه و در مسئولیت عظیمی که برعهده‌اش است، می‎خواهد چه بکند؟ این اولِ امامت علیّ‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام است. بعد از این نوزده سال یا بیست سال که پایان دوران امامت و شهادت علیّ‌بن‌موسی‌الرّضا است، وقتی شما نگاه می‎کنید، می‌بینید که همان تفکر ولایت اهل‌بیت و پیوستگی به خاندان پیغمبر آن‌چنان گسترشی در دنیای اسلام پیدا کرده که دستگاه ظالم و دیکتاتور بنی‌عبّاس از مواجهه‌ با آن عاجز است؛ این را علیّ‌بن‌موسی‌الرّضا انجام داده است.

این حرکت امام رضا (علیه‌السّلام) است؛ تا بالاخره مأمون طیّ همان قضایایی که شنیده‌اید و تکرار شده است و می‎دانید، احساس می‎کند که ناچار است علیّ‌بن‌موسی‌الرّضا (علیه‌السّلام) را - که با نیّتهای خاصّ خودش، آن بزرگوار را از مدینه کشانده بود، آورده بود، به خود نزدیک کرده بود و قصد کشتن آن بزرگوار را هم نداشت - برخلاف آنچه تدبیر کرده بود، به شهادت برساند؛ کار قضای الهی و اراده‌ الهی و تدبیر الهی - که پاره‌ تن پیغمبر در این نقطه‌ دوردست از مدینه مدفون بشود که خود این یک تدبیر الهی است، یک مهندسی الهی است - به وسیله‌ دشمنان اهل‌بیت انجام بگیرد.
کار برای اهداف بلند را این‌جوری باید انجام داد؛ نگاه به بلند مدّت را با این انگیزه‌ها، با این نیّتها، با این امیدها باید انجام داد.

منبع: بخشهایی از سخنان مقام معظم رهبری از کتاب «انسان 250 ساله» درباره زندگی امام رضا(ع)https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/10/1253781/%D8%AF%D9%88-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85?ref=shahrekhabar

 

اشتراک گذاری این مطلب!

​فضای مجازی از منظر بزرگان

فضای مجازی از منظر بزرگان:
در فضای مجازی مراقب باش اسیب نبینی - ومعارف حقه را نشر بدهید - و کاری کن تا از مفاسد آن کاسته شود. فضای مجازی محل امتحان هاست .و مسئولیت ما را سنگین تر کرده است. بردگی مدرن در فضای مجازی بسیار است.
عوامل گمراه کننده ،طیف جوانان را نشانه گرفته اند:
فضای فرهنگ و فکرو اندیشه فضای حقیقت است (جوادی آملی).فضای مجازی امروز حرف نخست را در تخریب یا سازندگی می زند پس باید از این ابزار که عامل هدایت یا ضلالت خانواده باشد به نحو صحیح استفاده کنیم.آب مایه حیات است و تکنولوژی غربی مانند اب گل الود است که باید تصفیه شود. اب بهداشتی باید در اختیار مردم قرار گیرد.(مکارم شیرازی)
پدیده اینترنت رسانه سودمند و مضر است(ایت ..سبحانی) در فضای مجازی مراقب وسوسه شیطان باشید - فضای مجازی و خطر سقوط خانواده (ایت ا.. مصباح یزدی) تخریب فرهنگ و تخریب اخلاق و ابزارهای گناه در شیکه اینترنتی و ماهواره ما معتقد به اخلاق اسلامی هستیم و خط قرمزهایی داریم باید انها را پاک کنیم. از فضای مجازی برای تبلیغ دین استفاده کنیم زیرا این بهترین روش در برخورد با خط قرمزهاست.
سبک زندگی در جامعه اسلامی باید جلوه ظاهری اعتقادات و ارزشهای اسلامی باشد . یعنی هر عمل و رفتاری که به هر نحو در نگاه دین ناپسند آید ، مردود باشد.
روانشناسان عقیده دارند که 75 در صد یادگیری از طریق بینایی صورت می پذیرد این مسأله به عنوان اصلی تربیتی در کلام امام صادق (علیه السلام) مشهود است.“کونوا دعاه للناس بغیرالسنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاه و لخیر فان ذلک داعیه”

(حر عاملی ، محمد ، وسائل الشیعه، ج 15، ص 246 ح20403)مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش ونماز وخوبی ببینند” زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند.شبکه های ماهواره ای با دو مؤلفه وارد شدند ،چاشنی عشق و جاذبه حسی که کم کم مخاطبین را به سمت خود می کشانند.این جایگزینی معیارهای غربی به جای ضوابط اسلامی است که غرق شدن در در چنین دنیایی لذت زندگی واقعی را از فرد می گیرد.
مشگلات در فضای مجازی:
بحران هویتی و شخصیتی، تعارض ارزشها،گسترش ارتباط های نا متعارف میان جوانان،فاصله گرفتن نسلها ،ورود به یک زندگی خیالی و افسانه ای،بلوغ زود رس جنسی در اتاق های گفت و گو و شبکه های اجتماعی،ترویج نظام سرمایه داری که در این فضا جایی برای قشر ضعیف و کارگر وجود ندارد.ترویج سکولاریسم ” غفلت زدگی” که دین جنبه شوخی پیدا می کند.یکی دیگر از بحرانها مهدویت و آواتارسازی که در آیین یهود ” حلول خدا ” بوده در قالب انسانی و تجسم عامل الهی “منجی” می باشد که انسان در قالب اسطوره و منجی در زندگی دوم وارد می شود و دیگر منتظر منجی دنیای اول که واقعی است قرار نمی گیرد.
عوارض فضای مجازی
کاهش تعاملات فرد با همسالان خود ؛ منحرف شدن از مسیر اهداف زندگی واقعی، افزایش ابتلا به افسردگی ، نابودی خلاقیت افراد، بی خوابی، به خطر افتادن فضای خصوصی. ترویج خیانت،تغییر مسیر در ازدواج سالم،دین ستیزی و تقدس زدایی از مساجد و اماکن مقدس،فضای مجازی و تبلیغ فرقه های شرک آمیز.
دنیای مجازی دنیای بدون عقل و تعقل ّ که فراموش کردن خداست و گم شدن در تخیّلات و رویا پردازی است.
فلمّا نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم ابواب کل شیء حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا بغتة فاذا هم مبلسون(انعام 44)

وچون آن چه به یاد ایشان آورده شده بود فراموش کردند در های همه چیز را به روی آنان گشودیم، تا آن که به آن چه به ایشان داده شد ، شادمان شدند (غرق در شادی) در ان هنگام ناگهان آنان را به عذاب فرا گرفتیم.
چه باید بکنیم در ابتلائات داخلیه و خارجیه؟ چه باید بکنیم؟ چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا می شویم؟ فکر این را باید بکنیم، آخر ما چکار کردیم که اماممان ظهورنمی کند؟
اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کنیم و نکردیم و نخواهیم کرد، حاضر نیستم خودمان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم، به این بلاها مبتلا نمی شدیم.اسمش تکنولوژی هست و از تکنولوژی نباید دور ماند امّا چگونه…..؟ تکنولوژی وجود دارد و به روز رسانی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است وایکاش ما افسار آن را در دست می گرفتیم و از بیراهه رفتن آن جلوگیری می کردیم . و در جهت پرورش و تربیت اسلامی از آن استفاده می کردیم.چاره چیست؟ حال باید چکار کرد؟
در درجه اوّل شناخت افراد ، ومشخص شدن اهداف آنان ، که این خودشناسی و توجه به اهداف ، آنان را به تعمق و تدبر وادار می کند وبتدریج راه نجات از مشگلات فضای مجازی و دور شدن از پدیده های انحرافی و تخیّل باوری را به آنان می آموزد.برای پیروزی در این بازار پرهرج و مرج، وظیفه تمام مؤمنین است که دست به دست همدیگر دهند و با ایده های نو و طرح برنامه های پرسود به جذب مخاطبین همت گمارند.

1- طرح اوّل شیوه جذب مخاطب 2- طرح بعدی شناخت عوامل و انگیزه ها 3- طرح سوم شناخت باورها ی غلط و غیر غلط 4- طرح چهارم پرسش و پاسخ 5- طرح پنجم مشاوره 6-طرح ششم تشخیص اهداف 7- طرح هفتم برنامه ریزی 8- طرح هشتم مدیریت 9- طرح نهم نظر سنجی10- طرح دهم مشاوره بر عملکرد ها و رفع معضلات .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

طرز برخورد با اسلام در سه دوره پس از رحلت پیامبر(ص)

 

رحلت رسول خاتم صلی الله علیه و آله موضوعی مهم در تاریخ اسلام است. دلایل متعددی را می توان برای این موضوع نام برد. اما مهم ترین دلیلی که برای این مسئله می توان گفت، موضوع جانشینی ایشان است.

رفتارهای متناقض پس از رحلت رسول اکرم موضوعی بسیار مهم و سرنوشت ساز برای تاریخ اسلام بود. خودرأیی و عدم توجه به دستورات قرآن و سنت و همچنین باب کردن مسائل مختلف که هیچ انطباقی با اسلام نداشت، مسیر اساسی دین را منحرف ساخت و باعث شد که مسائلی در جهان اسلام به عنوان سنت تلقی گردند که حقیقی و واقعی نبودند. پس از رحلت رسول اکرم رفتارهای متناقض و دوگانه نما در اسلام رواج یافت.

بسیاری از سردمداران به علت مصاحبت و همنشینی با رسول خاتم که خود را صحابی می خواندند با معیار و ملاک شخصی و بدون اساس عمل می کردند و این عمل بدون ساختار و ملاک آثار متعددی را از خود برجای گذاشته بود که حتی تا همین عصر حاضر شاهد آن هستیم. اعمالی که ممکن بود هیچ گاه به وقوع نپیوندد. قبیله گرایی یا بهتر بگوییم خویشاوند گرایی شروعی دوباره و جانی تازه گرفت. عباس و ابوسفیان نه به خاطر شناخت مقام و منزلت امیرالمومنین بلکه برای قدرت دست یاری رساندند و در مقابل گروه های دیگر نیز به خاطر منتی که بر اسلام می گذاشتند هر کدام خواستار قدرت و ثروت بودند.(1)

طرز برخورد با اسلام در سه دوره پس از رحلت پیامبر

الف: یکی برخورد مصلحت جویانه دست کم از سر ناآگاهی و تأویل گرایانه که در دوره ی پیش از خلیفه سوم مطرح بود. یعنی خط میانی قریش که ملاحظات مختلفی داشت و از نظر دین شناسی هم نگرش مصلحت جویانه و بدعت گرایانه را دنبال می کرد. دقیقا همین مصلحت اندیشی بود که خط ولایت را به خط خلافت تبدیل کرد.
ب: برخورد سودجویانه با دین و ارائه ی تعبیری اشرافی از آن. همان جیزی که در سوره ی عبس و تولی قرآن از آن نهی کرده؛ یا در آیه ی کنز با آن مقابله نموده و یار در قصص انبیاء آن را مذمت کرده است. از اواخر دوره ی خلیفه سوم، تعبیر اشرافی از دین برای امویان و حتی بسیاری از اصحاب به نظر طبیعی و قابل توجیه درآمد. ادعای این که بیت المال ملک خلیفه است (چون مال، مال الله است و خلیفه هم، خلیفه الله!)(2)
ج: برخورد با احترام و با توجه بسیار امام علی علیه السلام با کتاب و سنت که می توان از آن با عنوان خط اهل بیت علیهم السلام یاد کرد؛ خطی که اسلام را از دریچه ی خود اسلام و منابع اصلی آن یعنی کتاب و سنت می نگرد. آن هم بدور از مصلحت اندیشی ها و بدعت گرایی ها. چنان که وفاداری امام علی علیه السلام به قرآن و سنت نبوی، به خوبی در نهج البلاغه منعکس است. روبرو شدن ایشان با بدعت ها و تصورات مصلحت اندیشانه ی کسانی که معتقد بودند اسلام ناقص است و آنان باید تکمیلش کنند، نشانگر همین نگرش در امام است. وفاداری شخصی به سیره ی نبوی، زندگی ساده، حفظ و حراست از قرآن و حدیث همه نشان از وجود این نگرش در امام علی علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام دارد. برای توجیه این برخوردهای متفاوت - و همچنین به عنوان محصول این قبیل برخوردها با دین - میتوان به مسأله ی ایجاد شبهات در دین اشاره کرد. حتی کم مانده بود که قران را هم ضایع کنند وجود شبهه در شناخت دین و این که کدام نگرش درست است، زمینه اختلاف و فتنه را در جامعه فراهم می کند که کرد.

پس از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله گروهی تلاش کردند تا با نسبت های خویشاوندی که با رسول خاتم داشتند و بدون توجه به آینده ی پیش رو، بر اساس سلیقه شخصی خویش اسلام را پیش ببرند.

سنت گرایی

سنت یافتن یک سری از تعلیمات خلفا پیش از حکومت امیرالمونین موضوعی اساسی در تاریخ اسلام است. مشکل اساسی حکومت امیرالمونین هم همین سنت های نابجا و غلطی بود که پس از پیامبر در میان مردم به ودیعه نهاده شد!!. «سنّت» به معناى شیوه و سیره است؛ مى گویند «سَنَّ الماء؛ آب را پیاپى و آسان ریخت»، «سَنَّ السَّبیل؛ در راه حركت كرد» و «سَنَّ رسولُ اللّه صلى اللّه علیه وآله كذا؛ یعنى رسول خدا صلى اللّه علیه وآله این امر را تشریع و آن را آیین قرار داد». (3)اهل شرع معتقدند كه سنّت نبوى شامل سخن، فعل و تقریر رسول خدا صلى اللّه علیه وآله مى شود و به همین جهت در ادلّه شرع مى گویند: كتاب و سنّت یعنى قرآن و حدیث. پیامبر از خویش سنت های نیکویی برجای گذاشت و آن چیزی بود که بر اساس مراد خداوند یکتا رقم می خورد اما با وجود آنکه  رسول اکرم از وقوع اختلافات فراوان در دوران پس از خود، خبر داده و آن گاه با استفاده از كلمه «فعلیكم» به تمامى افرادى كه آن دوران را درك مى كنند، دستور داده از سنّت ایشان و سنّت خلفاى پس از ایشان پیروى كنند. بنابراین، در همه متون آمده است: «هر كدام از شما كه پس از من زنده بمانید اختلافات فراوانى را خواهید دید، پس به سنّت من و سنّت خلفا… تمسّك جویید». آنان که خلیفه 12 گانه امام را می شناختند، افرادی مانند ابوذر و عمار و مقداد و غیره بر سنت رسول خدا استوار ایستادند و اما آنان که در پی قدرت طلبی و سهم خواهی خویش بودند بدون آنکه اهتمامی به دستور رسول خدا داشته باشند به تحریف خلفای پس از پیامبر پرداختند.(4)
نتیجه آن شد که تعلیمات پیامبر که از آن به عنوان سنت حقیقی یاد می شود به مرور زمان به ورطه فراموشی سپرده شود و مردم آن چنان که شایسته است مقام خلافت حقیقی را نشناسند و بعد از آن ماجرای مهم تاریخی هر یک از خلفای دوازده گانه پیامبر یکی پس از دیگری رقم بخورد.

پی نوشت ها:
1. حلیة الأولیاء: 2 / 17
2. عارضة الأحوذى: 10 / 145
3. النهایة: 2 / 368
4. تاریخ طبری، ج 2، ص164منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148019316049777

اشتراک گذاری این مطلب!

حوزه‏‌ علمیه یک وزنه بسیار بزرگ را از دست داد...

پیکر آیت‌الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی با حضور رییس‌جمهوری و نمایندگان رییس قوه قضاییه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سید حسن خمینی، بسیاری از مراجع عظام تقلید و چهره‌های حوزوی و کشوری تشییع و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) آرام گرفت.

آیت‎الله علیرضا اعرافی - مدیر حوزه‎های علمیه کشور - در حاشیه این مراسم با بیان اینکه «مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع عالیقدر و از شخصیت‌های بنام و موثر در انقلاب اسلامی بود»، در قم گفت: حوزه‏‌های علمیه یک وزنه بسیار بزرگ را از دست داد. آیت‌الله‎العظمی موسوی اردبیلی از چهره‎های بارز دوره معاصر کشور بودند که از دوره جوانی به عنوان یک روحانی اهل فضل و کمال شناخته شده بودند.

وی افزود: ایشان یک عالم و روحانی آشنا با مسایل روز بودند و در نهضت امام راحل پیش از انقلاب اسلامی به عنوان فعال جدی عرصه انقلابی‌گری و فعالیت علمی نقش بارزی داشتند.
مدیر حوزه‎های علمیه کشور بیان کرد: ایشان پس از انقلاب اسلامی نیز در مدیریت جریان انقلاب و عرصه قضا، خدمات بسیار شایانی را به انقلاب و اسلام و کشور ارزانی داشت و در نظریه‌پردازی و فعال کردن فقه در عرصه های مختلف نقش آفرین بود.

آیت‌الله موسوی اردبیلی مسؤولان را در جهت رفع مشکلات مردم نصیحت می‌فرمود

حجت‌الاسلام سید محمد واعظ موسوی - عضو سابق مجلس خبرگان رهبری - در این مراسم با تسلیت رحلت این مرجع تقلید گفت: خبر تاسف بار رحلت عالم مجاهد و فقیه وارسته همه را متاثر کرد. یکی از ویژگی‌های بارز ایشان،حسن خلق و تواضع در برابر مردم بود. مباحث فقهی و اصولی مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی زبانزد بود و شاگردان و دانشجویان متعددی به حلقه علمی آن فقید سعید جذب شده بودند و بسیاری از مباحث ارائه شده از سوی ایشان به عنوان کتاب‌های عمیق و مرجع دراختیار دانش پژوهان قرار دارد.

رییس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه افزود: آن مرجع فقید به عنوان یک عالم ربانی و فقیهی مجاهد، قریب به ۸۰ سال از عمر شریف خود را در حوزه‌های علمیه برای حفظ کیان شیعه، انجام وظیفه و ادای تکلیف سپری کردند.

وی خاطرنشان کرد: آن مرحوم عمر خود را وقف دیانت، فرهنگ و مسائل انقلاب و مبارزه کرده بود و دانشگاه مفید و برخی از حوزه‌های علمیه به عنوان باقیات و صالحاتی است که برای خود بعد از مرگ به یادگار گذاشته است. ایشان بعد از پیروزی انقلاب نیز مورد اعتماد خاص رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و مسؤولیت‌های خطیری را در مجلس خبرگان و به عنوان دادستان انقلاب و ریاست دیوان را بر عهده گرفت و به خدمت پرداخت.

حجت الاسلام واعظ موسوی ادامه داد: پس از ارتحال امام نیز به قم بازگشت و به تالیف و تدریس و پژوهش پرداخت و در جهت تربیت طلاب اهتمام ورزید و چکیده‌های علمی خود را به صورت تالیفات باارزش ارائه داد.

رییس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه با بیان اینکه هم اکنون تالیفات ایشان در اختیار اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و علاقه‌مندان به علوم قضا است، ادامه داد: آیت الله موسوی اردبیلی شخصیتی مردمی داشت و با مراتب عاطفه و قدرشناسی از مردم، با آن‌ها مواجه می‌شد. همراهی ایشان با رهبری و عنایتی که معظم له به ولایت داشت، قابل توجه بود و ایشان در عرصه‌های مختلف اجرایی، قضائی، علمی و پژوهشی پیشگام بود. معظم له در قبال مردم با تواضع بی‌نظیری رفتار می‌کرد و همواره مسؤولان را در جهت رفع مشکلات مردم نصیحت می‌فرمود و از دغدغه‌های ایشان رسیدگی به امور مردم از سوی مسؤولان بود.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148006656026599

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روح فرد منتظر، جمعه ها اندوهگین می شود...

حجت الاسلام و المسلمین عباس نصیری فرد عضو کمیسیون سبک زندگی شورای انقلاب فرهنگی گفت: تمامی ما شیعیان به طور ذاتی، عشق و علاقه ای نسبت به امامان معصوم (علیه السلام) داریم، گرچه ممکن است چندان شناخت ظاهری در این زمینه وجود نداشته باشد، اما علاقه قلبی ما به طور یقین وجود دارد و در ذهن فرد دوستدار اهل بیت (علیه السلام) معرفت شهودی جریان دارد.

وی ادامه داد: چنین افرادی اغلب، معرفت شهودی دارند که به معنای برخورداری از شناخت قلبی است.

رئیس اندیشکده راهبردی مطالعات “جهان” تصریح کرد: معرفت شهودی به این معنا است که وقتی مشکلی برای فرد علاقمند به خاندان اهل بیت (علیه السلام) به وجود می آید، برای کسب آرامش به زیارت امامان معصوم همچون امام رضا(علیه السلام) می رود.

وی در ادامه صحبت های خود اظهار کرد: بر اساس آنچه در روایت ها آمده، به دلیل اینکه روح انسان در روزهای جمعه منتظر ظهور و رسیدن به مطلوب است و از سویی دیگر، به دلیل آنکه چنین اتفاقی رخ نمی دهد ، نوعی غم، انسان و وجودش را فرا می گیرد.

این کارشناس علوم قرآنی یادآور شد: اینکه غم، دل یک منتظر حقیقی را فرا می گیرد به آن دلیل است که یک نوع شناخت قلبی در چنین فردی وجود دارد.

وی خاطرنشان کرد: اندوهگین شدن فرد منتظر در روزهای جمعه، جدا از موضوعی مانند تعیین زمان ظهور از سوی برخی افراد است چرا که به طور یقین چنین اشخاصی، در زمره منتظران واقعی ظهور قائم‌ آل محمد (صلی الله علیه و اله) قرار نمی گیرند.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148006254000631

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شاخصه های بسیجی از منظر امام خمینی(ره) و امام خامنه ای(دام عزه)

با مرور اراء و نظرات این دو بزرگوار می توان موارد زیر را به عنوان مهمترین شاخصه های نگرش بسیجی برشمرد:

1-اهل ارتباط با خدا

2-اهل اخلاص در عمل

3-اهل کار برای رضای خدا

4-اهل گمنامی و بی نشانی

5-اهل حضور در صحنه

6-اهل عمل مجاهدانه

7-اهل زندگی شهادت طلبانه

8-اهل تلاش عاشقانه و مومنانه

9-صاحب اراده و همت بلند

10-پیشرو بودن و خط شکنی

11-دغدغه مندی و مسئولیت پذیری

12-عدالت خواه

منبع:

کتاب سال صادقین95/9/3

                               

       (بسیج تحقق آرمان هاست…. مقام معظم رهبری(دام عزه))      

اشتراک گذاری این مطلب!

سخن امام حسین(ع) درباره ثواب سرپرستی و آموزش دادن یتیم

امام حسين عليه السلام فرمودند: هر كس يتيمى از ما را كه به سببِ در خفا و استتار بودن ما، به ما دسترسى ندارد سرپرستى كند و از علوم ما كه نصيب او شده است در اختيار وى بگذارد و او را راهنمايى و هدايت كند،
خداوند عزّ و جلّ فرمايد: اى بنده كريم و غم خوار! من به كرم و بخشندگى از تو سزاوارترم.
اى فرشتگان من! به تعداد هر حرفى كه به او آموخته است، هزار هزار قصر در بهشت ها برايش بسازيد و از ديگر نعمت هايى كه در خور اين قصرهاست به آنها اضافه كنيد.

متن حدیث:

الإمامُ الحُسَينُ عليه السلام: مَن كَفلَ لَنا يَتيما قَطَعَتهُ عَنّا مَحَبَّتُنا باستِتارِنا، فَواساهُ مِن عُلومِنا الّتي سَقَطَت إلَيهِ حتّى أرشَدَهُ و هَداهُ، قالَ اللّه ُ عَزَّ و جلَّ: أيُّها العَبدُ الكَريمُ المُواسِي، أنا أولى بِالكَرَمِ مِنكَ، اِجعَلوا لَهُ يا مَلائكتي في الجِنانِ بِعَدَدِ كُلِّ حَرفٍ عَلَّمَهُ ألفَ ألفِ قَصرٍ، و ضُمُّوا إلَيها ما يَليقُ بِها مِن سائرِ النِّعَمِ.

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/658498/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%B3%D8%AE%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%B9-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%D8%B1%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DB%8C-%D9%88-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%86-%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D9%85

اشتراک گذاری این مطلب!

بسیج از دیدگاه مقام معظم رهبری


مقام معظم رهبري فرمودند:

1- بسيج متن ملت است:

«بسيج متن ملتي است كه در مراكز نظامي و اجتماعي و ديني و آموزشي حضور دارد، بسيج متن ملتي است كه در سايه آموزش، سلاح به دست گرفته و در وقت نياز كشور، همراه نيروهاي مسلح بيشترين و سنگين ترين بار را بدوش مي گيرد، چنانچه در دوران جنگ ديده شد.»

2- بسيج تكليف گرا و وظيفه محور است:

بسيج يعني حضور در ميدانهايي كه نظام اسلامي، وظيفه انساني و الهي و نيازهاي كشور، حضور او را در آن ميدانها، لازم مي داند و او را به آنها فرا مي خواند.»

3- بسيج الگوي ملتهاي ديگر است:

«بسيج يكي از برجسته ترين مسائلي است كه حكمت امامبزرگوار در آن ، آشكار شد و بي ترديد بسيج مانند هر حركت خردمندانه ملت ايران كه بر اسلام و مباني منطقه استوار باشد، براي ملتهاي ديگر يك الگو و سرمشق خواهد بود و تبليغات خصمانه استكبار نمي تواند مانع از الگوپذيري ملتها از انقلاب اسلامي شود.»

در هر مجموعه اي كه افراد آن عضو بسيج هستند؛ از جهت خدمت به انقلاب نسبت به ديگران برتر و مقدم ترند زيرا هرگاه خطري نظام را تهديد كند، سينه بسيجي سپر انقلاب خواهد شد. بنابراين هركس وارد اين عرصه شد، با ارزش ترين افراد جامعه است.

4- عرصه حضور بسيج، نياز و مصالح كشور است:

«ولي امر مسلمين در مقاطع مختلف ويژگي هاي بسيج و مصاديق شايسته آن را مورد اشاره قرار داده و چنين توصيف مي نمايد «بسيجي بودن، يعني فعال بودن، در ميدان عمل رفتن، متعالي كار كردن، سرما و گرما را تحمل مي كند و از لذتهاي شيرين زير دندان هر انسان براحتي چشم مي پوشد. بسيجي آرمانگرا و با اخلاص و با گذشت و در هر ميداني تن به كار بده است.»

5- بسيجيان با ارزش ترين افراد جامعه هستند.

«در هر مجموعه اي كه افراد آن عضو بسيج هستند، از جهت خدمت به انقلاب نسبت به ديگران برتر و مقدم ترند زيرا هرگاه خطري نظام را تهديد كند، سينه بسيجي سپر انقلاب خواهد شد. بنابراين هركس وارد اين عرصه شد، با ارزش ترين افراد جامعه است و بايد به اين توفيق افتخار كند. من هم افتخار مي كنم كه يك بسيجي باشم، بعنوان يك بسيجي، هر جا كه انقلاب به وجود من بايد داشته باشد، حاضرم خدمت كنم، همه بايد به اين عضويت افتخار كنيم، چون اساس ترين كار انقلاب را بسيج انجام مي دهد.»

6- بسيج يعني حضور مقتدرانه مردم:

«بسيج به معناي حضور سازمان يافته و مقتدرانه مردم در صحنه هاي انقلاب و كنترل كننده اوضاع و مقابله كننده با معار ضين انقلاب است.»

منبع:http://shohada-takhribchi.blogfa.com/post/70/%D8%A8%D8%B3%D9%8A%D8%AC-%D9%88-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%A8%D8%B3%D9%8A%D8%AC%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B8%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%D9%8A

اشتراک گذاری این مطلب!

بسج در قرآن ...


یَأَیهَا الَّذِینَ ءَامَنُوا خُذُوا حِذْرَكمْ فَانفِرُوا ثُبَاتٍ أَوِ انفِرُوا جَمِیعاً(71نساء)

ترجمه:

71 -اى كسانى كه ایمان آورده‏ اید آمادگى خود را ( در برابر دشمن ) حفظ كنید و در دسته‏ هاى متعدد یا به صورت دسته واحد ( طبق شرایط موجود ) به سوى دشمن حركت نمائید .

نکته :

در آیه‏ ى 70، اطاعت از خدا ورهبرى معصوم و حاکمیّت پیامبر، و در این آیه، ضرورت هوشیارى و آمادگى رزمى براى امّت اسلامى و رهبرى حقّ مطرح است.

«حِذْر»، به معناى بیدارى، آماده باش و وسیله دفاع است.

«ثُبات»، جمع «ثُبه»، به دسته‏هاى پراکنده (شامل گروه‏هاى پارتیزانى که دشمن را گیج و تمرکز فکرى او را سلب مى‏کند) مى‏گویند.

مسلمانان باید مرزهاى کشور خود را حفظ کنند. عمل به این آیه، رمز عزّت و غفلت از آن، رمز سقوط و شکست مسلمانان مى‏باشد.

پیام ایه:

1- مسلمانان باید در هر حال آماده و بیدار باشند، و از طرحها، نفرات، نوع اسلحه، روحیّه، همکارى داخلى و خارجى دشمنان آگاه باشند و متناسب با آنها طرح بریزند و عمل کنند. «یا ایها الّذین آمنوا خذوا حذرکم»

2- آمادگى رزمى در سایه‏ى ایمان ارزش دارد. «یاایّها الّذین آمنوا خذوا حذرکم»

3- مسلمانان باید بسیج شوند. «انفروا جمیعاً»

4- مسلمانان باید از تاکتیک‏هاى مختلف، براى مقابله با دشمن استفاده کنند. «ثبات او انفروا جمیعاً»

5 - شیوه بسیج و مبارزه را خودتان تعیین کنید. «ثبات او انفروا جمیعاً

منبع:تفسیر نور .حاج آقای قرایتی

اشتراک گذاری این مطلب!

سلام به امام حسین (علیه السلام) از راه دور نیز به ایشان می رسد...

حجت الاسلام و المسلمین محمد علی رضایی کارشناس علوم قرآنی گفت: برای اینکه تمام زائران امام حسین (علیه السلام) سالم از کربلا بازگردند، آرزوی سلامتی می کنیم.

وی ادامه داد: اربعین به عنوان یک شعار اساسی برای اسلام و شیعه مطرح شده و درحالی که دنیای کفر تلاش می کند تا در جهت تضعیف شیعه در دنیا فعالیت داشته باشد، حضور مردم در راهپیمایی اربعین هر سال بیش از سال گذشته در جهت از بین بردن هدف دنیای کفر، تأثیر می گذارد.

حجت الاسلام و المسلمین رضایی همچنین اظهار کرد: حضور پرشور مردم در راهپیمایی اربعین یکی از کارهای ارزشمندی است که خود ، یک عبادت محسوب می شود و نقش بسزایی در پاسخگویی به دشمنانی دارد که در جهت تضعیف شیعه فعالیت های خود را تنظیم کرده اند.

وی در ادامه صحبت های خود تصریح کرد: شیعیان همیشه آماده هستند تا با استفاده از اراده و اعتقادشان، در زمینه های حساس گام بردارند و نمونه این موضوع را می توان در عرصه عزاداری سید و سالار شهیدان (علیه السلام) مشاهده کرد.

این کارشناس علوم قرآنی با اشاره به مهمترین اعمالی که برای روز اربعین مورد سفارش قرار گرفته، توضیح داد: خواندن زیارت اربعین در روز اربعین که یکی از علامت های مومن محسوب می شود، از ارزش بسیاری برخوردار است.

وی یادآور شد: اگر فردی امکان خواندن زیارت اربعین را پیدا کند، باید تلاش کند تا به مضمون این زیارت هم توجه داشته باشد.

حجت الاسلام و المسلمین رضایی همچنین گفت: خواندن زیارت عاشورا در روز اربعین هم از اهمیت بسیاری برخوردار است چرا که شیعیان با این عمل سعی می کنند به یاد امام حسین (علیه السلام) و یاران باوفای آن حضرت باشند.

وی تصریح کرد: باید توجه داشته باشیم که روز اربعین را به عنوان یک شعار مهم برای شیعه حفظ کنیم و از این جهت تعطیلی روز اربعین فرصت بسیار مناسبی را جهت حضور افراد در مراسم های عزاداری سید و سالار شهیدان (علیه السلام) فراهم می آورد.

این کارشناس علوم قرآنی اظهار کرد: براساس آنچه در روایت ها آمده هر کس در هر نقطه از دنیا به امام حسین (علیه السلام) سلام کند ، فرشتگانی از طرف خداوند مامور می شوند تا این سلام را به امام سوم (علیه السلام) برسانند و لازم نیست که آن فرد حتماَ در کربلا حضورداشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: همچنین افرادی که به قصد زیارت سید الشهداء (علیه السلام) راهی کربلا می شوند، فرشته های بی شماری برای آن ها طلب آمرزش می کنند تا زمانی که این افراد از کربلا بازگردند .

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147963744098771

اشتراک گذاری این مطلب!

امام حسین(ع) و یاران‌شان روحیه خودباوری را به جامعه بشری پمپاژ کردند.

نماینده مردم درود و ازنا در مجلس گفت: ملت ایران با حضور پرشور در راهپیمایی اربعین حسینی همواره نشان داده است با تبعیت از ولی فقیه خود آزادگی، عزت و استقلال خود را به جهانیان نشان دهد.

مجید کیان‌پور  گفت: ملت ایران ملتی آزاده هستند که با اقتداء به سالار آزادگان عالم با شور و اشتیاق فزاینده‌ای پای در مسیر زیارت قبور ائمه اطهار در عتبات عالیات می‌گذارند. امام حسین(ع) و یاران با وفای ایشان با ایجاد نهضت عاشورا روحیه خودباوری و ایثار را به جامعه بشری پمپاژ کردند.

این عضو کمیسیون عمران مجلس با اشاره به جنبه‌های عاطفی و ایثار دین اسلام، گفت: دین اسلام با وحدت، یگانگی، رافت و مهربانی در پی پیشبرد اهداف عالی انسانی بین جوامع بشری است اما دشمنان اسلام به ایجاد گروه‌های تکفیری از خدا بی‌خبر همواره تلاش کرده‌اند مسلمانان را خشن و وحشی معرفی کنند. حضور پرشور و سرشار از عاطفه و محبت و انسانیت زائران و مجاوران اهل بیت(ع) و استقبال صمیمی و گرم مردم عراق از زوار مسلمان ایرانی به جهانیان نشان می‌دهد که دینی که توسط برخی مسلمان‌نماها در بدترین وضعیت و وحشی‌ترین حالت نشان می‌دهد، اسلام نیست.

وی افزود: حرکات غیرانسانی و وحشیانه  تکفیری‌ها، سلفی‌ها و داعشی‌ها را هیچ دین، کیش و آیینی تایید نمی‌کند. اقدامات ضدانسانی داعشی‌ها جز منفورترین حرکت‌ها از دیدگاه اسلام ناب محمدی است.

وی خطاب به مسئولان فرهنگی کشور خواستار عمل به فرمایش بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در «صدور انقلاب اسلامی ایران به جهان» شد و خاطرنشان کرد: در کنار عمل به این فرمایش امام خمینی(ره) باید تلاش کنیم تا فرهنگ ایرانی اسلامی خود را به دنیا نشان دهیم. مسئولان فرهنگی کشور می‌توانند از ظرفیت پیاده‌روی اربعین استفاده کنند تا فرهنگ خودباوری را در برابر مستکبران و عُمال دست نشانده آنان در جوانان ایرانی و جوانان سایر ملل اسلامی که در مراسم عظیم اربعین حضور می‌یابند، تقویت کنند.

نماینده مردم درود و ازنا در مجلس تقویت روحیه خودباوری به ویژه در حوزه‌های اقتصادی را ضروری دانست و افزود: با ایجاد روحیه امید و خودباوری در جوانان و کارآفرینان کشور باید تولید علم و بومی‌سازی آن را از طریق درونی‌کردن دانش غیربومی در قالب سیاست‌های اقتصادی مقاومتی عینیت ببخشیم. اقتصاد مقاومتی آینده کشور را تضمین می‌کند.

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/14795314808975

اشتراک گذاری این مطلب!

حضرت زينب، خداي متعال را در همه چيز و همه جا مي ديد.



«ما رأيت الا جميلاً» يعني من به جز زيبايي چيزي نديدم و آنچه مشاهده كردم همگي زيبا بود.

پس از حادثه كربلا وقتي زن و فرزندان شهدا را، به همراه حضرت زينب به اسارت به نزد عبيدالله بن زياد بردند، او كه خود را پيروز اين نبرد مي ديد، براي اينكه زخم زباني به اهل بيت امام حسين ـ عليه السّلام ـ بزند رو به حضرت زينب ـ سلام اللّه عليها ـ كرد و گفت: خدا را شكر مي كنيم كه او شما را رسوا كرد و تكذيب نمود. حضرت هم در پاسخ، اين جمله معروف خود را به زبان آوردند كه « والله ما رأيت الا جميلاً»: آن چه براي ما اتفاق افتاد رسوايي نبود بلكه همه زيبا بود و در ادامه هم فرمودند: شهداي كربلا كساني بودند كه خداوند، شهادت را براي آنها انتخاب كرده بود، و در روز قيامت، تو را به همراه آن ها در يك جا جمع كند تا هر كدام دليل خود را بياوريد، و آن وقت خواهي ديد كه چه كسي پيروز است.

به طور كلي انسانهايي كه به روز قيامت اعتقاد ندارند و به دنبال پول و ثروت و مقام هستند و به دستورات خداوند گوش فرا نمي دهند، گمان مي كنند كه پيروزي، در زنده بودن و رسيدن به پول و مقام است، به همين دليل هم بود كه، ابن زياد خود را پيروز مي ديد چون توانسته بود امام حسين ـ عليه السّلام ـ و يارانش را به شهادت رسانده و اموالشان را غارت كند. امّا غافل از اين كه، پيروزي و رسيدن به سعادت در نزد خداوند، ‌انجام دادن دستوراتي است كه او براي ما انسانها معين فرموده، و هر كس از آن دستورات سرپيچي كند، در واقع شكست خورده، اگرچه به ثروت و مقامي هم برسد. در اين ميان، امام حسين ـ عليه السّلام ـ و اصحاب او بودند كه به فرمان الهي گوش فرا داده و به وظيفه اي كه برعهده آنها گذاشته شده بود به خوبي عمل نمودند، پس آنها بودند كه به پيروزي و سعادت رسيدند و مشخص است كه هيچ چيزي براي آنها شيرين تر و گواراتر و زيباتر از عمل به وظايف الهي نبود، و لذا حضرت زينب ـ سلام اللّه عليها ـ همه آنچه را كه اتفاق افتاده بود را زيبا دانستند چون تك تك وظايف خود را كه خداوند برعهده آنها نهاده بود، به بهترين وجه انجام دادند.

مي توان اين مسئله را به صورت ديگري نيز بررسي و تحلیل نمود به اين طریق كه: امام حسين ـ عليه السّلام ـ و اصحاب ايشان و نيز حضرت زينب، خداي متعال را در همه چيز و همه جا مي ديدند يعني در هر اتفاقي كه براي آنها رخ مي داد، خدا را در آن اتفاق و حادثه با چشم دل مشاهده مي كردند و فرقي هم نمي كرد كه آن اتفاق، آسان و خوشايند باشد يا سخت و مصيبت بار، ولي چون هدف خدا بود و در سختيها هم، خدا را مشاهده مي كردند و خود را به او نزديك مي ديدند، اين سختيها نيز براي آنها زيبا و گوارا بود و لذا حضرت فرمود همه آن مصيبت ها و حادثه هاي تلخ براي ما زيبا بود. هر چه در عالم رخ می دهد تحقق آیات الهی و قوانین اوست . هر که از او تبعیت کند عزیز است ولو این که ظاهرا شکست بخورد و زیر دست و پا بیفتد و هر که نافرمانی او کند ذلیل است اگر چه صاحب مال و مقام باشد. پس به طور خلاصه بايد بگوييم كه هر كس كاري را به عنوان و ظيفه انجام دهد و يا در آن كار و يا اتفاق فقط خدا را مورد نظر داشته باشد آن كار و اتفاق براي او شيرين و زيباست و اين معنا و تفسير همان جمله معروف حضرت زينب ـ سلام الله عليها ـ است.

منابع جهت مطالعه بيشتر: حماسه حسيني، شهيد مطهري، انتشارات صدرا.امام سجاد (خطاب به حضرت زينب ـ سلام اللّه عليها ـ): تو بحمدالله، عالمي هستي كه معلمي نداشته اي (يعني علم تو علمي است كه از جانب خدا به تو عنايت شده است). الاحتجاج، طبرسي، ج 2، ص 305، نشر مرتضي، مشهد

منبع:http://www.shia-news.com/fa/news/46768/%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A3%D9%8A%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D9%85%D9%8A%D9%84%D8%A7%D9%8B-%DB%8C%D8%B9%D9%86%DB%8C-%DA%86%D9%87

اشتراک گذاری این مطلب!

رابطه خواندن زیارت اربعین با نشانه های مومن؟


از جمله روایت شریفه بسیار مشهور امام حسن عسکری علیه السلام که علامات مومن را پنج چیز شمرده است. در زمان غیبت و تاریکی فتنه های آن هرکس می خواهد ببیند که از مسیر منحرف شده یا نشده باید ملاکی برای این سنجش داشته باشد. امام حسن عسکری پنج علامت برای کسی که هنوز قلبش از مسیر حق منحرف نشده است بیان داشته. کسی که همه این پنج علامت در او جمع باشد یعنی نشانه های ایمان را دارد و این پنج نشانه؛ علامت حیات قلب معنوی هر مومنی است. اگر این پنج نشانه موجود نباشد یعنی حیات معنوی قلب؛ دچار مشکل شده است و تا وقتی که زمان هست باید نسبت به احیای این قلب کوشید و ایمان را در آن قلب زنده ساخت.

پنج چیز از نشانه های مومن است انگشتر عقیق را به دست راست کردن، بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در نماز، زیارت اربعین، پنجاه رکعت نماز در شبانه روز و تعفیر بر خاک.

معنای این علامات چیست؟

علاماتی که امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند بسیار در خور توجه هستند که ارتباط این علائم به ایمان چگونه است؟ شاید ارتباط پنجاه و یک رکعت نماز و سجده کردن بر خاک واضح باشد چرا که این دو عمل خضوع و نهایت خشوع در برابر حضرت خالق متعال است، اما انگشتر به دست راست نمودن یا زیارت اربعین چه ارتباطی با نشانه ایمان دارد؟

نگاه تاریخی به علامات مومن

توجه با صبغه تاریخی به دست نمودن انگشتر به دست راست و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم ما را بدانجا می رساند که امام علیه السلام در قالب این دو نشانه نکته ای بسیار مهم را اشاره کرده اند. از آنجا که انگشتر دست راست کردن و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحیم سنت رسول اکرم است و طبیعتا سنت امیر المومنین علیهما السلام نیز می باشد کسانی که در چهره نفاق با پیامبر مبارزه می کردند و در سقیفه حق امیر المومنین را غصب کردند برای محو نمودن نام پیامبر و امیر المومنین علی علیه السلام دست به ایجاد تحریف و بدعت در دین نمودند.

یکی از کار های بسیار مهم این گروه این بود که سنت انگشتر دست راست نمودن را تغییر دادند و آن را به دست چپ نمودند و بسم الله الرحمن الرحیم را از نماز به غیر از سوره حمد حذف نموده و در اول نماز نیز آن را آهسته تلفظ نمودند. هر چند علی الظاهر اصل دین و تظاهر به دین را داشتند و نماز می گزاردند و برای استحباب انگشتر به دست می نمودند، اما مذهبی را درست نمودند که مخالفت با سنت پیامبر اعظم و دشمنی با اهل بیت ایشان رکن رکین این دین داری بود . از این رو

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

افراد آگاه از اسرار الهی سکوت می‌کنند

حجت الاسلام و المسلمین عباس نصیری فرد، عضو کمیسیون سبک زندگی شورای انقلاب فرهنگی در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان گفت: با توجه به مباحثی که درباره تعیین زمان ظهور امام زمان (عج) مطرح شده بود؛ امام باقر (علیه السلام) فرمودند: ” کَذَّبَ الوَقاتون” به این معنا که تعیین کنندگان زمان ظهور دروغ می گویند.

وی ادامه داد: به طور معمول، افرادی که برای ظهور امام زمان (عج) زمان تعیین می کنند، به دنبال آن هستند که خود را منتظری واقعی جلوه دهند در حالی که اگر کسی واقعاَ از اسرار الهی آگاهی داشته باشد، درباره موضوعاتی مهم نظیر زمان ظهورامام دوازدهم (عج) صحبتی را مطرح نمی‌کند.

رئیس اندیشکده راهبردی مطالعات “جهان” در ادامه صحبت‌های خود توضیح داد: به یاد دارم زمانی نزد یکی از علما رسیده بودیم و با آگاهی از اینکه ایشان با امام زمان (عج) در ارتباط بودند، از ایشان پرسش‌هایی را درباره قائم آل محمد(عج) پرسیدیم؛ اما وی مدام تکذیب کرد و این موضوع به معنای آن است افرادی که به واقع، با امام دوازدهم در ارتباط باشند هیچگاه موضوعی را از این ارتباط بیان نمی کنند.

وی همچنین اظهار کرد: در این راستا باید توجه داشته باشیم افرادی که ارتباطی با امام زمان (عج) ندارند و دنبال کسب جایگاه و یا مرید هستند، انحرافات و کج روی هایی را در این زمینه وارد می کنند و از موضوعی که اطلاع ندارند به نادرستی سخن می گویند.

این کارشناس علوم قرآنی خاطرنشان کرد:” افرادی که از روی نادرستی از زمان ظهور آقا امام زمان (عج) و یا ارتباط با ایشان سخن می‌گویند، مفهوم انتظار را نزد دیگران خدشه دار می کنند.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147944724070039

اشتراک گذاری این مطلب!

حضور یکی از مراجع تقلید در پیاده‌روی اربعین...

حضرت آیت الله بشیر النجفی از مراجع تقلید عراق روز گذشته در پیاده روی زائران اربعین در مسیر نجف اشرف به کربلا شرکت کردند.

حضرت آیت الله النجفی در جریان راهپیمای در گفتگو با رسانه ها گفتند: شما رسانه ها از جهان بخواهید بیایند اسلام را از طریق راه غدیر بررسی کنند؛ راهی که امام حسین علیه السلام با نهضت خود آن را ترسیم کرد.

ایشان افزودند: داعش و حامیان و یاران آنها هم بدانند که اسلام واقعی در آغوش امام حسین(علیه السلام) است و از طریق امام حسین(علیه السلام) می توان به اسلام حقیقی دست یافت، بنابراین هرکس اسلام را می خواهد از راه امام حسین(علیه السلام) و راه غدیر می تواند به آن برسد.

حضرت آیت الله النجفی خطاب به زائران اربعین گفتند: شما با قدم گذاشتن در این راه از یاوران خداوند متعال و یاوران پیامبر(صلی الله علیه و اله) به شمار می آیید و امام حسین علیه السلام در روز قیامت شفیع شما خواهد بود.

این مرجع تقلید از مردم عراق به خاطر خدماتی که به زائران ارائه می دهند تشکر و قدردانی کرد و از خداوند متعال خواست به تمام کسانی که در راه برگزاری این زیارت عظیم تلاش می کنند به ویژه به نیروهای امنیتی و اعضای مواکب و هیئت های پذیرایی توفیق و سلامتی عنایت کند و تمام مؤمنان را در هر جا که هستند حفظ و حمایت کند و مردم عراق را در جنگ هایی که با تروریست ها دارند یاری کند.

 

 

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/736417?sk=1

اشتراک گذاری این مطلب!

به روایت "شهید انقلابی مرضیه دباغ"...

مرضیه حدیدچی(دباغ) متولد 1318، از جمله زنان مبارز انقلاب اسلامی است که فعالیت ها و حرکت های سیاسی خود را از سال 46 آغاز کرد؛ وی در طول مبارزات خود، توسط ساواک دستگیر شد و به همراه دخترش در زندان های مخوف رژیم پهلوی شکنجه های سختی را تحمل کرد.

این مبارز انقلاب اسلامی پس از آزادی از زندان به خارج از ایران رفته و در پاریس نیز به عنوان محافظ، حضرت امام خمینی(ره) را همراهی می کند. مسئولیت هایی چون فرماندهی سپاه همدان، 3 دوره نمایندگی مجلس شورای اسلامی و قائم مقامی جمعیت زنان جمهوری اسلامی ایران علاوه بر مبارزات ایثارگرانه و شجاعانه در برگ های ذرین دفتر زندگی این بانوی مجاهد به چشم می خورد. در سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، بخشی از خاطرات این بانوی مبارز انقلابی را که به نقل از خودش در کتاب خاطراتش نقل شده مرور می کنیم.

سال 1352 حدود 2 ماه از شکسته شدن محاصره خانه می گذشت، اما من هیچ گاه از اندیشه لو رفتن و دستگیری فارغ نمی شدم. همسرم در این ایام چون در بازار مشکلاتی برایش پیش آمده بود به توصیه دیگر دوستانش در شرکت ملی ساختمان به عنوان حسابدار مشغول به کار شد و بیشتر ایام دور از خانه و در شهرستان به سر می برد. او شبی پس از سه ماه دوری برای دیدن خانواده اش آمده بود، من نیز تازه از سفر همدان برگشته بودم. چند روزی بود که به خاطر تولد بچه یکی از اقوام که خود در زندان بود به آنجا رفته بودم.

شبی که افراد خانواده دور هم جمع شده از احوال هم سخن می گفتیم ناگهان در خانه به صدا درآمد. دختر بزرگم رفت و در را باز کرد و آمد و گفت «مامان! پرویزخان آمده!» دریافتم که برای دستگیری ام آمده اند. شوهرم را به پشت بام فرستادم و گفتم «با تو کاری ندارند، به دنبال من آمده اند، شما بالای سر بچه ها بمانید!» پرویز و سایر مأموران از من خواستند که بدون سر و صدا همراه شان بروم. بچه ها دورم جمع شده بودند و گریه و زاری راه انداختند و داد می زدند «مامان ما را کجا می برید! مامان ما را نبرید!..».

ساواکی ها می خواستند به هر نحوی که شده آنها را ساکت کنند، می گفتند «با مادرتان کاری نداریم، پاسخ چند سؤال را که داد برمی گردانیمش، شما تا شامتان را بخورید، او برمی گردد!» به محض خروج از خانه در کوچه به فرزند یکی از اقوام داماد بزرگم برخوردم و گفتم «برو به فلانی (که از مرتبطین گروه بود) بگو که مرا بردند. مراقب خانه ما باشد»، مأموری متوجه این گفت وگوی کوتاه شد جلو آمد و سرزنشم کرد که «چرا حرف زدی؟» گفتم «او سلام کرد و من جوابش را دادم حرفی با او نزدم» ماشین شان را نشان داد و گفت «زیادی حرف نزن، برو سوار شو!»

مأموری جلوتر از من در صندلی عقب ماشین نشسته بود، دیدم اگر سوار ماشین شوم آن دیگری هم طرف دیگرم خواهد نشست و من میان آن دو قرار می گیرم. گفتم «من بین دو نامحرم نمی نشینم، به جلو می روم شما سه نفر عقب صندلی بنشینید» با اسلحه تهدیدم کردند «برو بالا! مسخره بازی در نیاور… دو تا نامحرم!» گفتم «بکشیدم ولی من بین دو نفر مرد نامحرم نمی نشینم» هر چه می گذشت زمان به نفع شان نبود، بالاخره همان طور که من می خواستم شد.

به نزدیکی های توپخانه (میدان امام خمینی) که رسیدیم، عینک دودی کاملاً ماتی به من دادند، گفتم «من عینکی نیستم» گفتند «عجب دیوانه ای است این…!» خلاصه عینک را به چشمم زدم و حرف های بی ربطی می زدم، تا خودم را بی خبر نشان دهم و گفتم «آقا هر چه زودتر سؤال های مرا بپرسید، باید زود برگردم، بچه هایم هنوز شام نخورده اند، صبح زود باید برای رفتن به مدرسه بلندشان کنم».

به کمیته مشترک رسیدیم، در کمیته فهمیدم ساواک اطلاعات زیادی از من در دست دارد، این که من با این تعداد بچه و مشکلات زیاد زندگی و با وجود زن بودنم دارای ارتباطات و فعالیت های سیاسی گسترده بودم، حساسیت شان را بیشتر برمی انگیخت.

شکنجه ها با سیلی و توهین و به تدریج با شلاق و باتوم و فحاشی جان فرسا شروع شد. چند بار دست و پایم را به صندلی بستند و مهار کردند و کلاهی آهنی یا مسی بر سرم گذاشته و بعد جریان الکتریسیته با ولتاژهای متفاوت به بدنم وارد می کردند که موجب رعشه و تکان های تند پیکرم می شد. شلاق و باتوم، کار متداول و هر روز بود که گاهی به شکل عادی و گاهی حرفه ای صورت می گرفت. در مواقع حرفه ای آنقدر شلاق بر کف پاهایم می زدند که از هوش می رفتم. بعد با پاشیدن آب هوشیارم کرده مجبور می کردند تا راه بروم که پاهایم ورم نکند. دردی که بر وجودم در اثر این کار مستولی می شد، طاقت فرسا و جانکاه بود.

یک بار وقتی در اثر درد ضربات شلاق بیهوش شدم و دوباره چشم باز کردم، خودم را در داخل اتاقی که در آن یک میز و صندلی بود، دیدم. پشتم به شدت درد می کرد و زخم هایم می سوخت. از وحشت و ترس خود را به دیوار چسباندم تا اگر دوباره برای شکنجه آمدند، پشتم از ضربات شلاق درامان بماند؛ از شدت خستگی چشم هایم را نمی توانستم باز کنم، صدای پایی شنیدم. چشم هایم را نیمه باز نگه داشتم، دیدم مأموری وارد شد خدا عذابش را زیاد کند چشم هایم را کاملاً بستم و به خدا توکل کردم.

مدتی ایستاد و رفت، طولی نکشید که دوباره بازگشت و باتومی در دست داشت؛ جلو آمد و مرا کتک زد؛ وحشی و نامتعادل به نظر می آمد، هر چه می پرسید اظهار بی اطلاعی می کردم. اثر باتوم برقی بر روی نقاط حساس بدن از جمله گوش، لب و دهان به قدری دردناک بود که کاملاً بی حس و بی نفس می شدم.

یک مرتبه…

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

​به احترام کتاب، کلاه از سر برداریم...!

مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان معتقد است: والدینی که به احترام کتاب، کلاه از سر بردارند، نسلی را تربیت خواهند کرد که با کتاب نه تنها بیگانه نیست، بلکه مطالعه‌ آزاد را به عنوان بخش پرنشاط و زنگ تفریح طلایی دنیای کودکانه می‌شناسد.

به گزارش ایسنا به نقل از اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، علیرضا حاجیان زاده در یادداشتی به مناسبت هفته کتاب نوشته است: نام‌گذاری روزها و هفته‌های تقویم، شاید به این خاطر حائز اهمیت باشد که عنوانی تاثیرگذار را مثل قاب بر دیوار ذهن حک می‌کند و ما ناگزیر خواهیم شد تا دست کم لحظاتی را به مفهوم عبارات قاب آویخته بر ذهن، بیندیشیم. هفته‌ کتاب گرچه نامی آشنا برای اهالی فرهنگ کتاب‌خوانی است، اما فرصت مغتنمی‌ است برای پرداختن به سئوال کوتاه و مهم: چرا کتاب؟
در ادامه یادداشت مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آمده است: شاید برای یافتن پاسخ این پرسش کلیدی که مرز میان کتاب خواندن و نخواندن را تعریف می‌کند، بهتر باشد به عنوان چهارمین روز هفته‌ کتاب مراجعه کنیم: کتاب و کودک با شعار «خواندن، آینده‌ای روشن».
به اعتقاد وی، دوران کودکی یکی از شگفت‌انگیزترین مراحل ورود به دنیای کتاب است. کودکان برای تامین نیازهای شناختی و عاطفی خود، به جست‌وجو در محیط پیرامون خود می‌پردازند و تحقیقات روان‌شناسان نشان داده است در خانواده‌هایی که کتابخانه به مفهوم عام آن از جایگاهی ویژه برخوردار است و کتاب نه به عنوان کالایی تزئینی که به مثابه‌ دریچه‌ای برای شناختن و کشف کردن و لذت بردن، در اختیار کودکان قرار گرفته است، مراحل رشد را بسیار بهتر از کودکانی طی خواهند کرد که دچار فقر و قحطی کتاب هستند.
مدیرعامل کانون بر این باور است که حتا لمس کتاب‌های کاغذی و تورق کتاب‌های کودک، چنان تاثیر چشم‌گیری بر کشف جهان اطراف و بهبود رشد عاطفی کودکان دارد که توصیه شده، کتاب‌های کودکان بدون واهمه از خطر آسیب دیدن ظاهر کتاب، در ققسه‌ای قابل دسترس قرار گیرد.
حاجیان‌زاده در این پیام افزوده است: والدینی که فرزندانشان را ماهی یک بار به کتاب‌فروشی می‌برند و خود اهل مطالعه و برپایی کتابخانه‌ای کوچک در خانه هستند، متوجه خواهند شد که هوش عاطفی و محیطی کودکانشان به مرور دچار جهشی محسوس خواهد شد و به تدریج فرهنگ مطالعه‌ آزاد و غیردرسی به عنوان اصل مهمی در آموزش غیررسمی و در کنار مطالعه‌ مدرسه‌ای فرزندانشان نقش خواهد بست.
او بر ضرورت مطالعه غیردرسی نیز تاکید کرده و آورده است: خواندن کتاب‌های شعر، ‌داستان،‌ تاریخی، علمی و هر آنچه بخش کنجکاو ذهن فعال را با پاسخی قابل قبول مواجه کند، علاوه بر این‌که سبب آرامش ذهن و راهی برای مقابله با استرس‌های خاص دوران کودکی و نوجوانی خواهد بود، گنجینه‌ لغات کودکان را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش خواهد داد و کودکان را با مفهوم انگیزه و مهارت‌افزایی روبه‌رو خواهد کرد.
در ادامه این یادداشت همچنین آمده است: به یاد داشته باشیم که کودکان در هر سنی از نوپایی تا آستانه‌ ورود به دنیای نوجوانی نیاز به الگوهای رفتاری دارند و به طور طبیعی این الگوها را در محیط زندگی خود یافته و از آنان نقش‌پذیر خواهند بود. کتاب راه مطمئنی است برای شناخت الگوها. و یکی از مهم‌ترین دلایلی که مراقبت والدین را برای تامین منابع مطالعاتی توجیه می‌کند، همین انتخاب الگوهای رفتاری است.
مدیرعامل کانون تصریح کرده است: امروزه با هجوم شبکه‌های مجازی و منابع تصاویری به جای مکتوب، رغبت کودکان به مطالعه بیش از پیش کم‌رنگ‌تر شده و یکی از جدی‌ترین خطرهایی که دنیای کودکان را تهدید می‌کند، آسیب غیرقابل جبران، انتخاب الگوهای رفتاری نامناسب است.
در پایان یادداشت مدیرعامل کانون آمده است: شاید بهتر باشد یک‌بار دیگر شعار زیبای هفته‌ی کتاب امسال را با هم مرور کنیم: ایران می‌خواند… به یقین آنچه می‌تواند کودکان را به مطالعه دعوت کند، با هم خواندن و همراهی پرنشاط و پویا و صمیمی خانواده است. بیایید برای هدایت فرزندانمان به سوی آینده‌ای روشن، درهای خانه‌هایمان را به روی کتاب‌ها باز کنیم.
روز پنج‌شنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۵ در جریان برگزاری بیست و چهارمین دوره هفته کتاب جمهوری اسلامی ایران روز «کتاب و کودک» نام‌گذاری شده است.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147938430086018

اشتراک گذاری این مطلب!

با هر قدم در پیاده روی اربعین گناه انسان پاک می شود...

حجت الاسلام و المسلمین علی اکبر شمس زاده مسئول مرکز پاسخگویی به مسائل شرعی حرم مطهر “حضرت معصومه(سلام الله علیها)” در گفت و گو با خبرنگار گروه فرهنگی خبرگزاری میزان گفت: در رابطه با فضیلت زیارت اربعین روایت های بسیاری داریم که در یکی از مشهورترین این روایت ها از امام حسن عسگری (علیه السلام) آمده است: “مومن پنج خصوصیت دارد که یکی از آنها زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) است".

وی ادامه داد: زیارت “امام حسین(علیه السلام)” شرایط خیلی خاصی ندارد اما نکته مهم این است که باید با خلوص نیت و با معرفت باشد.

حجت الاسلام والمسلین شمس زاده در ادامه صحبت های خود یادآور شد: درباره معرفت در زیارت، انسان باید بداند که به کجا می رود و برای چه چیزی این سفر را آغاز کرده است، همانطور که وقتی انسان تصمیم دارد به ملاقات یک انسان بزرگ برود و شرایط خود را مهیا می کند، برای زیارت سید و سالار شهیدان نیز باید با فکر قبلی و با تجهیز خود گام بردارد.

وی همچنین اظهار کرد: در پیاده روی اربعین و ارزش و فضیلت این پیاده‌روی تاکید بسیاری شده، همانگونه که اشاره شده برداشتن هرقدم در پیاده روی اربعین برابر با پاک شدن ده گناه از انسان است.

مسئول پاسخگویی به مسائل شرعی حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) تصریح کرد: با توجه به اینکه جابربن عبدالله انصاری به عنوان یک انسان اصیل که تشکیلات بنی امیه را در هم ریخت، برای نخستین بار به زیارت اربعین امام حسین (علیه السلام) رفت و از این جهت این زیارت بسیار مورد توجه قرار گرفت.

وی افزود: غسل کردن و خواندن نماز زیارت و همچنین زیارت اربعین و زیارت عاشورا که در مفاتیح الجنان آمده، از جمله مهمترین اعمالی است که برای روز اربعین به‌ آن ها اشاره شده است.

این کارشناس علوم قرآنی با اشاره به خاطره هایی که از زیارت حرم حضرت سید الشهداء (علیه السلام) و حضرت قمر بنی هاشم (علیه السلام) در ذهنش نقش بسته، توضیح داد: بنده طلبه نجف بودم و در محضر امام خمینی (ره) حضور پیدا کردم و به همین دلیل سعادتی نصیبم شده تا بسیار زیاد به زیارت امام سوم (علیه السلام) بروم.

وی تصریح کرد: به یاد دارم یک مرتبه که همراه با دو سید در فاصله سه فرسخی کربلا حضور داشتیم و به قصد زیارت گام بر می داشتیم باران شدیدی گرفت و به همین دلیل میهمان یک قبیله شدیم که آن ها به خوبی از ما پذیرایی کردند.

حجت الاسلام و المسلمین شمس زاده خاطرنشان کرد: قبیله ای که در مسیر کربلا میهمان آن ها شده بودیم در بیان وقایع رخ داده در زندگیشان با تاکید بسیار به این نکته اشاره کردند که هر چه در زندگیشان دارند، از امام حسین (علیه السلام) است. لزوم توجه به اینکه انسان برای زیارت حضرت “اباعبدالله الحسین(علیه السلام)” به چه نقطه پرفضیلتی قدم می گذارد اهمیت بسیار زیادی دارد.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147927054018732

اشتراک گذاری این مطلب!

​وقتی راس الحسین راهبی را مسلمان کرد...

بعد از واقعه عاشورا تعدادي از لشکريان ابن زياد به فرماندهی خولی، سر امام حسين (علیه السلام) را به سمت شام حرکت دادند تا به نزد يزيد برده و جايزه بگيرند.

آنان سر را داخل صندوقي گذارده بودند و به هر منزلگاهي که مي رسيدند، سر را بيرون مي آوردند و با آن سر مقدس بازي و تفريح مي کردند و به شرب خمر مي پرداختند، سپس آن سر را به نيزه مي زدند، صبح که دوباره راهي مي شدند آن را در صندوق مي گذاشتند تا اين که لشکر ابن زياد ملعون به کنار ديري رسيد که راهبي در آن سکونت داشت.

آنان سر را از صندوق بيرون آورده و بر نيزه کردند و دور آن سر مقدس نشستند و به خوش‎گذراني پرداختند. نيمه شب راهب صداي کسي را شنيد که تسبيح خداوند مي کرد، چون از دير بيرون آمد، ديد از صندوقي که در کنار ديوار دير نهاده اند، نوري عظيم به جانب آسمان مي رود و از آسمان فوج فوج فرشتگان فرود مي آمدند و خدمت آن سر سلام مي گفتند و آن سر را تکريم مي کردند. راهب از مشاهده اين احوال تعجب کرد، سپس به ميان لشکر آمد و پرسيد بزرگ لشکر شما کيست؟ گفتند: خولي اصبح است.

به نزد خولي ملعون آمد و پرسيد شما که هستيد؟ گفتند از ياران ابن زياد. گفت درون آن صندوق چيست؟ گفتند سر حسين بن علي بن ابيطالب عليه السلام پسر فاطمه سلام الله عليها دختر رسول خدا صلي الله عليه و آله.

راهب گفت شما بد مردمي هستيد اگر مسيح فرزندي داشت، ما او را به روي چشم جا مي داديم.

سپس گفت 10 هزار اشرفي پيش من است، آن را بگيريد و اين سر را بدهيد تا صبح نزد من باشد. آنان قبول کردند و سر را به او دادند. راهب آن سر مبارک را با گلاب شست و با مشک و کافور، خوشبو کرد و بر زانو گذاشت و تا صبح گريست. چون صبح شدريال به آن سر مقدس عرض کرد يا اباعبدالله بر من سخت است که در کربلا نبودم و جان خود را فداي تو نکردم. يا اباعبدالله هنگامي که جدت را ملاقات مي کني، شهادت بده که من کلمه شهادتين را گفتم و در خدمت تو اسلام آوردم.

در بحار الانوار این ماجرا اینگونه آمده است: هنگامی که سر مبارک امام حسین عليه السلام را وارد قنسرین (یکی از منازل شام) کردند، راهبی از داخل صومعه خود متوجه سر مقدس حضرت شد و دید نوری از دهان مبارک سر سیدالشهداء عليه السلام خارج می شود و به طرف آسمان بالا می رود.

راهب در ازای مبلغ ده هزار درهم سر مبارک را از مأموران گرفت و داخل صومعه شد. در این هنگام صدایی که صاحب آن دیده نمی شد، به گوشش رسید که گفت: خوشا به حال تو ای راهب، خوشا به حال کسی که به حرمت صاحب این سرآگاه باشد و مقام و منزلت آن را بشناسد. راهب با شنیدن این کلمات، سر خود را بلند کرد و گفت: پروردگارا، تو را به حق عیسی بن مریم(علیه السلام) سوگند می دهم که به امر و اذن تو این سر با من سخن بگوید.

پس سر مبارک امام حسین عليه السلام زبان به سخن گشود و فرمود: ای راهب! از من چه می خواهی؟ راهب گفت: تو کیستی؟ فرمود: من فرزند محمد مصطفی صلي الله عليه و آله و علی مرتضی عليه السلام و فاطمه زهراسلام الله عليها هستم. من کشته شده به صحرای کربلا، و مظلوم به جور و جفا در دشت نینوا، و عطشان و تشنه لب به نهر علقمه از آب فرات هستم. پس سر مبارک ساکت و خاموش شد.

راهب صورت به صورت امام حسین عليه السلام نهاد و گفت: صورت خود را از روی مبارک تو برنمی دارم تا بگویی که در روز قیامت شفیع تو هستم. سرمقدس سیدالشهداء به سخن آمد و گفت: به دین و آیین جدم حضرت محمد مصطفی صلي الله عليه و آله بازگرد و مسلمان شو. راهب بی درنگ شهادتین را بر زبان جاری کرد و گفت: اشهدان لااله الا الله و اشهدان محمدا رسول الله، امام حسین عليه السلام نیز قبول فرمود که در روز قیامت شفیع او باشد. وقتی که صبح شد، مأموران یزید سر مبارک را با ده هزار درهم از راهب گرفتند و از آنجا حرکت کردند. در میان راه وقتی به وادی رسیدند دیدند تمام درهم ها به سنگ و سفال تبدیل شده اند.

منبع:

http://www.rajanews.com/news/93157

اشتراک گذاری این مطلب!

جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است...

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم گفت: اربعین ظرفیتی دارد که ما می‌توانیم از آن برای از بین بردن جهالت و نادانی مردم استفاده کنیم، چراکه جهل مقدس بدترین جهالت است.

«آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد» با بیان اینکه اربعین ظرفیت بسیار عظیمی دارد که ما می‌توانیم از همان شعار خود اربعین جهت گسترش آن در جهان بهره بیشتری ببریم، اظهار کرد: به نظر بنده از متن زیارت اربعین ما می‌توانیم برای از بین بردن جهالت و روشنگری انسان‌ها استفاده کنیم.

وی گفت: در متن زیارت اربعین خطاب به امام حسین (علیه السلام) آمده است؛ «تو خون و جانت را تقدیم کردی تا جهالت از بین برود و برای نجات بشریت از جهل و نادانی شهید شدی». از جریان اربعین و این راهپیمایی باشکوه می‌توانیم استفاده کنیم و معارف واقعی دین و اهل بیت (علیه السلام) را به جهان معرفی کنیم.

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم تأکید کرد:‌ اگر معارف اسلام به درستی بیان شود، ابتدا شیعیان و مسلمانان راه نجات و رهایی را پیدا می‌کنند و به دنبال آن‌ها مردم دنیا از هرگونه جهالت و ناامنی خارج می‌شوند. جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است.

محقق داماد تأکید کرد: ما می‌توانیم از زیارت اربعین و شعاری که در آن وجود دارد استفاده کنیم و جهان را متوجه این کنیم که امام حسین (علیه السلام) برای نجات دادن مردم جاهل از جهالت و نادانی شهید شده است و باید در این عرصه فعالیت کنیم که مردم در جهل مقدس قرار نداشته باشند.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147910902004077

اشتراک گذاری این مطلب!

مقام معظم رهبری:بياييد كاري كنيد كه مردم كتابخوان بشوند.

 

يكي از شاخصه هاي ارزيابي رشد، توسعه و پيشرفت فرهنگي هر كشوري در عصر حاضر ميزان مطالعه و كتاب خواني مردم آن مرز و بوم است و كشور تاريخي ما ايران اسلامي نيز از قديم الايام تاكنون با داشتن تمدني چندهزارساله و مراكز متعدد علمي، فرهنگي و كتابخانه هاي معتبر و علما و دانشمندان بزرگ با آثار ارزشمند تاريخي سرآمد دول و ملل ديگر بوده و در عرصه فرهنگ و تمدن جهاني بسان خورشيدي تابناك همچنان مي درخشد و با فرزندان نيك نهاد خويش هنرنمايي مي كند.
چه كسي است كه در دنيا با دانشمندان فرزانه و نام آور ايراني همچون ابوعلي سينا، ابوريحان بيروني، فارابي، خوارزمي و… و شاعران برجسته نظير سعدي، حافظ، فردوسي، مولوي و… آشنا نباشد و در مقابل عظمت آنها سر تعظيم فرود نياورد؟ آيا وجود اين بزرگان، مايه فخر و مباهات هر ايراني نيست؟!
عزيزان، تمامي اين افتخارات ارزشمند، برگرفته از ميزان عشق و علاقه فراوان ملت ما به فراگيري علم و دانش از طريق خواندن و مطالعه منابع و كتاب هاي گوناگون است. به شكرانه الهي تاريخ و گذشته ما هميشه منير و پربار مي باشد. ولي وضعيت حال ما در اين زمينه، چه طور است و اكنون در چه جايگاهي قرار داريم؟
متأسفانه آمار و ارقام ارائه شده از سوي مجامع و سازمان هاي فرهنگي داخلي و خارجي مانند يونسكو در مورد سرانه مطالعه هر ايراني، اميدواركننده نمي باشد و رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز از اين وضعيت بارها اظهار گله و ناخشنودي نموده و از مسئولان و ارگان هاي مختلف خواسته اند كه با برنامه ريزي هاي شايسته، موانع و مشكلات ترويج و گسترش فرهنگ مطالعه را حل و برطرف كنند تا توجه به كتاب و كتاب خواني با وارد شدن به زندگي مردم به يك سيره و سنت رايج عمومي، همگاني و فراگير تبديل شود.:


بيانات مقام معظم رهبري پيرامون كتاب
و كتابخواني


من هر زماني كه به ياد كتاب و وضع كتاب در جامعه خودمان مي افتم، قلباً غمگين و متاسف مي شوم. اين به خاطر آن است كه در كشور ما به هر دليل كه شما نگاه كنيد، بايد كتاب اقلا ده برابر اين ميزان رواج و توسعه و حضور داشته باشد.1
از بس كه درباره اين مسئله مهم (كتابخواني) گفته ام و به من هم گفته شده كه چقدر اثر دارد، حقيقتا وقتي مي خواهم بار ديگر اين مسئله را بيان كنم دچار ترديد مي شوم كه اين ديگر جزو گفتار لغو نباشد! من نمي دانم واقعا اين تكرار، اثر كرده، يا نكرده است… بياييد كاري كنيد كه مردم كتابخوان بشوند.2
من اگر بدانم هر روز يك ساعت بايد حرف بزنم و نتيجه اش اين باشد كه مردم كتابخوان بشوند، حاضرم روزي يك ساعت و نيم حرف بزنم! اگر اينطوري بشود قضيه را حل كرد، حرفي نيست بله، ما بايد عرضمان را به مردم بكنيم و بنده هم عرض مي كنم، منتهي چيزهايي است كه با گفتن تنها تمام نمي شود… اين، گفتن و بازگفتن و بازگفتن و به زبانهاي گوناگون گفتن و از همه طرف گفتن و او را با فكر محاصره كردن مي خواهد، تا يك عادت از بين برود، يا به وجود بيايد.3 از فرصت ها مي شود استفاده كرد.

 

منابع و مأخذ:
1- بيانات در ديدار با دست اندركاران برگزاري هفته كتاب-03.71375.
2- بيانات در ديدار با دست اندركاران برگزاري هفته كتاب- 03.71375.
3- بيانات در ديدار با برگزيدگان مراسم انتخاب كتاب سال- 7.011372

http://ketab.roshd.ir/portal/Home/ShowPage.aspx?Object=Report&CategoryID=79422bd8-653f-47ab-ba35-184e4a1e06ed&LayoutID=6be5c0fe-7222-4883-8bf7-26791e66e7da&ID=43dba178-eb3e-4820-b399-42879e92be94

اشتراک گذاری این مطلب!

این جمله علامه خیلی ها را گریاند...

اشتراک گذاری این مطلب!

۱۳ توصیه امام صادق(علیه السلام) برای پیاده‌روی اربعین


توفیق رفتن به زیارت سید و سالار شهیدان در مراسم اربعین آن هم با پای پیاده، شامل عاشقان شوریده حالی می‌شود که با شیدایی خاص خود این سفر عشق را در می‌نوردند تا نهایتا کام تشنه خویش را با وصال به معشوق سیراب کنند. این سفر عشق را آدابی نورانی است که امام صادق(ع) در ضمن حدیثی به آنها اشاره می‌فرماید که در ادامه می‌خوانیم:

1. رفتار نیکو با همراهان

«حُسْنُ الصَّحَابَةِ لِمَنْ یَصْحَبُک»؛‏ خوش‌رفتاری با همراهان.

توجه به ارزش‌هاى اخلاقىِ اسلام در سفر زیارتی، این مسافرت معنوی را بسیار شیرین و جاذبه‌دار می‌کند. یکی از این ارزش‌های اخلاقی که رعایت آن پسندیده است؛ رفتار نیکو با همراهان است. انسان باید به هم سفر خویش به دید زائر امام نگاه کند و نهایت احترام، ادب، مهربانی، خوش خلقی، و تواضع را داشته باشد و اگر احیانا در طول سفر بر اثر محدودیت امکانات، ازدحام جمعیت، خستگی راه یا بیماری، با بدخلقی او مواجه شد، با سعه صدر و مدارا آن را مدیریت کند.

2. کم‌گویی

«قِلَّةُ الْکَلَامِ إِلَّا بِخَیْر»؛ کم‌گویى، جز به نیکى.

پرحرفی و بیش از حد صحبت کردن، خصوصاً در مکان هایی که در طول سفر برای استراحت عمومی تعبیه شده، علاوه بر آن که موجب اذیت اطرافیان می‌شود آفتی است که ناخودآگاه انسان را در ورطه هلاکت و سقوط می افکند و باعث می شود انسان به گناهانی مانند دروغ، غیبت، تهمت، سخن چینی و… مبتلا شود، لذا شایسته است که به مقدار ضرورت سخن گفته شود تا از مفاسد پرحرفی در امان بود.

3. فراوان به یاد خدا بودن

«کَثْرَةُ ذِکْرِ الله»؛ بسیاری یاد خدا.

در اسلام برای عباداتی مانند نماز، روزه، حج و… محدودیت‌هایی زمانی، مکانی، کمّی و کیفی وجود دارد و تنها ذکر خداست که نه تنها محدودیت ندارد بلکه توصیه به کثرت آن نیز شده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذْکُرُوا اللَّهَ ذِکْراً کَثیراً؛ اى کسانى که ایمان آورده‌اید ذکر حق و یاد خدا (به دل و زبان) بسیار کنید». بر همین اساس توصیه می‌شود

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

هرچقدرهزینه کنی برمیگردد!!

 امام صادق علیه السلام د ر مورد زیارت مزار امام حسین علیه السلام فرمودند: هر که او را زیارت

کند، خداوند نیازهایش را برآورد و آنچه از امور دنیا که برایش اهمیت داشته را کفایت فرماید و همچنین

زیارت امام حسین(ع) رزق بنده را زیاد می‌کند، و آن چه برای زیارت هزینه کند، برمی‌گردد.

متن حدیث:

عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ ع‏لیه السلام فی زیارة قبر الحسین: مَن زارَهُ کانَ اللّهُ لَهُ مِن وَراءِ حَوائِجِهِ، وکَفى ما أهَمَّهُ مِن أمرِ دُنیاهُ، وإنَّهُ یَجلِبُ الرِّزقَ عَلَى العَبدِ، و یُخلِفُ عَلَیهِ ما یُنفِقُ

“تهذیب الاحکام، ج6، ص4″

اشتراک گذاری این مطلب!

رهبر معظم انقلاب: بُعد منزل نبوَد در سفر روحانی!

 

رهبر معظم انقلاب در ابتدای درس خارج فقه مورخ 94/9/9 مطالبی در تجلیل از حرکت عظیم پیاده روی اربعین بیان فرمودند:

این روزها روزهای نزدیک به اربعین است. پدیده‌ بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای هم در این سال‌های اخیر به‌وجود آمده و آن، پیاده‌روی میان نجف و کربلا یا بعضی از شهرهای دورتر از نجف تا کربلا است؛ بعضی از بصره، بعضی از مرز، بعضی از شهرهای دیگر، پیاده راه می‌اُفتند و حرکت می‌کنند. این حرکت حرکت عشق و ایمان است؛ ما هم از دور نگاه می‌کنیم به این حرکت و غبطه می‌خوریم به حال آن کسانی که این توفیق را پیدا کردند و این حرکت را انجام دادند:
گرچه دوریم به یاد تو سخن می‌گوئیم‌
بُعد منزل نبوَد در سفر روحانی

این کسانی که این راه را طی کردند و این حرکت عاشقانه را و مؤمنانه را دارند انجام می‌دهند، واقعاً دارند حسنه‌ای را انجام می‌دهند. این یک شعار بزرگ است، لا تُحِلّوا شَعائِرَ الله، این بلاشک جزو شعائرالله است. جا دارد که امثال بنده که محرومیم از این‌جور حرکتها عرض بکنیم که «یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً»

ترکیب عشق و عقل ویژگی مکتب اهل بیت(علیهم السلام)
همان‌طور که عرض کردیم، این حرکت حرکت عشق و ایمان است؛ هم در آن ایمان و اعتقاد قلبی و باورهای راستین، تحریک‌کننده و عمل‌کننده است؛ هم عشق و محبّت. تفکّر اهل‌بیت و تفکّر شیعی همین‌جور است؛ ترکیبی است از عقل و عاطفه، ترکیبی است از ایمان و عشق؛ ترکیب این دو. این آن‌چیزی است که در سایر فِرَق اسلامی، خلأ آن محسوس است؛ سعی هم می‌کنند گاهی به یک نحوی این خلأ را پُر کنند، [امّا] نمی‌شود؛ چه کسی مثل خاندان پیغمبر -این عناصر برجسته، ممتاز، نورانی، ملکوتی- وجود دارد در بین معتقَداتِ(۴) شُعبِ دیگرِ اسلامی، که این‌جور مردم به آنها عشق بورزند، به آنها تعامل کنند، با آنها حرف بزنند، به آنها سلام کنند و از آنها ان‌شاءالله جواب بشنوند؛ چه‌کسی دیگر وجود دارد؟ این است که این یک فرصتی است در اختیار پیروان اهل‌بیت؛ این زیارت ائمّه (علیهم‌السّلام)، این معاشقه‌ معنوی با این بزرگواران، این زیارتهای سرشار از مفاهیم عالی و ممتاز که در اختیار ما است.

بعضی دنبال سند می‌گردند برای بعضی از این زیارتها؛ من عرض می‌کنم بدون سند هم این زیارتها را می‌شود خواند. ما وقتی بخواهیم با اینها حرف بزنیم، با چه زبانی حرف بزنیم؟ کِی می‌توانیم با این فصاحت، با این بلاغت، با این شیوایی کلمات پیدا کنیم، ترکیبات پیدا کنیم، مفاهیم پیدا کنیم در ذهن خودمان و با اینها حرف بزنیم؟ این زیارتها خیلی خوب است. البتّه این مانع از این نمی‌شود که انسانها همین‌طور [به شکل‌] دلی هم با این بزرگواران حرف بزنند -مثل کسی که با پدر خود یا با عزیز خود حرف می‌زند و شکایت می‌کند و حرف می‌زند- مانع از آنها نیست امّا این زیارتها و زیارت‌نامه‌هایی که در اختیار ما هست هم واقعاً یکی از چیزهای مغتنمی است که بحمدالله در مکتب ما وجود دارد.

به‌هرحال کار بسیار مهمّی است، کار بزرگی است؛ این حرکت عظیمِ مردم از ایران، از کشورهای دیگر اسلامی، از هند، از اروپا، حتّی از آمریکا و کشورهای دیگر، از راه‌های دور، افرادی می‌آیند در این راه‌پیمایی شرکت می‌کنند؛ دو روز، سه روز بیشتر یا کمتر - در این راه، پای پیاده حرکت می‌کنند؛ مردم عراق هم انصافاً با کمال بزرگواری و محبّت پذیرایی می‌کنند از اینها؛ خیلی حرکت عظیم و پرمعنا و پرمغزی است و کسانی که موفّق می‌شوند باید مغتنم بشمارند.

ضرورت رعایت ضوابط و قوانین در سفر اربعین
البتّه این عرایض ما موجب نشود که بعضی‌ها خارج از مقرّرات بخواهند بلند شوند راه بیفتند و حرکت کنند؛ نه، طبق همان مقرّراتی که دولت اسلامی معیّن کرده است؛ خب، دوستان ما در دولت نشسته‌اند فکر کرده‌اند، مقرّرات و ضوابطی برای این کار در نظر گرفته‌اند، این ضوابط حتماً مراعات بشود؛ جوری نباشد که کسانی خارج از این ضوابط بگویند «برویم همین‌طور حرکت کنیم، سر به بیابان بگذاریم -مثلاً- برویم»، این‌جوری مطلوب نیست؛ این ضوابط را حتماً بایستی رعایت کنند. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

منبع: مشرق نيوز

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونگی زیارت روزانه امام حسین (ع) از راه دور...

 

رفتن به بلندی و زیارت حضرت

سَدیر گفت: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: اى سدیر، آیا هر روز قبر حسین بن علی علیه السلام را زیارت می کنی؟ عرض کردم: خیر، فرمود: چقدر شما جفاکارید! و سپس فرمود: در هر جمعه زیارت می کنید؟ عرض کردم: خیر، فرمود: در هر ماه زیارت می کنید؟ عرض کردم: خیر، فرمود: در هر سال زیارت می کنید؟ عرض کردم: گاهى زیارت می کنیم. فرمود: ای سدیر، چقدر به حسین علیه السّلام جفا مى‏کنید! آیا نمی دانى خداوند دو میلیون فرشته ژولیده موى و خاک آلود دارد که به طور مداوم بر حسین بن علی علیه السلام گریه میکنند و قبر او را زیارت می کنند و خسته نمی شوند؟ ای سَدیر، چرا خود را مقیّد نمی سازی که هر جمعه پنج بار و هر روز یک بار قبر حسین بن علی علیه السلام را زیارت کنی؟ عرض کردم: بین ما و قبر او فرسخ ها فاصله است! فرمود: به بلندی برو، به سمت راست و چپ خود توجه کن، سرت را سوی آسمان کن و سپس به سوی قبر حسین بن علی علیه السلام توجّه کن و بگو:

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ».

اگر چنین کنی، برای تو یک زیارت نوشته می شود و هر زیارت معادل یک حجّ و یک عمره می باشد. سدیر گفت: گاهی می شد که در یک ماه بیش از بیست بار این کار را انجام می دادم.

غسل کردن و رفتن به بلندی و زیارت امام حسین (ع)

سَدیر گفت: حضرت صادق علیه السلام به من فرمود: ای سدیر، آیا زیاد به زیارت قبر حسین بن علی علیه السلام می روی؟ عرض کردم: راه من دور است. فرمود: آیا می خواهی عملی به تو بیاموزم که اگر آن را انجام دهی، برای تو آن زیارت نوشته شود؟ عرض کردم: بله. فرمود: در منزلت غسل کن، به بام منزلت برو و با سلام به سوی قبر حسین بن علی اشاره کن، برای تو آن زیارت نوشته می شود.

سه مرتبه گفتن «صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»

حسین بن ثُوَیر نقل می کند: من، یونس بن ظَبیان، مُفَضَّل بن عمر و ابو سَلَمَۀ نزد حضرت صادق علیه السلام نشسته بودیم. در بین ما یونس که مسن تر از همه ما بود سخن می گفت. عرض کرد: فدایت شوم، من زیاد به یاد حسین بن علی علیه السلام هستم، در این حالت چه بگویم؟

فرمود: سه بار بگو: «صَلَّى اللَّهُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ»، همانا سلام از دور و نزدیک به حسین بن علی علیه السلام می رسد.

رو به قبله کردن و خواندن دعای زیر

حَنَان بن سَدیر گفت:(به ادامه مطلب رجوع شود)

اشتراک گذاری این مطلب!

ادامه »

​نظر چند تن از علما و مراجع درباره صحیفه سجادیه...


نظر چند تن از علما و مراجع درباره صحیفه سجادیه

امام خمینی (ره) در جلد اول مکاسب المحرمه مضمون عالی و فصاحت و بلاغت و مقبولیت این کتاب در نزد اصحاب امامیه را، موجب وثوق آن شمرده است؛ همچنین در وصیت‌نامه خود، صحیفه سجادیه را از افتخارات شیعه خوانده است.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: «در درجه اول باید اذعان و اعتراف داشته باشیم که زبان ما الکن و ناتوان است از اینکه درباره این کتاب بزرگ تربیتی، علمی و معرفتی – که آن را به‌حق، زبور آل محمد (ع) نامیده‌اند- سخنی عرض کنیم … کتاب صحیفه سجادیه که از لسان مبارک امام زین‌العابدین سید الساجدین و نور العارفین حضرت علی بن الحسین علیه السلام در مقام عبودیت، خضوع و خشوع به درگاه ذات لایزال الهی باحالت ابتهال و تضرّع و زاری عرض شده است همه‌اش برای انسان‌های تشنه‌ی معارف زلال توحیدی، درس و حکمت و دانش است؛ درس خداشناسی، پیامبر شناسی و امام شناسی؛ درس مکارم بزرگ اخلاقی، درس سخن‌گفتن انسان نیازمند با خالق هستی، درس عبودیت و بندگی‌نمودن، درس عزت و شرف انسانی، درس خدمت به بندگان، درس حریت و فداکاری، درس مبارزه با ظلم و ستمگری، درس رهایی از تعلّقات نفسانی و مبارزه با هوای نفس، درس حقوق انسان‌ها بر یکدیگر؛ حقوق پدر و مادر به فرزندان و حقوق فرزندان بر والدین و بالاخره درس بنده‌ی راستین خدا بودن و انسان‌زیستن است. امروز ما می‌توانیم با سربلندی تمام به دنیا اعلام کنیم عالی‌ترین دانشگاه علم، معرفت و اخلاق در دین مقدس اسلام و آن‌هم در پناه کتاب شریف «صحیفه سجادیه» به روی همه شیفتگان اخلاق و معرفت گشوده شده و همه می‌توانند در این دانشگاه به فراخور حال خود، کسب فیض نموده و معنای واقعی انسان‌بودن و راه درست و صحیح سعادت و تکامل را درک نمایند. دعاهای صحیفه سجادیه همه به‌خصوص دعای مکارم الاخلاق، منشور بلند زندگی و سند چشم‌انداز قرون و اعصار مردم دنیا می‌باشد».

شهید آیت‌الله صدر: صحیفه سجادیه مجموعه‌ای از دعاهای منقول از امام زین‌العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب از ائمه اهل‌بیت علیهم السلام می‌باشد… صحیفه سجادیه نمایانگر یک کار و تلاش اجتماعی بوده که شرایط آن مرحله، آن را بر امام (ع) تحمیل نموده بود، مضافاً بر اینکه این دعاها خود بسان یک میراث ربانی است که طی اعصار مختلف برای انسان‌ها منشأ خیروبرکت و مشعل هدایت و مدرسه اخلاق و تهذیب نفس بوده و انسانیت همواره نیازمند این میراث محمدی و علوی باقی خواهد ماند و هر زمان که وسوسه‌های شیطانی و فتنه‌انگیزی دنیا فزونی یابد نیاز انسان‌ها به این گنجینه فرهنگی، شدیدتر خواهد شد.(لطفا به صفحه بعد رجوع شود)

اشتراک گذاری این مطلب!

صفحات: 1· 2

کتابی که امام خمینی (ره) آن را افتخار شیعه خواند...!

امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی

می نویسد :صحیفه سجادیه نمونه كامل قرآن صاعد است و از بزرگترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است كه دست ما كوتاه از نیل به بركات ان است . ان كتابی است الهی كه از سرچشمه نور الهی نشات گرفته و طریقه سلوك اولیای بزرگ و اوصیای عظیم الشان را به اصحاب خلوت گاه الهی می اموزد . كتاب شریفی است كه سبك بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبك قران كریم بدون تكلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معارف الهیه بیان می كند . این كتاب مقدس چون قران كریم سفره الهی است كه در ان همه گونه نعمت موجود است و هر كس به مقدار اشتهای معنوی خود ان استفاده می كند . این كتاب همچون قران الهی ادق معارف غیبی كه از تجلیات الهی در ملك و ملكوت و جبروت و لا هوت و ما فوق ان حاصل می شود در ذهن من و تو نیاید و دست طلبكاران را از حقایق ان كوتاه است . به شیوه خاص خود قطراتی كه از دریای بی كران عرفان خود می چشاند و انان را محو و نابود می كند .

پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم انا الیه راجعون

می نویسد : و در كلمات ائمه اطهار خصوصاً در صحیفه سجادیه همان صحیفه نورانیه كه از سماء عرفان عارف بالله و عقل نورانی سید ساجدین نازل شده برای خلاص بندگان خدا از سجن ظبیعت و فهماندن ادب عبودیت و قیامت در خدمت ربوبیت این لطیفه الهیه بسیار ذكر شده است .

ادعیه امام سجاد و سایر ائمه مشحون است از اینکه مردم را بسازند برای یک امر بالاتر. دعوت به تهذیب نفس و خلوت با خدای تبارک و تعالی، معنی اش این نبوده است که مردم توی خانه هایشان بنشینند و از مصالح مسلمین غفلت کنند و مشغول ذکر و دعا باشند.چنانچه خود آنها این طور نبودند.(صحیفه امام-جلد18-صفحه422)

منبع:

http://seyedealsajedin.mihanblog.com/post/68

اشتراک گذاری این مطلب!

هشت حق رفیق در کلام امام سجاد(ع)

 

مشرق-حضرت زین العابدین امام سجّاد عليه السلام فرمودند:
حقّ همنشين اين اسـت كـه بـا او بـه فـضل و انصاف رفتار كنى، و به اندازه‏ اى‏ که احترامت مى کند، احترامش كنى.

اجازه ندهى در هيچ بخششى پيشدستى كند، و اگر پيشدستى كرد جبران كنى، همانقدر كه دوستت دارد دوستش بدارى، اگر تصميم به گناهى گرفت او را از آن باز داری، براى او مايه رحمت و مهر باش، و باعث عذاب او مباش.

متن حدیث:

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:

أمّا حَقُّ الصاحِبِ : فَأن تَصحَبَهُ بِالتَفَضُّلِ والإنصافِ، وتُكرِمَهُ كما يُكرِمُكَ، ولا تَدَعَهُ يَسبِقُ إلى مَكرُمةٍ، فإن سَبَقَ كافَأتَهُ، وتَوَدُّهُ كما يَوَدُّكَ ، وتَزجُرُهُ عمّا يَهُمُّ بهِ مِن مَعصيَةٍ، وكُن علَيهِ رَحمَةً، ولا تَكُن علَيهِ عَذابا.

“بحار الأنوار، جلد 74، صفحه

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا عقیله بنی هاشم؟؟؟

 


 

لقب عقیله بنی‌هاشم، به چه معناست و چرا به حضرت زینب عقیله بنی‌هاشم می‌گفتند؟
عقیله لقبی نیست که معصومه به حضرت زینب داده باشد، بلکه در همین نقل ابن عباس آمده است. ابن عباس نقل می‌کند خطبه فدکیه حضرت زهرا را از زینب شنیدم و در این نقل به زینب صفت عقیله می‌دهد و می‌گوید: عقیلتنا زینب بنت علی. عقیله هم در واقع واژه‌ مکالمه‌ای متعارف میان مردم بوده، مثل سرکار خانم، ارجمند، بزرگوار و…. البته می‌توان گفت ابن‌عباس به عظمت عقلانیت و ارتفاع عقل حضرت اشاره دارد، ولی استعمال این واژه در متون عربی معنای دیگری را نشان می‌دهد. کنار القاب معروفی که حضرت سجاد به ایشان می‌دهد، نباید خیلی روی این لقب مانور داده شود؛ نقل می‌شود که کوفیان برای امام حسن گریه می‌کردند، امام سجاد سؤال می‌کنند اینها ما را کشته‌اند چرا گریه می‌کنند؟، حضرت زینب آنجا خطبه خواندند. در انتهای این خطبه غیظ حضرت شدت گرفت و کوفیان را ملامت کرد و امام سجاد عمه خود را به آرامش دعوت کرد و گفت: انت بحمدلله تعالی عالمه غیر معلمه، فهمه غیر مفهمه. مهم‌ترین لقب حضرت زینب که از زبان معصوم صادر شده، عالمه غیرمعلمه است. این لقب تا اندازه‌ای بلند است که برخی بزرگان از آن استفاده علم لدنی می‌کنند و می‌گویند از همان علمی که حضرت زهرا داشت، ایشان هم بهره‌مند بودند.

در مجلس یزید، حضرت زینب در مقابل آیه‌ای که یزید می‌خواند آیه‌ای می‌خواند که همه معترف‌اند استفاده از این آیات، نشان‌دهنده تسلط حضرت به قرآن است. یا وقتی یزید شعر می‌خواند، او نیز خطابه و اشعاری بلند می‌خواند.

منبع:

http://mehrkhane.com/fa/news/9556/%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D8%AA%D8%A7-%D9%88%D9%81%D8%A7%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B1%D8%B7-%D8%B6%D9%85%D9%86-%D8%B9%D9%82%D8%AF-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8%D8%B3-%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF

اشتراک گذاری این مطلب!

زینب گونه، ظلم و نفاق یزیدیان زمانه را برملا کنیم

 


آیت‌الله سید احمد حسینی خراسانی

استاد حوزه و عضو خبرگان رهبری در ایام بس حزن آمیزی قرار داریم که مقارن آن اهل بیت سیدالشهدا(علیه‌السلام) مظلومانه در غل و زنجیر یزیدیان هستند و از کوفه به شام منتقل می‌شوند؛ در این مقطع حساس تاریخی عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در سایه حمایت و هدایت امام سجاد(علیه‌السلام) آنچنان نقش آفرینی برجسته و شاهکاری داشته‌اند که به تعبیر آن شعر معروف حقیقتاً «کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود». آنچه مسلم است اینکه ما درس آزادی خواهی و ذلت ناپذیری، عدالت خواهی و حق طلبی در سایه ولایت را از این بانوی بزرگ اسلام و امام سجاد(علیه‌السلام) فرا می‌گیریم که در هیچ شرایطی از راه و مسیر حق جدا نشده و حاضر نشدند زندگی ذلت آمیز را بپذیرند. بخصوص در شرایط امروز منطقه که شاهد جنایت آفرینی بیشرمانه وهابیون خبیث هستیم، ما با الهام از برخی فرمایشات مهم و ماندگار حضرت زینب (سلام الله علیها) می‌توانیم به اُمویان زمانه نشان دهیم که روح حماسه و عزت و ایثار در برابر ظلم و نفاق و تزویر را از کجا گرفته‌ایم.
فرازهای مهم تاریخ
حضرت زینب (سلام الله علیها) در مجلس یزید در شام خطاب به این خلیفه فاسد و فاسق دستگاه ظلم بنی امیه، چند فراز مهم دارند که در تاریخ اسلام و شیعه منحصراً از بیان نورانی ایشان صادر شده است.یکی آنجا که خطاب به یزید ملعون نقل به این مضمون می‌آورند: «ای یزید آیا این است عدالتی که برای فریب افکار عمومی ادعا می‌کردید! این بود آن عدالت مورد ادعایتان که به دروغ به مردم می‌گفتید که به دنبال تحقق آن در جامعه هستید! معنای عدالت شما این است که زنان و کنیزکانت را در محیطی امن و به دور از دید نامحرمان با اکرام و اجلال قرار داده، ولی دختران و ناموس رسول خدا(ص) را به عنوان اسیر در معرض نگاه این همه مرد نامحرم قرار دهی؟!» در واقع حضرت با این فرمایش کوبنده خود، ضمن اینکه اوج مظلومیت خاندان رسالت را به جهانیان نشان دادند، زیرساخت تفکر عوامفریبانه بنی‌امیه را هم در هم فروریخته و بر همه مسلم کردند که امویان و در رأس آن‌ها یزید پلید چقدر با جنگ روانی و دروغگویی و نفاق علیه حقیقت شوریده و به دوام باطل خود کمک کرده اند. به اعتقاد بنده ما نیز باید امروز در برخورد با مدعیان دروغین حقوق بشر دست به روشنگری تحول آفرین بزنیم و خطاب به جهان مدعی حقوق بشر و آزادی و کرامت انسانی بگوییم آیا این بود ادعای دروغین شما که می‌خواهیم عدالت را در جهان برقرار سازیم و تروریسم را ریشه کن کنیم، حال آنکه آمریکا و ایادی مزدور آن بخصوص آل سعود به عنوان شجره ملعونه که مدعی خادم الحرمینی و رهبری جهان اسلام است، بیشترین جنایت‌ها را علیه مظلومان بی‌گناه در یمن و سوریه و عراق و بحرین مرتکب می‌شوند و صدای اعتراض آمیزی هم از مجامع حقوق بشری بلند نمی‌شود.
یزیدیان زمان و تکلیف ما
اینکه در مجلس ترحیمی در صنعای یمن، جمع عظیمی از زنان و مردان و پیران و کودکان را مورد حمله هوایی قرار داده و صدها انسان بی‌گناه را به خاک و خون کشیده و زیر آوار دفن کنید، این همان ادعای شماست و لذا این واقعه تأسف بار و خونین فرصت بسیار مهمی است که برای روشنگری و بیداری افکار جهانی به نفع اسلام و مستضعفان و محرومان مورد استفاده قرار دهیم در واقع ما در برهه بسیار حساس تاریخی امروز باید زینب گونه، یزیدیان زمان را مخاطب قرار داده و بساط دستگاه ظلم و ستم آن‌ها را به طور جدی به چالش بکشیم. به تعبیر قرآن کریم، آن‌ها هر چه در توان دارند برای مقابله با مکتب ما به کار می‌گیرند، اما کوچک تر از آن هستند که بخواهند عظمت و مکتب و فرهنگ ما را بشکنند، کما اینکه زینب کبری (سلام الله علیها) هم شجاعانه و به تأسی از حیدر کرار در مجلس یزید خطاب به او فرمود: «به خدا سوگند تو حقیرتر از آن هستی که بتوانی نام و فرهنگ و یاد ما را از خاطره‌ها پاک کرده و وحی و مکتب و شریعت ما را نابود کنی.»به لطف الهی امروز جبهه مقاومت با هدایت ایران اسلامی و در رأس آن ولی فقیه آگاه و بیدار، چنان عرصه را بر دشمن خبیث وهابی و داعشی و همفکران و حامیان آن‌ها تنگ کرده که آن‌ها به دنبال فرار از مخمصه ای هستند که خودشان ایجاد کرده‌اند.

منبع: به نقل از سایت قدسhttp://www.shahrekhabar.com/cultural/147720084054834

اشتراک گذاری این مطلب!

زينب (سلام اللَّه عليها) نشان داد كه ميتوان حجب و عفاف زنانه را تبديل كرد به عزت مجاهدانه

 

رهبر معظم انقلاب: زينب كبرى‌ يك نمونه‌ى برجسته‌ى تاريخ است كه عظمت حضور يك زن را در يكى از مهمترين مسائل تاريخ نشان مي‌دهد. اينكه گفته ميشود در عاشورا، در حادثه‌ى كربلا، خون بر شمشير پيروز شد - كه واقعاً پيروز شد - عامل اين پيروزى، حضرت زينب بود؛ والّا خون در كربلا تمام شد. حادثه‌ى نظامى با شكست ظاهرى نيروهاى حق در عرصه‌ى عاشورا به پايان رسيد؛ اما آن چيزى كه موجب شد اين شكست نظامىِ ظاهرى، تبديل به يك پيروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زينب كبرى‌؛ نقشى كه حضرت زينب بر عهده گرفت؛ اين خيلى چيز مهمى است. اين حادثه نشان داد كه زن در حاشيه‌ى تاريخ نيست؛ زن در متن حوادث مهم تاريخى قرار دارد. قرآن هم در موارد متعددى به اين نكته ناطق است؛ ليكن اين مربوط به تاريخ نزديك است، مربوط به امم گذشته نيست؛ يك حادثه‌ى زنده و ملموس است كه انسان زينب كبرى‌ را مشاهده ميكند كه با يك عظمت خيره‌كننده و درخشنده‌اى در عرصه ظاهر ميشود؛ كارى ميكند كه دشمنى كه به حسب ظاهر در كارزار نظامى پيروز شده است و مخالفين خود را قلع و قمع كرده است و بر تخت پيروزى تكيه زده است، در مقر قدرت خود، در كاخ رياست خود، تحقير و ذليل شود؛ داغ ننگ ابدى را به پيشانى او ميزند و پيروزى او را تبديل ميكند به يك شكست؛ اين كارِ زينب كبرى‌ است. زينب (سلام اللَّه عليها) نشان داد كه ميتوان حجب و عفاف زنانه را تبديل كرد به عزت مجاهدانه، به يك جهاد بزرگ.

منبع:سخنان مقام معظم رهبری 

(۱۳۸۹/۰۲/۰۱)

اشتراک گذاری این مطلب!

سفارش مهم امام حسین (ع)در آخرین لحظات به فرزندش..



 حضرت آیت الله مکارم شیرازی می گوید: اگر چه بعد از جریان کربلا که امام سجاد علیه السلام، دردناک ترین حوادث را در روز عاشورا مشاهده کرد، لیکن سخنان و خطبه های امام سجاد علیه السلام تجلی یافته از ادامه مبارزه کربلا است و خلافت حاکمان اموی را به شدت کوبید.

امام حسین علیه السلام پس از شهادت یاران با وفایش در روز عاشورا؛ به خیمه فرزندش امام زین‏ العابدین‏ علیه السلام رفت و او را به سینه چسباند و فرمود: «یا ولدی أنت أطیب ذریتی، و أفضل عترتی، و أنت خلیفتی على هؤلاء العیال و الأطفال، …؛ فرزندم! تو پاک‏ترین ذریه و برترین عترت منى و تو جانشین من بر این بانوان و کودکانى… هر گاه که ناله سر دادند آنان را آرام کن، و چون هراسان شدند مونسشان باش و با سخنان نرم و نیکو، خاطرشان را تسلى بخش…».

چه مطلب بزرگى است که امام حسین علیه السلام در آخرین لحظات عمر خود با کوله ‏بارى از تجربه‏ هاى تلخ و شیرین، امام سجاد علیه السلام را به سینه مى‏ چسبانند و سفارش می کنند.

بلکه آخرین سخنان امام حسین علیه السلام این پیشواى بزرگ ایثار و فداکارى به خوبى نشان مى‏ دهد، آن حضرت در لحظات حساس، تنها فرزندش امام سجاد علیه السلام را آماده پذیرش مسئولیت عظیم به ثمر رساندن نهال برومندى را که در کربلا نشانده و با خون عزیزانش آبیارى کرده بود مى‏ ساخت. لذا آخرین وصایایش را با او در میان مى‏ گذارد و خواهران و دخترانش را به اطاعت از او سفارش مى‏ کند.

زیرا امام حسین علیه السلام شیعیان و پیروان مکتبش را در لحظات بحرانى و طوفانى فراموش نمى‏ کند، و پیام مظلومیت خود را به وسیله تنها پسرش به آنها مى‏رساند، تا بدانند در ادامه راه از چه حربه ‏اى استفاده کنند.

امام سجاد علیه السلام؛ میراث دار قافله عشق و حماسه ، پیام آور حماسه سازان عاشورا

به حق عاشورا یک حماسه‏ استلذا پس از حادثه جانگداز و حماسه‏ آفرین کربلا، سخنان فراموش نشدنى که در خطبه ‏هاى امام سجاد علیه السلام در کوفه و شام و در نزدیکى مدینه آمده است، هر کدام بیانگر روح حماسى‏ این واقعه بزرگ تاریخی است

لذا خطبه ‏هایى که امام سجاد علیه السلام ایراد کردند به مانند کلام حضرت علی علیه السلام، در هر موضوعى وارد مى‏ شود و در موعظه، حماسه‏ و …. شاهکار مى ‏آفریند.

زیرا در مقابل توطئه های دشمنان و تبلیغات دروغین حکومت اموی ، همواره باید آماده دفاع و جهاد بود؛ و همیشه باید حالت حماسه‏ و سلحشورى را در جوانان مسلمان زنده نگهداشت.

از این رو خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه و بیان جملاتی تأثیرگذار هم چون « ..شما بودید که به پدرم نامه نوشتید..، آنگاه او را تنها گذاشته و با وى پیکار کردید؟!..»و «شما با چه چشمى مى‏ خواهید به پیامبر خدا بنگرید… »و در ادامه نیز فریاد مردم کوفه مبنی بر اینکه «اى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله همه ما گوش به فرمان و مطیع توایم .. به ما فرمان بده ما با هر کس تو بجنگى، مى‏ ستیزیم!!»، و در نهایت کلام نهایی حضرت مبنی بر اینکه خواسته من از شما این است که نه از ما طرفدارى کنید و نه با ما به جنگ و ستیز برخیزید (ما را به خیر شما امیدى نیست، شر مرسانید)». نشان دهندۀ این مسأله است که کوفیان با ضرباتى که خطبه کوبنده امام سجاد علیه السلام بر روحشان وارد کرد چنان به هیجان آمدند که آماده پیکار با دشمنان اهل‏بیت علیهم السلام و گرفتن انتقام از قاتلان شهداى کربلا شدند، ولى امام علیه السلام که مى‏ دانست آنها بى‏وفایى خود را بارها نشان داده اند و سست‏ تر از آن هستند که قیام همه جانبه ‏اى بر ضد جانیان بنى ‏امیه کنند.

خطبه تاریخی که کاخ یزید را لرزاند

بی تردید خطبه امام سجاد علیه السلام در شام از خطبه‌های بسیار پرمعنی است و اگر هیچ دلیلی بر علم و عرفان و شجاعت و کرامت و تدبیر آن بزرگوار جز خطبه آتشینی که آن حضرت در شام ایراد کرد وجود نداشت، کافی بود تا از لابلای آن، همه چیز را درک کنیم.

آرى یک خطبه غرا مى‏ تواند چنین اثرى از خود به یادگار بگذارد، الان هم هنگامى که انسان آن را مى‏ خواند مو بر بدنش راست مى‏ شود و به گوینده آن هزاران درود مى‏ فرستد.

نکته قابل توجه اینکه امام سجاد علیه السلام در شرایطى این خطبه‏ را ایراد کرد که یزید سرمست از باده پیروزى، مجلسى عظیم تشکیل داد و سفراى کشورهاى دیگر و همچنین اعیان و اشراف را به آن مجلس فراخواند.

از سوی دیگر یزید که کم و بیش با دریاى علم و تقوا و قداست و پاکى خاندان نبوى آشناست، ابتدا حاضر نمى‏ شود که امام سجاد علیه السلام با آن که ضعف سفر و اسارت را بر اندام دارد بر فراز منبر رود و خطبه‏ اى براى مردم بخواند؛ چراکه خاندان اموى زراعت خویش را در زمین جهل و بى خبرى مردم کاشته ‏اند و مى ‏دانند آگاهى مردم محصول چندین ساله آنان را بر باد مى‏ دهد؛ ولى بر اثر فشار افکار عمومى مى ‏پذیرد امام علیه السلام خطبه‏ اى بخواند،ویزید از آنچه که مى‏ ترسید دامن­گیرش شد. اعتراض­ها بلند شد؛ فریاد و شیون و گریه مجلس را فرا گرفت و جمعى بدون آنکه به خلیفه مسلمین! اقتدا کنند، مجلس را ترک کردند.

اینچنین است که پس از روشن گری امام سجّاد(علیه السلام) برخی افراد هم چون پیرمرد فریب خورده شامی به راه راست برگشت و در راه عقیده اش به شهادت رسید.

خطبه طوفانی امام سجاد علیه السلام در شام و بیان فضائل امیرالمومنین علی علیه السلام

گاه ضرورت ایجاب مى ‏کند که انسان خود را با امتیازاتى که دارد معرفى کند، زیرا بدون آن هدف‏ هاى مقدس پایمال مى‏ شود. این‏گونه سخنان با خودستایى و تزکیه نفس بسیار تفاوت دارد

نمونه این سخن خطبه امام سجاد علیه السلام در مسجد شام است، در آن هنگام که مى‏ خواهد خود و خاندانش را به مردم شام معرفى کند، تا توطئه بنى امیه در زمینه خارجى بودن شهیدان کربلا عقیم گردد، و نقشه ‏هاى شیطانى آنها نقش بر آب شود.

امام سجاد علیه السلام به معرفى امیرمؤمنان على علیه السلام پرداخت (تا تبلیغات سوء سالیان دراز را بر ضد او خنثى کند) و چنین فرمود: «من فرزند کسى هستم که در برابر رسول خدا با دو شمشیر و با دو نیزه نبرد مى‏ کرد و دوبار هجرت کرد و دوبار بیعت نمود..او بزرگ عرب، شیر بیشه نبرد، وارث دو مشعر، پدر دو سبط رسول خدا، حسن و حسین بود؛ آرى؛ او جد من على بن ابى‏ طالب علیه السلام است‏».

اگر مى‏ بینیم امام سجاد علیه السلام در خطبه معروف شام، به حسب و نسبشان افتخار مى ‏فرمودند، نه براى برترى‏جویى بود، بلکه هدف دیگرى داشتند، آنها مى ‏خواستند رسالت امامت‏ و رهبرى خود را براى نا آگاهان از این طریق تبیین کنند. درست مثل اینکه فرمانده لشکر براى معرفى خود و دعوت لشکریان به پیرویش، مقام و موقعیت خویش را شرح مى‏ دهد.

خطبه های ماندگار امام سجاد علیه السلام؛ تبیین واقعه عاشورا ؛ تداوم نهضت کربلا

«حذیم بن شریک اسدى‏» مى‏ گوید: امام زین العابدین علیه السلام‏ در کوفه رو به مردم نمود و فرمود؛« …من على فرزند حسینم، همان کس که بدون هیچ جرم و گناهى کنار شط فرات (با لب تشنه) سر بریده شد. من فرزند کسى هستم که حریمش مورد بى‏حرمتى قرار گرفت و اموالش به غارت برده‏ شد و خانواده‏اش به اسارت گرفته شد من پسر کسى‏ام که با آزار و شکنجه به شهادت رسید و همین افتخار ما را کافى است!».

آنگاه امام زین العابدین علیه السلام با این ابیات سخنش را پایان داد: «…جانم فداى آن کشته ‏اى که کنار شط آب (با لب تشنه) به شهادت رسید، ولى کیفر آن کس که وى را شهید کرد، آتش دوزخ است».

و یا در شام‏ خطبه امام سجاد علیه السلام کار را به جایى رساند که یزید خود را تبرئه کرده و گفت: خدا روى ابن زیاد را سیاه کند، یزید هم از ترس، دستور برگرداندن اسیران را به مدینه صادر کرد.

به تعبیر یکی از علمای بزرگ اهل سنت؛ اگر چه بعد از جریان کربلا که امام سجاد علیه السلام، دردناک ترین حوادث را در روز عاشورا مشاهده کرد، لیکن سخنان و خطبه های امام سجاد علیه السلام تجلی یافته از ادامه مبارزه کربلا است و خلافت حاکمان اموی را به شدت کوبید.

بعد از این ایام قیام ‏هاى مختلفى شروع شد و شعار همه آنها خون خواهى امام حسین علیه السلام بود، تا به قیام ابومسلم خراسانى رسید که شعار او «الرضا لآل محمد صلى الله علیه و آله» بود.

سخن آخر

در خاتمه باید گفت امام سجاد علیه السلام با خطبه های آتشین خلافت اموی را تحت ضربات سنگین خود قرار داد؛ و آن حضرت هنگامی که نتوانست با خون خود انقلاب کربلا را آبیاری کند، با ایراد خطبه های غرّاء که همچون شمشیر بُرنده بود در آن شرکت کرد

لذا شام بر اثر خطبه‏ هاى امام سجاد به کلى دگرگون گردید و از همان جا بذر انقلاب بر ضد بنی ‏امیه پاشیده شد؛ و در نتیجه همین خطبه‏ ها، بنى ‏امیه در تمام جهان اسلام رسوا گشت و خطرى که از سوى آنان اسلام و قرآن‏ را تهدید مى‏ کرد، به برکت خون ‏هاى شهیدان و خطابه ‏هاى پیام ‏آوران عاشورا، دفع شد.
منبع:

بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره بین المللی امام سجاد(ع)؛۱۸/۶/۱۳۹۵.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فضائل حضرت زینب در کلام شهید مطهری

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

هنگام مصیبت جانگداز کربلا سن حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ 55 ساله بود. این بانوی بزرگوار «در شب یک شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری درگذشت.» هر چند اقوال دیگری نیز در مورد ماه وفات ایشان وجود دارد. اما قول مشهور همان 14 ماه رجب سال 62 هجری است.

سید هاشم رسولی محلاتی می نویسد: «مشهور آن است که وفات آن بانوی معظمه در شب یک شنبه چهاردهم ماه رجب سال 62 هجری اتفاق افتاد. یعنی حدود یک سال و نیم بعد از واقعه عاشورا». اختلافی که در وفات آن حضرت وجود دارد در ماه وفات آن حضرت است و گرنه همة مورخان اتفاق دارند که سال وفات ایشان همان سال 62 هجری است. بنابراین این بانوی شریف تقریبا یک سال و نیم بعد از واقعه عاشورا رحلت فرمود.

1. صبر آن حضرت:

«شهید مطهری» در این رابطه می نویسد: «در حماسه حسینی آن کسی که بیش از همه درس تحمل و بردباری را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید خواهر بزرگوارش زینب ـ سلام الله علیها ـ بود».[11] و در ناسخ التواریخ آمده است: «محققاً از آغاز خلقت تاکنون از هیچ زنی از زنهای انبیاء و اولیاء با این حلم و بردباری پدید نیامده است».[12]

2. عبادت آن حضرت:

«زینب کبری در تمام مدت اسارت تهجد و نماز شبش تعطیل نشد»[13] در کتاب ریاحین الشریعه آمده است: «شب زنده داری زینب در تمام عمرش ترک نشد حتی شب یازدهم محرم».[14]

3. سخن وری آن حضرت:

خطبه های آتشین و زیبای زینب در کوفه و شام که یزید و یزیدیان را رسوا ساخت در حد اعلای فصاحت و بلاغت بود. شهید مطهری در این رابطه می نویسد:

«خطابه ای که حضرت زینب در مجلس یزید خوانده است از خطابه های بی نظیر دنیاست».[15]

4. علم آن حضرت:

زمانی که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ خطبه پرمحتوا و آتشین خود را در بازار کوفه ایراد نمود، امام سجاد ـ علیه السلام ـ در تأیید مقام علمی زینب ـ سلام الله علیها ـ فرمود: الحمدلله تو دانشمند و عالمه ای بدون معلم و بانوی خردمندی بدون استاد می باشی».[16] این سخن امام سجاد ـ علیه السلام ـ نشان دهنده علم لدنی آن حضرت می باشد.

5. بزرگواری آن حضرت:

در بزرگواری آن حضرت ـ سلام الله علیها ـ همین نکته بس که «زمانی که در عصر روز عاشورا دو پسرش را شهید کردند از خیمه پای بیرون نگذاشت»[17] در حالی که هنگام شهادت سایر شهدا از خیمه بیرون می آمد و امام حسین ـ علیه السلام ـ را دلداری می داد ولی اینجا برای این که برادرش حسین ـ علیه السلام ـ خجالت نکشد از خیمه بیرون نیامد.

6. عصمت ایشان:

در کتاب «زینب بنت الامام امیر المؤمنین» مقام عصمت را برای این بزرگوار ذکر می کند و می نویسد: هر چند مقام عصمت برای ایشان «ضروری دین» نیست ولی به این مرحله رسیده اند…»[18] و خلاصه باید گفت: «شئونات باطنیه و مقامات معنویه حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ نایبه زهرا، امینه خدا.. . را هیچ کس نتواند به تحریر و تقریر در آورد».[19] «ابن اثیر» می نویسد: «زینب در فصاحت و بلاغت و زهد و عبادت و فضیلت و شجاعت و سخاوت شبیه ترین مردم به پدر خود علی ـ علیه السلام ـ و مادر خود فاطمه ـ سلام الله علیها ـ بود.»[20]

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

منبع:

[11] . مطهری، مرتضی، حماسه حسینی، تهران، انتشارات صدرا، چاپ بیست و یکم، سال 1375، ج 2، ص 225.

[12] . خان سپهر، عباسقلی، ناسخ التواریخ، جزء اول، کتابفروشی اسلامیه، ص 73.

[13] . مطهری، مرتضی، تفسیر سوره مزمل، تهران، انتشارات صدرا، 1364، ص 68.

[14] . محلاتی، ذبیح الله، ریاحین الشریعه، تهران، دار الکتب الاسلامیه، ج 3، ص 61.

[15] . مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، تهران، انتشارات صدرا، 1375، ص 59.

[16] . محلاتی، ذبیح الله، پیشین، ج3، ص 75.

[17] . همان، ص74.

[18] . علی محمد علی دخیل، پیشین، ص 21 به بعد. این نویسند ه با دلائلی چند مقام عصمت را برای حضرت زینب ثابت می کند.

[19] . خان سپهر، عباسقلی، پیشین، ص 73.

[20] . صادقی اردستانی، احمد، زینب قهرمان، تهران، نشر مطهر، چاپ اول، 1372، ص 392، به نقل از وسیلة الدارین فی انصار الحسین، ص432.

برگرفته از سایت http://zeynabiyeh.blog.ir/1394/05/31/%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%D9%84-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D9%86%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C

اشتراک گذاری این مطلب!

مهم تر از عمل کردن عمل نکردن است...!


شاه کلید ارتباط

آیت الله بهجت می فرماید: «از ما عمل چندانی نخواسته اند! مهم تر از عمل کردن عمل نکردن است! تقوا، یعنی عمل گناه را مرتکب نشدن!»

همه می پرسند: «چه کار کنیم؟» من می گویم: «بگویید چه کار نکنیم؟» و پاسخ این است: «گناه نکنید». شاه کلید اصلی رابطه با خدا «گناه نکردن» است.

منبع:

مشاهده شده در کتاب موعظه خوبان/سید علیرضا ادیانی و حسین ترابی/ص206

اشتراک گذاری این مطلب!

امام حسین(ع) به ما آموخت از تحریم شیطان بزرگ نترسیم بلکه از خدا بترسیم

 

از تحریم خدا بترسیم نه ایادی شیطان
ما شاهدیم از جمله مسائلی که امام حسین(ع) مدام نسبت به آن تذکر می‎دادند، زیر بار ذلت نرفتن بود تا جایی که جان خود را تقدیم کردند. در این زمان چگونه می‎توانیم از این رفتار امام حسین(ع) الگوبرداری کنیم؟
همان طور که اشاره داشتید اگر بخواهیم بخشی از ماجرای عاشورای امام حسین(ع) را مورد موشکافی قرار دهیم، با این سه کلمه برخورد می‎کنیم: «هیهات منا الذلة» یعنی هرگز زیر بار ذلت نمی‎رویم. تجسم صفات خدا برای انسان مختار در آن برهه زمانی به ما یاد می‎دهد که زیر بار ظلم نرو، هرچند تو هفتاد نفر و دشمن 30 هزار نفر باشد، هرچند تو را تحریم کنند و آب را به رویت ببندند، اما تو زیر بار ظلم نروی و بفرمایی «هیهات من الذلة». ما در مناجات شعبانیه از حضرت امیرالمؤمنین(ع) این را یاد گرفتیم که از این مورد ترس داشته باشیم: « إِلَهِی إِنْ حَرَمْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَرْزُقُنِی وَ إِنْ خَذَلْتَنِی فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُنِی؛ خدایا! اگر محرومم کنى پس کیست آن که به من روزى دهد؟ و اگر خوارم سازى پس کیست آن که به من یارى رساند»؟ اگر تو مرا تحریم کنی، چه کسی مرا روزی می‎دهد؟ ما نباید از تحریم شیطان بزرگ و جهان غرب بترسیم بلکه ما باید از تحریم خدا بترسیم. ما از کسی که دشمن اسلام است و تهدید به تحریم می‎کند نباید بترسیم، زیرا پشت ما به خدا و اهل‎بیت(ع) است. تمدن نوین اسلامی زمانی رقم می‎خورد که مسلمانان در مسیر اسلام قرار بگیرند.
امام حسین(ع) اصرار بر این دارند که زیر بار ذلت نمی‎روند و از سوی دیگر می‎بینیم آینده بشریت با حکومت عدل مواجه می‎شود.«هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَ دِینِ الْحَقِّ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ اوست کسى که فرستاده خود را با هدایت و دین حق روانه کرد تا آن را بر هر چه دین است غلبه دهد هر چند مشرکان را ناخوش آید». ما به کسانی که یک مقدار اعتقادات سستی دارند، عرض می‏‌کنیم خدایی که می‎فرماید من پیامبر(ص) را فرستادم «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ؛ تا آن را [دین حق] بر هر چه دین است غلبه دهد»، آیا اسلام اکنون بر تمام ادیان غالب است؟ می‎گوییم خیر، در دوران ظهور اینگونه است. اگر اسلام متجلی شود، یعنی ظلم و فساد برچیده و امنیت برقرار می‎شود. امام حسین(ع) در ماجرای عاشورا مقدمه اسلام ناب را معرفی کرد که بخشی از آن ظلم‎ستیزی است. بنابراین عاشورا نقش مهمی در تشکیل تمدن نوین اسلامی دارد. تمدن اسلامی یعنی جامعه‎ای که در آن فضیلت موج می‎زند، یعنی در آن ظلم و گناه نمی‎شود و حق به حاکمیت می‎رسد.

منبع:به نقل از خبرگاری تسنیم

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دانلود زیباترین مداحی مداحان معروف در شب عاشورا

محرم راهی برای نزدیکی به خدا...

برگزاری مجلس عزاداری با موضوع آسیب های مجالس عزاداری در مدرسه علمیه کوثر علی آباد کتول

این مجلس به مدت سه روز اول محرم در مدرسه علمیه کوثر (س)علی آباد کتول باهدف آسیب شناسی مجالس و هیئت های عزاداری امام حسین با سخنرانی حجت الاسلام حاج آقا روح الله نصرتی کارشناس دینی و مسئول واحد نشریات معاونت پزوهش حوزه های علمیه در جمع طلاب همین مدرسه برگزار می شود.

حجت الاسلام روح الله نصرتی مسئول واحد نشریات معاونت پزوهش حوزه های علمیه در اولین جلسه به مناسبت روز اول محرم گفت:ما بامجالس عزاداری و توسل به ائمه و امام حسین(علیه السلام) که واسطه فیض هستند، برای رسیدن به قرب خدا استفاده می کنیم اما گاهی همین مجالس تاثیر معکوس دارند. پس وظیفه ما طلاب است که غبار و آلودگی این مجالس را بشناسیم و از بین ببریم.

وی افزود: هر چیز آفتی دارد، مانند غذا و یا دارویی که اگر بدون نسخه و یا بدون مدت معین و به اندازه مصرف نشوند باعث ضعیف تر شدن و گاهی حتی موجب مرگ انسان نیز می شود، اهل بیت(ع)نیز دکتر و تغذیه روح ما بوده و باعث جلا بخشیدن روح بندگی ما برای نزدیک شدن به خدا هستند.

کارشناس دینی و مسئول واحد نشریات معاونت پزوهش حوزه های علمیه ادامه داد: در هر مرتبه و مقامی آفت های مخصوص به خود را دارد که شیطان به تناسب آن آفت شناسی می کند و وارد می شود، این آفت و گناه ها گاه جنبه شخصی و گاه جنبه حقوقی دارند، از جنبه حقوقی برای طلاب که وجه دینی در جامعه داشته و منسوب به دین هستند هر گناه آنها چند برابر است چرا که اینها حجت شرعی مردم اند و انحراف علما و روحانیون موجبات انحرافات مردم را نیز فراهم می کند.در نتیجه هر طلبه و روحانی نیز باید بعد از انتخاب این مسئولیت محدودیت هایش را بپذیرد و آفت های این منسب را بشناسد

منبع:

سخنرانی حجت الاسلام حاج آقا روح الله نصرتی کارشناس دینی و مسئول واحد نشریات معاونت پزوهش حوزه های علمیه در مدرسه علمیه کوثر علی اباد کتول12/7/1395

اشتراک گذاری این مطلب!

عملی که از نماز شب بالاتر است...!

آیت اله بهجت(ره): گریه بر سید الشهدا(علیه السلام) از نماز شب بالاتر است.

 

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره): محبت و عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انسان را زود به مقصد می رساند.

 

 

منبع: باتصرف

http://nicetitle.vcp.ir/0-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9/490297-%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7 %D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9.html

اشتراک گذاری این مطلب!

برنامه خودسازی را از شهدا یاد بگیریم...

خداوندا! اعتراف می کنم به اینکه قرآن را نشناختم وبه آن عمل نکردم. حداقل روزی ده آیه قرآن را باید بخوانم. اگر روزی کوتاهی کردم و به هر دلیل، نتوانستم این ده ایه را بخوانم روز بعد باید حتما یک جزء کامل بخوانم. تاریخ اجرا: 4مرداد1369

خدایا اعتراف میکنم از اینکه مرگ را فراموش کرده ام و تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشد. حداقل هرشب قبل از خواب باید دو رکعت نماز تقرب بخوانم. اگر به هر دلیلی نتوانستم، روز بعد باید{مقداری} صدقه و هشت رکعت نماز قضا بجا بیاورم. تاریخ اجرا: 26مرداد1369

خدایا اعتراف می کنم به اینکه خدا می بیند را در همه کارهایم دخالت ندادم و برای عزیز کردن خود کار کردم. حداقل در هر هفته باید دو صبح زیارت عاشورا و صبح های جمعه سوره الرحمن را بخوانم. اگر، به هر دلیلی، نتوانستم زیارت عاشورا را بخوانم، باید هفته بعد4 صبح زیارت عاشورا و یک جزء قران بخوانم و اگر صبح جمعه ای نتوانستم سوره الرحمن را بخوانم، باید قضا ی آن را در اولین فرصت به اضافه دو حزب قرآن بخوانم.تاریخ اجرا: 16مهر1369

منبع:

کتاب موعظه خوبان،نویسنده:سید علیرضا ادیانی و حسین ترابی،ص100

اشتراک گذاری این مطلب!

اگر امیرالمومنین هم حاکم باشد....

 

کسانی که با سیره امیرالمومنین علیه السلام آشنا باشند می دانند که غرور حضرت علی علیه السلام در طول حیاتشان دو بار شکسته شد. یک بار در کوچه بنی هاشم و دیگری باری است که مردم کوفه غرور حضرت را شکستند.
شما نامه های حضرت را ملاحظه کنید متوجه می شوید که بر روی مردم کوفه حساب باز کرده است. زیرا این نیست اگر علی بیاید، حکومت درست می شود و اگر برود حکومت خراب خواهد شد. این گونه نیست.
امیرالمومنین نمی خواهد که با نیروی غیب حکومت کند. او می خواهد که مردم بفهمند که این سکه طلا است و از آن بگذرند. این جا حق است، این جا باطل است و… وقتی به معاویه و اصحاب جمل نامه می نویسد، می گوید که من با سپاه مهاجر و انصار به جنگ شما می آیم. وقتی سه سال گذشت دیگر به یاری ایشان نیامدند.
اگر علی علیه السلام هم حاکم باشد اما مردم نخواهند که از اسلام استفاده کنند و پایبند به قوانین اسلام شوند، به ظاهر آن حاکم نیز موفق نخواهد شد زیرا او که نمی خواهد با قدرت تکوینی خود حکومت کند. او اگر اشاره کند عالم زیر و زبر می شود اما او که نمی خواهد از این قانون استفاده کند….

منبع :به نقل از سایت تبیان 

اشتراک گذاری این مطلب!

امام علی (ع) را از منظر خدا بشناسیم

 


 

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد

 


1-مدح کننده :ذات مقدس خداوند متعال
2-شنونده مدح :اول شخص عالم امکان وجود مقدس رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم
3-زمان مدح :شب معراج
4-مکان مدح : جائی که جبرئيل با آن همه عظمت از رفتن باز ماند


مکانی که هیچ نبی مرسل و هیچ ملک مقرب توان ورود با آنجا رانداشته اند. در این مکان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بپاى عرش اعظم رسيد و هزار مرتبه از حضرت رب العلى «ادن منى» استماع نمود و در هر مرتبه ایشان را ترقى دست ميداد تا قدم بر سر «دَنا» نهاد و از آنجا بر منظر فيض‏ گستر «فَتَدَلَّى» جلوه‏ گر شد و بخلوت خانه «فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏» درآمد و اسرار «فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏» را از حضرت حق استماع نمود .

أَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
اصبغ بن نباته از ابن عباس از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده كه حضرت فرمود
لَمَّا عُرِجَ بِي إِلَى السَّمَاءِ السَّابِعَةِ وَ مِنْهَا إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَى وَ مِنَ السِّدْرَةِ إِلَى حُجُبِ النُّور
وقتى در شب معراج به آسمان هفتم رسيدم و از آنجا به سدره المنتهى و از آنجا هم به سوى حجابهاى نورى رفتم،
ِ نَادَانِي رَبِّي جَلَّ جَلَالُهُ يَا مُحَمَّدُ أَنْتَ عَبْدِي وَ أَنَا رَبُّكَ
خداوند مرا صدا كرده فرمود: اى محمد، تو بنده منى و من خداى تو هستم.
فَلِي فَاخْضَعْ وَ إِيَّايَ فَاعْبُدْ وَ عَلَيَّ فَتَوَكَّل
پس براى من خاضع باش و به من عبادت كن و به من توكل نما.


فَإِنِّي قَدْ رَضِيتُ بِكَ عَبْداً وَ حَبِيباً وَ رَسُولًا وَ نَبِيّاً
بدرستى كه من از حيث بندگى و دوستى و رسالت تو راضى هستم
وَ بِأَخِيكَ عَلِيٍّ خَلِيفَةً وَ بَاباً
و به برادرت على هم خلافت دادم و او را باب علم قرار دادم.
فَهُوَ حُجَّتِي عَلَى عِبَادِي وَ إِمَامٌ لِخَلْقِي
پس او حجت من بر بندگانم و امام براى خلقم مى‏باشد.
بِهِ يُعْرَفُ أَوْلِيَائِي مِنْ أَعْدَائِي
بوسيله او دوستان و دشمنان من شناخته مى‏شوند (يعنى هر كس او را دوست بدارد و به امامت او معتقد باشد دوست من است و هر كس او را بامامت قبول نكند و با وى دشمنى نمايد دشمن من است).
وَ بِهِ يُمَيَّزُ حِزْبُ الشَّيْطَانِ مِنْ حِزْبِي
باز هم بوسيله او حزب من از حزب شيطان تميز داده مى‏شود.
وَ بِهِ يُقَامُ دِينِي وَ تُحْفَظُ حُدُودِي وَ تُنْفَذُ أَحْكَامِي
بوسيله او دين من قوام پيدا مى‏كند و احكام من نافذ مى‏باشد و حدود قوانين من معلوم و محفوظ مى‏گردد.
وَ بِكَ وَ بِهِ وَ بِالْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِهِ أَرْحَمُ عِبَادِي وَ إِمَائِي
و به خاطر تو و او و امامان از صلب او به بندگانم رحم مى‏كنم.
وَ بِالْقَائِمِ مِنْكُمْ أَعْمُرُ أَرْضِي بِتَسْبِيحِي وَ تَهْلِيلِي وَ تَقْدِيسِي وَ تَكْبِيرِي وَ تَمْجِيدِي
و بقائم از شما زمينم را آباد سازم بتسبيح و تهليل و تقديس و تكبير و تمجيدم
وَ بِهِ أُطَهِّرُ الْأَرْضَ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُورِثُهَا أَوْلِيَائِي
و بوسيله او (مهدى قائم) روى زمين را از دشمنانم پاك مى‏كنم و اولياى خود را وارث زمين مى‏كنم
وَ بِهِ أَجْعَلُ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِيَ السُّفْلى وَ كَلِمَتِيَ الْعُلْيَا
و بوسيله او سخنان كافران را پايين مى‏آورم و كلمه من والاتر مى‏شود
وَ بِهِ أُحْيِي عِبَادِي وَ بِلَادِي بِعِلْمِي
و به وسیله او و با علم خود بندگانم و بلادم را زنده كنم
وَ لَهُ [بِهِ‏] أُظْهِرُ الْكُنُوزَ وَ الذَّخَائِرَ بِمَشِيَّتِي
و به خاطر او با مشيت خودم همه خزاين و دفينه‏هاى داخل زمين را بيرون مى‏ريزم
وَ إِيَّاهُ أُظْهِرُ عَلَى الْأَسْرَارِ وَ الضَّمَائِرِ بِإِرَادَتِي
و با اراده خودم او را به پنهانيها و آشكارها آگاه مى‏كنم
وَ أَمُدُّهُ بِمَلَائِكَتِي لِتُؤَيِّدَهُ عَلَى إِنْفَاذِ أَمْرِي وَ إِعْلَانِ دِينِي
و با ملائكه خودم او را تأييد مى‏نمايم تا بتواند امر مرا در روى زمين نافذ كند و دين مرا بلندتر سازد
ذَلِكَ وَلِيِّي حَقّاً وَ مَهْدِيُّ عِبَادِي صِدْقا
آن امامان والى حق من هستند و مهدى هم بنده صادق من مى‏باشد.

منبع: الجواهر السنية-كليات حديث قدسى، ص: 466

اشتراک گذاری این مطلب!

راهی که غربتی عظیم را از اسلام برطرف کرده است‌!

 

چندروز به عیدالله الأکبر مانده و فرصت خوبی برای تدارک دیدن برای جشن بزرگ غدیر است. حجت السلام علیرضا پناهیان در این باره می‌گوید:«هرکسی عید غدیر را در قلب خودش در خانواده، در محله و شهر خودش گرامی بدارد، غربتی را از اسلام برطرف کرده است‌.»
 مخصوصا در جامعه دینی ما که اصلا از آن انتظار نیست.

جامعه‌ای که برای عاشورا و برای 28 صفر مایه می‌گذارد، جامعه‌ای که برای زیارت امام رضا علیه السلام سرمایه‌گذاری می‌کند، جامعه‌ای که برای زیارت اباعبدالله الحسین علیه السلام سر و دست می‌شکند، بالاخره برای غدیر که ثوابش به نوعی بیشتر از اینهاست باید بیشتر مایه بگذارد. اساساً در شاد بودن به شادی اهل بیت علیهم السلام ثواب بیشتری است تا در غمگین شدن به مظلومیت اهل بیت علیهم السلام. چرا؟ چون رنج اهل بیت علیهم السلام دیده می‌شود و اگر کسی عقلش به دیده‌اش باشد مظلومیت اهل بیت علیهم السلام را لمس می‌کند و متاثر می‌شود و تاثرش را نشان می‌دهد اما نور اهل بیت علیهم السلام دیده نمی‌شود و اگر کسی عقلش به دیده باشد نمی‌تواند فرح و سرور جایگاهی مثل غدیر را ببیند. اگر آن اصلاح خدایی نکرده در مورد ما صدق کند که مردم عقلشان به چشمشان است آن وقت عید غدیر را پاس نمی‌داریم کما اینکه می بینیم پاس نمی‌داریم، من نمی‌گویم که عقلمان به چشممان است اما می‌گویم که غفلت کردیم. عزاداری کردن برای اهل بیت علیه السلام آسان تر است یا جشن گرفتن برای اهل بیت علیه السلام؟ معلوم است عزاداری کردن آسان‌تر است و کاری که آسان‌تر است نباید قیمتش از آنچه سخت است بیشتر باشد»

منبع:به نقل از خبر نگاری تسنیم .

اشتراک گذاری این مطلب!

بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت سالگرد حادثه ۱۷ شهریور

 

بیانات مقام معظم رهبری در شهریور ۱۳۵۹ به مناسبت سالگرد حادثه ۱۷ شهریور از شبکه مستند سیما پخش می شود.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»، «تاریخ شفاهی ایران» امروز سه شنبه 16 شهریور به مناسبت واقعه 17 شهریور روی آنتن می رود و به بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در سالروز فاجعه 17 شهریور در بهشت زهرا در شهریور 1359 اختصاص دارد.

ایشان در بخشی از این سخنرانی شان فرموده اند: «شما مردم ایران که شاهد عاشورای میدان شهدا، شاهد عینی عاشورای 17 شهریور هستید، جا دارد اگر اشک بریزید و گریه کنید، این گریه ما بر شهیدانمان به هیچ وجه گریه تاسف نیست. این خون های پاک و عزیز یک ملت را نجات داد، یک قدرت عظیم جهانی را به عقب نشاند. اما ما باید سنت مرثیه خوانی این عزیزان را زنده کنیم».

در بخش دیگری از این بیانات، آیت الله خامنه ای تأکید کرده اند: «حقیقت این است که داغ دل مادران و پدران داغدار که عزیزان جگرگوشه خود را سخاوتمندانه در راه خدا داده اند، در دل یک یک ما زنده است. ما با همین آتش است که تا آخرین نقس و تا آخرین نفر با خودکامگان و قدرتمندان جهانی خواهیم جنگید. این آتش را در دلمان همواره با یاد شهیدانمان زنده نگه خواهیم داشت.

منبع:به نقل از سایت تسنیم

اشتراک گذاری این مطلب!

کعبه بی احترام شد روزی....!


در سکوتی که عطر خلوت داشت، ناگهان ازدحام شد روزی
جای باران گرفت طوفان و، عمر گُلها تمام شد روزی
حرمت از شاخه ها جدا افتاد، در، ابابیل با خدا افتاد
یاد اصحاب فیل افتادم، کعبه بی احترام شد روزی
جهل دستش به دست شیطان داد، كم كم آمد به مکر میدان داد
گفت شیطان مواظبت هستم، سنگها در نیام شد روزی
عاشقان یک نفس کم آوردند، یک نفس در قفس کم آوردند
بال پرواز بال آزادی، زخمی تیر و دام شد روزی
لاتها سینه را خراشیدند از دوباره هبل تراشیدند
با به خون خفتن مسلمانان، لات دنیا به کام شد روزی
ذبح کردند جای اسماعیل، عشق را در منای اسماعیل
در منا شد قیامتی بر پا، عید قربان حرام شد روزی
بوسه، نارس به روی لبها ماند، جای می در سبوی لبها ماند
جای ذکر سلام، هر عاشق قسمتش والسلام شد روزی

 

ای حاجی فدا شده در “مکه و منا”
حج تو شد شبیه حسین “حجه الوداع”

منبع:

به نقل از سایت مشرق

اشتراک گذاری این مطلب!

به شرط انکه نه مالش بماند و نه جانش.!

 

 

ماه ذی‎الحجه از جمله ماه‎های گرانقدر و عظیم الشأن است که خداوند متعال آن را فرصتی جهت تزکیه مؤمنان قرار داده است تا جایی که اهل‎بیت عصمت و طهارت(ع) احادیثی در بیان فضیلت این ماه شریف نقل فرموده‎اند.
 ماه ذی‎الحجه از جمله ماه‎های گرانقدر و عظیم الشأن است که خداوند متعال آن را فرصتی جهت تزکیه مؤمنان قرار داده است تا جایی که اهل‎بیت عصمت و طهارت(ع) احادیثی در بیان فضیلت این ماه شریف نقل فرموده‎اند.

امام صادق(ع) در تفسیر این بخش از آیات 203  بقره و 22 حج که خداوند می‌فرماید «وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فی‏ أَیَّامٍ مَعْدُودات؛ و خدا را در روزهایی معین یاد کنید» ‏فرمودند «أَیَّامُ التَّشْرِیقِ الثَّلَاثَةُ، وَ الْأَیَّامُ الْمَعْلُومَاتُ الْعَشَرَةُ مِنْ ذِی الْحِجَّة؛ منظور از ایام معدودات سه روز یازدهم تا سیزدهم  و ایام معلومات (حج22) ده روز اول ذی‏‎الحجه است». (تفسیر قمی، ج1، ص71)

مرحوم آیت‎الله مجتبی تهرانی با اشاره به روایتی از رسول اکرم(ص) درباره فضلیت این ماه گفت «در روایتی دارد: «قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: مَا مِنْ أَیَّامٍ أَزْکَى عِنْدَ اللَّهِ تَعَالَى وَ لَا أَعْظَمَ أَجْراً مِنْ خَیْرٍ فِی عَشْرِ الْأَضْحَى» رسول خدا فرمود: هیچ ایامی پاکیزه‌تر و بزرگ‎تر از نظر اجر و پاداش در مورد اعمال، از دهه اضحی نیست؛ دهه اضحی هم همین دهه اول ذیحجه است. قیل وَ لَا الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؟ به حضرت عرض شد که حتی نسبت به جهاد در راه خدا هم این ایّام با فضیلت‏‎‏تر است؟ «قال: وَ لَا الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ إِلَّا رَجُلٌ خَرَجَ بِمَالِهِ وَ نَفْسِهِ ثُمَّ لَمْ یَرْجِعْ مِنْ ذَلِكَ بِشَیْ‏ء». حضرت فرمودند: ارزش اعمالی که انسان در این دهه انجام می‌دهد از جهاد فی سبیل‌‏الله هم بیشتر است؛ مگر اینکه کسی مال، جان و همه چیزش را در جهاد فی سبیل‌‏الله ببرد و هیچ چیز را هم برنگرداند؛ یعنی نه مالش بماند و نه جانش… تنها چنین چیزی است که بافضیلت‏‌تر از این ایّام است. این روایت گویای ارزش این ایام است».

منبع :به نقل از خبر گزاری تسنیم.

اشتراک گذاری این مطلب!

ویژگی خواستگار خوب از دیدگاه امام جواد(ع)



اگر خواستگاری برای دختر شما آمد و اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود، با ازدواج آن ها موافقت کنید.
چون موقع ازدواج نزدیک می شود، باید معیار انتخاب همسر را بدانیم تا آگاهانه و صحیح باشد. خلاصه این بحث به این منتهی خواهد شد که باید به گونه ای همسر انتخاب کرد که با یکدیگر (همشأن) و (متناسب) و به اصطلاح (کُفْو) باشند و به زبان ساده تر (با یکدیگر جور درآیند). اگر این شرط تأمین شود و این هماهنگی و تناسب تحقیق یابد، امور و مشکلات قابل حل است.

داستان مشاوره زن و مرد شیعه با امام جواد علیه السلام دربارۀ ازدواج دختر خود:

زن  رو به شوهرش کرد و گفت: ابراهیم ! چرا سنگ ‌اندازی می ‌کنی؟ هر دختر و پسری سرانجام باید ازدواج کنند و زندگی مشترک خود را آغاز کنند.
سنگ ‌اندازی کدام است زن؟. هر که از راه رسید و دخترمان را خواست، باید بدهیم؟ او و خانواده ‌اش را چه قدر می ‌شناسی که این همه اصرار می‌ کنی؟!.
شناخت زیادی ندارم، ولی مگر تو با آن ها آشنا نیستی؟. من فقط چند بار در مسجد با او سلام و علیک داشته ‌ام، همین! ظاهرش نشان می‌ دهد که جوان بدی نیست. با ادب و زحمتکش است. با زحمت بازو مخارج خود و مادر پیرش را تأمین می‌کند.
این سه باری که با مادرش به خواستگاری آمده بود، از برخوردهایش فهمیدم که انسان مؤمن و خوبی است. مادرش می‌ گفت: اهل محل همه قبولش دارند!.
نمی ‌دانم. من که عقلم به جایی قد نمی‌دهد. جمیله چه می‌گوید؟، نظرش چیست؟.
حرفی نزده، اما با شناختی که از روحیۀ دخترمان دارم، می‌ دانم که سکوتش نشان رضایتش است. راستی قرار است مادرش نزدیک غروب برای گرفتن جواب بیاید. در جوابش چه بگویم؟.
بگو یک هفتۀ دیگر صبر کنند تا خوب فکرهایمان را بکنیم. یک هفته؟!. آری. باید با امام جواد علیه ‌السلام مشورت کنم. دخترمان را که از سر راه پیدا نکرده ‌ایم، ولی مبادا به آن‌ ها دربارۀ مشورت چیزی بگویی!.
جمیله در آشپزخانه بود و گفت ‌وگوی پدر و مادرش را می ‌شنید و از اضطراب، ناخن ‌هایش را می‌جوید. او به خواستگارش علاقه داشت. از طرفی صحبت ‌های پدرش را هم منطقی می ‌دید.
یک هفته از ماجرا گذشت. نزدیکی ‌های ظهر بود که زن صدای در را شنید. وقتی در را باز کرد، قاصدی را دید که می گفت از کاظمین آمده و نامه ای از سوی امام جواد علیه السلام برای ابراهیم آورده است. نامه‌ را تحویل داد و رفت.
زن نامه را نگه داشت و تا عصر صبر کرد. وقتی ابراهیم به خانه آمد، دست و رویش را شست و داخل اتاق شد. همسرش نامه را جلوی او گذاشت و گفت: امروز رسیده. چشم‌ های ابراهیم برق زد. نامه را برداشت و بوسید.
زن گفت: از کیست؟. از امام جواد علیه ‌السلام. نظرش را پرسیده بودم و جواب نوشته اند. بخوان، ببینم چه نوشته؟.
مرد نامه را گشود و دید که حضرت در ادامه نامه خود ابراهیم، چند خط نوشته و همان نامه را برگردانده است. گلوی خود را صاف کرد و نامه را بلند خواند؛ طوری که جمیله هم در آشپزخانه بشنود: «… اگر خواستگاری برای دختر شما آمد و اخلاق و دیانت او مورد رضایت شما بود، با ازدواج آن ها موافقت کنید. اگر چنین نکردید و پسر و دختر مجرد باقی ماندند، در جامعه فتنه و فساد بزرگی به وجود خواهد آمد …».
مرد نامه را دوباره لوله کرد و بست. رو به زنش کرد و گفت: اگر برای جواب آمدند، بگو مبارک است ان ‌شاءالله!. جمیله وقتی این حرف را شنید، خیالش راحت شد و در حالی که از خجالت توی صورتش خون دویده بود، یک لیوان شربت خنک برای پدرش ریخت و جلوی او گذاشت. (۱)

پی نوشت:
۱- برگرفته از کتاب حیات پاکان؛ مهدی محدثی، ج۴، ص ۵۸

منبع: حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

همه امت‌های گذشته مؤمن به وجود مقدس علی(ع) هستند...

 

آیت‌الله سیدمحمدمهدی میرباقری (رییس فرهنگستان علوم اسلامی قم و عضو مجلس خبرگان رهبری): در ماه‌های مختلف سال به ویژه ماه مبارک رمضان مؤمنین می‌توانند در مقامی قرار بگیرند که محبت الهی در وجودشان رسوخ کرده و بنابراین رفتار و سکناتشان بر این مدار قرار گرفته و از این طریق به آرامش دست یابند، نخستین قدم قرار گرفتن در مدار محبت الهی و سپس محبت اولیا معصوم(ع) و در نهایت محبت به دیگر مؤمنین است.
بنابراین همه روابط در جامعه مؤمنان از روابط خانوادگی گرفته تا ارتباط با اقشار مختلف جامعه و گروه‌ها بر مدار محبت الهی و معصومین(ع) است به طور مثال روابط مالی در این جامعه براساس انفاق، ایثار، محبت و کمک به هم نوع و … است.
در مقابل این جامعه مؤمنین که براساس دستگاه پاک پرستش خداوند و محبت الهی شکل گرفته، جامعه‌ای نیز وجود دارد که مبتنی بر حب نفس و شیطان و اولیا طاغوت شکل گرفته است.
روز قیامت ندا می‌آید که خلیفه الهی بر زمین چه کسی است، داود(ع) بر می‌خیزد اما به او گفته می‌شود که منظور وی نیست، دوباره ندا می‌آید و سپس وجود مقدس علی(ع) بر می‌خیزد سپس ندا می‌آید که هر کس در دنیا بر پرتو نور علی(ع) حرکت کرده به دنبال او به راه بیافتد چرا که همه مؤمنان از اولین تا آخرینشان مؤمن به علی(ع) هستند.
در مقدمات تفسیر صافی دیدم که آمده بود محبت امیرالمومنین (ع) از ایمان است و امم گذشته هم مؤمنینشان مؤمن به علی (ع) بوده‌اند.
بنابراین همه امت‌های گذشته مؤمن به وجود مقدس علی(ع) هستند و زمانی که در روز قیامت منادی می‌آید و علی (ع) برمی‌خیزد هر کس که به ایشان پناه برده به دنبالشان حرکت می‌کند حضرت همه مؤمنان را در مقامات خود قرار می‌دهند و شفاعت آنها را می‌کنند.
در آن لحظه درهای بهشت باز می‌شود و یک درب که باب الرحمن نام دارد امام علی(ع) آنجا به سجده می‌افتند و منادی ندا می‌دهد که برخیز و هر کس که به تو مؤمن بوده را از این درب به بهشت وارد کن.
خداوند متعال از زمانی که حضرت آدم را بر زمین هبوط داد هدایتی را به دلیل مکر شیطان با ایشان همراه فرستاد تا نسلشان در زمین گسترش پیدا کند اگر این هدایت الهی نبود مردم همه گمراه می‌شدند بنابراین خداوند فرمود که این هدایت را فرستاده که دنبال رو مسیر او باشیم و اگر از این مسیر هدایت الهی تبعیت نکنیم گمراه شده و شقاوتمند خواهیم شد.
بنابراین در همه اعصار دشمنان تلاش کردند تا رشته‌های ارتباط با انبیا را قطع کنند درحالیکه انبیا(ع) آمدند تا بین ما و پروردگار حلقه وصل باشند، تنها در صورتی از این مسیر غفلت نکرده‌این که ذکر خداوند را بگوییم، همه معاملات و کارهای ما باید از سر بندگی خداوند باشد، از تجارت ما گرفته تا تحصیل، تعلیم و تعلم و خلاصه همه کارها در این صورت خانه و زندگی ما مساجد می‌شود و ما وارد وای ولایت پیغمبر و علی (ع) شده‌ایم.
«أَلاَ بِذِکْرِ اللَهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» سه نوع تفسیر شده است یک نوع یاد ما از خداوند است که باعث آرامشمان می‌شود، دوم یاد خدا از ما و سوم باطن و یاد حضرت محمد(ص) است. بنابراین خانه‌ای که در آن نور نبی اکرم(ص) باشد آن خانه، خانه ذکر و الهی است در این صورت زندگی و تجارت و کار خدایی می‌شود در غیر این صورت حتی مساجد ما هم خدایی نیست حتی اگر در آن نماز هم خوانده باشیم.

منبع:سایت قدس

اشتراک گذاری این مطلب!

​چگونه خود را از گمراهی حفظ کنیم؟


 سه گام تا هدایت
یک کارشناس دینی گفت: از جمله آثار و برکات انس با قرآن، حفاظت انسان از خطر گمراهی است که برای رسیدن به این مطلوب باید سه مرحله را پشت سر گذاشت.

 پس از یازده ماه غرور و غفلت و گمراهی، کنون که درهای رحمت خداوند در ماه کریمش گشوده است، با او زمزمه می کنیم:

” اللهمّ ارْزُقنی فیهِ الذّهْنَ و التّنَبیهَ و باعِدْنی فیهِ من السّفاهة و التّمْویهِ و اجْعَل لی نصیباً مِنْ کلّ خَیْرٍ تُنَزّلُ فیهِ بِجودِکَ یا أجْوَدَ الأجْوَدینَ”

خدایا روزی کن مرا در آن روز هوش و خودآگاهی را و دور بدار در آن روز از نادانی و گمراهی و قرار بده مرا بهره و فایده از هر چیزی که فرود آوردی در آن به بخشش خودت، ای بخشنده‌ترین بخشندگان

حجت الاسلام سعید امامی در گفت‌و‌گو با خبرنگار گروه دین و مذهب آناج با تاکید بر اینکه انس با قرآن آدمی را از گمراهی حفظ می کند، گفت: البته صرف روخوانی قرآن جهت حرکت در صراط مستقیم کافی نیست چرا که گاه انسان درگیر مستحبات شده و از عمل به واجبات باز می ماند که در این صورت آثار و برکات قرآن در انسان نمود پیدا نمی کند.

وی افزود: وقتی با قرآن و به تبع آن با خداوند ارتباط برقرار می کنیم، باید توجه داشته باشیم این ارتباط دوسویه است؛ یعنی وقتی آیات خداوند را می خوانیم باید همزمان به خودمان نیز توجه داشته باشیم که در قبال هرسخن خداوند ما چه پاسخی در مقام عمل از خود نشان می دهیم؟ در واقع در ارتباط دوسویه با قرآن، باید خود را با امر خداوند تطبیق دهیم.

این کارشناس دینی خاطرنشان کرد: خداوند در قرآن در برابر آیات خود از گوش شنوا یاد می کند؛ یعنی هر شنیدنی اثر ندارد و آیات خداوند وقتی اثر می گذارد که وارد قلب شود وگرنه در خیلی از خانه ها قرآن وجود دارد اما حضور ندارد.

وی با اشاره بر اینکه برخی اصرار دارند به جای متن عربی، ترجمه ی قرآن را بخوانند، توضیح داد: قطعا وقتی فردی نامه ای از محبوبش دریافت می کند، حتی اگر بی سواد هم باشد قلبش شاد می شود، چون الفاظ او به فرد نشاط معنوی می بخشد که در این بین قطعا تاثیر قرآن و عین کلام خداوند خیلی بیشتر از ترجمه ی آن خواهد بود.

امامی ادامه داد: بنابراین بهتر است هم به لفظ قرآن توجه کنیم، هم به معنایش و هم در آیات تفکر و تامل داشته باشیم که اگر این سه مرحله را مورد نظر قرار دهیم قطعا قرآن نیز تاثیر خود را می گذارد.

وی ماه رمضان را بهترین فرصت برای برقراری انس با قرآن دانست و گفت: شایسته است در این ماه کریم که قطعا قلب ما آماده تر و رحمت خداوند برای تاثیر گذاری قرآن در هدایت و حفظ از گمراهی بیشتر است، خلوت هایی را به قرآن خواندن اختصاص دهیم که به نظر می رسد شب ها و وقت سحر بهترین زمان برای این عمل مقدس است.

منبع:شبکه خبر

اشتراک گذاری این مطلب!

نظر سیاستمداران و اندیشمندان غرب راجب امام ما!!!

 


لسون ماندلا

رئیس جمهور سابق آفریقای جنوبی و قهرمان مبارزه با نژاد پرستی آپارتاید

امام خمینی (ره) فرزند مشهور اسلام بود. او در امر نشان دادن راه درست به نسل های حاضر و آینده مسلمانان سهم بسزایی داشته است.

راشد القنوشی

رهبر جنبش اسلامی النهضه تونس

شخصیت امام خمینی (ره) به مثابه رهبری عقیدتی ، سیاسی و انقلابی که رنج همه ی زحمت کشان را به دوش دارد ، جلوه می کند که در واقع تبلور آمال و آرزوهای همه ی ملت است و آنها را در مسیری روشن و درست هدایت می کند.

 

فهمی هویدی

اندیشمند بزرگ جهان عرب

امام خمینی (ره) پیروزی مستضعفین و پیشرفت مهم موازع اسلامی را در جهان معاصر محقق ساختند. گفته های ایشان ثابت نمود که دین عنصری فعال و موثر در بر انگیختن ملتهاست. برخلاف کسانی که مدعی بودند که دین عنصری است برای افیون ملل و عامل خمودی و سستی آنها.

دکتر حسن البناء

رهبر وقت اخوان المسلمین

حضرت امام خمینی (ره) اندیشمندی است که هزاره ی دوم میلادی را به پایان برد و پیوسته پرتو افکار نورانی اس بر فراز هزاره ی سوم خواهد درخشید . اندیشمندی که خاستگاه تفکرش اسلام ناب و اندیشه های اصولی بوده و در بردارنده ی گرایش هایی است که همان میراث اهل بیت (ع) است.

هنری کسینجر

وزیر خارجه اسبق آمریکا

آیت‌الله خمینی، غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد، تصمیمات او آنچنان رعدآسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاستمداران و نظریه پردازان سیاسی می‌گرفت. هیچ کس نمی‌توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند، او با معیارهای دیگری، غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا، سخن می‌گفت و عمل می‌کرد. گویی از جایی دیگر الهام می‌گرفت، دشمنی آیت الله خمینی(ره) با غرب، برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت.

 

الوین تافلر

اندیشمند و نظریه پردازی مشهور آمریکایی

امام خمینی (ره) با استفاده از نیروی مذهب بخش قابل توجهی از قدرتی که مدتها در انحصار دولتها بود در کنترل گرفت. وقتی امام خمینی (ره) فتوای قتل سلمان رشدی را صادر کردند در واقع برای حکومت های دنیا پیامی تاریخی فرستاد که بسیاری از دریافت و تحلیل آن عاجز ماندند و مظنون واقعی پیام امام (ره) چیزی نبود مگر فرا رسیدن عصری جدید از حاکمیت جهانی ، که غربی ها باید آن را با دقت مورد نظر و بررسی قرار دهند زیرا امام خمینی (ره) نخبه ای است که حرکتی را شروع کرده است که در ادامه حرکتش قلمرو اندیشه های بشری ، هم جایگاه حکومت های دولتی و هم اقتدار دولت های ملی و محلی را تغییر می دهد.

منبع:

سایت خبر آنلاین

اشتراک گذاری این مطلب!

امام حسین(ع) محبوب‏ترین چهره مردمى است...!

 

 


حسین علیه السلام عصاره رسالت و میوه درخت امامت‏ است که سیره اخلاقى او مى ‏تواند ترسیم کننده ارزشهاى والاى قرآنى باشد. اعتلاى شخصیت اخلاقى امام حسین علیه السلام و استقلال شخصیت‏سیاسى اجتماعى آن حضرت، انعکاس گسترده‏اى در جامعه اسلامى آن روز داشت; به گونه‏اى که دشمنان و مخالفان وى نیز آن را باور داشتند; به این جمله که از زبان معاصران آن حضرت نقل شده، بنگرید: معاویه به فرزندش یزید چنین سفارش کرد:

«حسین احب الناس الى الناس‏» (1)
حسین محبوب‏ترین چهره مردمى است.

و نیز ولیدبن عتبه، والى مدینه به عبیدالله بن زیاد نوشت:
«حسین به عراق روى آورده است. او فرزند فاطمه و فاطمه دختر پیغمبر صلى الله علیه و آله است. بترس از آن که کمترین ناگوارى به او برسانى و اگر با او بد رفتارى کنى، مردم به تو و قبیله‏ات مى‏شورند و هیچ کس از خاصه و عامه تا ابد آن را فراموش نخواهد کرد.» (2)
این دو نمونه گواه این نکته است که: امام حسین علیه السلام به عنوان یک انسان وارسته و فرزانه در عصر خودش مطرح بوده و سیره و روش آن حضرت برهمگان روشن و معلوم بوده است.
چهره سیاسى – اجتماعى و نیز چهره انسانى و اخلاقى امام حسین علیه السلام به عنوان الگوى عینى جامعه اسلامى در میان دوست و دشمن مطرح بوده است.
اباعبدالله علیه السلام پیش از هرچیز، «عبدالله‏» بود و عبودیت در تمام زوایاى زندگى و رفتار و گفتارش آشکار بود. سیره او سازنده انسان و ترسیم کننده سیستم ارزش‏هاى اخلاقى است. به این حدیث‏شریف از زبان امام باقر علیه السلام بنگریم و چهره انسان‏هاى سوزنده و سازنده را ترسیم نماییم و سپس به نمونه‏هایى از سیره سازنده اخلاقى امام حسین علیه السلام بپردازیم:
امام باقر علیه السلام در ترسیم اسوه‏ هاى شرآفرین و الگوهاى برکت‏ آفرین و رحمت‏ بخش چنین مى ‏فرماید:
«ان لله عبادا میامین میاسیر یعیشون و یعیش الناس فى‏اکنافهم و هم فى‏عباده مثل القطر، و لله عباد ملاعین مناکیر، لایعیشون و لا یعیش الناس فى اکنافهم، و هم فى‏عباده مثل الجراد، لایقعون على شى‏ء الا اتواعلیه.» (3)
«همانا براى پروردگار بنده‏ هایى است پربرکت و بامیمنت که خود خوش مى ‏زیند و مردم نیز در پرتو آنان زندگى خوشى دارند. آن‏ها در میان بندگان مانند بارانند. در برابر، انسان‏هایى هستند نفرین شده و نکبت‏بار که نه خود زندگى سالمى دارند و نه کسى از زندگى آنان بهره‏اى مى ‏گیرد. این گروه مانند ملخ هستند که جز نابودى و تبهکارى چیزى ندارند.»
امام حسین علیه السلام الگوى رحمت، رافت، کرامت و بزرگوارى است که باران وجودش همگان را سیراب مى ‏سازد و شادابى و نشاط و حیات و حرکت مى ‏آفریند.1

منبع:

1- تهذیب، ابن عساکر، ج ۴، ص۳۲۷٫2
2- نفس المهموم، محدث قمى، ص ۱۰۷٫

3- تحف العقول، ص ۳۱۰٫

 

اشتراک گذاری این مطلب!

"فناوری هسته ای را معامله نمی کنیم...!"


راهبرد هسته ای ایران از نگاه رهبر معظم انقلاب

«دشمنان سعی می كردند مسئله هسته ای را در كشور ما از چشم مردم بیندازند.
یك عده هم شروع كردن به اینها كمك كردن. همین آدمهای كوته فكر و سطحی نگر، احیانا هم بعضی شان دلداده به آن سوی مرزها، می گویند: انرژی هسته ای را می خواهیم چه كار كنیم؟… مسئله هسته ای مسئله امروز كشور ما نیست مسئله فرداهای كشور و آینده كشور است. مسئله سرنوشت كشور ماست.»
با توجه به همین مواضع قاطعانه همگان اذعان دارند كه پیشرفت و توسعه فنآوری هسته ای ایران مرهون حمایت ها و پیگیری رهبر معظم انقلاب است. فنآوری هسته ای در نزد رهبر معظم انقلاب جزء منافع ملی و خط قرمز نظام محسوب می شود. از همین رو برنامه هسته ای ایران قابل معامله نیست. مردود شدن طرح ها و پیشنهادهای غربی ها در خصوص برنامه هسته ای ایران ریشه در همین نكته دارد.
غرب تاكنون بسیار كوشیده تا با ارائه بسته بندیهای تشویقی ایران را از برنامه هسته ای منصرف سازد اما به دلیل جایگاه این مسئله در منافع ملی كشور مورد قبول نظام جمهوری اسلامی قرارنگرفت. رهبر معظم انقلاب تصریح دارد كه «كسی حق ندارد حق ملت را در این جا (مسئله فناوری هسته ای) مورد معامله قراربدهد.» از نظر رهبر معظم انقلاب فنآوری هسته ای جزء منافع حیاتی یك كشور محسوب می شود بنابراین نباید در این زمینه وابسته بود. معظم له بارها تأكید كرده اند:«ما می خواهیم سوخت هسته ای را خودمان تولید كنیم آنها می گویند خودتان تولید نكنید»
“اهمیت این موضوع به قدری است كه باید در برابر هر نوع فشاری حتی اقدام نظامی ایستاد.”

منبع:

 سخنان مقام معظم رهبری در ببین مردم آذربایجان(۶/۸/۸۳)

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)...!

 


بن بست وهابیت در موضوع شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)

مناظره‎ای در «دبی» امارات با یکی از شیوخ بزرگ وهابی داشتم.

صحیح بخاری(کتابی بسیار مهم و معتبر نزد اهل سنت) را به وی نشان دادم و پرسیدم این روایت را قبول دارید که پیامبر(صلی الله علیه واله) فرموده: فاطمه(سلام الله علیها) پاره تن من است و هر کس او را بیازارد مرا آزرده؟

پاسخ داد قبول دارم.

گفتم: این را نیز قبول داری که فاطمه(سلام الله علیها) از شیخین غضبناک شد؟

گفت: نه این دروغ است و شیعه‌‌ها آن را درست کرده‌‌اند.

کتاب صحیح بخاری را باز کردم و این حدیث را به او نشان دادم. نوشته پشت جلد کتاب را نگاه کرد و گفت: این کتاب در بیروت چاپ شده و من آن را قبول ندارم، کتابی بیاور که در عربستان سعودی چاپ شده باشد! گفتم: چاپخانه این کتاب، شیعی نیست. ضمنا در لبنان اکثراً غیرشیعه هستند و اگر روایتی در کتابشان حتی جابجا شود، چاپخانه را به آتش می‎کشند چه برسد به اینکه روایتی به دروغ چاپ شود!

سپس روایاتی از کتب «شهرستانی» و «ابن قتیبه دینوری» مبنی بر شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) به او نشان دادم. پس از اینکه این روایات را از کتاب خودشان برایش خواندم سرش را پایین انداخت و گفت: من فردا شب جواب را برایت می‎آورم.

شب بعد هرچه منتظر ماندم نیامد. به منزل میزبانش تماس گرفتم که: چرا شیخ برای ادامه مناظره نیامد؟ میزبانش گفت: شیخ وهابی نامه‎‌ای بلند بالا به یکی از علمای بزرگ عربستان سعودی نوشت و گفت: «در مناظره‌‌‎ای در مورد حضرت زهرا(سلام الله علیها) به بن بست خوردم و تمامی مستندات ظاهراً صحیح است، لطفاً جواب

دندان شکنی برایم بفرستید».

جالب اینکه بعد از یک هفته از عربستان برای او جواب آمد که: «این روایات درست است و در کتب ما آماده است، ولی شما اصلاً در این موضوعات با علمای شیعه بحث نکنید!».

آن شیخ وهابی، پس از دریافت جواب نامه خود، رفت و تاکنون برای ادامه مناظره برنگشته است!

منبع:

سایت ولیعصر(عج)

اشتراک گذاری این مطلب!

8 ربیع الثانی ، تولد امام حسن عسگری

اشتراک گذاری این مطلب!

خورشيد مدينه

اي خورشيد مدينه ايمان

اي صادق آل پيامبر

زاد روزتو،ميلاد صداقت است وبراي مومنان صادق،بشارت.

باشد كه همواره شيعه تو باشيم،در فكر ودر عمل،در ايمان واخلاق،در دانايي وبينايي.

اشتراک گذاری این مطلب!

ديگر به چه رو كربلا مي آيي؟؟؟؟

اي آب فرات از كجا مي آيي……؟

نا صاف ولي چه با صفا مي آيي……..!

خود را نرساندي به لب خشك حسين

ديگر به چه رو كربلا مي آيي….؟؟؟؟

اشتراک گذاری این مطلب!

به سوز سينه ي آن مادر شهيده بيا

به سوز سينه ي آن مادر شهيده بيا

اميد آخر دل هاي داغديده بيا

عزيز فاطمه جدت حسين دريم خون

تو را صدا زند از حنجر بريده بيا

به آن لبي كه بر ان چوب مي زند به طشت

بخ خواهري كه گريبان خود دريده بيا

 به آن سري كه به ديدار دخترش آمد

 به كودكي كه  به ويرانه آرميده بيا

كند تلاوت قرآن سر حسين به ني

ببين چگونه ز لب هايش خون چكيده بيا






                                                            منبع/سالنامه بسوي ظهور

اشتراک گذاری این مطلب!

اخبار مدرسه

برگزاری جلسه ی هم اندیشی تجلیل از خادمان و مداحان ابا عبدا…
به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم جلسه ای ، با حضور مدیر محترم مدرسه علمیه کوثر(س) خانم سیده فاطمه حسینی و خانم صدیق معاون امور بانوان سازمان تبلیغات در تاریخ 25/8/91 برگزار گردید .
طی این جلسه مدیر محترم مدرسه علمیه سخنانی را ایراد فرمودند که : جامعه روحانی برادر با  توجه به معرفی نامه  ی موثق از شهر قم جهت تبلیغ در ایام محرم و صفر مشکل چندانی ندارد اما جامعه زنان در هیات ها و مجالس مذهبی توام با مشکلاتی هستند که رسیدگی به آنها از جمله ضروریات می باشد .
وی در ادمه سخنان خود، خودمختاری را شیوه کار مداحان دانست و کوتاهی در این زمینه را از جمله خلل های وارده از جانب جامعه روحانیت و دینی ، به ویژه سازمان سازمان تبلیغات تبیین نمود .
در این راستا ایشان از جمله وظایف حوزه های علمیه را ، تعلیم و تربیت طلاب مبلغ دانست که ساماندهی و اعزام این مبلغان را به سازمان تبلیغات موکول نمود .
لذا در میان بحث های خود بیان نمود : همه باید دست به دست هم بدهیم تا مبلغین و مداحان تربیت شده را در این مکان بفرستیم .
در پایان برنامه ریزیهایی در خصوص برگزاری مراسم اباعبدا… صورت گرفت .
با تشکر
                                                                                                    رابطین خبری مدرسه علمیه کوثر

اشتراک گذاری این مطلب!

معراج

چون نامه اعمال ما را پيچيدند

بردند به ميزان عمل سنجيدند

بيش از همه گناه ما بود ولي

 آن را به محبت علي بخشيدند

 

اشتراک گذاری این مطلب!

جشن ولايت آسماني

مدرسه علميه كوثر(س)به مناسبت دهه ي ولايت و همچنين ولادت با سعادت امام هادي(ع)مورخ9/8/91جشني به عنوان «ولايت آسماني»برگزار نمود. در اين مراسم با شكوه از مادران طلاب و همچنين خيرين و بانوان فرهنگي ديگر نيز دعوت به عمل آمد.
طي اين مراسم بعد از قرائت قرآن و اجراي متن ادبي از سخنان گوهر بار حجت الاسلام والمسلمين حاج آقاي باقري از اساتيد حوزه بهرمند شديم.خلاصه اي از سخنان ايشان به شرح ذيل مي باشد،وي عدم معرفت شناسي امام زمان خويش را،معادل با مرگ جاهليت پنداشت.و در ضمن بحثهاي خود ولايت را ملازمه نزديكي امام معصوم(ع)با خداوند متعال تعبير نمود.
حاج آقا باقري يكي از دلايل محكم بر اثبات معصوميت انبيا و امامان(ع)را،منزله اي از حقيقت و جان قرآن تلقي نمود و لذا در صحبتهاي خود مطهر را به منزله و معناي عصمت بيان نمود.ايشان مقام مولاي متقيان علي(ع)را به منزله اي از جان قرآن و نيز لازمه ي توحيدرا،عبور از دريچه ي علم و معرفت علي (ع)دانستند.
و لذا در اين ميان بيان نمودند:از جمله معجزاتي كه انبياء و ديگر معصومان از آن برخوردار دارند،معجزات قولي و فعلي است.
وي پيشرفت جهان را نوعي توسعه و پيشرفت عقلي بازگو كرد  به طوري كه مشاهده گر پيشرف روز افزون مذهب تشيع بود.
بعد از اتمام سخنراني با اجراي سرود و مولودي خواني و پذيرايي مراسم به پايان رسيد.

اشتراک گذاری این مطلب!

باعرض تسليت خدمت شما؟؟؟؟؟

                                 



هر آنكه مهر توست در دلش جام جم دارد


 هزارغم گرآيد به سراغش،چه غم دارد؟


ما مقتد ايمان توئي و تو خواهي ماند


هرآنكه مقتدايش توئي،چه كم دارد؟

اشتراک گذاری این مطلب!

آنچه موجب صفاي دل مي شود.

امام جواد(ع)مي فرماد:

ملاقات وديدار با دوستان وبرادران،موجب صفاي دل ونورانيت آن مي

گردد وسبب شكوفايي عقل و درايت خواهد گشت،گرچه در مدت زماني

كوتاه انجام پذيرد.
                                                                                                                                   

                                                                                                  امالي المفيد/ص329

اشتراک گذاری این مطلب!

مراقبت هاي ماه رجب

اولين شب اين ماه،از جمله چهار شبي است كه استحباب احياء آنها مورد تاكيد قرار گرفته ودر خصوص رويت ماه آن شب(شب اول)دعايي رويت شده است وشزاوار است كه در اين باب،به دعاي ماثوره التفات نموده ودر اين دعا،ماه شعبان وماه رمضان را ياد كنيد واز خدا بخواهد كه در آن دو ماه نيز براي دعا وعبادت شايستگي پيدا كند.

هر كس در شب اول رجب،بعد از نمازعشاء دو ركعت نماز خوانده ودر ركعت اول حمد والم نشرح را يك بار ونيز سوره ومعوذتين(فلق)را خوانده وسپس تشهد گفته وسلام بدهيد وپس از نماز ،سي بار« لا الا اله الا الله »وسي بار« اللهم صل علي محمد وآل محمد» بگويد،خداوند متعال گناهان گذشته اش را مي بخشد واو را ما نندكسي كه تازه از مادر زاده شده اسن، از گناه خارج مي كند.

منبع:المراقبات/تاليف:ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي/صص 151 -152  

اشتراک گذاری این مطلب!

حديث سيب بهشت

نام فاطمه رمز عبور عدم به هستي است كه فرمود:لولاك لما خلقت الافلاك،لولا خلقتك ولولا فاطمه لما خلقتكما.

نگين درخشش هستي،زهرا است.

در حرف حرف نام فاطمه،هزاران رمز وراز نهفته وحديث ناگفته است؛فاي فاطمه تجلي فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما به تصوير كشيده است.

الف فاطمه،الفباي ايمان:ايمان به خدا ايثار:ايثار براي خدا؛استقامت:استقامت در راه خدا واطاعت واجابت :از فرمان خدا.

طاي فاطمه:نشان طهارت آل طه ونويد طلوع طليعه طلعت رشيده ونشان از طغراي طلايي طومار عرش اعظم ونشاني از شجره طيبه كه اصلها ثابت وفرعها في السماءوهمان شاخه وميوه طوباي جنت.

ميم فاطمه: بيانگر محبت ومسير معرفت،مفتاح روضه رضوان كه رسول گرامي بوي بهشت را از او استشمام مي كردوميم نشانه مظلوميتش كه فرمود:من آذاها فقد آذاني ومن آذاني فقد آذي الله.

هاي فاطمه:نشان از هدايت وهمت وهنر وهجرت وهدايت انسان ها  از ضلالت وگمراهي به بارگاه الهي همت حمايت از ولايت وهنر بيان وبهترين الگو زندگي در همسرداري وتربيت فرزند.

فاطمه درياي بيكرانه است.فخر زنان از سوي خداي يگانه است .سيده نساء العالمين است.تفاحة الفردوس وكوثر قرآن وكوثر كثير است.

اشتراک گذاری این مطلب!