موضوعات: "مناسبتها" یا "وداع با ماه مبارك رمضان" یا "پيامبر(ص) آينه ي رفتار"

بدان که توان شکر او را نداری...!

توجه به مقام  مادر و عظمت رنجی که برای فرزند تحمل کرده، زمینه ساز آشنایی با جایگاه مادر است از این رو امام سجاد (علیه السلام) فرمود: حق مادرت این است که بدانی او تو را به گونه ای حمل کرد که هیچ کس، دیگری را چنین حمل نمی کند و به تو از ثمره قلب خود چیزی عطا کرد که هیچ کسی به دیگری نمی دهد و از تو با همه اعضای بدن خود محافظت کرد و باکی نداشت که خود گرسنه باشد و به تو غذا دهد، یا تشنه باشد و تو را سیراب کند، یا خودش عریان باشد و تو را بپوشاند، یا خود را در آفتاب باشد و تو را در سایه قرار دهد و برای تو از خوابش بگذرد و تو را از سرما و گرما حفظ کرد تا برای او باشی بدان که توان شکر او را نداری جز به یاری خدا و توفیق او

اشتراک گذاری این مطلب!

توجه امام به نقش مادر و زن در خانواده


امام بارها به من می گفتند: «این که می گویند بهشت زیر پای مادران است؛ یعنی باید این قدر جلوی پای مادر صورت به خاک بمالی، تا خدا تو را به بهشت ببرد.»
امام نقش مادر را در خانه خیلی تعیین کننده می دانستند و به تربیت بچه ها خیلی اهمیت می دادند. گاهی که ما شوخی می کردیم و می گفتیم پس زن باید همیشه در خانه بماند، می گفتند: «شما خانه را دست کم نگیرید! تربیت بچه ها کم نیست. اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند، خدمت بزرگی به جامعه کرده است.» ایشان معتقد بودند: «تربیت فرزند، از مرد برنمی آید و این کار، به طور دقیق به زن بستگی دارد؛ چون عاطفه ی زن بیش تر است و قوام خانواده هم باید براساس محبت و عاطفه باشد.[3]
حضرت امام درباره ی شغل بانوان نیز هیچ گونه ممانعتی نکرده و پیوسته می فرمودند: «فعالیت کنید؛ ولی حدود شرعی، از جمله رضایت همسر، را رعایت کنید .[4]
یکی از فرزندان امام می گوید: «اگر ما دو ـ سه نفری با هم نزد امام می رفتیم و صحبت می کردیم، ایشان می ‎فرمودند: «چرا این جا نشسته ‎اید و مادرتان در حیاط تنهاست؟ بروید پهلوی مادرتان صحبت کنید.» همیشه خیلی به خانم احترام می گذاشتند و خیلی به ایشان اظهار محبت و علاقه می ‎کردند و مقید بودند این اظهار محبت و علاقه را جلوی ما فرزندان علنی کنند[5] » فرزند دیگر امام می ‎گوید: «یک روز من ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند. امام با ناراحتی گفتند: «بلند شوید! مادر شما جلوی شما ایستاده؛ چرا شما نشسته ‎اید؟ بلند شوید از جای تان .[6]

منبع:

[3] ستوده، ج 1، ص 172
[4] ستوده، ج 1، ص 173
[5] پابه پای آفتاب، ج 1، ص 67
[6] ستوده، ج 1، ص 91

اشتراک گذاری این مطلب!

توجه امام به نقش مادر و زن در خانواده


امام بارها به من می گفتند: «این که می گویند بهشت زیر پای مادران است؛ یعنی باید این قدر جلوی پای مادر صورت به خاک بمالی، تا خدا تو را به بهشت ببرد.»
امام نقش مادر را در خانه خیلی تعیین کننده می دانستند و به تربیت بچه ها خیلی اهمیت می دادند. گاهی که ما شوخی می کردیم و می گفتیم پس زن باید همیشه در خانه بماند، می گفتند: «شما خانه را دست کم نگیرید! تربیت بچه ها کم نیست. اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند، خدمت بزرگی به جامعه کرده است.» ایشان معتقد بودند: «تربیت فرزند، از مرد برنمی آید و این کار، به طور دقیق به زن بستگی دارد؛ چون عاطفه ی زن بیش تر است و قوام خانواده هم باید براساس محبت و عاطفه باشد.[3]
حضرت امام درباره ی شغل بانوان نیز هیچ گونه ممانعتی نکرده و پیوسته می فرمودند: «فعالیت کنید؛ ولی حدود شرعی، از جمله رضایت همسر، را رعایت کنید .[4]
یکی از فرزندان امام می گوید: «اگر ما دو ـ سه نفری با هم نزد امام می رفتیم و صحبت می کردیم، ایشان می ‎فرمودند: «چرا این جا نشسته ‎اید و مادرتان در حیاط تنهاست؟ بروید پهلوی مادرتان صحبت کنید.» همیشه خیلی به خانم احترام می گذاشتند و خیلی به ایشان اظهار محبت و علاقه می ‎کردند و مقید بودند این اظهار محبت و علاقه را جلوی ما فرزندان علنی کنند[5] » فرزند دیگر امام می ‎گوید: «یک روز من ایستاده بودم و دخترهایم نشسته بودند. امام با ناراحتی گفتند: «بلند شوید! مادر شما جلوی شما ایستاده؛ چرا شما نشسته ‎اید؟ بلند شوید از جای تان .[6]

منبع:

[3] ستوده، ج 1، ص 172
[4] ستوده، ج 1، ص 173
[5] پابه پای آفتاب، ج 1، ص 67
[6] ستوده، ج 1، ص 91

اشتراک گذاری این مطلب!

سرمایه های درونی

نقش زن در زندگی:
زن به دلیل نقش خاصی که در دستگاه خلقت بر عهده دارد، به سرمایه های درونی بس گرانبهایی مجهّز است که جامعة بشری در رشد خود نیازمند این ارزش ها است. یکی از این سرمایه های درونی عاطفه است که در طول تاریخ و در تمامی اجتماعات نمودهای بسیار شکوهمندی داشته است این میل درونی اگر چه همة انسان ها کم و بیش وجو دارد اما بهرة زن از این عطیه الهی بیشتر است. این میل مقدس از یک سو زنان را برای همه نوع فداکاری، جهت زندگی و همسرش آماده می کند و همچون شمع فروزانی محفل خانواده را روشن می سازد؛ از سویی دیگر، زحمات طاقت فرسای پرورش نسلی را بر عهده دارد. به بیان دیگر: جامعة‌ سالم نیازمند داشتن خانواده های سالم است و سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پی ریزی می شود و شمع فروزان محفل خانواده زن است. آنان هستند که با آکنده ساختن کانون خانواده از انس و صفا و الفت می توانند فضای فکری، فرهنگی، دینی و گفتگو های سیاسی و اجتماعی را نورانی کنند و عملاً درس مهر و صفا و از خود گذشتگی را از طریق فرزندان و همسران خویش به آیندگان بیاموزند.
چنانکه در تنظیم صحیح اقتصاد خانواده می تواند تأثیر به سزایی داشته باشد و با تدبیر و برنامه ریزی عاقلانه مرد را در تأمین هزینه و مخارج زندگی یاری رساند و به این وسیله الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشد.
 نقش زن در جامعه:
اگر زن از ایفای نقش اجتماعی محروم شود، از رشد اجتماعی او کاسته می شود و جامعه ای که زنان آن از رشد فکری واجتماعی محروم باشند. مسلّماً جامعة رشد یافته ای نخواهد بود، زیرا جامعه از آحاد انسان هایی تشکیل می شود که با تربیت ها و فرهنگ های متفاوتی از خانواده ها شکل می گیرند و وارد اجتماع می گردند.
اینان در تعامل با هم، آداب و سنت ها و نظام ها و قانون های خاصی را به وجود می آورند. که دراثر پیوند با یکدیگر، ماهیت اجتماعی پیدا می کنند.
بنابراین سعادت و سلامت هر جامعه در خانواده ها پی ریزی می شود و انتقال ارزش های دینی، ملّی و فرهنگی و اجتماعی در درجة اوّل به عهدة خانواده ها به خصوص مادر است. پس می توان نتیجه گرفت که جامعة سالم نیازمند مادران سالم است و جامعة فرهنگی، دینی و ارزشی، جامعه ای است که مادران آن از بینش و تفکر سالم فرهنگی، دینی و ارزشی برخوردار باشند.

منبع:

http://vista.ir/article/337717/%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-%D8%B2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87

اشتراک گذاری این مطلب!

مقام شهید از منظر احادیث

 1- امام صادق (علیه السلام) از رسول خدا (صلی الله علیه و اله) نقل فرمودند: «سه طایفه شفاعت می‌کنند و شفاعتشان پذیرفته می‌شود: پیغمبران، علماء و شهدا.» (جامع الحادیث الشیعه، ج 3، ص 16)
2- رسول‌ خدا (صلی الله علیه و اله) می‌فرمایند: «کسی که از خانه خود به قصد نگهبانی مرزها و یا برای جنگ و جهاد در راه خدا بیرون آید، در هر قدمی که بر می‌‌دارد، هفتصد هزار حسنه داده می‌شود و هفتصدهزار گناه از وی بخشیده می‌شود، او در ضمان و بر عهده خدا خواهد بود به هر نحوی که بمیرد، چه با اجلش بمیرد و یا اینکه شهید شود و چنانچه برگردد، بخشوده شده و پاک گشته و دعایش در پیشگاه خدا مستجاب خواهد بود.
3- رسول‌ خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: مافوق هر نیکی، نیکی بیشتر و هنری وجود دارد، آنجا که مردی که در راه خدا کشته می‌شود، بالاتر از آن نیک نیست.
4- اما رضا (علیه السلام) از علی (علیه السلام) نقل می‌کند که جوانی در هنگام سخنرانی امام علی (علیه السلام) از امام سوال کرد که فضیلت جنگجویان خدا را برای من تشریح کن. امام علی (علیه السلام) از رسول خدا حدیث مفصلی را نقل می‌کند از لحظه‌ای که جهاد‌گر به میدان جنگ می‌رود تا لحظه‌ شهادت که در اینجا قسمتی از آن را ذکر می‌کنیم: «هنگامی که جهت نبرد پا به میدان می‌نهد و نیزه ها و تیرها رد و بدل می‌شود و جنگ تن به تن شروع می‌گردد، فرشتگان با پر و بال اطراف آنان را می‌گیرند و از خدا می‌خواهند که او در میدان ثابت قدم باشد. در این هنگام منادی فریاد منادی فریاد می‌زند: «بهشت زیر سایه شمشیرهاست.» در این هنگام ضربات دشمن بر پیکره شهید ساده‌تر و گواراتر از نوشیدن آب خنک در روز گرم تابستان است. هنگامی که شهید هنوز به زمین نرسیده، حوریان بهشتی به استقبال او می‌شتابند و نعمات بزرگ معنوی و مادی که خدا جهت وی فراهم ساخته است، برای وی شرح می‌دهند و هنگامی که به روی زمین قرار می‌گیرد، زمین می‌گوید: «آفربن بر روح پاکیزه‌ای که از بدن پاکیزه عروج می‌کند. بشارت باد بر تو. چیزی که نه چشمی آن را دیده است و نه گوشی آن را شنیده است و نه از قلبی خطور کرده است، مخصوص توست و انتطار تو را می‌کشد.»
خداوند متعال چنین می‌فرماید: «من سرپرست بازماندگان توام. هر کسی بازماندگان تو را خشنود کند، مرا خشنود کرده است و هر کسی آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»(از مرحوم طبری در مجمع البیان)
5- رسول خدا (صلی الله علیه و اله ) فرموده است: «خداوند چنین فرموده است، من جانشین شهید در خانواده وی هستم. هر کسی رضایت خانواده شهید را جلب کند، رضایت مرا جلب کرده است و هر کسی آنها را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است.»(وسائل الشیعه، باب 25، حدیث 3)
6- رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود:
«شفع الشهید نبی سبعین من اهله.»
«شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می‌کند.»(کتر العمال، ج 4، ص 1-4)
در این حدیث و احادیث دیگری که در مورد شهادت و مقام شهید آمده است، همه درجه بلند و مقام عظیم شهید را نشان می‌دهد که بهترین نیکی است و شهید را به‌عنوان شاهد جامعه معرفی می‌کند که رضایت خداوند را شهید با کارش جلب می‌کند، حتی تا جایی که سرپرست خانواده شهید را خداوند خود به‌عهده می‌گیرد. بلندترین مقام در آخرت شفاعت است که این مقام از آن پیغمبران، بزرگان و امامان است که در این کار نیز شهدا با آنان برابری می‌کنند، یعنی می‌توانند شفاعت هفتاد نفر را بکنند.

اشتراک گذاری این مطلب!