موضوعات: "" یا "عمر"

یک گرم یک گرم هم که کم می‌شود، ما حسابش را داریم.



  1. “قرآن می‌فرماید: تشکیلات ما هم حساب و کتاب دارد. هر ذره‌ای که از بدن شما کم می‌شود، می‌دانیم چند گرم کم شد. «قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الْأَرْضُ مِنْهُمْ» (ق/ ۴)هفتاد کیلو، هشتاد کیلو کمتر یا بیشتر مرده را زیر خاک می‌کنند. یک گرم یک گرم هم که کم می‌شود، ما حسابش را داریم.

    دریافت نعمت‌ها بر اساس تقدیر الهی

    نعمت‌هایی که به شما دادیم همه حساب و کتاب دارد. «عِنْدَنا خَزائِنُهُ» (حجر/ ۲۱) اینکه تو داری خزینه‌اش نزد ماست. «وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» آنچه به شما می‌دهیم اندازه گیری شده است. مثل قندی که به خانه می‌آورند و بعد حبه حبه می‌شود. امروز سهم ما این است؛ لذا در رزق هم نباید زور زد. تلاش آری، حرص هرگز! ما باید تلاش کنیم، اما نباید حرص بزنیم، چون با حرص و حسادت ما رزق ما کم و زیاد نمی‌شود.

    حتی مرگ که آخرین نفس ما چه ساعتی است، حساب و کتاب دارد. «قَدَّرْنا بَیْنَکُمُ الْمَوْت‏» (واقعه/ ۶۰) «قَدَّرْنا» یعنی دقیقه‌های عمر شما حساب شده است. منتهی ما حساب این حساب و کتاب‌ها را نداریم و غافل هستیم. قرآن گله می‌کند و می‌گوید: بعضی‌ها به فکر حساب و کتاب نیستند. می‌گویند: امروز خوش باشیم و کاری به فردا ندارند. این جنایت‌ها و ظلم‌ها که می‌شود بخاطر این است که ما خانه را بی‌حساب و کتاب می‌دانیم. شما اگر وارد یک خانه شدی، بدانی در این خانه دوربین است. حساب و کتاب است. آرام زندگی می‌کنی. اما اگر بدانی این خانه دوربینی ندارد، صاحبی ندارد، حسابی ندارد. می‌گویی: هرچه نچاپم از جیبم رفته است. چرا نچاپم؟ مگر خل هستم؟ خوش باش. افراد مجرم وقتی مجرم می‌شوند که بگویند: خانه صاحب و حسابی ندارد. این مسأله حساب و کتاب مسأله مهمی است.

منبع:حجت الاسلام و المسلمین قرائتی  درباره” نظام هستی بر اساس حساب و کتاب” 26 اردیبهشت 96 .

اشتراک گذاری این مطلب!

غرب زده ها را از خواب بیدار کنید..

وظیفه جوانان مسلمان
راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسان ها، جنایتی بزرگ و جبران ناپذیر است. این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشه های شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروس های فکری و شبهه های ویرانگر عقیدتی پدید می آید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانش های دینی و قوی ساختن بنیان های اعتقادی است. حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است. ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت های ضد انسانی آن ها و عمال آن ها را برملا نمایید». ایشان در جای دیگری می فرماید: «در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید. تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به کار بندید. با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیشبرد آرمان های بزرگ اسلام بکوشید».

جوانان و خطر اندیشه های وارداتی

هدف دشمنان اسلام و استقلال ما آن است که افق نگاه جوانان را به سوی خواسته های شیطانی خویش تنظیم کنند و با عناوین فریبنده، جوانان را منحرف سازند. حضرت امام خمینی رحمه الله با اشاره به این نکته مهم فرموده است: «عوامل و ایادی استعمار که می دانند با آشنایی ملت ها، به خصوص نسل جوان تحصیلکرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران وقطع دست آنان از منافع ملت ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود، به کارشکنی پرداخته و می کوشند که با سمپاشی و آلوده ساختن اذهان و افکار جوانان، از جلوه گر شدن چهره تابناک اسلام جلوگیری نمایند و با عناوین فریبنده و مکتب های رنگارنگ، جوانان ما را منحرف سازند».

منبع:
مجله گلبرگ مرداد 1384، شماره 65

اشتراک گذاری این مطلب!

روزی یک قبای نویی پوشیده بودم

تا می‌توانید از گناهان پرهیز کنید. گناه را بشناسید، ثواب را بشناسید، مورد رضایت خدا را بفهمید که از چه کاری راضی است و مورد غضب خدا را هم بفهمید که از چه کارهایی ناراضی است. گناهان را ترک کنید که آبروی انسان در دنیا و آخرت است و از خدا بخواهید که این توفیق را به شما عنایت کند که گناه نکنید. روزی یک قبای نویی پوشیده بودم. استاد من نگاه کرد گفت فلانی یک دعایی برای تو بکنم ان‌شاءالله در این لباس از تو گناه صادر نشود. یک مطلبی است. در یک خانه‌ای‌ وارد می‌شوی خدایا در این خانه از من گناه صادر نشود. خدا فرزندی به شما داده است. خدایا من درباره‌ی این فرزند من گناه نکنم. این نعمت است که به من دادی به وسیله‌ی آن من گناه نکنم. از گناه تا می‌توانید پرهیز کنید. سعادت دنیا، سعادت آخرت در تقوا و پرهیز از گناه است. من می‌خواستم این نکته را به دوستان عرض کنم که انسان‌ها، روح انسان‌ها مختلف است. نه فقط انسان‌ها، همه‌ی موجودات با هم اختلاف دارند. حتّی سیب یک میوه‌ای است که خیلی با هم اختلاف دارند. بعضی سیب‌ها خیلی خوب است، خوش‌رنگ است، معطّر است بعضی سیب‌ها بد هستند. میوه‌جات چقدر اختلاف دارند و همچنین حیوانات یک گوسفند با گوسفند دیگر خیلی اختلاف دارد. شتری با شتر دیگر اختلاف دارد. فرشته با فرشته خیلی اختلاف دارد.

در روایت دارد عربی را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم. «إِنَّ فِي الْمَلَائِكَةِ مَنْ بَاقَةُ بَقْلٍ خَيْرٌ مِنْهُ»[1] فرشته‌ها مراتب دارند؛ یکی با پیامبر گرامی همراه به آسمان‌ها می‌رود، اسم او معلّم الأنبیاء است. انسان‌ها هم اختلاف دارند، نه جسم آن‌ها با هم مختلف است، پیدا است جسم انسان‌ها با هم خیلی اختلاف دارد. امّا آنچه که خیلی اختلاف دارد روح انسان‌ها است. بعضی از انسان‌ها روح کوچکی دارند. بدن قوی، هیکل قوی امّا روح خیلی کوچک است. به اندک چیزی آزرده می‌شود. اندک ناراحتی او را به جزع و فزع درمی‌آورد. تاب اندک مرضی را ندارد، قدرت اندکی فقر را ندارد، خیلی کوچک است، عصبانی می‌شود، کنترل خود را از دست می‌دهد، حتّی گاهی برای خدا اوقات او تلخ می‌شود. این‌طور نباشید. إن‌شاءالله این نوع افراد در محیط دیدن ما نیست. بعضی از انسان‌ها خیلی بزرگ هستند و بزرگوار هستند، کوه هستند. المؤمن گاهی این‌طور است که مثل دریا خیلی بزرگ هستند. قلب آن‌ها خیلی وسیع است و چه نیکو می‌فرماید علیّ بن ابی‌طالب: «يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ»[2] کمیل، این دل‌ها را که می‌بینی در سینه‌ها وجود دارد همه مثل ظرف هستند. بعضی از ظرف‌ها استکان است، بعضی از ظرف‌ها استخر است. «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا» هرچه عظیم و بزرگ باشد هیچ مصیبتی او را از جا تکان نمی‌دهد، هیچ ناراحتی او را تکان نمی‌دهد. عظیم و بزرگ است.

[1]- بحار الأنوار، ج 57، ص 313.
[2]- نهج البلاغة، ص 495.

منبع:

درس اخلاق ایت الله مشکینی 1380

اشتراک گذاری این مطلب!

آمدن و رفتن!

فِی الکافِی عَن الباقِر علیه‌السلام: یُنادِی مُنادیٍ فِی کُلِّ یَوم اِبنَ آدَم لِدْ لِلْموت وَ اجمَع لِلفَناء وَ ابنِ لِلخَراب.

 حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام فرمودند: هر روز منادیی ندا می‌دهد که ای فرزند آدم! متولد شو برای مردن. یک حقیقت آشکاری که اغلب عقول مردم و اذهان مردم از آن غافل است؛ [این که] هر ولادتی برای فنا و نابودی است در نهایت. وَ اجمَع لِلفَناء گرد بیاور و جمع کن، پول را، مال را، اشیاء را، کتاب را، وسایل مطلوب زندگی را از جهات مادی، قدرت و چه و چه، همه‌ی این ها را زحمت بکش جمع بیاور، لِلفَناء، برای این که از بین برود. همه‌اش از بین خواهد رفت. هر آنچه که ما جمع می‌کنیم نابود خواهد شد. یک چند صباحی او مهمان ما است یا ما مهمان او هستیم، گاهی هم او هست ما می‌رویم، او هم خواهد رفت بعد از ما. وَ ابنِ لِلخَراب بساز برای ویران شدن و خراب شدن این توجه دادن ما است به طبیعت این عالم، عالم فناء و عالم ماده، که همه چیز در این دنیا برای آمدن و رفتن است؛ هیچ چیزی بقاء ندارد. این را انسان توجه کند و درک کند. به یاد عاقبت کار در هنگام آغاز کار باشد. این عبرتی است برای ما. دلبستگی‌ها را کم می‌کند؛ هم دلبستگی به اشیاء را، به چیزهایی که متعلق به ما است و هم دلبستگی به نفس را.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

راه انسانیّت!

 ائمه طاهرین علیهم السلام بسیاری از مسائل را با لسان ادعیّه بیان فرموده اند، لسان ادعیّه با لسانهای عادی که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد… آن که سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاری ها و سرگشتگی هائی که دارد خارج می کند این ادعیّه ای است که از ائمه ما وارد شده اند… این ادعیّه مهیّا می کنند این نفوس را برای این که این علائقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق، این گرفتاری هائی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیّر کرده است، نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند، راه های دیگر راه انسان نیست، صراط مستقیم راه انسانیّت است.

منبع:

[امام خمینی ،صحیفه نور، ج 12، صص 240 – 241]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مشکل از من است!

… (سیّد می گفت : ) کسی که در راه اهل بیت هست که مشکلی ندارد، امّا کسی که در این راه نیست، اگر بیاید توی مجلس اهل بیت و گوشه‌ای بنشیند و شما به او بها ندهید، می‌رود و دیگر هم بر نمی‌گردد؛ امّا وقتی او را تحویل بگیرید، او را جذب این راه کرده‌اید… یک بار یکی از بچّه‌های هیأت آمد و به سیّد گفت: «تو مراسم‌ها و روضه‌ی اهل بیت (علیهم السلام)، اصلاً گریه‌ام نمی‌گیرد!» سیّد گفت: «این‌جا هم که من خواندم، گریه‌ات نگرفت؟!» گفت: «نه!». سیّد گفت: «مشکل از من است! من چشمم آلوده است، من دهنم آلوده است، که تو گریه‌ات نمی‌گیرد!» این شخص با تعجبّ می‌گفت: «عجب حرفی! من به هر کس گفتم، گفت تو مشکلی داری، برو مشکلت را حل کن گریه‌ات می‌گیرد! اما این سیّد می‌گوید مشکل از من است!»بعدها می‌دیدم که او جزو اوّلین گریه کنندگان مصائب ائمّه‌ی اطهار (علیهم السلام) بود.

[ رسم خوبان1، اخلاق ، شیوه علمدار (شهید سید مجتبی علمدار ) ، صص 75 - 79 ]

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ما مسافریم!

دندان طمع را باید کند . در دنیا آنچه نیست که نیست ، آنچه را هم هست نیست فرض کن ، دندان طمع دنیا را یک جا بکن . در مسافرت اگر دندان طمع را بکنی سفر خوش می گذرد. در دنیا ما مسافریم… انسانی که طول امل و آرزوی دراز و زیاد دارد هرچه را خداوند به او داده و می دهد اصلا نمی بیند، چون حواسش جای دیگر است و به نداده هاست. طمع باعث می شود که هر چه را به فرد می دهند ، نبیند و به خاطر چیزهایی که می خواهد و چون برای او ضرر دارد به او نمی دهند ، دائم اخمش درهم باشد .

منبع:

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی ،صص42 و 43]

اشتراک گذاری این مطلب!

چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟

مولوی می گوید عاشقی به در خانه معشوقش رفت و در زد. معشوق پشت در آمد و پرسید کیستی؟ عاشق گفت منم!!!! معشوق گفت برو و او را رد کرد. عاشق در فکر فرورفت که مگر چه خطایی کرده ام که مرا رد کرد. پس از تأمل فهمید. لذا دوباره به در خانه معشوق رفت و همان سوال پرسیده شد. این بار در جواب کیستی؟ گفت توأم. معشوق در را باز کرد. پس زمانی انسان به سراپرده خداوند مقرب می گردد که غرور و خود رایی و خود بینی را کنار بگذارد و اگر کسی خدا را یافت همه چیز را یافته است و ارتباطش با خودش و مردم و طبیعت نیز صحیح می گردد. پس ارتباط با خدای متعال و به مقام تسلیم و بندگی رسیدن اوج حال خوش و صفا و خرمی و نشاط باطن و ظاهر است.

 
چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟


در ارتباط با خود نیز خدای متعال دستوراتی را بیان کرده . حق چشم. حق پا. حق شکم. حق زبان و …که اینها امانت خدای متعال اند. سالم و پاکیزه و طاهر تحویل داده شده و بایستی سالم و پاکیزه به صاحبش بازگردانده شود و رعایت امانت گردد و تصرف نابجا در آنها صورت نگیرد.این امانت داری شایسته، حال انسان ذا زیبا و خوش می کند. در مرحله سوم ارتباط صحیح با مردم است که در دو محور اصلی خلاصه می شود؛ حسن خلق و حسن معاشرت با مردم و رعایت حقوق مردم. حسن خلق آنقدر بااهمیت است که رسول الله اعظم صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند نزدیکترین شما در قیامت به من خوش خلق ترین شماست. درباره ویژگی بعدی یعنی رعایت حقوق مردم باید گفته شود که اولا حق مردم را نخوریم و ثانیا حق مردم را ادا کنیم.

بحث رسیدگی به فقرا جامعه در قالب زکات،صدقات مستحبی و پرداخت خمس از مهمترین حقوقی است که در واقع با پرداخت آن مشکلات فقرا و نیازمندان جامعه برطرف می شود. آقا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند من را در خانه فقرا بیابید، من در خانه فقرا منتظر شما هستم. قطعا بر اساس این روایت وقتی به خانه فقیر سر بزنیم پیامبر اکرم در آن لحظه به ما توجه و نگاه خاص می کند. شخصی خدمت پیامبر رسید و به ایشان گفتند سنگدل شده ام و حاجتی دارم که برآورده نمی شود. راه حلی به من یاد بدهید . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند یتیمی را پیدا کن بر سر او دست نوازش بکش – و نیازهای عاطفی او را برطرف کن – و از غذایی که به خانواده ات می دهی به او هم بده. قساوت قلبت برطرف می شودو حاجتت برآورده می گردد. پس خدمت به خلق ، خدمت به خودمان هست و از سویی حال خوش معنوی را قطعا به دنبال خواهد آورد. در روایت داریم وقتی مومن وارد قبر می گردد، فرد بسیار خوش سیمایی وارد قبرش می گردد و باعث خوش حالی او می گردد. مومن از او سوال می کند تو کی هستی؟ می گوید من سروری هستم که در دل مومنی وارد کردی، تا قیامت با تو هستم.و سخن آخر ارتباط با طبیعت یعنی حیوانات و درختان و دریا و هواست. استفاده صحیح از این سرمایه ها باعث می شود اینها برای نسل آینده هم بماند و برای ما دعا کنند. و از طرفی سلامت هوا و آب و طبیعت نیاز فعلی و حق همگانی است و توجه به همه اینها باعث نزول رحمت و برکت است چرا که “لان شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.” مکرر در داستانها و روایات شنیده ایم که رحم به یک حیوان چقدر در زندگی اشخاص تأثیرگذار بوده. خب اگر ما انسانها در سلامت هوا و آب و طبیعت بکوشیم و جان انسانها را از این رهگذر نجات دهیم قطعا تأثیرش به مراتب بالاتر خواهد بود.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/770834?sk=1

اشتراک گذاری این مطلب!

لحظات عمر چگونه ضایع می شود؟

 

 

رسول خدا(صلی الله علیه آله) می فرمایند:

غنیمت دانید عبادت نمودن را و عمل نیکو انجام دهید. در حال صحت بدن پیش از آنی که بیمار شوید

و در جوانی قبل از آنی که پیر گردید

و در فراغت پیش از آنی که گرفتار امور بشوید

و در حیات و زندگی خود پیش از آنی که بمیرید.

به درستی که نازل شد بر من جبرئیل و گفت خدایت سلام می رساند و می فرماید:

هر ساعتی که مرا یاد نمودی، برای تو اجر و ثواب است و مقام و عزت

و هر ساعتی که به یاد من نبودی، پس ضایع کردی عمر خود را،

چنان که وحی رسید به حضرت داوود(علیه السلام):

ای داوود! هر ساعتی را که به یاد من نباشی از عمر خود نابود و تباه ساخته ای.

منبع:

۱- ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۶. ۲ - داستانهایی از یاد خدا، ص۵۸.

اشتراک گذاری این مطلب!

قرآن پاسخ مي دهد !!!

پاسخ قرآن به آمرین به معروف و ناهین از منکر  ؛

امر به معروف و نهی از منکر ،  واجب فراموش شده ،

گردآورنده : آمنه شریعتی ، معاون فرهنگی مدرسه علمیه کوثر س)

گفتم : این همه بلا در دنیا چرا ؟

گفت ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس روم /41 ؛ فساد ، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام داده اند ، آشکار شده است .

گفتم : بیماری های جدید و بلاهای تازه پیدا شده .

گفت : و ما اصابکم من مصیبه فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر شوری /30 ؛ هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده اید ، و بسیاری را نیز عفو می کند !

گفتم : اگر بخواهیم جلو بلاها را بگیریم چه باید کرد ؟

گفت : فادعوا الله مخلصین له الدین . غافر / 14 ؛ (تنها ) خدا را بخوانید و دین خود را برای او خالص کنید .

گفتم : خیلی دعا می کنیم ، ولی گناه و فساد ( در جامعه )  مانع اجابت دعا است ؟

گفت : و امر بالمعروف و انه عن المنکر . لقمان /17 ؛ و امر به معروف و نهی از منکر کن .

گفتم متاسفانه عده ای در دولت و ملت وظیفه ( امر به معروف و نهی از منکر ) را به گردن هم می اندازند .

گفتم : ولا تزر وازره وزر اخری . انعام /164؛ هیچ گنه کاری گناه دیگری را متحمل نمی شود .

گفتم : یکی از اهداف قیام امام حسین (ع) امر به معروف بوده ، آیا پیامبر اکرم (ص) هم به آن تاکید فرموده ؟

گفت : یامرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر . اعراف /157 ؛ آن ها را به معروف دستور می دهد و از منکر باز می دارد .

گفتم : اگر همه مسئولان یک پارچه تقوای الهی را پیشه خود می کردند چه می شد ؟

گفت : الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاه و اتوا الزکاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر . حج/41 ؛ همان کسانی که که هر گاه درزمین به آن ها قدرت بخشیدیم ، نماز را برپا می دارند و زکات می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند .

گفتم : مردم چه نقشی دارند ؟

گفت : والمومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر .آل عمران /104 ؛ باید از میان شما ، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند .

گفتم : ظابطین امر به معروف و نهی از منکر با ریشه های فساد چه باید بکنند ؟

گفت : انما جزا الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الارض فسادا ان یقتلوا او یصلبوا او تقطع ایدیهم و ارجلهم من خلاف او ینفوا من الارض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الاخره عذاب عظیم . مائده / 33 ؛ کیفر آن ها که با خدا و پیامبرش به جنگ بر می خیزند ، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند ، ( و با تهدید اسلحه ، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند ) فقط این است که اعدام شوند ؛ یا به دار آویخته گردند ؛ یا ( چهار انگشت از ) دست ( راست ) و پای ( چپ ) آن ها ، به عکس یکدیگر بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند . این رسوایی آن ها در دنیاست و در آخرت ، مجازات عظیمی دارند .

گفتم اصحاب سبت به خاطر سرکشی و تکبر در مقابل پیامبرشان که آن ها را از ماهی گرفتن روز شنبه نهی کرده بود ، به چه بلایی دچار شدند ؟

گفت : فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم کونوا قرده خاسئین . اعراف / 166 ؛ ( اری ) هنگامی که در برابر آن چه از آن نهی شده بودند سرکشی کردند ، به آن ها گفتیم : به شکل میمون هایی طرد شده در آیید !

گفتم : کسانی که گناه نمی کردند اما امر به معروف و نهی از منکر هم نمی کردند نجات یافتند ؟

گفت : انجینا الذین ینهون عن السوء و اخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس . اعراف /165 ؛ نهی کنندگان را بدی را رهایی بخشیدیم و کسانی را که ستم کردند ، به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم .

گفتم : تمام اوامر خداوند موجب سعادت بشر است . اما خداوند برای سعادت یک جامعه موفق و پویا چه اموری را فرمان می دهد و از چه کارهایی ما را نهی می کند ؟

گفتم : ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عن الفحشا و المنکر و البغی . نحل / 90 ؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد و از فحشا و منکر و ستم ، نهی می کند .

گفتم : جامعه در مسیر نامطلوبی را طی می کند . می ترسم در روحیه فرزندانم تاثیر بگذارد .

گفت : و امر اهلک بالصلاه و اصطبر علیها . طه /132 ؛ خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر انجام آن شکیبا باش .

گفتم : تو همیشه چراغ راه منی در پایان چراغ سعادت دیگری هم نشان ده .

گفت : ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا . حشر /7 ؛ آن چه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید ( و اجرا کنید ) ، و از آن چه نهی کرده خوداری نمایید .

گفتم : از این که ما را هدایت کردی ممنونم .

گفت : والسلام علی من اتبع الهدی . طه /47 ؛ و درود بر آن بر کس باد که از هدایت پیروی

می کند


اشتراک گذاری این مطلب!

فضیلت ماه مبارک رمضان

 

 

حضرت صادق(ع) فرمود : به این امت سه ماه داده شده است که به هیچ امتی داده نشده است : ماه های رجب ، شعبان و رمضان . وسائل الشیعه ،ج8،ص25-24 /اقبال الاعمال ، ص154

رسول خدا(ص) فرمود : خدای تعالی در تمام ماه رمضان می فرماید : آیا توبه کننده ای هست که توبه اش را بپذیرند ؟ آیا استغفار کننده ای هست که مورد آمرزش قرار گیرد ؟ همچنین خداوند جل و عز می فرماید: بندگان من ، صبر کنید و بشارت بر شما باد، به زودی به سوی رحمت و کرامت من باز می گردید. بحارالانوار ،ج96،ص119

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اهداي خون اهداي زندگي

اهدای خون ، اهدای زندگی است .

بارها و بارها این عبارت را خواندم و به آن فکر کردم . این عبارت یک معنای ظاهری و کاملا سطحی دارد و آن اینکه ، با اهدای خون به فرد نیازمند حیاتی دوباره به او ببخشیم . اما آیا فقط همین معنا و مفهوم را می توان از این عبارت برداشت کرد . به نظر من معنای اصلی در لابلای این کلمات نهفته است و رسیدن به آن نیاز به کمی فکر و دقت دارد . ما همیشه تصور کرده ایم که اهدای خون فقط به بیمار نیازمند به خون کمک می کند در صورتیکه اهدای خون در درجه اول به خود فرد اهدا کنند کمک می کند تا بدن او از سلامتی بیشتری برخوردار شود .

مطمئنا کسی که با اهدای خون خود حیات دوباره به دیگری می بخشد موفق به انجام کاری بسیار بزرگ شده که او را از نظر روحی و معنوی ارتقاء می دهد .زیرا که نجات حیات یک انسان برابر با حیات جمیع بشر دانسته شده است تا آنجا که می فرماید :

« و من احیاها فکانما احیا الناس جمیعا » هر کس نفسی را حیات بخشد (از مرگ نجات دهد ) مثل آن است که همه مردم را حیات بخشیده . سوره مائده آیه 32

اشتراک گذاری این مطلب!

دعاي شب آخر شعبان و شب اول رمضان

ازحضرت امام رضاعليه السلام منقولست که هر که سه روز از آخر ماه شعبان روزه بدارد و به ماه مبارک رمضان وصل کند حق تعالي ثواب روزه دو ماه متوالي براي او بنويسيد و ابَوُالصّلت هَروي روايت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضاعليه السلام رفتم حضرت فرمود که اي ابوالصَّلْت اکثَر ماه شعبان رفت و اين جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافي کن در آنچه از اين ماه مانده است تقصيرهايي را که در ايّام گذشته اين ماه کرده اي و بر تو باد که رُو آوري بر آنچه نافعست براي تو و دعا و استغفار بسيار بکن و تلاوت قرآن مجيد بسيار بکن و توبه کن بسوي خدا از گناهان خود تا آنکه چون ماه مبارک درآيد خالص گردانيده باشي خود را از براي خدا و مگذار در گردن خود امانت و حق کسي را مگر آنکه ادا کني و مگذار در دل خود کينه کسي را مگر آنکه بيرون کني و مگذار گناهي را که مي کرده اي مگر آنکه ترک کني و از خدا بترس و توکّل کن بر خدا در پنهان و آشکار امور خود و هر که بر خدا توکّل کند خدا بس است او را و بسيار بخوان در بقيّه اين ماه اين دعا را: اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضي مِنْ شَعْبانَ خدايا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نيامرزيده اي فَاغْفِرْ لَنا فيما بَقِيَ مِنْهُ در آن قسمت که از اين ماه مانده بيامرزمان بدرستي که حقّ تعالي در اين ماه آزاد مي گرداند بندهاي بسيار از آتش جهنّم براي حرمت ماه مبارک رمضان و شيخ از حارث بن مُغَيْرَه نَضْري روايت کرده که حضرت صادق عليه السلام مي خواند در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان: اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرآنُ خدايا اين ماه مبارکي که قرآن در آن نازل گشته آن قرآني که وَجُعِلَ هُديً لِلنّاسِ وَبَيِّناتٍ مِنَ الْهُدي وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فيهِ راهنماي مردم گرديده و نشانه هاي روشني از راهبري و جدا کردن ميان حق و باطل است فرا رسيده پس ما را در اين ماه سالم بدار وَسَلِّمْهُ لَنا وَتَسَلَّمْهُ مِنّا في يُسْرٍ مِنْکَ وَعافِيَةٍ يا مَنْ اَخَذَ الْقَليلَ و آن را در حال آساني و تندرستي از ما بگير اي که بگيرد اندک را وَشَکَرَ الْکَثيرَ اِقْبَلْ مِنِّي الْيَسيرَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لي اِلي کُلِّ خَيْرٍ سَبيلاً و بسيار قدرداني کند، اين طاعت اندک را از من بپذير خدايا از تو خواهم که براي من بسوي هر کار خيري راهي وَمِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و از هر چه دوست نداري سر راهم مانعي قرار دهي اي مهربانترين مهربانان يا مَنْ عَفا عَنّي وَعَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّيِّئاتِ يا مَنْ لَمْ يُؤ اخِذْني بِارْتِکابِ الْمَعاصي اي که گذشتي از من و از آن کارهاي زشتي که در پنهاني کردم اي که مرا به سبب دست زدن به گناهان نگيري عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ ياکَريمُ اِلهي گذشت تو ، گذشت تو ، گذشت تو را خواهانم اي بزرگوار خدايا وَعَظْتَني فَلَمْ اَتَّعِظْ وَزَجَرْتَني عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْري مرا پند دادي ولي من پند نگرفتم و از کارهاي حرام خود بازم داشتي ولي من بازنايستادم پس چه عذري فَاعْفُ عَنّي يا کَريمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّي اَسْئَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ به درگاهت دارم اي کريم از من گذشت کن که عفوت و گذشتت را خواهانم خدايا از تو درخواست دارم آسودگي هنگام مرگ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ و گذشت در وقت حساب را بزرگ است گناه از بنده ات فَلْيَحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ يااَهْلَ التَّقْوي وَيا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ پس بايد گذشت از جانب تو نيز نيکو باشد اي شايسته پرهيزگاري و اي شايسته آمرزش عفوت و گذشتت را خواهانم اَللّهُمَّ اِنّي عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعيْفٌ فَقيرٌ اِلي رَحْمَتِکَ خدايا من بنده و فرزند بنده و فرزند کنيز تواءم ناتوان و نيازمند مهر تو هستم وَاَنْتَ مُنْزِلُ الْغِني والْبَرَکَةِ عَلَي الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ و تويي که دارايي و برکت بر بندگانت فرو فرستي و تو چيره و توانايي کارهاي بندگانت را اَحْصَيْتَ اَعمالَهُمْ وَقَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ وَجَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً اَلْسِنَتُهُمْ وَاَلْوانُهُمْشماره داري و روزيشان را قسمت کرده و زبانها و رنگهاشان را متفاوت کردي خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ وَلايَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ وَلا يَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ آفرينشي پس از آفرينش ديگر و بندگانت دانش تو را ندارند و قدر تو را ندانند وَکُلُّنا فَقيرٌ اِلي رَحْمَتِکَ فَلا تَصْرِفْ عَنّي وَجْهَکَ وَاجْعَلْني مِنْ و همه ما نيازمند رحمتت هستيم پس اي خدا رو از من مگردان و مرا در کردار صالِحي خَلْقِکَ فِي الْعَمَلِ وَالاْمَلِ وَالْقَضاَّءِ وَالْقَدَرِ اَللّهُمَّ اَبْقِنيو آرزو و امور مربوط به قضا و قدر از شايستگان خلق خويش قرارم ده خدايا زنده ام بدار خَيْرَ الْبَقاَّءِ وَاَفْنِني خَيْرَ الْفَناَّءِ عَلي مُوالاةِ اَوْلِياَّئِکَ وَمُعاداةِ اَعْداَّئِکَ به بهترين وضع زندگي و بميرانم به بهترين مردن (يعني ) با دوستي دوستانت و دشمني با دشمنانت والرَّغْبَةِ اِلَيْکَ والرَّهْبَةِ مِنْکَ وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْليمِ لَکَ و رغبت به درگاهت و ترس و خشوع از تو و وفاداري و تسليم بودن در برابرت وَالتَّصْديقِ بِکِتابِکَ وَاتِّباعِ سُنَّةِ رَسُولِکَ اَللّهُمَّ ما کانَ في قَلْبي و تصديق کردن کتاب تو (قرآن) و پيروي از روش پيغمبرت خدايا آنچه در دل دارم مِنْ شَکٍّ اَوْ رَيْبَةٍ اَوْ جُحُودٍ اَوْ قُنُوطٍ اَوْ فَرَحٍ اَوْ بَذَخٍ اَوْ بَطَرٍ اَوْ از شک و ترديد يا انکار يا نااميدي يا خوشي يا گردن فرازي يا اسراف در خوشگذراني يا خُيَلاَّءَ اَوْ رِياءٍ اَوْ سُمْعَةٍ اَوْ شِقاقٍ اَوْ نِفاقٍ اَوْ کُفْرٍ اَوْ فُسُوقٍ اَوْ خودبيني يا خودنمايي يا شهرت جويي يا ايجاد دو دستگي يا دورويي يا کفر يا فسق يا عِصْيانٍ اَوْ عَظَمَةٍ اَوْ شَي ءٍ لا تُحِبُّ فَاَسْئَلُکَ يا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَني گناه يا بزرگ طلبي يا چيزهاي ديگري که تو دوست نداري پس اي پروردگارا از تو خواهم که آنرا تبديل کني مَکانَهُ ايماناً بِوَعْدِکَ وَوَفآءً بِعَهْدِکَ وَرِضاً بِقَضاَّئِکَ وَزُهْداً فِي الدُّنْيا به ايمان به وعده ات و وفاداري به پيمانت و خوشنودي به قضاء و قَدرت و پارسايي در دنيا وَرَغْبَةً فيما عِنْدَکَ وَاَثَرَةً وَطُمَأنينَةً وَتَوْبَةً نَصُوحاً اَسْئَلُکَ و اشتياق بدانچه نزد تو است و فضيلتي و آرامشي و توبه خالص ، اين را از تو خواهم ذلِکَ يا رَبَّ الْعالَمينَ اِلهي اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصي وَمِنْ کَرَمِکَ وَجُودِکَاي پروردگار جهانيان خدايا تو را بخاطر بردباريت نافرماني کنند و به طمع جود و کرمت تُطاعُ فَکَانَّکَ لَمْ تُعْصَ وَاَنَا وَمَنْ لَمْ يَعْصِکَ سُکّانُ اَرْضِکَ اطاعت کنند پس گويا نافرمانيت نکرده اند و من با کساني که نافرمانيت نکردند همه ساکنان زمين توئيم فَکُنْ عَلَيْنا بِالْفَضْلِ جَواداً وَبِالْخَيْرِ عَوّاداً يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ تو بر ما به فضل خويش بخشنده باش و به نيکويي بازگردنده اي مهربانترين مهربانان وَصَلَّي اللّهُ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوةً دائِمَةً لا تُحْصي وَلا تُعَدُّ وَلا يَقْدِرُ قَدْرَها غَيْرُکَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ و درود خدا بر محمد و آل او درودي هميشگي که به شماره و عدد درنيايد و اندازه اش نتواند جز تو اي مهربانترين مهربانان

اشتراک گذاری این مطلب!

مناجات شعبانيه

متن مناجات شعبانیه:

بسم الله الرحمن الرحيم اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ وَ أَقْبلْ عَلَيَّ ِذَا نَاجَيْتُكَ خدايا! بر پيامبر و دودمان پاكش درود فرست، و آنگاه كه تو را مي‏خوانم و صدايت مي‏زنم، صدا و دعايم را بشنو و اجابت كن،و آنگاه كه با تو نجوا مي‏كنم، بر من عنايت كن. فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا إِلَيْكَ رَاجِيا لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي من از همه به سوي تو گريخته و در پيشگاه تو ايستاده‏ام،در حالي كه دلشكسته و نالان درگاه توام و به پاداش تو اميدوار. وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي وَ لا يَخْفَي عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي آنچه را در دل من مي‏گذرد مي‏داني، از نياز من آگاهي، ضمير و درونم را مي‏شناسي و فرجام و سرانجام زندگي و مرگم از تو پنهان نيست. آنچه را كه مي‏خواهم بر زبان آورم و از خواسته‏ام سخن بگويم و به حسن عاقبتم اميد بندم، همه را مي‏داني. وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَي آخِرِ عُمْرِي مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلانِيَتِي وَ بِيَدِكَ لا بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي در آنچه تا پايان عمرم و از نهان و آشكارم خواهد بود، قلم تقديرت نافذ و جاري است و افزوني و كاهشم و سود و زيانم، تنها به دست توست. إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي خدایا! اگر محرومم سازي، كيست كه روزيم دهد؟ و اگر خوارم كني، كيست كه ياريم كند؟ إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ خدايا! از خشم و فرا رسيدن غضبت، به خودت پناه مي‏آورم. إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ خدايا! اگر شايسته رحمت تو نيستم، تو سزاواري كه رحمت گسترده‏ات را بر من عطا كني. إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ [فَفَعَلْتَ‏] مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ خدايا! گويا چنانم كه در پيشگاه لطف تو ايستاده‏ام و سايه‏سار توكل نيكويم بر من بال گشوده و آنچه را تو شايسته آني گفته‏اي و مرا در هاله‏اي از بخشايش خويش پوشانده‏اي. إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَي مِنْكَ بِذَلِكَ خدايا! اگر ببخشايي، كيست كه از تو سزاوارتر به عفو باشد؟ وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي [يَدْنُ‏] مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي و اگر اجلم فرا رسيده و كار شايسته‏اي نداشته‏ام كه مرا به تو نزديك سازد، اعتراف به گناه را وسيله آمرزش تو ساخته‏ام. إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَي نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا خداوندا! با مهلت و ميداني كه به نفس داده‏ام، بر خويش ستم كرده‏ام، پس اگر مرا نيامرزي، پس واي بر من. إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلا تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي خدايا! همواره در طول زندگي، از لطف و احسانت‏برخوردار بوده‏ام، پس از مرگ هم، لطف خويش از من دريغ مدار. إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي [تُولِنِي‏] إِلا الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي خدايا! چگونه مايوس باشم از اينكه پس از مرگ هم نگاه لطف و احسان تو بر من خواهد بود، در حالي كه در طول حياتم، با من جز احسان و نيكي نكرده‏اي. إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ خدايا! كار مرا آنگونه به سامان برسان كه تو سزاوار آني (نه آن سان كه من در خور آنم). وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَي مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ و با بزرگواريت، به من عنايت كن، بر گناهكاري كه در لجه جهل خويش فرو رفته است. إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوبا فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَي سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَي [إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَ‏] إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ فَلا تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَي رُءُوسِ الْأَشْهَادِ در دنيا گناهاني را بر من پوشانده‏اي كه در آخرت، نيازمندترم كه پرده پوشش خود را بر آنها افكني. خدايا! چون گناهانم را پوشاندي و بر هيچ يك از بندگان شايسته‏ات فاش نساختي، بر من نيكي كردي، خدايا، پس در روز قيامت نيز رسواي خلايقم مگردان. إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي خدايا جود و بخشش تو، دامنه آرزوهايم را گسترده است و بخشايش تو، برتر از عمل من است. إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ خدايا! آن روز كه ميان بندگانت‏به داوري مي‏پردازي، با ديدار چهره رافت‏خود، مسرورم ساز. إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ خدايا! پوزش‏طلبي من به درگاهت، عذرخواهي كسي است كه از عذرپذيري تو بي‏نياز نيست، پس عذرم را بپذير، اي كريمترين بزرگواري كه زشتكاران، به درگاهش عذر گناه مي‏برند. إِلَهِي لا تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لا تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لا تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي پروردگار من! حاجت و نيازم را رد مكن و دست اميد و آرزويم را از درگاه خويش، كوتاه مگردان. إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي خداوندا! اگر مي‏خواستي خوارم كني، هدايتم نمي‏كردي. و اگر مي‏خواستي رسوايم سازي، از عقوبت دنيا معافم نمي‏كردي. إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ خدايا! باور ندارم كه در حاجتي دست رد به سينه‏ام بزني، حاجتي كه عمر خويش را در پي آن گذراندم و عمري از تو طلبيدم. إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَدا أَبَدا دَائِما سَرْمَدا يَزِيدُ وَ لا يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَي خدايا! ستايش ابدي و ثناي سرمدي تنها از آن توست، سپاسي همواره فزاينده و بي‏كم و كاست، آنگونه كه تو دوست داري و مي‏پسندي. إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ خدايا! اگر مرا به جرمم بگيري، دست‏به دامان عفوت مي‏زنم. وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ و اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كني، تو را به بخشايشت‏بازخواست مي‏كنم. وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ اگر در دوزخم افكني، به دوزخيان اعلام خواهم كرد كه تو را دوست دارم. إِلَهِي إِنْ كَانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي خدايا! اگر در كنار طاعتت، عملم كوچك است، اميد و آرزويم بزرگ و بسيار است. إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوما وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوما خدايا! از آستان تو چگونه تهيدست و محروم برگردم، با آنكه گمان نيك من نسبت‏به جود تو، آن است كه نجات يافته و رحمت‏شده مرا باز گرداني. إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَي سَبِيلِ سَخَطِكَ خدايا! عمرم را در رنج غفلت از تو تباه ساختم،جواني‏ام را در سرمستي دوري از تو هدر دادم،خداوندا! آن روزها كه به كرم تو مغرور شدم و راه خشم تو را سپردم، از خواب غفلت‏بيدار نگشتم. إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ پروردگارا! من بنده توام و زاده بنده تو. در آستان بزرگيت ايستاده‏ام و كرمت را وسيله تقرب به حضور تو قرار داده‏ام. إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ خدايا! بنده‏اي زشتكارم كه به عذرخواهي آمده‏ام، از نگاه تو شرم نداشته‏ام، اينك از تو بخشش مي‏طلبم، چرا كه عفو، صفت‏بزرگواري توست. إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلا فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ آفريدگارا! توان آن نداشته‏ام كه از نافرمانيت دست‏شويم،مگر آنگاه كه به عشق و محبت‏خويش بيدارم ساخته‏اي، يا آنگونه بوده‏ام كه تو خود خواسته‏اي. تو را سپاس، كه مرا در كرم خويش وارد كردي و دلم را از آلايشها و كدورتهاي غفلت از خودت را پاك نمودي. إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ پروردگارا! مرا بنگر، نگاه آنكه ندايش دادي پس پاسخت گفت، و به طاعتش فراخواندي و به ياريش گرفتي پس مطيع تو گشت. يَا قَرِيبا لا يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَادا لا يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ اي خداي نزديك; كه از مغروران و فريفتگان دور نيستي،اي بخشنده‏اي كه نسبت‏به اميدواران جود و بخششت، بخل نمي‏ورزي، إِلَهِي هَبْ لِي قَلْبا يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَانا يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَرا يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ خدايا! مرا قلبي بخش كه شوق و عشق، به تو نزديكش سازد،و زباني عطا كن كه صداقت و راستي‏اش به درگاهت‏بالا رودو نگاهي بخش، كه حقيقتش، زمينه‏ساز قرب به تو گردد! إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ [مَمْلُولٍ‏] خدایا! آنكه به تو معروف گردد، ناشناخته نيست،آنكه به تو پناه آورد، خوار و درمانده نيست،و آنكه تو، به او روي عنايت آوري برده ديگري نيست، إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلَهِي فَلا تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لا تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ خدايا! آنكه از تو راه را يافت، روشن شد و آنكه پناهنده تو شد، پناه يافت،خداوندا! من به تو پناه آورده‏ام، از رحمت‏خويش مايوس و محرومم مساز و از رافت و مهربانيت محجوبم مگردان. إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلايَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ خداوندا! در ميان اولياء خويش، مرا مقام كسي بخش كه آرزوي محبت افزون‏تر تو را دارد. إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَها بِذِكْرِكَ إِلَي ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ خدايا! مرا شيفته ياد خود ساز و همتم را در نشاط دستيابي به نامهايت و قرارگاه عظمت و قدست قرار بده. إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلا أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَي الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ فَإِنِّي لا أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعا وَ لا أَمْلِكُ لَهَا نَفْعا خداوندا! تو را به خودت سوگند، كه مرا به جايگاه اهل طاعتت‏برسان و به منزلگاه شايسته و پسنديده خويش، رهنمون باش، كه من، نه مي‏توانم شري را از خويش دور سازم و نه سودي به خويش رسانم. إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ [الْمَعِيبُ‏] فَلا تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ كردگارا! من، بنده ناتوان و گنهكار توام و برده عيبناك تو، كه بسويت آمده‏ام. پس مرا از آنان مگردان كه چهره لطف خويش از آنان برگردانده‏اي و اشتباهاتشان حجاب بخشايش تو گشته است. إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الانْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ حَتَّي تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَي مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ خدایا! مرا كمال گسستن از غير و پيوستن به خودت عطا كن‏ديده دلهايمان را با فروغ نگاه به خود، روشن سازتا ديده‏هاي بصيرت دل، حجابهاي نور را از هم بر درد و به كانون عظمت‏برسد و جانهاي ما آويخته درگاه عزت و قدس تو گردد. إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّا وَ عَمِلَ لَكَ جَهْرا خدايا! مرا از آنان قرار ده كه ندايشان كردي، پاسخت گفتندو نگاهشان كردي، مدهوش جلال تو گشت،با آنان، راز گفتي و نجوا كردي، آشكارا براي تو كار كردند. إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَي حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لا انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ خداوندا! هرگز نوميدي را بر حسن ظن خويش مسلط نساخته‏ام،و هرگز اميدم از كرم نيكو و زيبايت نگسسته است. إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ پروردگارا! اگر گناهان مرا در پيشگاه تو خوار و پست كرده، پس به سبب توكل و اعتماد نيكويم به تو، از من درگذر. إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَي كَرَمِ عَطْفِكَ آفريدگارا! اگر گناهان، مرا از لطف والاي تو دور ساخته، اما يقين به كرم و عنايتت، آگاه و اميدوارم ساخته است. إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلائِكَ خدايا! اگر خواب غفلت، از آمادگي براي ديدارت، باز داشته، معرفت‏به نعمتهاي ارجمندت، بيدارم داشته است. إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَي النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَي الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ خداوندا! اگر عقوبت‏سنگين تو، به آتش دوزخم فرا مي‏خواند، پاداش فراوانت، به بهشتم دعوت مي‏كند. إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ آفريدگارا! من از تو مي‏خواهم و تنها به آستان تو دست نياز برمي‏آورم و تو را خواستارم. وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لا يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لا يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لا يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ از تو مي‏خواهم كه بر محمد و دودمانش درود فرستي و مرا از آنان قرار دهي كه همواره به ياد تواند و پيمان تو را نمي‏شكنند و از سپاس تو غافل نمي‏شوند و فرمانت را سبك نمي‏شمرند. إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفا وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفا وَ مِنْكَ خَائِفا مُرَاقِبا خدايا! مرا به فروغ نشاطبخش عزت خود بپيوند تا تنها شناساي تو باشم و از غير تو روي برتابم و تنها از تو ترسم و بيم تو داشته باشم. يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّي اللَّهُ عَلَي مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيما كَثِيرا. اي شكوهمند و بزرگوار! بر محمد و خاندان پاكش درود تو باد، و سلام بي‏پايان و بسيار.

اشتراک گذاری این مطلب!

روز کار و کارآفرینی

اهمیت کار در روایات

 

َإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ

كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

آنگاه که نماز پایان پذیرفت در پی کسب و کار روی زمین پراکنده گردید و از فضل و کرم خداوند نصیب و روزی

 طلبید به یاد خدا فراوان باشد تا مگر رستگار شوید . / سوره جمعه ، آیه 10

 

جهان آفرینش ، میدان تلاش و کوشش است و انسان به عنوان یکی از موجودات ، خلقت از این قانون مثتسنی نیست ، بلکه چون اشرف و افضل مخلوقات است برای شکوفایی استعدادها ، و دست یابی به قله ی پرافتخار کمال ، نیاز بیشتری به شناخت نظام هستی دارد تا هدف خود را بشناسد و برای بدست آوردن آن بکوشد  تلاش مورد توجه و اهتمام ائمه معصومین (ع) نیز بوده است و آن بزرگواران خود نیز به کار مشغول بوده اند و از دسترنج خویش برای کسب روزی حلال استفاده می نموده اند .

اسلام برای کار ، احترام و ارزش و ارج قائل است ؛ یعنی هعمانطور که یک شخص عالم ، مجاهد را توصیف میکند و برای او پاداش قرار می دهد ؛ در رابطه با موضوع کار و کارآفرینی به طور مفصل پرداخته و آن را در جامعه حائز اهمیت می داند و مردم را برای  تشویق  به آن دعوت می کنند و کار و کارآفرینی و کننده ی کار از اهمیت زیادی برخوردار است که ائمه معصوم در روایات خود به طور مکرر از کار و کارگر یاد کرده و آن را دارای ارزش و اعتبار زیادی می دانند .

پیامبر(ص) دست کارگر را می بوسد زیرا با این حرکت می خواهد به جهانیان نشان دهد مقام کار بسیار بلند و پر اهمیت است تا به سمت آن روی آورند تا از نیاز به خلق در امان باشند و دست احتیاج به دیگری دراز نکنند .

همانطور که گفته شد امامان و پیامبران بزرگوار اسلام در احادیث گرانبهای خود همه را به کار دعوت می کند و برای آن پاداش و ارج زیادی قائل است در مقابل بیکاری را به شدت مورد نکوهش قرار می دهد تا آن جا که می فرماید : خداوند از بنده ای که دهانش را باز کند و بدون کارکردن بگوید : خدایا مرا روزی بده ، بدش می آید ». در این حدیث پیامبر با صراحت بیان می کند . فرد بیکار نه تنها خودش را از رفاه اقتصادی دور می کند بلکه باعث می شود از رحمت خدا دور شده و خدا به او نظری نداشته باشد و به طور واضح روشن است بیکاری به شدت از طرف خداوند و پیامبران و امامان نهی شده است .

ائمه ما با دست خود کار می کردند و از دسترنج خود استفاده می کردند . آنان با این که خدمتکار داشتند اما خود برای تامین زندگی عائله شان تلاش می کردند و منظورشان این بود که به مسلمانان بفهمانند که اسلام به کار کردن امر می کند و از بیکاری و سستی نهی می نماید .

 

کار جهاد است :

روایات ائمه کار را یک نوع جهاد در راه خدا می داند و تلاشی که مسلمانان در راه اداره زندگی خود و خانواده اش انجام می دهد بهترین عبادت هاست .

میدان عمل آن چنان نزد ائمه معصمومین(ع) از ارزش و اهمیتی برخوردار است که آن را هم ردیف با جهاد معرفی می کند که پیامبر اکرم(ص) می فرماید :الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله (کسی که برای تامین معاش زن و فرزندانش تلاش می کند همچون مجاهدی است که در راه خدا می رزمد ) اینان همه دلایلی برای ارزش مقام کار است زیرا جهاد که خود غرور و بلندی و دری از درهای بهشت است و از استوانه های ایمان به شمار می رود کار به آن شبیه شده زیرا باید درک کرد مقام کار چه اهمیتی نزد ائمه دارد همان طور که جهاد در سخنان آن بزرگواران لباس تقوا سپر مطمئن الله و برترین عمل هاست کار به آن تشبیه شده پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید : الشاخص فی طلب الرزق الحلال کالمجاهد فی سبیل الله ( تلاش گر در جستجو و طلب روزی حلال ، چون مجاهد و رزمنده ای است که در میدان نبرد است ) .

و پیامبر در بعضی از روایات مقام کار و کسب روزی حلال را بالاتر از جهاد نیز می داند و می فرماید : « پاداش کسی که برای رزق حلال کار می کند از آن کس که در راه خدا جهاد می کند بیشتر است » احادیث نشانگر مقام و جایگاه کار و کوشش نزد امامان و پیامبران است .

شخصیت و عزت در سایه کار

از احادیث ائمه اطهار استفاده می شود که آن ها انسان را تشویق به کار می کنند و انسان با کار و کوشش استقلال اقتصادی پیدا می کند و جوانان می توانند مستقل برای خدا از بعضی مشکلات اقتصادی رهایی پیدا کرده و به شخصیتی در بین افراد جامعه برسند و از نیاز و احتیاج به مردم بی نیاز می گردند و به خود تکیه می کنند که امام موسی بن جعفر (ع) فرموده است : از مردم قطع امید کردن و از ثروتشان چشم پوشیدن به درآمد کار خود قانع بودن برای مردم با ایمان مایه عز دینی و روح جوانمردی و شرف دنیوی است . چنین انسانی در نظر مردم بزرگ و بین فامیل خود محترم ودر محیط خانواده اش دارای هیبت و عظمت خواهد بود . او در ضمیر خود و نظر دیگران بی نیازترین مردم است .

در این حدیث به طور واضح بیان می کند که انسان نباید دست نیاز به مردم دراز نکند تا زمانی که خود توانایی انجام کار را دارد زیرا اینگونه حرکات شخصیت انسانی را در اجتماع بی ارزش می کند .

پیامبر در بعضی از روایات مقام کار و کسب روزی حلال را بالاتر از جهاد نیز می داند و می فرماید : « پاداش کسی کعه برای کسب رزق حلال کار می کند از آن کس که در راه خدا جهاد می کند بیشتر است » . احادیث نشانگر مقام و جایگاه کار و کوشش نزد امامان و پیامبران است .

محققین :

سحر ناروئی و مهلا حاجی آبادی طلبه پایه سوم

منابع :

قرآن

میزان الحکمه ، حمیدرضا شیخی ، ج 10 ، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث

محمد وحیدی ، احکام عمومی ، ج 3، مرکز نشر سنابل

مجله اقامه ، مدیر مسئول سید محمود نور بخش . ص 11

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بسمه رب شهدا والصدیقین

اولین شرط پاسداری ،عشق به حسین بن علی (علیه السلام ) است . ای کاش جانها داشتیم ودر

راه حسین فدا می کردیم .               شهید مهدی زین الدین

روحش با شهدای کربلا محشورباد

 

اشتراک گذاری این مطلب!

وظيفه ما در مقابل تمام خير

از آنجائيكه وجود مقدس امام عصر(عج) خير است . گفتار و كردار و تماما خير خواهد بود . زيرا بر سبيل عقل و درايت هر انساني اولوالالباب و داراي عقل و شعوري حكم مي كند كه براي رسيدن به تمام خير از اصل خير كمك بگيرد . لذا از زبان خود او بايد شنيد و خير را در كلمات او بايد پيدا كرد .

پس هدايت بسوي او و براي  او بخاطر اوتنها راه نجات خواهد بود . آشنايي مردم به او و حالاتش ،به او و گفتارش، به او واعمالش تنها راه نجات خواهد بود . هر چه او را بيشتر معرفي كرديم وظيفه خود را بهتر در قبال او انجام داده ايم .

ثريا آشوري

اشتراک گذاری این مطلب!

بسم رب شهداءو الصديقين

 


 


بسم رب شهداء و الصديقين

هميشه به ياد خدا با شيد و فرمان خداوند را اجرا كنيد پشتيبان و مقلد امام باشيد . به دعا ها مجالس ابا عبدالله و شهداء اهميت زياد بدهيد كه راه سعادت وتوشه اخرت است .

همواره تربيت حسيني و زينبي بياييد و رسالت آنها را رسالت خود بدانيد .

اشتراک گذاری این مطلب!

 

 

شیطان خطاب به پیامبر اکرم (ص) گفت : ای محمد ؛ امت تو خصوصیاتی دارند که امت های دیگر ندارند .

اول :

 اینکه وقتی بهم می رسند سلام می کنند که سلام اسم خداست و من از این  اسم می ترسم . 

دوم :

 اینکه وقتی همدیگر را می بینند به یکدیگر دست می دهند و تا دستهایشان از هم درنیامده گناهانشان بخشیده می شود .

سوم : اینکه وقتی می خواهند غذا بخورند بسم الله می گویند و من دیگر نمی توانم غذا بخورم و گرسنه می مانم .

چهارم : اینکه بعد از غذا خوردن الحمدالله می گویند .

پنجم : اینکه وقتی اسم تو می آید بلند صلوات ختم می کنند و آنقدر ثواب آن زیاد است که من فرار می کنم .

ششم : اینکه وقتی می خواهند کاری بکنند انشاء الله می گویند و من دیگر نمی توانم در آن کار دخالت کنم و آنرا برهم بزنم .

هفتم : اینکه صدقه می دهند و وقتی که صدقه می دهند همه گناهانشان آمرزیده می شود و هم هفتاد نوع بلا را از خود دور می کنند به همین دلیل  حضرت نبی اکرم فرمودند : وقتی انسان دستش را در جیبش می کند تا صدقه بدهد هفتاد شیطان دست او را می گیرند تا او را منصرف نمایند .

هشتم : اینکه قرآن می خوانند و در خانه ای که قرآن خوانده میشود دیگر جایی برای من نمی ماند چون در آن خانه ملائکه رفت و آمد می کنند .

نهم : اینکه مرا زیاد لعنت می کنند و با هر لعنت یک زخم بر بدنم می افتد و تا زمانی که آن شخص را به گمراهی نکشانم آنها خوب نمی شود .

دهم : اینکه هنگامی که گناه می کنند سریع توبه می کنند و زحمات مرا به هدر می دهند .

یازدهم : اینکه عطسه می کنند الحمدلله می گویند ، حضرت فرمودند عطسه از طرف خداوند و خمیازه از طرف شیطان است و وقتی عطسه می کنید باید الحمدلله بگویید ، وقتی انسان نماز خواند شیطان از او دور می شود بخصوص اگر سجده نماز طولانی باشد و شیطان از روی ناراحتی فریاد می کشد .

منبع : کتاب نصایح آیت الله مشکینی

 

اشتراک گذاری این مطلب!

هد هد خوش خبر از نزد سليمان آمد مژده اي دل برخيز نيمه شعبان آمد .

 

سلام بر آخرين گل محمدي ، سلام بر عطر پيمبر ،سلام بر فرزند فاطمه ، سلام بر آخرين موعود ، سلام بر تواي امام زمان ،سلام بر تو باد ، بر تويي كه اتمام كننده ره پيامبري ، سلام بر تو اي يگانه دلبر پيامبر اين ايام كه لحظه لحظه اش عقربه هاي ساعت در هم مي شكنند . ايام شعبانيه است زيرا نيمه شعبان خجسته شبي است كه فرشته ها ملائك فوج وفوج از ره آسمان به ره زمين فرود مي آيند .

سرور شادماني بر سر مي نهند . هدهد خوش خبر از نزد سليمان آمد مژده اي دل برخيز نيمه شعبان آمد . مژده اي دل كه غم و اندوه را زدود و به جايش خورشيد فروزان را نشاند . بلبل از لبش آواز گشود كه به گلزار نبي بلبل خوش  سيما آمد . اي بلبل خوش سيما سلام عاشقانه ام را پذيرا باش.

مينا صفرزايي

طلبه پايه سوم

اشتراک گذاری این مطلب!

آقا بيا و دجال صفتان را از ميان بردار

 

دجال ، اصلی ترینه دشمن منجی موعود

                                                    نیروهای دجال مستقر بر بام خانه ها

دجال صفتان جهان در جنگ رسانه ای و ناتوی فرهنگی ، می کوشند تا با سیطره ی فرهنگی ، اهداف و مقاصد شیطانی خویش را بر مردم جهان تحمیل کنند . ابزارهای مورد استفاده دجالیان در آخر الزمان عبارتند از :

1- شبکه های ماهواره ای

در کل جهان 203 ماهواره تلویزیونی فعال در 159 مدار قرار گرفته اند که تنها در ایران امکان دیده 8600 شبکه تلویزیونی و شنیدن 1309 شبکه رادیویی را فراهم می آورند . این حجم جدای از 35میلیون سایت فعال اینترنتی ، به روزترین بازی های کامپیوتری ، رشد میلیونی استفاده از تلفن همراه ، اس ام اس و بلوتوث ، انتشار هزاران عنوان رمان ، مجله و ژورنال در گرایش ها و قالب های متنوع و جذاب و صدها فعالیت تاثیر گذار رسانه ای دنیا در داخل کشورمان به شمار می رود که شبانه روز سرزمین بکر حاصیل خیز فکر و ذهن جوانان را آماج بمباران نرم خود قرار می دهد .

بمبارانی از فراکانس ها و امواجی که همه روزه عوارض و تبعات آن را در گوشه و کنار شهرها با دو چشم می توان به نظاره نشست .

بمبارانی با نشانه گیری هویت و اصالت جوانان و گرفتن تلفات از موثرترین نیروهای پرتحرک ، فعال و پویای انقلاب .

شنیدن این نکته تاسف انگیز است اما شنیدنی که این رژیم ، اسرائیل تنها با داشتن 22صدم درصد جمعیت دنیا دارنده 214 شبکه فعال ماهواره ای به صورت شبانه روزی است . از جمله آسیب های فرهنگی ماهواره می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

الف) هویت شکنی ؛

آنچه تا کنون ما را در برابر تهدیدها و توطئه ها مقاوم نگه داشته ، « هویت دینی » ماست و اکنون ماهواره ها این سرمایه بزرگ را هدف قرار داده اند .

ب) تغییر اخلاق ؛

نمایش و ترویج وقاحت ، بی عفتی ، بهره وری بیش از حد از تن ، برهنگی مفرط ، شهوت پرستی و زن پرستی از سوغات ماهواره ها محسوب می شوند . مبارزه با نمادهای مذهبی و دینی بی اهمیت نشان دادن ارزش های خانواده و روابط خانوادگی ، ترویج مادی گرایی ، غفلت زدایی و بی توجهی به عواطف و معنویات ، بی ثباتی سیاسی و حمله به نظام های گوناگون سیاسی ، از دیگر آسیب های فرهنگی ماهواره است .

2- اینترنت

اینترنت واقعیتی انکار ناپذیر است که مطالب مفید و ارزشمندی را در خود جای داده و دی عین حال بسیاری از آن ها با محتوای آلوده همراه است . امروزه وجود بیش از 280 میلیون صفحه حاوی میلیارها عکس و تصویر مستهجن در کنار آغاز به کار روزانه 500 سایت یررنوگرافی (سکس) اینترنت را به منبع فساد جهانی تبدیل کرده است .

طبق بررسی ، افراد متصل به اینترنت دچار نوعی وابستگی روحی و اعتیاد به این شبکه جادویی می شوند به همین سبب ، اینترنت به یکی از وسائل

 مورد استفاده طراحان ناتوی فرهنگی برای تهاجم فرهنگی بدل شده است .

به جرات می توان گفت در کشورمان اینترنت بعد از رسانه ملی ، دومین رسانه مورد توجه جوانان به شمار می آید . بیش از 15 میلیون پنجره به دنیای اینترنت از ایران گشوده شده است و اگر این رسانه کنترل نشود ، راهی خطرناک به سوی ابتذال و گسترش فرهنگ غرب خواهد بود .

اینترنت ؛ ساحره هزار چهره که در عین جای دادن تصاویر زیبا و مطالب مفید و ارزشمند در خود ، با فساد و تباهی و آلودگی بسیاری همراه است

اینترنت ؛ یکی از مهمترین ابزارهای مورد استفاده طراحان ناتوی فرهنگی برای تهاجم و شبیخون فرهنگی است .

برگرفته شده از ویژه نامه دجال شناسی و دجال ستیزی ، از شورای عالی مرکز دانشگاه تهران

                                                       تدوين خانم مرضيه رستمي

                                                    معاون آموزش حوزه علميه كوثر

 

اشتراک گذاری این مطلب!

به نگاهی دل ما را دریاب

 

 

 

 

گاه گاهی به نگاهی دل ما را دریاب

شهریارا ز ره لطف گدا را دریاب

اگر از دولت وصل تو مرا نیست نصیب

خود کرم کن به نگاهی دل ما را دریاب

راه باریک و بسی پرخطر و تاریک است

سببی ساز و در این معرکه ما را دریاب

قافله رفت و من از همسفران جاماندم

من از قافله ی عشق جدا را دریاب

 

اشتراک گذاری این مطلب!

لباس در فرهنگ اسلامي

 

از ديدگاه اسلام ، لباس و پوشش براي انسان ضرورت دارد و نوع پوشش از اهميت بالاي برخوردار است . در قرآن كريم به تاريخ لباس اين گونه اشاره شده است :

« يا بني ادم قد انزلنا عليكم لباسا يواري سوءاتكم و ريشا و لباس التقوي ذالك خير ذالك من آيات الله لعلهم يذكرون »

اي فرزندان آدم ، ما براي شما لباس فرو فرستاديم تا هم زشتي (برهنگي ) شما را بپوشاند و هم موجب آراستگي شما باشد ، و لباس تقوا ، آن بهتر است . آن از نشانه هاي خداست ، باشد كه آنان پند گيرند ) اعراف / 26

مراد از نزول لباس از سوي خداوند ، آفرينش و قرار دادن آن در اختيار انسان است . ومراد از لباس التقوي لباسي است كه بر اساس تقوا ، تواضع و پاكي و پاكدامني باشد .

تدوين ثريا آشوري

اشتراک گذاری این مطلب!

در شگفتم براي كسي كه از چهار چيز بيم دارد چگونه به چهار چيز پناه نمي برد ؟

در شگفتم براي كسي كه از چهار چيز بيم دارد چگونه به چهار چيز پناه نمي برد؟

1- در شگفتم براي كسي كه ترس بر او غلبه كرده ،چگونه به ذكر حسنا الله و نعم الوكيل خدا ما را كافي است و او بهترين وكيل است پناه نمي برد . زيرا به تحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر ياد شده فرمود : پس (آن كساني كه به عزم جهاد خارج گشتند و تخويف شياطين در آنها اثر نكرد و به ذكر فوق تمسك جستند ) همراه با نعمتي از جانب خداوند (عافيت ) و چيزي زائد بر آن (سود در تجارت ) بازگشتند و هيچ گونه بدي به انان نرسيد .

2- و در شگفتم براي كسي كه اندوهگين است ، چگونه به ذكر لا الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين (خدايي جز تو اي ذات يكتا نيست پاك و منزهي تو و من در حق خود م از ستمكاران هستم )پناه نمي برد . زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود : پس ما 0يونس را در اثر تمسك به ذكر ياد شده ) از اندوه نجات داديم و همين گونه مونين را نجات مي بخشيم .

3- و در شگفتم براي كسي كه مورد مكر و حيله واقع شده ف چگونه به ذكر (افوض امري الي الله ان الله بصير بالعباد ) كار خود را بخدا وا ميگذارد زيرا كه خدابحال بندگان بيناست ) پناه نمي برد . زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل به دنبال ذكر فوق فرمود : پس خداوند (موسي را در اثر ذكر ياد شده ) از شر مكر فرعونيان مصون داشت .

4- و در شگفتم براي كسي كه طالب دنيا و زيبائيهاست،چگونه به ذكر ماشا الله ولا قوه الا بالله (آنچه خدا خواست مي شود ، هيچ جنبشي ونيروئي جز بخواست خدا نيست ) پناه نمي برد زيرا بتحقيق شنيدم كه خداوند عزوجل بعد از ذكر ياد شده (از زبان مردي كه فاقدنعمتهاي دنيوي بود ف خطاب به مردي كه از آن نعمتها بهره مند بود )فرمود : اگرتو مرا به مال و فرزند ، كمتر از خود مي داني پس اميد است خداوند مرا بهتر از باغ تو دهد … و لفظ (عسي ) در آيه اخير به معني ايجاب است يعني اميدي است كه باضروره محقق مي گردد .

به تحقيق قوم تجربه يافته اند كه مداومت بر ذكر يا حي يا قيوم يا من لااله الا انت موجب حيات عقل است .


كتاب نور علي نور آيت الله حسن حسن زاده آملي

تدوين خانم آمنه شريعتي

واحد فرهنگي حوزه علميه كوثر

اشتراک گذاری این مطلب!

ميلاد حضرت علي اكبر و روز جوان گرامي باد

 

حضرت علي اكبر عليه اسلام

فرزند بزرگ سيد الشهدا ء و شبيه پيامبر كه روز عاشورا فداي دين شد . مادر علي اكبر ع ، ليلا دختر ابي مره بود . در كربلا سن او را 18 سال و20 سال هم گفته اند . او اولين شهيد عاشورا از بني هاشم بود .

علي اكبر شباهت بسياري به پيامبر داشت ، هم در خلقت ،هم در اخلاق و هم در گفتار .

 

 

 

معصومه چشك زاده

اشتراک گذاری این مطلب!

شهادت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام تسليت باد

 

امام کاظم •ولادت، کنیه و القاب •امامت •دوران امامت •درایت امام •ترور شخصیت امام •شهادت امام ولادت،

کنیه و القاب هفتمین امام شیعیان حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در هفتم ماه صفر سال 128 هجری قمری

در ابواء متولد گردید. پدر بزرگوارش حضرت امام جعفر صادق علیه السلام و مادر گرامیش حمیده است.

میلادش برای امام صادق علیه السلام چنان شادی‌بخش بود که آن حضرت به‌همین مناسبت سه روز جشن گرفت و

مردم مدینه را اطعام نمود. نام مبارکش موسی و القاب و کنیه هایش متعدد است؛ مشهورترین لقبش کاظم و صابر

و معروف‌ترین کنیه‌اش ابوالحسن است. نقش نگین انگشتری‌اش جمله حسبی الله بوده است. امامت او که براساس

تقدیر الهی قرار بود پس از پدر بزرگوارش امامت امت را به عهده بگیرد، تحت تربیت فوق‌العاده امام صادق مراحل

رشد و کمال را پشت سر گذاشت و مرحله نوجوانی و جوانی را طی نمود، به گونه ای که تا آخر عمر، جلال و جمال الهی در صورت و سیرتش مشهود بود. از حوادث مهم دوران جوانی آن امام، مرگ نابهنگام برادر بزرگترش، اسماعیل،

بود که از الطاف خفیّه الهیّه محسوب می‌شد و زمینه‌ساز تثبیت امامت وی شد. تلاش امام جعفر صادق علیه السلام

نیز در این راستا و به منظور جلوگیری از انحراف جریان امامت بود. هر چند بعدها نیز گروهی پیدا شدند و پس از

 امام صادق علیه السلام معتقد به امامت اسماعیل گشتند و مرگ او را انکار نمودند. سرانجام پس از شهادت جانگداز امام

 صادق، موسی بن جعفر علیه السلام در سن بیست سالگی مسؤولیت بزرگ امامت و هدایت امّت را در یکی از

 بحرانی‌ترین دوران‌ها به دوش گرفت. دوران امامت از مشکلات روزهای نخستین امامت موسی بن جعفر علیه السلام،

ادّعای امامت دروغین برادر بزرگ‌تر حضرت، عبدالله افطح ،بود که گروهی را به دنبال خود کشید و فرقه “فطحیه” به

همین ترتیب شکل گرفت. هر چند با برخورد روشنگرانه‌ی امام، عبدالله با شکست روبرو گردید. دوران سی و پنج ساله

امامت موسی بن جعفر مصادف بود با اوج قدرت حکومت بنی عباس و هم‌زمان با چهار تن از حاکمان عیّاش و خون‌آشام

عباسی به‌نامهای منصور دوانیقی ، مهدی عباسی ، هادی عباسی و هارون الرشید که حضرت نیز به فراخور شرایط

زمانیِ حساسِ هر یک، وظیفه سنگین امامت و هدایت امّت را به بهترین شکل ممکن به دوش کشید، و اگر چه با حوادث

سهمگین و خونینی همچون واقعه فخ و شهادت مظلومانه گروهی از آل علی علیه السلام روبرو گردید، ولی لحظه‌ای از

وظیفه خطیر خود کوتاهی ننمود و تلاش مستمر خویش را عمدتا در محورهای زیر متمرکز ساخت: اول - تبلیغ دین

خداوند و گسترش فرهنگ اسلام، تبیین و تشریح معارف و احکام الهی در قالب احادیث بلند و کوتاه و پاسخ به سوالات

شفاهی و کتبی و. . . دوم- پرورش انسان‌های مستعد و تربیت شاگردان والامقام و شاخص در میدان علم و عمل و حفظ و

حراست آنان. سوم- مبارزه بی‌امان با حاکمان جور و ستم و غاصبان خلافت و شکستن صولت شیطانی آنان در میدان‌های

مختلف و تشریح مبانی حق. چهارم- تربیت یاران مدیر و مدبّر و خودساخته و نفوذ دادن آنان در مراکز حساس حکومتی،

تا مرز وزارت و استانداری، به منظور خنثی‌سازی نقشه‌های مخرب و دین‌سوز دشمنان، کمک به مظلومان و محرومان

و دفاع از حریم شیعیان . پنجم- سامان‌دهی شیعیان با شیوه‌های مختلف تربیتی، عملی، مناظره‌های سیاسی و. . . امام

علیه‌السلام در این مسیر، نهایت تلاش خویش را مبذول داشت و در مواقع لازم از اهرم‌های فوق‌العاده‌ای همچون استفاده

از معجزه، دعای مستجاب و به‌کارگیری علم امامت امام کاظم علیه السلام بهره برد. درایت امام روش امام آنچنان دقیق و

حساس بود که تلاش چشمگیر و جاسوسی‌های مداوم حاکمان عباسی برای به‌دست آوردن سرنخی از اقدامات امام علیه

السلام بی‌نتیجه بود، و امام همچنان در همه زمینه‌ها موفق و کارآمد به پیش می‌رفت و در اوج اقتدار معنوی و اجتماعی

قرار داشت، به گونه‌ای که نگاه کل جهان اسلام متوجّه ایشان بود. سرانجام هارون الرشید برای دستگیری امام شخصاً به

صحنه آمد و طی صحنه‌سازی در کنار قبر رسول خدا صلی الله علیه و آله به جوسازی علیه امام پرداخت و او را در یک

جلالت ظاهری ولی در پرده‌ای از ابهام با تشکیل دو کاروان مختلف از مدینه تبعید کرد و بارها به زندان انداخت. هارون

چندین بار به ترور حضرت اقدام نمود و در بعضی موارد شخصاً وارد شد که هر بار ناموفّق بود. ترور شخصیت امام از

این رو هارون در یک حرکت جدید، اقدام به ترور شخصیت امام کرد که آن هم ناکام ‌ماند و وی از صحنه‌سازی و اقرار و

اعتراف‌گیری هم طرفی نیست. رفتار حضرت در زندان در زمینه‌های مختلف عبادی، تربیتی، ارتباط با دیگران، و

تأثیرگذاری بر دوست و دشمن و . . . چنان عمیق و موثر بود که هارون نهایتاً دستور داد سندی بن شاهک ، امام علیه

السلام را در بیست و پنجم رجب سال 183 هجری قمری در پنجاه و پنج سالگی با خرمای زهرآلوده به شهادت برساند.

شهادت امام سعی فراوان دستگاه حکومتی هارون برای مخفی نگه‌داشتن شهادت امام علیه السلام و تلاش گسترده آنان

برای عادی جلوه‌دادن مرگ حضرت، نشانه‌ی پایگاه رفیع اجتماعی امام و وحشت عباسیان از اوست. پیکر مطهرش پس

از تحمّل سال‌ها زندان به‌طور معجزه‌آسایی توسط فرزندش علی بن موسی الرضا علیه االسلام غسل داده شد و در مقابر

قریش در مدینه السلام ـ در حاشیه بغداد ـ مدفون گردید. مزار شریفش مورد توجه عموم قرار گرفت و سالها بعد نوه

بزرگوارش حضرت امام جواد علیه السلام در کنارش دفن شد و شیعیان دلباخته‌ی آنها شهر کاظمین را در کنار تربت

پاکشان تأسیس نمودند. از امام موسی بن جعفر دریای بیکرانی از معارف اسلام در توحید و نبوت و امامت و معاد، و

احکام و آداب تربیتی ـ اخلاقی در قالب هزاران حدیث کوتاه و بلند، و شاگردان عالم عامل، و سیره عملی ارزشمند در

میدان‌های مختلف، و نسلی پاک و بابرکت به یادگار مانده است.

 ——————————————————————————–

اشتراک گذاری این مطلب!

بزرگ مربي اخلاق

 

         پيامبر اكرم مي فرمايند :

من براي آن به رسالت مبعوث شدم كه ارزشهاي اخلاقي انسانها را تكميل كنم

                              وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ

                                      « و تو قطعا اخلاق عظيم و برجسته اي داري »

                                             قلم /4

اشتراک گذاری این مطلب!

پيامبر پرورش يافته قرآن

   

 

فاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ

«از آنها در گذر و صرف نظر كن »

مائده /13

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه ذی القعده

نماز توبه در روز یکشنبه ماه ذی القعده (امروز)
سید ابن طاووس در روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعاء است. در وقت شدت و در روز یکشنبه ی این ماه نمازی با فضیلت بسیار از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده که مجملش آن است که هر که آن را بجا آورد، توبه اش مقبول و گناهش آمرزیده شود و خُصَماء او در روز قیامت از او راضی شوند و با ایمان بمیرد و دینش گرفته نشود و قبرش گشاده و نورانی گردد و والدینش از او راضی گردند و مغفرت شامل حال او و والدین او و ذریه او گردد و توسعه ی رزق پیدا کند و ملک الموت با او در وقت مردن مدارا کند و به آسانی جان او بیرون شود
كیفیت نماز:
در روز یکشنبه غسل کند (به نیت غسل توبه) و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز گزارد(دو نماز دو رکعتی)، در هر رکعشت حمد یک مرتبه، و قل هُوَ اللهُ أحَدُ سه مرتبه و معوذتین(سوره فلق و سوره ناس) یک مرتبه.
پس از نماز استغفار کند. هفتاد مرتبه (بگوید أستغفراللهَ رَبّی و أتوبُ إلَیهِ) و ختم کند استغفار را به لاحَولَ وَ لاقُوّةَ إلاّ بــِالله العَلیّ ِ العَظیم ِ پس بگوید: یا عزیزُ یا غَفّارُ إغفِر لی ذُنُوبی وَ ذُنُبَ جَمیع ِ المُؤمِنینَ وَ المُؤمِنات ِ فَإنَّهُ لایَغفِرُ الذُّنُوبَ إلاّ أنتَ.

منبع: کتاب شریف مفاتیح الجنان؛ اعمال ماه ذی القعده
خدا توبه واقعی و مقبول رو قسمت هممون کنه
التماس دعای فرج و شهادت
به امید ظهور

اشتراک گذاری این مطلب!

روز دانش آموز گرامی باد

 آبان روز تسخير لانه جاسوسي
13 آبان در تاريخ انقلاب اسلامي ايران همواره روز تقابل حق و باطل بوده است. دقيقا به همين دليل يكسال پس از شهادت دانش آموزان در دانشگاه و درست در سالروز 13 آبان 58 ايران اسلامي شاهد جلوه ديگري از اين رويارويي ميان جبهه حق عليه باطل بود. در اين روز به يكباره به حيات سياسي مملو از خباثت امريكا و عملكرد سازمان جهنمي سيا در ايران خاتمه داده شد و مزدوراني كه پس از پيروزي انقلاب دائماً به فتنه انگيزي و ماجراجويي عليه نهضت اسلامي ايران مشغول بودند به گروگان گرفته شدند و لانه پر از فساد و جاسوسي آنان كه به اشتباه (سفارت) لقب گرفته بود،‌ تعطيل گرديد.
اشغال لانه جاسوسي امريكا در تهران و گروگانگيري جاسوسان ديپلمات نماي كاخ سفيد، تنها يك حادثه سياسي در حد تعطيل شدن سفارتخانه يك كشور در كشور ديگر نبوده و بلكه آغاز تحول عميقي بود كه در خاورميانه و در سطح جهان در جهت عريان ساختن ماهيت پنهان شده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سياست خارجي امريكا به وقوع پيوسته بود.

آيينه انقلاب
سيزده آبان از خاطره انگيزترين روزهاي انقلاب شكوهمند اسلامي است. شايد تاريخ معاصر ما روزي بدين اهميت و بزرگي كمتر به ياد داشته باشيد.
سيزدهم آبان زادروز انقلابي بزرگتر سالگشت تبعيد بينانگذار جمهوري اسلامي و روز دانش آموز است. هر يك از اين مناسبتها خودكافي است كه نظرها را به خود برگرداند و ديده ها را خيره كند.

روز دانش آموز است زيرا بيست و يك سال پيش در چنين روزي دانش آموزان انقلابي توانستند گوهر دانش و آموزندگي را در آيينه حماسه و دليري بتابانند و غبار خودباختگي را از سيماي مدرسه بروبند. راه از مدرسه تا خيابان را چنان پيمودند كه رزمندگان بي باك جبهه ها را در مي نوردند و در برابر آهنگهاي آتشبار ستم چنان صف آرايي كردند كه كوهها بر فراز دشتهاي تفتيده كويري آشيانه فساد و لانه جاسوسان را سيزدهم آبان از هم گسيخت. بيست سال پيش دانشگاهيان دين باور به پيروي از امام نور ديواره هاي نفاق و خيانت را فرو ريختند و شمعي فروزانتر از شمع نخست در ميانه جنگ و كاراز افروختند.
سيزدهم آبان شاهد وداع امت با امام خود براي سالياني چند بود. آن روز را سيزدهم آبان بخوبي در ياد دارد. خادمان بيمزد و منت بيگانگان به گرد خانه اي جمع آمدند كه آشناترين نام را براي دلسوختگان اسلامي داشت و شيداترين نغمه ها را در گوش انسانهاي مومن زمزمه كرده بود. خميني (ره) را در ازدحام آهن و پولاد تا بيرون از مرزهاي جغرافياي ايران دور كردند اما مرام و نام خميني را براي هميشه در دل مرد و زن و مسلمان ايراني جاودانه كردند
.

شرکت طلاب مدرسه علمیه کوثر در راهپیمایی روز دانش آموز نشان از تنفر نسبت به آمریکا و اسرائیل غاصب دارد که با شعارهای کوبنده دست ابر قدرتها را از مملکت اسلامی کوتاه می کند . 


  راه شهدای دانش آموز پررهرو باد  روز دانش آموز گرامی باد .


اشتراک گذاری این مطلب!

دفاع مقدس گرامی باد .

 

 

  دفاع مقدس ادامه دارد وما بی خبریم

                      فقط یک کلام شهدا ء شرمنده ایم . فقط از شما یادتان را یاد گرفتیم نه مرامتان را .  

  

اشتراک گذاری این مطلب!

بهار عمر

 

 

 

 

 

 

جواني  « بهار عمر »  است

اما ………..  در پی این بهار ، خزان هم در پیش است .

همیشه شاداب و باطراوت نمی مانیم نیرو و نشاط و مجال و حوصله جوانی محدود است و گذرا .

ولی از همین دوره پرشتاب هم باید برای آینده ، بهره گرفت .

بعضی ها امروزشان را به امید و آرزوی « فردا » می گذرانند و فردایشان به حسرت و اندوه « دیروز »سپری می شود عمرشان بین آن « امید » و این « افسوس » تقسیم می شود و خورده هم نمی آورد !

حیف است که « سرمایه عمر » اینگونه تاراج شود .

اشتراک گذاری این مطلب!

تسليت

بسم الله الرحمن الرحيم

شهادت مولاي خوبان امير عاشقان جواد الرضابخشنده اهل بيت را به همه موحبان ان حضرت تسليت عرض مي نماييم

   

اشتراک گذاری این مطلب!