موضوع: "پژوهش"

​توصیه به علم در اسلام ازمنظر استاد مطهری

 

توصیه به علم در اسلام :

استاد اهمیت اسلام به مسأله علم و علم آموزی را کم نظیر می دانند واهمیت آن را در متن دستورات دین چنین بیان می کنند: از قدیمترین زمانی كه كتب اسلامی تدوین شده در ردیف سایر دستورهای‏ اسلامی ، از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر ، بابی هم تحت عنوان ” باب وجوب طلب العلم ” باز شده و علم به عنوان یكی از فرایض شناخته شده.
از طرفی اسلام تمام موانع و قیود برای علم آموزی را از سر راه طالب علم برداشته است شهید با ذکر احادیثی این قیود و رفع آن ها را اینگونه بیان می نمایند:
1-«طلب العلم فریضه علی كل مسلم» می‏فرماید جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است ، هیچ استثنائی‏ ندارد ، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنائی ندارد ، چون مسلم یعنی مسلمان‏ ، خواه مرد باشد و خواه زن ، به علاوه اینكه در بعضی از نقلهای كتب شیعه‏ كه در ” بحار الانوار ” نقل می‏كند ، كلمه « و مسلمه » هم تصریح و اضافه‏ شده. این حدیث می‏فرماید فریضه علم یك فریضه عمومی است ، اختصاص به‏ طبقه‏ای یا صنفی یا جنسی ندارد . ممكن است یك چیز مثلا بر جوانان فرض‏ باشد نه بر پیران ، بر حاكم فرض باشد و نه بر رعیت ، یا بر رعیت فرض‏ باشد نه بر حاكم ، وظیفه مرد باشد نه وظیفه زن ، مانند جهاد و نماز جمعه‏ كه فقط بر مردان فرض است ، بر زنان فرض نیست ، اما این فریضه كه‏ نامش فریضه علم است بر هر مسلمانی فرض است و هیچگونه اختصاصی ندارد .


2-«اطلبوا العلم من المهد الی اللحد». ممكن است فریضه و تكلیفی از لحاظ زمان محدودیت داشته باشد و نشود در هر زمانی به او پرداخت . مثلا روزه‏های واجب وقت و زمانش معین است و آن ماه مبارك رمضان است ، و حتی نماز از لحاظ ساعت شبانه روز وقت‏ معینی دارد و فقط در ساعات معین بایدانجام گیرد . حج واجب است اما در همه وقت نمی‏شود آن را بجا آورد ، موسم معین دارد و آن ماه ذی الحجه است‏ ، ولی فریضه علم محدود به هیچ وقت ، هیچ زمان و هیچ سن و سال نیست و اگر وقت روزه ، ماه رمضان و وقت حج ، ماه ذی الحجه و وقت نماز ظهر مثلا از ظهر تا نزدیك غروب است ، وقت تحصیل علم از گهواره تا گور است .

3-جمله‏ای از رسول اكرم ( ص ) روایت شده به این عبارت : «الحكمة ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها»،یا به این تعبیر : « كلمة الحكمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها »یعنی حكمت گمشده‏ مؤمن است ، و هر كس كه چیزی گم كرده آن را در هر نقطه كه پیدا كند معطل‏ نمی‏شود و برمی‏دارد . در فرا گرفتن علم ، یگانه شرط اینست كه آن علم درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد ، شما به آن كسی كه علم و حكمت را از او فرا می‏گیرید كار نداشته باشید. این احادیث ، قید و محدودیت را درباب علم از لحاظ صرف ارتباط ، یعنی از لحاظ كسانی كه یك نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می‏گیرد برداشته است . زیرا ممكن است یك وظیفه ‏ای از این نظر محدود باشد . مثلا نماز جماعت را باید به یك نفر اقتداء كرد ، اما شرط دارد ، شرطش این است كه مسلمان باشد ، مؤمن باشد ، عادل باشد . اما در تعلیم و تعلم هیچیك از این شرطها منظور نشده.
آن چه در ذیل این بحث(توصیه اسلام به علم) شایسته است به آن پرداخته شود منطق قرآن و سیره امامان معصوم (علیهم السلام) به عنوان دو رکن اصلی اسلام است.

منبع:

 مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص257
 مرتضی مطهری، ده گفتار،ص171

 

اشتراک گذاری این مطلب!

رهبر معظم انقلاب: ما ميخواهيم كشور را علمى كنيم!

 

يك ملت، با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سخن خود را به گوش همه‏ى افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سياست برتر و دست والا را در دنياى سياسى حائز شود.

در اين زمينه كه علم نياز است، شماها مى‏دانيد، اما خوب است مجدداً من اين را بگويم كه حقيقتاً كشورى كه دستش از علم تهى است، نميتواند توقع عزت، توقع استقلال و هويت و شخصيت، توقع امنيت و توقع رفاه داشته باشد. طبيعت زندگى بشر و جريان امور زندگى اين است. علم، عزت ميبخشد. جمله‏اى در نهج‏البلاغه هست كه خيلى جمله‏ى پرمغزى است. ميفرمايد: «العلم سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» يعنى اقتدار، قدرت. «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه»؛ علم اقتدار است. هر كس اين قدرت را به چنگ آورد، ميتواند تحكم كند؛ ميتواند غلبه پيدا كند؛ هر كسى كه اين اقتدار را به دست نياورد، «صيل عليه»؛ بر او غلبه پيدا خواهد شد؛ ديگران بر او قهر و غلبه پيدا ميكنند؛ به او تحكم ميكنند.
عزيزان من! ما ميخواهيم كشور را علمى كنيم؛ اما هدف از علمى شدن كشور اين نيست كه كشور را غربى كنيم. اشتباه نشود. غربيها علم را دارند، اما در كنار علم و آميخته‏ى با اين علم چيزهائى را هم دارند كه از آنها ميگريزيم. ما نميخواهيم غربى بشويم؛ ما ميخواهيم عالم بشويم. علمِ امروزِ دنيائى كه عالم محسوب ميشود، علم خطرناكى براى بشر است. علم را در خدمت جنگ، در خدمت خشونت، در خدمت فحشا و …، در خدمت مواد مخدر، در خدمت تجاوز به ملتها، در خدمت استعمار، در خدمت خونريزى و جنگ قرار داده‏اند. چنين علمى را ما نميخواهيم؛ ما اينجور عالم شدن را نميخواهيم. ما ميخواهيم علم در خدمت انسانيت باشد، در خدمت عدالت باشد، در خدمت صلح. ما اينجور علمى ميخواهيم. اسلام به ما اين علم را توصيه ميكند

وشما هدف را اين قرار بدهيد كه ملت و كشور شما در يك دوره‏اى، بتواند مرجع علمى و فناورى در همه‏ ى دنيا باشد. يك وقتى من در جمع جوانهاى نخبه گفتم: شما كارى كنيد كه در يك دوره‏اى - حالا اين دوره ممكن است پنجاه ‏سال ديگر يا چهل سال ديگر باشد - هر دانشمندى اگر بخواهد به آخرين فراورده‏هاى علمى دست پيدا كند، ناچار باشد زبان فارسى را كه شما اثرتان را به زبان فارسى نوشته‏ايد، ياد بگيرد؛ همچنانى‏كه امروز شما براى دستيابى به فلان علم، مجبوريد فلان زبان را ياد بگيريد تا بتوانيد كتاب مرجع را پيدا كنيد و بخوانيد. شما كارى كنيد كه در آينده، كشور شما يك چنين وضعى پيدا كند؛ و ميتوانيد. يك روز اينجور بوده است؛ كتابهاى دانشمندان ايرانى را به زبانهاى خودشان ترجمه ميكردند، يا آن زبان را فرا ميگرفتند براى اينكه بتوانند بفهمند. اين هم بد نيست شما بدانيد كه كتاب «قانون» ابن‏ سينا كه در پزشكى است، همين ده پانزده سال پيش - زمان رياست‏ جمهورى من - به فارسى ترجمه شد! بنده دنبال كردم؛ افرادى را مأمور كردم، بعد هم شنيدم يك مترجم خوش‏قلمِ بسيار خوش ذوق كُرد، اين را به فارسى ترجمه كرده كه امروز ترجمه‏ى فارسى‏اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربى نوشته شده بود - ابن‏ سينا كتاب را به زبان عربى نوشته است - و به فارسى ترجمه نشده بود؛ در حاليكه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! يعنى آنها كه اين كتاب را لازم داشتند، برده‏بودند و ترجمه كرده بودند. ببينيد، مرجعيت علمى اين است؛ مجبورند كتاب شما را ترجمه كنند يا زبان شما را ياد بگيرند. هدفتان را اين قرار بدهيد. همتتان را اين قرار بدهيد. همتتان را پيشرفت در زمينه‏ى دانش و شكستن مرزهاى علم قرار بدهيد،
.

شما براى خودتان يك نقش تاريخى و ملى تعريف كنيد، نه يك نقش شخصى. وقتى انسان نقش شخصى براى خودش تعريف مى‏كند - يك آدم بااستعداد - هدف او اين ميشود كه به ثروت برسد، به شهرت برسد، همه او را بشناسند، همه او را احترام كنند؛ اين ميشود هدف. به اين چيزها هم كه رسيد، ديگر كارى ندارد، انگيزه‏اى برايش باقى نميماند؛ اما انسان وقتى براى خودش يك نقش ملى، يك نقش تاريخى تعريف كرد، وضع فرق ميكند. شما بايد آينده و تاريخ كشور را در نظر بگيريد و ببينيد اين ملت به كجا بايد برسد و شما امروز در كجاى اين چرخ و اين ريل عظيم قرار داريد. امروز شما چه نقشى را بايد ايفا كنيد تا آن روز، اين ملت بتواند در آنجا باشد. چنين نقشى براى خودتان تعريف و ترسيم كنيد؛ هدف را بالا بگيريد.(12/6/86)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روزه داری و بهداشت روانی

                                                           روزه داری و بهداشت روانی

                                                     تدوین :دانش پژوهان مدرسه علمیه کوثر

      

روزه یکی از تعلیمات اساسی و ارزشهای معنوی اخلتاقی و اجتماعی در اسلام است و مستلزم فراهم امدن  مجموعه ای از رفتارها در یک روند واخد است  که به نوبه ی خود زمینه های  صفا ،پاکی ،خلوص،یکرنگی، وارستگی و از خود گذشتگی ،وسوسه ستیزی و زیبا پزستی را فراهم می آورد.
       بخشی از این تغییر و تحولات که به دنبال فریضه ی مقدس روزه در فرد ظاهر میشود هدف نهایی روان در مانگران خبره است که با تلاش فراوان و طی جلسات مکرر روانشناس باید به آن برسد، زیرا واقعا دستیابی به آن همه تغییرات روانی و رفتاری  که به دنبال فریضهخ مقدس روزه  در مومنان  ظهور می یابد صرفا در چهارچوب دستمایه های مذهبی فراهم میشود و نمی تواند حاصل انجام روان درمانیهای بر گرفته از مکاتب گوناگون روان شناسی   معطوف به تغییر یک یا چند ویژگی محدود در شخص و سازگار کردن او با محیط  اطرافش است ، اما پیامد روزه در فردی که خالصانه این عبادت را برای نزدیکی به پروردگار و پیمودن راه کمال انجام می دهد ، میتواند ابعاد فردی و اجتماعی وسیعی را در شخصیت او در بر میگیرد ، و همزمان تغییرات مختلفی را در زمینه رشد شخصی و پیشروی او به سوی تکامل  به همراه داشته باشد.
      اصولا انگیزه های بشری دو دسته اند دسته اول انگیزه های حیاتی مانند تشنگی ، گرسنگی ،میل جنسی و … .
       دسته دوم انگیزه های اکتسابی هستند که شخص از محیط کسب میکند .روزه میتواند مکوجب تعادل ،کنترل و تنظیم این انگیزه ها میشود و شخص را به سوی کمال مطلق به حرکت در آورد و آرامش درونی فرد را تامین  کند. سازمان بهداشت  جهانی سلامت و رفاه  و آسایش جسمی، روانی و اجتماعی دانسته   و این سه جنبه را دارای تاثیر متقابل بر یکدیگر نشان داده است.
       تاثیر روانی روزه داری ماه رمضان بوسیله توضیحات افرادی که روزه میگیرند به خوبی مشاهده میشود ،آنان درون خود آرامش را تجربه می کنند . در این ماه میزان خشونت اجتمتعی و جرائم و رفتارهای ناهنجار و خود کشی به حداقل میرسد . پژوهش های انجام شده در ایران در زمینه بهداشت روان و روزه داری نیزی بیانگر تاثیر روزه داری بر کاهش میزان اضطراب و افسردگی
است.

                                                                قال الصادق (عليه السلام)

                                         راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

                                                            امام صادق (عليه السلام) فرمود:

                                آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

                                                        وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

                                                                           التماس دعا

اشتراک گذاری این مطلب!

ویژگیهای شخصیتی امام حسن مجتبی (ع)

ویژگیهای شخصیتی امام حسن مجتبی (ع)

تدوین :دانش پزوهان مدرسه علمیه کوثر (س)

 

امام حسن مجتبی دومین پیشوای ما شیعیان و از سلاله ی پاک نبی اکرم (ص)میباشند . این امام والاتبار از جمله چهار نور مقدسی است که رسول اکرم (ص)به اتفاق انان با مسیحیان نجران به مباهله پرداخت و در زمره ی پیراستگانی است که خداوند  پلیدی را از آنان دور و از نزدیکان پیامبر (ص)است که خداوند مردم را به دوستی  ومحبت آنان فرمان داده البته این امام بزرگوار همانند دیگر ومعصومین دارای صفات و ویژ گیهای  مثبت فراوانی میباشند  و شایسته این محبت و دوستی هستند. از ویژگیهای این امام بزرگوار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بردباری و گذشت
امام حسن (ع)به بردباری فوق العاده معروف بود و بزرگترین دلیل بر آن صبر و شکیبایی آن بزرگوار بر پی آمدهای صلحش با معاویه بود که همواره با پدر ارجمندش امیرمومنان(ع) در کشمکش و طی آن به ناحق بر مسند حکومت تکیه زده بود . امام حسن (ع)پس از ماجرای صلح از ناحیه ی بهترین  یاورانش آماج انواع سرزنش ها قرار گرفت و با گذشت و بردباری با آنان روبرو گردید  و در راه خدا انواع جور و جفا از آنان دید ولی برای رضای خدا آنها را تحمل نمود.
جود و بخشش
سخاوت واقعی این است که انسان بذل و بخشش را به انگیزه خیر و احسان را به انگیزه احسان انجام دهدو این صفت در برترینشکل و برجسته ترین مفاهیم آن در وجود مبارک امام حسن مجتبی (ع) تبلور داشت به همین دلیل به کریم اهل بیت لقب گرفت.
فروتنی و پارسایی
تواضع و فروتنی ،دلیل کمال و ارج و عظمت نفس آدمی تلقی شده و بر بزرگی و عظمت انسان می افزاید ، امام حسن(ع)در اخلاق نکو وپسندیده اش از پدر و جد بزرگوارش پیروی میکرد و در این راستا تاریخ ،موارد زیادی را ثبت نموده  که به فضائل  بلند اخلاقی آن حضرت اشاره دارد ازجمله :
روزی امام حسن (ع)سوار بر مرکب بر جمعی تهیدست گزارش افتاد که روی زمین نشسته و پارهای نانی پیش روی خود نهاده و میخوردند. وقتی چشمشان به امام (ع)افتاد عرضه داشتند : فرزند رسول خدا بفرمایید از غذای ما تناول کنید ، حضرت از مرکب خود فرود آمد و فرمود: خداوند متکبران را دوست ندارد و با آنان شروع به خوردن کرد تا همگی سیر شدند و به برکت امام (ع)غذا همچنان باقی بود ،سپس امام آنا را به میهمانی خود فراخواند و از آنان پذیرایی کرد ولباس نو بر اندامشان پوشاند.

منبع:پیشوایان هدایت

اشتراک گذاری این مطلب!

نقش حضرت خدیجه در گسترش اسلام

موضوع: نقش حضرت خدیجه در گسترش اسلام

تدوین :دانش پژوهان مدرسه علمیه کوتر (س)

 

حضرت خديجه قبل از ازدواج با پيامبر (ص) ثروتمندترين شخص جزيره العرب بود و حدود هشتاد هزار شتر داشت،  کاروان هاي تجارتي او شب و روز در طائف، يمن، شام، مصر و ساير بلاد در حرکت بودند، برده هاي بسياري داشت که به تجارت مشغول بودند. حضرت خدیجه  بانویی بود که در ناز و نعمت زندگی میکرد و از مال دنیا چیزی کم نداشت .از ايثار و فداکاري بسيار عجيب خديجه اينکه، پس از ازدواج با پيامبر همه ي اموالش را در اختيار پيامبر قرار داد تا آن حضرت هر گونه که مي خواهد آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند، چنین فداکاری بزرگی در جامعه ای که مال و ثروت را مایه ی فخر و مباهات میدانستند و کاری به اخلاق و اخلاق مداری نداشتند،بی سابقه بوده اما خدیجه (س)از مال و ثروت خود چشم پوشید و به جای چند برابر کردن اموال خود همه آن را در راه اسلام و قرآن فداکرد وچه بسا اگر این فداکاری ایشان نبود اسلام در آن زمان گسترش نمی یافت .
مصرف هاي اموال خديجه
رسول خدا مي فرمايند:«هيچ مالي به من سود نبخشيد، آن گونه که ثروت خديجه به من سود بخشيد.»
1-پيامبر از اموال خديجه بدهکاران را از قيد بدهکاري آزاد مي کرد، به تهيدستان کمک مي نمود، به بينوايان و يتيمان رسيدگي ميکرد، مسلماناني که از مکه به مدينه هجرت مي کردند و مشرکان مال هاي آنان را مصادره مي کردند، پيامبر به آنان کمک مي کرد تا خود را به مدينه برسانند. کوتاه سخن آنکه: پيامبر هرگونه که صلاح مي دانست از اموال خديجه استفاده مي نمود.
2- هنگامي که پيامبر(پانزده سال قبل از بعثت)با خديجه ازدواج کرد حليمه سعديه، مادر رضاعي پيامبر روزي به مکه آمد و از قحطي و خشکسالي آن سال شکايت کرد، پيامبر اين موضوع را با خديجه در ميان گذاشت و خديجه چهل شتر و گوسفند به حليمه بخشيد، او با شادماني به سوي خاندانش بازگشت، پس از طلوع اسلام حليمه به همراه شوهرش به مکه آمد و مسلمان شدند.
3- در آستانه ازدواج پيامبر با خديجه، وقتي ورقه بن نوفل پسر عموي خديجه، سخن از فقر پيامبر به ميان آورد، خديجه گفت: «اذا کان ماله قليلا فمالي کثيرا» اگر مال او اندک است، مال من بسيار است. و شعري خواند که مصرع دومش اين است:«فما المال الا مثل قلم الاظفار» ثروت در برابر او جزمانند گرفتن ناخن ها نيست.  يعني ثروتم را از خودم جدا کرده همه را در اختيار او قرار مي دهم.
4-در ماجراي سه يا چهار سال محاصره ي شعب ابيطالب، (چنان چه خاطر نشان مي شود) در متن روايت آمده:«و انفق ابو طالب و خديجه جميع مالها» ابوطالب و خديجه همه ي اموال خود را براي حفظ اسلام و محاصره شدگان انفاق نمودند.
طبق بعضي روايات در ماجراي محاصره اقتصادي، از اموال خديجه ديگر چيزي باقي نمانده بود و خديجه گفت:«چيزي جز دو پوست که هنگام استراحت يکي را زير انداز و ديگري را رو انداز قرار مي دهيم.»
اين انفاق واِيثار خدِيجه است که پِيامبر مِي فرماِيد: «ما قام الاسلام الا بسيف علي و ثروه خديجه.» اسلام جز به شمشير علي و ثروت خديجه برپا نشد.
آري بيشتر ِي ثروت خديجه در اين سه يا چهار سال محاصره به مصرف رسيد، چراکه بني هاشم و پيامبر در شعب ابيطالب در محاصره شديد مشرکان بودند، در اين مدت ابوالعاس بن ربيع داماد خديجه، شتر ها را مي آورد و با آن ها گندم و خرما حمل مي کرد و با زحمت و خطر زياد، آن ها را به بني هاشم مي رسانيد، محاصره شده گان در شعب؛ هيچ گونه طعامي نداشتند و مصارف سه ساله آن ها از اموال خديجه بود. خديجه با کمال ايثار و مقاومت، از جان پيامبر و بني هاشم که مدافعان پيامبر بودند، حفاظت مي کرد و آنچه را داشت در اين راه به مصرف رسانيد، آري چنين ايثاري بود که، انفاق ثروت خديجه را در پيشبرد اسلام با شمشير علي برابر ساخت، همان شمشيري که طبق فرموده ي پيامر، يک ضربه ي آن در روز جنگ خندق بهتر از عبادت جن و انس معرفي شد. چنانچه جهاد با مال در آيات قران«مانند آيه 11صف، (ص)5نساء،44و81 و88 توبه و(ع)2 انفال و…»با جهاد جان در کنار هم همطراز قرار داده شده است. اين بود گوشه اي از ايثار و فداکاري حضرت خديجه در راه حمايت از پيامبر و پيشرفت اسلا.
5.در تنگناي محاصره: هنگامي که پيامبر اسلام (ص) پس از سه سال دعوت پنهاني، به امر خداوند مأمور به دعوت آشکار و گسترش دامنه پيام الهي خود شد، نداي دعوتش توفان خشم جاه طلبان و گردنکشان را برانگيخت. از اين رو، کافران، آنان را از شهر بيرون کرده و به «شِعب ابي طالب» روانه ساختند و در تنگناي محاصره اقتصادي قرار دادند. شدت اين محاصره به قدري بود که يا از گرسنگي بميرند و يا به سوي بت پرستان و خدايانشان باز گردند. هنگامي که رسول خدا (ص) با يارانش از شهر بيرون مي رفتند، خديجه نيز بدون ذره اي ترديد با آنان همگام شد. او در طول اين سه سال، هزينه محاصره شدگان را به عهده گرفته بود و هر از چند گاه مايحتاج آنان، از اموال خديجه (س) و مخفيانه به شعب ابي طالب مي رسيد.
وقتی حضرت خدیجه دریافت که سعادتمند شده ، هرچه داشت در راه‏پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام (ص) انفاق کرد . او تمام اموال‏خویش را به پیامبر (ص) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف ‏رساند . تا جایی که هنگام ارتحال ، پارچه‏ای برای کفن نداشت.

اشتراک گذاری این مطلب!

1 3 4 5