خودم با حضرت حرف می زنم

 

حاج آقا محمدی گلپایگانی گفت: «روزی در مشهد مقدس نزد آیت الله خوشوقت تنها بودم و از ایشان سؤال کردم؛ وقتی که به حرم امام رضا(ع) مشرف می شوید، کدام زیات نامه را می خوانید. فکر کردم ایشان زیارت جامعه و زیارت امین الله را مطرح می کند، ولی گفتند، هیچکدام و من تعجب کردم. آیت الله خوشوقت گفتند هیچ زیارتی نمی خوانم و من پرسیدم پس در حرم چه می خوانید؟ ایشان در پاسخ گفتند، خودم با حضرت حرف می زنم، می گویم و می شنوم».

منبع:

 پایگاه اطلاع رسانی حوزه (مباحث اخلاقی ایت الله خوشوقت)

اشتراک گذاری این مطلب!

خودخواهی خوب است.

 

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:

خودخواهی خوب است. اگر انسان خودش را بخواهد، به ضرر خودش کار نمی‌کند و اعمالی که می‌داند یا شنیده برایش خوب است، انجام می‌دهد. اگر آدمی اهل معرفت باشد چیزی را که برایش نافع است از دست نمی‌دهد. پس خودخواهی چیز خوبی است، البته نه اینکه بیاید و به مردم ظلم کند و زور بگوید. نه! به معنای واقعی خودخواهی باشد. یعنی اول فکر کند. من چه کسی هستم که این قدر خودم را می‌خواهم؟ اگر کسی خود را شناخت به این ارزانی خود را از دست نمی‌دهد، خیر خواه خود است و راه رسیدن به خیر و صلاح خود را با کمی فکر کردن پیدا می‌کند و هیچ وقت به ضرر خودش کار نمی‌کند. خودخواه واقعی می داند که صفات رذیله او را نابود می کند و با صفات حمیده، بزرگ و عزیز می‌شود. خودخواهی حقیقی سر از صفات حمیده در می‌آورد.
هر کس صفات حمیده داشته باشد، پیش نفس خود عزیز است. خدا و مردم هم دوستش دارند. چون صفات حمیده نشأت گرفته از صفات الهی است. بخل و حسادت خود نیست، چون انسان خود از طرفی نفع خودش را می‌خواهد و از طرف دیگر ضرر دیگران را این بد است. این حسادت است، بخل است. امّا اگر چیز خوبی در دیگران دیدی و از روی خودخواهی گفتی خدایا!این خیر و خوبی را به من هم بده، این بد نیست. چه دنیا را بخواهی، چه آخرت و فردی قیامت را، خوب است.
گاهی انسان حسود حاضر است صد هزار تومان به خودش ضرر بزند تا دو هزار تومان به دیگری ضرر برسد. ببینید صفات رذیله انسان را به کجا می‌برد. تا جایی که انسان حاضر می‌شود خودش را بین برود تا صدمه‌ای ولو کوچک به همسایه‌اش برسد. این چنین فردی خیرخواه خودش نیست، خودخواه حقیقی نیست، انشاء الله هیچ وقت حاضر نباشی یک تیغ کوچک هم به پای همسایه‌ات برود همانطو رکه فرزند خودت را دوست داری، فرزند او را هم دوست داشته باش. این حدّاقل است، اگر بیشتر هم شد عیبی ندارد، اما کمتر نشود. وقتی خیرخواه دیگران بودی هیچ عیبی ندارد که همانند آن خیر را برای خودت هم بخواهی. معمولاً مردم همه خیرها را با هم نمی‌خواهند. بعضی این را می‌خواهند، برخی آن را. تو بگو خدایا هر کس هر خیری می خواهد به او بده. بعد در مورد خودت بگو خدایا همه خیرها را هم یکجا به من بده. بی‌جهت نیست که به آن بزرگ می‌گوییم:
«هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
اگر انسان راهی را خودش برگزیند و با میل و رغبت برود خیلی لذّت دارد. والا اگر امامانمان(علیهم‌السلام) ببرند می‌رویم، انسان را به زور هم سر سفره ببرند بالاخره از طعام آن سفره می خورد. بهشت هم اینطور است. انسان ممکن است با اکراه و اخم برود، اما وقتی سر سفره رسید می‌بیند خوب جایی آمده است. آنجا اخمش باز می‌شود. منتهی بهتر است انسان با میل خودش برود. اینجوری در راه هم کیف می‌کند.

کتاب طوبای محبّت – جلد دوم ص 75
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی


 

اشتراک گذاری این مطلب!

کسی نمی تواند جلوی نورافشانی خورشید را بگیرد.

*ناامید نباشید از رحمت خدا که همانا ناامید نمی شود کسی از رحمت خدا ؛ مگر مردمانی که کافرند به خدا.

(یوسف آیه 87

*  شخصی از امام علی(ع) پرسید: بزرگترین گناه کبیره کدام است؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: مایوس و ناامید شدن از رحمت الهی.

(میزان الحکمه جلد 3صفحه 462

 * رسول خدا(ص): اگر آنقدر خطا کنید که خطاهایتان به آسمان رسد و سپس توبه کنید، خداوند توبه شما را می پذیرد؛ از درگاه او ناامید نباشید.

( نهج الفصاحه صفحه 231  

 * رسول خدا(ص): گناهکاری که به رحمت خدا امیدوار است از عابد مایوس به درگاه  خدا نزدیکتر است. 

(نهج الفصاحه صفحه 477

*  رسول خدا(ص): خداوند به داود نبی وحی فرمود: ای داود همانطور که کسی نمی تواند جلوی نورافشانی خورشید را بگیرد، همانطور هم کسی نمی تواند جلوی رحمت وسیع من را به بندگانم بگیرد.      

(کلیات حدیث قدسی صفحه 189

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

«نیتی که باعث بخشیدن گناهان می‌شود»

«نیتی که باعث بخشیدن گناهان می‌شود»

قائم مقام ستاد اعتکاف با اشاره به روایتی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) مبنی بر اینکه « آنکه از روی اخلاص برای رضای خدا معتکف شود، همین نیت سبب بخشیده شدن گناهانش می‌شود»، تصریح کرد: خداوند متعال در اعتکاف زمینه سلوک معنوی انسان را مهیا کرده است.

حجت الاسلام والمسلمین محمدباقر تکیه‌ای در گفت‌وگو با ایسنا پیرامون فلسفه اعتکاف عنوان کرد: اعتکاف در لغت از عکوف و به معنای حبس و توقف در یک مکان است، به تعبیر مقام معظم رهبری عکف در اعتکاف اینست که انسان برای رضای خدا حداقل 3 روز در مسجد متوقف شود.


اعتکاف «ام العبادات» است


وی با بیان اینکه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله) پایه‌گذار سنت اعتکاف در اسلام بوده‌‎اند، ادامه داد: اعتکاف سنت محمدی(صلی الله علیه و اله) است و رسول اکرم(صلی الله علیه و اله) مقید به این سنت بودند، حتی سالی که به دلیل جهاد نتوانستند اعتکاف بجا بیاورند در سال بعد جبران کردند، در سیره‌ی اهل بیت(علیها السلام) نیز تقید و علاقه به این سنت ناب وجود دارد و این نشان از اهمیت بالای اعتکاف دارد.

قائم مقام ستاد اعتکاف گفت: آیت الله جوادی آملی معتقدند، اعتکاف از آنجا که سایر عبادات نظیر مسجدنشینی(که خود مسجدنشینی واجبات و محرماتی دارد که مترتب بر مسجد است)، قرآن خواندن، نماز بجا آوردن، راز و نیاز و مناجات، شب زنده‌داری و … را در خود دارد، «ام العبادات» است.

حجت الاسلام تکیهای با بیان اینکه مقام معظم رهبری تاکید داشته‌اند که در طول این سه روز تمام توجه مومنین به ذات اقدس اله و خلوت با پروردگار باشد، افزود: لازم است که مسئولین اجرایی اعتکاف در کنار برنامه‌های فرهنگی به ایجاد این فرصت خلوت برای معتکفین اهتمام داشته باشند، چراکه الویت خلوت با خداوند متعال است.


خلوت در جمع؛ تفاوت اعتکاف با رهبانیت


وی در ادامه به تفاوت اعتکاف با عبادات دیگر نظیر رهبانیت در مسحیت اشاره کرد و گفت: در اسلام رهبانیت نداریم «لا رهبانیة فی الإسلام»؛ رهبانیت ازلت نشینی و کناره‌گیری از مردم و مبین نوعی از انزوا است در حالی که پایه دیم اسلام بر اجتماع، جامعه و امت اسلامی است، لذا گفته‌اند که اعتکاف در مسجد جامع یعنی مسجدی که محل تردد عموم مردم شهر است، برگزار شود و در عین حال که معتکف باید توقفش برای رضای خدا باشد اما در مسجدی برود که محل تردد است؛ یعنی خلوت در جمع.


اعتکاف عبادت ناب است


قائم مقام ستاد اعتکاف با بیان اینکه اعتکاف عبادت ناب است، اظهار داشت: دشمن تلاش دارد با گسترش و فعالیت فرقه‌ها و عرفان‌های کاذب آنها را سد و معارضی در برابر عرفان ناب اسلامی قرار دهد، اما اعتکاف عبادت ناب است، هیچ انحراف و کجی در آن راه ندارد و همه اعمال در آن مقدس و توحیدی است.

حجت الاسلام تکیه‌ای با اشاره به آیه‌ی 125 سوره بقره « وَ عَهِدْنا إِلی‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ» عنوان کرد: اعتکاف عبادتی است که خداوند متعال با ابراهیم خلیل الله، امام الانبیاء و فرزندش اسماعیل ذبیح الله عهد می‌کند و عهد بالاتر از امر است که خانه کعبه را برای طواف کننده‌ها، اعتکاف کننده‌ها و نمازگزاران پاکیزه و مطهر و مهیا کنند و این امر نشان از جایگاه و اهمی و ارزش اعتکاف دارد.

وی با تاکید بر جایگاه بالای اعتکاف تصریح کرد: همه کسانی که دست اندرکار اعتکاف و خدمتگزار معتکفین هستند، آگاه باشند که به تبعیت از ابراهیم خلیل(علیه السلام) مساجد را آماده می‌کنند و همچنین وظیفه خود را خطیر بدانند و کوتاهی نکنند چراکه خادم اعتکاف باید خود را در قد و قواره ابراهیم نبی ببیند.

ریشه اعتکاف شیعه همراهی با امام است

قائم مقام ستاد اعتکاف در ادامه با بیان اینکه تفاوت اعتکاف شیعه و اهل سنت این است که اعتکاف شیعه اصل و ریشه‌اش « کن مع الامام» است، اظهار داشت: سردمدار اعتکاف ما شیعیان امام است؛ بر اساس اعتقاد و باور دقیق شیعه عالم امام زنده‌ای دارد که سررشته عالم را به دست گرفته است و اعتکاف ما دنباله روی از آن امام است.

حجت الاسلام تکیه‌ای با بیان اینکه گشایش همه امور با فرج است، افزود: سر رشته عبادات و بندگی و شرط مقبولیت عمل به دست امام و معصوم است، و لحظه‌های ناب اعتکاف همانا لحظات توسل به حضرت حجت است.

وی در خصوص اینکه در سه روز اعتکاف به چه اموری باید بیشتر توجه شود، گفت: مقام معظم رهبری تاکید دارند که در این زمان و خلوت ایام اعتکاف به راز و نیازهای امام سجاد(علیه السلام) امام العابدین با حضرت محبوب توجه ویژه‌ای شود، که دعاهای صحیفه سجادیه قله‌های بندگی و اوج راز و نیاز با خداوند متعال است.
قائم مقام ستاد اعتکاف نکته دیگر را توجه و انس با قرآن کریم دانست و اضافه کرد: در این ایام به قرائت و تامل در مضامین قرآن کریم که گفتگوی حضرت حق با بنده‌اش است، توجه شود، همچنین همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند در این سه روز ارتباط خوب و برخورد حسنه اسلامی نصب العین معتکفین باشد و تلاش کنند اخلاق محمدی(صلی الله علیه و اله) را در این مدت تمرین کنند و ان شاءالله در ادامه سال متخلق به اخلاق اسلامی باشند.

وی با تصریح بر اینکه اعتکاف از رویش‌های معنوی انقلاب اسلامی است، گفت: امروز بحمدلله در تمام شهرها به دلیل استقبال و درخواست مردم با کمبود فضای اعتکاف مواجه هستیم که این امر از طرفی مایه مباهات است و از طرف دیگر مسئولیت را بالا می‌برد.

حجت الاسلام تکیه‌ای با اشاره به اینکه ایام اعتکاف برابر با زمانی بالغ بر 69 ساعت می‌باشد گفت: معتکفین با برنامه ریزی وارد این فضا شوند و برای لحظه لحظه این ساعات برنامه داشته باشند که حداکثر بهره را ببرند، هر ساعت از عمر، اصل سرمایه ماست که دارد از دستمان می‌رود، اعتکاف زمان آن است که توجه به وقت و عمر در گذر داشته باشیم.

اعتکاف متبرک به نام و نور ولایت امیرالمومنین است

قائم مقام ستاد اعتکاف با بیان اینکه در رشد اخلاقی اولین گام توبه است، عنوان کرد: شب اول اعتکاف که شب مولود مولا علی(علیه السلام) است، فرصتی برای ورود به توبه است، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و اله) فرمودند « آنکه از روی اخلاص برای رضای خدا معتکف شود همین نیت سبب بخشیده شدن گناهانش می‌شود» یعنی خداوند متعال زمینه سلوک معنوی را مهیا کرده است.

وی با تاکید بر اینکه اعتکاف متبرک به نام و نور ولایت امیرالمومنین است، اظهار داشت: سرمایه عمر ما ولایت امیرالمومنین است، مرحله بعد از معرفت و تبعیت از امیرالمومنین عمل به واجبات و ترک محرمات می‌باشد.

حجت الاسلام تکیه ای در پایان اظهار داشت: روز آخر اعتکاف به نام حضرت زینب(سلام الله علیها) ام المصائب می‌باشد و معتکف با توسل به امام حسین(علیه السلام) که کشتی نجات است ان شاءالله نجات می‌یابد و جزء یاران امام حسین(علیه السلام ) نامشان نوشته می‌شود که این بالاترین فیض در اعتکاف و همه عمر خواهد بود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟ این غنچه گل است؛ می‌خندد و وقتی آب به آن نمی‌رسد، می‌گرید.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: اما محبت اهل بیت(علیها السلام)؛ وقتی برای اباعبدالله(علیه السلام) گریه می‌کنیم، گریه‌های دیگر کم می‌شود. اگر هم در آنجا بخندی، خنده‌ات از جاهای دیگر کم می‌شود – این قدر بابرکت است. اگر تو را گریاند می‌گریی، اگر هم خوشحالت کرد و چیزی به تو مرحمت کرد که مرور شدی، غم‌های ضدّش – یعنی دنیا –از بین می‌رود.

غم آن طرف، غم این طرف را از بین می‌برد و شادی آن طرف، شادی این طرف را از بین می‌برد. دنیا طبیعت صرف است و شادی و خنده ندارد. اهل مملکت ما هم که گاهی می‌خندند و شاد می‌شوند از برکت ولایت است. والاّ کفّار، خنده و شادی ندارند – هر کس علمش را دارد مطلب را رسیدگی کند. کفّار و کسانی که عوالم بعد از موت و خدا و پیامبر(صلی الله علیها و اله) و ائمه(علیها السلام) را قبول نداشته باشند؛ نه خنده دارند ونه گریه.

آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟ این غنچه گل است؛ می‌خندد و وقتی آب به آن نمی‌رسد، می‌گرید. گل‌های باغچه را که آب می‌دهید، سرشار می‌شوند و خودشان را به صاحبشان نشان می‌دهند. آب که به آن ندادند، سرش پایین می‌افتد. روز عاشورا داستان همین بود. وقتی آب نرسید، وقتی که آب دیر شد؛ سرها پایین می‌رفت.

خوشا به حال کسی که یک جام آب به یکی از دوستان اهل بیت(علیها السلام) می‌داد و الان بدهد. آب که می‌دهد، سرشار می‌شوند. حیات بشر اساساً وابسته به آب است؛ هم طبیعتش، هم معنایش و هم حقیقتش، همه آب است. آنها هم که به آسمان و زمین می‌گفتند آب – هم آب معنا می‌خواستند و هم آب ظاهر.

حضرت آدم(علیه السلام) وقتی که خلق شد، در زمین می‌گشت. چون به زمین کربلا رسید دلش گرفت. دل، همراهش بود و سرشار بود و تنها یک غم داشت و آن این که از بهشت، بیرون آمده است. ولی این غم، نه آن غم بود. یک غم غیر عادی آمد و او را گرفت. به صورتی که از بس شدید بود، غم از بهشت بیرون آمدنش از بین رفت. عرض کرد پروردگارا این زمین چیست که وقتی عبور من به آن افتاد این جور شد؟ خداوند فرمود اینجا محلّی است که در آن، فرزند پیامبر آخرالزمان(علیه السلام) را شهید می‌کنند.

اگر می‌خواهی این را در معنا بگیر که آدم به آنجا رسید و اگر می‌خواهی در ظاهر بگیر که به زمین کربلا رسید – هر کدام را می‌گیری بگیر. علی ایّ حال هیچ نبی و ولی در عالم نیامده است الا اینکه هر جا حزن شدیدی او را گرفت، از خدا سوال کرد و کربلا را دید. گفت من یک حسینی(علیه السلام) دارم که فرزند پیامبر آخر الزمان(علیه السلام) است. او به این سرزمین می‌آید. یعنی تمام حقیقت را و دنیا و طبیعت را به اهل عالم، از گذشته و آینده معرفی می‌کند. یا مُوسی صغیرُ هُم یَمیتُهُ العَطَشُ، بچه‌های کوچک او از عطش می‌میرند. وَ کَبیرُ هُم جِلدُهُ مُنکَمِشٌ و بزرگانشان پوست‌هایشان جمع شده است.

کتاب طوبی محبت؛ جلد چهارم - ص 36

اشتراک گذاری این مطلب!