وقتی آیت‌الله قاضی از پیروزی نهضت امام خمینی خبر داد

آیت‌الله حاج شیخ عباس قوچانی خاطره‌ای از دیدار امام خمینی(ره) و آیت‌الله قاضی نقل کرده که در این دیدار آیت‌الله قاضی از پیروزی نهضت امام خبر می‌دهد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا آیت‌الله حاج شیخ عباس قوچانی، از شاگردان آیت‌الله حاج سیدعلی قاضی خاطره‌ای عجیب از دیدار امام خمینی(ره) و آیت‌الله قاضی نقل می‌کند که بر اساس آن، آقای قاضی خبر پیروزی انقلاب اسلامی را به امام(ره) اطلاع می‌دهد.

«یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می‌شدند خبر دادند که آقای حاج آقا روح‌الله خمینی (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده اند (این سفر قبل از تبعید امام بوده است) و می‌خواهند با شما ملاقات کنند.
ما که سمت شاگردی امام را داشتیم خوشحال شدیم که در این ملاقات استاد ما (حضرت امام) در حوزه قم معرفی می‌شود. چون اگر شخصی مثل مرحوم قاضی ایشان را می‌پسندید برای ما خیلی مهم بود.

روزی معین شد و امام تشریف آوردند ما هم در کتابخانه آقای قاضی نشسته بودیم؛ وقتی امام به آقای قاضی وارد شدند به ایشان سلام کردند. روش مرحوم آقای قاضی این بود که هر کس به ایشان وارد می‌شد جلوی او هر کس که بود بلند می شد و به بعضی هم جای مخصوصی را تعارف می‌کرد که بنشینند ولی وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند، امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست.

طلاب و شاگردان امام که در آن جلسه حاضر بودند ناراحت شدند که چرا مرحوم آقای قاضی در برابر این مرد بزرگ و فاضل و وارسته حوزه قم بلند نشدند. آن دو نفری که معرف امام به آقای قاضی بودند هم وارد شدند و در جای همیشگی خودشان نشستند. بیش از یک ساعت مجلس به سکوت تام گذشت و هیچ کس هم هیچ صحبتی نکرد. امام هم در تمام این مدت سرشان پایین بود و به دستشان نگاه می‌کردند.

مرحوم قاضی هم همینطور ساکت بودند و سرشان را پایین انداخته بودند. بعد از این مدت ناگهان مرحوم قاضی رو کردند به من و فرمودند آقای حاج شیخ عباس (قوچانی) آن کتاب را بیاور. من به تمام کتاب‌های ایشان آشنا بودم، چون بعضی از این کتاب‌ها را شاید صد مرتبه یا بیشتر خدمت آقای قاضی آورده بودم و مباحثی را که لازم بود بررسی کرده بودم. تا ایشان گفتند آن کتاب را بیاور، من دستم بی‌اختیار به طرف کتابی رفت که تا آن وقت آن کتاب را در آن کتابخانه ندیده بودم؛ حتی از آقای قاضی نپرسیدم کدام کتاب. مثلاً کتاب دست راست، دست چپ، قفسه بالا. همان طور بی‌اراده دستم به آن کتاب برخورد آن را آوردم و آقای قاضی فرمودند آن را باز کن. گفتم آقا چه صفحه‌ای را باز کنم؟ فرمودند هر کجایش که باشد. من هم همین طوری کتاب را باز کردم، دیدم که آن کتاب به زبان فارسی است و لذا بیشتر تعجب کردم.

چون طی چند سالی که من در خدمت آقای قاضی بودم این کتاب را حتی یک مرتبه هم ندیده بودم، حتی جلد آن را هم ندیده بودم. کتاب را که باز کردم، دیدم اول صفحه نوشته شده حکایت. گفتم آقا نوشته شده حکایت. فرمود، باشد بخوان. مضمون آن حکایت آن بود که یک مملکتی بود که در آن مملکت سلطانی حکومت می‌کرد. این سلطان به جهت فسق و فجور و معصیتی که از ناحیه خود و خاندانش در آن مملکت رخ داد به تباهی دینی کشیده شد و فساد در آنجا رایج شد، عالم بزرگوار و مردی روحانی و الهی علیه آن سلطان قیام کرد.
این مرد روحانی هر چه آن سلطان را نصیحت کرد به نتیجه‌ای نرسید، لذا مجبور شد علیه سلطان اقدام شدیدتری بکند. پس از این شدت عمل، سلطان آن عالم دینی را دستگیر و پس از زندان او را به یکی از ممالک مجاور تبعید کرد. بعد از مدتی که آن عالم در مملکتی که در مجاور مملکت خودش بود در حال تبعید به سر می برد آن سلطان مجدداً او را به مملکت دیگری که اعتاب مقدسه (قبور ائمه اطهار) در آن بودند تبعید کرد.

این عالم مدتی در آن شهری که اعتاب مقدسه بود زندگی کرد تا اینکه اراده خداوند بر این قرار گرفت که این عالم به مملکت خود وارد شد و آن سلطان فرار کرد و در خارج از مملکت خود از دنیا رفت و زمان آن مملکت به دست آن عالم جلیل‌القدر افتاد و به تدریج به مدینه فاضله‌ای تبدیل شد …» مطلب که به اینجا رسید حکایت هم تمام شد. عرض کردم آقا حکایت تمام شد، حکایت دیگر هم هست فرمود: کفایت می‌کند، کتاب را ببند و بگذار سر جای خودش.

همه ما که هنوز از حرکت آقای قاضی ناراحت بودیم که چرا جلوی امام بلند نشدند، بیشتر متعجب شدیم و پیش خود گفتیم که چرا به جای اینکه ایشان یک مطلب عرفانی، فلسفی و علمی را مطرح کنند که آقای حاج آقا روح الله آن را برای حوزه قم به سوغات ببرند فرمودند حکایتی خوانده شود؟ نکته مهمی که در برخورد آقای قاضی با امام خیلی مهم بود، این است که آن دو نفری که امام را همراهی می‌کردند وقتی از جلسه بیرون آمدند، چون این برخورد آقای قاضی با امام برای آنها خیلی سنگین بود، به امام عرض کردند: آقای قاضی را چگونه یافتید؟ امام بی آنکه کوچک‌ترین اظهار گله‌ای حتی با اشاره دست یا چشم بکنند، سه بار فرمودند: من ایشان را فردی بسیار بزرگ یافتم. بیشتر از آن مقداری که من فکر می‌کردم این عبارت امام نشان می‌داد که کم‌ترین اثری از هوای نفس در امام نبود.

چون هر کس در مقام و موقعیت علمی ایشان در حوزه قم بود و با او این برخورد و کم‌توجهی می‌شد اقلاً یک سر و دستی تکان می‌داد که با این حرکت می‌خواهد بگوید برای من این مهم نیست، ولی آن حرکات آقای قاضی (که قطعاً حساب‌شده و شاید برای امتحان و اطلاع از قدرت روحی امام بود) کوچک‌ترین اثری در ایشان ایجاد نکرد که نفس امام را به حرکت وا دارد و این خیلی قدرت می‌خواهد که ایشان نه تنها با آقای قاضی مقابله به مثل نکردند بلکه به او تعظیم هم نمودند و ما در تمام ابعاد و حالات امام (اعم از حالات چشم و سکنات ایشان) به حقیقت دریافتیم که این مطلب را که در مورد آقای قاضی می‌فرمایند از روی صدق و صداقت است.

این قضیه مربوط به قبل از جریان پانزده خرداد است که امام به ایران بازگشتند و به قم آمدند. هر کس از فضلا و طلاب از امام در مورد آقای قاضی می‌پرسیدند، ایشان بسیار از او تجلیل می‌کرد و می‌فرمود کسانی که در نجف هستند باید از وجود ایشان خیلی استفاده بکنند.

بعدها مرحوم آقای قوچانی در جریان مقدمات انقلاب هر حادثه‌ای که پیش می‌آمد، می‌فرمود این قضیه هم در آن حکایت بود بعد مکرر می‌گفتند که آقای حاج آقا روح‌الله قطعاً به ایران باز می‌گردند و زمام امور ایران به دست ایشان خواهد افتاد. لاجرم بقیه چیزها هم تحقق پیدا خواهد کرد و هیچ شکی در این نیست. لذا پس از پیروزی انقلاب که امام به قم آمدند مرحوم قوچانی از اولین کسانی بود که به ایران آمد و با امام بیعت کرد.»

اشتراک گذاری این مطلب!

پرورش حضرت علی (ع) به دست خدیجه (س)


حضرت خدیجه (س) زنی پاکدامن بودند عفاف و حجاب نمونه‌ای داشتند که این صفت باید مورد توجه زنان جامعه ما باشد.
 حجت الاسلام ناصر رفیعی در دهمین روز از ماه مبارک رمضان با توجه به اینکه امروز سالروز وفات حضرت خدیجه (س) است اظهار کرد: پیامبر اسلام (ص) فوق العاده حضرت خدیجه (س) را دوست داشت و محبت و مهروزی به ایشان داشتند و برایش ارزش زیادی قائل می شدند.

این استاد حوزه علمیه افزود: پدر حضرت خدیجه (س) از شخصیت های مطرح عرب بودند که بر خلاف رسم آن زمان که دختران را زنده به گور می کردند وی حضرت خدیجه(س) را با افتخار بزرگ کرد وحضرت خدیجه (س) از ابتدا شخصیتی پاک و ظاهری محجبه و انسانی خداپرست بوده وصحبت انسانهای مقرض که می خواهند دیگر زنان پیامبر(ٌص) را بالا ببرند وشخصیت  حضرت خدیجه (س) را پایین بیاورند و او را بت پرست و جاهل معرفی کنند که این گونه نبوده است.

رفیعی تصریح کرد: پیامبر(ص) در آن 40 روزی که در غار حرا بودند به حضرت خدیجه(س) پیغام دادند که دوری و جدایی من از تو به اذن خداوند است و من هیچ گونه گله و شکایتی از تو ندارم و با تو قهر نیستم و پیامبر همواره ابراز رضایت و علاقه خود را به ایشان نشان می دادند و در حدیثی که از پیامبر (ص) نقل شده است که ای مردم در روز قیامت نزدیک ترین شما به من کسی است که خوش اخلاق باشد و با همسرش مهربان باشد و خوش رفتاری کند.

 

رفیعی عنوان کرد: حضرت خدیجه (س) خصوصیات و صفات اخلاقی خوب بسیاری داشتند که می توان به زهد ایشان اشاره کرد که ایشان ثروت خود را در اختیار پیابر(ص) و برای گسترش اسلام قرار دادند ویژگی دوم حضرت خدیجه (س) صفت رضایت ایشان است و به اوضاعی که داشتند خوشبین بودند و راضی به رضای خدا بودند و صفت سوم حضرت خدیجه (س) عفاف و حجاب ایشان است که واقعا نمونه بودند که الان این صفت باید مورد توجه زنان جامعه ما باشد و الگویشان قرار بگیرد.

عضو هیئت علمی جامعه الصطفی العالمیه تصریح کرد: صفت و خصوصیت چهارم حضرت خدیجه (س) همت عالی ایشان است و عزمی که ایشان داشتند نمونه بود و صفت پنجم حضرت خدیجه (س) مربی حضرت علی (ع) بودند و ایشان بودند که حضرت امیرالمومنین (ع) را پرورش دادند.

این استاد حوزه علمیه عنوان کرد: ولایت و امامت حضرت علی (ع) پیش از واقعه غدیر اتفاق افتاد و پیامبر اکرم(ص) بعد از خروج از غار حرا فرمودند که به اذن خدا حضرت علی (ع) امیر و وزیر و جانشین من است و اولین کسی که این سخن پیامبر را پذیرفت حضرت خدیجه (س) بودند.

منبع:

سخنرانی استاد رفیعی در مدرسه علمیه گلپایگانی قم سالروز شهادت حضرت خدیجه(س)

اشتراک گذاری این مطلب!

روح خدا و مرگ باور کردنی نیست..

 

 

آنشب مصلی شور و حال دیگری داشت

در سوگ گل بلبل مقال دیگری داشت

آنشب هزاران شمع با پروانه می سوخت

ساقی به خواب و باده در پیمانه می سوخت

آنشب شفق در باغ دلها لاله می کاشت

در دشت آزادی نهال ناله می کاشت

آنشب فلق را داد غم پیمانه ی خون

کانون روح آباد شد ویرانه ی خون

آنشب شب شام غریبان سحر بود

مرغ سحر را سر نهان در زیر پر بود

آنشب جماران در فراق یار می سوخت

در سینه دلها از غم دلدار می سوخت

آنشب زمین آتشفشان درد و غم بود

از بار ماتم قامت خرداد خم بود

آنشب قضا لوح قدر را آب می داد

گهواره ی فت آسمان را تاب می داد

آنشب غروب آفتاب زندگی بود

پایان عمر مظهر آزادگی بود

آنشب هزاران دیده چون ابر بهاران

می ریخت اشک از ماتم پیر جماران

آنشب چراغ عمر ما خاموش می گشت

تابوت شادی بر فراز دوش می گشت

آنشب زمان از نای جای فریاد می زد

فریاد از بی رحمی صیّاد می زد

آنشب مصلّا بود و تابوت بلورین

برگرد آن تابوت خلقی زار و غمگین

آنشب مصلّا کربلای دیگری بود

در نای ما شور و نوای دیگری بود

آن یک چون گل از غم گریبان چاک می کرد

با ناله خود رخنه در افلاک می کرد

آن یک به خود می گفت این گل چیدنی نیست

روح خدا و مرگ باور کردنی نیست

منبع:

باب الحرم

اشتراک گذاری این مطلب!

خوش به حال کبوتران حرم امن الهی...

اثر كمك به نيازمندان

 حضرت سجاد(ع) در سفرى به مكه به كبوتران حرم چشم دوخت و فرمود: اى مردم علت بودن اين كبوتران

را در حرم ميدانيد چيست؟ گفتند: پسر رسول خدا علت چيست؟ حضرت فرمود ابتدائى كه اينجا به وجود آمد

مردى خانهاى داشت كه در آن درخت خرمائى بود، كبوترى در سوراخ يكى از شاخه

هاى آن نخل پناه گرفت و

مشغول زندگى شد، وقتى از آن كبوتر جوجه به عمل آمد، آن مرد بالاى درخت رفت و جوجه كبوتر را گرفت و

آن را ذبح كرد! زمان طولانى گذشت و براى كبوتر نسلى نبود تا به خداوند از عمل ظالمانه آن مرد شكايت

كرد، به او گفته شد اگر اين بار پس از جوجه دار شدنت اين مرد بالاى درخت آمد و نسبت به جوجه

هات دست

اندازى كرد، از درخت ميافتد و ميميرد. چون جوجه كبوتر بزرگ شد، مرد بالاى درخت رفت، كبوتر ماده به نظاره

نشست كه چه وضعى براى آن مرد پيش ميآيد، چون شاخه را گرفت، گدائى درب خانه آمد و اظهار حاجت

كرد، مرد از درخت پائين آمد و چيزى به گدا داد و دوباره به بالاى درخت رفت و جوجه را گرفت و ذبح كرد و

حادثه

اى هم متوجه او نشد. كبوتر كه دوباره جوجهاش را از دست داده به پروردگار ناليد كه اين چه مسئله

اى

است؟ به كبوتر گفته شد: اين مرد حادثه مرگش را با صدقه تلافى كرد لذا مرگ از او برطرف شد، ولى تلافى

حادثه تو به اين است كه خداوند در آينده نسلت را زياد خواهد كرد، و تو و نسلت را در جايگاهى قرار خواهد

داد كه تا قيامت كسى از آدميان حق برانگيختن شما را نخواهد داشت، و اين كبوتران حليف حرم شدند و تا

قيامت در امن و امانند.

منبع:

پایگاه عرفان

اشتراک گذاری این مطلب!

قران روح جوان رادر برابر گناه بیمه می‌کند.

انس با قرآن به برنامه هایی همچون «شبی با قرآن» محدود نشود.

رئیس ستاد اقامه نماز كشور خاطرنشان كرد: فعالان قرآنی نباید انس با قرآن را تنها به برنامه ها و عناوینی همچون «شبی با قرآن» محدود كنند، بلكه هر فعال قرآنی خود باید پرچمدار قرآن باشد و برای ایجاد نهضت قرآنی نیز از اطرافیان خود شروع كند.

وی ادامه داد: باید بعد از تلاوت قرآن به فهم آن پرداخت، البته عمق مفاهیم قرآن را تنها اهل بیت(ع) درمی یابند و با توجه به اینكه جایگاه ما در آخرت به میزان آشنایی و فهم ما از قرآن بستگی دارد، اهمیت این امر دو چندان می شود.

مفسر قرآن مجید همچنین بر ضرورت آشنایی و انس هر چه بیشتر جوانان با قرآن كریم تأكید كرد و ادامه داد: جوانان به هر میزان كه قرآن را قرائت، حفظ و مطالعه كنند، به‌ همان مقدار از گناه دور و به خدا نزدیك می‌شوند و روح جوان در برابر گناه بیمه می‌شود.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی اظهار كرد: قرآئت قرآن باید به صورت آرام و آهسته و با طمأنینه باشد و انسان باید به گونه‌ای تصور كند كه در حال سخن گفتن با خداوند است و خدای متعال نیز با او در حال گفتگو است.

رئیس ستاد اقامه نماز كشور با اشاره به عدم آشنایی بسیاری از فعالان فرهنگی با نحوه صحیح اسرار و تعالیم قرآن و دستورات پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)، اظهار داشت: باید مراقب بود تا كارهای اشتباه به عنوان فعالیت های فرهنگی ترویج نشود.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی تصریح كرد: استفاده صحیح از امكانات و تكنولوژی، شناخت روش‌های دعوت، پاسخگویی به شبهات با نظرات كارشناس مذهبی، استفاده مفید از زمان، مخاطب شناسی و جذب و بهره گیری از تجربیات دیگران از دیگر مواردی است كه فعالان فرهنگی باید به آن توجه داشته باشند.

تاكید بر اقامه نماز.

وی در رابطه با قرائت نماز نیز بیان داشت: طلاب باید علاوه بر تجوید صحیح قرآن، در امر نماز نیز تلاش فراوان داشته باشند.

رئیس ستاد اقامه نمازكشور بیان داشت: ذكر بركات نماز یكی از راه‌های جذب افراد به نماز است؛ البته در این بین كسی كه مردم را به سمت نماز فرا می خواند باید خود را اصلاح كند تا حرفش پذیرش بیشتری داشته باشد.

وی با بیان این كه نماز عامل سنجش اعمال است، ابراز داشت: اگر نماز كسی قبول نشود، هیچ كدام از اعمالش نیز قبول نمی شود، به همین دلیل است كه این واجب از با همه واجبات دیگر تفاوت دارد.

این مفسر قرآن ادامه داد: اقامه و بر پاداشتن تنها به نماز محدود و خلاصه نمی شود، بلكه قرآن نیز به مانند نماز باید همواره در جامعه اقامه و برپا داشته شود.

تعطیلات حوزه كم شود.

وی در ادامه با انتقاد از تعطیلات مداوم در كشور، این مسئله را برای طلاب مدارس علمیه مضر دانست و بیان داشت: امروز هزاران سؤال در جامعه مطرح است كه باید از طریق قرآن پاسخگو باشيد، لذا حوزه های علمیه باید بين موضوعات مختلف جامعه و قرآن كریم ارتباط ایجاد كرده وتلاش داشته باشند كه از این فرصت ها به بهترین نحو استفاده نمایید.

دعوت جوانان به نماز به زور نباشد.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی تصریح كرد: كار باید برای نسل نو باشد، نباید برای اقامه نماز كاری كنیم كه جوان از ترس تنها در برخی اوقات در نماز جماعت شركت كند و در منزل نماز نخواند.

وی ادامه داد: تفسیرها باید روان و عامه پسند باشد و نباید در منبرها از خواب و شعر و مطالب دیگر گفت، باید قرآن را از مهجوریت خارج نمائیم، یكی از راه های آن بیان آیه های مخاطب دار می باشد.

منبع:

بخشی از سخنان حاج اقا قرائتی ، در جمع طلاب، اساتید ، مدیران مدارس علمیه قزوین،رمضان 96

اشتراک گذاری این مطلب!