درس بزرگ این روز از نگاه رهبر انقلاب

امروز بیست و یکم ماه رمضان است. این روز قدر هم دارای فضیلتی مانند شب قدر است، هم روز شهادت امیرمؤمنان (ع) است.
درس بزرگ این روز برای ما تقواست، مراقب خود باشیم، در کار و رفتار خود، در سخن و معاشرت خود، حتّی در آنچه که در ذهن ما می‌گذرد دقّت کنیم، مواظب آنها باشیم و سعی کنیم که از راه خدا و راه حق منحرف نشویم. این، تقواست.
* به راستی تقوا، سپری الهی در برابر ناجوری‌ها و شیطنت‌هاست، بیاییم همت بیشتری کنیم و در این چند صباحی که در این دنیا به سر می‌بریم، با تقوای الهی لحظه به لحظه خودمان را برای سربازی مولایمان مهدی (عج) آماده‌تر کنیم.

منبع:

سخنرانی رهبر اتقلاب در 21 رمضان 75

اشتراک گذاری این مطلب!

جوی بسیاربالابرنده براى احیاء و زنده داشتن شب...

 استاد مطهری میگوید:تمام ماه رمضان افضل است از تمام ماههاى دیگر.

هر امامى از اول ماه رمضان صد برابر و هزار برابر بیشتر از آن کسانى که از ماه رمضان بهره مى‌برند، بهره مى‌برد؛ یعنى از اول ماه رمضان آن دوره سلوک خودش را شروع مى‌کند تا مى‌رسد به یک شب که شب قدر است.

در شب قدر، دیگر درها به روى او باز مى‌شود: تَنَزَّلُ الْمَلائِکَهُ وَ الرّوحُ فیها.

حال، شب قدر کدام شب است؟ شب قدر شبى است که میان زمین و آسمان، میان مُلک و ملکوت یک ارتباطى برقرار مى‌شود، به تعبیر قرآن: «درهاى آسمانها به روى زمین باز مى‌شود» و اصلا طبیعت و ماوراء طبیعت در آن وقت یکى مى‌شود، از راه وجود امام و در وجود امام که هم وجود مادى و مُلکى دارد و هم وجود ملکوتى و ماورائى.

حال اگر شبْ شب قدر باشد، شبى باشد که امام در چنین هیجانى و در چنین حالت قربى است و جوّ روحى عالم به گونه‌اى است که درهاى زمین و آسمان به روى یکدیگر باز شده، در آن شب افرادى مثل ما هم اگر ولو ذره‌اى هماهنگى نشان بدهیم، فیضى که مى‌توانیم ببریم برابر است با هزار سال شب دیگر که بخواهیم عبادت کنیم؛ یعنى آن جوّ روحى که در آن شب به وجود مى‌آید آنقدر بالابرنده است و براى احیاء و زنده داشتن شب مناسب است که برترى دارد بر هزار ماهى که شبهاى ساده‌اى داشته باشد و این وضع در آن شبها وجود نداشته باشد.

سَلامٌ هِىَ حَتّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ. شبى است که از سر شب تا صبح، سلام است و سلامت. این شب، سلام است به معناى اینکه درود است؛ فرشتگان درود مى‌فرستند، با درود مى‌آیند. 

و این شب سلامت است به این معنى که براى کسى که بخواهد استفاده کند، این شب از آفتها و وسوسه‌ها و کیدهاى شیطانى به شدت دور است.

منبع:

http://www.tabnak.ir/fa/news/515670/%D8%B4%D8%A8-%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C

اشتراک گذاری این مطلب!

تیغ جهل و تعصب فرق قرآن ناطق را می‌شکافد

 

اذان صبح پیش‌رو با تمام اذان‌های عالم متفاوت خواهد بود. ابوتراب برای آخرین بار اذان خواهد گفت و به امامت نماز زمینیان خواهد ایستاد و پس از سجده به دست شقی‌ترین اشقیا ضربت خواهد خورد.

تیغ جهل و تعصب فرق قرآن ناطق را می‌شکافد و محاسن نقره‌فام علی علیه‌السلام گلگون می‌شود.

اما امیرالمومنین این اتفاق را به فال نیک گرفته، خدا را شاهد می‌گیرد که به بزرگ‌ترین هدف یک مومن دست پیدا کرده است؛ علی علیه‌السلام رستگار شده است.

امشب علی با خداوندگارش راز و نیاز می‌کند و در نزدیک‌ترین فاصله خود با رسول خدا (ص) و ام ابیها (س) قرار دارد.

در آن سو دیو غفلت و جهل شمشیر زهرآگین خود را صیقل می‌دهد تا به خیال خام خود بدترین دشمن خدا (نعوذ بالله) را نابود کند.

علی علیه‌السلام را می‌توان اولین شهید و قربانی افراطی‌گری و تعصب کور دانست. کسانی که خود از دین خدا خارج شده بودند، قرآن ناطق، شارع دین مصطفی (ص)، اسدالله الغالب، امیرالمومنین علی ابن ابی‌طالب را خارج از دین قلمداد می‌کردند.

امشب در شب قدر، دوستداران علی( علیه‌السلام )یاد او را تا سحر زنده نگاه می‌دارند و در دعاهایشان از خداوند نابودی همان متعصبانی را طلب می‌کنند که به شکافتن فرق مراد شیعیان افتخار می‌کنند.

داعش، وهابیت و سلفی‌گری همگی میراث همان تفکری هستند که عبدالرحمان ابن ملجم مرادی را به قتل مولای متقیان واداشت.

اسلام از همان سال‌های ابتدایی حیات خود در حال هزینه دادن به خاطر افراطیون بوده و هست.

امام اول شیعیان اولین شهید راه مبارزه با افراطی‌گری است و امروز پیروانش با بازماندگان قاتلین او در حال پیکار هسستند.

و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/149738796086358

اشتراک گذاری این مطلب!

دو صفتی که امام علی‌(ع) از نوجوانی تا شهادت با خود همراه داشت

امام خامنه‌ای می‌فرمایند:امیرالمومنین(ع) از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ، دو صفت «بصیرت» و «صبر» - بیداری و پایداری – را با خود همراه داشت. او یک لحظه دچار غفلت و کج‌فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادن واقعیت‌ها نشد.

*صبر و بصیرت

امیرالمومنین(ع) در دوره‌های مختلف زندگی خود، چه در دوران نوجوانی؛ یعنی در اوایل بعثت پیامبر، چه در عنفوان جوانی؛ یعنی آن هنگامی که که هجرت به مدینه اتفاق افتاد – که در آن وقت علی(ع) جوانی بیست و چند ساله بوده است – چه در دوران بعد از رحلت پیامبر و آن محنتها و آن امتحانهای دشوار و چه در دوران آخر عمر؛ یعنی پنج سالی که در اواخر عمر امیرالمومنین(ع) حکومت و خلافت را پذیرفت و مسئولیت پیدا کرد، در تمام این تقرببا 50 سال، خصوصیات بارزی را با خود حمل می‌کرده است. همه – به خصوص جوانان – از این نقطه می‌توانند درس بگیرند.

شخصیتهای عظیم تاریخ، غالبا از جوانی، بلکه از دوران نوجوانی، برخی از خصوصیات را با خود همراه داشته‌اند و یا در خود به وجود آورده‌اند. برجستگی انسانهای برجسته و بزر گ، معمولا به یک تلاش بلندمدت متکی است و این را ما در زندگی امیرالمومنین(ع) می‌بینیم. من در جمع‌بندی این زندگی پرفراز و نشیب، این نکته را مشاهده می‌کنم و به شما عرض می‌کنم که امیرالمومنین(ع) از اوایل نوجوانی تا هنگام مرگ، دو صفت «بصیرت» و «صبر» - بیداری و پایداری – را با خود همراه داشت. او یک لحظه دچار غفلت و کج‌فهمی و انحراف فکری و بد تشخیص دادن واقعیت‌ها نشد

از همان وقتی که از غار حرا و کوه نور، پرچم اسلام به دست پیامبر برافراشته شد و کلمه‌ی «لااله‌ الاالله» بر زبان آن بزرگوار جاری شد و حرکت نبوت و رسالت آغاز گردید، این واقعیت درخشان را علی‌بن ابی‌طالب(ع)  تشخیص داد؛ پای این تشخیص هم ایستاد و با مشکلات آن هم ساخت؛ اگر تلاش لازم داشت، آن تلاش راهم انجام داد؛ اگر مبارزه لازم داشت، آن مبارزه را کرد؛ اگر جانفشانی می‌خواست جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و به میدان برد و اگر کار سیاسی و فعالیت حکومتداری و کشورداری می‌خواست، آن را انجام داد. بصیرت و بیداری او، یک لحظه از او جدا نشد. دوم، صبر و پایداری که در این راه استوار و صراط مستقیم، استقامت ورزید. این استقامت ورزیدن، خسته نشدن، مغلوب خواسته‌ها و هواهای نفس انسانی – که انسان را به تنبلی و رها کردن کار فرا می‌خواند – نشدن، نکته‌ی مهمی است. آری؛ عصمت امیرالمومنین(ع) قابل تقلید نیست. شخصیت امیرالمومنین(ع) قابل مقایسه با هیچ کس نیست. هر کدام از انسانهای بزرگی که ما در محیط و یا در تاریخ خودمان هم مشاهده کرده‌ایم، اگر بخواهند با امیرالمومنین(ع) مقایسه شوند، مثل مقایسه‌ی ذره با آفتاب است – قابل مقایسه نیستند – اما این دو خصوصیت در امیرالمومنین(ع) قابل تقلید و قابل پیروی است. کسی نمی‌تواند بگوید که اگر امیرالمومنین(ع) صبر و بصیرت – یعنی بیداری و پایداری – داشت به خاطر این بود که امیرالمومنین بود. همه در این خصوصیت باید سعی کنند که خودشان را به امیرالمومنین(ع) نزدیک کنند؛ هر چه همت و استعدادشان باشد.(سخنرانی در روز 21 ماه رمضان 1366/2/30)

*یقین و استقامت

« وجعلنامنهم ائمة یهدون بأمرنا لما صبروا وکانوا بایاتنا یوقنون ».

ویژگی مهم امامان بحق و هادیان امت در راه خدا، آگاهی و یقین و سپس صبر  واستقامت در این راه است. اگر ما زندگی سیاسی امیرالمومنین را جمع‌بندی کنیم، به همین یقین آگاهانه و صبر می‌رسیم.

… زندگی امیرالمومنین را در دوران بیست و سه ساله‌ی پیغمبر نگاه کنید. این همه حادثه چه در مکه و چه در مدینه آن همه مصیبت، آن همه تکلیف سنگین و دشوار، آن همه خطر و مهلکه، ببینید امیرالمومنین در این بیست و سه سال این راه دشوار و پرفراز و نشیب را، این راه سنگلاخ را با چه ابزاری طی کرد؛ ابزار یقین، ابزار مقاومت. فقط یک جمله از خود امیرالمومنین(ع) نقل می‌کنم که خود او از هر راوی و شاهدی صادق‌تر است، می‌فرماید: « ولقد کنّا مع رسول‌اللّه ( صلّى‌اللّه علیه وآله وسلّم ) نقتل آباءنا وأبناءنا واخواننا وأعمامنا »؛ در کنار پیغمبر، در میدانهای کارزار با پدران و برادران و فرزندان و عموهای خود روبرو می‌شدیم و بدون هیچگونه تردیدی با آنها پیکار می‌کردیم: «مایزیدنا ذلک الا ایمانا و تسلیما و مضیا علی اللقم و صبرا علی مضض الالم»؛ این صحنه‌ی دشوار که انسان با خویشاوند خود در راه خدا سینه به سینه بشود، این صحنه‌ی صبرطلب و مقاومت طلب، نه فقط دل ما را نمی‌لرزانید، نه فقط ما را در ادامه‌ی این راه مردد نمی‌کرد، بلکه ایمان ما را و تصدیق ما را و تسلیم ما در مقابل خدا را افزایش می‌داد. «ولقد کان الرجل منا والاخر من عدونا یتصاولان تصاول الفحلین یتخالسان انفسهما ایهما یسقی صاحبه کأس المنون فمرة ‌لنا من عدونا و مرة لعدونا منا»؛ در میدانهای جنگ وقتی با حریفان خود، با دشمنان خود روبرو می‌شدیم، هیچ فکری جز این نداشتیم که وظیفه‌ی خودمان را انجام بدهیم و دشمن خدا را به وادی نیستی و هلاکت بکشانیم.

این خلاصه‌ی زندگی امیرالمؤمنین در آن دوران بیست‌وسه ساله است. فرزندان علی، همسر علی، همین امام حسن مجتبی که امروز به یاد او هم حرف خواهیم زد در همه‌ی دوران زندگی پدر و مرد خانواده هیچ ماهی نگذشت که او در لباس جنگ نبینند، او را در معرض خطر مشاهده نکنند. اما امیرالمومنین بر این همه صبر کرد، مقاومت کرد، راه خودش را پیمود تا این که درخت اسلام سرسبز شد و ساقه‌ی این درخت محکم شد و مصونیت پیدا کرد. بعد از دوران پیغمبر در آن دوره‌ی بیست و پنج ساله‌ای که بر امیرالمومنین گذشت، باز هم امیرالمومنین مظهر همان یقین آگاهانه و صبر و مقاومت است. در هر موقعیتی، هر چیزی را که وظیفه‌ی خود تشخیص داد و به آن یقین کرد، هیچ عاملی نتوانست او را از آن راه برگرداند. در آغاز دوران بیست و پنج ساله بعضیها آمدند نزد امیرالمومنین او را تشویق می‌کردند که قیام کند. امیرالمومنین وظیفه‌ی خودش را خوب تشخیص داده بود: «أَیُّها النَّاسُ، شُقُّوا أَمْوَاجَ الفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ، وَعَرِّجُوا عَنْ طَریقِ الـمُنَافَرَةِ، وَضَعُوا تِیجَانَ الـمُفَاخَرَةِ. »، کنار بگذارید این خودپرستیها را، جدا بشوید از این قدرت طلبیها، «هذا ماء آجن ولقمة ‌یغض بها آکلها و مجتنی الثمرة الغیر وقت ایناعها کالزارع بغیر ارضه»(44) کنار بروید، این دامی نیست که علی در آن بیفتد؛ علی می‌داند با اوضاع جهان اسلام چه باید بکند. می‌فهمد انقلاب و اسلام از او چه می‌خواهد و آن را با کمال قدرت و استقامت انجام می‌دهد؛ دست رد به سینه‌ی آنها زد. اول بیعت هم نکرد اما بعد از آنکه دید اسلام از او این را می‌خواهد «فامسکت یدی حتی اریت راجعة الناس قد رجعت ترید محق دین محمد(ص)»دید فرصت‌طلبها سوء استفاده کنند، علی را در مقابل خلفا علم کنند تا اسلام علمش بخوابد، این بود که 25 سال در کنار خلفا ایستاد، مبارزه‌ی با کفر کرد، با مرتدین مبارزه کرد، با جهل مبارزه کرد، مانند یک مسلمان آگاه و مقاومت این دوران را که برای او دوران دشواری هم بود گذرانید.

آن جایی که مردم به سراغ او آمدند و احساس کرد که تکلیف او است که حالا دیگر پا به میدان بگذارد، وارد شد. بیعت مردم را قبول کرد، زمامداری را به عهده گرفت حالا علی بن ابی‌طالب که یک عمر برای حکومت اسلامی شمشیر زده و سینه سپر کرده است، خود او در راس این حکومت قرار گرفته است، احساس وظیفه‌ی جدیدی می‌کند. باز هم آدمهای مختلف آمدند؛ امروز فلانی را عزل نکن. امروز در مقابل فلانیها «نه» نگو. اما امیرالمومنین آگاهانه می‌دانست که چه می‌کند. در دوران چهار سال و نه یا ده ماهه‌ی حکومت کوتاه خود، باز با همان یقین آگاهانه، با همان صبر و مقاومت حرکت کرد.

در جنگ صفین می‌فرمود: «الا ولایحمل هذاالعلم الااهل البصر و الصبر».این پرچم را کسی بلند نمی‌کند. مگر آن که دارای بصیرت باشد و دارای صبر و مقاومت باشد. یعنی یقین و صبر؛ با همین دو ابزار، با همین دو بال در این دوران هم در آسمان وظیفه و در اوج این آسمان پرواز کرد. هیچ کدام از امواجی که بر علی(ع) فشار می‌آورد، نتوانست او را از راه خود که آن را تشخیص داده بود جدا بکند. یک طرف قدرت‌طلبها به او فشار می‌آورند، یک طرف مسلمانان افراطی نادان و متحجر به او فشار می‌آورند. به قول فرهنگ رائج امروز موج راست و موج چپ؛ در مقابل هیچ کدام از اینها باز امیرالمومنین تسلیم نشد.

آن روزی که خوارج این تازه مسلمانهای نو به دوران رسیده می‌خواستند به امیرالمومنینی که عمر پربرکت خودش را در راه حکومت الله گذرانده بود درس «لاحکم‌ الا‌الله» بدهند! در مقابل این شعار هم تسلیم نشد. مبارزه کرد، مقاومت کرد، آن راهی را که به خیر مسلمانان و موجب بقای اسلام بود، قدرتمندانه، قاطعانه، شجاعانه، بدون تاثیرپذیری از جوسازیها حرکت کرد، تا به بزرگترین پاداش الهی یعنی شهادت رسید و این بار سنگین را سربلند برزمین گذاشت؛‌ این خلاصه‌ی زندگی امیرالمومنین است.خطبه‌های نماز جمعه‌تهران 1364/3/17)

 

منبع:

 سخنرانی رهبر انقلاب در خطبه های نماز جمعه 

اشتراک گذاری این مطلب!

خدارسولش را یاعلی خطاب کرد...

عبدالله بن عمر می گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوال شد که پروردگارت در شب معراج با چه لغتی با تو صحبت کرد و تو را مورد خطاب قرار داد؟

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) پاسخ داد: خاطَبنی بِلُغَه عَلّی بِن اَبی طالِب

پروردگارمرا با لغت علی بن ابی طالب خطاب کرد

آنگاه خداوند به من الهام کرد که به خداوند گفتم: ای پروردگار من، تو مرا خطاب می کنی یا علی؟ خداوند فرمود: ای احمد،

تو را از نور خود آفریدم و علی را از نور تو آفریدم. من بر

نهانخانه قلبت توجه کردم، محبوب تر از علی بن ابی طالب در قلبت نیافتم به همین

جهت تو را با زبان علی مورد خطاب قرار دادم تا قلبت اطمینان و آرامش یابد.

منبع:

بحارالانوار، ج 38، ص 312، حدیث 14

اشتراک گذاری این مطلب!