امام مهدی (عج) در حق ما چه دعایی می کند؟

 

به گزارش مشرق، مؤذن جامی، محمدهادی - عالم بزرگوار و سید جلیل، رضی الدین علی بن طاووس (رحمة الله علیه)، فرمود: (اینجا): سحرگاهی در سامرا، دعایی از حضرت قائم (علیه السلام) شنیدم و کلماتی از آن را حفظ کردم.

ایشان برای زندگان و مردگان دعا می فرمودند و از جمله کلمات آن حضرت (عج) این بودکه عرضه می‌داشتند: «وابقهم واحیهم فی عزنا و ملکنا وسلطاننا ودولتنا؛ خدایا شیعیان را حفظ کن و آنها را در دولت و سلطنت ما، حیات ده.)

این قضیه در شب چهارشنبه سیزدهم ذی قعده سال 638، برایم اتفاق افتاد.

علاوه بر این، سید بن طاووس (رحمة الله علیه) می‌فرماید: سحرگاهی در سرداب مقدس بودم.

ناگاه صدای مولایم را شنیدم که برای شیعیان خود دعا می کردند و عرضه می داشتند: «اللهم ان شیعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقیة طینتنا و قد فعلوا ذنوبا کثیرة اتکالا علی حبنا وولایتنا فان کانت ذنوبهم بینک وبینهم فاصفح عنهم فقد رضینا و ما کان منها فیما بینهم فاصلح بینهم و قاص بها عن خمسنا و ادخلهم الجنة فزحزحهم عن النار و لا تجمع بینهم و بین اعدائنا فی سخطک.»

 خدایا شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق کرده‌ای، آنها گناهان زیادی با اتکاء بر محبت به ما و ولایت ما، کرده‌اند، اگر گناهان آنها گناهی است که در ارتباط با تو است، از آنها بگذر که ما را راضی کرده‌ای و آنچه از گناهان آنها، در ارتباط با خودشان هست، خودت بین آنها را اصلاح کن و از خمسی که حق ما است، به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.


منبع: بنیاد مهدی موعود(عج)

برکات حضرت ولی عصر (عج) حکایات عبقری حسان صص297-

اشتراک گذاری این مطلب!

امام علی از نگاه مقام معظم رهبری

 

 

علی (علیه السلام )الگوی کامل

امیرالمؤمنین علیه السلام یک الگوی کامل برای همه است. جوانیِ پرشور و پرحماسه که الگوی جوانان است. حکومت سراسر عدل و انصاف او الگوی دولتمردان است. زندگی سراپا مجاهدت و سراپا مسئولیت او الگوی همه مؤمنان است. آزادگی او الگوی همه آزادگان جهان است. سخنان حکمت آمیز و درسهای ماندگار او الگوی عالمان و دانشمندان و روشنفکران [است].

درباره مقام امیرالمؤمنین علیهالسلام زبانهای نوعِ بشر و قدرت و تصویر و ترسیم انسانها عاجز از ارائه کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصوّر آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند. ما با قیاس به معلومات خودمان میتوانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم. امیرالمؤمنین علیهالسلام از مقیاسهای ما خارج است. او را با ذرع و پیمانهای که برای سنجیدن انسانها و فضیلتها و مُحسّنات و زیباییها در اختیار ماست، نمیشود سنجید و اندازه گرفت. او بالاتر از این حرفهاست. آنچه که ما میبینیم درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی ـ حتّی دشمنان و مخالفان ـ میآید؛ چه برسد به دوستداران و یا شیعیان… درخشش را میبینند، امّا ابعاد و جزئیات را نمیتوانند درک کنند و ببینند.

منبع:سایت علی شناسی

 

اشتراک گذاری این مطلب!

قدر شناس که باشی فرقی نمی کند در چه مقامی هستی...!

 

 

آدمها موجودات عجيبي هستند، وقتي چيزي را ندارند در حسرت داشتن آن، شب و روز نمي‌شناسند. وقتي آن چيز را به دست مي‌آورند، به دنبال ايرادهايش هستند. وقتي بيکار هستيم در‌به‌در دنبال کار مي‌گرديم و وقتي صاحب کار شديم، سختي‌هايش آزارمان مي‌دهد. کسي که پدر ندارد، با حسرت به پدران ديگران نگاه مي‌کند و آن کس که پدر دارد قدرش را نمي‌داند.

پدر و مادر شاهکارهاي بي‌نظير خلقت هستند. از آن اتفاقاتي که در طول تاريخ فقط يکبار مي‌افتد. مثل يک شهاب زودگذر در آسمان تيره زندگيمان آنقدر عزيز و زودگذر که فرصتي براي چشم برهم زدن برايمان باقي نمي‌گذارد.

حيف است که چشم از آنها برداريم و به خودمان چشم بدوزيم. حيف است از دست بدهيم نفس‌هايشان را و لحظه‌لحظه حضورشان را.

حيف است فراموش کنيم طنين زيباي صدايشان را و حرکت آرام پاهايشان را وقتي راه مي‌روند. اما قدرشناس که باشي فرقي نمي‌کند که درچه مقامي هستي.

حتي فرقي نمي‌کند که آنها در گذشته چه مقامي داشته‌اند؛ دور مي‌شوي و دورشان مي‌کني از خودت!

آنقدر دور که سالي يکبار هم سراغشان را نمي‌گيري. مثل يک غريبه…

روز پدر خانه سالمندان را فراموش نکنیم

قهرمان جهان در خانه سالمندان!

عباس فراهاني يک پدربزرگ دوست‌داشتني است. 92 ساله است و در گذشته قهرمان کشتي جهان بوده. به گفته خودش هيچ حريفي پيدا نمي‌شد که پشتش را به خاک بمالد. شمار مدال‌ها و جوايزش از دستش خارج شده و آن روزها صدايش مي‌کردند… قوچ جنگي! يک پسر دارد و سه دختر! مي‌گويد: همه چيز داشتم. خانه، زندگي، همسر، فرزند، شهرت، مقام و اعتبار! به اکثر کشورهاي دنيا هم سفر کرده و براي خودش بروبيايي داشته است. از قوچ جنگي قصه ما اما اين روزها يک نگاه پرحسرت مانده گوشه خانه سالمندان! حرف‌هايش شيرين و جذاب است درست مثل قصه‌هاي دوست‌داشتني پدربزرگ‌ها! قصه‌هايش اما افسانه شاه و پري نيست. قصه زندگي است. زندگي يک مرد. يک جهان‌پهلوان! يک ايراني که بارها و بارها پرچم ايران را در دنيا بالا برده و يک اتاق پر از مدال داشته. آخر قصه پدربزرگ‌ها اما هميشه کلاغه به خانه‌اش مي‌رسيد. هيچکس آخر قصه بي‌خانمان نمي‌شد حتي پرنده‌هاي مهاجر!

اما او حالا اينجاست. جايي دور از فرزندانش. در خانه‌اي که جاي هيچ پدري نيست. جاي پدر روي چشم فرزندانش است.

از او مي‌پرسم دلت نمي‌خواهد به خانه فرزندانت بروي؟ نگاهم مي‌کند و مي‌گويد: دلم نمي‌خواهد با حضور من، در زندگي زناشويي آنها اختلاف ايجاد شود. با اينکه وضع مالي فرزندانم خيلي خوب است اما در خانه بزرگ آنها جايي براي من نيست. وسط حرف‌هايش آه مي‌کشد و مي‌گويد: حدود يک سال است که اينجا هستم اما هنوز عادت نکرده‌ام، وقتي به خودم فکر مي‌کنم، جگرم آتش مي‌گيرد.

عباس آقاي فراهاني از گذشته‌ها مي‌گويد از آن روزها که کل جمعيت ايران 13 ميليون نفر بوده مي‌گويد. آن روزها تهران فقط 2 تا خيابان آسفالت داشت و بقيه خيابان‌ها خاکي و سنگ‌فرش بود. مغازه‌هاي تهران آن روزگار بوي آشناي دهات را مي‌داد، يعني بوي نم کاهگل، بوي خشت و گل! آدم‌ها هم آن روزها صفاي ديگري داشتند. همديگر را دوست داشتند و انسانيت حرمت داشت: آن روزها که جوان بودم وقتي وارد خانه مي‌شدم آنقدر جلوي در مي‌ايستادم تا پدرم اجازه بدهد بنشينم. اما اين روزها همه چيز عوض شده، شهرها، آدم‌ها، خانه‌ها. اين روزها بچه‌ها هم عوض شده‌اند. آدم‌ها براي هم ارزش قائل نيستند و نهايت زحمت‌هاي يک پدر ختم مي‌شود به جايي به نام خانه سالمندان. عباس آقا در سن 19 سالگي ازدواج کرده و خودش در اين باره مي‌گويد: وقتي ازدواج کردم همه چيز داشتم، آن موقع يک گوسفند مي‌خريدم هشت قران. اما الان يک کيلو گوشت شده 30 هزار تومان. اين روزها همه چيز گران شده اما ارزش انسان روز به روز ارزان‌تر مي‌شود.

او در پايان مي‌گويد: در روز پدر فقط يک خواسته از خدا دارم و اين تنها آرزوي من است… مرگ! فقط از خدا مرگم را مي‌خواهم…!

قدر خانواده خود را بدانیم…

 منبع:

 برگرفته از سایت تابناک(بااندکی تصرف)

اشتراک گذاری این مطلب!

​ * توصيه‌ي آيت‌الله خامنه‌اي به معتکفين




توصيه‌ى من اين است که در اين سه روزى که شما در مسجد هستيد، تمرين مراقبت از خود بکنيد. حرف که مى‌زنيد، غذا که مى‌خوريد، معاشرت که مى‌کنيد، کتاب که مى‌خوانيد، فکر که مى‌کنيد، نقشه که براى آينده مى‌کشيد، در همه‌ى اين چيزها مراقب باشيد رضاى الهى و خواست الهى را بر هواى نفستان مقدم بداريد؛ تسليم هواى نفس نشويد. تمرين اين چيزها در اين سه روز مى‌تواند درسى باشد براى خود آن عزيزان و براى ماها که اين‌جا نشسته‌ايم و با غبطه نگاه مى‌کنيم به حال جوانان عزيزمان که در حال اعتکاف هستند. با عملِ خودتان به ما هم ياد بدهيد.

 

خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران -1384

اشتراک گذاری این مطلب!

اعتکاف، دوره آموزشی سربازان حضرت حجت(علیه سلام)...!


چهارمین جشنواره بین المللی علمی فرهنگی اعتکاف با حضور نمایندگان بیوت مراجع عظام تقلید، دانشجویان ایرانی و خارجی در تالار شیخ صدوق آستان حضرت عبدالعظیم حسنی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، آیت‌الله محمدی ری‌شهری تولیت آستان حضرت عبدالعظیم حسنی یکی از سخنران های این مراسم بود.

ری شهری گفت: اعتکاف از نظر معنوی خصوصا برای نسل جوان سرنوشت ساز است. سنت اعتکاف نقش ویژه ای در شکوفایی معنوی انسان ایجاد می‌کند و باعث تحول خود و ارتقای فرهنگ عمومی جامعه می‌شود. به برکت انقلاب اسلامی این سنت رشد کرد و بالنده شد. خاطرم هست که اوایل طلبگی فقط چند نفر در مسجد امام قم معتکف می‌شدند اما الان برای حضور در اعتکاف قرعه کشی می‌شود.

وی افزود: اعتکاف تبدیل به یک فرهنگ در جامعه ما و سایر کشورها شده است. فرهنگ اعتکاف باید با گسترش کمی و کیفی تقویت شود. اعتکاف رجبیه امروز یک فرهنگ رایج در ایران است. پیشنهاد می‌کنم به ستاد اعتکاف تا این برنامه را اولا از نظر زمانی گسترش دهند، یعنی زمان‌های دیگری غیر از ایام البیض ماه رجب را تبلیغ کنند.

عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: از الان به بعد باید برای تعمیق این فرهنگ تلاش کرد. اولین نکته، برنامه ریزی برای معرفت افزایی معتکفین است. فرصت حضور جوانان باید استفاده شود تا اولویت‌های مهم معرفتی بشکل مناسب و جوان پسند ارائه شود.

ری شهری تاکید کرد: اگر جوان با خدا انس پیدا کند و شیرینی رابطه با خدا را بچشد دیگر مسجد و ارزش‌های دینی را رها نمی‌کند. مهمترین کاری که روحانیت می تواند کند اینست که جوان را عاشق خدا کند. اعتکاف رجبیه چنین ظرفیت و استعدادی را دارد.

تولیت آستان حضرت عبدالعظیم ادامه داد: باید زمینه را فراهم کنیم تا جوانان معتکف بیشتر یاد خدا باشند. هرچه مانع این بشود، خلاف فرهنگ اعتکاف است. جوان معتکفی در زمان پیغمبر مشغول قرائت قرآن بود و با صدای بلند تلاوت می‌کرد. حضرت به او خطاب کرد که همه شما معتکفین، مشغول مناجات با خدا هستید، کاری نکنید که دیگری ذهنش از این مناجات و ارتباط دور شود. نبی مکرم اسلام تا این حد دقت داشتند که حتی کسی با صدای بلند قرائت نکند که حواس سایر معتکفان را پرت کند.

منبع:

سایت خبرگزاری تسنیم

اشتراک گذاری این مطلب!
 
شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)