موضوع: "روحانيت و خطرهاي امروز"

عرصه‌‌هاي انتخابات و نگراني‌ها و هشدارهاي امام خميني


امام خميني بارها اعلام كردكه من از دشمن خارجي بيم و نگراني ندارم، كه خصم بيروني چهره‌اي نمايان دارد و همان‌گونه كه قرآن اشاره مي‌كند كفر خود را آشكار مي‌كنند(1) و هرگز از مسلمانان راضي نمي‌شوند مگر از آنها پيروي شود(2) و دوست دارند كه مسلمين نيز همچون آنها به گمراهي و ضلالت افتند(3)
ولي دشمنان داخلي كه در حال گذران لحظات روزمره در عرصه‌هاي حيات اجتماعي و سياسي مي‌باشند از آنجا كه راه خدعه را باز و گشوده مي‌يابند(4) و شعار ايمان در گفتار و نفي ايمان در كردار دارند(5) و خود را در عين آنكه مفسدون هستند، مصلحون مي‌نامند(6)، به سهولت و به طور مرموز و خزنده پيش مي‌آ‌يند و نفوذ مي‌كنند و جاي پا محكم مي‌سازند و به نام دين ضربه بر پيكر دين وارد مي‌كنند و چشم ظاهربين قادر نيست حركت پيچيده آنها را بنگرد و راه را بر دشمن هايشان كه رنگ و صبغه دوستي يافته است مسدود كند.
امام خميني هم علماي حاضر در حوزه‌ها، هم فقهاي شوراي نگهبان،‌هم مسئولان سطوح بالاي نظام، و هم مردم جامعه به ويژه جوانان را هشدار مي‌داد و از تاثير پذيري‌هاي مختلف از القائات دشمنان دوست‌نما و دايه‌هاي دلسوزتر از مادر نهي مي‌كرد.

منبع:

2- سوره بقره، آيه 120
3- سوره آل عمران،‌آيه 119
4- سوره بقره، آيه 9
5- سوره بقره، آيه 13
6- سوره بقره، آيات 11 و12

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بندگی خدا حسابش از زرق و برق دنیا جداست

قرآن می‌فرماید: اگر فکر می‌کنید راهی که در پیش گرفته‌اید درست است، باید از مرگ نترسید: «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»؛ آدمی که راهش حق است، نگران نیست.

حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم بیش از 30 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد و سال‌ها است که پنج‌شنبه‌ها در برنامه درس‌هایی از قرآن میهمان خانه‌های ایرانیان است.

با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به انس عمومی با قرآن و توجه به مفاهیم الهی، در سال جدید گزیده‌ای از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در سال‌های گذشته را در اختیار علاقه‌مندان  قرار می‌دهد.

در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآن با موضوع «پیروزی حق» که در 8 خردادماه سال 1376 ایراد شده است، تقدیم می‌شود.

- آفرینش آسمان‌ها و زمین بر اساس حق است: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ» مومنون/115 خیال می‌کنید آفرینش شما عبث و بیهوده است؟! هستی بازی نیست، شما هم بازی نیستید. کار جدی است. «أَ لَمْ‌تر أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدیدٍ» ابراهیم/19، «ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ» احقاف/3. یک ذره عبث بودن و بیهوده کاری در آفرینش نیست. 

- حق در همه ادیان ارزش دارد: حق فقط برای اسلام نیست. قرآن از برخی یهودی‌ها تعریف می‌کند، می‌فرماید: «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» اعراف/159، «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» اعراف/181. برخی یهودی‌ها خوب هستند برای اینکه حق را می‌پذیرند. یعنی اگر یک نفر غیر مسلمان هم حرف حق زد از او حمایت کنید. 

- حق بر باطل پیروز است: ماجرای عاشورا نیز مؤید این مطلب است. 43 تا رادیو از باطل(صدام) حمایت می‌کردند و به امام(حق) جسارت می‌کردند. قرآن می‌فرماید: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ» قصص/83، «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» طه/132 بالاخره 72 نفر کربلا پیروز شدند یا 30000 نفر یزید؟ ممکن است باطل جلوه‌ای داشته باشد ولی حق پیروز است. قرآن می‌فرماید: باطل مثل کف است، سر و صدا می‌کند. ولی زود کنار می‌رود. آن «آب» حق است که می‌ماند.

- در قرآن دو تا «نِعْمَ الْعَبْدُ» داریم. یعنی بنده بسیار خوب. یکی برای پیغمبری که خیلی وضعش خوب است(حضرت سلیمان(علیه السلام)) و می‌فرماید: «نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» ص/30. یکی هم حضرت ایوب که وضعش خیلی بد بوده است. به ایشان هم می‌فرماید: «نِعْمَ الْعَبْدُ» هردو هم در سوره(ص) و پشت سر هم آمده‌اند. می‌دانید یعنی چه؟ می‌خواهد بگوید، بندگی خدا حسابش از زرق و برق دنیا جداست. 

- نبوت بخاطر حق است: «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» ص/26 پیغمبر و خلیفه خدا هستی، اما حق. . . اصلا حکومت اگر به خاطر حق نباشد ارزش ندارد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: حکومت در نزد من از عطسه و آب بینی بزغاله، کمتر است، مگر اینکه بتوانم حق را زنده کنم. پس ارزش حکومت به حق است. 

- مصادیق حق، انبیاء حق هستند: «لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ» اعراف/43، «قَدْ جاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ» نساء/170، «إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ» بقره/119، «نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ» بقره/176. امام حق است.

- در قرآن 268 قصه وجود دارد. داستان‌های دیگر معمولا ساختگی هستند. اما داستان‌های قرآن همه حق هستند: «إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ» آل عمران/62، «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً» کهف/13. و لذا مرحوم مطهری فرمودند: «داستان راستان». میزان حق است: «وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» اعراف/8. میزان در قیامت حق است. قیامت حق است: «الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» فرقان/26. 

-  قرآن می‌فرماید: اگر فکر می‌کنید راهی که در پیش گرفته‌اید درست است، باید از مرگ نترسید: «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ» جمعه/6. آدمی که راهش حق است، نگران نیست. 

منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619355-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%B1%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

 

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا گناه والدین بر فرزندان اثر می گذارد؟

دنیا دارای نظامی است متناسب با هدف خلقت که همان ابتلا و امتحان و به فتنه انداختن و رشد دادن است.

خداوند بشر را خلق کرده تا در کوره های امتحان و فتنه رشد یابد و توانایی های تکوینی اش را فعلیت بخشد و خوب از بد متمایز شود:

الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (1)

آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‏کنید.

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ(2)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

اعمال انسان هم در این نظام به طور طبیعی تاثیر های مثبت و منفی دارد و این لازمه خلقت است. سیل ویران می کند، آتش می سوزاند، باران حیات می بخشد و …رفتار پدر و مادر هم به طور طبیعی و مطابق نظام علت و معلول در فرزندان بخصوص در دوران حمل و جنینی و شیرخوارگی و کودکی تاثیر گذار است. پدری که مشروب می خورد و در حال مستی با مادر گناهکار همبستر می شود و در این همبستری نطفه فرزندی بسته می شود و فرزندانش را با لقمه حرام بزرگ می کند، به طور طبیعی زمینه های میل به گناه و فساد در این فرزند زیادتر شده و زمینه های اصلاح و نیک بودن در او کمتر می شود و بر عکس پدر و مادری که از لقمه حلال ارتزاق کرده و با یاد خدا و طهارت آمیزش می کنند و …، طبیعی است که زمینه فساد و گناه در این فرزند کمتر بوده و زمینه های عبادت و بندگی در او بیشتر می باشد گر چه در هیچ کدام این زمینه ها به حدی نیست که آنان را به خوب بودن یا نبودن و بد بودن یا نبودن مجبور کند و هر کدام در نهایت اختیار و توانایی دارد بر خلاف این زمینه ها عمل کند و این زمینه ها را تضعیف کرده و زمینه های مقابل را در خود به وجود آورد ولی به طور طبیعی فرزند پدر و مادر فاسد به فساد میل بیشتری دارد و فرزند پدر و مادر صالح به صلاح.

اینها اقتضاهای طبیعی نظام خلقت و دنیا و دار امتحان و فتنه و عمل است و از بین بردن آنها یعنی به هم زدن این نظام و در هم ریختن آن. پس این تاثیر گذاری ها و تاثیر پذیری ها طبیعی و لازمه خلقت است و چاره ای از آن نیست و همه مطابق حکمت خدا و به اذن او بوده و خداوند بر همه آگاه است. 

در نظام کیفر و پاداش هم خداوند عادل است و با هر کس مطابق سرمایه، توانایی ها و زمینه های مثبت و منفی ای که دارد، عمل می کند. کسی که سرمایه زیادتر دارد، مسئولیتش هم زیادتر است و کسی که سرمایه کمتر دارد، انتظار کمتری هم از او می رود.

از طرف دیگر پدر و مادر و دیگرانی که در ما تاثیر مثبتی گذاشته و با عمل به وظایف انسانی و دستورهای پروردگار باعث ایجاد زمینه های مثبت در ما شده اند، برای این تاثیر مثبت گذاری مستحق پاداش می شوند و ما هم باید قدردان آنان باشیم چون در حقیقت بدانان بدهکاریم و بر ما حق نعمت و منت دارند و کسانی که با ظلم، تجاوز از حدود خدا و ارتکاب گناه در ما زمینه های منفی ایجاد کرده اند، نسبت به ما ستمگرند و متناسب با تأثیرگذاری منفی ای که در ما نهاده اند، از بار گناهان ما به دوش آنها است. زیرا آنان سبب غیر مستقیم گناه ما می باشند گر چه ما هم گناه تصمیم و انتخاب بد خود را باید بدهیم.

در اینجا گناه ما تا حدودی به انتخاب و اختیار خود ما مربوط است که به پای خودمان نوشته می شود و تا حدودی به زمینه های منفی ای که آنان ایجاد کرده اند منسوب است که به پای آنها نوشته می شود و ما هم بابت این زمینه های منفی که در ما ایجاد کرده اند، از آنان طلبکار می شویم که خدای عادل در محکمه قسط و عدلش به همه اینها عالم است و رسیدگی می کند و حق هر ذی حقی را تمام و کمال به او می پردازد.

خداوند می فرماید:

ٍ وَ لا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری(3)

هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‏دهد و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی‏شود.

پس تأثیر منفی گناهان پدر و مادر زمینه ای برای امتحان ما ایجاد می کند و گناهش به عهده ما نیست، بلکه گناهش فقط به عهده خودشان است و ما هم در آن صحنه امتحان و اختبار متناسب با تصمیم و اراده خود پاداش یا کیفر می شویم.

وجود این تاثیرها طبیعت و لازمه این جهان است تا افراد در شرایط مختلف امتحان شوند و استعدادهایشان ظهور کند. اما گناه و کیفر اینها فقط به انجام دهندگانشان بر می گردد و کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد.

طبیعی است که فرزندی که دارای زمینه های منفی و گرایش به گناه است که این زمینه ها و گرایش ها نتیجه گناهان والدین اوست، به اندازه تاثیر گذاری این زمینه ها، از والدین طلبکار است و به همین اندازه از بارگناهانش به دوش والدین اوست که این زمینه ها را در او ایجاد کرده اند و این گناه تا این اندازه نتیجه کار آنها بوده است و این فرد اگر بر عکس این زمینه ها و گرایش ها عمل کند، عمل او پاداش بسیار عظیم تری از عمل کسی که دارای زمینه های مثبت است، دارد زیرا او برای خوب بودن تلاش و جهاد عظیمی کرده که فرد دارای زمینه های مثبت به این تلاش و جهاد عظیم نیاز نداشته و با تلاش کمتری این عمل را انجام داده است.

خداوند عادل در نظام کیفر و پاداش به تمام این عوامل و زمینه ها علم و آگاهی داشته و همه را مد نظر دارد و هر کدام را به اندازه واقعی اش حساب می کند.

منبع:

1. ملک(67) آیه 2. 

2. عنکبوت(29) آیه2.

3. انعام(6) آیه 164.

اشتراک گذاری این مطلب!

منتظر حقیقی در کلام رهبر انقلاب کیست؟

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت

«انتظار فرج امام زمان(عج)» شامل مجموعه بیانات و تحلیل‌های مقام معظم رهبری درباره مسأله مهدویت در 116 صفحه است که می‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل  و شبهات مرتبط با انقلاب اسلامی، نظریه انتظار و عقاید شیعه نسبت به امام زمان(عج) باشد. 

«ساختن زندگی امروز در جهت حکومت امام زمان(عج)، مبارزه با استکبار تلاشی برای حاکمیت اسلام، انتظار فرج یعنی حرکت در جهت قسط و عدل، عقیده درست به امام زمان(عج) عامل تسلیم نشدن مردم، ایجاد ناامنی، شیوه استعمار برای مبارزه با عقیده انتظار، ارتباط خاص بسیجیان با امام زمان(عج)، رسیدن به تمدن نوین اسلامی، مقدمه ظهور حضرت بقیةالله(عج)، درس‌های نیمه‌شعبان برای منتظران، از غدیر تا ظهور، درس‌های اعتقاد به مهدویت و انتظار موعود، نگاه صحیح به مهدویت و تأثیر آن در عرصه اجتماع، نقش علما در زمینه‌سازی ظهور از جمله سرفصل‌های این کتاب به شمار می‌رود.

رابطه‌ى معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج)

ارتباط قلبی یکایک مـردم مؤمـن با مقـام ولایـت عظمی و ولـی‌الله اعظم، یکی از برکاتی است که از مشخص بودن مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) در عقیده مـردم ما ناشـی می‌شـود. ما عـلاوه بـر اعتقاد به اصـل وجـود مهـدی و این کـه کسـی خواهـد آمـد و دنیـا را از عـدل و داد پر خواهد کرد، شخص مهدی را به می‌شناسیم و نام و کنیه و پدر و مادر و تاریخ ولادت و کیفیات غیبت و اصحاب نزدیک و حتی بعضی از کیفیات هنگام ظهور او را نیز می‌دانیم. اگرچه آن شخصیت درخشان و خورشید تابان را در بیرون و محیط زندگی خود نمی‌بینیم و او را تطبیق نمی‌کنیم، اما معرفت به حال او داریم.

رابطه بین شیعیانی که این اعتقاد را دارند، با مقام ولایت و مهدی موعود، یک رابطه دائمی است و چقدر خوب و بلکه لازم است که یکایک ما، قلباً هم این رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ کنیم. طبق همین زیاراتی که وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زیاد به خود معصوم(ع) مستند است، این رابطۀ قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دائم در دل انسان زنده نگه می‌دارد.

ملازمت انتظار واقعی، با اطمینان و اعتماد به آینده

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. «یملا‌الله به الارض قسطا و عدلا» خدای متعال به دست او، سرزمین بشری و همۀ روی زمین را از عدالت و دادگستری پر خواهند کرد. انتظـار چنیـن روزی را بایـد داشـت، نباید اجـازه داد کـه تصرف شـیطان‌ها و ظلـم و عـدوان طواغیت عالم، شـعلۀ امیـد را در دل خامـوش کند، بایـد انتظار کشـید. انتظار، چیـزی عجیب و دارای ابعـاد گوناگونی است. یکـی از ابعـاد انتظار، اعتمـاد و امیـدواری بـه آینـده و مأیوس نبـودن اسـت. همیـن روح انتظار اسـت که به انسـان تعلیم می‌دهد تـا در راه خیـر و صلاح مبـارزه کنـد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت. کسـی کـه به آمدنـش اعتمـاد و اطمینـان داریـد، انتظـارش را می‌کشـید و انتظار کسـی که به آمدنش اعتماد و اطمینان ندارید، انتظار حقیقی نیسـت. اعتمـاد، لازمۀ انتظار اسـت و ایـن هر دو، ملازم با امید اسـت و امـروز این امیـد، امـری لازم برای همۀ ملت‌هـا و مـردم دنیا است.

امید شرط مبارزه و حرکت به سمت صلاح

دنیا در طول تاریـخ طولانی بشـر، ادوار سـیاه و تاریکی به خود دیده اسـت؛ امـا بدون شـک یکی از تاریک‌ترین ادوار زندگی بشـر و تلخ‌تریـن روزگارهای عمومـی مردم عالـم، همین روزگار کنونی اسـت کـه در آن هیچ تردیـدی نباید کرد و ایـن به خاطر تسـلط روزافـزون قدرت‌های شـیطانی و بزرگ عالـم بر زندگی انسان‌هاسـت. اگر شـما بـه وضع دنیـا نـگاه کنیـد، قضیـه روشـن می‌شـود. در دنیـا، قدرت‌ها عالـم را بیـن خودشـان تقسـیم کرده بودنـد و روز به روز تسـلط و تصـرف قدرت‌هـای بزرگ نسـبت بـه مناطـق گوناگون عالم، سـخت‌تر و سـنگین‌تر شـده . امـروز دخالت قـدرت شـیطانی و طاغوتی آمریـکا در زندگـی ملت‌ها از همیشـه بیشـتر اسـت. در همۀ شئون عمـده و اساسـی ملت‌ها دخالت می‌کنند و این دخالت، منحصر به مسائل اقتصادی ملت‌ها نیست، بلکه در فرهنـگ و سیاسـت و ادارۀ امـور و تعییـن مدیران امـور کشـورها نیز دخالـت می‌کنند. اگـر کسـانی در جوامع گوناگـون اوضـاع را نفهمنـد و نداننـد، راحـت زندگـی می‌کننـد؛ امـا صاحبان فکـر و افـراد هوشـمند و روشـنفکر و کسانی که می فهمند قدرت های طاغوتی با زندگی و سرنوشت آنان چه می کنند، حقیقتاً دنیا برای آنان تیره و تار است و زندانی بیش نیست، «ضاقت علیهم الارض بما رحبت» حقیقتا انسان‌های هوشمند در بسیاری از مناطق دنیا، اینگونه زندگی می‌کنند. اگر در دل‌ها امید به روزگار روشن باشد، مبارزه ممکن است و اگر امید بمیرد، مبارزه و حرکت به سمت صلاح هم خواهد مرد.

 منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619607-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

اشتراک گذاری این مطلب!

احیاء سیره نبوی مقدمه ترویج حقیقی اسلام در سبک تبلیغ نبوی

 

 

استاد برجسته حوزه و دانشگاه رحمت و مهربانی را اساس جذب پیامبر اکرم(ص) در جریان تبلیغ دین مبین اسلام توصیف کرد و گفت: اگر سبک زندگی مؤمن بر پایه سیره و سبک زندگی حضرت رسول اکرم(ص) استوار شود مسیر تمدن سازی برای جهان اسلام هموار خواهد شد.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حبیب‌الله فرحزادبه تحلیل سیره و رفتار رسول اکرم(ص) و تشریح جایگاه تمسک به سبک زندگی نبوی در جریان تمدن سازی نوین اسلام پرداخت و اظهار داشت: اگر سبک زندگی مؤمن بر پایه سیره و سبک زندگی حضرت رسول اکرم(ص) استوار شود مسیر تمدن سازی برای جهان اسلام هموار خواهد شد بر این اساس توجه و تأمل در سیره و سبک رفتارهای پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) در الگوی رفتاری حضرت در ارتباط با خانواده، دوستان و دشمنان به صورتی بود که حق مطلوب مخاطب را آن‌چنان‌که بود ادا می‌کردند.

کارشناس رسانه ملی در مبانی اسلامی با بیان این‌که«رحمت للعالمین» اساس الگوی رفتاری پیامبر اکرم(ص) را شکل داده است، گفت: اگر مؤمن رفتارهای پیامبر گرامی اسلام را الگوی کنش‌های فردی و اجتماعی خود قرار دهد مسیر برای ترویج اسلام حقیقی هموار خواهد شد بر این اساس نص آیات قرآن کریم به انسان می‌آموزد«فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ؛ به برکت رحمت الهی، در برابر آنان مردم‌ نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.»

محبت اساس جذب در سیره نبوی است

استاد برجسته حوزه و دانشگاه رحمت و مهربانی را اساس جذب پیامبر اکرم(ص) در جریان تبلیغ دین مبین اسلام توصیف کرد و عنوان داشت: اگر مؤمنان و مدعیان پیروان حضرت رسول اکرم(ص) منش و روش رسول خدا را در آداب معاشرت با دیگران حتی با دشمن سرلوحه زندگی قرار دهند در مسیر تحقق اهداف نظام اسلامی در تاریخ شگفت‌انگیزترین رویدادها ثبت خواهد شد.

 

دشمن با اسلام هراسی به نبال حذف سیره نبوی از تاریخ اسلام است

 

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین فرحزاد به هجمه‌های دشمن در حوزه فضای مجازی و حضور تکفیر در حوزه ایجاد اسلام هراسی اشاره کرد و گفت: از اسلام چهره خشنی در جامعه جهانی ایجادشده است؛ بر این اساس بازگو کردن و احیاء سیره نبی گرامی اسلام(ص) مقدمه ترویج حقیقی اسلام در سبک تبلیغ نبوی است.

کارشناس رسانه ملی حب به اهل‌بیت(ع) را اساس مبانی اسلامی اسلام را توصیف کرد و گفت: رسول خدا(ص) فرمودند«اساس الاسلام حبی و حب اهل‌بیت؛ اساس اسلام، دوستی من و اهل‌بیت من است.» بر اساس نص این روایت مهر و محبت به پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) مقدمه فهم صحیح و دریافت اسلام است./

منبع:http://www.rasanews.ir/detail/News/463960/19

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روحانيت و خطرهاي امروز

روحانيت و خطرهاي امروز

روحانيت متعهد و آگاه مسئوليت بزرگ پاسداري از فرهنگ انقلاب اسلامي را بر عهده دارد .رسالت جهاد فكري و فرهنگي بر دوش حوزه ها وارثان خط سرخ  پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) است . مرزبانان فرهنگ انقلاب اسلامي امروز با مجموعه اي از آفات و خطرات مواجه اند :

* خطر كفر و شرك عقيدتي

* خطر ارتجاع از فرهنگ توحيدي

* خطر جهل و بي خبري

* خطر جهل وبي خبري از مباني تفكر اسلامي

* خطر ترك دو فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر

* خطر ظهور بدعتها

* خطر تغيير بينش و آرمانهاي الهي

* خطر رفاه زدگيمسئولان

* خطر تحريف انديشه انقلا اسلامي

* خطر تحريف تاريخ انقلاب

* خطر غفلت از دشمنان خارجي و داخلي و حيله ها نيرنگها

* خطر تحجر و جمودگرائي

* خطر التقاط و نوانديشي و پلوراليسم مذهبي

* خطر فراموشي فرهنگ قرآن و غوغاي مسابقات ورزشي و دلارگرايي

* خطر مهجوريت سنت و احاديث نبوي در لابلاي تئوريهاي غربي

* خطر اختاف و پراكندگي امت ، زير شعار ملي گرايي و دموكراسي

* خطر سلطه ي قوانين و معيارها و استاندارهاي كفار بر بلاد اسلامي

* خطر ياس و ترس و بي اعتمادي در روابط اجتماعي

* خطر گسترش فقر و گرسنگي عمومي

شناخت استكبار جهاني به عنوان دشمن اصلي ، شناخت اهداف و شگردهاي آن ، و شناخت راهكارهاي جهاد و بارزه و دفاع از فرهنگ انبياء عليهم السلام و ايمان و صبوري ، شرط موفقيت در نگهباني از فرهنگ انقلاب اسلامي است .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم