موضوعات: "مناسبتها" یا "روحانيت و خطرهاي امروز"

کتاب را حافظه بشریت...

 

کتاب را حافظه بشریت خوانده اند مجموعه دانش و معارف تاریخ مدّون چند هزار ساله را در کتاب می توان یافت. هیچ کدام از وسایل ارتباطی، ژرفای لازم را در اندیشه و تفکر و حوزه قدرت خلاقیت انسان آن گونه که خواندن و نوشتن پدید می آورد، ایجاد نمی کند. از این رو ترویج کتاب و کتاب خوانی، وظیفه و رسالت اصلی دست اندرکاران فرهنگ و دانش جامعه ما می باشد.

در شرایطی که روابط پیچیده اجتماعی و مشکلات روزمرّه، توان مطالعه را حتی برای علاقه مندان به کتاب کاهش داده است، و وجود رسانه های سمعی و بصری خودی و غیرخودی، به دلیل سهولت برقراری ارتباط، اوقات فراغت آنان را پر می کند و به موازات آن، مشکل گرانی کاغذ و وسایل چاپ، نیازهای مالی دست اندرکاران به ویژه نویسندگان، مترجمان و مؤلفان را تأمین نمی کند، نمی توان برای گسترش عناوین و افزایش تیراژها و کشاندن انسان ها به دنیای کتاب، به شعار و موعظه بسنده کرد.

آثار هلاکت بار و چندجانبه رسانه های ماهواره ای و ابعاد خطرناک و مرموز آن، به اندازه کافی، روشن و چشم گیر است. اثرات سوء تلویزیون و تماشای آن، حتی در بزرگسالان، و نیز دگرگونی هایی که تماشای این جعبه جادو در کاهش قوای فکر جوانان و حتی خردسالان قبل از دوران دبستان برجای می گذارد، جای تردید، باقی نمی گذارد که رهبران جامعه باید همه توان و امکانات موجود خود را بسیج کنند و یک جریان و نهضت عمومی کتاب خوانی را تدارک ببینند.

به نظر نگارنده، این مسأله آن اندازه از اهمیت برخوردار است که حتی باید با اختصاص درآمد حاصله از فروش یک روز نفت در سال برای تهیه وسایل لازم چاپ و نشر، مقدمات توزیع ارزان و حتی در پاره ای از سطوح رایگان کتاب را تدارک دید. پرداختن سوبسید برای کتاب، بدون تردید، از تهیه پنیر و روغن ارزان کم اهمیت تر نیست.

اگر به ضرورت گسترش نشر کتاب و فراگیر شدن کتاب خوانی برای حفظ فرهنگ انسانی و تقویت قدرت دفاعی انسان در برابر یورش پیام آوران ویرانگر، اعتقاد داریم، باید از همه راه های ارشادی و تشویقی، بهره جوییم، و حتی با برگزاری مسابقه های منطقه ای و سراسری، شوق و ذوق را در افراد جامعه، به ویژه جوانان برانگیزیم.

منبع:

مجله طوبی آبان 1386، شماره 23

اشتراک گذاری این مطلب!

حكايتي عجيب از آيت الله بهجت و اشك بر امام حسين ؟؟؟؟

حكايت عجيبي در مورد اشك بر امام حسين (ع) از ايشان نقل شده است كه خواندن آن در پنجمين سالروز ارتحال ايشان خالي از لطف نيست.

حجت الاسلام والمسلمين قدس از شاگردان آيت الله بهجت نقل مي‌كند، روزي آقاي بهجت در رابطه با بزرگواري و اغماض ائمه اطهار صلوات الله عليهم فرمودند» :در نزديكي نجف اشرف، در محل تلاقي دو رودخانه فرات و دجله آباديي است به نام «مصيب»، كه مردي شيعه براي زيارت مولاي متقيان امير المؤمنين عليه السلام از آنجا عبور مي‌كرد و مردي كه در سر راه مرد شيعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون مي‌دانست وي به زيارت حضرت علي عليه السلام مي‌رود او را مسخره مي‌كرد. حتي يك بار به ساحت مقدس آقا جسارت كرد، و مرد شيعه خيلي ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خيلي بي تابي كرد و ناله زد كه: تو مي‌داني اين مخالف چه مي‌كند. آن شب آقا را در خواب ديد و شكايت كرد آقا فرمود: او بر ما حقي دارد كه هر چه بكند در دنيا نمي‌توانيم او را كيفر دهيم. شيعه مي‌گويد عرض كردم: آري، لابد به خاطر آن جسارتهايي كه او مي‌كند بر شما حق پيدا كرده است؟ ! حضرت فرمودند: بله او روزي در محل تلاقي آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه مي‌كرد، ناگهان جريان كربلا و منع آب از حضرت سيد الشهدا عليه السلام به خاطرش افتاد و پيش خود گفت: عمر بن سعد كار خوبي نكرد كه اينها را تشنه كشت، خوب بود به آنها آب مي‌داد بعد همه را مي‌كشت، و ناراحت شد و يك قطره اشك از چشم او ريخت، از اين جهت بر ما حقي پيدا كرد كه نمي‌توانيم او را جزا بدهيم.

آن مرد شيعه مي‌گويد: از خواب بيدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سني با من برخورد كرد و با تمسخر گفت: آقا را ديدي و از طرف ما پيام رساندي؟ ! مرد شيعه گفت: آري پيام رساندم و پيامي دارم. او خنديد و گفت: بگو چيست؟ مرد شيعه جريان را تا آخر تعريف كرد. وقتي رسيد به فرمايش امام عليه السلام كه وي به آب نگاهي كرد و به ياد كربلا افتاد و…، مرد سني تا شنيد سر به زير افكند و كمي به فكر فرو رفت و گفت: خدايا، در آن زمان هيچ كس در آنجا نبود و من اين را به كسي نگفته بودم، آقا از كجا فهميد. بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علياً أميرالمؤمنين وليّ الله و وصيّ رسول الله و شيعه شد.«

منبع (ایت الله بحجت /حج

اشتراک گذاری این مطلب!

حتی بافضیلت تراز دهه ی آخر رمضان ...

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ


{وَالْفَجْرِ (1)وَلَيَالٍ عَشْرٍ (2)وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ (3)وَاللَّيْلِ إِذَا يَسْرِ (4)هَلْ فِي ذَلِكَ قَسَمٌ لِّذِي حِجْرٍ (5)}
(سوگند به سپيده دم (1) و به شبهاى دهگانه (2) و به جفت و تاق (3) و به شب وقتى سپرى شود (4) آيا در اين براى خردمند [نياز به] سوگندى [ديگر] است (5) )

بهوش باشیم…

 بزرگترین فرصت زندگی 

 پیوند جدیدی با خداوند 

 بهترین روزهای خداوند 

حتی بافضیلت تراز دهه ی آخر رمضان 

رسول الله (صلی الله علیه وسلم ) می فرماید:

« ما من أيام العمل الصالح فيها أحب إلى الله من هذه الأيام»، يعني أيام العشر ، قالوا : يارسول الله ولا الجهاد في سبيل الله ؟ قال « ولا الجهاد في سبيل الله إلا رجل خرج بنفسه وماله فلم يرجع من ذلك بشىء »

( هیچ یک از روزها عمل صالح نزد خداوند دوست داشتنی تر از این روز ها نمی باشد ، یعنی روزهای دهگانه ، گفتند: ای رسول خدا حتی جهاد در راه خدا؟ فرمود: حتی جهاد در راه خدا ، مگر اینکه شخصی با مال وجانش در راه خدا خارج شده وهیچ از آنها را باز نگرداند). [به روایت بخاری ودیگران ]

این فرصتی گرانبهاست

فرصتی برای شروع رابطه ای جدید با خداوند

فرصتی برای جمع آوری نیکیهای غیر قابل شمارش که تمام گناهان گذشته را جبران می نماید

فرصتی برای کسب حسناتی برابر با کسی که مال ، زندگی وجانش را در مسیر جهاد در راه خدا تقدیم نموده باشد..
فرصتی برای تجدید ایمان در درون قلبمان

براستی برای این ده روز چه آماده کر ده ایم؟

اشتراک گذاری این مطلب!

زودتر از موعد....

خداوند به زمینیان وعده ضیافتی باشکوه در شب اول ماه رمضان
را داده بود؛

اما هلال لاغر ماه، خود را پشت چادر پولک دار شب پنهان می کرد و مردمان، بر پنجه پایشان قد می کشیدند و در آسمان چشم می چرخاندند و ماه را نمی دیدند.

گروهی، از انتظار خسته شدند و میهمانی را فراموش کردند و به خانه هایشان بازگشتند.

گروهی دیگر، چشم به راه ماه ماندند تا روز میهمانی معلوم شود.

اما گروه سوم تصمیم گرفتند زودتر از موعد میهمانی به پیشواز آن بروند…

آن شب ماه را در آسمان دلشان دیدند.

منبع:

سایت گفتگوی دینی

اشتراک گذاری این مطلب!

عرصه‌‌هاي انتخابات و نگراني‌ها و هشدارهاي امام خميني


امام خميني بارها اعلام كردكه من از دشمن خارجي بيم و نگراني ندارم، كه خصم بيروني چهره‌اي نمايان دارد و همان‌گونه كه قرآن اشاره مي‌كند كفر خود را آشكار مي‌كنند(1) و هرگز از مسلمانان راضي نمي‌شوند مگر از آنها پيروي شود(2) و دوست دارند كه مسلمين نيز همچون آنها به گمراهي و ضلالت افتند(3)
ولي دشمنان داخلي كه در حال گذران لحظات روزمره در عرصه‌هاي حيات اجتماعي و سياسي مي‌باشند از آنجا كه راه خدعه را باز و گشوده مي‌يابند(4) و شعار ايمان در گفتار و نفي ايمان در كردار دارند(5) و خود را در عين آنكه مفسدون هستند، مصلحون مي‌نامند(6)، به سهولت و به طور مرموز و خزنده پيش مي‌آ‌يند و نفوذ مي‌كنند و جاي پا محكم مي‌سازند و به نام دين ضربه بر پيكر دين وارد مي‌كنند و چشم ظاهربين قادر نيست حركت پيچيده آنها را بنگرد و راه را بر دشمن هايشان كه رنگ و صبغه دوستي يافته است مسدود كند.
امام خميني هم علماي حاضر در حوزه‌ها، هم فقهاي شوراي نگهبان،‌هم مسئولان سطوح بالاي نظام، و هم مردم جامعه به ويژه جوانان را هشدار مي‌داد و از تاثير پذيري‌هاي مختلف از القائات دشمنان دوست‌نما و دايه‌هاي دلسوزتر از مادر نهي مي‌كرد.

منبع:

2- سوره بقره، آيه 120
3- سوره آل عمران،‌آيه 119
4- سوره بقره، آيه 9
5- سوره بقره، آيه 13
6- سوره بقره، آيات 11 و12

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بندگی خدا حسابش از زرق و برق دنیا جداست

قرآن می‌فرماید: اگر فکر می‌کنید راهی که در پیش گرفته‌اید درست است، باید از مرگ نترسید: «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ»؛ آدمی که راهش حق است، نگران نیست.

حجت‌الاسلام «محسن قرائتی» استاد تفسیر قرآن کریم بیش از 30 سال است به تدریس معارف قرآن و اهل‌بیت(ع) می‌پردازد و سال‌ها است که پنج‌شنبه‌ها در برنامه درس‌هایی از قرآن میهمان خانه‌های ایرانیان است.

با توجه به تأکید مقام معظم رهبری مبنی بر توجه به انس عمومی با قرآن و توجه به مفاهیم الهی، در سال جدید گزیده‌ای از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در سال‌های گذشته را در اختیار علاقه‌مندان  قرار می‌دهد.

در ادامه بخشی از تفسیر قرآن حجت‌الاسلام قرائتی در برنامه درس‌هایی از قرآن با موضوع «پیروزی حق» که در 8 خردادماه سال 1376 ایراد شده است، تقدیم می‌شود.

- آفرینش آسمان‌ها و زمین بر اساس حق است: «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ» مومنون/115 خیال می‌کنید آفرینش شما عبث و بیهوده است؟! هستی بازی نیست، شما هم بازی نیستید. کار جدی است. «أَ لَمْ‌تر أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدیدٍ» ابراهیم/19، «ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما إِلاَّ بِالْحَقِّ» احقاف/3. یک ذره عبث بودن و بیهوده کاری در آفرینش نیست. 

- حق در همه ادیان ارزش دارد: حق فقط برای اسلام نیست. قرآن از برخی یهودی‌ها تعریف می‌کند، می‌فرماید: «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» اعراف/159، «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» اعراف/181. برخی یهودی‌ها خوب هستند برای اینکه حق را می‌پذیرند. یعنی اگر یک نفر غیر مسلمان هم حرف حق زد از او حمایت کنید. 

- حق بر باطل پیروز است: ماجرای عاشورا نیز مؤید این مطلب است. 43 تا رادیو از باطل(صدام) حمایت می‌کردند و به امام(حق) جسارت می‌کردند. قرآن می‌فرماید: «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ» قصص/83، «وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى‏» طه/132 بالاخره 72 نفر کربلا پیروز شدند یا 30000 نفر یزید؟ ممکن است باطل جلوه‌ای داشته باشد ولی حق پیروز است. قرآن می‌فرماید: باطل مثل کف است، سر و صدا می‌کند. ولی زود کنار می‌رود. آن «آب» حق است که می‌ماند.

- در قرآن دو تا «نِعْمَ الْعَبْدُ» داریم. یعنی بنده بسیار خوب. یکی برای پیغمبری که خیلی وضعش خوب است(حضرت سلیمان(علیه السلام)) و می‌فرماید: «نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ» ص/30. یکی هم حضرت ایوب که وضعش خیلی بد بوده است. به ایشان هم می‌فرماید: «نِعْمَ الْعَبْدُ» هردو هم در سوره(ص) و پشت سر هم آمده‌اند. می‌دانید یعنی چه؟ می‌خواهد بگوید، بندگی خدا حسابش از زرق و برق دنیا جداست. 

- نبوت بخاطر حق است: «یا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناکَ خَلیفَةً فِی الْأَرْضِ فَاحْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» ص/26 پیغمبر و خلیفه خدا هستی، اما حق. . . اصلا حکومت اگر به خاطر حق نباشد ارزش ندارد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: حکومت در نزد من از عطسه و آب بینی بزغاله، کمتر است، مگر اینکه بتوانم حق را زنده کنم. پس ارزش حکومت به حق است. 

- مصادیق حق، انبیاء حق هستند: «لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ» اعراف/43، «قَدْ جاءَکُمُ الرَّسُولُ بِالْحَقِّ مِنْ رَبِّکُمْ» نساء/170، «إِنَّا أَرْسَلْناکَ بِالْحَقِّ» بقره/119، «نَزَّلَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ» بقره/176. امام حق است.

- در قرآن 268 قصه وجود دارد. داستان‌های دیگر معمولا ساختگی هستند. اما داستان‌های قرآن همه حق هستند: «إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ» آل عمران/62، «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْیَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً» کهف/13. و لذا مرحوم مطهری فرمودند: «داستان راستان». میزان حق است: «وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» اعراف/8. میزان در قیامت حق است. قیامت حق است: «الْمُلْکُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» فرقان/26. 

-  قرآن می‌فرماید: اگر فکر می‌کنید راهی که در پیش گرفته‌اید درست است، باید از مرگ نترسید: «قُلْ یا أَیُّهَا الَّذینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ» جمعه/6. آدمی که راهش حق است، نگران نیست. 

منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619355-%D8%A8%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%D8%B3%D8%A7%D8%A8%D8%B4-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%B1%D9%82-%D8%A8%D8%B1%D9%82-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D8%AC%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

 

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا گناه والدین بر فرزندان اثر می گذارد؟

دنیا دارای نظامی است متناسب با هدف خلقت که همان ابتلا و امتحان و به فتنه انداختن و رشد دادن است.

خداوند بشر را خلق کرده تا در کوره های امتحان و فتنه رشد یابد و توانایی های تکوینی اش را فعلیت بخشد و خوب از بد متمایز شود:

الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (1)

آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‏کنید.

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ(2)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

اعمال انسان هم در این نظام به طور طبیعی تاثیر های مثبت و منفی دارد و این لازمه خلقت است. سیل ویران می کند، آتش می سوزاند، باران حیات می بخشد و …رفتار پدر و مادر هم به طور طبیعی و مطابق نظام علت و معلول در فرزندان بخصوص در دوران حمل و جنینی و شیرخوارگی و کودکی تاثیر گذار است. پدری که مشروب می خورد و در حال مستی با مادر گناهکار همبستر می شود و در این همبستری نطفه فرزندی بسته می شود و فرزندانش را با لقمه حرام بزرگ می کند، به طور طبیعی زمینه های میل به گناه و فساد در این فرزند زیادتر شده و زمینه های اصلاح و نیک بودن در او کمتر می شود و بر عکس پدر و مادری که از لقمه حلال ارتزاق کرده و با یاد خدا و طهارت آمیزش می کنند و …، طبیعی است که زمینه فساد و گناه در این فرزند کمتر بوده و زمینه های عبادت و بندگی در او بیشتر می باشد گر چه در هیچ کدام این زمینه ها به حدی نیست که آنان را به خوب بودن یا نبودن و بد بودن یا نبودن مجبور کند و هر کدام در نهایت اختیار و توانایی دارد بر خلاف این زمینه ها عمل کند و این زمینه ها را تضعیف کرده و زمینه های مقابل را در خود به وجود آورد ولی به طور طبیعی فرزند پدر و مادر فاسد به فساد میل بیشتری دارد و فرزند پدر و مادر صالح به صلاح.

اینها اقتضاهای طبیعی نظام خلقت و دنیا و دار امتحان و فتنه و عمل است و از بین بردن آنها یعنی به هم زدن این نظام و در هم ریختن آن. پس این تاثیر گذاری ها و تاثیر پذیری ها طبیعی و لازمه خلقت است و چاره ای از آن نیست و همه مطابق حکمت خدا و به اذن او بوده و خداوند بر همه آگاه است. 

در نظام کیفر و پاداش هم خداوند عادل است و با هر کس مطابق سرمایه، توانایی ها و زمینه های مثبت و منفی ای که دارد، عمل می کند. کسی که سرمایه زیادتر دارد، مسئولیتش هم زیادتر است و کسی که سرمایه کمتر دارد، انتظار کمتری هم از او می رود.

از طرف دیگر پدر و مادر و دیگرانی که در ما تاثیر مثبتی گذاشته و با عمل به وظایف انسانی و دستورهای پروردگار باعث ایجاد زمینه های مثبت در ما شده اند، برای این تاثیر مثبت گذاری مستحق پاداش می شوند و ما هم باید قدردان آنان باشیم چون در حقیقت بدانان بدهکاریم و بر ما حق نعمت و منت دارند و کسانی که با ظلم، تجاوز از حدود خدا و ارتکاب گناه در ما زمینه های منفی ایجاد کرده اند، نسبت به ما ستمگرند و متناسب با تأثیرگذاری منفی ای که در ما نهاده اند، از بار گناهان ما به دوش آنها است. زیرا آنان سبب غیر مستقیم گناه ما می باشند گر چه ما هم گناه تصمیم و انتخاب بد خود را باید بدهیم.

در اینجا گناه ما تا حدودی به انتخاب و اختیار خود ما مربوط است که به پای خودمان نوشته می شود و تا حدودی به زمینه های منفی ای که آنان ایجاد کرده اند منسوب است که به پای آنها نوشته می شود و ما هم بابت این زمینه های منفی که در ما ایجاد کرده اند، از آنان طلبکار می شویم که خدای عادل در محکمه قسط و عدلش به همه اینها عالم است و رسیدگی می کند و حق هر ذی حقی را تمام و کمال به او می پردازد.

خداوند می فرماید:

ٍ وَ لا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری(3)

هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‏دهد و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی‏شود.

پس تأثیر منفی گناهان پدر و مادر زمینه ای برای امتحان ما ایجاد می کند و گناهش به عهده ما نیست، بلکه گناهش فقط به عهده خودشان است و ما هم در آن صحنه امتحان و اختبار متناسب با تصمیم و اراده خود پاداش یا کیفر می شویم.

وجود این تاثیرها طبیعت و لازمه این جهان است تا افراد در شرایط مختلف امتحان شوند و استعدادهایشان ظهور کند. اما گناه و کیفر اینها فقط به انجام دهندگانشان بر می گردد و کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد.

طبیعی است که فرزندی که دارای زمینه های منفی و گرایش به گناه است که این زمینه ها و گرایش ها نتیجه گناهان والدین اوست، به اندازه تاثیر گذاری این زمینه ها، از والدین طلبکار است و به همین اندازه از بارگناهانش به دوش والدین اوست که این زمینه ها را در او ایجاد کرده اند و این گناه تا این اندازه نتیجه کار آنها بوده است و این فرد اگر بر عکس این زمینه ها و گرایش ها عمل کند، عمل او پاداش بسیار عظیم تری از عمل کسی که دارای زمینه های مثبت است، دارد زیرا او برای خوب بودن تلاش و جهاد عظیمی کرده که فرد دارای زمینه های مثبت به این تلاش و جهاد عظیم نیاز نداشته و با تلاش کمتری این عمل را انجام داده است.

خداوند عادل در نظام کیفر و پاداش به تمام این عوامل و زمینه ها علم و آگاهی داشته و همه را مد نظر دارد و هر کدام را به اندازه واقعی اش حساب می کند.

منبع:

1. ملک(67) آیه 2. 

2. عنکبوت(29) آیه2.

3. انعام(6) آیه 164.

اشتراک گذاری این مطلب!

منتظر حقیقی در کلام رهبر انقلاب کیست؟

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت

«انتظار فرج امام زمان(عج)» شامل مجموعه بیانات و تحلیل‌های مقام معظم رهبری درباره مسأله مهدویت در 116 صفحه است که می‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل  و شبهات مرتبط با انقلاب اسلامی، نظریه انتظار و عقاید شیعه نسبت به امام زمان(عج) باشد. 

«ساختن زندگی امروز در جهت حکومت امام زمان(عج)، مبارزه با استکبار تلاشی برای حاکمیت اسلام، انتظار فرج یعنی حرکت در جهت قسط و عدل، عقیده درست به امام زمان(عج) عامل تسلیم نشدن مردم، ایجاد ناامنی، شیوه استعمار برای مبارزه با عقیده انتظار، ارتباط خاص بسیجیان با امام زمان(عج)، رسیدن به تمدن نوین اسلامی، مقدمه ظهور حضرت بقیةالله(عج)، درس‌های نیمه‌شعبان برای منتظران، از غدیر تا ظهور، درس‌های اعتقاد به مهدویت و انتظار موعود، نگاه صحیح به مهدویت و تأثیر آن در عرصه اجتماع، نقش علما در زمینه‌سازی ظهور از جمله سرفصل‌های این کتاب به شمار می‌رود.

رابطه‌ى معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج)

ارتباط قلبی یکایک مـردم مؤمـن با مقـام ولایـت عظمی و ولـی‌الله اعظم، یکی از برکاتی است که از مشخص بودن مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) در عقیده مـردم ما ناشـی می‌شـود. ما عـلاوه بـر اعتقاد به اصـل وجـود مهـدی و این کـه کسـی خواهـد آمـد و دنیـا را از عـدل و داد پر خواهد کرد، شخص مهدی را به می‌شناسیم و نام و کنیه و پدر و مادر و تاریخ ولادت و کیفیات غیبت و اصحاب نزدیک و حتی بعضی از کیفیات هنگام ظهور او را نیز می‌دانیم. اگرچه آن شخصیت درخشان و خورشید تابان را در بیرون و محیط زندگی خود نمی‌بینیم و او را تطبیق نمی‌کنیم، اما معرفت به حال او داریم.

رابطه بین شیعیانی که این اعتقاد را دارند، با مقام ولایت و مهدی موعود، یک رابطه دائمی است و چقدر خوب و بلکه لازم است که یکایک ما، قلباً هم این رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ کنیم. طبق همین زیاراتی که وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زیاد به خود معصوم(ع) مستند است، این رابطۀ قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دائم در دل انسان زنده نگه می‌دارد.

ملازمت انتظار واقعی، با اطمینان و اعتماد به آینده

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. «یملا‌الله به الارض قسطا و عدلا» خدای متعال به دست او، سرزمین بشری و همۀ روی زمین را از عدالت و دادگستری پر خواهند کرد. انتظـار چنیـن روزی را بایـد داشـت، نباید اجـازه داد کـه تصرف شـیطان‌ها و ظلـم و عـدوان طواغیت عالم، شـعلۀ امیـد را در دل خامـوش کند، بایـد انتظار کشـید. انتظار، چیـزی عجیب و دارای ابعـاد گوناگونی است. یکـی از ابعـاد انتظار، اعتمـاد و امیـدواری بـه آینـده و مأیوس نبـودن اسـت. همیـن روح انتظار اسـت که به انسـان تعلیم می‌دهد تـا در راه خیـر و صلاح مبـارزه کنـد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت. کسـی کـه به آمدنـش اعتمـاد و اطمینـان داریـد، انتظـارش را می‌کشـید و انتظار کسـی که به آمدنش اعتماد و اطمینان ندارید، انتظار حقیقی نیسـت. اعتمـاد، لازمۀ انتظار اسـت و ایـن هر دو، ملازم با امید اسـت و امـروز این امیـد، امـری لازم برای همۀ ملت‌هـا و مـردم دنیا است.

امید شرط مبارزه و حرکت به سمت صلاح

دنیا در طول تاریـخ طولانی بشـر، ادوار سـیاه و تاریکی به خود دیده اسـت؛ امـا بدون شـک یکی از تاریک‌ترین ادوار زندگی بشـر و تلخ‌تریـن روزگارهای عمومـی مردم عالـم، همین روزگار کنونی اسـت کـه در آن هیچ تردیـدی نباید کرد و ایـن به خاطر تسـلط روزافـزون قدرت‌های شـیطانی و بزرگ عالـم بر زندگی انسان‌هاسـت. اگر شـما بـه وضع دنیـا نـگاه کنیـد، قضیـه روشـن می‌شـود. در دنیـا، قدرت‌ها عالـم را بیـن خودشـان تقسـیم کرده بودنـد و روز به روز تسـلط و تصـرف قدرت‌هـای بزرگ نسـبت بـه مناطـق گوناگون عالم، سـخت‌تر و سـنگین‌تر شـده . امـروز دخالت قـدرت شـیطانی و طاغوتی آمریـکا در زندگـی ملت‌ها از همیشـه بیشـتر اسـت. در همۀ شئون عمـده و اساسـی ملت‌ها دخالت می‌کنند و این دخالت، منحصر به مسائل اقتصادی ملت‌ها نیست، بلکه در فرهنـگ و سیاسـت و ادارۀ امـور و تعییـن مدیران امـور کشـورها نیز دخالـت می‌کنند. اگـر کسـانی در جوامع گوناگـون اوضـاع را نفهمنـد و نداننـد، راحـت زندگـی می‌کننـد؛ امـا صاحبان فکـر و افـراد هوشـمند و روشـنفکر و کسانی که می فهمند قدرت های طاغوتی با زندگی و سرنوشت آنان چه می کنند، حقیقتاً دنیا برای آنان تیره و تار است و زندانی بیش نیست، «ضاقت علیهم الارض بما رحبت» حقیقتا انسان‌های هوشمند در بسیاری از مناطق دنیا، اینگونه زندگی می‌کنند. اگر در دل‌ها امید به روزگار روشن باشد، مبارزه ممکن است و اگر امید بمیرد، مبارزه و حرکت به سمت صلاح هم خواهد مرد.

 منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619607-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

اشتراک گذاری این مطلب!

تنها راه گریز از شهوات نفسانی ...


 تقوا و پاک دامنی درجوانی..

اهمیت و جایگاه تقوا برای جوانان آن وقت معلوم می شود که تمایلات و احساسات دوره جوانی مد نظر قرار گیرد. برای جوانی که در معرض طغیان غرایز و احساسات تند و شکوفایی خواهش های نفسانی و غریزه جنسی و تخیلات موهوم به سر می برد، تقوا به منزله قلعه و حصار مستحکمی است که او را از تاخت و تاز دشمنان مصون می دارد و مانند سپری است که از اصابت تیرهای زهراگین شیاطین باز می دارد.

امام علی(علیه السلام) می فرمایند: «اعلموا عبادالله ان التقوی دار حصن عزیز»۱؛ بدانید ای بندگان خد، تقوا دژی مستحکم و غیرقابل نفوذ است.

استاد مطهری(ره) در این خصوص می گوید: نباید تصور کرد که تقوا از مختصات دین داری است، از قبیل نماز و روزه، بلکه تقوا لازمه انسانیّت است. انسان اگر بخواهد از طرز زندگی حیوانی و جنگلی خارج شود ناچار است که تقوا داشته باشد.۲

جوان همواره بین دو راهی قرار دارد و به سوی دو نقطه متضاد کشیده می شود. از یک طرف، ندای وجدان اخلاقی و الهام الهی او را به سوی خوبی ها سوق می دهد و از طرف دیگر غرایز درونی و نفس اماره و وسوسه های شیطانی او را به ارضای خواهش های نفسانی فرمان می دهد. در این جنگ و گریز تنها جوانی می تواند از این صحنه کشمکش و نزاع بین عقل و شهوت، خیر و فساد و پاکی و آلودگی به سلامت خارج شود که خود را به سلاح ایمان و تقوا مجهز کرده و از ابتدای جوانی به خودسازی و جهاد با نفس بپردازد.

حضرت یوسف(علیه السلام) در سایه همین تقوا بود که توانست با اراده ای قوی از آزمون سخت الهی سربلند بیرون آید و به اوج عزت نایل شود.

منبع:
۱-نهج البلاغه، خطبه ۱۵۶.

۲- ده گفتار،استاد مطهری ص۱۴.

اشتراک گذاری این مطلب!

راز محبّت


یکی از موضوعات قابل بحث در مورد امام حسین علیه السلام مسأله ی علاقه ی شدید پیامبر گرامی اسلام نسبت به اوست. در این نوشتار ضمن اشاره ای کوتاه به جریان تولد امام حسین علیه السلام مواردی از ابراز محبت شدید پیامبر اکرم نسبت به امام حسین علیه السلام را بیان کرده و در پایان به ذکر دلایل این علاقه ی شدید خواهیم پرداخت.

تولد

ابا عبدالله الحسین علیه السلام بنا بر مشهورترین اقوال در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد گردید.

شد. آن روز را روزه بگیر و این دعا را بخوان:
«اللّهمّ اِنّی اسئلک بحقّ المولود فی هذا الیوم…»

همین دلیل است که بعضی این گونه سروده اند:

زبس شوق شهادت بر سرش بود ره نُه ماهه را شش ماهه پیمود

وی با این که شش ماهه به دنیا آمد، از نظر قوای جسمی و روحی در کمال زیبایی و نهایت اعتدال بود.

سوگ ولادت

علی بن الحسین علیه السلام ، از اسماء بنت عُمَیس چنین نقل می کند:

«من در ولادت حسن و حسین علیهماالسلام ، قابله جده ات ـ فاطمه علیهاالسلام ـ بودم … وقتی حسین علیه السلام به دنیا آمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به سراغ من آمد و فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور.

من حسین را در پارچه ی سفیدی پیچیدم و او را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله دادم. پیامبر گرامی اسلام در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و در دامنش نهاد و گریست.

عرض کردم. پدر و مادرم به قربانت! چرا گریه می کنی؟!

فرمود: بر این پسرم.

عرض کردم: او که هم اکنون به دنیا آمده است.

فرمود: ای اسماء! این پسرم را گروه ستمگران می کشند. خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند.

آنگاه فرمود: ای اسماء! این مطلب را به فاطمه مگو، چون او تازه فرزند به دنیا آورده است… .

آیا با همه ی کوشش ها، این راز (دردناک) از زهرای مرضیّه مکتوم ماند؟!

نه به خدا سوگند! چگونه پوشیده بماند در حالی که هر روز گروه فرشتگان شرفیاب می شدند و خبر شهادت حسین عزیز را می آوردند و ماتم او را ساعت به ساعت تازه می کردند.

این ساعت یاد آوریش مساز.

خنده اشک آلود

شاعر ارجمند معاصر آقای چایچیان (حسان)، شب تولد امام حسین علیه السلام و شادی توأم با غم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را در اشعاری زیبا ترسیم نموده که بعضی از آن ها چنین است:

این چه رازی است خدایا که محمّد امشب لب پر خنده ولی دیده ی گریان دارد

دانی از چیست که احمد شب میلاد حسین غم و شادی با هم از دیدن جانان دارد

بیند آینده ی او را چو در آیینه ی غیب زین جهت سوز نهان اشرف انسان دارد

شاد از این است که آخر ثمر عشق رسید آمد آن فرد که بر جامعه رجحان دارد

آمد آن لاله ی خونین رخ صحرای بلا که به دل داغ زهفتاد و دو قربان دارد

منبع:

ـ جلاء العیون، علامه ی مجلسی، ص 278؛ اصول کافی؛ ترجمه ی حاج سیدجواد مصطفوی، ج 2، ص 364، اقوال دیگر را مشروحا آورده است.
2 ـ همان و بحار الانوار، علامه ی مجلسی، ج 43، ص 260 از مصباح شیخ طوسی؛.
3 ـ ابصار العین فی انصار الحسین علیه و علیهم السلام، محمد سماوی، ص 3.
4 ـ بحارالانوار، علامه ی مجلسی، ج 43، ص 258.
5 ـ راه ما راه و روش پیامبر ماست، علامه ی امینی، ترجمه ی محمدباقر شریف موسوی همدانی، ص 64 ـ 65، در معالی السّبطین، شیخ محمد مهدی حائری مازندرانی، ج 1، ص 72 ـ 73
نظیر این روایت از صفیه دختر عبدالمطلب، نقل شده است.
6 ـ معالی السّبطین، حائری مازندرانی، ج 1، ص 74.
7 ـ بحار الانوار، ج 44، ص 231 ـ 233، حدیث 16 و 17 و 18.
8 ـ حسین پیشوای انسان ها، جمع آوری: اکبرزاده، ص 86 ـ 87.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

آمدن و رفتن!

فِی الکافِی عَن الباقِر علیه‌السلام: یُنادِی مُنادیٍ فِی کُلِّ یَوم اِبنَ آدَم لِدْ لِلْموت وَ اجمَع لِلفَناء وَ ابنِ لِلخَراب.

 حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام فرمودند: هر روز منادیی ندا می‌دهد که ای فرزند آدم! متولد شو برای مردن. یک حقیقت آشکاری که اغلب عقول مردم و اذهان مردم از آن غافل است؛ [این که] هر ولادتی برای فنا و نابودی است در نهایت. وَ اجمَع لِلفَناء گرد بیاور و جمع کن، پول را، مال را، اشیاء را، کتاب را، وسایل مطلوب زندگی را از جهات مادی، قدرت و چه و چه، همه‌ی این ها را زحمت بکش جمع بیاور، لِلفَناء، برای این که از بین برود. همه‌اش از بین خواهد رفت. هر آنچه که ما جمع می‌کنیم نابود خواهد شد. یک چند صباحی او مهمان ما است یا ما مهمان او هستیم، گاهی هم او هست ما می‌رویم، او هم خواهد رفت بعد از ما. وَ ابنِ لِلخَراب بساز برای ویران شدن و خراب شدن این توجه دادن ما است به طبیعت این عالم، عالم فناء و عالم ماده، که همه چیز در این دنیا برای آمدن و رفتن است؛ هیچ چیزی بقاء ندارد. این را انسان توجه کند و درک کند. به یاد عاقبت کار در هنگام آغاز کار باشد. این عبرتی است برای ما. دلبستگی‌ها را کم می‌کند؛ هم دلبستگی به اشیاء را، به چیزهایی که متعلق به ما است و هم دلبستگی به نفس را.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

از خدا خواهیم توفیق ادب

 ادب و حیا درهای بسته را باز می‌کند و بی ادبی درهای باز را می‌بندد. با ادب بروی راه هست، بی ادب بروی راه بسته است باید آنقدر ادب ورزید تا محبت طلوع کند. وقتی محبت طلوع کرد ادب کنار می رود “تَسْقُطُ الْآدَابُ ُ بَیْنَ الْأَحْبَابِ” یعنی با هم یگانه می‌شوند. اینجاست که عبد کار خدا می‌کند و خدا کار عبد را. ادب و حیا درهای بسته را باز می کند و بی ادبی درهای باز را می بندد، بی حیایی بود که سبب شد . در آن کوچه باریک جلوی دختر پیامبر (ص) را بگیرند، به نحوی که حضرت نه راه پیش رفتن داشتند و نه راه بازگشت، و آن جسارت را مرتکب شدند . شخص با ادب به زمین ها و آسمان ها و به خوبان خدا راه پیدا می کند. ائمه (علیهم السلام) آرزو دارند ما با ادب باشیم و آزار نرسانیم تا پهلوی ما بنشینند. اگر ما یک خورده باحیا باشیم، ائمه خدا را در ما می بینند. می بینی وقتی بچه ات نماز می خواند چقدر کیف می کنی؟ ائمه که پدر حقیقی ما هستند چطور؟ آداب شرع، همه ادب است.

                                                     از خدا خواهیم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب

منبع:

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی، تالیف مهدی طیب]

اشتراک گذاری این مطلب!

دنیا را در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد!


دنیا را در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد!

ما از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چیزهای زیادی داریم؛ چیزهایی است که اگر امروز عرضه بشود، دنیا را واقعا در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد؛ مثل این نهج‌البلاغه. روی نهج‌البلاغه کار بشود، نکات مهمش برداشته بشود، تفکیک بشود، مطالبش تفسیر و حلاجی بشود، در روایات فحص بشود. این‌قدر ما معارف عالیه داریم که امروز بشر محتاج آن‌هاست. این‌ها از زبان اهل‌بیت، به عنوان بیان اهل‌بیت و به عنوان اسلامی است که اهل‌بیت معرفی می‌کنند. پس، ترویج افکار اهل‌بیت هم یک نکته است.

بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)04/07/1370

با نهج البلاغه انس پیدا کنید

عزیزان با نهج‌البلاغه انس پیدا کنید. نهج‌البلاغه، خیلی بیدار کننده و هوشیار کننده و خیلی قابل تدبر است. در جلساتتان، با نهج البلاغه و کلمات امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه انس پیدا کنید. اگر خدای متعال توفیق داد و یک قدم جلو رفتید، آن وقت با صحیفه‌ی سجادیه - که علی‌الظاهر فقط کتاب دعاست؛ اما آن هم مثل نهج‌البلاغه، کتاب درس و کتاب حکمت و کتاب عبرت و کتاب راهنمای زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است - انس بگیرید. البته حرف نگفته و گفتنی بسیار است؛ منتها چون تا ظهر، وقت بسیاری باقی نمانده و می‌خواهم به سؤالات پاسخ دهم، این است که این بخش را تمام می‌کنم.

بیانات در دیدار از دانشگاه صنعتی شریف 01/09/1378

اوج هنر و زیبایی

سخن امیرالمومین نهج‌البلاغه است؛ فصیح‌ترین کلام آدمی در میان عرب. «نهج البلاغه» اوج هنر و اوج زیبایی است؛ زیبایی لفظ و زیبایی معناست. انسان مبهوت می‌ماند! هیچ شاعر بزرگ عرب، هیچ نویسنده‌ی هنرمند عرب، نتوانسته بگوید که من از مراجعه‌ی به نهج‌البلاغه بی‌نیازم.

بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 10/10/1378

اگر اندکی با نهج‌البلاغه آشنا شویم…

 اگر ما اندکی با نهج‌البلاغه آشنا بشویم و راهمان را به سوی این کتاب باز کنیم، راه سوءاستفاده‌ی دشمن‌های کوچک و خرد و ریزی که در داخل هستند و نیز راه استفاده‌ی دشمن‌های بزرگ جنایتکاری که از غفلت ما و از دوری ما از اسلام، همیشه استفاده کرده‌اند بسته خواهد شد.

پرتویی از نهج‌البلاغه با عنوان «علی و نهج‌البلاغه»

اشتراک گذاری این مطلب!

رفقای خوب ،«رسول» را به سرمنزل مقصود رساندند

 

«بعد از شهادت فرزندم رسول خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم. به ایشان عرض کردم از قافله شهدا عقب ماندم. پیر شده‌ام اما هنوز می‌توانم مفید باشم ولی مسئولان اجازه نمی‌دهند بروم. آقا فرمودند شما برای آزادی قدس آماده باشید.»
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، «رمضان‌علی خلیلی» پدر شهید «محمدحسن(رسول) خلیلی» است. شهید خلیلی از اولین شهدای مدافع حرم منطقه یک تهران است که در سال ۹۲ در سوریه به دست نیروهای داعش به شهادت رسید.
همچنین رمضان‌علی خلیلی روای کاروان دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران نیز هست که برای دهمین سال با کاروان‌های دانشجویی کشور به مناطق عملیاتی جنوب کشور آمده است.

وی درباره تاثیر داشتن دوست خوب بر پیدا کردن راه درست، اظهار داشت: من برای سه ماه ماموریت در زمان جنگ تحمیلی به خرمشهر آمدم که باعث شد 76 ماه ماندگار شوم. فرزندم رسول را در همین شهر بزرگ کردم. او دوران کودکی‌اش را در سال‌های دفاع مقدس و در کنار اروند گذراند. بعدها در منطقه‌های عملیاتی می‌آمد و مدت‌ها می‌ماند. حضور من در جنگ و کنار رزمنده‌ها به خاطر داشتن دوست خوب بود‌.

وی در ادامه گفت: اگر شهید رسول خلیلی به این مقام رسیده به خاطر داشتن رفقای خوبی است که او انتخاب کرده بود. مدافع حرم بودن به راحتی به دست نمی‌آید، اگر شهید خلیلی با این دوستان نبود معلوم نبود الان کجا قرار داشت. نه تنها کفن که سنگ قبر او نیز از کربلا آمده است. وقتی ضریح جدید حرم امام حسین علیه السلام را به کربلا بردند. سنگ داخل حرم نیز عوض شد و یکی از سنگ‌های سبز مرمر داخل حرم روی قبر شهید خلیلی قرار گرفت این سنگ را به شکل شش ضلع قبر سیدالشهدا علیه السلام طراحی کردیم و همزمان با سال تحویل 93 نصب کردیم.

وی توضیح داد: موقع دفن او همه این دوستان حاضر شدند. در آن زمان یکی از من سوال کرد که سال 92 چگونه سالی برای شما بود، گفتم بهترین سال چرا که من در این سال جوانم را به دست آوردم. اگر او زنده می‌ماند با این اوضاع نامناسب فرهنگی و تبلیغات دشمن علیه ایران ممکن بود پای او هم بلغزد آن وقت بود که من رسول خلیلی را از دست می‌دادم. اما خدا خواست که مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها باشد و با شهادتش او را به دست بیاورم. شهادت او و همه رزمندگان اسلام در طول این سال‌ها تضمین بقای انقلاب در این دنیا است و خودشان شفیع دختران و پسرانی هستند که در این مسیر حرکت می‌کنند‌.
روای راهیان نور در ادامه گفت: علت حضور همه کسانی که به این مناطق می‌آیند چه زائر باشند و چه روای و خدام شهدا برای زنده نگه داشتن یاد شهدا است. در خطبه 12 نهج‌البلاغه آمده است که یکی از یاران امیرالمومنین علیه السلام به ایشان عرض می‌کند که برادرم دوست داشت در این جنگ همراه شما باشد. حضرت فرمودند اگر او دلش با ما باشد همراه ماست حتی کسانی که هنوز متولد نشده‌اند اگر دلشان با ما با شد همراه ما هستند و در ثواب جهاد شریک هستند. همین جذبه شهدا است که جوان امروز که جنگ را ندیده به اینجا کشانده است. حرکت این عزیزان به تبعیت از امر ولی فقیه یعنی زنده نگه داشتن یاد شهدا است که در این یادمان‌ها حضور پیدا می‌کنند. قسمت این بود که شهادت روزی من نباشد تا زنده بمانم و رسول خلیلی را برای شهادت آماده کنم تا برای نسل امروز تبدیل به الگو شود.

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/news/701234/%D8%B1%D9%81%D9%82%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%D8%B1%D8%B3%D9%88%D9%84-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%B2%D9%84-%D9%85%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%AF-%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%86%D8%AF

اشتراک گذاری این مطلب!

آيت‌الله جوادي : ترس مي‌ترسيد به سراغ او بيايد

 سخنان ایت الله جوادی آملی به مناسبت  بزرگداشت شهيد نواب صفوي و شهداي فدائيان اسلام

آيت‌الله جوادي  اظهار داشت: شهيد نواب صفوي از شهداي بزرگي است كه بنيان‌گذار اين راه است و مي‌توان از زحمات او يادآوري كرد.

وي با بيان اين‌كه ويژگي نواب صفوي و يارانش كه موردعنايت ذات اقدس هست به دو مورد تقسيم مي‌شود، افزود: نخست جريان شهادت اين شهيد والامقام و يارانش و پاسخ مثبت به دعوت ذات اقدس كه اين مايه زنده شدن آن‌ها است كه در آيه قرآن مي‌فرمايد كسي كه دعوت انبيا را لبيك گويد اين‌ها زنده هستند.

استاد درس خارج حوزه با اشاره به عظمت شهادت و مقام شهيد تصريح كرد: زندگي دنيايي انسان با موت به برزخ منتقل مي‌شود ولي كساني كه خود دانسته درراه خدا جان خود را تقديم مي‌كنند، به مقام شهادت مي‌رسد نمي‌ميرند، زنده وارد برزخ مي‌شود و مي‌تواند باخدا صحبت كند چون در اين راه تلاش كردند، انتظار دارند راهشان ادامه پيدا كند از خداوند مي‌پرسد كساني كه راه را ادامه داده‌اند در كدام مسير هستند.

در اين پيام آمده است زماني در صور دميده مي‌شود همه مي‌ميرند تا وارد صحنه قيامت شوند؛ اما با توجه به برخي از روايات شهدا هم مانند رسولان اين فاصله را زنده مي‌گذراند چون شهيد حياتي پيداكرده كه مرگ ندارد.

مفسر قرآن كريم شجاعت را يكي ديگر از ويژگي‌هاي شهيد نواب صفوي و شهداي فدائيان اسلام بيان كرد و اظهار داشت: برخي خصوصياتي كه انسان دارد اكتسابي نيست بلكه موهبت خداوند است و شجاعت ممتاز نواب صفوي كسبي نبوده و اين شجاعت موهبتي از جانب خداوند بود كه به شهيد نواب صفوي عنايت شد.

وي به زمان محاكمه شهيد نواب صفوي و شهداي فدائيان اسلام اشاره كرد و افزود: كسي كه در محاكمه نواب صفوي حاضر بود اعجاز را ديدند چون با توجه به اين‌كه شهيد وضعيت و نتيجه محاكمه را مي‌دانست حتي ذره‌اي به خود ترس راه نمي‌داد و مي‌توان گفت ترس مي‌ترسيد به سراغ او بيايد و اين موهبتي بود كه خداوند به نواب صفوي داده‌شده بود.

آيت‌الله جوادي آملي با اشاره به ويژگي قرآني انقلاب ايران خاطرنشان كرد: خداوند مي‌فرمايد پيروزي مسلمانان صورت مي‌گيرد درصورتي‌كه نه مردم‌باور دارند و نه دشمنان آن‌ها باور مي‌كنند انقلاب ايران نمونه اين آيه است و شهيد نواب صفوي از اولين كساني بود كه پيروزي مسلمانان را متوجه شد و اين‌يك ويژگي مهم او بود.

منبع:

http://www.fadaeian.com/main/8279-%D8%A2%D9%8A%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%8A-%D8%A2%D9%85%D9%84%D9%8A-%D8%B4%D8%AC%D8%A7%D8%B9%D8%AA-%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%A8-%D8%B5%D9%81%D9%88%D9%8A-%D8%B9%D9%86%D8%A7%D9%8A%D8%AA-%D9%88%D9%8A%DA%98%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA.html

 

اشتراک گذاری این مطلب!

محمدرضا پهلوی به روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای



«میخواهیم از راه شناختن تاریخ خود، گذشته‌ى خود و برجستگان این تاریخ، خود را درست بشناسیم؛ امروزمان را درست بفهمیم و راه فردامان را تشخیص بدهیم.» ۱۳۸۷/۰۲/۱۹ بازخوانی تاریخ برای درس‌آموزی و عبرت گرفتن، از ضروری‌ترین کارها برای فهم وضعیت فعلی و حرکت صحیح به سوی آینده است. این نکته همواره مورد توجه و تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی بوده و بر همین اساس ایشان در فرصت‌های گوناگون به تبیین تاریخی خصوصیات حکومت پهلوی و شخصیت و عملکرد سردمداران آن پرداخته‌اند.
آنچه در ادامه می‌آید گزیده‌ای از «روایت‌های تاریخی درباره‌ی محمدرضا پهلوی در بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای» است

* شرطهای ذلت‌آور برای سلطنت
در اوایل رفتن رضاخان که هنوز تکلیف سلطنت در ایران درست معلوم نشده بود، سفیر انگلیس در تهران به کسی که از طرف محمدرضا به او مراجعه کرده بود که تکلیف خودش را بداند، می‌گوید که چون بر طبق اطلاعات ما، محمدرضا به رادیو برلین گوش می‌کند و پیشرفتهای آلمان را روی نقشه پی می‌گیرد، پس مورد اعتماد ما نیست. آن شخص، خبر را به محمدرضا می‌دهد. او هم گوش کردن به رادیو برلین را ترک می‌کند و کنار می‌گذارد! آن وقت سفیر انگلیس می‌گوید: «حالا دیگر عیبی ندارد؛ می‌شود او را به سلطنت انتخاب کرد.» رژیم و دولتی که در راس آن کسی قرار دارد که تا این حد به یک سفارت بیگانه وابسته است که آنها برای سلطنت او شرطهای حقیر و ذلت‌آوری از این قبیل معین می‌کنند و او هم آن شرطها را می‌پذیرد و عمل می‌کند تا آنها او را به سلطنت برسانند، معلوم است که چقدر به بیرون از این مرزها و به قدرتهای خارجی وابسته است.[۱]

* بیست و پنج سال دیکتاتوری بعد از کودتا
بعد از آنکه حکومت مصدق را [در مرداد سال ۱۳۳۲] سرنگون کردند البته قبلا مرحوم آیت‌الله کاشانی را با ترفندهای خودشان منزوی کردند، کنار زدند و با بی‌تدبیری‌هایی که انجام گرفت کنار گذاشتند باز سر کار آمدند و وارد ایران شدند و توانستند با نفوذ خود، با ایادی خود، با فعالیت خود، کودتای ۲۸ مرداد را به وجود آورند و محمد رضا را که از ایران فرار کرده بود، به ایران برگردانند. بیست و پنج سال بعد از آن، حکومت دیکتاتوری سیاه پهلوی ادامه پیدا کرد.[۲]

* دستور از آمریکایی‌ها، اجرا از محمدرضا شاه
شاه - محمدرضا - برای اینکه یک نخست‌وزیری را از کار برکنار کند و یک نخست‌وزیر دیگر را جای او بیاورد، مجبور شد برود آمریکا، دو هفته، سه هفته در آمریکا بماند، تا موافقت آنها را جلب کند که این زید را از کار برکنار کند، این عمرو را به جای او بگذارد! کار کشور ما به اینجا رسیده بود. در سالهای آخر حکومت پهلوی از این هم زشت‌تر بود. بحث رفتن به آمریکا دیگر نبود؛ همین‌جا سفیر آمریکا و سفیر انگلیس به کاخ شاه میرفتند، به او میگفتند شما در قضیه‌ی نفت اینجوری عمل کنید، در قضیه‌ی ارتباطات جهانی اینجوری عمل کنید، با ملت اینجوری عمل کنید، با مبارزین اینجوری عمل کنید؛ دستور میدادند. شاه هم قبول میکرد. خوب، وقتی که رئیس یک مملکت اینقدر ضعیف، اینقدر زبون، اینقدر در مقابل بیگانگان تسلیم باشد، دیگران وضعشان معلوم است. این وضع کشور ما بود.[3]

* فشار بر ملت و خضوع در مقابل بیگانه
محمد رضای پهلوی در سالهای دهه‌ی چهل و دهه‌ی پنجاه شدیدترین فشارها را بر این ملت و بر مبارزان و بر آزادی‌خواهان- خشن؛ بدون اندک ملاحظه‌ای از مردم- وارد کرد؛ اما همین آدم در مقابل سفیر آمریکا و سفیر انگلیس خشوع و خضوع می‌کرد و از آن‌ها حرف می‌شنفت! ناراحت هم بود، اما مجبور بود. این حکومت یک ملتی است که از عزت ملی محروم است.[4]

* بدترین فسادها از شاه و اطرافیانش به وجود می‌آمد
[یک خصوصیّت] این رژیم خبیث، فساد بود. انواع فساد، از فسادهاى جنسى بگیرید که مبتلابه تقریباً همه‌ى دربارى‌ها و دوروبرى‌ها و مانند اینها بود که دیگر حالا داستانهایش شرم‌آور است. آن روز خیلى از آحاد مردم هم میدانستند، اگرچه جرأت نمیکردند بر زبان بیاورند. گاهى از قلم خارجى‌ها درمیرفت، چیزهایى را میگفتند فساد جنسى، فساد مالى، نه فقط در سطوح متوسّط که هر وقتى ممکن است پیش بیاید؛ نخیر، در عالى‌ترین سطوح کشور. از طرف شخص محمّدرضا و دوروبرى‌هایش، بالاترین فسادهاى مالى، بزرگ‌ترین رشوه‌ها، بدترین دست‌اندازى‌ها، خباثت‌آلودترین فشارها بر منابع مالى ملّت به‌وجود مى‌آمد. براى خودشان ثروت درست میکردند به قیمت فقیر کردن مردم و بیچاره کردن مردم. فساد، فساد جنسى، فساد مالى، اعتیاد، ترویج اعتیاد و ترویج موادّ مخدّر صنعتى به‌وسیله‌ى عناصر اصلى حکومت آن روز در ایران به‌وجود آمد و اتّفاق افتاد.[5]

منبع

۱] - بیانات در سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۳۷۴/۰۳/۱۴
[۲] - بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم‌ ۱۳۷۹/۰۷/۱۴
[3] - بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان‌ ۱۳۸۸/۰۸/۱۲
[4] - بیانات در جمع مردم استان کردستان‌ در میدان آزادی سنندج‌

[5] - بیانات در دیدار مردم قم

اشتراک گذاری این مطلب!

وجه شباهت دوبانوی آسمانی ...


حضرت معصومه سلام الله علیها از آقازاده های معروف و مشهور تاریخ است که به جهت نقش های مهمی که در دوره حیات مبارک خویش ایفا کرده است، همواره مورد عظمت و جلالت قدر در دید شعیان و علاقمندان به خاندان اهل بیت می باشد.

بعد از ورود حضرت رضا (علیه السلام) به مرو آن حضرت نامه ای را به وسیله یکی از غلامان خویش برای خواهرش فرستاد که با رسیدن نامه، بلافاصله فاطمه معصومه (سلام الله علیها) آماده سفر گشت. آن حضرت در سال 201 هجری به همراه پنج تن از برادران (فضل، جعفر، هادی، قاسم، زید) و تعدادی از برادرزادگان و کنیزان روانه خراسان شدند.

آنچنان که در تاریخ نقل شده است پس از آنکه کاروان حضرت معصومه(سلام الله علیها) به ساوه رسید، عده ای از دشمنان اهل بیت، به اشاره مأمون عباسی راه را بر آنان بستند و در یک درگیری نابرابر، تمام برادران و بیشتر همراهان او به شهادت رسیدند و حضرت معصومه(سلام الله علیها) بر اثر شدّت تألمات و بنا بر قولی بر اثر مسمومیت، بیمار گشت.

انتخاب نام فاطمی

در انتخاب نام ایشان نقل های متفاوت و متعددی بیان شده است. اما آنچه در این میان مشهور و معروف است آن است که با پنج دلیل این نام برای ایشان انتخاب شده است.

در میان بانوان بیت رسالت و امامت، دو بانوی آسمانی اند که از جهات گوناگون شبیه به یکدیگرند و وجه شباهت و قدر مشترک بین آن دو، فراوان است. آن دو بزرگوار، یکی حضرت زینب کبری، عقیله آل هاشم علیهم السلام است و دیگری حضرت فاطمه معصومه علیها السلام.

1) هر دو سرافرازند که دختر امام معصوم علیه السلام هستند، زینب کبری دختر بزرگوار حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام است و حضرت معصومه علیها السلام دختر والاگهر حضرت موسی بن جعفرعلیهما السلام.

2) هر دو بزرگوار خواهر امام معصوم اند، یکی خواهر امام حسن و امام حسین علیهما السلام و دیگری خواهر حضرت علی بن موسی الرضاعلیه السلام است.

حضرت معصومه سلام الله علیها از آقازاده های معروف و مشهور تاریخ است که به جهت نقش های مهمی که در دوره حیات مبارک خویش ایفا کرده است، همواره مورد عظمت و جلالت قدر در دید شعیان و علاقمندان به خاندان اهل بیت می باشد

3) هر دو بانوی خاندان وحی، افتخاری دارند که عمه امام معصوم می باشند، یکی عمه حضرت امام زین العابدین علیه السلام و دیگری عمه حضرت جواد الائمه علیه السلام.

4) هر دو مورد تقدیس و تکریم امام معصوم قرار گرفته و حجّت بالغه الهی، زبان به مدح و ثنا و ستایش آن دو گوهر گران بها گشوده است.

5) هر یک از این دو بانوی بزرگ اسلام، مورد تعظیم و احترام سه امام مفترض الطاعه قرار گرفته اند: حضرت زینب علیها السلام از ناحیه پدر بزرگوارش، امیرمؤمنان علیه السلام و از سوی برادرش حضرت سیّدالشهداعلیه السلام و از ناحیه برادر زاده شان حضرت امام زین العابدین علیه السلام مورد ستایش قرار گرفتند.

بر این اساس برخی معتقدند که  به دلیل آنکه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام بانویی بهشتی، پیراسته از زشتی ها، غرق در عبادت و نیایش و شبنم معطر آفرینش است، یکی از دلایل معصومه نامیدن این بانو آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهراعلیها السلام در او تجلّی یافته است. براساس پاره ای از روایات، این لقب از سوی امام رضاعلیه السلام به این بانوی والا مقام اسلام داده شده است، چنان که فقیه بلند اندیش و سپید سیرت شیعه، علامه مجلسی رحمه الله در این باره می گوید: امام رضاعلیه السلام در جایی فرمود: هر کس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است.

بر این اساس و بر مبنای تحلیل هایی که دانشمندان دینی ارائه می کنند،شباهت های ذکر و شده و انتخاب لقب از جانب برادر که ولی خداست،بی ارتباط با هم دیگر نبوده است و می تواند صحیح باشد.

منابع:
1. کتاب عمه سادات زندگی حضرت معصومه ( سلام الله علیها )
2. پایگاه اطلاع رسانی حوزه
3. کتاب یادگار عصمت

اشتراک گذاری این مطلب!

مایه زینت ما باشید....

در احادیثی حضرت عسکری(ع) خطاب به شیعیانش می فرماید:

* شما را سفارش می کنم به کوشش و راستگویی و اینکه امانت هر کسی را که به شما امانتی سپرده است، به او بازگردانید چه آن شخص، نیکوکار باشد چه تبهکار.

* برای همسایگان خود، همسایگان خوبی باشید. با آنان نماز گزارید، در تشییع جنازه های شان حاضر شوید و مریضان آنان را عیادت و حقوق شان را ادا کنید.

* اگر کسی از شما راستگو باشد و ادای امانت کند و با مردم خوش رفتار باشد، آن زمان مردم می گویند: «این، یک شیعه است.» و همین مسأله، من را شادمان می کند.

* از خدا بترسید و تقوای الهی را پیشه خود سازید و با اعمالتان زیور و زینت برای ما باشید و مایه زشتی و بد نامی ما نباشید. هرگونه دوستی را برای ما جلب کنید و هر بدی را از ما دور سازید. زیرا هر خوبی که در حق ما گفته شود، سزاوار آنیم و هر بدی که در حق ما گفته شود، شایسته آن نیستیم.

منبع:تحف العقول

اشتراک گذاری این مطلب!

فتنه...

 

از حلقه هایمان به در افتاد رازها / با قیل و قال بی ثمر عشق بازها

دوشید فتنه ای شتران دو ساله را / بر دوششان نهاد به بازی جهازها

شوخی شده ست و عشوه نماز شیوخ شهر / زحمت به بی نمازی ما بی نماز ها

خیل پیاده ایم، کجا بازگو کنیم؟ / رنجی که برده ایم ز شطرنج بازها

در گنبد کبود زمان ما کبوتران / بستیم چشم و بسته نشد چشمِ بازها

در پیش چشم کوخ نشینان غریب نیست / از کاه، کوه ساختنِ کاخ سازها

قرآن به نیزه رفت…خدایا مخواه باز / بر نیزه ها طلوع سر سر فراز ها

منبع:

مجموعه غزل حق السکوت/ محمد مهدی سیار/ص84و85

اشتراک گذاری این مطلب!

نقش وحدت‌ساز و تمدنی عیسی(ع)


آن چیزی که در فعل عیسی(ع) دیده می‎شود، رفتار وحدت‎ساز ایشان در راستای ایجاد امت واحده اسلام و زمینه‎سازی ظهور امام زمان(عج) است. در روایتی پیامبر اکرم(ص) می‎فرمایند: «قائم توسط ترس یاری و به نصرت تأیید می‌شود، زمین برای او خواهد چرخید و گنجها برای او ظاهر خواهد شد و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند، هر چند که مشرکان برآن کراهت داشته باشند. [اشاره به توبه33] در آن هنگام در زمین جای خرابی نیست جز آنکه آباد شود و روح‌الله عیسی‌ بن مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد.»

از سوی دیگر می‎توان به راحتی نتایج اولیه ایمان اهل کتاب به عیسی(ع) را متوجه شد. از آنجا که عیسی(ع) از زمان نزولشان همواره ملازم امام زمان(عج) هستند و پشت سر حضرت نماز می‎خوانند، بنابراین نتیجه این است که مسیحیان و حتی یهودیان زیادی را با امام(ع) صلح می‎دهند و حضرت عیسی(ع) امت خود را به سوی حضرت سوق می‎دهند.

منبع:https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/10/05/1276487/%D9%85%D8%B3%DB%8C%D8%AD-%D8%B9-%D9%BE%D8%B1%DA%86%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%A7%D8%B1-%D8%B8%D9%87%D9%88%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%AC%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%B9%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%B9-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%85?ref=shahrekhabar

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خانه ای بر روی موج دریا...

عیسی(علیه السلام) به شاگردان خود فرمود: حکایت دنیا همچون یک پل است پس از آن عبور کنید و به آباد کردن ان سرگرم نشوید و سپس گفت: کدام یک از شما بر روی موج دریا خانه می سازد؟ خانه ی دنیا نیز چنین است، آن را جایگاه ابدی خود نگیرید.

میلاد حضرت مسیح مبارک

اشتراک گذاری این مطلب!

یک ویژگی استثنایی برای حضرت عیسی (ع)

 

 

در قرآن، حضرت عیسی (ع)، یک پیامبر «اولوالعزم» معرفی شده است. این پیامبران دارای ارزش های

روحانی و اخلاقی و علمی بالایی هستند و در صفاتی چون تقوا و توجه به خداوند، و صبر و عفو و بخشایش،

سرآمد دیگران هستند. قرآن، سخنان حضرت عیسی (ع) در گاهواره را چنین نقل می فرماید: «منم بنده

خدا، که به من کتاب داده و مرا به پیامبری برگزیده است; هر جا که باشم مرا با برکت ساخته و تا زنده ام به

نماز و زکات سفارش کرده است; و مرا نسبت به مادرم نیکوکار کرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است.»

در قرآن، یک ویژگی استثنایی برای حضرت عیسی (ع) ذکر شده و او به مقامی پرافتخار نایل گردیده است،

به گونه ای که احدی از پیامبران این گونه ستوده نشده اند، «وجیها فی الدنیا و الآخرة؛ چون فرشتگان به

مریم گفتند: «خدا تو را به “کلمه ای” که نامش “عیسی بن مریم” است بشارت می دهد، او که “وجیه و

آبرومند در دنیا و آخرت"، و از مقربان درگاه خداست، و با مردم در گاهواره و در حالت کهولت (و میانسال

شدن) سخن می گوید; و او از صالحان و نیکوکاران است.» (آل عمران/ 45) اما کتاب مقدس دو چهره مختلف

از حضرت عیسی (ع) نشان داده است: یکی چهره اخلاقی و دیگری چهره انقلابی.

منبع:http://tahoor.com/fa/article/view/112075

اشتراک گذاری این مطلب!

راحت من رضای تو...

به مناسبت شب یلدا شعری زیبا از حافظ شیرازی رو تقدیم شما می کنیم:

تاب بنفشه می دهد طُره مشکسای تو / پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو
ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز / کز سر صدق می کند شب همه دعای تو
خرقه زهد و جام می گر چه نه در خور هم اند / این همه نقش می زنم از جهت رضای تو
شور شراب عشق تو آن نفسم رود زِ سر / کاین سر پُر هوس شود خاکِ در سرای تو
من که ملول گشتمی از نَفَس فرشتگان / قال و مقال عالمی می کشم از برای تو
مِهر رُخَت سرشت من خاک درت بهشت من / عشق تو سرنوشت من راحت من رضای تو
دلقِ گدای عشق را گنج بود در آستین / زود به سلطنت رسد هر که بود گدای تو
شاهُ نشینِ چشمِ من تکیه گهِ خیال توست / جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
خوش چمنی است عارضت خاصه که در بهار حسن / حافظ خوش کلام شد مرغِ سخن سرای تو

اشتراک گذاری این مطلب!

رهبر انقلاب، درگذشت آیت الله واعظ‌زاده را تسلیت گفتند

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر درگذشت عالم فرزانه مرحوم آیِة الله آقای حاج شیخ محمد واعظ زاده‌ی خراسانی رحمة الله علیه را با تأسف و تأثر دریافت کردم. این روحانی بزرگوار و پرکار و روشن‌بین از جمله‌ی مردان با همّت و جامعی بود که علوم اسلامی همچون فقه و حدیث و رجال و تراجم را از برترین استاد این فنون یعنی مرحوم آیة الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه فراگرفته و خود در عمر پربرکت خویش به تحقیقات بدیع در آن و نیز علوم قرآنی و تاریخ و کلام پرداخته بود. آثار قلمی و تحقیقی ایشان در برخی از این رشته‌ها در شمار افتخارات علمی حوزه‌های علمی شیعه است و مورد استفاده‌ی ماندگار دنیای اسلام خواهد بود ان‌شاءالله. ضایعه‌ی رحلت این عالم جلیل را که در کهنسالی نیز از کار و تلاش علمی باز نماند به فرزندان گرامی و همه‌ی بازماندگان و مستفیدان از دانش و تجربه‌ی ایشان تسلیت عرض می‌کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان مسألت می‌نمایم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148208136025294

اشتراک گذاری این مطلب!

موعظه های بسیار شنیدنی پیامبر اکرم(ص) به ابوذر...!

به پايين تر از خودت نگاه كن، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى.

ابوذر : اى رسول خدا ((صلی الله علیه و اله))! مرا توصيه اى كن .

پيامبر: تو را به ((تقوا)) سفارش مى كنم ، چرا كه تقوا در راءس همه كارهاى توست .

ابوذر: باز هم بفرماييد، بيشتر.

پيامبر: بر تو باد قرآن خواندن و ياد خداى متعال ، چرا كه تلاوت قرآن براى تو در آسمانها ((ياد)) است و در زمين ، ((نور)).

تقوا عنوان كلى است ، پرواى از خدا در همه كارها. قرآن خواندن هم ، انس مستمر با آفريدگار و كلام اوست ، كه تلاوت هر روزه ، ((برنامه گرفتن )) از اين منشور بى نظير و جاويدان است . ابوذر قانع نيست ، بيشتر مى خواهد و بيشتر، از اين رو، از حضرت مطالب بيشتر و مواعظ بليغ ‌تر مى طلبد. اين گفتگو ادامه مى يابد:

ابوذر: باز هم بيفزاى ، اى رسول خدا ((صلی الله علیه و اله))!

پيامبر :بر تو باد ((جهاد)) . چرا كه رهبانيت آيين من ، جهاد است .

ابوذر: با زهم بيشتر، يا رسول اللّه ((صلی الله علیه و اله))!

پيامبر : بر تو باد ((سكوت )) ، مگر آنجا كه حرف نيك بگويى ، چرا كه سكوت و خموشى، شيطان را از تو طرد مى كند و در امور دينى هم ياور توست.

اين هم جهاد است ، ليكن در جبهه درونى و در جهاد با نفس . گاهى كنترل زبان و مهار كردن سخنان ، از يك جنگ بيرونى دشوارتر است و قوّتى بيشتر مى طلبد. چه بسيار حرفها كه بى پايه و بى مايه است و خاستگاه نفسانى دارد و وسوسه هاى ابليسى انگيزه آن گفتار است ، پس خموشى گزيدن و رعايت سكوت و كم حرفى ، بستن راه شيطان است .

ابوذر: اى پيامبر، باز هم موعظه ام كن ، و بيشتر!

پيامبر: از خنده زياد بپرهيز، چرا كه دل را مى ميراند و نور چهره را از بين مى برد.

ابوذر: باز هم ، يا رسول اللّه ((صلی الله علیه و اله))!…

پيامبر: به پايين تر از خودت نگاه كن ، نه به بالاتر از خويش ، چرا كه اين سبب مى شود نعمتهاى خدا را درباره خودت ، كم مشمارى .

در احاديث ديگر، اين نكته با تفصيل بيشترى آمده است . در امور دنيايى و برخورداريها و مال و معيشت و زندگى ، بايد به پايين تر از خود نگريست نه بالاتر. چون نظر به پايين تر، سبب مى شود انسان آنچه را هم كه دارد قدر بشناسد و شكرگزار باشد. اما اگر به بالاتر از خود بنگرد و تمتعات و امكانات و رفاه و خانه و حقوق و… ديگران را ببيند، هميشه احساس كمبود مى كند و به دنياطلبى و ((تكاثر)) مى گرايد.

اما در امور اخروى و معنوى ، انسان بايد به بالاتر از خود بنگرد (اين در احاديث آمده است ). به آنكه علم بيشتر، تقواى افزونتر، خلوص و صداقت برتر دارد، و معرفتش بيشتر، اخلاقش نيكوتر و روحياتش والاتر است . اينها قله هاى كمالند. توجه به اين گونه افراد بالاتر از خود، سبب مى شود كه انسان به ضعفهاى اخلاقى و معنوى خود واقف گردد و تلاش ‍ بيشتر كند تا به آن قله برسد و به آنچه دارد، قانع نگردد. چرا كه مراتب كمال و معنويت انسان ، تا بى نهايت قابل رشد و فزايندگى است .

ابوذر: اى رسول خدا ((صلی الله علیه و اله)) باز هم بر موعظه هاى خود بيفزاى .

پيامبر: با خويشاوندانت رفت و آمد داشته باش ، هرچند آنها از تو قطع رابطه كنند. بينوايان محروم را دوست داشته باش و با آنان مجالست و همنشينى كن . (قبلاً هم گذشت كه اين كار، سبب زدودن ((تكبر)) مى شود و گُل تواضع را بر شاخه زندگيمان مى شكوفاند.)

ابوذر: يا رسول الله ، باز هم !

پيامبر: حق را بگو، هر چند تلخ باشد!

ابوذر: باز هم ، اى پيامبر!

پيامبر :در راه خدا، از ملامت و نكوهش ملامتگران نترس .))

(راستى ، در تعارض راه خدا و پسند مردم ، كدام يك را بايد برگزيد؟ كسانى از سرزنش و حرفهاى مردم مى هراسند و به همين خاطر، حرف حق را نمى گويند، به وظيفه عمل نمى كنند و از گرفتن يك ((موضع مكتبى )) مى هراسند. اما مرد حق ، در راه خدا از هيچ ملامتى نمى ترسد. ديگران هرچه مى خواهند بگويند، اگر كارشان طبق رضاى خدا باشد، ديگران و حرفهايشان مهم نيست …)

((ابوذر (آخرين سؤ ال ) يا رسول الله ، بيشتر موعظه ام كن !

اى ابوذر!…

آنچه از عيب و مسائل خويش مى دانى ، بايد تو را از پرداختن به ديگران باز دارد و آنچه خود انجام مى دهى ، بر ديگران ستم مكن . در عيب انسان ، همين بس كه از عيوب ديگران آن را بشناسد كه از خودش نمى شناسد…))

در امثال فارسى ما نيز اين گونه سخن زياد است . سير، يك روز به پياز طعنه مى زند كه چه قدر بدبويى !… پياز مى گويد: تو از عيب خود بى خبرى ، از اين رو به عيبجويى ديگران پرداخته اى . و به تعبير ديگر: يك سوزن به خودت بزن ، يك جوالدوز به ديگرى . سبب پرداختن به ضعفها و عيوب ديگران ، آن است كه از عيوب خود بى خبريم و يا فراموش ‍ مى كنيم و چيزى را بر ديگران ناروا و زشت مى شماريم كه در خودمان نيز، همانها يافت مى شود. اين خود، عيبى است بزرگ .

ابوذر مى گويد: پيامبر آنگاه دست بر سينه ام نهاد و فرمود:

((اى ابوذر!…

هيچ عقلى ، همچون تدبير و آينده نگرى نيست ،

هيچ تقوا و وَرَعى ، همچون پرهيز از حرامهاى خدا نيست .

و… هيچ افتخار و شرافتى ، همچون ((حسن خلق )) و خوش اخلاقى نيست !))

در اينجا، اين سلسله نور و اين آبشار حكمت ، پايان مى پذيرد. اساسى ترين حكمتها و اندرزهايى كه براى دين و دنيايمان سودبخش است ، توجه به آنها، ما را به فلسفه بلند و ناب هستى و حيات ، نزديكتر مى سازد.

منبع:

مواعظ حضرت رسول صل الله عليه وآله وسلم به ابوذر غفارى.حجت الاسلام جواد محدّثى

 

اشتراک گذاری این مطلب!

آن دو نفر را می بینند!

 

جمعی در محضر امام صادق علیه صلوات الله الرازق نشسته بودند. سخن از شیعه و پیروان خاندان رسالت به میان آمد.
امام (علیه السلام) فرمود: پیروان ما در لحظات آخر عمر، چیزهایی را می بینند که چشمها با دیدن آن، روشن می گردد و شاد می شوند)).
یکی از حاضران پرسید: چه چیز را می بینند؟ این سؤال را ده بار تکرار کرد و اصرار داشت تا امام به او پاسخ دهد ولی امام صادق (علیه السلام) هر بار در پاسخ او می فرمودند: می بینند..
سرانجام امام (علیه السلام) آن شخص سؤال کننده را صدا زد و فرمود: گویا اصرار داری تا بدانی چه چیز را می بینند؟ عرض کرد: آری. قاطعاً. سپس گریه کرد.
امام (علیه السلام) به حال او رقت کرد و فرمود: آن دو نفر را می بینند! آن شخص با اصرار پرسید: کدام دو نفر را؟ امام (علیه السلام) فرمود: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) را می بینند. هیچ مؤمنی نیست مگر این که در لحظات آخر عمر، این دو بزرگوار را خواهد دید که آن دو بزرگوار به او بشارت می دهند.
آنگاه فرمود: این مطلب را خداوند در قرآن، بیان کرده است، حاضران پرسیدند: خداوند در کجا و کدام سوره بیان فرموده است؟
امام صادق (علیه السلام) فرمود: در سوره یونس آنجا که می فرماید: الذین آمنوا و کانوا یتقون لهم البشری فی الحیوه الدنیا و فی الآخره**یونس/ 64 63، ترجمه: همان ها که ایمان آوردند و پرهیزگار بودند در زندگی دنیا و در آخرت شاد و مسرورند. *** (بشارت دنیا آنان، همان حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و علی (علیه السلام) در لحظات آخر عمر آنهاست که بربالین آنان حاضر گشته و آنها را شاد و مسرور می سازد

 حکایت های شنیدنی 5/ 164 163 به نقل از: تفسیر نور الثقلین 2/ 110. تفسیر نمونه 8/ 340.

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شناخت پیامبر، بدون شناخت قرآن ممکن نیست.

 

*شناخت رسول اکرم (ص) بر همگان آسان نیست

چون حقیقت رسول گرامی(ص)، همان حقیقت قرآن است و معرفت حقیقت قرآن، برای افراد معمولی و متعارف ممکن نیست، شناخت رسول اکرم(ص) هم برای همگان میسّر نیست؛ با این تفاوت که گروهی تنها گوشه‌‌ای از حقیقت نبوّت را درک می‌‌کنند و به آن مؤمن می‌‌شوند؛ ولی فرورفتگان در چاه طبیعت، هرگز حقیقت رسالت را نمی‌‌بینند و در نتیجه به آن کفر می‌‌ورزند. از این رو در قرآن آمده است: «َتَرَاهُمْ یَنظُرُونَ إِلَیْکَ وَهُمْ لاَ یُبْصِرُونَ»؛ می‌‌بینی که به تو می‌‌نگرند؛ در حالی که نمی‌‌بینند.

حاصل آنکه شناخت پیامبر، بدون شناخت قرآن ممکن نیست. آنچه در حدیث آمده است که «رسول خدا را جز خدا و علی‌‌بن‌‌ابی‌‌طالب(ع)، کسی نشناخت»، به معرفت‌های نوری نظر دارد.

پیامبر قرآن را در نشئه کثرت، در لباس الفاظ به زبان عربی مبین، از خداوند آموخت و در نشئه وحدت آن را به صورت بسیط و بدون لفظ، در مرحله ام‌‌الکتاب از خداوند تلقّی کرد. پس شناخت پیامبر بدون شناخت همه مراحل قرآن، به ویژه مرحله ام‌‌الکتاب میسّر نیست.

منبع:http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13921026000162

 

اشتراک گذاری این مطلب!

​ پیامبر(ص) مورد تکریم دائمی خدا و ملائکه

 


یکی  از امتیازات پیامبر اکرم(ص) این است که خداوند در آیاتی از قرآن علاقه خاص خود و فرشتگان را نسبت به پیامبر(ص) بیان می‌کند و مى‌‏فرماید: «إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»؛[احزاب/56 }خداوند و فرشتگانش بر پیامبر رحمت و درود می‌فرستند اى کسانى که ایمان آورده‌‏اید بر او درود بفرستید و سلام بگوئید و در برابر فرمان او تسلیم باشید.
مقام پیامبر(ص) آن قدر والا است که آفریدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى که تدبیر این جهان به فرمان حق بر عهده آنها گذارده شده است بر او درود می‌فرستند، بر مؤمنان نیز لازم است با این پیام جهان هستى هماهنگ شوند.
به این نکته باید توجه کرد که تعبیر به «یصلون» به صورت فعل مضارع دلیل بر استمرار است؛ یعنى پیوسته خداوند و فرشتگان رحمت و درود بر او می‌‏فرستند، رحمت و درودى پیوسته و جاودانى.[مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۷، ص ۴۱۷]
درروایتی از امام علی (ع) امده:
عالم یهودى گفت: از حضرت آدم(ع) شروع می‌‏کنم، خداوند ملائکه را به سجده او واداشت، آیا محمّد یک چنین فضیلتى را دارد؟!
امام(ع) فرمود: همین گونه است، ولى این‌را بدان اگر خداوند ملائکه خود را به سجده آدم واداشت، این سجده؛ سجده طاعت نبود که ملائکه آدم را عبادت کنند، بلکه این سجده نوعى اعتراف به فضیلت آدم، و رحمتى از ناحیه خداوند بود. ولى به محمّد(ص) برتر از آن عطا شده، خداوند در جبروت خود همراه تمامى فرشتگان بر او درود فرستاد، و همه مؤمنان را موظّف به صلوات فرستادن بر او نمود، و این فضیلتى افزون بر فضیلت آدم(ع) است‏.[الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ۱، ص ۲۱۱.]

منبع:http://thaqalain.ir/?p=43381

اشتراک گذاری این مطلب!

اثرصلوات بر محمدوآل محمد(ص)در نهج البلاغه



وقال علی علیه السلام :مَإِذَا كَانَتْ لَكَ إِلَى اللّهِ، سُبْحَانَهُ، حَاجَةٌ فَابْدَأْ بِمَسْأَلَةِ الصَّلاَةِ عَلَى رَسُولِهِ(صلى الله عليه

وآله)، ثُمَّ سَلْ حَاجَتَكَ; فَإِنَّ اللّهَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُسْأَلَ حَاجَتَيْنِ،فَيَقْضِيَ إِحْدَاهُمَا وَيَمْنَعَ الاُْخْرَى.


امام(عليه السلام) فرمود: هرگاه حاجتى به درگاه حق داشتى، نخست با صلوات بر پيامبر(صلى الله عليه وآله)

شروع كن، سپس حاجت خود را بخواه زيرا خداوند، كريم تر از آن است كه دو حاجت از او بخواهند، يكى را قبول و ديگرى را رد كند.

منبع:حکمت 361 نهج البلاغه-ترجمه محمددشتی.

اشتراک گذاری این مطلب!

آثار انتظار از نگاه امام صادق (علیه السلام)

انتظار کشیدن ـ که از وظایف یاران امام مهدی(عج) است ـ یک حالت و عمل قلبی و درونی‌ است که آثار و برکت‌های فراوان بیرونی هم دارد. انسان منتظر، دائماً به در نگاه می‌کند. پیوسته در درون و باطن به عالم بالا نگاه می‌کند که آقایش چه زمانی تشریف می‌آورد.
پس اوّلین اثر انتظار، این است که انسان را دائماً به یاد منتظَر می‌اندازد؛ یعنی در حقیقت، انسان منتظِر، یک لحظه هم از یاد آن حضرت غافل نیست. دومین اثر، آماده شدن و مهیّا شدن برای آمدن امام زمان(عج) است. شخصی از امام صادق(ع) می‌پرسد: متی الفرج؛ آقاجان! گشایش و فرج شما اهل بیت(ع) چه زمانی است؟ امام فرمودند: «مالک و الفرج و انت ممن ترید الدّنیا!؟؛ تو را به فرج چه کار در حالی که از کسانی هستی که دنیا را می‌خواهند و دنیاطلبند؟! کسی می‌پرسد فرج چه زمانی است، که خود را برای آن ساخته و آماده کرده است. تو فرج را برای آن می‌خواهی که دنیایت آباد شود! مشکلات اقتصادی و سیاسی برود! تو خود آقا را نمی‌خواهی. آقا بیاید تا دنیایت را آباد کند. بنابراین پرسشت بی‌جاست!» پس مهم، آماده بودن برای ظهور است.
اثر سوم انتظار، لحظه شماریِ انسانِ منتظر برای آمدن آن حضرت(عج) است. لحظه لحظه می‌گوید: خدا کند تو بیایی!. اصلاً آمدن حضرت(عج) را در خواب می‌بیند. نه اینکه بگوید ـ نعوذبالله ـ آقا تا هزار سال دیگر هم ظهور نمی‌کند.

منبع:http://tolooemehr.com/quran-hadith/%D9%88%DB%8C%DA%98%DA%AF%DB%8C-%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B5%D8%A7/

اشتراک گذاری این مطلب!

​از جاهلیت حجاز تا جاهلیت مدرن...


تاریکی و ظلمت، شرک و کفر، جنگ و خونریزی، نابرابری و بی عدالتی، کینه و دشمنی و … همه جا را فرا گرفته است. دیگر انسانیت و اخلاق معنایی ندارد. محبت بی معناست. ارزش های اخلاقی حلقه مفقوده زندگی بشریت است. دختران حق زندگی ندارند و باید زنده به گور شوند ولی تعداد زیاد پسران نشانه خوبی برای هر خانواده است. با کوچکترین سوء تفاهمی جنگ های خونین و بی پایان رخ می دهد.

اشرافی گری تنها ملاک شایستگی است. سیاه پوستان برده هستند و نژاد پست تر، و بردگان از حداقل حقوق اجتماعی بی بهره اند. شکنجه ضعیفان امری طبیعی است و بالاخره انسان گرگ انسان است. اینها همه و همه تنها گوشه ای از ویژگی های دوره خاصی از تاریخ است؛ عصر جاهلیت.

روح انسان به واسطه انتسابش به آستان ربوبی درغایت ظرافت و حساسیت است. اما چگونه است که تباهی همه جا را فراگرفته و چگونه می توان بشریت را احیا نمود؟ خداوند متعال برای نجات انسانها از گمراهی و برای هدایت بشریت «رحمه للعالمین» را به آفرینش عنایت فرمود. عالی ترین نمونه اخلاق و تربیت و والاترین الگوی کمالات انسانی برانگیخته می شود تا به مصداق آیه ی شریفه «و لکم فی رسول الله اسوه حسنه»، اسوه ای حسنه، نعمت آفرینش را کامل نماید. پیامبر گرامی اسلام (صلی الله و علیه واله)، هم او که برای همه عزیز و دوست داشتنی است و هم او که «محمد امین» است، همچون خورشید تابان در آسمان انسانیت می درخشد و کالبد ارزش های والای اخلاقی و کمالات وسجایای انسانی را روح می بخشد. الگویی به تمام معنا از جمیع کمالات و امتیازاتی که یک انسان در همه ابعاد وجودی خود می تواند داشته باشد در زندگی پر عظمت و شگفت آمیز آن حضرت ترسیم شده است که برای همیشه چون مشعلی فروزان فرا راه آدمیان پرتو افشانی می کند.

محمد، پیشوای عظیم الشان اسلام، بسیار با ابهت بود. در دل ها جای داشت و عزیز و گرامی بود. او قلب ها را تسخیر نموده، به زیبایی و پاکیزگی آراسته بود. در تنهایی محزون و متفکر و در میان جمع بشاش وگشاده رو بود و غالباً تبسمی بر لب داشت. کسی نتوانسته و هیچ کس نیز نمی تواند او را آنچنان که هست بشناسد و تعریف کند. هیچ نویسنده و هیچ خطیب توانایی یارای ادای حق مطلب در وصف ابعاد شخصیت و خلق و خوی پیامبر عظیم الشان اسلام (صلی الله و علیه واله) را ندارد.

وجود شریف حضرت محمد(صلی الله و علیه واله) که بهانه خلقت است فصل جدیدی در زندگی بشریت به وجود آورد. تعالیم وسیع و گسترده ایشان همچو خورشید در شب های تاریک و ظلمانی تابید و انسانیت را احیا نمود. در روزگاری که اشرافی گری و تجملات ملاک ارزش انسان ها بود، زواید معیشت را از زندگی خود حذف نمودند و با وجود اینکه با کوچکترین اراده می توانستند خزاین عالم را در اختیار داشته باشند، ساده و بی آلایش بودند. در دوره ای که دختران حق زندگی نداشتند و زنده به گور می شدند ایشان دختر اطهر خود را تکریم نمودند و بر دستانش بوسه زدند. برادری و برابری را جایگزین برده داری و نژاد پرستی نمودند.

جنگ های خونین و دراز مدت را به مودت و دوستی مبدل ساختند و دو قبیله اوس و خزرج را که سالیان سال با هم در جنگ بودند، به صلح و دوستی رهنمون ساختند. خداپرستی و وحدانیت را جایگزین شرک و بت پرستی نمودند و قلب انسان ها را با نور خدا روشن و منور ساختند. در عصر بی سوادی و جهالت مردم را به کسب علم و دانش توصیه می کردند؛ «حتی اگر در چین باشد». این تنها قطره ای از دریای نعمتی بود که «ارحم الراحمین» با عطای «رحمه للعالمین» به بشریت کرامت نمود. نعمت بزرگ و وصف ناشدنی، که خدا به خاطر عطای او بر مومنین منت نهاد: «لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولاًمن انفسهم.»

و اما امروز؛ در عصر فراصنعتی و در هزاره سوم نیز بشر درجاهلیت به سر می برد؛ جاهلیتی مضاعف و مدرن. جاهلیتی که به برکت! استعمار و استثمار اخلاقی و فرهنگی غرب و به واسطه زیاده خواهی و دنیا طلبی ایجاد شده است. امروز نیز ارزش های اخلاقی در جوامع مختلف رنگ باخته است. جاهلیت مدرن نیز دختران را زنده به گور می کند؛ نه جسم آنها را بلکه روح و روان وشخصیت و عفت آنان را. در عصر جدید هم شاهد جنگ های خونین طولانی هستیم؛ این بار با شعار دموکراسی، عدالتخواهی و بشر دوستی. شاهد شکنجه ضعیفان هستیم؛ این بار در زندان ابوغریب یا گوانتانامو. در عصر جدید هم بر سر پیامبر اکرم (صلی الله و علیه واله) خاکستر می ریزند اما به شیوه خود؛ با کتاب، با فیلم سازی، با اهانت، با هتاکی و … .

باید بار دیگر دست به دامن «شمع جمع آفرینش» شویم. همان وجود شریفی که تا ابد «چراغ افروز راه اهل بینش است» و همان پیامبر رحمتی که همواره نگران انسان هاست. امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند دستیازی به سیره نبوی هستیم تا از جهالت رها شویم و به مکارم اخلاقی دست یابیم. تنها اوست که مکارم اخلاق را می تواند به اتمام برساند. باید تلاش کنیم تا زمینه ظهور و بروز سیره آن حضرت فراهم شود. باید آموزه های ایشان را برنامه زندگی خود قرار دهیم که به واقع اکنون بیش از هر زمان دیگری محتاج توجه و عنایت خاص حضرتش هستیم.

منبع:

http://alef.ir/vdcfjedy1w6dexa.igiw.html?17txt

اشتراک گذاری این مطلب!

غم درونی جمعه ها ناشی از ارتباط روحی شیعیان با امام دوازدهم (عج) است!

حجت الاسلام و المسلمین عباس نصیری فرد عضو کمیسیون سبک زندگی شورای انقلاب فرهنگی  گفت: به دلیل رابطه قلبی انسان با امام زمان (عج) و اینکه در روح انسان همواره اندیشه رسیدن به مطلوب وجود دارد، انسان منتظر جمعه ها غمگین می شود چرا که در انتظار ظهور امام دوازدهم (عج) به سر می برد.

وی تصریح کرد: غم درونی ناشی از انتظار برای ظهور امام زمان (عج) در واقع از ارتباط روحی و معنوی شیعیان با حضرت قائم آل محمد (عج) سرچشمه می گیرد.

این کارشناس علوم قرآنی در ادامه صحبت های خود اظهار کرد: انسان هایی که قلب پاکی دارند، غم بیشتری در روزهای جمعه روحشان را فرا می گیرد و از این جهت این احساس غم انگیز در آن ها بیشتر از سایر افراد است.

وی همچنین یادآور شد: احساس غم واندوه درونی انسان غیر از بحث انحراف و کج رویی هایی است که برخی از آن ها، آن را وارد دین می کنند و از این حالت روحی و روانی مردم استفاده می کنند تا برای خودشان مرید جمع کنند.

رئیس اندیشکده راهبردی مطالعات “جهان” خاطرنشان کرد: امیدواریم با هر چه عمیق تر و درونی تر شدن حالت انتظار در افراد مختلف، شاهد بروز منتظران واقعی ظهور امام زمان (عج) در سطح جامعه باشیم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148186632007399

اشتراک گذاری این مطلب!

اخلاق را از امام صادق(علیه السلام) بیاموزیم...

احترام مهمان

عبدالله بن يعفور مى گويد: مهمانى را نزد حضرت امام صادق عليه السلام ديدم؛ روزى مهمان براى انجام پاره اى از امور برخاست، حضرت او را از دست زدن به كارى بازداشت و خود آنچه را مى بايد، انجام داده، فرمود:
پيامبر صلى الله عليه و آله از اينكه مهمان به كار گرفته شود نهى كرده است.

صبر در مصيبت

قتيبه اعشى مى گويد: براى عيادت فرزند حضرت امام صادق عليه السلام به محضر آن بزرگوار مشرّف شدم، ناگهان حضرت را بر درب خانه نگران و محزون ديدم، گفتم فدايت گردم، كودك در چه حال است؟ فرمود: به خدا سوگند آشفتگى و بلا بر اوست.
وارد خانه شد و ساعتى درنگ كرد، آنگاه به سوى ما بازگشت در حالى كه چهره مباركش مى درخشيد و دگرگونى و حزن از او برطرف شده بود، اميدوار شدم كه كودك سالم شده؛ گفتم: فدايت شوم كودك در چه حال است؟ فرمود: از دنيا رفت، گفتم: فدايت گردم او كه زنده بود شما را نگران و غصه دار ديدم و اكنون كه مرده تو را بر اين حال مى بينم؟ مطلب از چه قرار است؟ فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه پيش از مصيبت جزع مى كنيم، هنگامى كه قضاى الهى جارى شد به قضايش رضا مى دهيم و به امرش تسليم مى شويم.

سود حلال

ابوجعفر فزارى مى گويد: حضرت امام صادق عليه السلام غلامش را كه به او مصادف مى گفتند به حضور خواست و هزار دينار در اختيارش گذاشته، فرمود: آماده شو تا به مصر براى داد و ستد بروى.
مصادف كالايى آماده كرد و با كاروان تجار به سوى مصر رهسپار شد؛ هنگامى كه نزديك مصر رسيدند قافله اى كه از مصر بيرون مى آمد با آنان برخورد كرد، از قافله درباره وضعيت و قيمت كالايى كه داشتند و مورد نياز عموم مردم بود پرسيدند كه در مصر چگونه است؟
كاروانيان به آنان گفتند: چيزى از آن در مصر يافت نمى شود. هم سوگند و هم پيمان شدند كه كالايشان را از نظر سود دينار به دينار بفروشند! وقتى كالايشان را فروختند و قيمتش را گرفتند، به مدينه باز گشتند. مصادف، بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شد در حالى دو كيسه هزار دينارى همراهش داشت، به حضرت گفت: فدايت گردم اين كيسه اصل سرمايه و آن ديگر سود سرمايه.
حضرت فرمود: اين سود، سودى زياد و فراوان است! شما در فروش كالا چه كرديد؟ مصادف داستان را بيان كرد، حضرت فرمود: سبحان الله، بر ضد مسلمانان هم سوگند شديد كه جنس را از نظر سود جز دينار به دينار به آنان نفروشيد؟! سپس يكى از آن كيسه ها را گرفت و فرمود: اين اصل سرمايه من و به سودش هيچ نيازى ندارم سپس فرمود: اى مصادف! شمشير زدن در ميدان جنگ از طلب حلال آسان تر است.

منبع:

الكافى: 6/ 283، باب كراهية استخدام الضيف، حديث 1

الكافى: 3/ 225، باب الصبر والجزع والإسترجاع، حديث 11

الكافى: 5/ 161، باب الحلف فى الثراء والبيع، حديث 1

اشتراک گذاری این مطلب!

ظهور مردمانی با قلب های شیطانی


در آخر الزمان مردمانی بیایند که از نظر ظاهر، سیمای آدمیان را دارند، اما دلهایشان مانند قلبهای شیطانها است (پر از خود خواهی و تکبر و غرور و امثال اینها است). مانند گرگهای درنده دلشان خالی از رحمت و عطوفت انسانی باشد، قتل و خونریزی برای آنها یک امر بسیار ساده و بی اهمیت خواهد بود و از کارهای زشت دوری نمی کنند. اگر از آنها متابعت کنی تو را از خود می رانند و اگر از آنان فاصله بگیری تو را مورد غیبت و عیبجوی قرار می دهند، اگر با تو سخن گویند دروغ می گویند و اگر آن مردم را امین خویش قرار دادی به تو خیانت می کنند. بچه های آنها با ناز و نخوت زندگی می کنند و جوانانشان بیباک و از خود راضی اند چندان که مردم را از بی تربیتی خویش عاجز می کنند. پیروان آنها امر به خوبیها و نهی از بدیها نمی کنند. عزت جستن به وسیله آنها ذلت و خواری است، مطالبه موجودی آنها فقر و ناتوانی است. شخص عاقل در میان آنها گمراه به شمار می آید و امر به معروف کننده مورد تهمت و افترا قرار می گیرد. افراد با ایمان و صاحبان تقوا در میان ایشان ضعیف خواهند بود، اما افراد فاسق در میان آنها با شخصیت حساب می شوند. کارهای خوب و سنتهای الهی در میان این جمعیت بدعت محسوب می شود و از طرفی بدعت در میان آنها سنت به حساب می آید. در چنین زمانی که مردمش دارای چنین خصوصیات اخلاقی شده اند، خداوند اشرار و مردم بد را بر آنها مسلط می کند و دیگر دعاوی خوبان اجابت نخواهد شد. (نوائب الدهور، ج 1 / ص 150)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

روایت رهبر انقلاب از نامگذاری هفته وحدت..

 امام خمینی (ره) فاصله میان 12 ربیع‌الأول را که سالکَرد ولادت پیامبر اکرم (ص) بنابر روایات اهل سنت تا 17 ربیع‌الأول که تاریخ ولادت رسول‌الله محمد (ص) بنا بر روایات موجود در شیعه است، به عنوان هفته وحدت نامکَذاری کرده است.

بیانات رهبر معظم انقلاب را در این باره

«برادران ما، بزرگان نهضت، بزرگان مبارزه‌ انقلابی در آن روز -که هنوز خبری از حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی نبود- در جهت وحدت شیعه و سنی تلاش می‌کردند. من خودم در بلوچستان تبعید بودم. از آن زمان تا حالا با علمای سنیِ حنفیِ شهرهای بلوچستان -ایرانشهر و چابهار و سراوان و زاهدان- با آنهائی که بحمدالله زنده هستند، رفیقیم، نزدیکیم، صمیمی هستیم. من آنجا تبعیدی بودم، دستگاه‌ها نمی‌خواستند بگذارند تلاشی از سوی ما انجام بگیرد؛ اما در عین حال ما گفتیم بیایید کاری کنیم که یک نشانه‌ای از اتحاد شیعه و سنی را در این شهر نشان بدهیم؛ که این مسئله هفته وحدت ـ ولادت نبی اکرم در 12 ربیع‌الاول به روایت اهل سنت، و در 17 ربیع‌الاول به روایت شیعه ـ آن روز به ذهن ما رسید و در ایرانشهر آن را عمل کردیم؛ یعنی از 12 تا 17 جشن گرفتیم. این یک فکر عمیقی بوده است، مال امروز و دیروز نیست».

(بیانات در اجتماع مردم پاوه 90/7/25)

مقام معظم رهبری

منبع:https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/09/23/1265573/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%A7%D9%85%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%88%D8%AD%D8%AF%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85?ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

​برترین معیارهای انتخاب همسراز دیدگاه حضرت خدیجه (س)

 

 

هر جوانی در زندگی خویش نیاز به ازدواج دارد و ازدواج در اسلام، یک امر مقدس و عبادت محسوب می شود . دختر و پسری که می خواهند به سوی امر مقدس ازدواج قدم بردارند، اولین گام را از خود دوستی به سوی غیردوستی بر می دارند، آنان با امضای پیمان مقدس زناشویی از دایره خودخواهی بیرون رفته و با وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی، بخشی از کمبودهای خود را جبران می کنند که از جمله آن ها می توان به بقای نسل، رسیدن به آرامش و سکون، تکمیل و تکامل، تامین نیاز جنسی، سلامت و امنیت اجتماعی و تامین نیازهای روحی و روانی اشاره کرد . اما در این میان مهم ترین دغدغه های هر دختر و پسر جوان که در آستانه ازدواج قرار می گیرد، برترین معیارها و ملاک های ازدواج در انتخاب همسر آینده اش می باشد .

حضرت خدیجه علیها السلام به عنوان الگوی دختران و زنان مسلمان در مورد انتخاب حضرت محمد صلی الله علیه و آله به عنوان همسر آینده خویش ملاک ها و اصولی را مطرح می کند که از گفت و گوی وی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معلوم می شود .(کشف الغمه، ج 2، ص 132)

خدیجه هنگام پیشنهاد ازدواج با رسول خدا صلی الله علیه و آله به وی گفت: به خاطر خویشاوندیت با من، بزرگواریت، امانتداری تو در میان مردم، اخلاق نیک و راست گوئیت، مایلم با تو ازدواج کنم .

ارزش این انتخاب خدیجه آنگاه نمایان می شود که بدانیم او در آن هنگام، موقعیتی عالی و ممتاز در جامعه خود داشت و تمام امکانات و زمینه ها برای ازدواج وی با هر یک از جوانان نامدار و ثروتمند قریش فراهم بود.

منبع:http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/4286/27610

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

هشت توصیه امام زمان(عج) به شیعیان...

 

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف): اگر اين نبود كه نبايد امر خدا ناديده گرفته شود و سرّ الهي آشكار و ابراز گردد،حقّ ما آن گونه بر شما ظاهر مي‌شد كه عقلهايتان را بِرُبايد و ترديدهايتان را برطرف كند؛ ليكن آنچه را كه خداوند خواسته انجام مي‌شود و براي هر سرآمدي، كتاب و نوشته اي است. پس از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كار را به ما واگذاريد و بر ماست كه شما را از سرچشمه، سيراب بيرون آوريم چنان كه ما شما را به سرچشمه برديم. براي كشف آنچه از شما پوشيده داشته شده كوشش مكنيد، و از راه راست منحرف نشويد، و به نادرستي نگراييد. و بر اساس سنّت آشكار الهي به وسيله محبّت و دوستي خود، راه و مقصدتان را به سوي ما قرار دهيد.

متن حدیث: وَلَوْلا أَنَّ أَمْرَ اللّهِ لا يُغْلَبُ، وَسِرَّهُ لايَظْهَرُ وَلايُعْلَنُ، لَظَهَرَ لَكُمْ مِنْ حَقِّنا ما تَبْتَزُّ مِنْهُ عُقولُكُمْ، وَيُزيلُ شُكُوكَكُمْ وَلكِنَّهُ ما شاءَ اللّهُ كانَ، وَلِكُلِّ أَجَل كِتابٌ، فَاتّقُوا اللّهَ وَسَلِّمُوا لَنا وَرُدُّوا الأَمْرَ إِلَيْنا فَعَلَيْنَا الاِْصْدارُ كَما كَانَ مِنَّا الاِْيرادُ، وَلا تُحاوِلُوا كَشْفَ ما غُطِّيَ عَنْكُمْ وَلا تَميلُوا عَنِ الْيَمينِ وَتَعْدِلُوا إلَي الْيَسارِ، وَاجْعَلُوا قَصْدَكُمْ إِلَيْنَا بِالْمَوَدَّةِ عَلَي السُّنَّةِ الْوَاضِحَةِ.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/14813404808435

اشتراک گذاری این مطلب!

نگاه علمی امام علی (ع)به ایجاد این جهان...

حضرت علی(علیه السلام) به شیوه ای بسیار زیبا در خطبه اول نهج البلاغه به تشریح مراحل دقیق آفرینش پرداخته است.امام در این خطبه می فرماید: خدای سبحان طبقات فضا را شکافت و اطراف آن را باز کرد و هوای به آسمان و زمین راه یافته را آفرید.در آن آبی روان ساخت آبی که امواج متلاطم آن شکننده بود و یکی بر دیگری می نشست آب را بر بادی طوفانی و شکننده نهاد و باد را به باز گرداندن آن فرمان داد و به نگه داری آب مسلط ساخت. حد و مرز آن را به خوبی معین نمود. فضا در زیر تند باد و آب در بالای آن در حرکت بود.

در ادامه امام علی(علیه السلام) می فرماید: سپس به طوفان امر کرد تا امواج دریاها را به هر سو روان کند و بر هم کوبد و با همان شدت که در فضا وزیدن داشت بر امواج آب ها حمله ور گردد. از اول آن برمی داشت و به آخرش میریخت و آب های ساکن را به امواج سرکش برگرداند تا آنجا که آب ها روی هم قرار گرفتند و چون قله های بلند کوه ها بالا آمدند. امواج تند کف های برآمده از آب ها را در هوای باز و فضای گسترده ی بالا برد که از آن هفت آسمان را پدید آورد. آسمان پایین را چون موج مهار شده و آسمان های بالا را همانند سقفی استوار شده و بلند قرار داد، بی آنکه نیازمند ستونی باشد یا میخ هایی که آن ها را استوار کند آنگاه فضای آسمان پایین را به وسیله ی نور ستارگان درخشنده، زینت بخشید و در آن چراغی روشنایی بخش(خورشید) و ماهی درخشان به حرکت در آورد که همواره در مدار فلکی گردنده و برقرار و سقفی متحرک و صفحه ای بی قرار به چرخش خود ادامه دهند.

امروزه دانشمندان این حقیقت را قبول دارند که آب از اکسیژن و هیدروژن پدید آمده و آغاز آفرینش از هوا و توده بخار بوده است.در حالی که امیرالمومنین علی(علیه السلام)این موضوعات را قرن ها پیش بیان کرده بود.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148126782089062

اشتراک گذاری این مطلب!

فرمایشات مرحوم آیت الله بهجت در مورد امام عصر عجل الله


*آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(علیه السلام) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.

ویدیو فرمایشات مرحوم آیت الله بهجت در مورد امام عصر عجل الله

 

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/393043/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86

اشتراک گذاری این مطلب!

​ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم...

 

انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم.. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد… ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گیرى نیست. …امروز اگر ما مى‌بینیم در هر نقطه‌ى دنیا ظلم و بى‌عدالتى و تبعیض و زورگویى وجود دارد، اینها همان چیزهایى است که امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آید.

اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را براى مبارزه با اینها آماده کنیم…

منبع:

 

 

 

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/226581/%DA%AF%D9%84%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC


 

اشتراک گذاری این مطلب!

رهبر انقلاب: این معناى انتظار فرج است...

…انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ى واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده بود… انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگى است. …انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است. 27.5.87

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/226581/%DA%AF%D9%84%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC

 

اشتراک گذاری این مطلب!

دعا کردن را از امام حسن عسکری(ع) بیاموزیم!

در صحیفه عسکریه از امام حسن عسکری(علیه السلام) در جهت افزایش روزی این دعا نقل شده است:

ﮐﺘﺐَ ﺇﻟﯽ ﺃﺑﯽ ﻣﺤﻤّﺪ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﻌﺾ ﻣﻮﺍﻟﻴﻪ ﻳﺴﺄﻟﻪ ﺃﻥ ﻳﻌﻠّﻤﻪ ﺩﻋﺎﺀ، ﻓﮑﺘﺐ ﺇﻟﻴﻪ ﺃﻥ ﺍﺩﻉُ ﺑﻬﺬﺍ ﺍﻟﺪﻋﺎﺀ :

ﻳﺎ ﺍَﺳْﻤَﻊَ ﺍﻟﺴّﺎﻣِﻌﻴﻦَ، ﻭَﻳﺎ ﺍَﺑْﺼَﺮَ ﺍﻟْﻤُﺒْﺼِﺮﻳﻦَ، ﻭَﻳﺎ ﺍَﻋَﺰﱠﱠ ﺍﻟﻨّﺎﻇِﺮﻳﻦَ ﻭَﻳﺎ ﺍَﺳْﺮَﻉَ ﺍﻟْﺤﺎﺳِﺒﻴﻦَ، ﻭَﻳﺎ ﺍَﺭْﺣَﻢَ ﺍﻟﺮّﺍﺣِﻤﻴﻦَ، ﻭَﻳﺎ ﺍَﺣْﮑَﻢَ ﺍﻟْﺤﺎﮐِﻤﻴﻦَ ﺻَﻞﱢﱢ ﻋَﻠﯽ ﻣُﺤَﻤﱠﱠﺪٍ ﻭَﺍﻝِ ﻣُﺤَﻤﱠﱠﺪٍ، ﻭَﺍَﻭْﺳِﻊْ ﻟﯽ ﻓﯽ ﺭِﺯْﻗﯽ، ﻭَﻣُﺪﱠﱠ ﻟﯽ ﻓﯽ ﻋُﻤْﺮﯼ، ﻭَﺍﻣْﻨُﻦْ ﻋَﻠَﯽﱠﱠ ﺑِﺮَﺣْﻤَﺘِﮏَ، ﻭَﺍﺟْﻌَﻠْﻨﯽ ﻣِﻤﱠﱠﻦْ ﺗَﻨْﺘَﺼِﺮُ ﺑِﻪ ﻟِﺪﻳﻨِﮏَ ﻭَﻟﺎ ﺗَﺴْﺘَﺒْﺪِﻝْ ﺑﯽ ﻏَﻴْﺮﯼ.

ای شنوا تراز همه شنوندگان، و ای بیناتر از همه بینایان، ای آنکه بیشتر از همه مراقبی و سریعتر از همه حساب می کنی، ای مهربانترین مهربانها.
و ای کسی که در حکومت از همه قوی تر هستی بر محمد وآل محمد درود فرست و روزی مرا فراخ گردان، و بر عمر من بیفزا ، و به رحمت خود بر من منت بگذار، مرا از کسانی قرار بده که دین تو را یاری کند، و غیر از مرا جای من قرار مده.

منبع:

ﺻﻔﺤﻪ340-الصحیفه العسکریه الجامعه

برگرفته از سایت

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148110348091882

اشتراک گذاری این مطلب!

دشمن میگوید:جوان ایرانی افسرده است..

 


بیانات رهبرانقلاب در دیدار جمعى از دانشجویان 

در بیست و چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۶
در حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله

جوان ایرانی خوشبختانه جوان پرانگیزه و پرشوری است؛ درست نقطه‌ی مقابل آن چیزی است که بعضی از مراکز مغرض آماری و غالباً با منشأ خارجی یا اساساً خارجی اعلام میکنند. آنها میگویند جوان ایرانی افسرده است؛ یک طبقه‌بندی هم میکنند و میگویند جوان ایرانی در فلان درجه‌ی از افسردگی -یک درجه‌ی خیلی بالایی- قرار دارد. این یک دروغ محض و خباثت‌آمیزی است که دارد امروز انجام میگیرد و بهانه‌ی یک سلسله کارهای خلاف دیگر است؛ جوان ایرانی افسرده است، پس بایستی برایش محیط نشاط درست کنیم؛ چه‌جوری؟ با کنسرت موسیقی، با جلسات و اردوهای مختلط جنسی، و آزادی‌هایی از این قبیل؛ این دنباله‌ی آن حرف است. نخیر، بعکس، جوان ایرانی امروز جزو بانشاط‌ترین و فعّال‌ترین و سرزنده‌ترین جوانها است. شما نگاه کنید در دنیای غرب، جوان اروپایی افسرده است؛ این‌قدر آمار خودکشی‌ها در آنجا بالا است. افسردگی آنجایی است که یک جوانی بر اثر فشارهای روحی، تفنگ دست میگیرد، میرود در یک ساحل امن و بظاهر آرام و حدود هشتاد کودک را با رگبار میکشد؛ اتّفاقی که دو سه سال پیش در یکی از کشورهای اروپا اتّفاق افتاد که همه مطّلع شدند و در دنیا منعکس شد؛ افسردگی این است. افسردگی عبارت است از اینکه جوان اروپایی برای خودکشی کردن می‌آید در سِلک داعش. گزارشهایی که ما داریم نشان میدهد که تعداد بالایی از عناصر انتحاری داعش، جوانهای اروپایی‌اند؛ میخواهد خودکشی کند، فکر میکند این خودکشی یک هیجانی دارد و بهتر از غرق کردن خود مثلاً در رودخانه‌ی فلان کشور اروپایی است، [پس] می‌آید اینجا؛ بر اثر افسردگی کامل دنبال هیجان میگردند؛ افسرده آنها هستند. جوان ایرانی که روز بیست‌وسوّم ماه رمضان که شب قبل را با احیاء گذرانده، با دهان روزه، در گرمای شدید تابستان، می‌آید در خیابان راه‌پیمایی میکند، بعد می‌نشیند زیر آفتاب و نمازجمعه را برگزار میکند، او فرسنگها از افسردگی دور است، او سرزنده است، او بانشاط است.

منبع:http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=30255

 

اشتراک گذاری این مطلب!

رسالت دانشجو از نگاه شهید بهشتی...

قبل از هر چیز باید ببینیم هویت دانشجو چیست؟

زیرا مگرنه این است که ما به خود آمده ایم وبه خود باز گشته ایم ومگر نه این است که فهمیده ایم همه خودمان کسی هستیم وهویت وشخصیتی داریم وآدمی هستیم و در این دنیا اگر ماخودمان آدمی هستیم برای مطالعه خودمان بهترین موضوع خودمان هستیم.نقش دانشجو را دراین سی سال که من خودم از نزدیک می توانم ناظر و تحلیلگر جریان ها باشم مورد توجه قرار بدهید ببینید دانشجو کیست؟

دانشجو به معنی عام در این سی سال که این برادرشما ناظر و تحلیلگر اوضاع بوده عبارت است از قشر آگاه وپیشتاز وپیشگام درخلاقیت های انقلابی در جامعه ما و رسالت دانشجوی امروز دراین است که همچنان به صورت عنصر اصلی انقلابی جامعه بماند.

بالاخره دانشگاه ها یا حوزه ها جاهایی هستند که خیلی چیزها را زودتر از دیگران خبر می شوند و می فهمند چون بالاخره بطور کلی بطور کلی آدمهای با اصرار تر و باهوش تر به طور نسبی به حوزه های علمی ودانشگاه ها می آیند و خود گروه اجتماعی آنها ارزشمند است.

دانشجویان باید همچنان به عنوان حاملان پیام انقلاب و تضمین کنندگان پویایی وتحرک انقلابی بمانند.رسالت دانشجو این است که همچنان پیشگام انقلاب باشد و پیشاهنگ حرکت باشد اما نه چنان که از توده ها جدا شود وبرای خودش به سویی رود ویک وقت پشت سرش نگاه کند ببیند که از توده ها تقریبا کسی نیست. این است که دانشجو باید فرهنگ این انقلاب را روز به روز بهتر بشناسد و بهتر پاسداری کند.

منبع:

http://www.khabaronline.ir/detail/325910/weblog/moazzen

اشتراک گذاری این مطلب!

احیاء سیره نبوی مقدمه ترویج حقیقی اسلام در سبک تبلیغ نبوی

 

 

استاد برجسته حوزه و دانشگاه رحمت و مهربانی را اساس جذب پیامبر اکرم(ص) در جریان تبلیغ دین مبین اسلام توصیف کرد و گفت: اگر سبک زندگی مؤمن بر پایه سیره و سبک زندگی حضرت رسول اکرم(ص) استوار شود مسیر تمدن سازی برای جهان اسلام هموار خواهد شد.

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حبیب‌الله فرحزادبه تحلیل سیره و رفتار رسول اکرم(ص) و تشریح جایگاه تمسک به سبک زندگی نبوی در جریان تمدن سازی نوین اسلام پرداخت و اظهار داشت: اگر سبک زندگی مؤمن بر پایه سیره و سبک زندگی حضرت رسول اکرم(ص) استوار شود مسیر تمدن سازی برای جهان اسلام هموار خواهد شد بر این اساس توجه و تأمل در سیره و سبک رفتارهای پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) در الگوی رفتاری حضرت در ارتباط با خانواده، دوستان و دشمنان به صورتی بود که حق مطلوب مخاطب را آن‌چنان‌که بود ادا می‌کردند.

کارشناس رسانه ملی در مبانی اسلامی با بیان این‌که«رحمت للعالمین» اساس الگوی رفتاری پیامبر اکرم(ص) را شکل داده است، گفت: اگر مؤمن رفتارهای پیامبر گرامی اسلام را الگوی کنش‌های فردی و اجتماعی خود قرار دهد مسیر برای ترویج اسلام حقیقی هموار خواهد شد بر این اساس نص آیات قرآن کریم به انسان می‌آموزد«فَبِما رَحمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُم وَلَو كُنتَ فَظًّا غَليظَ القَلبِ لَانفَضّوا مِن حَولِكَ؛ به برکت رحمت الهی، در برابر آنان مردم‌ نرم و مهربان شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‌شدند.»

محبت اساس جذب در سیره نبوی است

استاد برجسته حوزه و دانشگاه رحمت و مهربانی را اساس جذب پیامبر اکرم(ص) در جریان تبلیغ دین مبین اسلام توصیف کرد و عنوان داشت: اگر مؤمنان و مدعیان پیروان حضرت رسول اکرم(ص) منش و روش رسول خدا را در آداب معاشرت با دیگران حتی با دشمن سرلوحه زندگی قرار دهند در مسیر تحقق اهداف نظام اسلامی در تاریخ شگفت‌انگیزترین رویدادها ثبت خواهد شد.

 

دشمن با اسلام هراسی به نبال حذف سیره نبوی از تاریخ اسلام است

 

حجت‌الاسلام‌ والمسلمین فرحزاد به هجمه‌های دشمن در حوزه فضای مجازی و حضور تکفیر در حوزه ایجاد اسلام هراسی اشاره کرد و گفت: از اسلام چهره خشنی در جامعه جهانی ایجادشده است؛ بر این اساس بازگو کردن و احیاء سیره نبی گرامی اسلام(ص) مقدمه ترویج حقیقی اسلام در سبک تبلیغ نبوی است.

کارشناس رسانه ملی حب به اهل‌بیت(ع) را اساس مبانی اسلامی اسلام را توصیف کرد و گفت: رسول خدا(ص) فرمودند«اساس الاسلام حبی و حب اهل‌بیت؛ اساس اسلام، دوستی من و اهل‌بیت من است.» بر اساس نص این روایت مهر و محبت به پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) مقدمه فهم صحیح و دریافت اسلام است./

منبع:http://www.rasanews.ir/detail/News/463960/19

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ماه سرنوشت ساز تاریخ...

ماه ربيع الاول، سومين ماه تاريخ هجري قمري و از ماه‏هاي معروف و سرنوشت ساز تاريخ اسلام است.

حوادث و رويدادهاي مهمي در اين ماه به وقوع پيوست كه سرنوشت بشريت را دگرگون ساخت، بدين جهت از جايگاه مهم و ويژه‏اي برخوردار است و مسلمانان عالم هميشه آن را با ديدگاه خاصي مي‏نگرند.

گرچه ربيع الاول بسان ساير ماه‏هاي سال توأم با حوادث تلخ و شيرين و رويدادهاي تأسف بار و سرورآفرين است، وليكن با وجود چند رويداد حزن‏انگيز، در نزد شيعيان، اما به خاطر وقايع شادي آفرين از ايام مسرت بخش و دلنواز محسوب مي‏گردد.

روز هشتم ربيع الاول، روز وفات امام حسن عسگرى عليه السلام است. پس سزاوار است در اين روز اندوهگين باشد، بخصوص با در نظر گرفتن اين كه صاحب مصيبت حضرت امام عصر (عج ) است؛ پس بايد آن امام عليه السلام را با هر زيارتى كه به ذهنش مى رسد زيارت کرده و به امام زمان عليه السلام تسليت بگويد.

روایت ابوسهل نوبختی از انتقال امامت به امام زمان (عج)

شيخ طوسی در كتاب غيبت از احمد بن على رازى و او از محمد بن على و او از عبيد اللَّه بن محمد بن جابان دهقان از ابو سليمان داود بن غسان بحرانى روايت نموده كه‏ گفت: بخدمت ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى رسيدم و سلام نمودم، ابو سهل گفت: ولادت (م ح م د) فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليهم اجمعين در سامره بسال 256 اتفاق افتاد. مادرش صيقل، و كنيه‏ اش ابو القاسم مي باشد، و همين كنيه است كه پيغمبر خبر داده و فرمود: نام او چون نام من و كنيه ‏اش مثل كنيه من است، لقبش مهدى و حجت و منتظر است و هم او صاحب الزمان مي باشد.

روایت انتقال امامت از امام عسگری علیه السلام به امام زمان عج

سپس ابو سهل گفت: در مرض مرگ امام حسن (عسكرى عليه السّلام) روزى من در خدمتش بودم، حضرت به عقيد خادم خود كه غلامى سياه چهره و اهل نوبه‏ «1» بود و پيش از آن حضرت خدمتكار پدرش امام على النقى بود. و امام حسن عسكرى عليهما السلام را بزرگ كرده بود، فرمود: اى عقيد! قدرى آب مصطكى براى من بجوشان عقيد هم آب را روى اجاق نهاد، و صيقل مادر امام زمان عليه السّلام آن را بخدمت حضرت آورد.

حضرت كاسه را گرفت و خواست بياشامد ولى دست مباركش لرزيد و بدندان نازنينش خورد و سپس آن را بزمين نهاد. آنگاه رو كرد بعقيد و فرمود: برو باندرون كه مي بينى كودكى در سجده است، او را نزد من بياور.

ابو سهل مي گويد: عقيد گفت: وقتى باندرون براى جستجوى او رفتم، ديدم كودكى سجده ميكند، و انگشت سبابه‏ «2» خود را بسوى آسمان گرفته است، من سلام كردم و او نمازش را كوتاه كرد، سپس گفتم: آقا شما را مى‏ طلبد كه بخدمتش درآئى. در اين وقت مادرش صيقل آمد و دست او را گرفت و او را نزد پدرش آورد.{چون عرب موقع سب كردن يعنى بدگوئى باشخاص با آن بطرف مقابل اشاره ميكرد، آن را «سبابه» گفتند.}

ابو سهل مي گويد: موقعى كه بچه خدمت حضرت رسيد، سلام كرد. رنگش همچون درّ (سفيد) موهاى سرش كوتاه و ميان دندانهايش باز بود. وقتى امام حسن عسكرى عليه السّلام او را ديد، گريست و فرمود: اى آقاى خاندانم! اين آب را بمن بده كه من اينك بسوى خداى خود ميروم. بچه كاسه آب جوش را برداشت و بدهان پدر بزرگوارش نزديك ساخت تا آن را نوشيد.

آنگاه امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود: مرا آماده نماز كنيد. بچه حوله ‏اى در دامن امام پهن كرد و بدين گونه حضرت، يك يك اعضا را شست و سر و پاى را مسح نمود. آنگاه امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود:

اى فرزند! بتو مژده ميدهم كه صاحب الزمان و مهدى و حجت خدا در روى زمين توئى. تو فرزند من و جانشين من مي باشى. از من متولدشده‏ا ى و تو (م ح م د) فرزند حسن بن على بن محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب (عليهم السلام) مي باشى و هم از نسل پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و خاتم ائمه طاهرين هستى.پيغمبر (ص) مژده تو را داده و نام و كنيه تو را تعيين فرموده است. اين را پدرم از پدران پاك سرشتش بمن اطلاع داد. صلى اللَّه على اهل بيت ربنا انه حميد مجيد

حضرت اين را فرمودو همان موقع رحلت نمود. صلوات اللَّه عليهم اجمعين.

منبع:
http://www.shahrekhabar.com/cultural/148057242029620

اشتراک گذاری این مطلب!

امام خمینی(ره) : ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است...

مردی که هیچگاه در برابر تهدیدها و زورگویی های مستبدانی چون رضا خان سر فرود نیاورد و در نهایت نیز در همین مبارزه به شهادت رسید.

* مدرس در آیینه کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی (ره) مکرر از مرحوم مدرس به عنوان نمایندۀ واقعی مردم و حامی استقلال، امانت دار ملت و مبارزه گر با قلدران روزگار خود یاد می کند و در سخنانش می فرماید: «شما ملاحظه کرده اید، تاریخ مرحوم مدرس را دیده اید؛ یک سیّد خشکیدۀ لاغر (عرض می کنم با لباس کرباس)… یک همچون آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آن وقت را ادراک کرده می داند، که زمان رضا شاه غیر از زمان محمد رضا شاه بود، آن وقت یک قلدری بود که شاید تاریخ ما کم مطّلع بود، در مجلس در مقابل او آن طور ایستاد. یک وقت رضا شاه گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود: می خواهم که تو نباشی، می خواهم تو نباشی».

(صحیفه امام، جلد 16صفحه452)

همچنین در قسمتی از حکم تاریخی امام، مورخه 28 شهریور 1363ش، مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:

«… در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است و اینک با سربلندی از بین ما رفته، بر ما است که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دور افتاده او را تعمیر و احیا نماییم»

(صحیفه امام، ج ‏19، ص 74؛)

* شهید مدرس در کلام مقام معظم رهبری

مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمده‌اش این بود که” هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگرى در او اثر نمى‌کرد. همان وقتى که على‌الظّاهر فضا را بر ضدّ او آن‌چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار مى‌دادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب مى‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهاى استکبارى - یعنى همین قدرتهاى سلطه‌گرِ جهانى - که مرتّب روى این کشور و آن کشور دست مى‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش مى‌کشانند، عمده کارشان از ترساندن مى‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان مى‌آورند. بدیهى است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این‌طور رشد نمى‌کرد و این‌گونه نمى‌ماند

86/12/09(بیانات در دیدار اعضای انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان‌)

فریادهاى مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملى آن روز در مقابله‌ى با رضاخان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌اى که آن روز داشتند مى‌بستند که همه‌ى کشور را تحویل انگلیسها بدهند. اینها برقه ایى در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. نهضت به وسیله‌ى پیشروان این فکر شروع شد، رهبرى الهى و با عزم و ارده‌اى مثل امام، خداى متعال در اختیار ملت گذاشت؛

78/11/26(بیانات در دیدار کارگزاران حج‌ )

منبع:

http://www.farhangnews.ir/content/54787

اشتراک گذاری این مطلب!

همسفر عشق....!

 

مارا نمانده است دگر وقت گفت گو حسین /  تا درد خویش با تو بگوییم مو به مو حسین

از خار گر چه گرد حرم پاک کرده ای /  تا شام و کوفه راه درازی است پیش رو حسین

تنها گذاشتیم تنت را و می رویم /  اما سر تو همسفر ماست کو به کو حسین

بی تاب نیستیم…خداحافظت حسین /  بی آب نیستیم…. خداحافظت حسین

منبع: با تصرف

 مجموع غزلیات حق السکوت/محمد مهدی سیار/ص76

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

می ترسم از صفای حرم با خبرشود...!

این آفتاب مشرقی بی کسوف را / ای ماه سجده آر و بسوزان خسوف را

«لاتقربوا الصلاه»* مخوان و بهم مزن / این مستی، بهم زده نظم صفوف را

نقاره ها به رقص کشند اهل زهد را / شاعر کند خیال تو هر فیلسوف را

می ترسم از صفای حرم با خبرشود / حاجی و نیمه کاره گزارد وقوف را

این وازه ها کم اند برای سرودنت / باید خودم دوباره بچینم حروف را

روح القدس بیا نفسی شاعری کنیم / خورشید چشم های امام رئوف را


*قرآن کریم:لا تقربوا الصلاه و انتم سکری، درحال مستی نزدیک نماز نشوید

منبع:

حق السکوت/محمد مهدی سیار/ص70

اشتراک گذاری این مطلب!

دورترین افراد و شبیه ترین افراد به رسول خدا(ص)

 

 رسول اکرم صلي الله عليه و آله: ألا اُخْبِرُكُمْ بِاَشبَهِكُم بى؟ قَالوا: بَلى يا رَسولَ اللّه ِ. قالَ: اَحسَنُكُم خُلقا وَاَليَنُكُم كَنَفا وَ اَبَرُّكُم بِقَرَابَتِهِ وَ اَشَدُّكُم حُبّا لاِِخوانِهِ فى دينِهِ وَ اَصبَرُكُم عَلَى الحَقِّ وَاَكظَمُكُم لِلغَيظِ وَ اَحسَنُكُم عَفْوا

آيا شما را از شبيه ترينتان به خودم با خبر نسازم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا! فرمودند: هر كس خوش اخلاق تر، نرم خوتر، به خويشانش نيكوكارتر، نسبت به برادراندينى اش دوست دارتر، بر حق شكيباتر، خشم را فروخورنده تر و با گذشت تر و درخرسندى و خشم با انصاف تر باشد.

اَلا اُخْبِرُكُمْ بِاَبْعَدِكُمْ مِنّى شَبَها؟ قَالُوا: بَلى يا رَسولَ اللّه ِ. قالَ: اَ لْفاحِشُالْمُتَفَحِّشُ الْبَذى ءُ، اَ لْبَخِيلُ، اَ لْمُخْتَالُ، اَ لْحَقودُ، اَ لْحَسُودُ، اَ لْقاسِى الْقَلْبِ، اَ لْبَعِيدُ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ يُرْجى، غَيْرُ المَا.

آيا شما را از كم شباهت ترينتان به خودم آگاه نسازم؟ عرض كردند: آری، اى رسولخدا! فرمودند: زشتگوىِ بى آبروىِ بى شرم، بخيل، متكبر، كينه توز، حسود و سنگدل که هیچ امیدی به خیرش و هیچ امانی از شرش نیست

.«اصول کافی، جلد2، صفحه 240 و صفحه 291»

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148039272003672

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

گفتار حضرت محمد(صلی الله و علیه و اله) به نقل از امام رضا(علیه السلام)...


امام رضا(علیه السلام) از  پدران بزرگوار خود، از امام مجتبی(علیه السلام) نقل کردند که در وصف گفتار آن حضرت چنین فرمود:
آن حضرت پیوسته محزون و همیشه در فکر بودند، آسایش و راحتی نداشتنتد، در جایی که نیاز نبود سخن نمی گفتند.

گفتارشان سنجیده و کامل بود، نه زیادی سخن می گفتند و نه کم کلامشان متین بود، زشت و سبک صحبت نمی کردند، نعمت و محبت دیگران هر چند کم، در نظرشان بزرگ بود و چیزی از آن را مذمت نمی کردند، از طعم غذا، نه تعریف می کردند و نه اظهار ناراحتی می کردند، و وقتی پای حق در میان بود کسی ایشان را نمی شناخت و چیزی در مقابل غضبشان تاب مقاومت نداشت تا اینکه حق را پیروز گردانند، برای اشاره کردن با تمام دست اشاره می کردند و در نگام تعجب دست خود را بر می گرداندند، و در هنگام صحبت دست راست را به دست نزدیک کرده و با شصت راست خود به کف دست چپ می زدند، و در هگام غضب چهره خود را با ناراحتی بر می گرداندند، و در هنگام خوشحالی، چشم به زیر می انداختند، بیشتر خنده شان تبسم بود، بسیار زیبا لبخند می زدند و در هنگام خنده دندان های سفیدشان هویدا می شد.

منبع:

عیون اخبار الرضا/ج1/شیخ صدوق/ص637

اشتراک گذاری این مطلب!

در خیر و شر دیگران ...

پيامبر اکرم حضرت محمد مصطفی صلي الله عليه و آله فرمود: هر كسى كه به كارى نيك امر كند يا از كارى زشت باز دارد، يا به كارى خير راهنمايى كند يا حتّى به آن اشاره كند ،(در ثواب آن عمل) شريك است.
هر كس به بدى امر كند يا به آن دلالت يا اشاره كند، او نيز (در گناه عمل) شريك است.

متن حدیث:

رسول الله صلي الله عليه و آله: مَن أمَرَ بِمَعروفٍ أو نَهى عَن مُنكَرٍ أودَلَّ عَلى خَيرٍ أو أشارَ بِهِ فَهُوَ شَريكٌ و مَن أمَرَ بِسوءٍ أودَلَّ عَلَيهِ أو أشارَ بِهِ فَهُوَ شَريكٌ؛

«خصال، جلد1، صفحه 138- وسائل الشیعه، جلد11،صفحه398»

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ماجرای ارادت عمیق ابن‌سینا به امام حسین(ع)

آیت‌الله غیاث‌الدین طه محمدی، رئیس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا عنوان کرد: در یک زمانی در محضر علامه بزرگوار نوری همدانی بودیم ، ایشان خواب مستندی را برای ما نقل کردند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه افزود: آیت‌الله نوری همدانی گفتند که ما یک سید بزرگواری داشتیم از عرفای بزرگ شهرمان مرحوم سید محمدحسین آقانجفی که در حرم امام رضا(علیه السلام) دفن شد، ایشان داماد آیت‌الله نائینی بزرگ بود، کسی که در یک زمان شخصیت اول جهان شیعه در نجف شناخته می‌شدند. ایشان گفتند که یک شب خواب می‌بینند آیت‌الله العظمی نائینی با چهل نفر علمای شیعه هستند و ایشان را صدا می‌زنند و می‌گویند که برو بگو متولی قبور انبیاء(علیهم السلام) بیاید.

وی افزود: ایشان می‌گفت من به زیرزمینی آمدم، دیدم که قبرهای زیادی است و گفتم متولی قبور انبیاء(علیهم السلام) چه کسی است؟ یک آقایی آمد و من گفتم شما که هستی؟ گفت من شیخ الرئیس هستم! آیت‌الله نوری می‌گفتند که من هم ایشان را آوردم و تحویل علمای بزرگ حاضر دادم.

آیت‌الله طه محمدی اظهار داشت: تا اینجای داستان را من از خود آیت‌الله نوری همدانی شنیدم اما بعد از آن را از یکی از دوستانمان که رییس دادگستری استان همدان بود، شنیدم که گفت: آن علمای بزرگ از شیخ الرئیس پرسیدند که شما الان اینجا چه کار می‌کنید؟ شیخ الرئیس هم اشاره می‌کنند به چهارده زیارتگاه و گنبد و بارگاه و گفت که اینها چهارده معصوم هستند. بعد بوعلی اشاره کرد که مثلا این بارگاه برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و او آنجا کفش زائران را نگه می‌دارد.

نماینده ولی فقیه در استان همدان اظهار داشت: بعد از مدتی من این جمله را از استاد بزرگوارمان آیت‌الله آقا میرزا هاشم آملی شنیدم که ایشان فرمود: جناب شیخ الرئیس به کربلا می‌روند، وقتی به صحن امام حسین(علیه السلام) می‌رسند آنجا به خاک می‌افتند و با محاسن خاک‌ها را می‌روبند. یک عده از او می‌پرسند که آقا مردم ضریح را بغل گرفته‌اند شما چکار می‌کنید؟ ایشان هم می‌گویند که آنها نمی‌دانند حسین کیست! حسینی که من می‌شناسم اگر مرا همینجا قبول بکند، سرم را بالا نگه می‌دارم.

رییس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا در پایان گفت: بنابراین بوعلی چنین انسانی در عرصه معنویات بوده است، حال عده‌ای شاید بیایند و به غلط بگویند که او شیعی نبوده است یا فلان و بهمان!

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147878952054183

اشتراک گذاری این مطلب!

کسی که می خواست اسرائیل را نابود کند....

خدا در زندگی سردار عالی‌قدر

من به عنوان فرزند ارشد ایشان، به چند مورد از ویژگی های شخصی پدرم اشاره می کنم: اول اینکه نماز اول وقت.

برای شهید حسن طهرانی مقدم نماز اول وقت از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار بود، به خصوص اینکه آن را به جماعت اقامه کند. شهید آموزه‌های دینی را هیچ وقت مستقیما به ما گوشزد نمی‌کرد. طوری که من هیچ وقت یادم نمی آید پدرم گفته باشد، زینب! نمازت را بخوان. وقتی خودشان عملا این کار را می‌کرد نا خودآگاه به ما هم یاد می داد که نماز باید اول وقت باشد.

این قدر این موضوع در وجود ما نهادینه شده بود که وقتی به مهمانی می‌رفتیم و می‌دیدم بعد از پخش صدای اذان هیچ کدام از اهالی خانه توجه نمی‌کنند برایم عجیب بود و می گفتم چطور می شود صدای اذان را شنید اما نماز نخواند؟! در خانه ما وقت نماز همه کارها تعطیل می‌شد.

ما برای بعضی مسائلی که پدرم در وجود ما گذاشته‌‌اند، زحمتی نکشیده‌ایم و به همین علت شاید ثواب زیادی هم برایمان ننویسند.

سومین بار در مراسم تشییع پدرم آقای خامنه‌ای را ملاقات کردم، ایشان آن روز چهره‌شان بر افروخته بود و فرمودند: من مصیبت زده شدم.
روایتی از آخرین نماز جمعه

ایشان بسیار به نماز جمعه اهمیت می داد و سعی می کرد ما را هم به رفتن تشویق کند، البته خالی از هر گونه اجبار و زور. همیشه نماز جمعه‌های ما پر از خاطرات شیرین از ایشان است. فکر می‌کنم اول ابتدایی بودم که بابا من و حسین برادرم را برد نماز، هوا خیلی گرم بود. جوب‌های آبی کنار‌مان بود که پدرم با ما در آن آب بازی می‌کرد تا وقت نماز به ما به خاطر گرما سخت نگذرد.

همیشه در برگشتن از نماز جمعه هر چه می‌خواستیم برایمان می‌خرید، طوری که ما همیشه منتظر بودیم جمعه شود و برویم نماز.

در سخت‌ترین شرایط هم پدرم نماز جمعه‌شان ترک نمی‌شد. حتی در جمعه قبل از انفجار هم برای تفریح رفته بودیم بیرون، شهید مقدم گفت: من بروم نماز جمعه، به شوخی گفتیم: بابا امروز را بی خیال شو، ما به کسی نمی‌گوییم. اما گفت: قول می‌دهم می‌روم و تا ساعت 3 برمی‌گردم. رفت و به موقع هم آمد.

اعتقادشان به نماز طوری بود که شنیدیم شهادتشان هم بعد از خواندن نماز جماعت ظهر بوده. مثل امام حسین مقتدایش که بعد از نماز به شهادت رسیدند.
شهیدمقدم

عیدی که بدون عیدی گذشت

پدرم همیشه هر عیدی که می شد به ما عیدی می‌داد. روز عید قربان هم به ایشان گفتیم عیدی ما را بده، اما هر چه اصرار کردیم بابا گفتند:

«عید غدیر عیدیتان را می‌دهم.»

این اولین دفعه‌ بود که همچین کاری کردند.

آخرین دفعه‌ای که ایشان را دیدم بعد از ظهر روز جمعه بود که رفته بودیم بیرون، ایشان ما را رساندند خانه و شهید نواب آمد دنبالشان و رفتند. موقعی که خواست برود خوب یادم هست که مفاتیح به دست رفت چون شهید مقدم عادت داشت همیشه دعای سمات را می‌خواند.

حتی وقتی پسرم طاها، را بعد از تولدش برای اولین جمعه خانه آنها آوردم پدرم گفت: طاها را بگذار امروز در کنار او با هم دعای سمات را بخوانیم. خیلی به این دعا اعتقاد داشت. واقعا با همه وجود می‌خواند، یکبار ندیدم بی‌میل و بی‌حوصله دعای سمات را بخواند. عاشقانه می خواند و به ما هم یاد می‌داد که بخوانیم.
اطیعو الله و اطیعو الرسول و الوالامر منکم…

ادامه »

توجه به راز عقلانی «روضه» مهمتر از گسترش آداب سینه‌زنی

 

علامه مصباح یزدی در دیدار شورای علمی همایش ملی اربعین با اشاره به این که راز عقلانی روضه کمتر مورد توجه قرار گرفته است، گفت: درباره راز عقلانی روضه کمتر حرف زده شده و کمتر کتاب نوشته شده است، این راز مهمتر از توسعه آداب سینه‌زنی است.

علامه مصباح یزدی در دیدار شورای علمی همایش ملی اربعین با اشاره به این که مراسم ظاهری و آداب و رسوم عزاداری از سوی توده‌‌های مردمی گسترش می‌یابد، گفت: طی این سالها هم جمعیت و هم کیفیت عزاداری و هم مضامین نوحه‎ها بهتر شده است، اینها امیدبخش است، اما اینکه مبانی علمی این موضوع بررسی شود نعمتی فراتر است که نصیب شما شده است.

وی افزود: راز عقلانی روضه مهمتر از توسعه آداب و رسوم و محکم سینه زدن است، در این زمینه کم کتاب نوشته شده و کم حرف زده شده است؛ شهید مطهری(ره) جزو معدود کسانی است که در این ‌باره سخن گفته و حق تقدم دارد.

همایشهای علمی باید هم از حیث روان‎شناسی فردی و اجتماعی و هم از حیث عینیت تاریخی و عوامل فکری و عقلانی این احساسات و عواطف نسبت به حضرت اباعبدالله(ع) بپردازند.

موتور حرکت ما به سمت کمال، احساسات و عواطف هستند و حدود آن را عقل و دین معین می‎کنند، ما فطرتاً کمال طلبیم و متعلق دین که اولیای خدا هستند را بیش از همه چیز دوست داریم؛ چون کمال طلب هستیم و اولیای دین زمینه‎ساز این رشد و کمال‎اند.

منبع:http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/06/1223192/%D8%AA%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%82%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%B6%D9%87-%D9%85%D9%87%D9%85%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%DA%AF%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%B4-%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

زینب(علیه السلام)معلم قرآن....


یک سال پس از استقرار امیر مؤمنان علیه السلام در کوفه، زنان و دختران مشتاق دانش، به آن حضرت پیام فرستادند و گفتند: ما شنیده‏ایم که دختر شما حضرت زینب علیها السلام همانند مادرش فاطمه زهرا علیها السلام منبع سرشار دانش و دارای علوم و کمالات است . اگر اجازه دهید در صبح یکی از روزهای عید به محضرش حاضر شده و از آن سرچشمه دانش بهره‏مند شویم .

علی علیه السلام اجازه داد تا دختر عالمه‏ اش زینب کبری علیها السلام، بانوان مسلمان کوفه را آموزش دهد و مشکلات علمی و دینی آنان را حل کند . زینب علیها السلام نیز آمادگی خود را اعلام نمود و بعد از دیدارهای مقدماتی، جلسه تفسیر قرآن برای آنان تشکیل داده و پرسش‏ها و شبهات آنان را جواب می‏داد (1) .
روزی در یکی از جلساتی که حضرت زینب علیها السلام برای زنان کوفی تفسیر می‏گفت، امیر مؤمنان علیه السلام وارد جلسه شد تا کلاس درس دخترش را از نزدیک ببیند . آن روز حضرت زینب علیها السلام در مورد تفسیر «کهیعص‏» سخن می‏گفت . علی علیه السلام ضمن اشاره به تفسیر دیگری از این آیه فرمود: دخترم! این حروف رمزی است در مصیبت هایی که بر شما عترت پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خواهد شد . سپس آن حضرت تمام مصائب کربلا را برای دخترش و حاضرین شرح داد . زینب علیها السلام با شنیدن آن متاثر شده و صدای ناله‏اش بلند گردید و فضای جلسه قرآن عوض شد (2) .

پی‌نوشت‌ها:

1- ریاحین الشریعه، ج‏3، ص‏57 .
2- خصائص الزینبیه، ص‏27 .
برگرفته از سایتhttp://www.askquran.ir/showthread.php?t=37222

اشتراک گذاری این مطلب!

اعمال ماه محرم....

پیوند: http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/11/1200916/%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84-%D8%B4%D8%A8-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D9%85%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D9%85-%D8%B3%DB%8C%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D8%B6%D8%A7-

بعضی از نمازهایی را که در این شب وارد شده به‌مقدار حال و توانایی خود خوانده ــ حداقل دو رکعت نمازی را که شامل حمد و ۱۱ بار «قل هو الله احد» است.

در کتاب مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی اعمال محرم را در دو بخش اعمال خاص و اعمال روزها تقسیم‎بندی کرده است که به‌شرح ذیل است:
حضرت امام رضا(ع) روایت است «وقتی ماه محرّم داخل می‎شد پدرم را کسی خندان نمی‎دید و اندوه و حُزن پیوسته  تا روز دهم بر او غالب می‎شد. چون روز عاشورا می‎شد آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‎فرمود امروز روزی است که حسین علیه ‎السلام شهید شده است؛ إنَّ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لایُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ.

اعمال شب و روز اول ماه محرم
1 ــ دعای اول ماه محرم: یکی از اعمال مهم، دعای اول ماه است و به‌جهت اینکه اول این ماه اول سال بوده و از طرف دیگر دعاهای قبل از وقت نیز تأثیر خاصی در برآورده شدن حاجات و رسیدن به امور مهم دارد، این دعا تأثیر زیادی در سلامتی و دوری از آفات دینی و دنیایی آن سال و بهبودی حال و به دست آوردن نیکی‎ها دارد و دعایی که برای اول ماه در اقبال روایت شده است، دعای بسیار مفیدی برای مطالب مذکور است.

2 ــ شب اول محرم: بعضی از نمازهایی را که در این شب وارد شده به‌مقدار حال و توانایی خود خوانده ــ حداقل دو رکعت نمازی را که شامل حمد و یازده بار «قل هو الله احد» است ــ بعد از آن دعایی را که پیامبر اکرم(ص) بعد از این نماز خوانده است و در کتاب اقبال نقل شده بخواند و فردای آن روز را روزه بگیرد.

در روایت آمده است:کسی که چنین عملی را انجام دهد، مانند کسی است که به‌مدت یک سال کارهای خوب انجام داده و تا سال آینده محفوظ خواهد بود.

نماز و اعمال شب و روز اول محرم
شب اوّل سیّد در اقبال برای این شب چند نماز ذکر کرده است:
  اوّل: صد رکعت در هر رکعت حمد و توحید بخواند.
دوم: دو رکعت در رکعت اوّل حمد و انعام و در دوم حمد و یس.
سوم: دو رکعت در هر رکعت حمد و 11 قُل هُوَاللّهُ اَحَدٌ. از حضرت رسول(ص) در روایت است هر کس در این شب این دو رکعت نماز را به‌جا آورد و صبحش را که اوّل سال است روزه بدارد، مثل کسی است که تمام سال را مداومت به خیر کرده و در آن سال محفوظ باشد و اگر بمیرد به بهشت برود.
و نیز سیّد برای هلال این ماه دعای مبسوطی ذکر فرموده و اگر ممکن شود احیا بدارد این شب را به دعا و نماز و خواندن قرآن روز اوّل.
بدان که اوّل محرم اوّل سال است و در آن دو عمل وارد است:
اوّل: روزه است و در روایت رَیّان‌بن شبیب از حضرت امام رضا علیه السلام مرویست که هر که در این روز روزه بدارد و خدا را بخواند خداوند دعای او را مستجاب کند چنانکه دعای زکریّا را مستجاب کرد.
دوم: از حضرت امام رضا علیه ‎السلام منقول است که حضرت رسول(ص) روز اوّل محرم دو رکعت نماز می‎خواند و چون فارغ می‎شد دستها را بلند می‎‎کرد و این دعا را سه دفعه می‎خواند:

اَللّهُمَّ اَنْتَ الاِْلهُ الْقَدیمُ وَهذِهِ سَنَةٌ جَدیدَةُ
خدایا تویی معبود ازلی و این سال تازه است

فَاَسْئَلُکَ فیهَاالْعِصْمَةَ مِنَالشَّیْطانِ وَالْقُوَّةَ عَلی هذِهِ النَّفْسِ
از تو خواهم در این سال نگهداری‌ام را از شیطان و نیروی بر این نفس

الامّارَةِ بِالسّوَّءِ وَالاِْشْتِغالَ بِما یُقَرِّبُنی اِلَیْکَ [یاکَریمُ] یا ذَاالْجَلالِ
که پیوسته به گناه فرمان می‌دهد و سرگرمی بدانچه مرا به تو نزدیک کند ای صاحب جلالت

وَالاِْکْرامِ یا عِمادَ مَنْ لاعِمادَ لَهُ یا ذَخیرَةَ مَنْ لاذَخیرَةَ لَهُ یا حِرْزَ
و بزرگواری ای تکیه‌گاه کسی که تکیه‌گاهی ندارد، ای ذخیره آن کس که ذخیره ندارد، ای پناهگاه

مَنْ لاحِرْزَ لَهُ یا غِیاثَ مَنْ لاغِیاثَ لَهُ یا سَنَدَ مَنْ لاسَنَدَ لَهُ یا کَنْزَ
آن‌کس که پناهگاهی ندارد، ای فریادرس آن‌کس که فریادرسی ندارد، ای پشتیبان آن‌کس که پشتیبانی ندارد، ای گنج

مَنْ لاکَنْزَ لَهُ یا حَسَنَ الْبَلاَّءِ یا عَظیمَ الرَّجاَّءِ یا عِزَّ الضُّعَفآءِ یا مُنْقِذَ
آن‌کس که گنجی ندارد، ای که آزمایشت نیکو است، ای بزرگ مایه امید، ای عزت‌بخش ناتوانان، ای نجات‌بخش

الْغَرْقی یا مُنْجِیَ الْهَلْکی یا مُنْعِمُ یا مُجْمِلُ یا مُفْضِلُ یا مُحْسِنُ
غریقان، ای خلاص‌کننده هالکان، ای نعمت‌بخش، ای زیباپرور، ای فزون‌بخش، ‎ای نیکوده

اَنْتَ الَّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیْلِ وَنُورُ النَّهارِ وَضَوْءُ الْقَمَرِ وَشُعاعُ
تویی که سجده کرد (و به کمال خضوع درآمد) برایت سیاهی شب و روشنی روز و تابش ماه و شعاع

الشَّمْسِ وَدَوِیُّ الْمآءِ وَحَفیفُ الشَّجَرِ یا اَللّهُ لاشَریکَ لَکَ اَللّهُمَّ
خورشید و صدای ریزش آب و به‌هم خوردن درخت، ای خدایی که شریک نداری، خدایا

اجْعَلْنا خَیْراً مِمّا یَظُنُّونَ وَاغْفِرْ لَنا ما لایَعْلَمُونَ وَلاتُؤاخِذْنا بِما
قرارمان ده بهتر از آنچه مردم گمان کنند و بیامرز از ما آنچه را نمی‌دانند و مگیر ما را بدانچه

یَقُولُونَ حَسْبِیَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ
گویند. بس است مرا خدا، معبودی جز او نیست بر او توکل کنم و او است پروردگار عرش

الْعَظیمِ امَنّا بِهِ کُلُّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَمایَذَّکَّرُ اِلاّ اُولُوا الاْلْبابِ رَبَّنا
عظیم ایمان داریم به او و هرچه هست از نزد پروردگار ما است و اندرز نگیرند جز خردمندان، پروردگارا،

لاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَیْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً اِنَّکَ اَنْتَ الْوَهّابُ
منحرف مساز دلهای ما را پس از آنکه هدایتمان کردی و ببخش به ما از پیش خود رحمتی که براستی تویی بخشایشگر.

شیخ طوسی گفته است که مستحب است روزه دهه اوّل محرم اما روز عاشورا جلوگیری کند از طعام و شَراب تا بعد از عصر آن‌وقت به‌قدر کمی تربت بخورد. و سیّد روایت کرده است فضیلت روزه تمام ماه را و آن که روزه او صائم آن را از هر گناهی نگه می‎دارد.

اشتراک گذاری این مطلب!

راهکار امام‌رضا(ع) برای کاهش هزینه‌های زندگی

 

گاهی فشارهای اقتصادی به حدی می‌رسد که ممکن است زبان شکایت به خدا باز شود و مؤمنین دچار کفران نعمت شوندو خود را بدبخت‎ترین و فقیرترین افراد دنیا بدانند، خداوند مى‏‌فرماید: «وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُور؛از بندگان من، اندکى سپاسگزارند».
قناعت به روزی مقدر خداوند و نیز کسب حلال شاید از مهم‎ترین مسائلی باشد که در سختیهای اقتصادی کنونی باید مدنظر خانواده‎ها قرار بگیرد و این امر بستگی به ایمان و حسن ظن افراد به خداوند متعال دارد.

گاهی فشارهای اقتصادی به حدی زیاد می‎شود که ممکن است زبان شکایت به سوی خدا باز شود و مؤمنین دچار کفران نعمت شوند، محبتهای خداوند را فراموش کنند و خود را بدبخت‎ترین و فقیرترین افراد دنیا بدانند.

در این بین آنچه که اهمیت دارد، حسن ظن داشتن به خداوند متعال و راضی شدن به مقدرات اوست. البته باید برای وسعت رزق دعا را فراموش نکرد و چه بسا دعایی که باعث جاری شدن ارزاق مادی و معنوی می‎شود. حال برای درک بیشتر مطلب به روایتی از امام رضا(ع) اشاره می‎کنیم،‌ امید که راهگشای بسیاری از مسائل و مشکلات اقتصادی باشد.

احمد بن عمر و حسین بن یزید گفتند: به حضور امام رضا علیه‌السلام رسیدیم و عرض کردیم ما داراى روزى بسیار و رفاه و آسایش در زندگى بودیم ولى الان حال ما کمى دگرگون شده است. از خدا درخواست کن که حال پیشین را به ما بازگرداند. امام علیه‌السلام فرمود: خواهان چه چیزى هستید؟ [مى‏‌خواهید] سلطان باشید؟ آیا راضی مى‌‏شوید از اینکه مثل طاهر و هرثمه باشید و بر خلاف مذهبى که دارید باشید؟ عرض کردم نه، به خدا سوگند که خرسند نیستم که دنیا با تمام طلا و نقره‌‏اش از آن من باشد اما مذهبى بر خلاف آنچه اینک دارم، داشته باشم. امام علیه‌السلام فرمود: همانا خداوند مى‏‌فرماید: «اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُکْراً وَ قَلِیلٌ مِنْ عِبادِیَ الشَّکُور؛ اى خاندان داود سپاسگزار باشید و از بندگان من، اندکى سپاسگزارند» [سبأ (34)، آیه 13]. به خدا نیک گمان باش؛ «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّه‏» چرا که هر کس گمانش را به خدا نیک دارد خداوند به قدر گمانش با او باشد [و عطا فرماید] و هر که به روزى کم خشنود باشد، کردار کم او پذیرفته آید و هر که به [روزى‏] حلال اندک خشنود باشد هزینه‏‌هاى [زندگى‏] او کاهش یابد و خانواده‏‌اش نعمت یابند و خداوند او را به درد و درمان دنیا، بینا سازد و او را سالم، از دنیا به بهشت دارالسلام ببرد. «مَنْ رَضِیَ بِالْقَلِیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسِیرُ مِنَ الْعَمَلِ وَ مَنْ‏ رَضِیَ‏ بِالْیَسِیرِ مِنَ الْحَلَالِ خَفَّتْ مَئُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللَّهُ دَاءَ الدُّنْیَا وَ دَوَاءَهَا وَ أَخْرَجَهُ مِنْهَا سَالِماً إِلَى دَارِ السَّلَامِ».

طبق این روایت، گاهی تنگنای ‎معاش به سبب مقدراتی است که خداوند مدنظر دارد تا ایمان و آبروی فرد یا خانواده‎اش محفوظ بماند، زیرا خداوند نسبت به آینده علم دارد. خداوند در بخشی از آیه 216 سوره بقره می‎فرماید «عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ؛ بسا چیزی را خوش نمی‏‌دارید و آن برای شما خوب است‏، و بسا چیزی را دوست می‏‌دارید و آن برای شما بد است‏، و خدا می‏‌داند و شما نمی‏‌دانید» بنابراین باید راضی به روی مقدر خداوند بود و در کنارش جهت گشایش روزی دعا کرد.
از سوی دیگر در این حدیث اشاره به برکتی دارد که خداوند در رزق حلال قرار داده است، به این صورت که خشنودی به مال حلال اندک، هزینه او کاهش می‌یابد و خانواده‎اش دارای نعمت می‌شود و خداوند به او بصیرتی می‌دهد که نسبت به درد و درمان دنیا آگاه و در نهایت با صحت روحی و ایمانی وارد بهشت دارالسلام شود.

منبع:سایت تسنیم

اشتراک گذاری این مطلب!

حجاب تحت تاثیر تهاجم تبلیغاتی غرب نباشد!!!

بیانات مقام معظم رهبری درمورد حجاب

چادر یک حجاب ایرانی و اسلامی است

زن در این‌جا حجاب خودش را حفظ می کند. مردم ما چادر را انتخاب کرده‌اند. البته ما هیچ وقت نگفتیم که «حتماً چادر باشد، و غیرچادر نباشد.» گفتیم که «چادر بهتر از حجابهای دیگر است.» ولی زنان ما میخواهند حجاب خودشان را حفظ کنند. چادر را هم دوست دارند. چادر، لباس ملی ماست. چادر، پیش از آن‌که یک حجاب اسلامی باشد، یک حجاب ایرانی است. مال مردم ما و لباس ملی ماست.

۱۳۷۳/۰۷/۲۰ بیانات در دیدار جمعی از پرستاران

آثار ماندگار حجاب و بدحجابی

وضع حجاب را، وضع عفاف را، وضع تقیدات و پایبندی را خانمها باید مراقبت کنند؛ این وظیفه است. خودنمائی و جلوه‌فروشی، یک لحظه است و آثار سوء آن برای کشور، برای جامعه، برای اخلاق، حتّی برای سیاست، آثار مخرب و ماندگار است؛ در حالی که ملاحظه‌ی عفاف، ملاحظه‌ی حدود شرعی در رفتار و حرکات بانوان، اگر چنانچه سختی‌ای داشته باشد، سختیِ کوتاهی است، اما آثارش، آثار عمیق و ماندگاری است. خود خانمها خیلی باید مراقبت کنند مسئله‌ی حجاب را، مسئله‌ی عفاف را؛ وظیفه‌ی آنهاست، افتخار آنهاست، شخصیت آنهاست.

حجاب مایه‌ی تشخص و آزادی زن است؛ برخلاف تبلیغات ابلهانه و ظاهربینانه‌ی مادیگرایان، مایه‌ی اسارت زن نیست. زن با برداشتن حجابهای خود، با عریان کردن آن چیزی که خدای متعال و طبیعت پنهان بودن آن را از او خواسته، خودش را کوچک می کند، خودش را سبک می کند، خودش را کم‌ارزش می کند. حجاب وقار است، متانت است، ارزشگذاری زن است، سنگین شدن کفه‌ی آبرو و احترام اوست؛ این را باید خیلی قدر دانست و از اسلام باید به خاطر مسئله‌ی حجاب تشکر کرد؛ این جزو نعمتهای الهی است.

۱۳۹۱/۰۲/۲۳ بیانات در دیدار جمعی از مداحان سراسر کشور

غرب باید پاسخگو باشد نه طلبکار

ما زن را به عفّت، به عصمت، به حجاب، به عدم اختلاط و آمیزش بیحد و مرز میان زن و مرد، به حفظ کرامت انسانی، به آرایش نکردن در مقابل مرد بیگانه – برای آن‌که چشم او لذّت نبرد – دعوت میکنیم. این بد است؟ این کرامت زن مسلمان است. این کرامت زن است. آنهایی که زن را تشویق میکنند که خود را به گونه‌ای آرایش دهد که مردان کوچه و بازار به او نگاه کنند و غرایز شهوانی خودشان را ارضا کنند، باید از خودشان دفاع کنند که چرا زن را تا این حد پایین میآورند و تذلیل میکنند!؟

۱۳۷۱/۰۹/۲۵ بیانات در دیدار جمعی از زنان

حجاب، یک مسأله‌ی ارزشی است

باید مسائل ارزشی اسلام در جامعه‌ی ما احیاء بشود. مثلاً مسأله‌ی حجاب، یک مسأله‌ی ارزشی است. مسأله‌ی حجاب، مسأله‌یی است که اگرچه مقدمه‌یی است برای چیزهای بالاتر، اما خود یک مسأله‌ی ارزشی است. ما که روی حجاب این‌قدر مقیدیم، به خاطر این است که حفظ حجاب به زن کمک میکند تا بتواند به آن رتبه‌ی معنوی عالی خود برسد و دچار آن لغزشگاههای بسیار لغزنده‌یی که سر راهش قرار داده‌اند، نشود.

بحث از حجاب تحت تاثیر تهاجم تبلیغاتی غرب نباشد

به نظر ما، بحثهایی که درباب پوشش زن می شود، بحثهای خوبی است که انجام می گیرد؛ منتها باید توجه کنید که هیچ بحثی در این زمینه‌های مربوط به پوشش زن، از هجوم تبلیغاتی غرب متأثر نباشد؛ اگر متأثر از آن شد، خراب خواهد شد. مثلاً بیاییم با خودمان فکر کنیم که حجاب داشته باشیم، اما چادر نباشد؛ این فکر غلطی است. نه این‌که من بخواهم بگویم چادر، نوع منحصر است؛ نه، من می گویم چادر بهترین نوع حجاب است؛ یک نشانه‌ی ملی ماست؛ هیچ اشکالی هم ندارد؛ هیچ منافاتی با هیچ نوع تحرکی هم در زن ندارد. اگر واقعاً بنای تحرک و کار اجتماعی و کار سیاسی و کار فکری باشد، لباس رسمی زن میتواند چادر باشد و – همان‌طور که عرض کردم – چادر بهترین نوع حجاب است.البته می توان محجبه بود و چادر هم نداشت؛ منتها همین‌جا هم بایستی آن مرز را پیدا کرد. بعضیها از چادر فرار میکنند، به خاطر این‌که هجوم تبلیغاتی غرب دامنگیرشان نشود؛ منتها از چادر که فرار میکنند، به آن حجاب واقعی بدون چادر هم رو نمیآورند؛ چون آن را هم غرب مورد تهاجم قرار میدهد!

۱۳۷۰/۱۰/۰۴ بیانات در دیدار اعضای شورای فرهنگی، اجتماعی زنان

اشتراک گذاری این مطلب!

"فرهنگیها، باید در سایه انبیاء باشید"


سعادت و شقاوت ملتها از مدرسه‏ هاست

پیشرفت هر کشورى و عقب ماندگى هر کشورى به دست معلمین است

ایشان با بیان اینکه سعادت و شقاوت ملتها از مدرسه‏هاست اظهار کرده اند: لکن براى فرهنگیها مسئولیت بسیار هست. هر چه شغل عظیم باشد، مسئولیت به همان مقدار بزرگ و عظیم است. مسئول تمام مقدراتى که براى یک کشورى پیش مى آید، مسئول تمام انسانهایى که باید انسان بشوند، مسئول تمام جوانهایى که زیردست آنها باید تربیت بشوند. تربیت باید بشود انسان در مکتب فرهنگیان، معلم؛ و مقدرات هر مملکتى به دست همینهاست که از فرهنگ بیرون مى‏آیند؛ و پیشرفت هر کشورى و عقب ماندگى هر کشورى باز به دست معلمین است. معلم است که با ساختن خود، افراد را، کشور را پیش می برد؛ و معلم است که اگر خداى نخواسته در پیش او انحراف حاصل‏ بشود، کشور را خراب می ‏کند. معلم است که انسانها را یا مهذب بار می آورد، متعهد بار مى آورد، و یا انگل بار می آورد و وابسته. همه از مدرسه‏ها بلند مى شود. همه سعادتها و همه شقاوتها انگیزه‏اش از مدرسه هاست، و کلیدش دست معلمین است .

فرهنگ، سایه‏ هایى از نبوت است

حضرت امام خمینی با بیان اینکه معلمین توجه داشته باشند اولًا، به شغل شریف خودشان که شغل انبیاست، و ثانیاً به مسئولیت خودشان که همان مسئولیت انبیاست، گفته اند: انبیا مسئولند؛ لکن درست آنها عمل مى کنند؛ از مسئولیت درست بیرون مى آیند، از امتحان درست بیرون مى آیند. آنها مأمور به تربیت هستند، و تربیت مى کنند. و آنقدرى که از عهده‏شان برآمد عمل کردند. شما هم همان مسئولیت را دارید، و همان شرافت را .کانَّه فرهنگ سایه‏اى است از نبوت؛ و فرهنگیها سایه ه‏ایی هستند از نبى. این سایه باید عمل کند به آنطورى که ذى ظل عمل کرد. اینکه مى‏گویم «سایه»، براى این است که سایه از خودش هیچ نباید داشته باشد؛ همان طورى که یک سایه‏اى وقتى که مى افتد روى زمین از یک شخص، حرکت، حرکت شخص است، و سایه به حرکت شخص حرکت می‏کند.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

" روز شمار انقلاب "

اتفاقات مهم 4 تا 12 بهمن 1357

4 بهمن 1357 

براى جلوگيرى از حضور امام خمينى در بين مردم، ارتش، فرودگاه مهرآباد را به اشغال خود درآورد.

5بهمن 1357

دولت بختيار، سه روز فرودگاه‏هاى كشور را بست.

7بهمن 1357 

تحصن روحانيون مبارز در دانشگاه تهران، در اعتراض به بستن فرودگاه‏ها و راه‏پيمايى ميليونى مردم در تهران، به مناسبت 28 صفر.

9بهمن 1357 

فرودگاه، براى ورود امام خمينى، بازگشايى شد.

11بهمن 1357

مأموريت ارتش در خيابان‏هاى تهران.

12بهمن 1357

ساعت 9 و 27 دقيقه و 30 ثانيه، حضرت امام خمينى، پس از پانزده سال تبعيد، پاى بر خاك ايران گذاشتد.

اشتراک گذاری این مطلب!

13 محرم

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> ideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

rial,helvetica,sans-serif;">ـ اسراي اهل بيت‌(عليهم السلام) در مجلس ابن زياد

در روز سيزدهم محرم سال 61 هـ .ق. بعد از آنكه سرهاي مقدس شهداي كربلا را به همراه اسراي اهل بيت(عليهم السلام) در شهر كوفه گرداندند، اهل بيت امام حسين(عليهم السلام) را وارد دارالامارة ابن زياد كردند. آن ملعون دستور داد تا سر مقدس اباعبدالله الحسين(عليهم السلام) را پيش رويش قرار دهند؛ آن گاه زنان و كودكان آن حضرت را به همراه امام سجاد‌(عليهم السلام) در حاليكه با طناب بسته بودند، وارد مجلس او نمودند و در برابر آن ملعون ايستاده نگاه داشتند .
نقل شده است كه حضرت زينب‌(سلام الله عليها) به صورت ناشناس و در حالي كه لباس‌هاي كهنه‌اي دربر داشتند، وارد مجلس شدند و گوشه‌اي از قصر در كنار زنان نشستند. ابن زياد سؤال كرد: «اين كه بود در آنجا با گروهي از زنان نشست؟!» حضرت زينب(سلام الله عليها) پاسخ ندادند . ابن زياد براي بار دوم و سوم سؤال خود را تكرار كرد. تا اينكه يكي از كنيزان گفت: «اين بانو دختر فاطمه(سلام الله عليها)، دختر رسول خداست ».
ابن زياد روي به جانب حضرت زينب(سلام الله عليها) نمود و گفت: «خداي را سپاس كه شما را رسوا كرد و كشت! و گفته‌هاي شما نادرست از كار درآمد
حضرت زينب‌(سلام الله عليها) فرمودند: «خداي را سپاس كه ما را به پيامبر خود، حضرت محمد(صلي الله عليه و اله) گرامي داشت و از پليدي‌ها پاك گردانيد. فاسق، رسوا مي‌شود و نابكار دروغ مي‌گويد و چنين فردي، ما نيستيم بلكه ديگري است».ابن زياد ملعون گفت: «كار خدا را با برادر و اهل بيت خود چگونه ديدي؟
حضرت زينب‌(سلام الله عليها) فرمود: «چيزي جز نيكي و زيبايي از جانب خداوند نديدم. آنان گروهي بودند كه خداوند شهادت را بر ايشان مقدّر فرموده بود كه به سوي جايگاه ابدي خويش شتافتند و در آن آرميدند».
عبيدالله بن زياد از پاسخ‌هاي كوبندة آن حضرت بسيار خشمگين شد و تصميم به قتل ايشان گرفت ولي عمر بن حريث گفت: «او زن است و زن را بر سخنش ملامت نمي كنند».
هم چنين در برابر جواب‌هاي كوبندة حضرت سجاد‌(عليه السلام) ارادة قتل آن حضرت را نمود كه با وساطت حضرت زينب‌(سلام الله عليها) از قصد پليدش منصرف شد .
پس از برگزاري اين مجلس شوم، عبيدالله دستور داد تا اهل بيت‌ امام حسين‌ (عليهم السلام) را در زندان كوفه نگه دارند و نيز قاصدان خبر قتل امام حسين‌(عليه السلام) را در همه جا منتشر كنند .

ـ شهادت عبدالله بن عفيف‌

عبدالله بن عفيف ازدي يکي از اصحاب بزرگوار اميرمؤمنان (عليه السلام) بود كه در جنگ‌هاي جمل و صفين در ركاب آن حضرت جنگيد و دو چشم خويش را از دست داد و از آن پس مدام به عبادت مشغول بود. او در سيزدهم محرّم الحرام سال 61 هـ .ق. به دستور عبيدالله بن زياد به شهادت رسيد. جريان شهادت عبدالله بن عفيف چنين بود:
او در مسجد كوفه حاضر بود و سخنان عبيدالله بن زياد را گوش مي‌كرد. آن گاه كه ابن زياد گفت: «حمد خدايي را كه حق و اهل حق و حقيقت را پيروز كرد و يزيد و پيروانش را نصرت داد و كذّاب پسر كذّاب را بكشت!!»، او با تمام شجاعت و دليري از جا برخاست و گفت: «اي پسر مرجانه! كذّاب تويي و پدرت و آنكس كه تو و پدرت را بر اين جايگاه و سِمَت قرار داد. اي دشمن خدا! فرزندان پيامبر(صلي الله عليه و اله) را از دم شمشير مي‌گذراني و اين چنين جسورانه بر منبر مؤمنان سخن مي‌گويي؟!
عبيدالله بن زياد كه انتظار چنين پيش‌آمدي را نداشت با شدت عصبانيت فرياد زد: «او را نزد من بياوريد». مأموران از هر طرف هجوم آوردند تا او را بگيرند اما حمايت شديد افراد قبيلة عبدالله بن عفيف آنان را ناكام گذاشت. شب هنگام مأموران پليد ابن زياد به خانه او ريختند و آن بزرگوار را از خانه خارج كردند و با ضربات شمشير به شهادت رساندند. آنگاه ابن زياد ملعون دستور داد تا سر از بدنش جدا کرده، بدنش را در كوفه به دار آويزند .

منبع:كتاب روز شمار تاريخ اسلام

اشتراک گذاری این مطلب!

ياران شيدايي حسين بن علي

                                 

                            عبد الله بن حارث نوفلي


عبد الله كه كام با پيامبر گشوده بود در همان سال هاي نخستين كودكي با اشتياق به خانه علي (ع) مي آمد تا از سخنان و سيرت پيامبر بشنود. سال هاي غربت علي (ع)  با كودكي ،نوجواني و جواني عبد الله همراه بود.
در 34سالگي قاضي مدينه شد . و اينك در سال 60 هجري و در حالي كه پنجاه و دو سغال از عمر خويش را مي گذراند در بصره بود كه نامه يزيد بن معاويه به عبيد الله زياد رسيد .
عبد اله مأموريت يافته بود كه به كوفه برود . پسر زياد ،گزينه ي پسر ماويه ، براي سر كوب و قتل عام بود . روزي كه عبيد الله به كوفه مي رفت ،عبد الله بن حارث نوفلي را همراه كرد . او و شريك بن اعور با قلبي شعله ور از نفرت به پسر زياد ، بيماري را بهانه كردند . در راه خود را از اسب انداختند تا شتاب عبيد الله را بكاهند . اما فرزند زياد بي اعتنا  و عجول خود را ب كوفه رساند.
تلاش شريك بن اعور براي قتل عبيد الله در خانه هاني بي نتيجه ماند . مسلم بن عقيل تن به كشتن عبيد الله به نيرنگ و ترور نداد و شريك دو سه روز بعد د ر كوفه در گذشت .
مسلم بن عقيل ،پرچم مبارزه با عبيد الله را بر افراشت ، مختار با پرچم سبز ، و عبد الله بن حارث نوفلي با پرچم سرخ و لباس ارغواني كنار خانه عمر بن حارث ، آماده نبرد با عبيد الله شد .
دريغ و درد كه رشته عهد كوفه سست و لرزان بود . دو پرچم دار تنها شدند و بعد از شهادت مسلم و هاني ، عبيد الله فرمان دستگيري شان را صادر كرد .دو يار صميمي مسلم زنداني شدند . روز بعد عبيد الله فرمان داد ،  عبد الله را به دارالامارن بياورند ،كثير بن شهاب جنايت كار ،جوانمرد پارساي پاكباز كوفه ، پرچمدار مسلم بن عقيل را حاضر كرد .
دستان عبد الله در زنجير بود . عبيد الله فرمان داد در ميان قبيله اش ببريد و گردن بزنيد . عبدالله به كناسه ي كوفه آورده شد. جلاد او را پيش تر راند . عبد الله نفس تاره كرد و به نرمي سرود :السلام عليك يا ابا عبد الله .
شمشير فرا رفت و فرود آمد . خون فواره زد و در ميان  فواره ي خون ، همچنان پژواك صداي عبد الله بود كه السلام عليك يا ابا عبد الله… 

اشتراک گذاری این مطلب!

يك شاخه گل ريحان

انس  گويد : در نزد حضرت حسين (ع) بودم ، كنيزي به نزد و آمد و شاخه گل ريحان را به عنوان تحيت به آن حضرت  داد ، امام (ع)فرمود : تو در راه خدا آزادي ،گفتم : اين كنيزيك شاخه گل به شما هديه مي دهد كه چندان ارزشي ندارد و شما در عوض او را آزاد مي كنيد ؟؟ فرمود : خدا اين چنين ما را ادب مي آموزد و مي فرمايد : «زماني كه تحيت و درود گفته شد شما هم درود و تحيت بگوييد بهتر از آن چه به شما تحيت داده شد يا مانند آن را باز گردانيد.»  

اشتراک گذاری این مطلب!

دامان حسين اگر نگيرم چه كنم؟

 


دل را اگر از حسين گيرم چه كنم؟


بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم؟


فردا كه كسي را به كسي كاري نيست،


دامان حسين اگر نگيرم چه كنم؟

 

                  

                                        منبع/نسيم وحي

اشتراک گذاری این مطلب!

محبت به فاطمه

پيامبر فرمودند:

        اي سلمان!محبت به فاطمه در صد مورد سودمند است كه كمترين آنها هنگام مرگ وقبروميزان وحشروصراط وحساب در قيامت است.  

                                                            بحارالانوار،ج7،ص539                                                                                                                                                         

اشتراک گذاری این مطلب!

روحانيت و خطرهاي امروز

روحانيت و خطرهاي امروز

روحانيت متعهد و آگاه مسئوليت بزرگ پاسداري از فرهنگ انقلاب اسلامي را بر عهده دارد .رسالت جهاد فكري و فرهنگي بر دوش حوزه ها وارثان خط سرخ  پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) است . مرزبانان فرهنگ انقلاب اسلامي امروز با مجموعه اي از آفات و خطرات مواجه اند :

* خطر كفر و شرك عقيدتي

* خطر ارتجاع از فرهنگ توحيدي

* خطر جهل و بي خبري

* خطر جهل وبي خبري از مباني تفكر اسلامي

* خطر ترك دو فريضه بزرگ امر به معروف و نهي از منكر

* خطر ظهور بدعتها

* خطر تغيير بينش و آرمانهاي الهي

* خطر رفاه زدگيمسئولان

* خطر تحريف انديشه انقلا اسلامي

* خطر تحريف تاريخ انقلاب

* خطر غفلت از دشمنان خارجي و داخلي و حيله ها نيرنگها

* خطر تحجر و جمودگرائي

* خطر التقاط و نوانديشي و پلوراليسم مذهبي

* خطر فراموشي فرهنگ قرآن و غوغاي مسابقات ورزشي و دلارگرايي

* خطر مهجوريت سنت و احاديث نبوي در لابلاي تئوريهاي غربي

* خطر اختاف و پراكندگي امت ، زير شعار ملي گرايي و دموكراسي

* خطر سلطه ي قوانين و معيارها و استاندارهاي كفار بر بلاد اسلامي

* خطر ياس و ترس و بي اعتمادي در روابط اجتماعي

* خطر گسترش فقر و گرسنگي عمومي

شناخت استكبار جهاني به عنوان دشمن اصلي ، شناخت اهداف و شگردهاي آن ، و شناخت راهكارهاي جهاد و بارزه و دفاع از فرهنگ انبياء عليهم السلام و ايمان و صبوري ، شرط موفقيت در نگهباني از فرهنگ انقلاب اسلامي است .

 

اشتراک گذاری این مطلب!

نماز رمضان

 

 

صبح با باده شعبان و رجب آمده بود / آن که دیروز مرا داد جواز رمضان

شام آخر شد و با گریه نشستم به وداع / خواب دیدم نرسیدم به نماز رمضان . . .

 

اشتراک گذاری این مطلب!
 
فراخوان چی شد طلبه شدم