موضوع: "مواظب باشيد"

سيلي بزن ولي ريشت را نتراش...

سيلي بزن ولي ريشت را نتراش

شيخ محمد تقي بافقي يكي از علماي بزرگ و جليل القدر و صاحب مقامات و كرامات و در امربه معروف و نهي از منكر بسيار سختگير و شجاع و بي باك بود، چنانكه در يكي از حمامهاي قديم (قديم، چون امكانات كم بود ، درمنازل حمام نبود وفقط حمام عمومي بود ) ، ديد سرهنگي ريشش را مي تراشد. نزديك آمد و به او گفت: مگر نمي داني كه در اسلام تراشيدن ريش حرام و گناه است؟ چگونه به اين گناه اقدام مي كني؟

سرهنگ از جرأت و اهانت ايشان عصباني شد و كشيده اي به صورت شيخ زد و گفت: به تو چه كه من ريشم را مي تراشم؟ شيخ بااين كشيده برزمين افتاد؛ باكمال خونسردي مانند پدري دلسوز كه فرزندش را نصيحت مي كند،درحالي كه از زمين بلند مي شدند، طرف ديگر صورتش را به سمت او گرفت و فرمود: يك سيلي هم به اين طرف صورتم بزن، ولي خواهش مي كنم ريشت را نتراش!

سرهنگ از مشاهده اين حلم و موعظه خيرخواهانه از عمل خود پشيمان شد و از سلماني حمام پرسيد: اين آقا كيست؟ سلماني گفت: اين آقا شيخ محمد تقي بافقي است.

سرهنگ چون شيخ را شناخت بيشتر ناراحت و پشيمان شد. آمد دست آقا را بوسيد و عذرخواهي نمود و بعد به دست ايشان توبه كرد و بالاخره از نفس پاك شيخ، عاقبت بخير شد.

منبع:

سایت معاونت تهذیب حوزه های علمیه.

اشتراک گذاری این مطلب!

جان تو من نریختم باد ریخت..

امام جعفرصادق(ع) می فرماید:علم تمامی مردم را در چهار چیز یافتم؛ نخست آنکه پروردگار خود را بشناسی.دوم بشناسی که چگونه تو را آفریده است.سوم بدانی خداوند از تو چه می خواهد و چهارم آنچه که موجب می گردد تو از دین خارج گردی را بشناسی. 
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در شرح این حدیث می گوید:روزی ملا نصرالدین به باغی رفت میوه های مختلف را چید و در کیسه گذاشت.میوه های درشت را پایین گذاشت و به نظم و ترتیب بالا آمد تا به میوه های ریز رسید.ناگهان صاحب باغ آمد و به ملا گفت:چه می کنی؟ این میوه ها را برای چه درون کیسه ریختی؟ ملا گفت جان تو من نریختم باد ریخت.
مرحوم مجتهدی در ادامه این داستان می گوید:صاحب باغ به ملا گفت:پس چه کسی این طور منظم آنها را داخل کیسه قرار داده است؟ ملا گفت:اتفاقا خود من هم در این فکر بودم.در آنجا صاحب باغ با ملا برخورد جدی کرد.
مرحوم مجتهدی در ادامه می گوید:غرض از بیان این داستان اینکه بر فرض این جهان خودش به وجود آمده است، این نظم و ترتیب را چه کسی ایجاد کرده؟ انسان عاقل با قدر تفکر متوجه می شود که این جهان خالقی دارد.
آیت الله مجتهدی در انتها می گوید:ما باید در کارها باور کنیم که خدا وجود دارد و اگر به این باور برسیم کارهایمان درست می شود.
 
منبع:کتاب احسن الحدیث، ص33
 

اشتراک گذاری این مطلب!

شب های قدر

باز هم شب های قدر فرا رسید . شب هایی عزیزی که  بس بزرگ و فوق العاده مهم هستند

اعمال شب های قدر در کتاب مفاتیح الجنان اورده شده است و من دیگر در وبلاگ قرار ندادم

اما در باب اعمالی که خیلی مهم هستند بنده توصیه می کنم دعای جوشن کبیر را با دقت

بخوانیم و بعد از هر فرازی که ده اسم خداوند در آن هست معناهای ان اسماء را بخونیم و

به معنای اسماء الهی آن فراز از دعا توجه کنیم و فقط به خواندن دعای جوشن کبیر بسنده

نکنیم و به معنای آن هم توجه کنیم . دیگر اینکه زیارت عاشورا رو حتما بخونیم و با صد لعن

و صد سلام کامل بخونیم و بعد از آن هم نماز دو رکعتی زیارت عاشورا رو بخونیم و دعای علقمه

رو هم که بعد از زیارت عاشورا در کتاب مفاتیح الجنان آمده بخونیم که به طور اکمل زیارت

عاشورا انجام داده باشیم و این زیارت عاشورا خیلی مهم هست که در تمامی شب هایی که

در طی سال احیاء توصیه شده مثلا در نیمه شعبان و غیره هم امده که زیارت عاشورا خونده بشه

چرا که پیمانی با اهل بیت و رسول خدا هست که ما شیعه آن ها هستیم و به یاد امام حسین

علیه السلام هستیم و مزین کنیم این شب های مبارک رو به یاد امامون اقا ابا عبد الله حسین .

دیگه اینکه به یاد حضرت علی علیه السلام هم باشیم و برای ضربت خوردن و شهادت این امام

بزرگ و عزیز عزاداری کنیم و از ارادت خودمون به امام علی علیه السلام چیزی کم نزاریم

اما یک نفر دیگه هم هست که خیلی مهم هست به ایشون توجه داشته باشیم و اون هم امام

زمان علیه السلام هست و چند دقیقه ای در دل شب قدر  خلوتی با امام زمان داشته باشیم

و چند کلمه ای با ایشون صحبت کنیم و پیمانی دوباره با امام زمان ببندیم که در این سال جدید

باز هم یار و یاور ایشون باشیم و همواره منتظر ظهور ایشون هستیم و اماده برای شهادت و

جانبازی در راه ایشون .

دیگه اینکه وقتی قران ها روی سر گذاشتیم برای خودمون و برای دیگران هم دعا کنیم و دعاهایی

هم برای اموات و در گذشتگانمون بخونیم و خلاصه خساست به خرج ندیم و از زندگان و مردگان

همه رو دعا کنیم . در دعاهایی که می کنیم از ریزترین تا بزرگترین حاجاتمون رو بخواهیم و حال که

در رحمت الهی که باز هست هر چی دل تنگمون می خواد بگیم .

خوب ان شاء الله که شب قدر خوبی داشته باشید و من هم رو دعا کنید و در این شب مبارک

به تمام ارزوهاتون برسید و موفق و شاد باشید

منبع:

http://douavazekr.persianblog.ir/1391/4/

اشتراک گذاری این مطلب!

قران روح جوان رادر برابر گناه بیمه می‌کند.

انس با قرآن به برنامه هایی همچون «شبی با قرآن» محدود نشود.

رئیس ستاد اقامه نماز كشور خاطرنشان كرد: فعالان قرآنی نباید انس با قرآن را تنها به برنامه ها و عناوینی همچون «شبی با قرآن» محدود كنند، بلكه هر فعال قرآنی خود باید پرچمدار قرآن باشد و برای ایجاد نهضت قرآنی نیز از اطرافیان خود شروع كند.

وی ادامه داد: باید بعد از تلاوت قرآن به فهم آن پرداخت، البته عمق مفاهیم قرآن را تنها اهل بیت(ع) درمی یابند و با توجه به اینكه جایگاه ما در آخرت به میزان آشنایی و فهم ما از قرآن بستگی دارد، اهمیت این امر دو چندان می شود.

مفسر قرآن مجید همچنین بر ضرورت آشنایی و انس هر چه بیشتر جوانان با قرآن كریم تأكید كرد و ادامه داد: جوانان به هر میزان كه قرآن را قرائت، حفظ و مطالعه كنند، به‌ همان مقدار از گناه دور و به خدا نزدیك می‌شوند و روح جوان در برابر گناه بیمه می‌شود.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی اظهار كرد: قرآئت قرآن باید به صورت آرام و آهسته و با طمأنینه باشد و انسان باید به گونه‌ای تصور كند كه در حال سخن گفتن با خداوند است و خدای متعال نیز با او در حال گفتگو است.

رئیس ستاد اقامه نماز كشور با اشاره به عدم آشنایی بسیاری از فعالان فرهنگی با نحوه صحیح اسرار و تعالیم قرآن و دستورات پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع)، اظهار داشت: باید مراقب بود تا كارهای اشتباه به عنوان فعالیت های فرهنگی ترویج نشود.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی تصریح كرد: استفاده صحیح از امكانات و تكنولوژی، شناخت روش‌های دعوت، پاسخگویی به شبهات با نظرات كارشناس مذهبی، استفاده مفید از زمان، مخاطب شناسی و جذب و بهره گیری از تجربیات دیگران از دیگر مواردی است كه فعالان فرهنگی باید به آن توجه داشته باشند.

تاكید بر اقامه نماز.

وی در رابطه با قرائت نماز نیز بیان داشت: طلاب باید علاوه بر تجوید صحیح قرآن، در امر نماز نیز تلاش فراوان داشته باشند.

رئیس ستاد اقامه نمازكشور بیان داشت: ذكر بركات نماز یكی از راه‌های جذب افراد به نماز است؛ البته در این بین كسی كه مردم را به سمت نماز فرا می خواند باید خود را اصلاح كند تا حرفش پذیرش بیشتری داشته باشد.

وی با بیان این كه نماز عامل سنجش اعمال است، ابراز داشت: اگر نماز كسی قبول نشود، هیچ كدام از اعمالش نیز قبول نمی شود، به همین دلیل است كه این واجب از با همه واجبات دیگر تفاوت دارد.

این مفسر قرآن ادامه داد: اقامه و بر پاداشتن تنها به نماز محدود و خلاصه نمی شود، بلكه قرآن نیز به مانند نماز باید همواره در جامعه اقامه و برپا داشته شود.

تعطیلات حوزه كم شود.

وی در ادامه با انتقاد از تعطیلات مداوم در كشور، این مسئله را برای طلاب مدارس علمیه مضر دانست و بیان داشت: امروز هزاران سؤال در جامعه مطرح است كه باید از طریق قرآن پاسخگو باشيد، لذا حوزه های علمیه باید بين موضوعات مختلف جامعه و قرآن كریم ارتباط ایجاد كرده وتلاش داشته باشند كه از این فرصت ها به بهترین نحو استفاده نمایید.

دعوت جوانان به نماز به زور نباشد.

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی تصریح كرد: كار باید برای نسل نو باشد، نباید برای اقامه نماز كاری كنیم كه جوان از ترس تنها در برخی اوقات در نماز جماعت شركت كند و در منزل نماز نخواند.

وی ادامه داد: تفسیرها باید روان و عامه پسند باشد و نباید در منبرها از خواب و شعر و مطالب دیگر گفت، باید قرآن را از مهجوریت خارج نمائیم، یكی از راه های آن بیان آیه های مخاطب دار می باشد.

منبع:

بخشی از سخنان حاج اقا قرائتی ، در جمع طلاب، اساتید ، مدیران مدارس علمیه قزوین،رمضان 96

اشتراک گذاری این مطلب!

تشخیص کاندیدای اصلح از دیدگاه آیه الله بهجت(ره)

ایت الله بهجت معتقد بودند، برخی از راه های تشخیص کاندیدای اصلح، در هنگام تردید، این است که ببینید:

کدام یک از کاندیداها در عقیده و عمل با حضرت امیر المومنین(علیه السلام) و حضرت مهدی(عج) نزدیک بوده و یا نزدیک‌ترند. انتظار در کدامیک از این افراد بارزتر بوده و آمادگی کدام یک از آنها بیشتر است.

نکته بعد این که، کدام یک از نامزدهای انتخاباتی، در امور دین تغییری نداده و یا نمی‌دهد. کدام یک از افراد ملکه تقوی و راستگویی داشته و یا قوی تر هستند؛  در صفات، کدام نامزد به کفر و نفاق شبیه و کدام از نفاق دورتر است.

بنابراین حضرت آیت الله بهجت(ره) معتقد بودند، برای تشخیص کاندیدای اصلح و رأی به ایشان، باید بررسی و تفحص کرد، کدام به خدای متعال، پیامبر(صلی الله علیه و آله) ، اهل بیت(علیهم السلام) و امام عصر(عج)، نزدیک تر است. باید این گونه اشخاص را انتخاب کنید.

 
منبع:حوزه

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا گناه والدین بر فرزندان اثر می گذارد؟

دنیا دارای نظامی است متناسب با هدف خلقت که همان ابتلا و امتحان و به فتنه انداختن و رشد دادن است.

خداوند بشر را خلق کرده تا در کوره های امتحان و فتنه رشد یابد و توانایی های تکوینی اش را فعلیت بخشد و خوب از بد متمایز شود:

الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً (1)

آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل می‏کنید.

أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ(2)

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می‏شوند و آزمایش نخواهند شد؟!

اعمال انسان هم در این نظام به طور طبیعی تاثیر های مثبت و منفی دارد و این لازمه خلقت است. سیل ویران می کند، آتش می سوزاند، باران حیات می بخشد و …رفتار پدر و مادر هم به طور طبیعی و مطابق نظام علت و معلول در فرزندان بخصوص در دوران حمل و جنینی و شیرخوارگی و کودکی تاثیر گذار است. پدری که مشروب می خورد و در حال مستی با مادر گناهکار همبستر می شود و در این همبستری نطفه فرزندی بسته می شود و فرزندانش را با لقمه حرام بزرگ می کند، به طور طبیعی زمینه های میل به گناه و فساد در این فرزند زیادتر شده و زمینه های اصلاح و نیک بودن در او کمتر می شود و بر عکس پدر و مادری که از لقمه حلال ارتزاق کرده و با یاد خدا و طهارت آمیزش می کنند و …، طبیعی است که زمینه فساد و گناه در این فرزند کمتر بوده و زمینه های عبادت و بندگی در او بیشتر می باشد گر چه در هیچ کدام این زمینه ها به حدی نیست که آنان را به خوب بودن یا نبودن و بد بودن یا نبودن مجبور کند و هر کدام در نهایت اختیار و توانایی دارد بر خلاف این زمینه ها عمل کند و این زمینه ها را تضعیف کرده و زمینه های مقابل را در خود به وجود آورد ولی به طور طبیعی فرزند پدر و مادر فاسد به فساد میل بیشتری دارد و فرزند پدر و مادر صالح به صلاح.

اینها اقتضاهای طبیعی نظام خلقت و دنیا و دار امتحان و فتنه و عمل است و از بین بردن آنها یعنی به هم زدن این نظام و در هم ریختن آن. پس این تاثیر گذاری ها و تاثیر پذیری ها طبیعی و لازمه خلقت است و چاره ای از آن نیست و همه مطابق حکمت خدا و به اذن او بوده و خداوند بر همه آگاه است. 

در نظام کیفر و پاداش هم خداوند عادل است و با هر کس مطابق سرمایه، توانایی ها و زمینه های مثبت و منفی ای که دارد، عمل می کند. کسی که سرمایه زیادتر دارد، مسئولیتش هم زیادتر است و کسی که سرمایه کمتر دارد، انتظار کمتری هم از او می رود.

از طرف دیگر پدر و مادر و دیگرانی که در ما تاثیر مثبتی گذاشته و با عمل به وظایف انسانی و دستورهای پروردگار باعث ایجاد زمینه های مثبت در ما شده اند، برای این تاثیر مثبت گذاری مستحق پاداش می شوند و ما هم باید قدردان آنان باشیم چون در حقیقت بدانان بدهکاریم و بر ما حق نعمت و منت دارند و کسانی که با ظلم، تجاوز از حدود خدا و ارتکاب گناه در ما زمینه های منفی ایجاد کرده اند، نسبت به ما ستمگرند و متناسب با تأثیرگذاری منفی ای که در ما نهاده اند، از بار گناهان ما به دوش آنها است. زیرا آنان سبب غیر مستقیم گناه ما می باشند گر چه ما هم گناه تصمیم و انتخاب بد خود را باید بدهیم.

در اینجا گناه ما تا حدودی به انتخاب و اختیار خود ما مربوط است که به پای خودمان نوشته می شود و تا حدودی به زمینه های منفی ای که آنان ایجاد کرده اند منسوب است که به پای آنها نوشته می شود و ما هم بابت این زمینه های منفی که در ما ایجاد کرده اند، از آنان طلبکار می شویم که خدای عادل در محکمه قسط و عدلش به همه اینها عالم است و رسیدگی می کند و حق هر ذی حقی را تمام و کمال به او می پردازد.

خداوند می فرماید:

ٍ وَ لا تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَیْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْری(3)

هیچ کس، عمل (بدی) جز به زیان خودش، انجام نمی‏دهد و هیچ گنهکاری گناه دیگری را متحمّل نمی‏شود.

پس تأثیر منفی گناهان پدر و مادر زمینه ای برای امتحان ما ایجاد می کند و گناهش به عهده ما نیست، بلکه گناهش فقط به عهده خودشان است و ما هم در آن صحنه امتحان و اختبار متناسب با تصمیم و اراده خود پاداش یا کیفر می شویم.

وجود این تاثیرها طبیعت و لازمه این جهان است تا افراد در شرایط مختلف امتحان شوند و استعدادهایشان ظهور کند. اما گناه و کیفر اینها فقط به انجام دهندگانشان بر می گردد و کسی بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد.

طبیعی است که فرزندی که دارای زمینه های منفی و گرایش به گناه است که این زمینه ها و گرایش ها نتیجه گناهان والدین اوست، به اندازه تاثیر گذاری این زمینه ها، از والدین طلبکار است و به همین اندازه از بارگناهانش به دوش والدین اوست که این زمینه ها را در او ایجاد کرده اند و این گناه تا این اندازه نتیجه کار آنها بوده است و این فرد اگر بر عکس این زمینه ها و گرایش ها عمل کند، عمل او پاداش بسیار عظیم تری از عمل کسی که دارای زمینه های مثبت است، دارد زیرا او برای خوب بودن تلاش و جهاد عظیمی کرده که فرد دارای زمینه های مثبت به این تلاش و جهاد عظیم نیاز نداشته و با تلاش کمتری این عمل را انجام داده است.

خداوند عادل در نظام کیفر و پاداش به تمام این عوامل و زمینه ها علم و آگاهی داشته و همه را مد نظر دارد و هر کدام را به اندازه واقعی اش حساب می کند.

منبع:

1. ملک(67) آیه 2. 

2. عنکبوت(29) آیه2.

3. انعام(6) آیه 164.

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا فقط دل باید پاک باشد؟

بعضی از مردم  قائلند که اگر در آدمی دلش پاک باشد کافیست؛ یعنی اگر انسان اعمال مربوط به دین و شریعت را انجام نداد ولی از رذائل اخلاقی دوری کرد، این برای او کافی است. ما در اینجا به این شبهه پاسخ می‌دهیم.
  در پاسخ به نکاتی باید توجه کنید: 
 
1- این ادعا سخنی زیبا اما بی محتوا برای فرار از مسئولیت پذیری و عمل به تکالیف و وظایف الهی و انسانی است. 

2- اگر دل انسان واقعا پاک باشد باید به دنبال خواست و فرمان پاک ترین دلدار یعنی حضرت حق تعالی باشد و دل پاک تسلیم خدای پاک و مطیع دستور و حکم او است.

3- دلی که یله و رها و تابع هوا و هوس و میل خود باشد و بند بندگی خدا را رها کند و تکلیف و وظیفه ای حس نکند نمی تواند پاک و مطهر باشد. 

4- معصومین –علیهم السلام- که ما را به عمل صالح و انجام تکالیف الهی سفارش و توصیه کرده اند به اعتراف دوست و دشمن پاکترین دل را داشته اند؛ ولی در عین حال خود پیش از همه و بیش از همه به این دستورات عمل کرده و صالح ترین عمل را داشته اند. 

5- ادعای داشتن دل پاک مانند هر ادعای دیگر نیازمند علامت و نشانه است و بهترین نشانه دل پاک انجام عمل صالح و پاک است؛زیرا از کوزه همان برون تراود که در او است. مگر می شود کسی دلش پاک باشد, ولی اعمالش ناپاک یا بالعکس. معمولا اعمال ظاهری انسان با باطن او هماهنگ است و ظاهر هر کسی نشانه باطن او است, مگر اینکه عمدا بخواهد ظاهر سازی کند. 

6- منظور از دل پاک نیت خدایی است. دلش پاک است یعنی نیت اش رضایت خدا است. دراین صورت باید عمل اش هم مورد رضایت خدا باشد. به عبارت دیگر نمی شود کسی با عمل ناصحیح نیت صحیح کند. عملی صحیح و مقبول و موثر است که هم ظاهرش صحیح و مورد رضایت الهی باشد هم نیت اش خوب و برای رضایت خدا باشد. به تعبیر طلبه ها هم حسن فعلی داشته باشد هم حسن فاعلی و در صورتی که یا نیت اش خوب نباشد یا خود عمل خوب نباشد , این عمل خوب و صالح و مورد رضایت خدا تلقی نمی شود و در شخصیت انسان هم بازتاب و تاثیر مثبت ندارد.
 منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619513-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AF%D9%84-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D9%BE%D8%A7%DA%A9-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

اشتراک گذاری این مطلب!

10توصیه‏ اخلاقی امام علی (ع) به مالک ‏اشتر


  توصیه‌های اخلاقی امام علی (ع) که خطاب به مالک ‏اشتر و دیگر زمامداران اسلامی گفتند.

1. توصیه به تقوای الهی و تقدیم اطاعت خداوند بر همه چیز و پیروی از فرایض و سنت‏هایی که خداوند به آن امر فرموده است.

2. زمامدار اسلامی باید نسبت به مردم محبت و لطف بورزد و مثل درندگان خونخوار نباشد که خوردن اموال مردم را غنیمت شمارد.

3. برخوردار ساختن مردم از عفو و اغماض در مواردی که امکان دارد؛ زیرا که مردم در معرض خطا و اشتباه قرار می‏گیرند و حاکم باید عفو و گذشت داشته باشد.

4. حاکم اسلامی باید از درون مردم، کینه و عقده را باز کند و نسبت به مردم حسن ظن داشته باشد؛ چرا که حسن ظن به مردم مشقت طولانی را برطرف می‏سازد.

5. زمامدار اسلامی نباید عیب‏جو باشد؛ بلکه باید افراد عیب‏جو را نیز از خود دور کند. حضرت می‏فرماید: «دورترین و مبغوض ‏ترین رعیت در نزد حاکم، باید عیب جوترین آنها از مردم باشد؛ زیرا که اگر مردم عیوبی دارند، حاکم باید عیوب آنها را بپوشاند».

6. زمامدار نباید سخن چین را تصدیق کند؛ هر چند که خود را در مقام خیرخواهی جلوه دهد. در این دنیا انسان نماهایی هستند که به علل مختلف از امتیازاتی که خدا بر بعضی از انسان‏ها به برکت کوشش و تلاششان عنایت فرموده است، ناراحتند و از این‏رو تلاش می‏کنند تا آنها را به زمین بزنند. زمامدار بایستی از این گونه افراد دوری کند.

7. زمامدار اسلامی در عمل به عهدی که خدا از او گرفته است، موفق نمی‏شود، مگر با یاری خواستن از خدا و آماده کردن نفس برای احترام به حق.

8. زمامدار هرگز نباید از عفوی که نسبت به کسی روا داشته است، پشیمان، و از کیفری که به کسی داده است، شادمان گردد.

9. زمامدار باید تعدادی از بهترین اوقات شبانه‏روزی خود را برای ارتباط با خدا اختصاص دهد و برای رسیدن به مقام والای اخلاص، واجبات و دیگر تکالیف الهی را بدون کمترین نقص انجام دهد.

10. زمامدار نسبت به وعده‏هایی که می‏دهد، بایستی وفادار باشد و تخلف نکند.

منبع:

نامه 53 نهج البلاغه
 

اشتراک گذاری این مطلب!

روزی یک قبای نویی پوشیده بودم

تا می‌توانید از گناهان پرهیز کنید. گناه را بشناسید، ثواب را بشناسید، مورد رضایت خدا را بفهمید که از چه کاری راضی است و مورد غضب خدا را هم بفهمید که از چه کارهایی ناراضی است. گناهان را ترک کنید که آبروی انسان در دنیا و آخرت است و از خدا بخواهید که این توفیق را به شما عنایت کند که گناه نکنید. روزی یک قبای نویی پوشیده بودم. استاد من نگاه کرد گفت فلانی یک دعایی برای تو بکنم ان‌شاءالله در این لباس از تو گناه صادر نشود. یک مطلبی است. در یک خانه‌ای‌ وارد می‌شوی خدایا در این خانه از من گناه صادر نشود. خدا فرزندی به شما داده است. خدایا من درباره‌ی این فرزند من گناه نکنم. این نعمت است که به من دادی به وسیله‌ی آن من گناه نکنم. از گناه تا می‌توانید پرهیز کنید. سعادت دنیا، سعادت آخرت در تقوا و پرهیز از گناه است. من می‌خواستم این نکته را به دوستان عرض کنم که انسان‌ها، روح انسان‌ها مختلف است. نه فقط انسان‌ها، همه‌ی موجودات با هم اختلاف دارند. حتّی سیب یک میوه‌ای است که خیلی با هم اختلاف دارند. بعضی سیب‌ها خیلی خوب است، خوش‌رنگ است، معطّر است بعضی سیب‌ها بد هستند. میوه‌جات چقدر اختلاف دارند و همچنین حیوانات یک گوسفند با گوسفند دیگر خیلی اختلاف دارد. شتری با شتر دیگر اختلاف دارد. فرشته با فرشته خیلی اختلاف دارد.

در روایت دارد عربی را می‌خوانم و ترجمه نمی‌کنم. «إِنَّ فِي الْمَلَائِكَةِ مَنْ بَاقَةُ بَقْلٍ خَيْرٌ مِنْهُ»[1] فرشته‌ها مراتب دارند؛ یکی با پیامبر گرامی همراه به آسمان‌ها می‌رود، اسم او معلّم الأنبیاء است. انسان‌ها هم اختلاف دارند، نه جسم آن‌ها با هم مختلف است، پیدا است جسم انسان‌ها با هم خیلی اختلاف دارد. امّا آنچه که خیلی اختلاف دارد روح انسان‌ها است. بعضی از انسان‌ها روح کوچکی دارند. بدن قوی، هیکل قوی امّا روح خیلی کوچک است. به اندک چیزی آزرده می‌شود. اندک ناراحتی او را به جزع و فزع درمی‌آورد. تاب اندک مرضی را ندارد، قدرت اندکی فقر را ندارد، خیلی کوچک است، عصبانی می‌شود، کنترل خود را از دست می‌دهد، حتّی گاهی برای خدا اوقات او تلخ می‌شود. این‌طور نباشید. إن‌شاءالله این نوع افراد در محیط دیدن ما نیست. بعضی از انسان‌ها خیلی بزرگ هستند و بزرگوار هستند، کوه هستند. المؤمن گاهی این‌طور است که مثل دریا خیلی بزرگ هستند. قلب آن‌ها خیلی وسیع است و چه نیکو می‌فرماید علیّ بن ابی‌طالب: «يَا كُمَيْلَ بْنَ زِيَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ»[2] کمیل، این دل‌ها را که می‌بینی در سینه‌ها وجود دارد همه مثل ظرف هستند. بعضی از ظرف‌ها استکان است، بعضی از ظرف‌ها استخر است. «إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَةٌ فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا» هرچه عظیم و بزرگ باشد هیچ مصیبتی او را از جا تکان نمی‌دهد، هیچ ناراحتی او را تکان نمی‌دهد. عظیم و بزرگ است.

[1]- بحار الأنوار، ج 57، ص 313.
[2]- نهج البلاغة، ص 495.

منبع:

درس اخلاق ایت الله مشکینی 1380

اشتراک گذاری این مطلب!

وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

* اینکه انسان عاشق خلق شده بسیار عالی است اما اینکه خود او باید معشوقش را انتخاب کند، کار را خراب می کند. اینکه انسان حق انتخاب دارد خیلی عالی است اما اینکه همیشه اولین مواردی که برای انتخاب میشناسد،چیزهایی غیر از خداست کار را خراب میکند. بعد وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

*فقط راه رسیدن به خدا مستقیم است و انگار بقیه ی راه ها غیر مستقیم هستند.
برای رسیدن به ثروت باید انفاق کنی،
برای رسیدن به بزرگی باید کوچکی کنی،
برای رسیدن به راحتی باید سختی ها را تحمل کنی،
برای رسیدن به امنیت باید جهادکنی،
و برای رسیدن به منافع خودت باید به فکر منافع دیگران باشی.

منبع:

سخنان استاد پناهیان.http://www.askquran.ir/showthread.php?t=48895

 

اشتراک گذاری این مطلب!

درس زندگی....

اسماعیل بشاش، از شاگردان شهید رجایی در مدرسه کمال می گوید:«یک بار دانش آموزی از مدرسه کمال برای بعضی از دانش آموزان مدرسه دخترانه همان اطراف برخلاف نزاکت، مزاحمتی ایجاد کرد و خبر آن در مدرسه انتشار یافت. صبح روز بعد، وقتی شهید رجائی از بی ادبی آن دانش آموز اطلاع یافت، از عمل نادرست وی سخت عصبانی شد و برای تنبیه وی و هشدار به سایر دانش آموزان، درحالی که با نگاه نافذ و گیرایش دانش آموز گناه کار را در نفوذ خویش داشت و با صدای نیمه شنیده ملامتش می کرد، گوشش را گرفت و از کلاس اخراج کرد. این عمل آقای رجائی با آن سابقه ذهنی ای که بچه ها از نیک نامی و عملکرد وی داشتند و معلوم بود که اولین بار چنین برخوردی اتفاق افتاده است، همه دانش آموزان را شگفت زده کرد. همان روز، بعد از نماز ظهر و عصر، دوباره همان دانش آموز خطاکار را احضار کرد و با وقاری خاص و چهره ای به غم نشسته، درحالی که سعی می کرد صدایش را همه بشنوند، دردمندانه در حضور همه بچه های کلاس از وی عذرخواهی کرد. آن دانش آموز که از بزرگواری آقای رجائی خیلی خجالت کشیده بود، سخت به گریه افتاد. کلاس با این رفتار بزرگوارانه آقای رجائی یکپارچه سکوت شد. همه بچه ها تحت تأثیر خودشکنی و نفس کشی وی، پندی دیگر گرفتند و درس زندگی و بزرگ مردی آموختند.»

منبع:

خواندنی هایی از زندگی یک رئیس جمهور.

اشتراک گذاری این مطلب!

احترام به همسر به سبک عالم مشهور


مومن واقعی باید نسبت به همسر خود با عطوفت برخورد کند وخواسته های او را در حد توان تا جایی که از خط قرمز اسلام نگذشته برآورده سازد، زیرا زنان روحیه ای لطیف دارند که ممکن است با اندکی بی مهری خدشه دار گردد و زندگی مشترک را به خطر بیندازد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ نساء/19

و با آنان (زنان) به نیکویی رفتار کنید

آینه:

حکایت؛ خانه آیت الله میرزا جواد آقای تهرانی بسیار جالب و دیدنی بود، وسائل و لوازم منزل به طور منظم چیده شده بود، مثلا رنگ پرده ها خیلی ساده بود ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیه وسائل موجود در خانه نیز چنین بود، علت اینها را از مرحوم آقا پرسیدند که مثلا چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ 


ایشان فرمودند: موقعی که من ازدواج کردم همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا متمکنی بود و من گفتم که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند ولی بعدها می دیدم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می آمدند، خانه سرو سامان خوبی نداشت و بعضا باعث خجالت و شرمندگی همسرم می شد، لذا بخاطر احترام به همسرم و رضایت او منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می کنید و این موجب رضایت و خشنودی او شد.


زینت منزل فقط به خاطر رضایت او بوده نه برای تمایل خودم به تجملات و زرق و برق دنیوی.

با اقتباس و ویراست از کتاب آینه اخلاق

اشتراک گذاری این مطلب!

او را بزرگ بدان و مجلسش را محترم بشمار!

«و امّا حقّ پرورشدهندهى تو با دانايى، اين است كه او را بزرگ بدانى و مجلسش را محترم بشمارى و خوب به او گوش سپارى و توجّه نمايى و او را براى آموزش خودت از آن چه تو را از دانش او بىنيازى نيست يارىرسانى، به اين ترتيب كه درك و فهمت با او و آماده براى او باشد و با ترك لذّتها و كاستن از واسته هاى خويش، دل و ديدهات را پاك و روشن به او بسپارى.و ديگر اين كه بدانى تو پيامرسان او هستى تا آن چه را كه به تو مىآموزد به نادانانى كه به تو مىرسند بياموزى، پس لازم است كه آن را به خوبى به آنان برسانى و در گزارش پيام او خيانت نكنى و هر گاه پيامرسانى او را به عهده گرفتى براى آن به پا خيزى و نيرويى نيست مگرآن كه به يارى خدا باشد.»

امام سجّاد(ع) دست كم پنج حق براى استاد و معلّم میشمارد به اين ترتيب كه میفرمايد :

1. احترام او را نگهدارى و حضورش را محترم شمارى؛

2. با تمام توجّه به او گوش سپارى و در محضرش حواس خود را به چيز ديگرى مشغول ندارى. جاى تأكيد است كه خوب شنفتن و به درستى شنيدن ـ به اصطلاح امام سجّاد(ع): حُسنُ الاستماع ـ خود هنرى است كه ارزشش كمتر از خوب سخن گفتن نيست. متأسفانه ما آن قدر كه به هنر سخن گفتن مىپردازيم خود را براى درست شنيدن آماده نمىسازيم. بسيار اند كند آنان كه به هنر زيبا شنيدن و صحيح گوش سپردن آراستهاند و خود را براى اين مهمّ ساخته و پرداختهاند.

3. براى درك درست و فهم صحيح درس و بحث با استاد و آموزگار خود همدل و همگام باشى و در اين راه هرگز از همكارى و همراهى با استاد دريغ نورزى.

4. آنچه را كه از اساتيد خويش آموختهاى به شاگردان خودت بياموزى و پيام و كلام آموزگارانت را به نسلهاى بعدى برسانى.

5. در اين پيام رسانى، دقيق و امين باشى و در اين مهمّ، همهى سعى و توان خود را به كارگيرى تا هرگز در گزارش پيامهاى اساتيدت خيانت نكرده باشى.

منبع:

رساله حقوق امام سجاد(ع)

اشتراک گذاری این مطلب!

محبت شدید پیامبر صلی الله علیه و آله

رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت به حسین علیه السلام محبت شدیدی داشت و در مناسبت های مختلف و حوادث زیادی با رفتار و گفتار گرانمایه اش این محبّت را ابراز می داشت.

ابو هریره می گوید: با دو چشمان خود دیدم و با دو گوش خود شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله ، دو دست حسین علیه السلام را در دست نهاده بود و پاهای حسین علیه السلام بر قدم های پیامبر صلی الله علیه و آله قرار داشت، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «تَرَقَّ عَیْنَ بَقّة» بالا بیا کوچولو!

حسین علیه السلام بالا آمد تا قدم هایش را بر سینه ی پیامبر صلی الله علیه و آله نهاد، سپس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: دهانت را باز کن، وقتی حسین علیه السلام دهانش را باز کرد، حضرت رسول صلی الله علیه و آله دهان حسین علیه السلام را بوسید و فرمود: «اَللّهُمَّ اَحِبَّهُ فَإِنّی اُحِبُّهُ» خدایا! حسین علیه السلام را دوست بدار، من او را دوست دارم.

دوست دارد، باید این دو را دوست بدارد

امّتی از امّت ها است.

گریه امام حسین علیه السلام

روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله از در خانه ی فاطمه علیهاالسلام می گذشت، صدای گریه ی حسین علیه السلام را شنید، وارد خانه شد، به دخترش فاطمه علیهاالسلام فرمود: مگر نمی دانی گریه حسین علیه السلام باعث رنجش من است و طاب شنیدن گریه اش را ندارم

نیز او را دوست بدار

ابراهیم فدای حسین علیه السلام

رسول گرامی اسلام تا آنجا به امام حسین علیه السلام علاقه دارد که فرزندش ابراهیم را فدای او می کند.

ابن عبّاس می گوید: در محضر پیامبر صلی الله علیه و آله بودم، فرزندش ابراهیم را بر زانوی چپ و حسین علیه السلام را بر زانوی راست نهاده بود. گاهی ابراهیم را و گاهی حسین علیه السلام را می بوسید. در این هنگام جبرئیل نازل شد و از جانب خداوند متعال برای پیامبر وحی آورد.

بعد از آن پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرئیل از جانب خداوند این پیام را آورد که: ای پیامبر! پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید: من این دو فرزند را برای تو باقی نمی گذارم، یکی را باید فدای دیگری کنی.

پیامبر نگاهی به ابراهیم کرد و گریست. سپس نگاهی به حسین علیه السلام کرد و گفت: ای جبرئیل! ابراهیم را فدای حسین علیه السلام کردم.

ابن عباس می گوید: پس از سه روز ابراهیم از دنیا رفت.

هر وقت پیامبر صلی الله علیه و آله حسین علیه السلام را می دید، او را می بوسید و در بر می کشید و لب هایش را می مکید و می گفت: جانم به قربان کسی که فرزندم ابراهیم را فدای او نمودم. پدر و مادرم به قربانت ای ابا عبدالله الحسین.

نور چشم پیامبر صلی الله علیه و آله

روزی حسین علیه السلام در آغوش پیامبر صلی الله علیه و آله بود. آن حضرت وی را می خنداند و نوازش می کرد.

عایشه یکی از همسران پیامبر به آن حضرت می گوید: ای رسول خدا! چه بسیار این کودک را دوست می داری! و دیدارش باعث شادمانی زیاد شما است! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: چرا او را دوست نداشته باشم و با دیدارش شاد نگردم، با این که «او میوه ی دل و نور چشم من است»، ولی امّتم او را خواهند کشت.

کسی که بعد از شهادتش مرقد او را زیارت کند، خداوند ثواب یک حجّ از حجّ های مرا برای زیارت کننده ی وی می نویسد.

عایشه گفت: به راستی ثواب یک حجّ از حج های شما؟

پیامبر صلی الله علیه و آله : بلکه ثواب دو حجّ.

عایشه: به راستی ثواب دو حجّ؟!

پیامبر صلی الله علیه و آله : بلکه ثواب سه حجّ.

این سؤال و جواب همچنان ادامه یافت تا این که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: خداوند ثواب نود حجّ من با ثواب عمره های آن را به زیارت کننده ی مرقد حسین علیه السلام خواهد داد

پاره تن پیامبر صلی الله علیه و آله

به پیامبر صلی الله علیه و آله خبر دادند که امّ ایمن شب و روز گریه می کند، وی را به حضور آوردند، پیغمبر صلی الله علیه و آله پرسید: چرا گریه می کنی؟

گفت: خوابی دیدم که بسی دردناک است.

فرمود: خوابت را بگو.

گفت: بر من سخت و ناگوار است که خواب را بر زبان آورم.

فرمود: خوابت آن جور نیست که تو پنداری.

گفت: خواب دیدم که پاره ای از پیکرت جدا شد و در خانه من افتاد.

فرمود: آسوده باش، فاطمه پسری به نام حسین به دنیا می آورد که تو او را پرورش می دهی و نگهداریش می نمایی و او پاره ی تن من است که در خانه ی تو خواهد بود.

روز هفتمِ ولادت، أمّ ایمن حسین علیه السلام را به بغل گرفت و نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد. پیامبر با خوشحالی زیاد فرمود:

«مَرْحَبا بِالْحامِلٍ وَالَْمحْمُولِ، هذا تَأْویلُ رُؤیاکِ»؛ آفرین بر تو و کودکی که در بغل داری، این است تعبیر خوابی که دیده بودی (ای اُمّ ایمن).

 

اشتراک گذاری این مطلب!

راز محبّت


یکی از موضوعات قابل بحث در مورد امام حسین علیه السلام مسأله ی علاقه ی شدید پیامبر گرامی اسلام نسبت به اوست. در این نوشتار ضمن اشاره ای کوتاه به جریان تولد امام حسین علیه السلام مواردی از ابراز محبت شدید پیامبر اکرم نسبت به امام حسین علیه السلام را بیان کرده و در پایان به ذکر دلایل این علاقه ی شدید خواهیم پرداخت.

تولد

ابا عبدالله الحسین علیه السلام بنا بر مشهورترین اقوال در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه متولد گردید.

شد. آن روز را روزه بگیر و این دعا را بخوان:
«اللّهمّ اِنّی اسئلک بحقّ المولود فی هذا الیوم…»

همین دلیل است که بعضی این گونه سروده اند:

زبس شوق شهادت بر سرش بود ره نُه ماهه را شش ماهه پیمود

وی با این که شش ماهه به دنیا آمد، از نظر قوای جسمی و روحی در کمال زیبایی و نهایت اعتدال بود.

سوگ ولادت

علی بن الحسین علیه السلام ، از اسماء بنت عُمَیس چنین نقل می کند:

«من در ولادت حسن و حسین علیهماالسلام ، قابله جده ات ـ فاطمه علیهاالسلام ـ بودم … وقتی حسین علیه السلام به دنیا آمد، رسول خدا صلی الله علیه و آله به سراغ من آمد و فرمود: ای اسماء! فرزندم را بیاور.

من حسین را در پارچه ی سفیدی پیچیدم و او را به دست رسول خدا صلی الله علیه و آله دادم. پیامبر گرامی اسلام در گوش راست او اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و در دامنش نهاد و گریست.

عرض کردم. پدر و مادرم به قربانت! چرا گریه می کنی؟!

فرمود: بر این پسرم.

عرض کردم: او که هم اکنون به دنیا آمده است.

فرمود: ای اسماء! این پسرم را گروه ستمگران می کشند. خداوند شفاعتم را به ایشان نرساند.

آنگاه فرمود: ای اسماء! این مطلب را به فاطمه مگو، چون او تازه فرزند به دنیا آورده است… .

آیا با همه ی کوشش ها، این راز (دردناک) از زهرای مرضیّه مکتوم ماند؟!

نه به خدا سوگند! چگونه پوشیده بماند در حالی که هر روز گروه فرشتگان شرفیاب می شدند و خبر شهادت حسین عزیز را می آوردند و ماتم او را ساعت به ساعت تازه می کردند.

این ساعت یاد آوریش مساز.

خنده اشک آلود

شاعر ارجمند معاصر آقای چایچیان (حسان)، شب تولد امام حسین علیه السلام و شادی توأم با غم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله را در اشعاری زیبا ترسیم نموده که بعضی از آن ها چنین است:

این چه رازی است خدایا که محمّد امشب لب پر خنده ولی دیده ی گریان دارد

دانی از چیست که احمد شب میلاد حسین غم و شادی با هم از دیدن جانان دارد

بیند آینده ی او را چو در آیینه ی غیب زین جهت سوز نهان اشرف انسان دارد

شاد از این است که آخر ثمر عشق رسید آمد آن فرد که بر جامعه رجحان دارد

آمد آن لاله ی خونین رخ صحرای بلا که به دل داغ زهفتاد و دو قربان دارد

منبع:

ـ جلاء العیون، علامه ی مجلسی، ص 278؛ اصول کافی؛ ترجمه ی حاج سیدجواد مصطفوی، ج 2، ص 364، اقوال دیگر را مشروحا آورده است.
2 ـ همان و بحار الانوار، علامه ی مجلسی، ج 43، ص 260 از مصباح شیخ طوسی؛.
3 ـ ابصار العین فی انصار الحسین علیه و علیهم السلام، محمد سماوی، ص 3.
4 ـ بحارالانوار، علامه ی مجلسی، ج 43، ص 258.
5 ـ راه ما راه و روش پیامبر ماست، علامه ی امینی، ترجمه ی محمدباقر شریف موسوی همدانی، ص 64 ـ 65، در معالی السّبطین، شیخ محمد مهدی حائری مازندرانی، ج 1، ص 72 ـ 73
نظیر این روایت از صفیه دختر عبدالمطلب، نقل شده است.
6 ـ معالی السّبطین، حائری مازندرانی، ج 1، ص 74.
7 ـ بحار الانوار، ج 44، ص 231 ـ 233، حدیث 16 و 17 و 18.
8 ـ حسین پیشوای انسان ها، جمع آوری: اکبرزاده، ص 86 ـ 87.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

صلوات هر روز شعبان

در هر پنجشنبه، اين ماه دو ركعت نماز بجا آورد در هر ركعت پس از سوره «حمد» صد مرتبه سور «قل هو اللّه احد» خوانده و بعد از سلام نماز صد مرتبه صلوات بفرستد، تا حق تعالى هر حاجتی كه در دين و دنيا دارد روا كند و نيز روزه هر پنجشنبه اين ماه فضيلت بسيار دارد.

در هر روز شعبان در وقت زوال [وقت ظهر شرعى] و در شب نيمه آن اين صلوات را كه از حضرت زين العابدين عليه السّلام روايت شده بخواند:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعِ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفِ الْمَلائِكَةِ وَ مَعْدِنِ الْعِلْمِ وَ أَهْلِ بَيْتِ الْوَحْيِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْفُلْكِ الْجَارِيَةِ فِي اللُّجَجِ الْغَامِرَةِ يَأْمَنُ مَنْ رَكِبَهَا وَ يَغْرَقُ مَنْ تَرَكَهَا الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مَارِقٌ وَ الْمُتَأَخِّرُ عَنْهُمْ زَاهِقٌ وَ اللازِمُ لَهُمْ لاحِقٌ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الْكَهْفِ الْحَصِينِ وَ غِيَاثِ الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَكِينِ وَ مَلْجَإِ الْهَارِبِينَ وَ عِصْمَةِ الْمُعْتَصِمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ صَلاةً كَثِيرَةً تَكُونُ لَهُمْ رِضًى وَ لِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ أَدَاءً وَ قَضَاءً بِحَوْلٍ مِنْكَ وَ قُوَّةٍ يَا رَبَّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ الْأَبْرَارِ الْأَخْيَارِ الَّذِينَ أَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ وَ فَرَضْتَ طَاعَتَهُمْ وَ وِلايَتَهُمْ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اعْمُرْ قَلْبِي بِطَاعَتِكَ وَ لا تُخْزِنِي بِمَعْصِيَتِكَ وَ ارْزُقْنِي مُوَاسَاةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَيْهِ مِنْ رِزْقِكَ،

خدايا! بر محمّد و مخاندان محمد درود فرست، درخت نبوت، و جايگاه رسالت، و محل آمد و شد فرشتگان، و معدن دانش، و خانواده وحى، خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، كشتى روان در اقيانوس هاى عميق، هركه به آن توسّل جويد ايمنى يابد، و هركه آن را رها كند غرق شود، پيش افتاده از آنها از دين خارج است و عقب مانده از آنان نابود اس، و همراه آنان ملحق به حق است.

خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، پناهگاه محكم، و فريادرس بيچارگان درمانده، و پناه گريختگان، و دستاويز استوار براى چنگ اندازان، خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، درودى كه براى آنان موجب خشنودى، و براى ما مايه اداكردن و بجا آوردن حق محمّد و خاندان محمّد باشد، به حول و نيرويت اى پروردگار جهانيان.

خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست آن پاكان و نيكان و خوبان، كه حقوقشان را بر همه واجب كردى، و پيروى و و لايتشان را بر همگان فرض نمودى.

خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست، و دلم را با طاعتت آباد كن، و به نافرمانى از خود رسوايم مساز، و هميارى با آن كه رزقت را بر او تنگ گرفتى،

بِمَا وَسَّعْتَ عَلَيَّ مِنْ فَضْلِكَ وَ نَشَرْتَ عَلَيَّ مِنْ عَدْلِكَ وَ أَحْيَيْتَنِي تَحْتَ ظِلِّكَ وَ هَذَا شَهْرُ نَبِيِّكَ سَيِّدِ رُسُلِكَ شَعْبَانُ الَّذِي حَفَفْتَهُ مِنْكَ بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ الَّذِي كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ [سَلَّمَ ] يَدْأَبُ فِي صِيَامِهِ وَ قِيَامِهِ فِي لَيَالِيهِ وَ أَيَّامِهِ بُخُوعا لَكَ فِي إِكْرَامِهِ وَ إِعْظَامِهِ إِلَى مَحَلِّ حِمَامِهِ اللَّهُمَّ فَأَعِنَّا عَلَى الاسْتِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِيهِ وَ نَيْلِ الشَّفَاعَةِ لَدَيْهِ اللَّهُمَّ وَ اجْعَلْهُ لِي شَفِيعا مُشَفَّعا وَ طَرِيقا إِلَيْكَ مَهْيَعا وَ اجْعَلْنِي لَهُ مُتَّبِعا حَتَّى أَلْقَاكَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنِّي رَاضِيا وَ عَنْ ذُنُوبِي غَاضِيا قَدْ أَوْجَبْتَ لِي مِنْكَ الرَّحْمَةَ وَ الرِّضْوَانَ وَ أَنْزَلْتَنِي دَارَ الْقَرَارِ وَ مَحَلَّ الْأَخْيَارِ

به مدد آنچه از فضلت بر من وسعت دادى، و از عدلت بر من گستردى، و مرا در سايه رحمتت زنده داشتى روزى من فرما، اين است ماه پيامبرت، آن سرور فرستادگان، شعبانى كه آن را به رحمت و رضوانت پوشاندى، ماهى كه رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد) در روزه دارى و بپادارى عبادت در شب ها و روزهايش، تا هنگام مرگ، با تمام توان كوشش مى كرد، تنها براى فروتنى در برابرت و گرامى داشت ماه شعبان، خدايا! ما را در اين ماه به پيروى از روشش، و رسيدن به شفاعتش يارى فرما، خدايا! او را برا من شفيعى با شفاعت پذيرفته، و راهى روشن به سويت قرار ده، و ما را پيرو او گردان، تا آنگاه كه تو را در قيامت ديدار كنم، درحالیكه از من خشنو باشى، و از گناهانم چشم پوشى، و رحمت و رضوانت را بر من واجب نموده و مرا در بهشت و جايگاه خوبان درآورده باشى.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/149344200011674

اشتراک گذاری این مطلب!

نشانه های ایمان از منظر امام علی (ع)

نشانهٔ ایمان آن است که راست گفتن را ـ در آنجا که به زیان تو است ـ ، بر دروغ گفتن ـ که به سود تو است ـ

عَلَامَةُ الْإِیمَانِ أَنْ تُؤْثِرَ الصِّدْقَ حَیْثُ یَضُرُّکَ عَلَى الْکَذِبِ حَیْثُ یَنْفَعُکَ وَ أَنْ لَا یَکُونَ فِی حَدِیثِکَ فَضْلٌ عَنْ عِلْمِکَ وَ أَنْ تَتَّقِیَ اللَّهَ فِی حَدِیثِ غَیْرِک‏
نشانهٔ ایمان آن است که راست گفتن را ـ در آنجا که به زیان تو است ـ ، بر دروغ گفتن ـ که به سود تو است ـ ، ترجیح‏ دهی. و آنچه‏ می‌گویى زیاده بر دانسته‌ات نباشد. و در سخن گفتن دربارهٔ دیگران از خدا پروا داشته باشى.

منبع:
بحار الانوار ج 2 ص 122

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه به خداي ناديده ايمان بياوريم ؟


ما بسياري از حقايق را از غير راه حواس ظاهري درك مي‏ كنيم و با اين كه قابل درك حسي نيستند، اعتقاد يقيني به وجود آنها داريم؛ مثلاً از حالت ترس و محبت، يا اراده و تصميم خودآگاه هستيم و نسبت به وجود آن اعتقاد يقيني داريم؛ در صورتي كه اين پديده‏ هاي رواني، همانند خود روح، قابل درك حسي نيستند. بنابراين، عدم ادراك چيزي به وسيله اندام‏هاي حسي، نه تنها دليلي بر عدم وجود آن نيست، بلكه حتي نبايد موجب استبعاد هم شود.(1)
يا مثلا هرچه به زمين نگاه كنيم و خاك ها و سنگ هاي آن را به آزمايشگاه ببريم ، چيزي به نام جاذبه نمي بينيم ولي از افتادن سيب از درختي پي مي بريم كه جاذبه وجود دارد . پس لازم نيست هر چيزي را با چشم ببينيم تا به وجود آن ايمان بياوريم . جاذبه را با حواس پنجگانه حس نمي كنيم ، اما از آثار آن پي به وجود آن مي بريم .چنانكه شناخت ما نسبت به دانش ، بينش ، هنر ، و مهارت مردم ، از راه گفتار و رفتار و آثار آنان است .(2)
علاوه بر اينكه اگر بگوييم خدا ديده مي‌ شود، در اينصورت بايد بگوييم كه خداوند، جسم و ماده است و جسم بودن و مادي بودن، با نيازمند بودن و مركب بودن ملازم است؛ چرا كه نيازمند به اجزاء و مكان و… مي‌ باشد و خدايي كه محدود و نيازمند باشد، ديگر نمي‌ توان آن را خدا ناميد.
قرآن كريم مي‌ فرمايد: «لَّا تُدْرِ‌كُهُ الْأَبْصَارُ‌ وَهُوَ يُدْرِ‌كُ الْأَبْصَارَ‌ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ‌؛ (3) ديده‌ها نمي‌ تواند او را درك كنند ولي او ديده‌ها را درك مي‌ كند و او لطيف و آگاه است».

منبع:
1. آموزش عقايد، مصباح‏ يزدي، ج 1، درس سيزدهم ، ص 128
2. پرسش هاي مهم پاسخهاي كوتاه، قرائتي، سوال71
3. سوره انعام، آيه140

اشتراک گذاری این مطلب!

امام حسين عليه السلام در زمان پيامبر خدا صلي الله عليه و آله


امام حسين عليه السلام سا‎ل‎هاي نخستين عمر خويش را، زير نظر مقام نبوت و رسالت و در دامان مقام عصمت و طهارت سپري كرد‎. در اين دوران، حسين عليه السلام افزون بر بهره‎ مندي از مهر و عطوفت پدر و مادر، از عنايت ويژة جدش رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله نيز برخوردار بود‎. اين توجه خاص پيامبر نسبت به نور ديدة خويش، از همان آغازين روز‎هاي ولادت، به صورت ‎هاي مختلف، نمايان بود‎. اذان و اقامه گفتن در گوش راست و چپ، نام‌گذاري حضرت به «حسين»، عقيقه كردن، خواندن تعويذ،[1] قرار دادن زبان يا انگشت خود در دهان او و مكيدن آن، و خبر دادن از اين موضوع كه خداوند مقام اما‎مت را تنها در نسل حسين عليه السلام قرار داد‎ه است[2] و… حاكي از آن بود كه پيامبر به نوه‎اش، عشق و علاقه‎اي خاص داشته است.
يكي از حوادث مهم تاريخ زندگاني حسين‌بن‌علي عليه السلام در سا‎ل‎ هاي پاياني عمر پيامبر، شركت حضرت در «مباهلة» جدش با گروهي از مسيحيان نجران است كه وقتي اُسقف آنان ديد پيامبر با خاند‎انش، يعني علي عليه السلام ، حضرت زهرا سلام الله عليها، حسن عليه السلام و حسين عليه السلام براي مباهله آمده‎اند، از مباهله خودداري كرد‎.[3] از عايشه نقل شده[4] كه رسول ‌خدا صلي الله عليه و آله در روز مباهله، علي عليه السلام ، زهرا سلام الله عليها و حسنين عليهم السلام را زير عباي مشكي‌رنگ خط‌دار خويش جمع كرده، اين آيه را تلاوت فرمود: إنَّمَا يُرِيدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكمُ الرِّجْسَ أهْلَ ‌البَيْتِ وَيُطَهِّرَكمْ تَطْهِيراً؛[5]‎ «همانا خداوند مي‎خواهد از شما خاندان [پيامبر] پليدي را ببرد و به شما پاكي كامل ارزاني دارد».
حضور امام حسين عليه السلام همراه برادر در اين حادثة تاريخي و قرار گرفتن آن دو در زمرة «اصحاب كساء»، نشان ديگري بر بزرگي، اعتبار و حقانيت آنان بود. درواقع رسول‌ خدا صلي الله عليه و آله خواست در اين برهه از مصاف حق و باطل، اوصياي خويش را كه هميشه مدار و محور حق و حقيقت هستند، به مسلمانان و مسيحيان بشناساند‎.

منبع:
[1]. ابن‌سعد، «ترجمة الحسين ومقتله»، تراثنا، ش10، ص139؛ سيدمرتضي حسيني فيروزآبادي، فضائل ‌الخمسة مِنَ الصِّحاح السِّتة، تحقيق المجمع العالمي لأهل البيت، ج3، ص203 به بعد‎.
[2]. ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ‌ابي ‌طالب، تحقيق يوسف البقاعي، ج4، ص57‎.
[3]. ابن‌سعد، «ترجمة الحسين ومقتله»، فصلنامة تراثنا، ش10، ص139ـ140؛ يعقوبي، تاريخ اليعقوبي، ج2، ص82ـ83؛ شيخ مفيد، الإرشاد، تحقيق مؤسسة آل‌البيت، ج1، ص166ـ168‎.
[4]. مسلم‌بن‌حَجّاج القُشَيْري، صحيح مسلم، تحقيق احمد عمر هاشم و موسي شاهين لاشين، ج5، ص37؛ قندوزي حنفي، ينابيع ‌المودّة، ج1، ص319 و ج2، ص41، 226‎.
[5]. احزاب (33)، 33‎.

اشتراک گذاری این مطلب!

آمدن و رفتن!

فِی الکافِی عَن الباقِر علیه‌السلام: یُنادِی مُنادیٍ فِی کُلِّ یَوم اِبنَ آدَم لِدْ لِلْموت وَ اجمَع لِلفَناء وَ ابنِ لِلخَراب.

 حضرت امام محمد باقر علیه‌السلام فرمودند: هر روز منادیی ندا می‌دهد که ای فرزند آدم! متولد شو برای مردن. یک حقیقت آشکاری که اغلب عقول مردم و اذهان مردم از آن غافل است؛ [این که] هر ولادتی برای فنا و نابودی است در نهایت. وَ اجمَع لِلفَناء گرد بیاور و جمع کن، پول را، مال را، اشیاء را، کتاب را، وسایل مطلوب زندگی را از جهات مادی، قدرت و چه و چه، همه‌ی این ها را زحمت بکش جمع بیاور، لِلفَناء، برای این که از بین برود. همه‌اش از بین خواهد رفت. هر آنچه که ما جمع می‌کنیم نابود خواهد شد. یک چند صباحی او مهمان ما است یا ما مهمان او هستیم، گاهی هم او هست ما می‌رویم، او هم خواهد رفت بعد از ما. وَ ابنِ لِلخَراب بساز برای ویران شدن و خراب شدن این توجه دادن ما است به طبیعت این عالم، عالم فناء و عالم ماده، که همه چیز در این دنیا برای آمدن و رفتن است؛ هیچ چیزی بقاء ندارد. این را انسان توجه کند و درک کند. به یاد عاقبت کار در هنگام آغاز کار باشد. این عبرتی است برای ما. دلبستگی‌ها را کم می‌کند؛ هم دلبستگی به اشیاء را، به چیزهایی که متعلق به ما است و هم دلبستگی به نفس را.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

راه انسانیّت!

 ائمه طاهرین علیهم السلام بسیاری از مسائل را با لسان ادعیّه بیان فرموده اند، لسان ادعیّه با لسانهای عادی که آن بزرگواران داشتند و احکام را بیان می فرمودند خیلی فرق دارد… آن که سبکبار می کند انسان را و از این ظلمتکده می کشد او را بیرون و نفس را از آن گرفتاری ها و سرگشتگی هائی که دارد خارج می کند این ادعیّه ای است که از ائمه ما وارد شده اند… این ادعیّه مهیّا می کنند این نفوس را برای این که این علائقی که انسان دارد و بیچاره کرده انسان را این علائق، این گرفتاری هائی که انسان در این عالم طبیعت دارد و انسان را سرگشته کرده است، متحیّر کرده است، نجاتش بدهند و آن راهی که راه انسان است ببرند، راه های دیگر راه انسان نیست، صراط مستقیم راه انسانیّت است.

منبع:

[امام خمینی ،صحیفه نور، ج 12، صص 240 – 241]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مشکل از من است!

… (سیّد می گفت : ) کسی که در راه اهل بیت هست که مشکلی ندارد، امّا کسی که در این راه نیست، اگر بیاید توی مجلس اهل بیت و گوشه‌ای بنشیند و شما به او بها ندهید، می‌رود و دیگر هم بر نمی‌گردد؛ امّا وقتی او را تحویل بگیرید، او را جذب این راه کرده‌اید… یک بار یکی از بچّه‌های هیأت آمد و به سیّد گفت: «تو مراسم‌ها و روضه‌ی اهل بیت (علیهم السلام)، اصلاً گریه‌ام نمی‌گیرد!» سیّد گفت: «این‌جا هم که من خواندم، گریه‌ات نگرفت؟!» گفت: «نه!». سیّد گفت: «مشکل از من است! من چشمم آلوده است، من دهنم آلوده است، که تو گریه‌ات نمی‌گیرد!» این شخص با تعجبّ می‌گفت: «عجب حرفی! من به هر کس گفتم، گفت تو مشکلی داری، برو مشکلت را حل کن گریه‌ات می‌گیرد! اما این سیّد می‌گوید مشکل از من است!»بعدها می‌دیدم که او جزو اوّلین گریه کنندگان مصائب ائمّه‌ی اطهار (علیهم السلام) بود.

[ رسم خوبان1، اخلاق ، شیوه علمدار (شهید سید مجتبی علمدار ) ، صص 75 - 79 ]

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

ما مسافریم!

دندان طمع را باید کند . در دنیا آنچه نیست که نیست ، آنچه را هم هست نیست فرض کن ، دندان طمع دنیا را یک جا بکن . در مسافرت اگر دندان طمع را بکنی سفر خوش می گذرد. در دنیا ما مسافریم… انسانی که طول امل و آرزوی دراز و زیاد دارد هرچه را خداوند به او داده و می دهد اصلا نمی بیند، چون حواسش جای دیگر است و به نداده هاست. طمع باعث می شود که هر چه را به فرد می دهند ، نبیند و به خاطر چیزهایی که می خواهد و چون برای او ضرر دارد به او نمی دهند ، دائم اخمش درهم باشد .

منبع:

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی ،صص42 و 43]

اشتراک گذاری این مطلب!

از خدا خواهیم توفیق ادب

 ادب و حیا درهای بسته را باز می‌کند و بی ادبی درهای باز را می‌بندد. با ادب بروی راه هست، بی ادب بروی راه بسته است باید آنقدر ادب ورزید تا محبت طلوع کند. وقتی محبت طلوع کرد ادب کنار می رود “تَسْقُطُ الْآدَابُ ُ بَیْنَ الْأَحْبَابِ” یعنی با هم یگانه می‌شوند. اینجاست که عبد کار خدا می‌کند و خدا کار عبد را. ادب و حیا درهای بسته را باز می کند و بی ادبی درهای باز را می بندد، بی حیایی بود که سبب شد . در آن کوچه باریک جلوی دختر پیامبر (ص) را بگیرند، به نحوی که حضرت نه راه پیش رفتن داشتند و نه راه بازگشت، و آن جسارت را مرتکب شدند . شخص با ادب به زمین ها و آسمان ها و به خوبان خدا راه پیدا می کند. ائمه (علیهم السلام) آرزو دارند ما با ادب باشیم و آزار نرسانیم تا پهلوی ما بنشینند. اگر ما یک خورده باحیا باشیم، ائمه خدا را در ما می بینند. می بینی وقتی بچه ات نماز می خواند چقدر کیف می کنی؟ ائمه که پدر حقیقی ما هستند چطور؟ آداب شرع، همه ادب است.

                                                     از خدا خواهیم توفیق ادب / بی ادب محروم ماند از لطف رب

منبع:

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی، تالیف مهدی طیب]

اشتراک گذاری این مطلب!

تأثیر مناجات خالصانه!

 به دلیل مبارزه با رژیم پهلوی سر از زندان قصر تهران درآورد. با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند. با یک کمونیست هم سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است. تا آب می آوردند یا غذا ، اول می خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن خواندن عبدالله را مسخره می کرد.
 شب جمعه بود. دلش بدجوری گرفته بود. شروع کرد به دعای کمیل خواندن. تا رسید به این جمله (…فَلَئِنْ صَیَّرْتَنی لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِکَ وَ جَمَعْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَهْلِ بَلاَّئِکَ وَ فَرَّقْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَحِبّاَّئِکَ وَ اَوْلیاَّئِکَ …) خدایا اگر در قیامت بین من و دوستانت جدایی اندازی و بین من و دشمنانت جمع کنی، چه خواهد شد. نتوانست خودش را نگه دارد. افتاد به سجده. خیلی گریه کرد. سرش را که بلند کرد، دید هم سلولیش سرش را گذاشته کف سلول و زار می زند.

منبع:

[ برداشت از کتاب یادگاران 5 ( کتاب شهید عبدالله میثمی) انتشارات روایت فتح ، چاپ چهارم ، 1389 ،ص20 ]

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

تا کریم هست، به عبدالکریم نیازی نیست!

 

 یکی از اساتید (حوزه) نقل می کرد که : در زمان مرجعیّت آیت الله شیخ عبدالکریم حائری(ره) مؤسس حوزه علمیه قم، آیت الله حجت (ره) نیز مرجع تقلید بودند. مقلدان آیت الله حائری زیاد بودند و مبالغ زیادی به دفتر ایشان می رسید، اما آیت الله حجّت از نظر مالی در تنگنا بودند و برای پرداخت مخارج طلبه هایشان دچار مشکل می شدند؛ از این رو، آیت الله حائری فردی را نزد آیت الله حجّت می فرستد و به ایشان پیغام می دهد به ایشان عرض کنید : «در مورد مشکلات مالی نگران نباشید؛ عبدالکریم در خدمت شماست.» آقای حجّت چون این کلام را می شنود، لبخندی زده و می فرمایند: « به آقا سلام مرا برسانید و بگویید: تا کریم هست، به عبدالکریم نیازی نیست.»

منبع:

(محمد لک علی آبادی، شرح حال و کرامات اؤلیاء الهی، اتشارات هنارس ، چاپ سوم ، 1393 ، ص 136

اشتراک گذاری این مطلب!

امانت داری!

 

 آخوند ملا علی معصومی همدانی که از شاگردان آیت الله حائری بود‌ند نقل می کنند: مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائرى فرمودند : در کربلا در مسجد‌ى برای عد‌ه ای از طلبه ها مد‌ت سه ماه د‌رس می‏گفتم، و از همان ابتدا پاره‏د‌وزى نیز به درس مى‏آمد، من به او گفتم : آقا این درس به درد شما نمی خورد شما به کار خود‌تان مشغول شوید. اما او همچنان به درس می آمد. چند روز غایب شد. روزی که آمد من پرسیدم : چند روز غایب بود‌ید ؟ کجا بود‌ید؟ گفت آقا آن ایامی که من نیامد‌م باید جویای احوال من می شد‌ید، گفتم حق باشماست. گفت : باید جریمه بشوی من ناهار به منزل تان می آیم به شرط آن که هرچه د‌ر خانه است می خوریم و به زحمت نیفتید. گفتم فرد‌ا تشریف بیاورید. ولی فراموش کرد‌م. به اهل منزل بگویم فرد‌ا میهمان د‌اریم. روز بعد مشغول د‌رس شد‌م تا چشمم به پاره دوز افتاد تازه از د‌عوت ناهار یاد‌م آمد. درس که تمام شد آد‌رس خانه را به آن آقا داد‌م و خود‌م زود‌تر به منزل رفتم دید‌م فقط در منزل نان و ماست موجود است و پول هم ند‌اشتم . عدهای از زوّار می خواستند به سامرا بروند یکی از آنها مقد‌اری پول به عنوان امانت پیش من گذاشته بود؛ من از پول امانتی مقداری کباب و تخم مرغ تهیه کرد‌م وقتی سفره باز شد د‌ید‌م پاره دوز فقط نان و ماست می خورد . گفتم میل بفرمایید کباب مطمئن است. گفت مگر شرط نکرد‌م هر غذایی را میل می کنید برای من هم همان را بیاورید و خود را به تکلّف نیاند‌ازید . گفتم : نه تکلیفی نیست. گفت : شما از پول امانتی کباب تهیه کردید شما مطمئن هستید تا صاحبان امانت بیایند و امانت را صحیح و سالم تحویل بگیرند زند‌ه هستید؟! قدری نان و ماست خورد و رفت و د‌یگر او را ند‌‌یدم. آخوند می گوید به حاج شیخ عرض کرد‌م: آقا چون بنا بود شما زعامت حوزه را بر عهد‌ه بگیرید آن پاره دوز فرستاد‌ه حضرت ولی عصر عجل الله بود‌ه و خواسته به شما بفهماند در امانت داری بسیار مواظب باشید.

منبع:

[یاد فنا به روایت آیت الله سید رضا فاضلیان ، چاپ دوم ،1392 ، ص 239 تا 241]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

اهل نجات از عقبات قیامت !

قال المفضّل بن عمر: قلت لأبي عبد اللَّه الصّادق: بِمَ يُعْرَفُ النّاجِي؟ قَالَ مَنْ كَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأَثْبَتَ لَهُ الشّهَادَةَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنّمَا ذَلِكَ مُسْتَوْدَعٌ.

 (مفضّل بن عمر جعفى می گويد: از امام جعفر صاد‌ق (علیه السلام) پرسيدم! اهل نجات به چه علامت شناخته شود؟) بعضی از عقبات (قیامت) به راحتی نجات پیدا می کنند. چه کسی از این عقبات نجات پید‌ا می کند؟ حضرت فرمود: هر کس که گفتارش باکردارش یکسان باشد پس، می توان شهاد‌ت د‌اد که او اهل نجات است و هر کس که عملش با سخنش یکسان نسیت پس، همانا این است و جز این نیست که ایمان او عاریه ای است.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

اشتراک گذاری این مطلب!

چه شده که آیات الهی در ما اثر ندارد؟!


ای عزیز! اگر به هر یک از ما یک طفل ده ساله (ای) اطلاع د هد که خانه ات آتش گرفت یا پسرت در آب افتاد و الان غرق می شود، آیا اگر اشتغال به هر کار مهمی داشته باشیم، دست از آن برداشته، در تعقیب این اخبار هولناک سراسیمه می دویم یا آن که با اطمینانِ نفس نشسته اعتنا نمی کنیم؟ اکنون چه شده است، تمام آیات و اخبار و برهان و عیان به قدر خبر یک بچه ده ساله در ما تاثیر نکرده، اگر تاثیر کرده بود، راحتی را از ما سلب نموده بود. آیا این کوری باطن … را باید به چه نحو معالجه کرد؟ آیا این مرض قلبی محتاج به علاج و طبیب (نیست)؟

منبع:

(امام خمینی -ره ، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص 286)

اشتراک گذاری این مطلب!

سجاده های عاشقی

  هوا هنوز گرگ و ميش بود. پس از سپري كردن يك شب سخت عملياتي، آتش شديد دشمن حكايت از يك پاتك سنگين داشت. رزمنده عارف و دلاور حسن توكلي كنار من آمده تيربارش را به من داد گفت:‌با اين سر عراقي‌ها را گرم كن تا من نماز بخوانم. شروع به تير اندازي كردم و با گوشه‌ي چشم مراقب احوال و خضوع و خشوع او بودم. بر روي خاكريز تيمم كرد و در حالت نشسته به نماز عشق پرداخت. كمي تيراندازي كردم و باز متوجه توكلي شدم. ركعت دوم بود دستهايش را بالا آورده بود قنوت مي‌خواند .از شدت گريه شانه‌هايش را كه به خود مي‌لرزيد بخوبي مي‌ديدم. تيراندازي را قطع كردم ببينم چه دعايي مي‌خواند شنيدم كه مي‌گفت: اللهم ارزقني شهاده في سبيلك، به حال خوش او افسوس خوردم و به تیراندازی با دشمن ادامه دادم. باز نگاهي به توكلي كردم جلوي لباسش خوني بود و او در حال خواندن تشهد و سلام بود. به کمکش شتافتم در حاليكه مي‌گفت:‌السالم عليكم و رحمه الله… و بركاته به حالت سجده بر زمين افتاد.پيكر آغشته به خون اين شهيد عاشق را كناري خواباندم در حاليكه از اين دعاي سريع الاجابه متحير بودم.

منبع:

[ برگرفته از خاطرات شهید حسن توکلی ، مؤسسه جهانی سبطین (ع) ]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند


یک بار هم نشد حرمت موی سفید ما را بشکند یا بیسوادیِ ما را به رخمان بکشد. هر وقت وارد اتاق می شدم ، نیم خیز هم که شده از جاش بلند می شد . اگر بیست بار هم می رفتم و می آمدم بلند میشد. می گفتم : علی جان ، من که غریبه نیستم ، مادَرِتَم ؟ چرا اینقدر به خودت زحمت می دی؟ میگفت: احترام به والدین ، دستور خداست. یک روز که خانه نبودم ، از جبهه آمده بود . دیده بود یک مشت لباس نَشُسته گوشه ی حیاطه ، همه را شسته بود و انداخته بود روی بند . وقتی رسیدم بهش گفتم : الهی بمیرم برات مادر ، تو با یه دست ، چطوری این همه لباس رو شستی؟! گفت : اگه دو دست هم نداشتم ، باز هم وجدانم قبول نمی کرد من اینجا باشم و تو زحمت شستن لباس ها را بکشی !

منبع:

روایتی از مادر شهید علی ماهانی - منبع : کتاب نماز،ولایت و والدین

اشتراک گذاری این مطلب!

از خدا خواهیم توفیق ادب

 ادب و حیا درهای بسته را باز می‌کند و بی ادبی درهای باز را می‌بندد. با ادب بروی راه هست، بی ادب بروی راه بسته است باید آنقدر ادب ورزید تا محبت طلوع کند. وقتی محبت طلوع کرد ادب کنار می رود “تَسْقُطُ الْآدَابُ ُ بَیْنَ الْأَحْبَابِ” یعنی با هم یگانه می‌شوند. اینجاست که عبد کار خدا می‌کند و خدا کار عبد را. ادب و حیا درهای بسته را باز می کند و بی ادبی درهای باز را می بندد، بی حیایی بود که سبب شد . در آن کوچه باریک جلوی دختر پیامبر (ص) را بگیرند، به نحوی که حضرت نه راه پیش رفتن داشتند و نه راه بازگشت، و آن جسارت را مرتکب شدند . شخص با ادب به زمین ها و آسمان ها و به خوبان خدا راه پیدا می کند. ائمه (علیهم السلام) آرزو دارند ما با ادب باشیم و آزار نرسانیم تا پهلوی ما بنشینند. اگر ما یک خورده باحیا باشیم، ائمه خدا را در ما می بینند. می بینی وقتی بچه ات نماز می خواند چقدر کیف می کنی؟ ائمه که پدر حقیقی ما هستند چطور؟ آداب شرع، همه ادب است.

 از خدا خواهیم توفیق ادب   /   بی ادب محروم ماند از لطف رب

منبع:

[ حاج اسماعیل دولابی ، مصباح الهدی، تالیف مهدی طیب]

اشتراک گذاری این مطلب!

تأثیر مناجات خالصانه!

 به دلیل مبارزه با رژیم پهلوی سر از زندان قصر تهران درآورد. با شکنجه نتوانستند چیزی از زبانش بکشند. با یک کمونیست هم سلولش کردند. او هم فهمیده بود عبدالله حساس است. تا آب می آوردند یا غذا ، اول می خورد که عبدالله نتواند بخورد. نماز خواندن و قرآن خواندن عبدالله را مسخره می کرد.
 شب جمعه بود. دلش بدجوری گرفته بود. شروع کرد به دعای کمیل خواندن. تا رسید به این جمله (…فَلَئِنْ صَیَّرْتَنی لِلْعُقُوباتِ مَعَ اَعْدآئِکَ وَ جَمَعْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَهْلِ بَلاَّئِکَ وَ فَرَّقْتَ بَیْنی وَ بَیْنَ اَحِبّاَّئِکَ وَ اَوْلیاَّئِکَ …) خدایا اگر در قیامت بین من و دوستانت جدایی اندازی و بین من و دشمنانت جمع کنی، چه خواهد شد. نتوانست خودش را نگه دارد. افتاد به سجده. خیلی گریه کرد. سرش را که بلند کرد، دید هم سلولیش سرش را گذاشته کف سلول و زار می زند.

منبع:

[ برداشت از کتاب یادگاران 5 ( کتاب شهید عبدالله میثمی) انتشارات روایت فتح ، چاپ چهارم ، 1389 ،ص20 ]

اشتراک گذاری این مطلب!

اهل نجات از عقبات قیامت !

قال المفضّل بن عمر: قلت لأبي عبد اللَّه الصّادق: بِمَ يُعْرَفُ النّاجِي؟ قَالَ مَنْ كَانَ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَأَثْبَتَ لَهُ الشّهَادَةَ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ فِعْلُهُ لِقَوْلِهِ مُوَافِقاً فَإِنّمَا ذَلِكَ مُسْتَوْدَعٌ.

 (مفضّل بن عمر جعفى می گويد: از امام جعفر صاد‌ق (علیه السلام) پرسيدم! اهل نجات به چه علامت شناخته شود؟) بعضی از عقبات (قیامت) به راحتی نجات پیدا می کنند. چه کسی از این عقبات نجات پید‌ا می کند؟ حضرت فرمود: هر کس که گفتارش باکردارش یکسان باشد پس، می توان شهاد‌ت د‌اد که او اهل نجات است و هر کس که عملش با سخنش یکسان نسیت پس، همانا این است و جز این نیست که ایمان او عاریه ای است.

منبع:

[ شرح حدیث از امام خامنه ای در مقدمه درس خارج ، برداشت از سایت Khamenei.ir ]

 

اشتراک گذاری این مطلب!

خودخواهی خوب است.

 

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:

خودخواهی خوب است. اگر انسان خودش را بخواهد، به ضرر خودش کار نمی‌کند و اعمالی که می‌داند یا شنیده برایش خوب است، انجام می‌دهد. اگر آدمی اهل معرفت باشد چیزی را که برایش نافع است از دست نمی‌دهد. پس خودخواهی چیز خوبی است، البته نه اینکه بیاید و به مردم ظلم کند و زور بگوید. نه! به معنای واقعی خودخواهی باشد. یعنی اول فکر کند. من چه کسی هستم که این قدر خودم را می‌خواهم؟ اگر کسی خود را شناخت به این ارزانی خود را از دست نمی‌دهد، خیر خواه خود است و راه رسیدن به خیر و صلاح خود را با کمی فکر کردن پیدا می‌کند و هیچ وقت به ضرر خودش کار نمی‌کند. خودخواه واقعی می داند که صفات رذیله او را نابود می کند و با صفات حمیده، بزرگ و عزیز می‌شود. خودخواهی حقیقی سر از صفات حمیده در می‌آورد.
هر کس صفات حمیده داشته باشد، پیش نفس خود عزیز است. خدا و مردم هم دوستش دارند. چون صفات حمیده نشأت گرفته از صفات الهی است. بخل و حسادت خود نیست، چون انسان خود از طرفی نفع خودش را می‌خواهد و از طرف دیگر ضرر دیگران را این بد است. این حسادت است، بخل است. امّا اگر چیز خوبی در دیگران دیدی و از روی خودخواهی گفتی خدایا!این خیر و خوبی را به من هم بده، این بد نیست. چه دنیا را بخواهی، چه آخرت و فردی قیامت را، خوب است.
گاهی انسان حسود حاضر است صد هزار تومان به خودش ضرر بزند تا دو هزار تومان به دیگری ضرر برسد. ببینید صفات رذیله انسان را به کجا می‌برد. تا جایی که انسان حاضر می‌شود خودش را بین برود تا صدمه‌ای ولو کوچک به همسایه‌اش برسد. این چنین فردی خیرخواه خودش نیست، خودخواه حقیقی نیست، انشاء الله هیچ وقت حاضر نباشی یک تیغ کوچک هم به پای همسایه‌ات برود همانطو رکه فرزند خودت را دوست داری، فرزند او را هم دوست داشته باش. این حدّاقل است، اگر بیشتر هم شد عیبی ندارد، اما کمتر نشود. وقتی خیرخواه دیگران بودی هیچ عیبی ندارد که همانند آن خیر را برای خودت هم بخواهی. معمولاً مردم همه خیرها را با هم نمی‌خواهند. بعضی این را می‌خواهند، برخی آن را. تو بگو خدایا هر کس هر خیری می خواهد به او بده. بعد در مورد خودت بگو خدایا همه خیرها را هم یکجا به من بده. بی‌جهت نیست که به آن بزرگ می‌گوییم:
«هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
اگر انسان راهی را خودش برگزیند و با میل و رغبت برود خیلی لذّت دارد. والا اگر امامانمان(علیهم‌السلام) ببرند می‌رویم، انسان را به زور هم سر سفره ببرند بالاخره از طعام آن سفره می خورد. بهشت هم اینطور است. انسان ممکن است با اکراه و اخم برود، اما وقتی سر سفره رسید می‌بیند خوب جایی آمده است. آنجا اخمش باز می‌شود. منتهی بهتر است انسان با میل خودش برود. اینجوری در راه هم کیف می‌کند.

کتاب طوبای محبّت – جلد دوم ص 75
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی


 

اشتراک گذاری این مطلب!

کسی نمی تواند جلوی نورافشانی خورشید را بگیرد.

*ناامید نباشید از رحمت خدا که همانا ناامید نمی شود کسی از رحمت خدا ؛ مگر مردمانی که کافرند به خدا.

(یوسف آیه 87

*  شخصی از امام علی(ع) پرسید: بزرگترین گناه کبیره کدام است؟ آن حضرت در پاسخ فرمودند: مایوس و ناامید شدن از رحمت الهی.

(میزان الحکمه جلد 3صفحه 462

 * رسول خدا(ص): اگر آنقدر خطا کنید که خطاهایتان به آسمان رسد و سپس توبه کنید، خداوند توبه شما را می پذیرد؛ از درگاه او ناامید نباشید.

( نهج الفصاحه صفحه 231  

 * رسول خدا(ص): گناهکاری که به رحمت خدا امیدوار است از عابد مایوس به درگاه  خدا نزدیکتر است. 

(نهج الفصاحه صفحه 477

*  رسول خدا(ص): خداوند به داود نبی وحی فرمود: ای داود همانطور که کسی نمی تواند جلوی نورافشانی خورشید را بگیرد، همانطور هم کسی نمی تواند جلوی رحمت وسیع من را به بندگانم بگیرد.      

(کلیات حدیث قدسی صفحه 189

 

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟

مولوی می گوید عاشقی به در خانه معشوقش رفت و در زد. معشوق پشت در آمد و پرسید کیستی؟ عاشق گفت منم!!!! معشوق گفت برو و او را رد کرد. عاشق در فکر فرورفت که مگر چه خطایی کرده ام که مرا رد کرد. پس از تأمل فهمید. لذا دوباره به در خانه معشوق رفت و همان سوال پرسیده شد. این بار در جواب کیستی؟ گفت توأم. معشوق در را باز کرد. پس زمانی انسان به سراپرده خداوند مقرب می گردد که غرور و خود رایی و خود بینی را کنار بگذارد و اگر کسی خدا را یافت همه چیز را یافته است و ارتباطش با خودش و مردم و طبیعت نیز صحیح می گردد. پس ارتباط با خدای متعال و به مقام تسلیم و بندگی رسیدن اوج حال خوش و صفا و خرمی و نشاط باطن و ظاهر است.

 
چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟


در ارتباط با خود نیز خدای متعال دستوراتی را بیان کرده . حق چشم. حق پا. حق شکم. حق زبان و …که اینها امانت خدای متعال اند. سالم و پاکیزه و طاهر تحویل داده شده و بایستی سالم و پاکیزه به صاحبش بازگردانده شود و رعایت امانت گردد و تصرف نابجا در آنها صورت نگیرد.این امانت داری شایسته، حال انسان ذا زیبا و خوش می کند. در مرحله سوم ارتباط صحیح با مردم است که در دو محور اصلی خلاصه می شود؛ حسن خلق و حسن معاشرت با مردم و رعایت حقوق مردم. حسن خلق آنقدر بااهمیت است که رسول الله اعظم صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند نزدیکترین شما در قیامت به من خوش خلق ترین شماست. درباره ویژگی بعدی یعنی رعایت حقوق مردم باید گفته شود که اولا حق مردم را نخوریم و ثانیا حق مردم را ادا کنیم.

بحث رسیدگی به فقرا جامعه در قالب زکات،صدقات مستحبی و پرداخت خمس از مهمترین حقوقی است که در واقع با پرداخت آن مشکلات فقرا و نیازمندان جامعه برطرف می شود. آقا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند من را در خانه فقرا بیابید، من در خانه فقرا منتظر شما هستم. قطعا بر اساس این روایت وقتی به خانه فقیر سر بزنیم پیامبر اکرم در آن لحظه به ما توجه و نگاه خاص می کند. شخصی خدمت پیامبر رسید و به ایشان گفتند سنگدل شده ام و حاجتی دارم که برآورده نمی شود. راه حلی به من یاد بدهید . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند یتیمی را پیدا کن بر سر او دست نوازش بکش – و نیازهای عاطفی او را برطرف کن – و از غذایی که به خانواده ات می دهی به او هم بده. قساوت قلبت برطرف می شودو حاجتت برآورده می گردد. پس خدمت به خلق ، خدمت به خودمان هست و از سویی حال خوش معنوی را قطعا به دنبال خواهد آورد. در روایت داریم وقتی مومن وارد قبر می گردد، فرد بسیار خوش سیمایی وارد قبرش می گردد و باعث خوش حالی او می گردد. مومن از او سوال می کند تو کی هستی؟ می گوید من سروری هستم که در دل مومنی وارد کردی، تا قیامت با تو هستم.و سخن آخر ارتباط با طبیعت یعنی حیوانات و درختان و دریا و هواست. استفاده صحیح از این سرمایه ها باعث می شود اینها برای نسل آینده هم بماند و برای ما دعا کنند. و از طرفی سلامت هوا و آب و طبیعت نیاز فعلی و حق همگانی است و توجه به همه اینها باعث نزول رحمت و برکت است چرا که “لان شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.” مکرر در داستانها و روایات شنیده ایم که رحم به یک حیوان چقدر در زندگی اشخاص تأثیرگذار بوده. خب اگر ما انسانها در سلامت هوا و آب و طبیعت بکوشیم و جان انسانها را از این رهگذر نجات دهیم قطعا تأثیرش به مراتب بالاتر خواهد بود.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/770834?sk=1

اشتراک گذاری این مطلب!

شیاطین چگونه در جهنم عذاب می شوند؟

در پاسخ این سوال باید چند نکته متذکر شد :

اولا: از آتش خلق شدن ابلیس و سایر جنیان، بدین معنا نیست که آنها عین آتش هستند بلکه جسم‌شان از آتش خلق شده است چنان چه از خاک خلق شدن انسان بدین معنا نیست که جسم انسان عین خاک باشد بلکه همان گونه که می دانیم آدمی [به غیر از حضرت آدم علیه السلام]، از نطفه خلق شده  و بدن او از گوشت و خون و استخوان است. اما خلقت نطفه نیز به خون بر می‌گردد و خون از مواد غذایی تأمین می‌شود و مواد غذایی نیز از خاک به دست می‌آید. لذا خداوند کریم در یک آیه می‌فرماید همه را «نه فقط حضرت آدم (علیه السلام) را » از خاک آفریدم (1)و در آیه‌ی دیگری می‌فرماید که از نطفه آفریدم.(2)

ثانیا: آتش دوزخ که از نوع آتش کبری است، با آتش دنیا که وجود مادی اجنه از آن است بسیار متفاوت است. آتش‌ دنیا هرچه سوزنده‌ باشد جسم و بدن انسان را می‌سوزاند اما روح را نمی‌سوزاند چون روح مجرد و بدون جسم است اما آتش برزخ و قیامت نه تنها جسم برزخی را می‌سوزاند بلکه روح و روان را هم می‌سوزاند لذا قرآن کریم می فرماید: نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (3) الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (4) آتش جهنم ، آتش برافروخته خداوند است که بر دلها غلبه می یابد.

ثالثا: عذاب الهی متنوع و متعدد است و همانگونه که گفته شد عذاب الهی فقط جسمانی نیست که اشکالی به عذاب شیاطین بشود و ممکن است که عذاب‎ شیاطین از نوع عذاب روانی باشد.

نتیجه اینکه خلق شدن جسم جنیان و ابلیس از آتش، موجب مصون بودن آنها از عذاب جهنم نمی شود.

پی نوشت:

1. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (سوره الحجر، آیه 26).

2. أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى(سوره القیامه، آیه 37).

3. قرآن کریم، سوره الهمزة، آیه 6 .

4. قرآن کریم، سوره الهمزة، آیه 7.

اشتراک گذاری این مطلب!

ورودی ها و خروجی های دل

قلم را برداشتم تا برایش بنویسم از این مصیبت و گرفتاری  و راهی نشانم دهد، راهی که بتوانم خدا را در حالات معنوی ام حس کنم ؛ هر چند او در همه حال حضور دارد و این من هستم که غائبم  ؛ خواستم لذت مناجات با محبوب را درک کنم و راهم را بسوی او هموار کنم .خواستم تا از این بلا نجات پیدا کنم . همان بلایی که خیلی ها در عصر و روزگار ما گرفتار آن هستند .

روزی حضرت موسی بن عمران(ع) در راه به جوان بی ادبی برخورد کرد. آن جوان در کمال وقاحت و بی شرمی گفت:

«ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت کن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این که روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود: «ما پیغام آن جوان را که به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی که آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی. روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.

حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نکردم. خطاب شد: ای موسی! هر گاه من به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم، آن است که لذت عبادت خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت از عبادت ،عبادت مرا ترک کند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اکنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.

و حالا ما در این بلا و عذاب الهی گرفتاریم و غوطه ور اما نمی فهمیم و از این خواب  ، بیدار نمی شویم . بلایی که بزرگترین است و عمیق ترین سقوط .  

خواستم تا راهی نشانم دهد و از این بلا بیرون بیایم . گفت : همه ی راهها در خودت خلاصه می شود . در زبانت ، در چشمت ، در گوشت .

هر حرفی را هر وقت و هر جا می زنی در حالی که هیچ فایده ای برایت ندارد . حرفهای پوچ و بی فایده ، سد راهی می شود برای فهمیدن لذت مناجات با محبوب . علاوه بر این ، کلمه به کلمه ی حرفهایت ، ثبت می شود[1] و قیامت و حشر و نشرت را سخت و سنگین می کند و این تویی که باید برزخت را ، همان راه طولانی و سخت را ، با کوله بار سنگینی از پوچ ها حمل کنی .

چشمت را باز میکنی و هر چیزی را نگاه میکنی و فکری به حال دلت نمیکنی ،حتی اگر نگاهت حرام را هم لمس نکند ، باز هم خیلی چیزها را نباید نگاه کنی ؛ خیلی از کتاب ها را نباید بخوانی . مگر قلب صاف و ساده ات چقدر ظرفیت دارد که آن را با هر چیز ندیدنی پُر کنی ، همین است که وقتی الله اکبر نماز را میگویی، تازه به یاد بیچارگی های خودت می افتی و چیزهایی را که فراموش کرده بودی ، در نمازت پیدا میکنی.

بگذر از این همه ندیدنی ها تا دلت صاف و ساده بماند . مگر نشنیدی که امیر بیان فرمود : القلب مصحف البصر [2] دل ، کتاب چشم است ، هرچه را نگاه کنی ، در دلت ضمیمه می شود و تو به هنگام خلوتت با معبود ، فکر و ذکرت می شود آنچه در دلت انبار کرده ای .

هر چیز بی ارزشی را گوش می کنی و توجهی به اینکه ظرف دلت با گوش کردن به چیزهای بی ارزش یا کم ارزش پُر می شود ،نداری . عزیزم ! ورودی های دلت را نگه دار تا خروجی آن که لذت حضور در بارگاه محبوب است را لمس کنی .

نویسنده:انسان جاری.

منبع:
[1] ما یلفظ من قول إلا لدیه رقیب و عتید(سوره ق ، 18)
[2] نهج البلاغه ، حکمت 409

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

فرش هر مجلسی نباش.....

 

مرحوم علامه طباطبائی (ره)

گوشه‌نشینی، ملازم با معرفت و یا موجب آن نیست ولی کسی که می‌خواهد اهل معرفت شود باید معاشرتش را مخصوصا با اهل غفلت و اهل دنیا کم کند و فرش هر مجلسی نباشد و کار شبانه روزی او در مجالس بیهوده صرف نشود و از معاشرتهای بی‌فایده و بی مغز تا می‌تواند اجتناب نماید و طوری نشود که با همه و در هر مجلسی حاضر شود هم چنین برای کسی که می خواهد اهل معرفت شود لازم است در خوردن حتی حلال میانه‌رو باشد و افراط نکند و شکمو و پرخور نباشد بلکه تا گرسنه نشده سر سفره حاضر نشود و تا اشتها دارد دست از غذا خوردن بردارد و از لحاظ خواب و سخن گفتن نیز باید حد اعتدال را مراعات نماید.

     به نقل ازکتاب در محضر علامه طباطبایی

بهاءالدینی(ره):

مرحله اول اخلاق اسلامی تهذیب نفس خود است که انسان به واسطه آن آتش را از خود دور می‌کند آن‌گاه نوبت به تدبیر منزل می‌رسد و مرحله سوم تهذیب اداره و تطهیر جامعه و دور کردن آن از آتش است. انسان کامل کسی است که این مرحله را طی کند. کسی صلاحیت اداره جامعه را دارد که این سه منزل را طی کرده باشد.

     به نقل ازکتاب آیت بصیرت

امام (ره):

تمام تعلیمات انبیاء برای نشان دادن مقصد است. راهی که انسان ناچار باید از آن عبور کند. انسان ناچار است از این عالم طبیعت به یک عالم دیگری عبور کند اگر سرخود باشد یک حیوانی است که از این عالم به عالم دیگر می‌رود و اگر چنانچه به راه انبیاء برود انسانیتش کامل می‌شود و هر چه بیشتر اطاعت کند بیشتر انسانیتش رشد می‌کند تمام کوشش انبیاء برای این بوده است که انسان را بسازند تعدیل کنند انسان طبیعی را مبدل کنند به یک انسان الهی .

     به نقل ازکتاب صحیفه امام ج9

 

اشتراک گذاری این مطلب!

زکات چشم...

، امام صادق (ع) فرمودند:

فَزَکاةُ العَینِ انَّظَرُ‌ بِالعِبَرِ وَالغَضُّ عَنِ الشَّهَواتِ وَ ما یضاهیها

زکات چشم به دیده عبرت نگریستن و چشم پوشی از شهوات و مانند آن است.

 

منبع:

(مصباح الشریعه، باب 21)

 

اشتراک گذاری این مطلب!

صدق غیبت در فضای مجازی از نگاه رهبرانقلاب

صدق غیبت در مواردی چون وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه خود که درتاریخ ۷دی‌ماه سال ۸۹ در ذیل بحثِ موارد استثناء از حکم حرمت غیبت بود، در پاسخ به سؤالی پیرامون صدق غیبت در مواردی چون ذکر در نوشته، وبلاگ یا ضبط صوت و تصویر و انتقال آن، به نکات مهمی در تبیین احکام آن اشاره فرمودند، که نظر به اهمیت بحث، این بخش از بیانات معظم‌له را در اختیار علاقه‌مندان و فعالان فضای مجازی قرار می‌دهیم.

ایشان بیان کردند: اینى که اصلاً این کار [غیبت] جایز است یا جایز نیست ولو به قصد اصلاح باشد، این را نمی‌شود به طور مطلق یک چنین چیزى را پابند شد، که ما بگوئیم ما چون می‌خواهیم در امر جامعه اصلاح کنیم، پس زیدى را، عمروى را یا یک جریانى را به طور مطلق مورد تهاجم قرار بدهیم، غیبت کنیم، حالا آن کسانى که این کارها را می‌کنند، خیلى اوقات به غیبت هم اکتفاء نمی‌کنند. خب، ملاحظه می‌کنید دیگر.

گاهى چیزهائى را مى‌آورند که معلوم نیست حدِّ غیبت(۱) بر او صادق باشد. شاید مصداق تهمت است، مصداق افتراء است، مصداق قول به غیر علم است، مصداق سبّ و شتم است. نمی‌شود این را گفت که اگر طرف قصد اصلاح دارد، پس بنابراین این جایز است براى او، نه، موارد استثناء همان مواردى است که [در کتب فقهی] ذکر شده است.

باید این موارد صدق کند، احراز بشود. این خیلی مهم است. واقعاً یکى از چیزهائى که ما همه‌مان [باید توجه کنیم]، به مردم هم باید بگوئیم، یاد بدهیم که توجه بکنند این است که: به صرف توهم این که حالا این کار مصلحت دارد، دستشان را، یا قلمشان را، یا وبلاگشان را آزاد نکنند که هر چه به دهنشان آمد، آن را بگویند؛ اینجور نیست، چون وسائل مدرن امروز همه مشمول همین حکم است. یعنى خواندن وبلاگ هم مثل خواندن کاغذ است، کتاب است، نامه است، مثل شنیدن حرف است. استماع غیبت شامل همه‌ اینها می‌شود؛ یعنى ملاک استماع در اینها وجود دارد مسلّماً شنیدن به گوش خصوصیتى ندارد، خواندن در نامه هم عین همان است که ما در بحث استماع این را تأکید کردیم و عرض کردیم.

خب، دوربین هم همین جور است. فرض کنید که اگر چنانچه انسان یک خطایى را از کسى دید، این را رفت با دوربین ثبت کرد، بعد آمد یک جایى نشان داد؛ این هم همان است دیگر، چه فرقى میکند یعنى بایستى واقعاً به اینها توجه کرد. محیط را باید محیط اخلاقى کرد. ما اگر بخواهیم جامعه را اصلاح بکنیم، این اصلاح فقط به این نیست که انسان از افراد غیبت بکند. راه‌هاى دیگرى هم وجود دارد. حالا من غیبت را عرض میکنم. فضلاً(۲) از تهمت و افتراء و اینها.

بنده یک وقتى به یک مناسبتى در یک صحبت عمومى عرض کردم به مردم که قرآن کریم می‌فرماید: «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»؛(۳) یعنی وقتى افک(۴) را شنیدید چرا به همدیگر حسن‌ظن نداشتید؟ یعنى از اول رد کنید افک را. [اگر] آمدند به یک نفرى تهمت زدند، یک چیزى را گفتند – حالا یا با عنوان تهمت یا به عنوان غیبت – چرا قبول می‌کنید؟ ببینید این کلمه‌ لولاى تحذیریه در قرآن و در کلام عرب خیلى معناى وسیعى دارد، فقط معنایش «چرا» نیست، که ما بگوئیم چرا این کار را نکردى. چراى با تأکید است. یعنى آه، واى، چرا؛ معناى «لولا» این است؛ تحذیریه است.

حرف‌های آشکار یکدیگر را نقد کنید…

{چرا} «لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم [خیراً]»؛ یعنی چرا به هم ظن نیک ندارید، چرا به هم حسن‌ظن ندارید. تا فوراً کسى آمد، شما بگوئید بله، احتمال درستى‌اش هم اگر بود، آدم به صورت یقین آن را بداند و نقل بکند. این درست نیست، این ممنوع است. این چیزى که امروز مورد ابتلاست در جامعه‌‌ ما، از همان چیزهائى است که بایست از همین ادله‌ غیبت بفهمیم که درست نیست؛ این وضعى که وجود دارد درست نیست. البته انتقاد منطقى، گفتن حرف صحیح اینقدر حرفهاى آشکار وجود دارد که انسان اگر ذکر آنها را بکند، اصلاً هم غیبت نیست، و می‌تواند انسان نقد بکند. بله مسلّم است.

امروز یک جریان صحیح و حقّى در جامعه‌ ما وجود دارد، جریان‌هاى باطلى هم وجود دارد که به انواع و اقسام طرق می‌خواهند جامعه را خراب کنند، انقلاب را منحرف کنند؛ در این شکى نیست. آدم‌هایى هم در رأس این جریانات هستند. چه لزومى دارد که انسان به این آدمها تهمت بزند. چه لزومى دارد که غیبت اینها را بکند. حرف آشکار اینقدر دارند؛ همان حرف‌هاى آشکار را بیان بکنند، تبیین کنند، توضیح بدهند، مطلب روشن خواهد شد؛ هیچ نیازى به غیبت کردن نیست که آدم بگوید حالا ما براى اصلاح مثلاً غیبت می‌کنیم.

بنابراین به نظر من همین ادله‌اى که در باب غیبت خواندیم، این تمام المراد را به ما نشان می‌دهد؛ یعنى واقعاً همانى که باید بفهمیم از شرع مقدس همین را انسان می‌فهمد و تشخیص می‌دهد. باید بر طبق همین هم عمل کرد.

۱) معنی غیبت، تعریف غیبت

۲) تا چه رسد به

۳) سوره‌ی نور، آیه ۱۲

۴) تهمت، افترا، نسبت ناروا

منبع:

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در جلسه درس خارج فقه۷دی‌ماه سال ۸۹ 

اشتراک گذاری این مطلب!

"10 اثر خطرناک و جبران‌ناپذیر «وای فای» بر انسان"

سازمان سلامت جهانی گزارشی منتشر کرده است که در آن به تشریح ۱۰ اثر خطرناک و جبران‌ناپذیر «امواج وای‌فای» بر بدن انسان از جمله افزایش امکان ابتلا به سرطان، خنثی‌سازی اسپرم مردان و ناباروری در مردان و زنان پرداخته است.

 

سازمان سلامت جهانی Global Healing Center به تازگی گزارشی منتشر کرده است که به ۱۰ اثر مخرب امواج «وای‌فای» بر روی بدن انسان اشاره دارد.

امروزه دسترسی به وای‌فای بسیار آسان است و با یک دستگاه کوچکی به نام مودم می‌توانید از طریق گوشیهای هوشمند و لپ‌تاپ شخصی خود به وای‌فای و از طریق آن به اینترنت دسترسی داشته باشید؛ این دستگاه در عین امکان دسترسی آسان به فضای مجازی و اینترنت دارای آثار مخرب و البته پنهانی است که از طریق امواج تولیدی توسط آن به بدن انسان وارد می‌شود.

دستگاه‌های مودم با قابلیت وای‌فای نخستین بار در سال ۱۹۹۷ به بازار عرضه شدند که از همان زمان، دانشمندان و کارشناسان به بررسی و تحقیق در مورد آنها و امواج تولیدی آنها پرداختند؛ تحقیقات به عمل آمده نشان داد که امواج تولیدی توسط این دستگاه آثار مخربی بر روی مغز و بدن انسان به خصوص در کودکان می‌گذارد.

البته نتایج به دست آمده، در سالهای اخیر کسب نشده و مدتهاست که گزارشهای متعددی در مورد اثرات مخرب وای‌فای منتشر شده است به عنوان مثال در سال ۲۰۰۸ یکی از کارشناسان امریکایی مقاله‌ای با عنوان «کنترل مغز توسط گوشیهای هوشمند» منتشر کرد که در آن اثرات خطرناک وای‌فای را بازگو کرده بود.

گذشته از موارد ذکر شده، گزارش سازمان بهداشت جهانی نشان از ۱۰ واقعیت خطرناک در مورد امواج وای‌فای دارد که در ادامه به تشریح آن می‌پردازیم:

افزایش مشکلات بیخوابی به واسطه وای فای
تا به حال به این توجه کرده‌اید که پس از استفاده از وای‌فای به راحتی نمی‌توانید بخوابید و تنها در تخت به خود می‌پیچید؟ در یک آمارگیری که در سال ۲۰۰۷ به عمل آمد، گزارشهایی منتشر شد که نشان می‌داد بسیاری از افراد از مشکل بیخوابی رنج می‌برند.

مطالعات و تحقیقات نشان ‌می‌دهد که امواجی که از وای‌فای تولید می‌شوند از جنس الکترومغناطیس هستند و این امواج بر روی خواب انسانها تأثیر می‌گذارد؛ در سال ۲۰۰۷ در این مورد آزمایشی انجام گرفت به این صورت که تعدادی از افراد را در اتاقی قرار دادند که در معرض امواج الکترومغناطیسی قرار داشتند، در سوی دیگر تعدادی از افراد را در اتاقی قرار دادند که از این امواج به دور بودند.

پس از انجام این آزمایش مشاهده شد که آن دسته از افراد که در معرض امواج الکترومغناطیسی قرار داشتند، الگوهای موجی واقع در مغز که مربوط به خواب آنها می‌شود، تغییر کرد و به سختی می‌توانستند بخوابند.

گزارشات و تحقیقات نشان می‌دهد که خوابیدن در کنار یک تلفن همراه متصل به وای‌فای یا در آپارتمانی که تعداد زیادی وای‌فای در آن مشغول به کار است، یک بمباران امواج را روی بدن افراد انجام می‌دهد که موجب مشکلات شدید در خواب می‌شود و الگوهای یک خواب آرام و طبیعی را به طور کلی از بین می‌برد.

از طرفی بروز مشکلات عمده در خواب، مشکلات اساسی دیگری نیز در پی دارد که از جمله آنها می‌توان به افسردگی و فشار خون بالا اشاره کرد.

کاهش رشد کودکان
تحقیقات نشان می‌دهد که امواج تولید شده از مودمها همچنین اینترنت نسل سوم و چهارم (۳G و ۴G) بر روی رشد بافتهای سلولی بدن انسان به‌خصوص جنین تأثیر مستقیم می‌گذارد و موجب کاهش رشد آنها می‌شود.

پژوهشی در سال ۲۰۰۹ توسط یکی از دانشمندان استرالیایی نشان می‌دهد که امواج الکترومغناطیسی، سنتز پروتئین (محل تولید پروتئین در بدن) را از بین می‌برد؛ این دانشمند استرالیایی طی یادداشتی نوشت: «سنتز پروتئین وظیفه تولید پروتئین در بدن را بر عهده دارد که موجب رشد بافتها و سلولهای بدن در کودکان و جوانان می‌شود لذا می‌توان نتیجه گرفت که افراد در این سن و سال بیشتر از افراد دیگر در معرض خطر از سوی این امواج هستند.»

کاهش رشد سلولهای بدن و گیاهان…
در سال ۲۰۱۳ گروهی از دانش‌آموزان دانمارکی اذعان داشتند، شبهایی که در کنار گوشیهای موبایلشان می‌خوابند، پس از بیدار شدن از خواب تمرکز لازم را ندارند و نمی‌توانند بر روی درسهایشان تمرکز کرده و آنها را فرا بگیرند؛ پس از مطرح شدن این مسئله، تحقیقات بر روی آن آغاز شد و گروهی از دانشمندان این آزمایش را بر روی گیاهان انجام دادند به این صورت که تعدادی از گیاهان را در اتاقی همراه با امواج وای‌فای و تعدادی دیگر را در اتاقی خالی از هر گونه امواجی قرار دادند؛ پس از مدتی مشاهده شد که آن دسته از گیاهانی که در معرض تشعشات وای‌فای قرار داشتند، هیچ رشدی نکرده‌اند در حالی که دسته دیگر رشد قابل توجهی داشتند.

کاهش عملکرد مغز با امواج اینترنت ۳G و ۴G
همزمان با اذعان دانش‌آموزان دانمارکی مبنی بر عدم تمرکز لازم پس از خوابیدن نزدیک گوشی موبایل، دانشمندان شروع به تحقیقاتی راجع به اینترنت نسل سوم و چهارم اینترنت کردند که پس از یک سال یعنی در سال ۲۰۱۴ به این نتیجه رسیدند که امواج این نسل از اینترنت خطرناکتر از امواج وای‌فای هستند و موجب کاهش عملکرد مغز می‌شود و فعالیت آن را کم می‌کند.

کاهش فعالیت مغز در زنان
گروهی متشکل از ۱۵ زن و ۱۵ مرد برای انجام آزمایشی، داوطلب به تست هوش شدند؛ در ابتدا، تمامی شرکت‌کنندگان در مکانی امتحان دادند که از اشعات و امواج وای‌فای دور بود که این امتحان بدون هیچ مشکل و اثرات پیچیده‌ای برگزار شد.

در مرحله بعدی، شرکت‌کنندگان در معرض موجی به طول ۲٫۴ گیگاهرتز از طرف یک وای‌فای قرار گرفتند؛ در هنگام برگزاری این امتحان، عملکرد مغز در همه افراد بررسی شد که پس از این بررسیها مشخص شد که عملکرد مغز زنان حاضر در امتحان به شدت کاهش یافت همچنین از نظر فیزیکی و انرژی لازم نسبت به مردان ضعف داشتند لذا می‌توان گفت که اثرات این امواج بر روی افرادی که بدن نسبتاً ضعیف‌تری دارند، مشهودتر است.

خنثی‌سازی اسپرم بدن مردان با امواج وای فای
در گذشته دانشمندان به این نتیجه رسیده بودند که حرارت ناشی از لپ‌تاپها موجب از بین رفتن اسپرم مردان می‌شود اما امروزه تحقیقات نشان می‌دهد که این موضوع تنها به این حرارت ختم نمی‌شود؛ تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که امواج ناشی از وای‌فای موجب کاهش حرکت اسپرم در بدن مردان و شکسته شدن DNA می‌شود؛ مطالعات و آزمایشهای انجام شده بر روی بدن انسانها و حیوانات نشان می‌دهد که این امواج اثرات مخربی بر روی اسپرم و ‌‌DNA در مردان دارند.

ناباروری در زنان
گزارشها، مطالعات و آزمایشهایی که بر روی حیوانات انجام شده، نشان می‌دهد که برخی از طول موجهای امواج ناشی از وای‌فای موجب عدم تخم‌گذاری آنها می‌شود؛ با انجام تحقیقات بیشتر نتایجی به دست آمد که نشان می‌دهد امواج ناشی از وای‌فای، برخی از بافتهای بدن زنان و تخمدانهای آنها را ضعیف می‌کند که این موضوع امکان ناباروری در زنان را به شدت افزایش می‌دهد.

دانشگاه کارولینسکای سوئد در سال ۲۰۱۱ گزارشی منتشر کرد که در این گزارش به دو چیز هشدار داده شده است؛ نخست اینکه زنان حامله نباید از دستگاه‌های وایرلس استفاده کنند و از دیگر کاربران این دستگاه‌ها نیز باید دوری کنند.

همچنین استانداردهای کشور امریکا و کانادا برای امواج رادیویی و اشعات وای‌فای مناسب نیست و می‌تواند به زنان باردار و جنین داخل شکمشان آسیب وارد کند.

افزایش استرس و بیماریهای قلبی
تا به حال به این موضوع دقت کرده‌اید که چرا زمانی که به مودم یا گوشیهایی که از نسل سوم و چهارم اینترنت استفاده می‌کنند، نزدیک می‌شوید، ضربان قلبتان تند‌تند می‌زند؟ تا به حال توجه کرده‌اید زمانی که گوشی موبایلتان را در جیب لباستان قرار می‌دهید ضربان قلبتان شدید و نامنظم می‌شود؟

آزمایشی در سال ۲۰۱۵ که بر روی ۶۹ نفر به عمل آمد نشان داد که همه این افراد در مواجهه با امواج الکترومغناطیسی عکس‌العمل نشان دادند و تعداد ضربان قلبشان افزایش یافت؛ این افزایش ضربان قلب دقیقاً به زمانی شبیه است که افراد دارای استرس ناشی از برخی عوامل مانند امتحان، کار، تصادفات و … دارند.

افزایش امکان ابتلا به سرطان به واسطه امواج وای فای
بحث سرطان ناشی از این امواج بسیار بحث بزرگ و پیچیده‌ای است که هنوز صد‌در‌صد ثابت نشده است اما آزمایشهایی بر روی گونه‌های مختلفی از حیوانات به عمل آمده که نشان می‌دهد، قرار گرفتن در معرض تشعشات وای‌فای می‌تواند امکان مبتلا شدن به سرطان را در آنها افزایش دهد البته مطالعات چندانی در این رابطه به عمل نیامده اما گزارشات از سرطانزا بودن این امواج خبر می‌دهند.

آزمایشی در سال گذشته نشان داد که یک دختر ۲۱ ساله بر اثر قرار گرفتن در معرض تشعشات وای‌فای دچار سرطان سینه شد؛ والدین این شخص اذعان داشته بودند که هیچگونه تجربه و سابقه‌ای در داشتن این سرطان نداشتند.

با تحقیقات بیشتر بر روی این شخص مبتلا به سرطان سینه مشخص شد که این شخص گوشی موبایل خود را در جیب واقع بر روی سینه خود قرار می‌داده که این سرطان نیز از همانجا رشد کرده و تمام بدن وی را فرا گرفته است.

کاهش تولید ماده ملاتونین در مغز و و ال ــ کارنیتین در عضلات و کبد
باید در نظر گرفت که راه‌هایی برای مقابله با این اشعات وجود دارد که البته تنها می‌تواند اثرات آنها را تا حدودی کاهش دهد اما نمی‌تواند به طور صد‌در‌صد اثرات آنها را خنثی کند؛ نخست اینکه امواج وای‌فای موجب کاهش تولید ماده ملاتونین در مغز می‌شود.

ملاتونین ماده‌ای است که توسط یک غذه کوچک در مغز تولید می‌شود و به تنظیم چرخه خواب و بیداری در بدن کمک می‌کند، مقداری از این ماده را می‌توان در برخی از مواد غذایی یافت لذا استفاده از غذاها یا موادی که دارای ملاتونین است می‌تواند تا حدودی از بروز این مشکل جلوگیری کند ضمن اینکه داروی شیمیایی ملاتونین در بازار نیز موجود است.

دیگر اثرات مخرب این اشعات کاهش تولید ماده «ال ــ کارنیتین» است؛ ال ــ کارنیتین ماده‌ای است که در بافت عضلات و کبد ساخته می‌شود و وظیفه اصلی آن در بدن، کمک به سوخت و ساز و تبدیل غذا به انرژی است که در برخی مواد غذایی و داروهای شیمیایی یافت می‌شود بنابراین استفاده از مواد غذایی یا داروهایی که دارای ماده ال ــ کارنیتین هستند می‌تواند از بروز این کاهش، جلوگیری کنند.

برخی از راه‌های مقابله با امواج وای‌فای
با وجود اینکه ملاتونین و ال ــ کارنیتین تا حدودی می‌تواند اثرات اشعات را کاهش دهد اما نمی‌تواند موجب رد شدن آنها از بدن شوند؛ با توجه به تعداد گوشیهای هوشمند و مودمهای روشن در اطراف خود، به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که این بمب باران امواج را نمی‌توان با مصرف دارو کنترل کرد.

پس با این وجود نمی‌توان موجب انسداد ورود این اشعات به بدن شد اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با انجام آنها تا حدودی اثرات مخرب و جبران‌ناپذیر آن را کنترل کرد؛ رعایت کردن سه نکته می‌تواند از خطرات و آثار مخرب این امواج را تا حدودی کاهش دهد.

نخست اینکه تا جایی که ممکن است گوشی هوشمند، لپ‌تاپ، تبلت و دیگر دستگاه‌های ارتباطی را نزدیک به بدن خود نگاه ندارید به‌خصوص در مواقعی که می‌خواهید بخوابید؛ دومین نکته این است که به هنگام خواب این وسایل به خصوص مودم خود را خاموش کنید و سوم اینکه از استفاده و نگاه داشتن مودم وای فای خود در اتاق خواب خود به شدت پرهیز کنید

اشتراک گذاری این مطلب!

تفاوت سحر و معجزه چیست؟

کار ساحر متکى به نیروى محدود انسانى است، و معجزه از قدرت بى پایان و لایزال الهى سرچشمه مى گیرد. لذا هر ساحرى کارهاى محدودى مى تواند انجام دهد، و اگر ماوراى آن را بخواهند، عاجز مى ماند، او تنها کارهائى را مى تواند انجام دهد که قبلاً روى آن تمرین داشته و بر آن مسلط است و از پیچ و خم آن آگاه، ولى در غیر آن به کلى عاجز و ناتوان خواهد بود در حالى که پیامبران چون از قدرت لا یزال خدا کمک مى گرفتند، قادر به انجام هر گونه خارق عادتى بودند، در زمین و آسمان و از هر نوع و هر قبیل . ساحر، هرگز نمى تواند خارق عادت را طبق پیشنهاد مردم انجام دهد، مگر این که : تصادفاً با کار او تطبیق کند (هر چند گاهى دوستان ناشناخته خود را تعلیم مى دهند که از وسط جمعیت برخیزند و پیشنهادهائى که قبلاً تعیین شده به صورت ابتدائى مطرح کنند) ولى، پیامبران بارها و بارها معجزات مهمى را که مردم حق طلب، به عنوان سند نبوت مى خواستند انجام مى دادند، همان گونه که در همین سرگذشت موسى(علیه السلام) نیز مشاهده خواهیم کرد.

 

از این گذشته، سحر چون یک کار انحرافى است و یک نوع خدعه و نیرنگ، طبعاً روحیاتى هماهنگ آن مى خواهد، و ساحران بدون استثناء، افرادى متقلب و خدعه گرند،که از مطالعه و بررسى روحیات و اعمالشان خیلى زود مى توان آنها را شناخت،در حالى که اخلاص،پاکى و درستى انبیاء، سندى است که با اعجاز آنها آمیخته و اثر آن را مضاعف مى کند . و شاید روى این جهات است که در قرآن مى خوانیم : وَ لایُفْلِحُ السّاحِرُ حَیْثُ أَتى : « ساحر هر کجا باشد و در هر شرائط و هر زمان رستگار نمى شود »(1)، و به قول معروف به زودى پته اش روى آب خواهد افتاد، چرا که نیرویش محدود است و افکار و صفاتش انحرافى . این موضوع، مخصوص ساحرانى نیست که به مبارزه با انبیاء برخاستند بلکه درباره ساحران به طور کلّى صادق است که آنها زود شناخته مى شوند و به پیروزى نمى رسند.(2)

پی نوشت
1. سوره طه، آیه 69.
2. تفسیر نمونه، جلد 13، صفحه 268.

اشتراک گذاری این مطلب!

اولین اقدام برای رفع نقص مادی و معنوی چیست؟؟؟

مؤمن در دنیا مشکل و سختی هم دارد؛ گاهی مریض می‌شود، گرفتار می‌شود، تصادف می‌کند. بالاخره انسان مؤمن با مشکلات درگیر می‌شود، اما اگر احساس کردی این مشکلات خیلی زیاد و طاقت‌فرسا شده است یا این مشکلات نباید این‌قدر تو را اذیت کند، احتمالاً از نمازت کم گذاشته‌ای. نمازت را درست کن؛ ان‌شاءالله مشکلات تو برطرف می‌شود.

در امور معنوی هم همین‌طور است. مؤمن گاهی دچار هوس گناه می‌شود، دچار وسوسه‌های شیطان می‌شود، مؤمن گاهی دچار خطا می‌شود. اما اگر دیدی خطاکاری‌هایت دارد تو را از گردونه خارج می‌کند، وضع معنویت دارد بد می‌شود، به حدی که دیگر با خدا ارتباط نداری، اولین کاری که باید بکنی این است که نمازت را درست کنی. به خودت بگو: «معلوم است که من دارم بد نماز می‌خوانم.»

حتماً دیده‌اید بعضی‌ها وقتی گرفتار می‌شوند، می‌گویند: «خدایا مگر من چکار کرده‌ام که این‌قدر باید بدبختی بکشم؟!» اگر کسی بخواهد این حرف را درست بگوید، باید بگوید: «خدایا مگر من بد نماز می‌خوانم که این‌قدر گرفتار می‌شوم؟!»

منبع: کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان

اشتراک گذاری این مطلب!

آیت الله جوادی آملی: صحبت با نامحرم در فضای مجازی


سوال با عرض ادب و احترام. صحبت کردن در فضای مجازی (اینترنت) {برای من که دختر هستم} با نامحرم ولی نه با نیت لذت و … اشکال دارد؟
مرجع تقلید: حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی (مدظله)
جواب دخترم بنده هم به شما پس از سلام و عرض ادب و احترام عرض میکنم:
ماهزینه زیادی داده ایم تا از چنگال بیگانه و نقشه های اهریمنی اش نجات پیدا کنیم:
1- خون دل های زیادی که انبیاء عظام (علیهم السلام) متحمل شدند،
2- خون دل های زیادی که ائمّه هدی (علیهم السلام) متحمل شدند،
3- خون دل های زیادی که پاکان، وارستگان، عفّت پیشگان و زنان محجّبه و باحجابان متحمل شدندّ
4- خون دل های زیادی که دانشمندان متّقی و عارفان بخدا پیوسته و مروجان معارف اهل البیت (علیهم السلام) متحمل شدند،
5- خون دل های زیادی که رزمندگان اسلام و شهدای والامقام (اعلی الله مقامهم الشریف) متحمل شدند،
6- احادیث زیادی که از اینگونه ارتباطها شدیداً نهی میکنند که برای آگاهی از بخش کمی از احادیث فرمائید:

دست دادن به نامحرم
1.. هر کس با نامحرم دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر به محشر وارد می‌شود و خداوند دستور می‌دهد که او را به آتش جهنم بیفکنند.
هزار سال حبس برای شوخی با نامحرم
2.. هر کس با نامحرم شوخی کند، در مقابل هر کلمه حرامی که به او گفته است، هزار سال حبس خواهد شد.
3.. هرکس با غیر همسر خویش شوخی و مزاح کند به اندازه هر کلمه ای که در دنیا سخن گفته باشد، خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ نگاه خواهد داشت.
در مورد نامحرم عفت داشته باشید تا به زنانتان تعرض نشود
.4. در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند.
نزول بلا و بدبختی و انحراف دل بخاطر گفتگوی بالذت با نامحرم
5.. آقا أمیرالمؤمنین علی (علیه ‌السلام): اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می‌سازد.
امام زمان (علیه السلام) از خلوتهایمان آگاه هست
6.. یکی از راویان می‌گوید در کوفه به زنی قرآن می‌آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه‌السلام) شتافتم، امام باقر علیه السلام فرمود: آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره‌ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود: تکرار نکن.
گفتگو با نامحرم از دام‌های شیطان
7.. امام باقر (علیه‌السلام): سخن گفتن با زن نامحرم، از دام‌های شیطان است.
بیش از پنج کلمه (در موضوعات ضروری) بانامحرم سخن گفته نشود
8.. امام صادق (علیه السلام) میفرماید: رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید.

همه و همه اجازه نمیدهند که نامحرمان ولو با لذت نباشد با یکدیگر در گپ و گفتگو باشند و با این حساب دلیلی برای چنین گفتگوهائی عقلاً و شرعاً مجاز نمیباشد، بنابراین زنان و دختران ما باید خود را از نامحرم حفظ کنند و گوهر عفّت خویش رایگان هدر ندهند. یاحقّ.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

«امر به معروف و نهی از منکر»

یکی از واجبات و فرایض بسیار مهم و بزرگ اسلامی که در قرآن و عترت بسیار بر آن تأکید شده است، فریضه «امر به معروف و نهی از منکر» است. افرادی که این فریضه‌ بزرگ الهی را ترک می‌کنند یا در برابر آن بی‌تفاوتند گناهکار محسوب می‌شوند و کیفری سخت و سنگین در انتظار آنهاست. امر به معروف و نهی از منکر به اتفاق فقهای اسلام واجب است و حتی اصل وجوب آن جزو ضروریات دین اسلام به شمار می‌آید.

حال ممکن است این سوال مطرح شود که به راستی علت وجوب این فریضه الهی چیست؟ بهترین راه برای دریافت این پاسخ رجوع به بیانات اهل‌بیت(ع) است. حضرت زهرا(س) درباره فلسفه وجوب امر به معروف می‏‌فرماید: «خداوند امر به معروف را به خاطر مصالح و منفعت عمومی و زندگی سراسر صلح و آرامش واجب کرد». در همین راستا، روایاتی وجود دارد که بیانگر اثرات امر به معروف و نهی از منکر در فرد و جامعه است: امام باقر(ع) فرمودند«إِنَّ الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ سَبِیلُ الْأَنْبِیَاءِ وَ مِنْهَاجُ الصُّلَحَاءِ فَرِیضَةٌ عَظِیمَةٌ بِهَا تُقَامُ الْفَرَائِضُ وَ تَأْمَنُ الْمَذَاهِبُ  وَ تَحِلُّ الْمَکَاسِبُ وَ تُرَدُّ الْمَظَالِمُ وَ تُعْمَرُ الْأَرْضُ وَ یُنْتَصَفُ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ یَسْتَقِیمُ الْأَمْرُ»،« امر به معروف و نهى از منکر راه و روش انبیا و شیوه صالحان و فریضه بزرگى است که دیگر فرایض به واسطه آن برپا مى‏‌شود، »راه‌ها امن و درآمدها حلال مى‏‌شود و حقوق پایمال شده به صاحبانش برمى‏‌گردد، زمین آباد و (بدون ظلم) حق از دشمنان گرفته مى‏‌شود و کارها نیز سامان مى‏‌پذیرد.این موضوع آنقدر مورد تأکید قرآن و عترت است که خداوند در چندین آیه از قرآن بر انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر تأکید می‌کنند. در سوره لقمان آیه 104 چنین آمده است: «یا بُنَیَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْکَرِ»« پسرم! نماز را بر پا دار و امر به معروف و نهی از منکر کن. »همچنین در سوره آل‌عمران آیه 104 به این موضوع اشاره شده است: «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَر»، «باید از میان شما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند.»

منبع:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/12/03/1334231/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%88%D9%81-%D9%88-%D9%86%D9%87%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%DA%A9%D8%B1?ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

خصلت ناپسندی که سوزان تر از آتش است !!!!

حکیم گفت: تهمت زدن به شخص پاک از آسمان ها سنگین تر است، حق گسترده تر از زمین است، دل قانع بى نیازتر از دریاست، حرص و حسد سوزان تر از آتش است، حاجت بردن به پیش خویشاوند هرگاه برآورده نشود سردتر از زمهریر است، دل کافر سخت تر از سنگ است و سخن چین هرگاه کارش آشکار شود خوارتر از یتیم است.  

گویند مردى به دنبال حکیمى هفتصد فرسنگ راه را پیمود تا از وى هفت کلمه بیاموزد. چون بر او وارد شد گفت: من خدمت شما آمدم تا از علمى که خدا به شما ارزانى کرده بهره ببرم پس از آسمان و آنچه سنگین تر از آن است، از زمین و آنچه از آن فراخ تر است، از سنگ و آنچه از آن سخت تر است، از آتش و آنچه از آن داغ تر است، از زمهریر و آنچه از آن سردتر است، از دریا و آنچه از آن غنى تر است و از یتیم و کسى که از او خوارتر باشد مرا خبر بده؟ 

 حکیم گفت: تهمت زدن به شخص پاک از آسمان ها سنگین تر است، حق گسترده تر از زمین است، دل قانع بى نیازتر از دریاست، حرص و حسد سوزان تر از آتش است، حاجت بردن به پیش خویشاوند هرگاه برآورده نشود سردتر از زمهریر است، دل کافر سخت تر از سنگ است و سخن چین هرگاه کارش آشکار شود خوارتر از یتیم است.
 منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/597353-%D8%AE%D8%B5%D9%84%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%BE%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%B3%D9%88%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%AA%D8%B4-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

اشتراک گذاری این مطلب!

این گونه تقوا و پرهیزگاری پیشه کنید.

حضرت امیر(ع) می فرمایند: ای بندگان خدا، تقوای الهی را این گونه رعایت کنید. مانند کسی باشید که تفکر در نعمت های خدا و نظام هستی قلب اش را به خود مشغول ساخته و ترس از عذاب الهی و گناهان بدنش را خسته کرده و شب زنده داری و عبادت خدا خواب را از چشمانش ربوده باشد. همچون کسی باشید که امید به رحمت خدا او را به روزه داری و تشنگی در روزهای گرم وا داشته و زهد و پرهیزگاری خواهش های نفس او را از بین برده باشد و زبانش همواره مشغول ذکر خدا باشد. [مانند کسی که] برای در امان ماندن از خطرهای قیامت، در دنیا به تکالیف خود عمل کرده و از غیر راه حق چشم پوشیده باشد و تنها صراط مستقیم که مورد رضای حق است قدم بردارد.ومانند کسی تقوا پیشه کنید که دامن همّت برای اطاعات خدا به کمر زده است و سخت تلاش می کند و در فاصله مرگ و زندگی چالاکانه راه می پوید و از ترس عذاب آخرت به درگاه خداوند استغفار می کند و در رفتن به عالم آخرت و عاقبت کارها به اندیشه می پردازد.

منبع:

http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3282/5137/46656/%D9%88%D8%B1%D8%B9-%D9%88-%D8%AA%D9%82%D9%88%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%A4%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86(%D8%B9)

اشتراک گذاری این مطلب!

خدا نکند انسان معصیت اجتماعی بکند!!

حضرت آیت الله بهجت رحمه الله علیه می‌فرمایند: «خدا نکند انسان معصیت کند و اگر کرد، خدا نکند معصیت اجتماعی بکند و اگر کرد خدا رحم بکند که اضلال مردم در آن باشد.»

و نیز فرمودند: «در قیامت که نامه عمل را به دست انسان می‌دهند، در نامه بعضی‌ها نوشته شده که فلان فرد را تو کشته‌ای. می‌گوید: خدایا، من کی او را کشتم؟ من کجا قاتل بودم؟ من اصلاً خبر ندارم که قاتلش چه کسی است.

در جواب می‌گویند: در فلان مجلس فلان کلمه را گفتی، این کلمه نقل شد به مجلس دیگری و از آن‌جا دوباره به مجلس دیگر که قاتل در آن مجلس بود، رسید و او این را شنید و رفت او را کشت و تو سبب این قتل شدی. این جور سببیت است که انسان باید احتیاط کند و حواسش را جمع کند. آیا کسی می‌تواند متوجه باشد که این کلمه‌اش به ده واسطه خرابکاری نکند؟ قهرا باید هر کاری که بالفعل برای خودش جایز می‌داند با طلب توفیق از خدا و طلب نجات از خدا آن را انجام دهد تا عواقبش چیزی نشود که برایش مسئولیت بیاورد.»

باری تقوای در رفتار و گفتار، تقوای در خانواده و جامعه، تقوای علمی و عملی، اخلاقی و معنوی حد و مرز ندارد و رعایت تقوا و ترک گناه در هیچ مرحله‌ای از انسان ساقط نیست بلکه برای هر کسی در شأن و مرتبه خودش لازم است و چنین است که آیت الله بهجت می‌فرمایند: «ترک معصیت در اعتقادات و اعمال و نماز اول وقت کافی و وافی است برای وصول به مقامات عالیه اگر چه هزار سال باشد.»

منبع:

https://nahad.qiau.ac.ir/index.aspx?key=docs&id=920

اشتراک گذاری این مطلب!

هفت چیز را از هفت گروه مخفی نگه دارید



 
امام ﻋَﻠﯽ (ع) در حدیثی در مورد اینکه انسان در برخی موارد باید کارهای خود را پنهان کند و کسی چیزی از آن متوجه نشود، فرمودند 7 چیز را از 7 گروه پنهان کنید.
 
1-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎلت ﻧﺰﻥ.
 
٢-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺳﻼﻣﺘﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ.
 
۳-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﻗﺪﺭﺕﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ.
 
۴-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ نکن.
 
۵-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩﯼﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻩﻧﻤﺎﯾﯽ نکن.
 
۶-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯽﺑﭽﻪ، ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ.
 
7-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﯾتیم، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ.
 
 
منبع

:ﺗﺤﻒ ﺍﻟﻌﻘﻮﻝ، ص167

اشتراک گذاری این مطلب!

خداوند متعال از مرحمت خود،‌غفلت را به بشر داد.

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: اینها راه‌ها و کارها را بسیار زیبا درست کرده اند و مرتبا می‌خواهند به شیعیان مفت بدهند تا بخورند. اگر کمی گفته‌اند کار کنید برای آن است که اگر هیچ نمی‌گفتند، مردم می‌گفتند لقمه را هم بگیرید و به دهان مان بگذارید. کمی کار و غفلت لازم است. غفلتی که از جانب آنها و از سفره‌ی آنها باشد. آنها کمی غفلت می‌دهند.
پیغمبری گفت خدایا غفلت را از مردم بردار و خدا هم برداشت. آنها یک کفن برداشتند و یک قبر کندند و سر آن نشستند. آیا امشب می خمیرند یا فردا شب می‌میرند؟ و نمی‌مردند. شکم‌ها گرسنه بود، خدا نصیب نکند. ببین تهران چه خبر خواهد بود، اگر هر کس یک کفن کول بگیرد. چون غفلت نداشتند و می‌گفتند بیخود کجا برویم؟ ما که باید بمیریم، همین جا هستیم. قبرها را کنده بودند و لب آن نشسته بودند. این را آن پیغمبر پیشنهاد داده بود تا اینکه خداوند دوباره غفلت را به آنها پس داد و آنها گفتند پاشوید. حالا کو تا مردن! بلند شدند و به بیابان زدند. این از لطف خداوند است. تمام زمین و آسمان راکد شد، ملائکه هم دیگر عبادت نکردند. چون دیدند آنها نشسته‌اند در فکر رفتند که چرا اینها هیچ‌کاری نمی‌کنند؟ مگر آنها از ما بهترند یا مگر خون ما از اینها رنگین‌تر است و … شاید ملائکه را هم راکد کردند. زیرا خداوند فرموده بود و غفلت را گرفته بود
خداوند متعال از مرحمت خود،‌غفلت را به بشر داد. ملائکه غفلت ندارند، اما جوری هم نیستند که قبر بکنند زیرا جسم طبیعی ندارند. آنها روح پاکند و همان تسبیحی که به آنها یاد داده‌اند ایستاده‌اند و همان را می گیوند. آن ملکی که سبحان‌الله می‌گوید فقط همین را می‌گیود، دومی را ندارد. چون غفلت ندارد و نمی‌خواهد درجه دیگری از آن بالاتر پیدا کند. تا زنده است همین است. همین آب و همین کوزه. همه‌اش هم زیباست و تسبیح خداست. خدا روزی کند آنچه آنها دارند به ما هم بدهد. آن که سجده می کند، فقط سجده است. آن دیگری رکوع است، فقط رکوع. آنها که صاف ایستاده‌اندفقط از روزی که آفریده شده‌اند همین طور صاف ایستاده‌اند تا روز قیامت. درجه و مقام و تغییر ندارند. زیرا مطلب روشن است و مجهولی ندارند تا وقتی برطرف شد عوض شود. آنها در حدِّ خود مجهولات ندارد. ولی مومن، هم همه جا دست دارد و هم همه جا غفلت دارد. راهش خیلی بزرگ است و به همین خاطر است که از ملک بالاتر می‌رود. غفلت دارد و طبیعت دارد. مرتبا جا عوض می‌کند و تا غافل می‌شود می گوید استغفرالله. دیدی باز خوابم برد؟

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 201
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

اشتراک گذاری این مطلب!

مسأله حیاء نقش زیربنایی دارد

«حیاء» زیربنای دین‎داری

ما قاصر هستیم، در یک حد، دین را می‎شناسیم امّا سطحی نگریم، گاهی ممکن است نتوانیم ابعاد یک فعل را از نظر مفاسدش ادراک کنیم. آن کسی که خالق من و تو است خیلی خوب می‎فهمد که اگر این کار از من سر بزند برای من یا جامعه من چه نقش تخریبی‎ای دارد. لذا آن کار را تحریم می‎کند که نباید این کار انجام شود یا عملی را واجب می‎کند که باید این کار انجام شود.

اینجا است که مسأله حیاء مطرح می‎شود، چون اصلاً نقش حیاء این است که از عمل قبیح و زشت بازدارندگی می‎کند. دقت کنید که مسأله حیاء نقش زیربنایی دارد، این‎طور نیست که یک امر سطحی باشد.

اثر ترویج بی حیایی توسط فرهنگ‎سازان جامعه

برخی فهمیده یا نفهمیده سطح حیاء را پایین آوردند. یکی از مشکلات اساسی جامعه ما ترویج بی‎حیایی است یعنی دارند قُبح اعمال قبیحه را در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری می‎شکنند. همان کسانی که فضای پنجم در جامعه را می‎سازند، یعنی فضایی که حاکم بر آن چهار محیط خانوادگی و آموزشی و رفاقتی و شغلی است. هرچه در آن چهار محیط می‎بافند، این افراد باز می‎کنند. پدر و مادر، مدرسه بچه را درست می‎کنند امّا آن فضاسازان که فضای حاکم بر سطح کل جامعه را می‎سازند، می‎آیند با ترویج بی‎حیایی بچه را تخریب می‎کنند. قُبح قبیح را از بین می‎برند. یعنی در یک محیط متشرّعانه یک سنخ‎ هستند که قبح اعمال قبیح را از نظر گفتاری، رفتاری و دیداری‎ از بین می‎برند.

منبع:

 متن دروس اخلاق > آیت الله مجتبی تهرانی(ره) > آثار مخرب ترویج بی حیایی 

اشتراک گذاری این مطلب!

مسأله حیاء نقش زیربنایی دارد

«حیاء» زیربنای دین‎داری

ما قاصر هستیم، در یک حد، دین را می‎شناسیم امّا سطحی نگریم، گاهی ممکن است نتوانیم ابعاد یک فعل را از نظر مفاسدش ادراک کنیم. آن کسی که خالق من و تو است خیلی خوب می‎فهمد که اگر این کار از من سر بزند برای من یا جامعه من چه نقش تخریبی‎ای دارد. لذا آن کار را تحریم می‎کند که نباید این کار انجام شود یا عملی را واجب می‎کند که باید این کار انجام شود.

اینجا است که مسأله حیاء مطرح می‎شود، چون اصلاً نقش حیاء این است که از عمل قبیح و زشت بازدارندگی می‎کند. دقت کنید که مسأله حیاء نقش زیربنایی دارد، این‎طور نیست که یک امر سطحی باشد.

اثر ترویج بی حیایی توسط فرهنگ‎سازان جامعه

برخی فهمیده یا نفهمیده سطح حیاء را پایین آوردند. یکی از مشکلات اساسی جامعه ما ترویج بی‎حیایی است یعنی دارند قُبح اعمال قبیحه را در سه رابطه دیداری، گفتاری و رفتاری می‎شکنند. همان کسانی که فضای پنجم در جامعه را می‎سازند، یعنی فضایی که حاکم بر آن چهار محیط خانوادگی و آموزشی و رفاقتی و شغلی است. هرچه در آن چهار محیط می‎بافند، این افراد باز می‎کنند. پدر و مادر، مدرسه بچه را درست می‎کنند امّا آن فضاسازان که فضای حاکم بر سطح کل جامعه را می‎سازند، می‎آیند با ترویج بی‎حیایی بچه را تخریب می‎کنند. قُبح قبیح را از بین می‎برند. یعنی در یک محیط متشرّعانه یک سنخ‎ هستند که قبح اعمال قبیح را از نظر گفتاری، رفتاری و دیداری‎ از بین می‎برند.

منبع:

 متن دروس اخلاق > آیت الله مجتبی تهرانی(ره) > آثار مخرب ترویج بی حیایی 

اشتراک گذاری این مطلب!

او گرسنه است و چشمش به غذا است

 

دل‌های بیمار

شاید تجربه کرده باشید، اگر سگی گرسنه رو به شما آورد و همراهتان نان یا گوشت باشد، آیا به گفتن چخ رد می‌شود؟! چوب هم بلند کنی فایده ندارد او گرسنه است و چشمش به غذا است. چوبش هم بزنند فایده ندارد و دست بردار نیست. اما اگر هیچ همراه نداشته باشی، با آن شامه‌ی قوی که دارد چون می‌فهمد چیزی نداری تا گفتی چخ فوراً می‌رود.

دل شما نیز مورد نظر شیطان است، نگاهی به دل می‌کند، اگر آذوقه‌ی او مانند حب مال و زر و زیور و شهرت و مقام و حسادت و بخل و … در آن باشد می‌بیند به‌به! چه جای خوبی برای او است، همانجا متمرکز می‌شود. اگر صدهزار بار هم «اعوذُ بالله مِن الشّیطانِ الرَّجیم» بگویی به این چخ‌ها رد نمی‌شود، چون این دشمن خیلی سرسخت است.”ان الشیطان “بلی اگر طعمه‌اش را دور کردی، آنگاه می‌بیند وسیله‌ی ماندن ندارد و با یک استعاذه فرار می‌کند.

منبع:

 آیت‌الله دستغیب، استعاذه، ص58

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه بفهمیم عاقبت به خیر می‌شویم یا نه؟

 

درایه 71 سوره مریم،آمده؛:

وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً ” ، ” ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فیها جِثِیّاً “

 

” هیچ کس از شما نیست ، مگر آنکه وارد دوزخ شود ؛ این حکم حتمی پروردگار توست ” ، ” سپس افرادی را که با تقوا بوده اند ، نجات می دهیم و ستمکاران را که به زانو درآمده اند ، در آن رها می کنیم “.

نظرات درباره کلمه (واردها) متفاوت است:

 علامه طباطبایی میفرمایند: با اینکه از عبارت آیه بعد که می‌فرماید: «ونذر الظالمین فیها جثیا»، ورود به معنای دخول فهمیده می‌شود اما «نجات متقین از آتش مستلزم این نیست كه داخل آتش شده باشند، زیرا نجات همانطور كه با انقاذ شخص داخل مهلكه صادق است، با دور كردنش از مهلكه نیز صادق است، و اگر كسى را كه مشرف به هلاكت شده از هلاكت دور كنیم او را نیز نجات داده ایم… پس حق مطلب این است كه ورود بر بیش از حضور و اشراف (البته اختیارى ) دلالت ندارد… و معناى این دو آیه چنین است كه : هیچ یك از شما - متقیان و ظالمان - نیست، مگر آنكه به زودى در لبه و پرتگاه آتش قرار مى‌گیرید.» .

ترجمه تفسیر المیزان،ج۱۴، ص 126-125.

صادق آل محمد(علیه‌السلام) می‌فرماید: صراط در دنیا عبارتست از امامى كه اطاعتش بر خلق واجب شده، و اما صراط در آخرت، پلى است كه بر روى جهنم زده شده ، هر كس در دنیا از صراط دنیا به‌ درستى رد شود، یعنى امام خود را بشناسد، و او را اطاعت كند، در آخرت نیز از پل آخرت به آسانى مى گذرد و كسی كه در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم قدمش بر پل آخرت مى لغزد، و به درون جهنم سقوط مى كند

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148238892072689

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بهره‌گیری از عمر در راه خدمت به مردم...

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در سخنان خود گفته است:  وقف یعنی از خودت بکن و به جامعه تحویل بده. من که خانه‌ام را وقف می‌کنم یعنی خانه برای من بود. وقتی می‌گویم: وقف یعنی از خودم کندم برای امت.دلیل وقف و راه وقف و موانع و تذکرات.

اما دلیل، دلیل وقف.عمر کوتاه است. عمر طبیعی هم که هفتاد، هشتاد سال است هم کوتاه است. چیزی نیست. حالا بگذریم که گاهی وقت‌ها «بَغْتَة» هست. در قرآن چهارده مرتبه گفته: «بَغْتَة» یعنی آدم فکر می‌کند، آدم قبرستان که می‌رود عکس جوان‌ها گاهی بیش از عکس پیرمردهاست. اینطور هم نیست که آدم بداند تا کی هست.

آخر بعضی می‌گویند: باشد بعد. خوب باشد بعد شما می‌دانی بعدش کی است؟ آخرش کی است؟ ببینید چیزهای معروف، مثلاً یک خط مستقیم می‌کشیم، می‌گوییم: این راه مستقیم است. حالا فعلاً ما جوان هستیم. بگذار خوش باشیم. صفا کنیم، حالا کج هم شدیم، شدیم. بگذار کج شویم. هان، کج شویم. آخر عمر برمی‌گردیم، توبه می‌کنیم و آدم خوبی می‌شویم. یک چنین مثلثی در ذهنش هست که راه مستقیم این است ولی حالا بگذار یک خرده ما پشتمان را ببندیم و پول‌هایمان را جمع کنیم. زندگی را سر و سامان بدهیم، کج هم شدیم، شدیم.

با دروغ و کم فروشی و اختلاس، پیر که بشویم، برمی‌گردیم. این مثلث دو سه اشکال هندسی دارد. یکی اینکه خط مستقیم صاف است، وقتی کج می‌شوی بالا نمی‌روی. وقتی کج شوی، پایین می‌آیی. دوم اینکه آخر خط معلوم است کجاست. آدم نگاه به آخر می‌کند، تا دید دو سال دیگر بیشتر زنده نیست سریع برمی‌گردد.

شما آخر عمرت کی است؟ من آخر عمرم کی است؟ شما بنویس به من بده که شما تا نود سالگی هستی، من هم زیرش می‌نویسم که 85 سال برو خوش باش. نمی‌دانم تا کی هستم؟ آخر خط معلوم است. می‌شود سر و ته کرد. آخر عمر معلوم نیست کی است.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148160928095547

اشتراک گذاری این مطلب!

نگاه ویژه امام خمینی به معلولین،: انسانیت به روح است نه به جسم!!!

از نظر حضرت امام(ره) جوهر و ذات انسان روح و نقس ناطقه اوست که در صورت قوّت آن، باکی از ضعف و معلولیت جسمانی نیست.
نگاه ویژه امام خمینی به معلولین، انسانیت به روح است نه به جسم

بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی ده درصد جمعیت جهان را معلولین جسمی-حرکتی تشکیل می دهند. این آمار در کشور عزیزمان ایران به دلیل وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله درصد بالاتری را به خود اختصاص داده است. جوانان ایثارگر این مرز و بوم در برهه ای از تاریخ از جان خود سرمایه گذاشتند و جمع کثیری از آنان به جامعه معلولین پیوستد.

 وظیفه ای که بنیان گذار انقلاب  امام خمینی (س)، در دیدار با جامعه معلولان ایران بر آن تاکید کرده اند.

اما جنبه مهم تری که نباید از خاطر دور داشت توجه به عوامل روحی – روانی است که در سلامت جامعه معلولان بسیار اثر گذار است. از نظر حضرت امام(س) انسان موجودی است که هم دارای بعد جسمانی است و هم ساحت روحانی دارد. آنچه نقش بسزایی در ساخت شخصیت انسان دارد بعد روحانی اوست. به ویژه که بسیاری از آنکه به جسم نسبت دهند به روح منتسب می دانند و مصیبت بزرگ را معلولیت روح می دانند که به مراتب افراد بیشتری در جامعه با آن درگیر هستند. از نظر ایشان لُبّ انسان روح و نقس ناطقه اوست که در صورت قوّت آن، باکی از ضعف و معلولیت جسمانی نیست. امام در تایید دیدگاه خود به شماری از علما و دانشمندان جهان اشاره دارند که معلولیت جسانی داشته اند، اما این معلولیت مانع رشد آنان در زندگی نبوده است.

 در ذیل متن کامل سخنان حضرت امام که در جمع اعضاى جامعه معلولین ایران در تاریخ 57/12/7 و به فاصله کمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان فرموده اند، آورده شده است:

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من از شما آقایان که نماینده جامعه معلولین هستید تشکر مى‏کنم. خداوند ان شاء اللَّه شماها را سلامت بدارد. خداوند شفاى عاجل به شما عنایت فرماید. باید بدانند جامعه معلولین که انسان داراى روحى است و جسمى. آنکه انسان به او انسان است، روح انسان است نه جسم انسان. دعا کنید که آنهایى که روحشان معلول است، آنها شفا پیدا کنند. و دعا کنید که شما جامعه معلولین جسمى، معلولین روحى نباشید. اگر روح شما سالم باشد و روح شما آزاد و قوى باشد، چه باک که دست یا پاى انسان معلول باشد. دست و پاى انسان مناط انسانیت نیست. این قشر [پوسته و ظاهر] است؛ لُبِّ [جوهر و ذات] انسان روح انسان است، نفس ناطقه انسان است. وقتى نفس ناطقه انسان قوى شد، باکى از این نیست که جسمش علیل باشد. انسان به روح، انسان است. ما در نوابغ عالم داشتیم اشخاصى که نابینا بودند ولى نابغه بودند. اشخاصى که معلول بودند ولى از علما و نوابغ بودند، از فلاسفه بودند. شما هیچ غم نداشته باشید که [از] یک پا یا یک دست یا چشم معلول هستید. شما امیدوارم که در این جامعه به واسطه قوّت روحى که دارید و به واسطه سلامت روح که دارید، در این جامعه سرفراز و سربلند باشید.

امیدوارم خداوند شما را حفظ کند. و شما هم که در این نهضت شریک بودید و هستید و برادران ما هستید، خداوند همه شما را شفا بدهد؛ و روح شما که فوق جسم است و انسانیتتان به روح است، با سلامت و سعادت باشد.

و السلام علیکم‏

منبع:

(صحیفه امام، ج‏6، ص: 246 و 247)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/n2978/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9_%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86__%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%86%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%AC%D8%B3%D9%85

اشتراک گذاری این مطلب!

اصول سه گانه حاکم بر روابط ادیان و مذاهب از نگاه اسلام

حجت الاسلام و المسلمین احمد مبلغی رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی و عضو مجلس خبرگان رهبری روز گذشته در دیدار با هیئتی از اندیشمندان اندونزیایی، به موضوع ارتباط و تعامل پیروان ادیان و مذاهب پرداخت و سه اصل حاکم بر روابط ادیان و مذاهب از نگاه اسلام را برشمرد.

اکراه ناپذیری دین و مذهب

مبلغی با بیان این که اصل اول حاکم بر روابط ادبان و مذاهب، اکراه ناپذیری دینی است، گفت: براساس اصل اکراه ناپذیری در اسلام (که قرآنی است) کسی نباید دیگری را به پذیرش یا ترک یک دین یا مذهب وادار کند. البته هر شخصی که ایمان می آورد و یک دین و مذهبی را قبول می کند باید در برابر خدای خود، مسئول و پاسخگو باشد.

انجام مشترکات رفتاری بر پایه مشترکات دینی

وی بیان داشت: اصل دوم در اسلام ضرورت عمل مشترک اتباع ادیان الهی در چارچوب مشترکات فیمابین خود است؛ به این معنی که سلسله ای از رفتارهای مشترک را در قالب رابطه ای تکمیل کننده بر اساس مشترکات دینی به انجام برسانند.

تبدیل اختلاف ها به فرصت و عرصه ای برای مسابقه در خیرات

رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی با بیان این که سومین اصل دینی این است که اختلافات و تفاوت های مذاهب و ادیان نباید مجالی برای رویارویی و درگیری باشد، گفت: اتباع ادیان و مذاهب باید تفاوت های دینی و مذهبی را زمینه ای برای مسابقه با یکدیگر در انجام امور خیر و نیکوکاری قرار دهند که قرآن از آن به «فاستبقوا الخیرات» یاد کرده است. جهت دادن به اختلافات به سمت مسابقه در خیر از این آیه استفاده می شود زیرا خطاب آیه به مسلمانان فقط نیست بلکه به اتباع ادیان (دارندگان شرعه و منهاج) است. مبلغی خاطرنشان ساخت: مسابقه یک امر انسانی و خیرات هم یک امر قابل فهم برای بشر است؛ نتیجه این می شود که اتباع ادیان هر یک اهدافی دارند که ذیل عنوان خیر جای می گیرند، بنابراین باید بکوشند انواع خیرات را محقق کنند. وی گفت از اینجا به دست می آید که ادیان و مذاهب بین دو سنخ مشترکات هستند؛ یکی مشترکات دینی است که رفتارهای مشترک را می طلبد و دیگری “اهداف خیر” است که می تواند به مثابه حاصل مسابقه ای باشد که معنی دهنده به این مسابقه، تفاوت ها و اختلاف های دینی و مذهبی میان آن هاست. عضو مجلس خبرگان رهبری با اشاره به سخنان هیأت اندونزیایی که در ارتباط با فعالیت و حقوق پیروان ادیان و مذاهب در ایران تحقیقات زیادی انجام داده اند،گفت: ما معتقدیم به کار بردن اصطلاح «اقلیت و اکثریت» برای پیروان مذاهب که به عنوان اجزاء امت اسلامی هستند، صحیح نیست. چرا که هر مذهب جزئی از امت اسلامی است و تقسیم اجزاء امت به اقلیت و اکثریت در اسلام امر غریب و نا آشنایی است. اسلام این اصطلاح را نمی‌پسندد زیرا مایه انشقاق و اختلاف است.

دانشگاه مذاهب اسلامی مصداق عینی صدق توجه ایران به مذاهب اسلامی است

وی در بخش دیگری از سخنان خود وجود دانشگاه مذاهب اسلامی را نمونه بارز و مصداق عینی توجه جمهوری اسلامی ایران به رابطه درست و همزیستانه مذاهب اسلامی عنوان کرد و بیان داشت: دانشگاه مذاهب اسلامی تنها دانشگاهی است که روی کره خاکی نام مذاهب اسلامی را یدک می‌کشد و نمادی از همزیستی اسلامی است و این حکایت می‌کند که ایران همه مذاهب اسلامی را به رسمیت می‌شناسد و این صدق نگاه جمهوری اسلامی ایران به روابط شیعه و سنی است که در این دانشگاه تبلور یافته است. در ابتدای این دیدار “ابومسلم خولانی” کارشناس مطالعات تطبیقی در وزارت امور دینی نیز در خصوص فعالیت بهاییت در اندونزی اشاره کرد و یکی از دلایل حضور در ایران برای تحقیق در این رابطه دانست و افزود: قبل از حضور در ایران، اطلاعات اندکی از اقلیت های ایران داشتم اما چیزی که در این سفر موجب دلگرمی ما شد، این بود که صحبت‌های علما، دولتمردان و مردم با هم تفاوتی نداشت. وی گفت: از نظر من باعث تاسف است که در اندونزی اطلاعات نادرست در مورد ایران وجود دارد. اما از اینکه این فرصت در ایران بیش آمد خدا را شاکریم و موقع برگشت حتما از این بیشرفت‌ها و تعامل و زندگی خوب پیروان ادیان و مذاهب در ایران گزارش خواهیم داد.

منبع:

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/19/1235520/%D8%A7%D8%B5%D9%88%D9%84-%D8%B3%D9%87-%DA%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AD%D8%A7%DA%A9%D9%85-%D8%A8%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%85%D8%B0%D8%A7%D9%87%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85?ref=shahrekhabar

اشتراک گذاری این مطلب!

یک مسافراز نگاه امام حسن (ع)...


وجود نازنين امام حسن (ع)به همه ما مي‌گويد: شما مسافر هستيد. مسافر هميشه حواسش به ساك سفرش هست. مسافر به مسافرخانه دل نمي‌بندد. كسي از امام حسن سؤال كرد: آقا جان! چرا ما از مرگ مي‌ترسيم؟ حضرت فرمودند: معمولاً كسي بخواهد از خانه‌ي خراب به خانه آباد برود، خوشحال است. برعكس شود، ناراحت است. حضرت فرمودند: چون شما دنيايتان را خيلي آباد كرديد، آخرتتان را خيلي خراب كرديد، از انتقال از خانه آباد به خانه خراب ناراحت هستيد. پدر بزرگوارشان فرمودند: دو چيز را فراموش نكن، خدا و مرگ را فراموش نكن. دو چيز را هم فراموش كن كه در وجود امام حسن خيلي قشنگ است. يكي بدي كه ديگران به تو كردند، را فراموش كن. يكي هم خوبي كه تو به ديگران كردي. اين را هم فراموش كن كه منت نگذاري. بدي‌هاي ديگران را فراموش كن، به رويشان نياوري، خوبي‌هاي خودت را فراموش كن، منت نگذاري.

منبع:http://www.farhangnews.ir/content/81846

اشتراک گذاری این مطلب!

یاد مرگ از منظر امام سجاد...

 

در روایتی از امام سجاد (علیه السلام) نقل شده است که آن حضرت هر روز جمعه مردم را موعظه می کرده و از آن جمله می فرمودند: ای فرزند آدم از مرگ غافل مباش، به همین زودی قبض روح خواهی شد، و به منزلی منتقل می شوی، روح به تو باز گردانده می شود و دو فرشته منکر و نکیر برای سئوال بر تو وارد می شوند، و اول چیزی که می پرسند از پروردگار تو است، آنگاه از پیامبری که به سوی تو فرستاده شده است، و از دینی که پذیرفته ای، و از کتابی که تلاوت می کردی، و از امامی که ولایت او را قبول کرده بودی، آنگاه از عمرت می پرسند که در چه راهی آن را فانی کردی و از مال و ثروت که از کجا کسب نموده و در چه راهی مصرف نمودی؟

منبع:
بحار الانوار، ج 6، ص 223، باب احوال برزخ، حدیث24

برگرفته از سایت

http://www.hawzah.net/fa/Article/View/92045/%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B3%D8%AC%D8%A7%D8%AF-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87%C2%AD%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85

اشتراک گذاری این مطلب!

می خواهید در نماز حضور قلب داشته باشید؟!


نمازی که انسان را به معراج می برد، انسان را ترقی می دهد، نماز با حضور قلب است.

اگر می خواهید در نماز حضور قلب داشته باشید، به این توصیه گوش کنید:

« هر وقت می خواهید نماز بخوانید، خیال کنید که این آخرین نماز شماست». در حدیث هم آمده که امام

چهام، حضرت سجاد(علیه السلام)، هرگاه مشغول نماز می شدند، نمازشان«صلاة مودع»بود، یعنی نماز وداع بجای می

آوردند، طوری نماز می خواندند که گویی این آخرین نمازشان است…

منبع:

مشاهده شده در کتاب موعظه خوبان/سید علیرضا ادیانی و حسین ترابی/ص 216

اشتراک گذاری این مطلب!

نتیجه نترسیدن از خدا...

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:« عده ای مرتکب گناه شدند و از کارشان ترسان و بیمناک شدند.

گروهی دیگر پرسیدند شما را چه شده است؟ آنان گفتند: ما مرتکب گناه شدیم، ولی از گناهان می ترسیم.

آنان گفتند ما حاضریم گناه شما را به گردن بگیریم». خداوند متعال در این باره فرمود:«آنها از من می

ترسند و شما بر من جری می شوید؟ پس خداوند بر آنان عذاب فرستاد…

منبع:

کتاب متن و ترجمه جهاد بانفس از کتاب وسائل الشیعه شیخ حر عاملی،ص86

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا از خدا نمی ترسی؟؟؟

حاج محمداهل امربه معروف و نهی از منکر بود.یعنی همیشه سعی در ارشادو راهنمایی دیگران داشت بخصوص در مورد نزدیکانش یادم میاید یکبار من خیلی را حت در یک مجلس مهمانی شروع کردم به غیبت کسی.وقتی از مجلس برمی گشتیم محمد گفت:«می دانی غیبت کردی. حالا باید برویم در خانه شان وتو بگویی این حرفهارا پشت سرش زده ای.»

گفتم: «اینطور که ابرویم می رود»

گفت:«تو که از بنده خدا اینقد میترسی و خجالت میکشی چرا از خدانمیترسی»

این حرفش باعث شدمن دیگر نه غیبت کننده باشم ونه شنونده غیبت.

منبع:

(شهید محمد گرامی/رسم خوبان.ج30.ص73)

اشتراک گذاری این مطلب!

​ضرورت توبه در جوانی اززبان شهید مطهری

تا زمانی که جوان هستیم باید توبه کنیم. نگوییم که وقت زیاد داریم، چرا که هر چه دیرتر شود دیگر امکانش سخت‌تر می‌شود. دل یک جوان برای توبه‌کردن خیلی آماده‌تر از یک انسان پیر است.

استاد شهید مطهری درباره اهمیت توبه در ایام جوانی می‌گوید:

فردی خدمت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) آمد و گفت که یا امیر مرا نصیحت کن، حضرت نصایح زیادی کرد که برخی از مهمترین آنها اینگونه بود: از آن کسانی نباش که امید به آخرت دارند اما می‌خواهند به آخرت بدون علم برسند.

خیلی از ما اینطور هستیم، فکر می‌کنیم حب اهل بیت و علی (علیه السلام) برایمان کافی است،‌ اما حب‌مان هم واقعی نیست یعنی همین وابستگی ظاهری داریم و خیال می‌کنیم که کفایت می‌کند، حضرت علی(علیه السلام) به چنین انتصابات دروغکی احتیاج ندارد ما هم سیاهی لشکر هستیم و خیال می‌کنیم که کافی است. حضرت علی(علیه السلام) می‌فرمایند که چنین چیزی دروغی است.

بنابراین اگر این حب ما را به عمل بکشاند، بدان این حب واقعی و راستین است اگر حب به امام حسین(علیه السلام) واقعی باشد ما را به عمل می کشاند اگر نه فریب شیطان است.

توصیه دیگر علی(علیه السلام) هم این بود که از کسانی نباش که احساس توبه را در درون خود دارند اما مدام می‌گویند که دیر نمی‌شود، وقت باقی است از آن دیر نمی‌شود‌ها نباش! اگر من و تو هم برویم حضرت علی(علیه السلام) بیاید و خدمتش برسیم و بگوییم که ما را نصیحت کنند، همین جملات را به ما می‌گویند.

بنابراین تا زمانی که جوان هستیم باید توبه کنیم، نگوییم ما تازه بیست سالمان است وقت توبه باقی است ، عجیب است که گاهی کهن سال‌هایی را می‌بینیم که وقتی جوانی را در حال ذکر و توبه می‌بینند می‌گویند که هنوز وقت این حرف‌ها نیست و تو جوان هستی! اتفاقا دوران جوانی وقت توبه است یک شاخه را اوایل که هنوز تازه است می‌توان صاف کرد هر چه بزرگتر شود دیگر امکانش سخت تر است، چه کسی گفته که این جوان ممکن است به پیری برسد یا در دوران پیری بتواند توبه کند؟

بنابراین تا جوان هستیم می‌گوییم جوانیم و وقت هست، میان سالی هم می‌گوییم خیلی وقت داریم زمانی هم که پیر می‌شویم از همه قدرت‌ها می‌افتیم و نیروهایمان از ما گرفته می‌شود و دیگر وقت توبه نیست، نمی‌دانیم که اشتباه کرده‌ایم آن وقت هم خیلی‌ها نمی‌توانند توبه کنند، دیگر حال توبه ندارند آن قدر زیر بار معاصی کمر خم کرده‌اند که دل حاضر برای توبه نیست . بنابراین دل یک جوان برای توبه کردن خیلی آماده‌تر از دل یک انسان پیر است.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

مردم دلشان را به خنده‌های دولت آمریکا خوش نکنند...!



حاج رضا پوراحمد در ارتباط با غارت دو میلیارد از اموال دولت جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکا گفت: آمریکا دولتی فریب‌ کار است و مردم نباید دلشان را به خنده‌های این دولت خوش کنند.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ حاج رضا پوراحمد از پیشکسوتان عرصه ستایشگری اهل بیت (علیه السلام)، در گفت‌وگو با خبرنگار بسیج مداحان در ارتباط با غارت دو میلیارد دلار از اموال ایران توسط دولت آمریکا در دوران پسابرجام اظهار داشت: آمریکا غارتگر جهانی است و نمی‌شود به این شیطان بزرگ اعتماد کرد.

این مداح اهل بیت (علیه السلام) افزود: آمریکا به هیچ یک از قوانین بین المللی پایبند نیست و مسئولان ما باید توجه داشته باشند که طبق فرمایشات مقام معظم رهبری هیچ گونه اعتمادی به آمریکا نکنند و پیگیر حق و حقوق مردم ایران از دولت آمریکا باشند.

جامعه مداحان مانند کوه پشت رهبر معظم انقلاب ایستاده‌‌اند

وی با تأکید بر اینکه جامعه مداحان اهل بیت (علیه السلام) سکوت نمی‌کنند عنوان کرد: دشمنان جمهوری اسلامی ایران و حتی برخی از مسئولان داخلی باید این مسئله را بدانند که مداحان همانند کوه پشت رهبر معظم انقلاب ایستاده‌اند و از فرمایشات ایشان دفاع می‌کنند.

حاج رضا پوراحمد در پاسخ به این سؤال که چرا دولت آمریکا در 30 سال گذشته که صحبتی از صلح و مذاکره نبود، جرأت چنین غارتی را نداشت؟ گفت: آمریکا همیشه مردم را فریب داده است. دولت آمریکا نه تنها حرمت مردم ایران، بلکه حرمت مردم بیشتر کشورها را رعایت نکرده است و این امری طبیعی به حساب می‌آید.

مردم دلشان را به خنده‌های آمریکا خوش نکنند

پیشکسوت ستایشگری خاندان عصمت و طهارت خطاب به مردم شریف ایران یادآور شد: مردم ما هم دلشان را به لبخندهای آمریکا خوش نکنند و در یک کلام بگویم که آمریکا جهانخوار است. امام خمینی (ره) هم فرمودند «اگر یک قدم به عقب بردارید، آمریکا شما را له می‌کند».

وی در بخش دیگری از اظهارات خود در ارتباط با تاثیر آراسته یک مداح در جذب جوانان بیان داشت: مداح باید آن طور که مورد رضای اهل بیت (علیه السلام) است عمل کند. ستایشگر اهل بیت (علیه السلام) باید در پوشش، ظاهر و سایر موارد از خود اهل بیت (علیه السلام) پیروی کنند و بنده خوب خدا باشد

منبع:

شبکه اطلاع رسانی دانا

April 30 2016 - ۱۳۹۵ شنبه ۱۱ ارديبهشت

اشتراک گذاری این مطلب!

قدر شناس که باشی فرقی نمی کند در چه مقامی هستی...!

 

 

آدمها موجودات عجيبي هستند، وقتي چيزي را ندارند در حسرت داشتن آن، شب و روز نمي‌شناسند. وقتي آن چيز را به دست مي‌آورند، به دنبال ايرادهايش هستند. وقتي بيکار هستيم در‌به‌در دنبال کار مي‌گرديم و وقتي صاحب کار شديم، سختي‌هايش آزارمان مي‌دهد. کسي که پدر ندارد، با حسرت به پدران ديگران نگاه مي‌کند و آن کس که پدر دارد قدرش را نمي‌داند.

پدر و مادر شاهکارهاي بي‌نظير خلقت هستند. از آن اتفاقاتي که در طول تاريخ فقط يکبار مي‌افتد. مثل يک شهاب زودگذر در آسمان تيره زندگيمان آنقدر عزيز و زودگذر که فرصتي براي چشم برهم زدن برايمان باقي نمي‌گذارد.

حيف است که چشم از آنها برداريم و به خودمان چشم بدوزيم. حيف است از دست بدهيم نفس‌هايشان را و لحظه‌لحظه حضورشان را.

حيف است فراموش کنيم طنين زيباي صدايشان را و حرکت آرام پاهايشان را وقتي راه مي‌روند. اما قدرشناس که باشي فرقي نمي‌کند که درچه مقامي هستي.

حتي فرقي نمي‌کند که آنها در گذشته چه مقامي داشته‌اند؛ دور مي‌شوي و دورشان مي‌کني از خودت!

آنقدر دور که سالي يکبار هم سراغشان را نمي‌گيري. مثل يک غريبه…

روز پدر خانه سالمندان را فراموش نکنیم

قهرمان جهان در خانه سالمندان!

عباس فراهاني يک پدربزرگ دوست‌داشتني است. 92 ساله است و در گذشته قهرمان کشتي جهان بوده. به گفته خودش هيچ حريفي پيدا نمي‌شد که پشتش را به خاک بمالد. شمار مدال‌ها و جوايزش از دستش خارج شده و آن روزها صدايش مي‌کردند… قوچ جنگي! يک پسر دارد و سه دختر! مي‌گويد: همه چيز داشتم. خانه، زندگي، همسر، فرزند، شهرت، مقام و اعتبار! به اکثر کشورهاي دنيا هم سفر کرده و براي خودش بروبيايي داشته است. از قوچ جنگي قصه ما اما اين روزها يک نگاه پرحسرت مانده گوشه خانه سالمندان! حرف‌هايش شيرين و جذاب است درست مثل قصه‌هاي دوست‌داشتني پدربزرگ‌ها! قصه‌هايش اما افسانه شاه و پري نيست. قصه زندگي است. زندگي يک مرد. يک جهان‌پهلوان! يک ايراني که بارها و بارها پرچم ايران را در دنيا بالا برده و يک اتاق پر از مدال داشته. آخر قصه پدربزرگ‌ها اما هميشه کلاغه به خانه‌اش مي‌رسيد. هيچکس آخر قصه بي‌خانمان نمي‌شد حتي پرنده‌هاي مهاجر!

اما او حالا اينجاست. جايي دور از فرزندانش. در خانه‌اي که جاي هيچ پدري نيست. جاي پدر روي چشم فرزندانش است.

از او مي‌پرسم دلت نمي‌خواهد به خانه فرزندانت بروي؟ نگاهم مي‌کند و مي‌گويد: دلم نمي‌خواهد با حضور من، در زندگي زناشويي آنها اختلاف ايجاد شود. با اينکه وضع مالي فرزندانم خيلي خوب است اما در خانه بزرگ آنها جايي براي من نيست. وسط حرف‌هايش آه مي‌کشد و مي‌گويد: حدود يک سال است که اينجا هستم اما هنوز عادت نکرده‌ام، وقتي به خودم فکر مي‌کنم، جگرم آتش مي‌گيرد.

عباس آقاي فراهاني از گذشته‌ها مي‌گويد از آن روزها که کل جمعيت ايران 13 ميليون نفر بوده مي‌گويد. آن روزها تهران فقط 2 تا خيابان آسفالت داشت و بقيه خيابان‌ها خاکي و سنگ‌فرش بود. مغازه‌هاي تهران آن روزگار بوي آشناي دهات را مي‌داد، يعني بوي نم کاهگل، بوي خشت و گل! آدم‌ها هم آن روزها صفاي ديگري داشتند. همديگر را دوست داشتند و انسانيت حرمت داشت: آن روزها که جوان بودم وقتي وارد خانه مي‌شدم آنقدر جلوي در مي‌ايستادم تا پدرم اجازه بدهد بنشينم. اما اين روزها همه چيز عوض شده، شهرها، آدم‌ها، خانه‌ها. اين روزها بچه‌ها هم عوض شده‌اند. آدم‌ها براي هم ارزش قائل نيستند و نهايت زحمت‌هاي يک پدر ختم مي‌شود به جايي به نام خانه سالمندان. عباس آقا در سن 19 سالگي ازدواج کرده و خودش در اين باره مي‌گويد: وقتي ازدواج کردم همه چيز داشتم، آن موقع يک گوسفند مي‌خريدم هشت قران. اما الان يک کيلو گوشت شده 30 هزار تومان. اين روزها همه چيز گران شده اما ارزش انسان روز به روز ارزان‌تر مي‌شود.

او در پايان مي‌گويد: در روز پدر فقط يک خواسته از خدا دارم و اين تنها آرزوي من است… مرگ! فقط از خدا مرگم را مي‌خواهم…!

قدر خانواده خود را بدانیم…

 منبع:

 برگرفته از سایت تابناک(بااندکی تصرف)

اشتراک گذاری این مطلب!

" زهراگونه از ولایت دفاع کنیم... "

 


هیچ کس مانندحضرت فاطمه زهرا(س) عمق و ژرفاى امامت را نشناخت و هیچ فردى چون او در راه تبیین امامت و شناسایى آن و دفاع از امام خویش تلاش نکرد.
او از طرق مختلف براى دفاع از امامت امامان بر حق، سعى و کوشش کرد، گاه با بیان خطبه هاى غرّا و روشنگرانه عظمت و فضیلت مقام امامت و شخص امام على(ع) را آشکار ساخت گاه با منطق و استدلال امامت دوازده امام را به اثبات رساند و فواید و مزایاى بى شمار آن را برشمرد و گاه براى اثبات امامت امام على(ع) به محاجّه و دفاع پرداخت و آنجا که لازم دید، براى دفاع از امام خویش، جان خود را به خطر انداخت تا آنجا که اوّلین شهید راه امامت و دفاع از آن لقب گرفت.


 بايد دانست ولايت عشق و محبت نيست بلكه لازمه ي ولايت عشق و محبت است. ولايت يك چينش اجتماعي است و چينش يك نظم همراه با جلو رفتن به سوي كمال انساني. اگر در جامعه مظهر خدا كه امام معصوم است، در راس مخروط جامعه قرار گيرد جامعه اي ولائي تشكيل مي شود كه به رفع تمام نيازهاي مردم مي پردازد. پس جريان سقيفه به ما مربوط مي شود زيرا اگر در آن زمان حاكميت در مسير امامت قرار مي گرفت. ديگر وضعيت بشر به اين شكل نبود.


 حضرت فاطمه زهرا سلام ا… عليها به خوبي از آينده ي بشر آگاه بود. فلذا به ايستادگي در مقابل جريان ولايت ستيز پرداخت و با آنان مبارزه نمود در راه اثبات جريان رخ داده در غدير و در اين راه از روش هاي مختلف استفاده كرد تا بتواند صداي حقانيت اسلام را به گوش همه ي مسلمانان برساند و آنان را از خواب غفلت بيدار نمايد.


 راهكار مبارزاتي حضرت زهرا سلام ا… عليها، مقابله با تبليغات دشمن بود و بصيرت دادن به مسلمانان از گذشته و يادآوري آن چه كه گذشته است و آن چه در حال وقوع مي باشد، بوده است.
فاطمه عليه السلام با تمامي توان خود به مبارزه براي احقاق حقوق از دست رفته مي پرداخت.


 او با بينشي عميق و آگاهانه دريافته بود كه در آينده خسارت هاي سنگيني به خاطر انحراف رهبري متوجه اسلام و مسلمانان خواهد شد و شايد اين اندوه و رنج بيش از تمامي مصائب و ستم هايي كه بر او رفته بود عمق جانش را مي گداخت. آخر پدرش بار گران رسالت را سال ها با سختي و با تلاش بردوش كشيد و در سخت ترين نبردها براي اسلام عزيز مقاومت كرد و بهترين يارانش در اين راه شهيد شدند. همسرش علي عليه السلام چه در ميدان هاي نبرد و چه در صحنه هاي ديگر براي اسلام رنج فراوان برد. همه ي اين تلاش ها و ايثارها براي حاكميت اسلام راستين و گسترش عدل و داد بود كه تنها در سايه ي پرچم امامت ادامه ي آن ممكن بود…!

منبع:

سایت موسسه فرهنگی موعود

اشتراک گذاری این مطلب!

«عامل دوری ازحریم ولایت...!»

 

 

 

نامه اول امام زمان(عجل الله تعالی) به شیخ مفید

نامه‌ای به برادر با ایمان و دوست رشید ما، ابوعبدالله محمد بن نعمان - شیخ مفید - که خداوند عزت وی را مستدام بدارد.

سلام خداوند بر تو ای کسی که در دوستی ما به زیور اخلاص آراسته‌ای و در اعتقاد و ایمان به ما دارای امتیاز مخصوص هستی.

ما در مورد نعمت وجود تو خداوند یکتا را سپاسگزاریم، و از پیشگاه مقدس خداوندی استدعا می‌کنیم که بر سید و مولای حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله) و خاندان او درود و صلوات پیاپی و بی‌نهایت خویش را نازل فرماید.

از آنجا که در راه یاری حق و بیان سخنان و نصایح ما صادقانه کوشیدی، خداوند این افتخار را به شما ارزانی داشته و به ما اجازه فرموده است که با شما مکاتبه کنیم.

شما مکلف هستید که اوامر و دستورات ما را به دوستان ما برسانی، خداوند عزت و توفیق اطاعتش را به آنان مرحمت فرماید و مهمات آنان را کفایت کرده، در پناه لطف خویش محفوظشان دارد.

با یاری خداوند متعال در مقابل دشمنان ما که از دین خداوند روی برگردانده‌اند بر اساس تذکرات، استقامت کن و با خواست الهی دستورات ما را به آنان که از تو می‌پذیرند و گفتار ما موجب آرامش آنها می‌باشد، ابلاغ کن. با این که بر اساس فرمان خداوند بزرگ و صلاح واقعی آنها ما و شیعیان‌مان تا زمانی که حکومت در اختیار ستمگران است در نقطه‌ای دور و پنهان از دیده‌ها بسر می‌بریم، ولی از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می‌گذرد کاملاً مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می‌کردند ولی اکثر شما مرتکب شدید باخبریم.
اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

از عهدشکنی‎ها و پشت‌ سر گذاشتن عهد و پیمان‎ها با اطلاعیم(که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است). گویی اینها از لغزش‎های خود خبر ندارند، با همه گناهان، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته، شما را فراموش نمی‌کنیم و اگر عنایات و توجهات ما نبود، مصائب و حوادث زندگی شما را در بر می‌گرفت و دشمنان شما را از بین می‌بردند.

پس، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید.

در برابر فتنه‌هایی که پیش می‌آید و البته عده‌ای در این آزمایش و برخورد با فتنه‌ها هلاک می‌شوند، مقاومت کنید و البته همه اینها از نشانه‌های حرکت و قیام ما هست. اوامر و نواهی ما را متروک نگذارید و بدانید که علی‌رغم کراهت و ناخشنودی کفار و مشرکان، خداوند نور خود را تمام خواهد کرد.

تقیه را از دست ندهید… من ولی خدا هستم، سعادت پویندگان راه حق را تضمین می‌کنم.

پس سعی کنید اعمال شما طوری باشد که شما را به ما نزدیک سازد و از گناهانی که موجب نارضایتی ما را فراهم نماید بترسید و دوری کنید.

امر قیام ما با اجازه خداوند به طور ناگهانی انجام خواهد شد و دیگر در آن هنگام توبه فایده‌ای ندارد و سودی نبخشد.

عدم التزام به دستورات ما، موجب می‌شود که بدون توبه از دنیا بروند و دیگر ندامت و پشیمانی نفعی نخواهد داشت.

ای شیخ مفید! خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمت بی‌پایانش نصیب ما فرماید.

منبع:

احتجاج ج 2، ص 597، بحارالانوار، ج 3، ص 175.

اشتراک گذاری این مطلب!

« پیش بینی حیله های دشمن در قرآن !»



برخی از مکر وحیله های دشمن جهت سست کردن نظام جمهوری اسلامی ایران در قران کریم امده که بدان اشاره میکنیم :


1-صرف کردن بودجه های زیاد:إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ لِيَصُدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ…(انفال. 36)


2-تحریم ومحاصره اقتصادی:هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنفَضُّوا…(منافقون. 7)


3-سرگرم کردن مرم به ویژه جوانان به لهو ولعب ودور کردن از اعتقادات :وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْتَرِي لَهْوَ الْحَدِيثِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ…(لقمان. 6)

اشتراک گذاری این مطلب!

منتظر قهر خدا باشید...!

 


قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشيرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ

اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْکُمْ مِنَ اللَّهِ

وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّي يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي

الْقَوْمَ الْفاسِقينَ


 

بگو: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشانتان ( که اصول مجتمع خویشی انسانند ) و اموالی که فراهم کرده اید و تجارتی که از کسادش بیم دارید و جاهای مسکونیی که به آنها دلخوشید ( که اصول قوام مالی اجتماع است ) از خدا و فرستاده او و جهاد در راه او به نزد شما محبوب ترباشند  پس   منتظر قهر خدا باشید و خدا گروه نافرمانان را هدایت نمی کند…!

( آیه24 سوره توبه )

اشتراک گذاری این مطلب!

با کی دوست بشم ؟

با نوی مجتهده امین اصفهانی (رحمت الله علیها )

هرگاه خواستی کسی را به دوستی و رفاقت انتخاب نمایی ببین سلوک او با دوستانی که پیش از او داشته چگونه بوده است . اگر نسبت به آنها به شرایط دوستی و مودت عمل می کرده او را به دوستی خود برگزین و ببین کسانی که با او خوبی می کنند چطور از آنها سپاسگزاری می نماید .

کتاب اخلاق و راه سعادت ، ص 278

اشتراک گذاری این مطلب!

مواظب باشیم

ازدواج طبق روایات دینی : یعنی به کمال رسیدن ، یعنی تکمیل نیمه ناکامل …. ما همراه و همسفر همسران مان هستیم . مراقب باشیم تا مبادا شکافی در این روابط عالی و الهی پدید بیاوریم .

هر زمان که به سوء ظن و رنجش از کسی دچار  شدید با خلوص نیت دو رکعت نماز برای صبر و شکیبایی به جا آورده و با خدا نیایش کنید . اندیشمندان در دنیای امروز با همه پیشرفت های عجیب و غریب  به این نتیجه رسیده اند که گفت و گو ، دعا و نیایش در درگاه خداوند تنها راهی است که انسان را به آرامش و روشن بینی بی نهایت می رساند .

فصلنامه آموزشی اجتماعی خط زندگی / بهار 90 / ص 43

اشتراک گذاری این مطلب!

ظرایف و طرایف

حی علی  ……

موذنی اذان می گفت  چون به حی علی الصلاه رسید مردم به عجله ی هر چه تمام تر جمع شده به نماز مشغول گردیدند .

یکی از ظرفا حاضر بود گفت : به خدا قسم اگر این موذن می گفت : حی علی الزکوه  ، یک نفر در اینجا حاضر نمی شد .

صفیه نورآبادی / طلبه پایه  هفتم

اشتراک گذاری این مطلب!

چشم درياي هوس

منطقه ي ورود ممنوع

كسي كه «خط قرمز» هاي نگاه را نشناسد ، به منطقه ي «ورود ممنوع» وارد مي شود و گرفتار مي گردد .

مگر به هر چه «ديدني» است ، بايد نگريست ؟

چشمي كه حريم زندگي ديگران را مراعات نكند و «هرزه بين» شود ، از قيمت مي افتد .

نگاه ، گاهي تير مسموم شيطان است و ميان نگاه و گناه ، گاهي فاصله ي اندكي است .

كسي كه حريف چشم خود نيست و نگاهش را نمي تواند كنترل كند ، چه ادعايي دارد ؟!

اشتراک گذاری این مطلب!