موضوعات: "هشدارهاي سخن گفتن" یا "مواظب باشيد"

چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟

مولوی می گوید عاشقی به در خانه معشوقش رفت و در زد. معشوق پشت در آمد و پرسید کیستی؟ عاشق گفت منم!!!! معشوق گفت برو و او را رد کرد. عاشق در فکر فرورفت که مگر چه خطایی کرده ام که مرا رد کرد. پس از تأمل فهمید. لذا دوباره به در خانه معشوق رفت و همان سوال پرسیده شد. این بار در جواب کیستی؟ گفت توأم. معشوق در را باز کرد. پس زمانی انسان به سراپرده خداوند مقرب می گردد که غرور و خود رایی و خود بینی را کنار بگذارد و اگر کسی خدا را یافت همه چیز را یافته است و ارتباطش با خودش و مردم و طبیعت نیز صحیح می گردد. پس ارتباط با خدای متعال و به مقام تسلیم و بندگی رسیدن اوج حال خوش و صفا و خرمی و نشاط باطن و ظاهر است.

 
چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟


در ارتباط با خود نیز خدای متعال دستوراتی را بیان کرده . حق چشم. حق پا. حق شکم. حق زبان و …که اینها امانت خدای متعال اند. سالم و پاکیزه و طاهر تحویل داده شده و بایستی سالم و پاکیزه به صاحبش بازگردانده شود و رعایت امانت گردد و تصرف نابجا در آنها صورت نگیرد.این امانت داری شایسته، حال انسان ذا زیبا و خوش می کند. در مرحله سوم ارتباط صحیح با مردم است که در دو محور اصلی خلاصه می شود؛ حسن خلق و حسن معاشرت با مردم و رعایت حقوق مردم. حسن خلق آنقدر بااهمیت است که رسول الله اعظم صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند نزدیکترین شما در قیامت به من خوش خلق ترین شماست. درباره ویژگی بعدی یعنی رعایت حقوق مردم باید گفته شود که اولا حق مردم را نخوریم و ثانیا حق مردم را ادا کنیم.

بحث رسیدگی به فقرا جامعه در قالب زکات،صدقات مستحبی و پرداخت خمس از مهمترین حقوقی است که در واقع با پرداخت آن مشکلات فقرا و نیازمندان جامعه برطرف می شود. آقا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند من را در خانه فقرا بیابید، من در خانه فقرا منتظر شما هستم. قطعا بر اساس این روایت وقتی به خانه فقیر سر بزنیم پیامبر اکرم در آن لحظه به ما توجه و نگاه خاص می کند. شخصی خدمت پیامبر رسید و به ایشان گفتند سنگدل شده ام و حاجتی دارم که برآورده نمی شود. راه حلی به من یاد بدهید . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند یتیمی را پیدا کن بر سر او دست نوازش بکش – و نیازهای عاطفی او را برطرف کن – و از غذایی که به خانواده ات می دهی به او هم بده. قساوت قلبت برطرف می شودو حاجتت برآورده می گردد. پس خدمت به خلق ، خدمت به خودمان هست و از سویی حال خوش معنوی را قطعا به دنبال خواهد آورد. در روایت داریم وقتی مومن وارد قبر می گردد، فرد بسیار خوش سیمایی وارد قبرش می گردد و باعث خوش حالی او می گردد. مومن از او سوال می کند تو کی هستی؟ می گوید من سروری هستم که در دل مومنی وارد کردی، تا قیامت با تو هستم.و سخن آخر ارتباط با طبیعت یعنی حیوانات و درختان و دریا و هواست. استفاده صحیح از این سرمایه ها باعث می شود اینها برای نسل آینده هم بماند و برای ما دعا کنند. و از طرفی سلامت هوا و آب و طبیعت نیاز فعلی و حق همگانی است و توجه به همه اینها باعث نزول رحمت و برکت است چرا که “لان شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.” مکرر در داستانها و روایات شنیده ایم که رحم به یک حیوان چقدر در زندگی اشخاص تأثیرگذار بوده. خب اگر ما انسانها در سلامت هوا و آب و طبیعت بکوشیم و جان انسانها را از این رهگذر نجات دهیم قطعا تأثیرش به مراتب بالاتر خواهد بود.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/770834?sk=1

اشتراک گذاری این مطلب!

شیاطین چگونه در جهنم عذاب می شوند؟

در پاسخ این سوال باید چند نکته متذکر شد :

اولا: از آتش خلق شدن ابلیس و سایر جنیان، بدین معنا نیست که آنها عین آتش هستند بلکه جسم‌شان از آتش خلق شده است چنان چه از خاک خلق شدن انسان بدین معنا نیست که جسم انسان عین خاک باشد بلکه همان گونه که می دانیم آدمی [به غیر از حضرت آدم علیه السلام]، از نطفه خلق شده  و بدن او از گوشت و خون و استخوان است. اما خلقت نطفه نیز به خون بر می‌گردد و خون از مواد غذایی تأمین می‌شود و مواد غذایی نیز از خاک به دست می‌آید. لذا خداوند کریم در یک آیه می‌فرماید همه را «نه فقط حضرت آدم (علیه السلام) را » از خاک آفریدم (1)و در آیه‌ی دیگری می‌فرماید که از نطفه آفریدم.(2)

ثانیا: آتش دوزخ که از نوع آتش کبری است، با آتش دنیا که وجود مادی اجنه از آن است بسیار متفاوت است. آتش‌ دنیا هرچه سوزنده‌ باشد جسم و بدن انسان را می‌سوزاند اما روح را نمی‌سوزاند چون روح مجرد و بدون جسم است اما آتش برزخ و قیامت نه تنها جسم برزخی را می‌سوزاند بلکه روح و روان را هم می‌سوزاند لذا قرآن کریم می فرماید: نَارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ (3) الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ (4) آتش جهنم ، آتش برافروخته خداوند است که بر دلها غلبه می یابد.

ثالثا: عذاب الهی متنوع و متعدد است و همانگونه که گفته شد عذاب الهی فقط جسمانی نیست که اشکالی به عذاب شیاطین بشود و ممکن است که عذاب‎ شیاطین از نوع عذاب روانی باشد.

نتیجه اینکه خلق شدن جسم جنیان و ابلیس از آتش، موجب مصون بودن آنها از عذاب جهنم نمی شود.

پی نوشت:

1. وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ (سوره الحجر، آیه 26).

2. أَلَمْ یَکُ نُطْفَةً مِّن مَّنِیٍّ یُمْنَى(سوره القیامه، آیه 37).

3. قرآن کریم، سوره الهمزة، آیه 6 .

4. قرآن کریم، سوره الهمزة، آیه 7.

اشتراک گذاری این مطلب!

ورودی ها و خروجی های دل

قلم را برداشتم تا برایش بنویسم از این مصیبت و گرفتاری  و راهی نشانم دهد، راهی که بتوانم خدا را در حالات معنوی ام حس کنم ؛ هر چند او در همه حال حضور دارد و این من هستم که غائبم  ؛ خواستم لذت مناجات با محبوب را درک کنم و راهم را بسوی او هموار کنم .خواستم تا از این بلا نجات پیدا کنم . همان بلایی که خیلی ها در عصر و روزگار ما گرفتار آن هستند .

روزی حضرت موسی بن عمران(ع) در راه به جوان بی ادبی برخورد کرد. آن جوان در کمال وقاحت و بی شرمی گفت:

«ای موسی! من آنچه را خدای تو گفته به جا بیاور، انجام نخواهم داد و آنچه را که امر کرده ترک کنم، به جا خواهم آورد. از طرف من به او بگو که تو هم به هر نحوی می خواهی مرا عقوبت کن.» حضرت موسی(ع) از او صورت برگرداند و به راه خویش ادامه داد تا این که روزی در حال مناجات، خداوند متعال به او فرمود: «ما پیغام آن جوان را که به تو داده بود تا به ما برسانی شنیدیم گرچه تو شرم داشتی که آن پیغام را به ما برسانی. از طرف ما نیز این پیام را به آن جوان برسان و به او بگو ما تو را به عقوبتی مبتلاساخته ایم که بالاتر از آن تصور نیست. اما اکنون درد آن را درک نمی کنی. روزی درد آن را می فهمی که راه گریزی برایت نیست.

حضرت موسی(ع) عرض کرد: پروردگارا! من آن جوان را بسیار سرحال و خرسند دیدم و در او هیچ گونه گرفتاری مشاهده نکردم. خطاب شد: ای موسی! هر گاه من به بنده ای غضب کنم، بزرگترین عقوبتی که به او می کنم، آن است که لذت عبادت خود را از او می گیرم تا در اثر عدم لذت از عبادت ،عبادت مرا ترک کند و مستحق عقوبت دائم و خلود در آتش جهنم شود و این جوان را به چنین عقوبتی مبتلانموده ام، ولی اکنون متوجه نیست و به زودی متوجه خواهد شد.

و حالا ما در این بلا و عذاب الهی گرفتاریم و غوطه ور اما نمی فهمیم و از این خواب  ، بیدار نمی شویم . بلایی که بزرگترین است و عمیق ترین سقوط .  

خواستم تا راهی نشانم دهد و از این بلا بیرون بیایم . گفت : همه ی راهها در خودت خلاصه می شود . در زبانت ، در چشمت ، در گوشت .

هر حرفی را هر وقت و هر جا می زنی در حالی که هیچ فایده ای برایت ندارد . حرفهای پوچ و بی فایده ، سد راهی می شود برای فهمیدن لذت مناجات با محبوب . علاوه بر این ، کلمه به کلمه ی حرفهایت ، ثبت می شود[1] و قیامت و حشر و نشرت را سخت و سنگین می کند و این تویی که باید برزخت را ، همان راه طولانی و سخت را ، با کوله بار سنگینی از پوچ ها حمل کنی .

چشمت را باز میکنی و هر چیزی را نگاه میکنی و فکری به حال دلت نمیکنی ،حتی اگر نگاهت حرام را هم لمس نکند ، باز هم خیلی چیزها را نباید نگاه کنی ؛ خیلی از کتاب ها را نباید بخوانی . مگر قلب صاف و ساده ات چقدر ظرفیت دارد که آن را با هر چیز ندیدنی پُر کنی ، همین است که وقتی الله اکبر نماز را میگویی، تازه به یاد بیچارگی های خودت می افتی و چیزهایی را که فراموش کرده بودی ، در نمازت پیدا میکنی.

بگذر از این همه ندیدنی ها تا دلت صاف و ساده بماند . مگر نشنیدی که امیر بیان فرمود : القلب مصحف البصر [2] دل ، کتاب چشم است ، هرچه را نگاه کنی ، در دلت ضمیمه می شود و تو به هنگام خلوتت با معبود ، فکر و ذکرت می شود آنچه در دلت انبار کرده ای .

هر چیز بی ارزشی را گوش می کنی و توجهی به اینکه ظرف دلت با گوش کردن به چیزهای بی ارزش یا کم ارزش پُر می شود ،نداری . عزیزم ! ورودی های دلت را نگه دار تا خروجی آن که لذت حضور در بارگاه محبوب است را لمس کنی .

نویسنده:انسان جاری.

منبع:
[1] ما یلفظ من قول إلا لدیه رقیب و عتید(سوره ق ، 18)
[2] نهج البلاغه ، حکمت 409

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

بهترین راهکار اجرای امر به معروف و نهی از منکر

این مرجع تقلید ظهر امروز در دیدار جمعی از دانش آموزان مدرسه هاجر قم، اظهار داشت: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هریک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان، تربیت اسلامی می شود.

وی به جایگاه حقوق والدین در اسلام اشاره کرد و افزود: هرکدام از والدین و فرزندان بر یکدیگر حقوقی دارند و نباید حقوق یکدیگر نادیده گرفته شود.

 

آیت الله مکارم شیرازی افزود: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هر یک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان تربیت اسلامی می شود و اگر هر کدام از این امور کوتاهی کنند انسان درست تربیت نخواهد شد.

 

وی بیان داشت: ان شاء الله هر سه محیط رسالت خود را در نظام جمهور اسلامی به درستی انجام دهند تا با همکاری هم انسانهای سالمی تربیت شوند و بتوانند به نظام و انقلاب خدمت صادقانه انجام دهند.

 

این مفسر قرآن کریم اظهار داشت: معصوم(ع) فرموده اند« اگر والدین و معلم به دانش آموز یک بسم الله یاد دهند، خدای متعال بهشت و برائت از جهنم را به او عطا خواهد کرد».

 

آیت الله مکارم شیرازی گفت: از جمله حقوق فرزند بر والدین، انتخاب نام نیکو، تعلیم  قرآن و تربیت کردن براساس آموزه های دین است.

 

وی افزود: در حالات امام حسن و امام حسین(ع) آمده است که  این دو بزرگوار با اخلاق عملی، رفتار و کردار درست، محبت، عطوفت و مهربانی، مرد میانسال را نصیحت کردند و باعث هدایت او شدند.

 

این مرجع تقلید بیان داشت: برای اجرای امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه  بهترین راهکار، بیان از روی ادب و احترام است.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/769819?sk=1

اشتراک گذاری این مطلب!

فرش هر مجلسی نباش.....

 

مرحوم علامه طباطبائی (ره)

گوشه‌نشینی، ملازم با معرفت و یا موجب آن نیست ولی کسی که می‌خواهد اهل معرفت شود باید معاشرتش را مخصوصا با اهل غفلت و اهل دنیا کم کند و فرش هر مجلسی نباشد و کار شبانه روزی او در مجالس بیهوده صرف نشود و از معاشرتهای بی‌فایده و بی مغز تا می‌تواند اجتناب نماید و طوری نشود که با همه و در هر مجلسی حاضر شود هم چنین برای کسی که می خواهد اهل معرفت شود لازم است در خوردن حتی حلال میانه‌رو باشد و افراط نکند و شکمو و پرخور نباشد بلکه تا گرسنه نشده سر سفره حاضر نشود و تا اشتها دارد دست از غذا خوردن بردارد و از لحاظ خواب و سخن گفتن نیز باید حد اعتدال را مراعات نماید.

     به نقل ازکتاب در محضر علامه طباطبایی

بهاءالدینی(ره):

مرحله اول اخلاق اسلامی تهذیب نفس خود است که انسان به واسطه آن آتش را از خود دور می‌کند آن‌گاه نوبت به تدبیر منزل می‌رسد و مرحله سوم تهذیب اداره و تطهیر جامعه و دور کردن آن از آتش است. انسان کامل کسی است که این مرحله را طی کند. کسی صلاحیت اداره جامعه را دارد که این سه منزل را طی کرده باشد.

     به نقل ازکتاب آیت بصیرت

امام (ره):

تمام تعلیمات انبیاء برای نشان دادن مقصد است. راهی که انسان ناچار باید از آن عبور کند. انسان ناچار است از این عالم طبیعت به یک عالم دیگری عبور کند اگر سرخود باشد یک حیوانی است که از این عالم به عالم دیگر می‌رود و اگر چنانچه به راه انبیاء برود انسانیتش کامل می‌شود و هر چه بیشتر اطاعت کند بیشتر انسانیتش رشد می‌کند تمام کوشش انبیاء برای این بوده است که انسان را بسازند تعدیل کنند انسان طبیعی را مبدل کنند به یک انسان الهی .

     به نقل ازکتاب صحیفه امام ج9

 

اشتراک گذاری این مطلب!