موضوع: "پژوهش"

تفاوت درهفتصد درجه..

“یرفع الله الذین آمنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات”

خداوند كسانی از شما را كه ایمان آورده اند بالا می برد و به كسانی كه بهره ای از علم دارند درجات بزرگی می بخشد.

ابن عباس در تفسیر این آیه گفته است: علمای (عاملین) نسبت به سایر مومنان (عامی) هفتصد درجه فرق دارند كه فاصله هر درجه نسبت به درجه دیگر پانصد سال راه است.

منبع:

سوره مجادله  ایه 11

ژرف یابی و پژوهش...

رهبر معظم انقلاب (دام عزه)فرمودند:

بدانید که بدون تحقیق، بدون نوآوری، بدون ژرف یابی در هیچ مقوله ای انسان نمی تواند به هدفهای والا دست پیدا کند. اگر ژرف یابی و پژوهش نباشد; نتیجه اش یک جا ایستادن، در جا زدن و با دنیای پیرامون خود به تدریج بیگانه تر شدن است.

منبع:سایت مرکز مدیریت حوزه های علمیه

وحدت اسلامی


منظور از وحدت اسلامی، همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی براساس اصول مسلّم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبی و عملی هریک از مسلمانان به مذهب خود است.وحدت اسلامی که معمار آن پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ، یکی از عوامل مهم پیشرفت ها و پیروزی های پی درپی اسلام بوده است. بی شک پیامبر پس از تحمل سختی های بسیار که برخاسته از ایمان سرشار الهی او بود، توانست بین قبایل متفرق و متنازع عرب جاهلی، که برخی از آنها سابقه جنگ ها و نزاع های چند صد ساله داشتند، همدلی و الفت ایجاد کند و براساس وحدت اسلامی، تمدنی نو و جامعه ای نمونه بسازد.

منظور از وحدت اسلامی، وحدتی است که عامل قاطع پیروزی است. این نوع از وحدت، وحدت دل هاست و تحقق آن وابسته به عوامل مادی نیست و برخاسته از ایمان به توحید و معاد است، اما وحدت هایی که براساس منافع سیاسی، قومی و قبیله ای و طبقاتی و یا براساس عامل جغرافیایی است، وحدت حقیقی به شمار نمی آید و ازاین رو، پایدار نیست. سراسر سیره رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ سرشار از وحدت بخشی بین مسلمانان و پرهیز از اختلاف و تفرقه است که از مشهورترین آنها ایجاد پیمان اخوت بین مهاجرین و انصار بوده است.

منبع:

محمد مقدس، تهران، مجمع تقریب، 1383، ص 218.

مراقبه مهم تر از محاسبه!!!

س: در مورد محاسبه اعمال و نحوه اين محاسبه توضیح بفرماييد؟

ج: محاسبه معلوم است ديگر. آدم شب كه مي­ خواهد از كار كنار بكشد و بخوابد ببيند صبح تا حالا چه كار كرده است؟ يك حساب اجمالي از كارهایی كه با چشم و گوش و زبان و دست و پا انجام داده استبکند و ببيند در آن گناه بوده است يا نه؟ اگر گناه است استغفار كند و تصميم بگيرد که فردا ديگر انجام ندهد، اگر گناهي نيست سپاسگزاري كند و فردا ادامه بدهد.

امّا مراقبت مهم‌تر از محاسبه است. چون اگر مراقبت نباشد حرام از دست آدم در مي­ رود (انجام می‌دهد). ولی مراقبت نمي­‌گذارد. لذا امام صادق صلوات الله و سلامه عليه فرمودند: سه چيز سيدُ الأعمال است و يا مشكل‌ترين كارهاست[1]، يكي از آن­‌ها را فرمودند: همين مراقبت است. فرمودند: «ذِكْرُ اللَّهِ‏ عَلَى‏ كُلِ‏ حَالٍ»،‌در هر حالي، هر كجا هستي، بيابان، خيابان، در اتاق، بيرون، به ياد خدا باش. فرمودند: نه اينكه شما بگويي «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ فَقَطْ» ، نه، منظورم اين نيست، اگر چه اين هم ياد خداست، امّا آن چيز كه من مي­‌خواهم بگويم آن مقدمه تربيتي دارد، اين نيست. فرمودند: آن اين است، هر وقتي خواستي با چشم نگاه كني، با زبان حرف بزني، با گوش بشنوي، با دست و پا كاري بكني، فوراً ببين حلال است يا حرام؟ اگر ديدي حلال است انجام بده امّا اگر حرام بود تركش كن، اين مراقبت است. اگر دو سه هفته اين­ جوري كار كني آدم مي­‌تواند مسلّط بر اعضاء شود و ديگر از او كار حرام سر نزد. و الّا اگر مراقبت در انجام عمل نباشد آدم طبق عادت معمول عمل می­‌كند از لاي دستش حرام در مي­‌رود آن­ وقت شب بايد با محاسبه آن را گير بياورد، مراقبه كار محاسبه را هم آسان مي­‌كند.

 

منبع:پرسش و پاسخ از سالک الی الله حضرت آیت الله خوشوقت اعلی الله مقامه/مدرسه علمیه حضرت صاحب الأمر عجل الله فرجه

​توصیه به علم در اسلام ازمنظر استاد مطهری

 

توصیه به علم در اسلام :

استاد اهمیت اسلام به مسأله علم و علم آموزی را کم نظیر می دانند واهمیت آن را در متن دستورات دین چنین بیان می کنند: از قدیمترین زمانی كه كتب اسلامی تدوین شده در ردیف سایر دستورهای‏ اسلامی ، از قبیل نماز و روزه و حج و جهاد و امر به معروف و نهی از منكر ، بابی هم تحت عنوان ” باب وجوب طلب العلم ” باز شده و علم به عنوان یكی از فرایض شناخته شده.
از طرفی اسلام تمام موانع و قیود برای علم آموزی را از سر راه طالب علم برداشته است شهید با ذکر احادیثی این قیود و رفع آن ها را اینگونه بیان می نمایند:
1-«طلب العلم فریضه علی كل مسلم» می‏فرماید جستجو و طلب علم بر هر مسلمان واجب است ، هیچ استثنائی‏ ندارد ، حتی از لحاظ زن و مرد هم استثنائی ندارد ، چون مسلم یعنی مسلمان‏ ، خواه مرد باشد و خواه زن ، به علاوه اینكه در بعضی از نقلهای كتب شیعه‏ كه در ” بحار الانوار ” نقل می‏كند ، كلمه « و مسلمه » هم تصریح و اضافه‏ شده. این حدیث می‏فرماید فریضه علم یك فریضه عمومی است ، اختصاص به‏ طبقه‏ای یا صنفی یا جنسی ندارد . ممكن است یك چیز مثلا بر جوانان فرض‏ باشد نه بر پیران ، بر حاكم فرض باشد و نه بر رعیت ، یا بر رعیت فرض‏ باشد نه بر حاكم ، وظیفه مرد باشد نه وظیفه زن ، مانند جهاد و نماز جمعه‏ كه فقط بر مردان فرض است ، بر زنان فرض نیست ، اما این فریضه كه‏ نامش فریضه علم است بر هر مسلمانی فرض است و هیچگونه اختصاصی ندارد .


2-«اطلبوا العلم من المهد الی اللحد». ممكن است فریضه و تكلیفی از لحاظ زمان محدودیت داشته باشد و نشود در هر زمانی به او پرداخت . مثلا روزه‏های واجب وقت و زمانش معین است و آن ماه مبارك رمضان است ، و حتی نماز از لحاظ ساعت شبانه روز وقت‏ معینی دارد و فقط در ساعات معین بایدانجام گیرد . حج واجب است اما در همه وقت نمی‏شود آن را بجا آورد ، موسم معین دارد و آن ماه ذی الحجه است‏ ، ولی فریضه علم محدود به هیچ وقت ، هیچ زمان و هیچ سن و سال نیست و اگر وقت روزه ، ماه رمضان و وقت حج ، ماه ذی الحجه و وقت نماز ظهر مثلا از ظهر تا نزدیك غروب است ، وقت تحصیل علم از گهواره تا گور است .

3-جمله‏ای از رسول اكرم ( ص ) روایت شده به این عبارت : «الحكمة ضاله المؤمن یأخذها اینما وجدها»،یا به این تعبیر : « كلمة الحكمة ضالة المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها »یعنی حكمت گمشده‏ مؤمن است ، و هر كس كه چیزی گم كرده آن را در هر نقطه كه پیدا كند معطل‏ نمی‏شود و برمی‏دارد . در فرا گرفتن علم ، یگانه شرط اینست كه آن علم درست و صحیح و مطابق با واقع و حقیقت باشد ، شما به آن كسی كه علم و حكمت را از او فرا می‏گیرید كار نداشته باشید. این احادیث ، قید و محدودیت را درباب علم از لحاظ صرف ارتباط ، یعنی از لحاظ كسانی كه یك نفر مسلمان علم خود را از آنها فرا می‏گیرد برداشته است . زیرا ممكن است یك وظیفه ‏ای از این نظر محدود باشد . مثلا نماز جماعت را باید به یك نفر اقتداء كرد ، اما شرط دارد ، شرطش این است كه مسلمان باشد ، مؤمن باشد ، عادل باشد . اما در تعلیم و تعلم هیچیك از این شرطها منظور نشده.
آن چه در ذیل این بحث(توصیه اسلام به علم) شایسته است به آن پرداخته شود منطق قرآن و سیره امامان معصوم (علیهم السلام) به عنوان دو رکن اصلی اسلام است.

منبع:

 مرتضی مطهری، بیست گفتار، ص257
 مرتضی مطهری، ده گفتار،ص171

 

رهبر معظم انقلاب: ما ميخواهيم كشور را علمى كنيم!

 

يك ملت، با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سخن خود را به گوش همه‏ى افراد دنيا برساند؛ با اقتدار علمى است كه مى‏تواند سياست برتر و دست والا را در دنياى سياسى حائز شود.

در اين زمينه كه علم نياز است، شماها مى‏دانيد، اما خوب است مجدداً من اين را بگويم كه حقيقتاً كشورى كه دستش از علم تهى است، نميتواند توقع عزت، توقع استقلال و هويت و شخصيت، توقع امنيت و توقع رفاه داشته باشد. طبيعت زندگى بشر و جريان امور زندگى اين است. علم، عزت ميبخشد. جمله‏اى در نهج‏البلاغه هست كه خيلى جمله‏ى پرمغزى است. ميفرمايد: «العلم سلطان»؛ علم اقتدار است. «سلطان» يعنى اقتدار، قدرت. «العلم سلطان من وجده صال و من لم يجده صيل عليه»؛ علم اقتدار است. هر كس اين قدرت را به چنگ آورد، ميتواند تحكم كند؛ ميتواند غلبه پيدا كند؛ هر كسى كه اين اقتدار را به دست نياورد، «صيل عليه»؛ بر او غلبه پيدا خواهد شد؛ ديگران بر او قهر و غلبه پيدا ميكنند؛ به او تحكم ميكنند.
عزيزان من! ما ميخواهيم كشور را علمى كنيم؛ اما هدف از علمى شدن كشور اين نيست كه كشور را غربى كنيم. اشتباه نشود. غربيها علم را دارند، اما در كنار علم و آميخته‏ى با اين علم چيزهائى را هم دارند كه از آنها ميگريزيم. ما نميخواهيم غربى بشويم؛ ما ميخواهيم عالم بشويم. علمِ امروزِ دنيائى كه عالم محسوب ميشود، علم خطرناكى براى بشر است. علم را در خدمت جنگ، در خدمت خشونت، در خدمت فحشا و …، در خدمت مواد مخدر، در خدمت تجاوز به ملتها، در خدمت استعمار، در خدمت خونريزى و جنگ قرار داده‏اند. چنين علمى را ما نميخواهيم؛ ما اينجور عالم شدن را نميخواهيم. ما ميخواهيم علم در خدمت انسانيت باشد، در خدمت عدالت باشد، در خدمت صلح. ما اينجور علمى ميخواهيم. اسلام به ما اين علم را توصيه ميكند

وشما هدف را اين قرار بدهيد كه ملت و كشور شما در يك دوره‏اى، بتواند مرجع علمى و فناورى در همه‏ ى دنيا باشد. يك وقتى من در جمع جوانهاى نخبه گفتم: شما كارى كنيد كه در يك دوره‏اى - حالا اين دوره ممكن است پنجاه ‏سال ديگر يا چهل سال ديگر باشد - هر دانشمندى اگر بخواهد به آخرين فراورده‏هاى علمى دست پيدا كند، ناچار باشد زبان فارسى را كه شما اثرتان را به زبان فارسى نوشته‏ايد، ياد بگيرد؛ همچنانى‏كه امروز شما براى دستيابى به فلان علم، مجبوريد فلان زبان را ياد بگيريد تا بتوانيد كتاب مرجع را پيدا كنيد و بخوانيد. شما كارى كنيد كه در آينده، كشور شما يك چنين وضعى پيدا كند؛ و ميتوانيد. يك روز اينجور بوده است؛ كتابهاى دانشمندان ايرانى را به زبانهاى خودشان ترجمه ميكردند، يا آن زبان را فرا ميگرفتند براى اينكه بتوانند بفهمند. اين هم بد نيست شما بدانيد كه كتاب «قانون» ابن‏ سينا كه در پزشكى است، همين ده پانزده سال پيش - زمان رياست‏ جمهورى من - به فارسى ترجمه شد! بنده دنبال كردم؛ افرادى را مأمور كردم، بعد هم شنيدم يك مترجم خوش‏قلمِ بسيار خوش ذوق كُرد، اين را به فارسى ترجمه كرده كه امروز ترجمه‏ى فارسى‏اش هست. تا آن وقت، قانون به زبان عربى نوشته شده بود - ابن‏ سينا كتاب را به زبان عربى نوشته است - و به فارسى ترجمه نشده بود؛ در حاليكه چند صد سال قبل به زبان فرانسه ترجمه شده! يعنى آنها كه اين كتاب را لازم داشتند، برده‏بودند و ترجمه كرده بودند. ببينيد، مرجعيت علمى اين است؛ مجبورند كتاب شما را ترجمه كنند يا زبان شما را ياد بگيرند. هدفتان را اين قرار بدهيد. همتتان را اين قرار بدهيد. همتتان را پيشرفت در زمينه‏ى دانش و شكستن مرزهاى علم قرار بدهيد،
.

شما براى خودتان يك نقش تاريخى و ملى تعريف كنيد، نه يك نقش شخصى. وقتى انسان نقش شخصى براى خودش تعريف مى‏كند - يك آدم بااستعداد - هدف او اين ميشود كه به ثروت برسد، به شهرت برسد، همه او را بشناسند، همه او را احترام كنند؛ اين ميشود هدف. به اين چيزها هم كه رسيد، ديگر كارى ندارد، انگيزه‏اى برايش باقى نميماند؛ اما انسان وقتى براى خودش يك نقش ملى، يك نقش تاريخى تعريف كرد، وضع فرق ميكند. شما بايد آينده و تاريخ كشور را در نظر بگيريد و ببينيد اين ملت به كجا بايد برسد و شما امروز در كجاى اين چرخ و اين ريل عظيم قرار داريد. امروز شما چه نقشى را بايد ايفا كنيد تا آن روز، اين ملت بتواند در آنجا باشد. چنين نقشى براى خودتان تعريف و ترسيم كنيد؛ هدف را بالا بگيريد.(12/6/86)

 

روزه داری و بهداشت روانی

                                                           روزه داری و بهداشت روانی

                                                     تدوین :دانش پژوهان مدرسه علمیه کوثر

      

روزه یکی از تعلیمات اساسی و ارزشهای معنوی اخلتاقی و اجتماعی در اسلام است و مستلزم فراهم امدن  مجموعه ای از رفتارها در یک روند واخد است  که به نوبه ی خود زمینه های  صفا ،پاکی ،خلوص،یکرنگی، وارستگی و از خود گذشتگی ،وسوسه ستیزی و زیبا پزستی را فراهم می آورد.
       بخشی از این تغییر و تحولات که به دنبال فریضه ی مقدس روزه در فرد ظاهر میشود هدف نهایی روان در مانگران خبره است که با تلاش فراوان و طی جلسات مکرر روانشناس باید به آن برسد، زیرا واقعا دستیابی به آن همه تغییرات روانی و رفتاری  که به دنبال فریضهخ مقدس روزه  در مومنان  ظهور می یابد صرفا در چهارچوب دستمایه های مذهبی فراهم میشود و نمی تواند حاصل انجام روان درمانیهای بر گرفته از مکاتب گوناگون روان شناسی   معطوف به تغییر یک یا چند ویژگی محدود در شخص و سازگار کردن او با محیط  اطرافش است ، اما پیامد روزه در فردی که خالصانه این عبادت را برای نزدیکی به پروردگار و پیمودن راه کمال انجام می دهد ، میتواند ابعاد فردی و اجتماعی وسیعی را در شخصیت او در بر میگیرد ، و همزمان تغییرات مختلفی را در زمینه رشد شخصی و پیشروی او به سوی تکامل  به همراه داشته باشد.
      اصولا انگیزه های بشری دو دسته اند دسته اول انگیزه های حیاتی مانند تشنگی ، گرسنگی ،میل جنسی و … .
       دسته دوم انگیزه های اکتسابی هستند که شخص از محیط کسب میکند .روزه میتواند مکوجب تعادل ،کنترل و تنظیم این انگیزه ها میشود و شخص را به سوی کمال مطلق به حرکت در آورد و آرامش درونی فرد را تامین  کند. سازمان بهداشت  جهانی سلامت و رفاه  و آسایش جسمی، روانی و اجتماعی دانسته   و این سه جنبه را دارای تاثیر متقابل بر یکدیگر نشان داده است.
       تاثیر روانی روزه داری ماه رمضان بوسیله توضیحات افرادی که روزه میگیرند به خوبی مشاهده میشود ،آنان درون خود آرامش را تجربه می کنند . در این ماه میزان خشونت اجتمتعی و جرائم و رفتارهای ناهنجار و خود کشی به حداقل میرسد . پژوهش های انجام شده در ایران در زمینه بهداشت روان و روزه داری نیزی بیانگر تاثیر روزه داری بر کاهش میزان اضطراب و افسردگی
است.

                                                                قال الصادق (عليه السلام)

                                         راس السنة ليلة القدر يكتب فيها ما يكون من السنة الى السنة.

                                                            امام صادق (عليه السلام) فرمود:

                                آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آينده نوشته مى‏شود.

                                                        وسائل الشيعه، ج 7 ص 258 ح 8

                                                                           التماس دعا

ویژگیهای شخصیتی امام حسن مجتبی (ع)

ویژگیهای شخصیتی امام حسن مجتبی (ع)

تدوین :دانش پزوهان مدرسه علمیه کوثر (س)

 

امام حسن مجتبی دومین پیشوای ما شیعیان و از سلاله ی پاک نبی اکرم (ص)میباشند . این امام والاتبار از جمله چهار نور مقدسی است که رسول اکرم (ص)به اتفاق انان با مسیحیان نجران به مباهله پرداخت و در زمره ی پیراستگانی است که خداوند  پلیدی را از آنان دور و از نزدیکان پیامبر (ص)است که خداوند مردم را به دوستی  ومحبت آنان فرمان داده البته این امام بزرگوار همانند دیگر ومعصومین دارای صفات و ویژ گیهای  مثبت فراوانی میباشند  و شایسته این محبت و دوستی هستند. از ویژگیهای این امام بزرگوار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بردباری و گذشت
امام حسن (ع)به بردباری فوق العاده معروف بود و بزرگترین دلیل بر آن صبر و شکیبایی آن بزرگوار بر پی آمدهای صلحش با معاویه بود که همواره با پدر ارجمندش امیرمومنان(ع) در کشمکش و طی آن به ناحق بر مسند حکومت تکیه زده بود . امام حسن (ع)پس از ماجرای صلح از ناحیه ی بهترین  یاورانش آماج انواع سرزنش ها قرار گرفت و با گذشت و بردباری با آنان روبرو گردید  و در راه خدا انواع جور و جفا از آنان دید ولی برای رضای خدا آنها را تحمل نمود.
جود و بخشش
سخاوت واقعی این است که انسان بذل و بخشش را به انگیزه خیر و احسان را به انگیزه احسان انجام دهدو این صفت در برترینشکل و برجسته ترین مفاهیم آن در وجود مبارک امام حسن مجتبی (ع) تبلور داشت به همین دلیل به کریم اهل بیت لقب گرفت.
فروتنی و پارسایی
تواضع و فروتنی ،دلیل کمال و ارج و عظمت نفس آدمی تلقی شده و بر بزرگی و عظمت انسان می افزاید ، امام حسن(ع)در اخلاق نکو وپسندیده اش از پدر و جد بزرگوارش پیروی میکرد و در این راستا تاریخ ،موارد زیادی را ثبت نموده  که به فضائل  بلند اخلاقی آن حضرت اشاره دارد ازجمله :
روزی امام حسن (ع)سوار بر مرکب بر جمعی تهیدست گزارش افتاد که روی زمین نشسته و پارهای نانی پیش روی خود نهاده و میخوردند. وقتی چشمشان به امام (ع)افتاد عرضه داشتند : فرزند رسول خدا بفرمایید از غذای ما تناول کنید ، حضرت از مرکب خود فرود آمد و فرمود: خداوند متکبران را دوست ندارد و با آنان شروع به خوردن کرد تا همگی سیر شدند و به برکت امام (ع)غذا همچنان باقی بود ،سپس امام آنا را به میهمانی خود فراخواند و از آنان پذیرایی کرد ولباس نو بر اندامشان پوشاند.

منبع:پیشوایان هدایت

نقش حضرت خدیجه در گسترش اسلام

موضوع: نقش حضرت خدیجه در گسترش اسلام

تدوین :دانش پژوهان مدرسه علمیه کوتر (س)

 

حضرت خديجه قبل از ازدواج با پيامبر (ص) ثروتمندترين شخص جزيره العرب بود و حدود هشتاد هزار شتر داشت،  کاروان هاي تجارتي او شب و روز در طائف، يمن، شام، مصر و ساير بلاد در حرکت بودند، برده هاي بسياري داشت که به تجارت مشغول بودند. حضرت خدیجه  بانویی بود که در ناز و نعمت زندگی میکرد و از مال دنیا چیزی کم نداشت .از ايثار و فداکاري بسيار عجيب خديجه اينکه، پس از ازدواج با پيامبر همه ي اموالش را در اختيار پيامبر قرار داد تا آن حضرت هر گونه که مي خواهد آن اموال را در راه خدا به مصرف برساند، چنین فداکاری بزرگی در جامعه ای که مال و ثروت را مایه ی فخر و مباهات میدانستند و کاری به اخلاق و اخلاق مداری نداشتند،بی سابقه بوده اما خدیجه (س)از مال و ثروت خود چشم پوشید و به جای چند برابر کردن اموال خود همه آن را در راه اسلام و قرآن فداکرد وچه بسا اگر این فداکاری ایشان نبود اسلام در آن زمان گسترش نمی یافت .
مصرف هاي اموال خديجه
رسول خدا مي فرمايند:«هيچ مالي به من سود نبخشيد، آن گونه که ثروت خديجه به من سود بخشيد.»
1-پيامبر از اموال خديجه بدهکاران را از قيد بدهکاري آزاد مي کرد، به تهيدستان کمک مي نمود، به بينوايان و يتيمان رسيدگي ميکرد، مسلماناني که از مکه به مدينه هجرت مي کردند و مشرکان مال هاي آنان را مصادره مي کردند، پيامبر به آنان کمک مي کرد تا خود را به مدينه برسانند. کوتاه سخن آنکه: پيامبر هرگونه که صلاح مي دانست از اموال خديجه استفاده مي نمود.
2- هنگامي که پيامبر(پانزده سال قبل از بعثت)با خديجه ازدواج کرد حليمه سعديه، مادر رضاعي پيامبر روزي به مکه آمد و از قحطي و خشکسالي آن سال شکايت کرد، پيامبر اين موضوع را با خديجه در ميان گذاشت و خديجه چهل شتر و گوسفند به حليمه بخشيد، او با شادماني به سوي خاندانش بازگشت، پس از طلوع اسلام حليمه به همراه شوهرش به مکه آمد و مسلمان شدند.
3- در آستانه ازدواج پيامبر با خديجه، وقتي ورقه بن نوفل پسر عموي خديجه، سخن از فقر پيامبر به ميان آورد، خديجه گفت: «اذا کان ماله قليلا فمالي کثيرا» اگر مال او اندک است، مال من بسيار است. و شعري خواند که مصرع دومش اين است:«فما المال الا مثل قلم الاظفار» ثروت در برابر او جزمانند گرفتن ناخن ها نيست.  يعني ثروتم را از خودم جدا کرده همه را در اختيار او قرار مي دهم.
4-در ماجراي سه يا چهار سال محاصره ي شعب ابيطالب، (چنان چه خاطر نشان مي شود) در متن روايت آمده:«و انفق ابو طالب و خديجه جميع مالها» ابوطالب و خديجه همه ي اموال خود را براي حفظ اسلام و محاصره شدگان انفاق نمودند.
طبق بعضي روايات در ماجراي محاصره اقتصادي، از اموال خديجه ديگر چيزي باقي نمانده بود و خديجه گفت:«چيزي جز دو پوست که هنگام استراحت يکي را زير انداز و ديگري را رو انداز قرار مي دهيم.»
اين انفاق واِيثار خدِيجه است که پِيامبر مِي فرماِيد: «ما قام الاسلام الا بسيف علي و ثروه خديجه.» اسلام جز به شمشير علي و ثروت خديجه برپا نشد.
آري بيشتر ِي ثروت خديجه در اين سه يا چهار سال محاصره به مصرف رسيد، چراکه بني هاشم و پيامبر در شعب ابيطالب در محاصره شديد مشرکان بودند، در اين مدت ابوالعاس بن ربيع داماد خديجه، شتر ها را مي آورد و با آن ها گندم و خرما حمل مي کرد و با زحمت و خطر زياد، آن ها را به بني هاشم مي رسانيد، محاصره شده گان در شعب؛ هيچ گونه طعامي نداشتند و مصارف سه ساله آن ها از اموال خديجه بود. خديجه با کمال ايثار و مقاومت، از جان پيامبر و بني هاشم که مدافعان پيامبر بودند، حفاظت مي کرد و آنچه را داشت در اين راه به مصرف رسانيد، آري چنين ايثاري بود که، انفاق ثروت خديجه را در پيشبرد اسلام با شمشير علي برابر ساخت، همان شمشيري که طبق فرموده ي پيامر، يک ضربه ي آن در روز جنگ خندق بهتر از عبادت جن و انس معرفي شد. چنانچه جهاد با مال در آيات قران«مانند آيه 11صف، (ص)5نساء،44و81 و88 توبه و(ع)2 انفال و…»با جهاد جان در کنار هم همطراز قرار داده شده است. اين بود گوشه اي از ايثار و فداکاري حضرت خديجه در راه حمايت از پيامبر و پيشرفت اسلا.
5.در تنگناي محاصره: هنگامي که پيامبر اسلام (ص) پس از سه سال دعوت پنهاني، به امر خداوند مأمور به دعوت آشکار و گسترش دامنه پيام الهي خود شد، نداي دعوتش توفان خشم جاه طلبان و گردنکشان را برانگيخت. از اين رو، کافران، آنان را از شهر بيرون کرده و به «شِعب ابي طالب» روانه ساختند و در تنگناي محاصره اقتصادي قرار دادند. شدت اين محاصره به قدري بود که يا از گرسنگي بميرند و يا به سوي بت پرستان و خدايانشان باز گردند. هنگامي که رسول خدا (ص) با يارانش از شهر بيرون مي رفتند، خديجه نيز بدون ذره اي ترديد با آنان همگام شد. او در طول اين سه سال، هزينه محاصره شدگان را به عهده گرفته بود و هر از چند گاه مايحتاج آنان، از اموال خديجه (س) و مخفيانه به شعب ابي طالب مي رسيد.
وقتی حضرت خدیجه دریافت که سعادتمند شده ، هرچه داشت در راه‏پیشرفت و موقعیت پیغمبر اسلام (ص) انفاق کرد . او تمام اموال‏خویش را به پیامبر (ص) بخشید و در راه نشر اسلام به مصرف ‏رساند . تا جایی که هنگام ارتحال ، پارچه‏ای برای کفن نداشت.

تفاوت عفاف و حجاب

                                          موضوع :تفاوت عفاف و حجاب

                                         تدوین :دانش پژوهان مدرسه علمیه کوثر (س)

 

حجاب و حیا به معنی پنهان کردن است کلمه ی حجاب به معنی پرده یا حائل میان دو چیز است (و من بیننا و بینک حجاب…)وبین ما و شما پرده ای است یا ممنوعیت یا فاصله یا چیز پنهان شده ای .
آیه ی 45 سوره ی اسرا میفرماید :(و هنگامی  که قرآن  را قرائت میکنی بین تو و آنان که ایمان  به آخرت ندارند حائلی  قرار دادیم .)
 چون “مستورا “صفت حجاب است پس این حجاب غیرمرئی است ؛مثل مومن و غیر مومن  یا عالم و غیر عالم ،با آن که در کنار یکدیگرند ،از هم بیگانه  و به زبان هم ناآشنا  هستند  و احوالات و اموراتشان ازهم پنهان است ؛ به همین دلیل  نیز تعبیر شده است به این که میانشان پرده ای نامرئی وجود دارد  که آنها را از هم جدا میکند.
بنابراین کلمه حجاب در قرآن همه جا به معنای پنهان کردن پوشش یا امر پنهانی ،فاصله یا پرده  و یا پوشاننده یا حائل میان دو چبز به کار رفته است .
حجاب ، چیزی غیر از لباس است . گاهی لباس ،حجاب تلقی میشود ، ولی یه طور کلی لباس ، به معنای حجاب به کار نمی رود .
اما عفت به معنای مناعت و عفیف به معنای خود نگهدار و با مناعت به کار میرود
 سوره ی نحل آیه 112  می فرماید: (آنانکه امکان ازدواج برایشان فراهم نشده باید عفت بورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بی نیاز گرداند.)
 بنا براین عفاف در قرآن به معنای این است که شخص غرایز خود را کنترل کند و به سمت گناه  نرود.
عفاف مقدمه حجاب است و تا عفاف در جامعه نباشد حتی افرادبا حجاب نیز بتدریج در تقیدات دینی ضعیف خواهند شد . یکی از دلایل بد حجابی بی توجهی به مسئله عفاف است. گاهی ممکن است حجاب رعایت شود ولی عفاف نادیده گرفته شود ،رعایت نکردن حدود شرعی به ویژه از سوی زنان مصداق همین امر است . عفاف ، روح پوشش وپوشش کالبدعفاف است . و عفاف ، فلسفه حجاب  و حجاب نیز تضمین کننده سلامت روح و روان انسان است .
گر چه عفاف و حجاب رابطه مستقیم و تنگاتنگ  دارند ، ولی اینگونه نیست که عفاف تنها مخصوص حجاب باشد بلکه عفاف عبارت است از وقار  ومتانتی  که تمام حرکات و سکنات مومن را همراهی می کند  مانند عفاف در نگاه ، کلام، پوشش و….
بنابراین عفاف و حجاب دو مسئله کاملا جدا از هم هستند ولی رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند به طوری که هر یک مکمل دیگری است.   

اگر می خواهید محقق شوی

                                  تدوین : دانش پژوهان مدرسه علمیه کوثر (س)

اگر مشتاق پژ‍وهش هستيد و علاقه مند يد يك محققي موفق گرديد بايد در ابتدا نسبت به ويژگيهاي يك پ‍ژوهشگر شناخت كافي داشته باشيد
1) خلاقيت :اگر يك محقق ،خلاقيت نداشته باشد، نمي تواند چيز جديدي بيافريند ،در حاليكه كار محقق وپژوهشگر، آفرينش و توليد جديد است؛ توليد علم و دانش، اگر بخواهيد فقط همان را كه ديگران گفته اند ،گرد بياورد يا آنها را تدوين كند، هر چند اين هم مي تواند ارزشمند باشد. اما پژوهش محسوب نمي شود. كارهاي از قبيل :ترجمه، نمايه سازي و گرد آوري، اگر چه مفيد و لازمند و ارزش دارند، پژوهش نيستند ؛بلكه زمينه سازپژوهشند.
2) علاقه : ممكن است يك كار گر مكانيك هيچ علاقه اي به تعمير خودرو نداشته باشد، اما براي گذران زندگي و مزدي كه مي گيرد خودرو را تعمير ميكند ؛او چه علاقه داشته باشد چه نداشته باشد كارش به نتيجه مفيد مي رسد ؛پژوهش اينچنين نيست تا شما به اصل كار پژوهش علاقه نداشته باشيدموفق نمي شويد .بايد به پژوهش عشق بورزيد .
3) صبر: پژوهش فرايندي است زمان بر ودير بازده محقق بايد . پشتكار داشته باشد و پيوسته كار كند ؛اگر كار در ميانه رها شود ،كار مشكل مي شود .تا شخص دوباره كار را آغاز كند و گرم شود ،زمان مي برد و عمرش تلف مي شود .
4) تمر كز ذهي :وقتي نتواني خوب روي موضوع و مسائل پيرامون و زواياي آن تمر كز كني بجاي نمي رسي ؛دوام تمر كز هم بسيار مهم است بسياري از افراد تمركز دارند اما تمر كز آنها  دوام ندارد .طلبه بايد هر گاه زمينه برايش فراهم شد پژوهش را شروع كند البته نه پژوهش رسمي و حرفه اي او نبايد بترسد بايد پابه ميدان بگذارد چند گام به جلو برود و چند كار پژوهشي انجام دهد و ببيند چه نمره هاي كسب مي كند .نبايد از شكست در گامها و كارهاي نخست ،هراسي به خود راه دهد .اگر با پشتكار اين راه را در پيش بگيرد ،پس از مدتي خواهد فهميد كه به درد اين حرفه مي خورد يا نه .
موفق و مؤید باشید .

مقايسه بين اديان در زمينه منجي موعود

                                           موضوع :مقايسه بين اديان در زمينه منجي موعود

                                                              محقق:مریم السادات حسینی

 

عقايد مشترك:
اديان آسماني به ظهور منجي آخرالزمان براي نجات جهان و بشريت اعتقاد دارند. واين عقيده در بين آنان شموليت بيشتري را نسبت به اديان غيرتوحيدي فرا مي¬گيرد.اين عقيدة فراگير مختص به برهة زماني خاصّي در بين آنان نيست بلك از ابتداي ايجاد اين تفكّر تا به اكنون ادامه داشته و دارد و امروزه اميد و شوق به ظهور رهاننده جزء لاينفكّ زندگي آن¬ها گرديده است.
بشارت ظهور موعود تنها از تفكّرات عدّه¬اي ظلم ديده و ستم چشيده جاري نشده است بلكه در كتب مقدّس آنان نويد روزگار رهايي به دست ابرمردي قدرتمند داده شده است. به طور مثال: در متون مقدس زرتشت، كتاب عهد عتيق يهود (تورات) و عهد جديد مسيحيت (انجيل) و قرآن مسلمانان عبارات و آياتي وجود دارد كه روزگار روشن ظهور را به نمايش گذارده است و اين بشارات خود و حجّتي است براي منتظران و دلگرمي هر چه بيشتر آنان و زنده كردن اميد به تلاش براي فردايي ديگر.
امّا ظهور موعود محدود به بشارات كتب مقدّس و به انتظار نشستن، نمي¬گردد بلكه اين اديان آسماني به طور مجموع اتفاق نظر دارند كه قبل از ظهور، دوراني سياه و تاريك تاريخ را در بر خواهد گرفت و بلاها و فتنه¬هايي دامنگير جهانيان خواهد شد به گونه¬اي شدّت بلا و رنج و سختي افزايش مي¬يابد كه هر كس انتظار مرگ خويش را مي¬كشد. مثلاً دين زرتشت اوضاع جهان را قبل از قيام اين گونه تصور كرده است كه: جامعه از هم گسيخته مي¬شود و ديو ستم ب همه چيره مي¬گردد، مردمي قساوت قلب و بي¬رحم، فاسد و خونريز روي صحنه مي¬آيند و بر مردم ضعيف فرماندهي مي¬كنند تا آن جا كه شريران و گناه¬كاران بر روي كرة زمين آقايي مي¬كنند.
 شبيه چنين اوضاعي در اديان يهود و مسيحيت و اسلام نيز تدبير شده است مثلاً مسيحيت واقعه¬اي را قبل از قيام موعود به نام آرماگدون پيش¬بيني نموده است كه جنگ عظيمي  رخ خواهد داد و جهان به نابودي كشيده خواهد شد و علاوه بر اين جنگ، شيوع بيماري¬هاي هلاك كننده و گسترش خشكسالي و … را نيز بيان مي¬كند.
البته ناگفته نماند كه اين اتفاقات علاوه بر رنج و مشقّت نوعي تسّلي دهنده است چرا كه به منتظران بشارت ظهور مصلح جهاني را نويد و پيام مي¬دهد. واين خود مي¬تواند مرحمي بر دل¬هاي خسته باشد.
بعد از وقوع اين حوادث نوبت به ظهور منجي مي¬رسد كسي كه با آمدنش صلح و عدالت، نيكي و شادي، آسايش و آرامش را به ارمغان مي¬آورد جهان را به گونه¬اي تغيير مي¬يابد كه صد در صد متفاوت با دورة قبل از ظهور مي¬باشد، ديگر آواي ضجّه و ناله كودكان و مادران به گوش نمي¬رسد دنيا رو به پيشرفت و ترّقي گام برمي¬دارد و از لحاظ مادّي و معنوي به رشد و بالندگي مي¬رسد.
چنان چه در عهد جديد چنين بشارت داده¬اند كه:
درياها و چشمه¬ها خواهند جوشيد، درختان پربار و گندم¬زارها پر رونق و زمين و زمان از طلا و نقره پر خواهد شد.
در كتاب مقدس يهوديان نيز چنين آمده است:
ذليلان به عدالت حكم خواهند شد و مسكينان زمين به راستي خواهند رسيد در تمامي كوه مقدس ضرر و فسادي نخواهد بود تا جايي كه شيرخواره با سوراخ مار بازي خواهد كرد.
در دين زرتشت و اسلام نيز چنين بشارت¬هايي داده شده است
از وجوه مشتركي كه مي¬توان ميان دين يهود و اسلام انتخاب نمود مسأله مهم دعا و درخواست از باري تعالي است كه هر چه سريعتر جهان را به مقدم موعود آخرالزمان روشن سازد.
آري! دين يهود داراي مراسمات عبادي است كه در زمان¬هاي خاصي و با آداب و رسوم خاصي صورت مي¬گيرد به طور نمونه، مراسم سبت و اعياد كه در آن دعاهاي خاصي قرائن مي¬گردد همچون اميد به نجات از تبعيد و برپايي شكوهمند ملّت يهود، كاميابي، طول عمر و سلامت و …
يا از جمله دعاهايي كه به هنگام كه سال نو و يا روز كفّاره مي¬خوانند كه مضمون آن¬ها از عالي¬ترين دعاها در نزد يهود است كه به عقيدة آنان دورة مسيحايي را نزديك مي¬سازد.
دين مقدس اسلام نيز مراسمات باشكوهي دارد از جمله روز ميلاد منجي عالم، كه نيمه شعبان ناميده مي¬شود. و مسلمين آن روز را مقدس شمرده و جشن مي¬گيرند و با انجام عباداتي خاص در اين روز دست دعا براي فرج آخرين ذرّيه پيامبر[7] برمي¬دارند. همچنين دعاهاي ديگري در متون مقدس اسلام آمده است از جمله دعاهاي عهد كه در صبح قرائت مي¬گردد و دعاي ندبه كه روزهاي جمعه برپا مي¬گردد و مضمون همة‌ اين¬ها فرج مهدي«عج» و قرار گرفتن در صف ياران موعود و شكست و نابودي سلطه¬گران جهان مي¬باشد.
وجه شباهتي كه بين دين مسيح و اسلام است در اين است كه زمان ظهور تعيين نشده است چنان كه در عهد جديد چنين آمده كه هيچ كس زمان ظهور را نمي¬داند لذا آماده باشيد و كمربندهاي خود را محكم ببنديد و چراغ¬هاي خود را افروخته داريد گويا كه اكنون خواهد رسيد. در اسلام هم، زمان ظهور موعود تعيين نشده حتي از سوي پيامبر و ائمه[E]. چنان كه هركس از آن¬ها مي¬پرسيد مي¬فرمودند جز خدا كسي اطّلاع ندارد به گونه¬اي كه خود حضرت حجّت«عج» هم زمان ظهورش را آگاه نيست.
همان طور كه قبلاً گفتيم، در كتاب مقدس اديان بشارت به منجي داده شده است در كتاب مقدس اسلام نيز يعني قرآن و روايات اهل بيت[E] بشارت به ظهور فردي از اولاد پيامبر خاتم[7] داده شده است او منجي بر حقّ شناخته خواهد شد چرا كه صاحب ديني است كه آخرين و كامل¬ترين دانسته شده است و آخرين وجه مشترك آن كه همه اديان بالاتفاق مدت حكومت منجي موعود را تا روز قيامت مي¬دانند و با برپايي عظيم و گستردة قيامت، جهان براي رستاخيزي دوباره آماده خواهد شد.
وجوه تفاوت:
اولين وجه متفاوت بين عقيده اديان را مي¬توان شخص موعود دانست كه چه كسي با چه مشخصاتي و چه گونه قيام خواهد كرد؟
زرتشت قائل به سه منجي رهاننده است و به اعتقاد آنان دو منجي اول يعني هوشيدر و هوشيدر ماه هر كدام در برهه-اي از تاريخ حكومت مي¬كنند و جهان را از ظلم و نيستي نجات مي¬دهند و زمينه را براي قيام موعود آخرين آماده مي-سازند.
يهود معتقد است كه شخصي به نام «ماشيح» موعود آخرالزمان است حال بگذاريم از اين كه ماشيح را همان حضرت عيسي[A] مي¬دانند يا خير؟ كه اقوال آنان گذشت.
مسيحيان در انتظار ظهور مجدّد حضرت عيسي[A] هستند يعني معتقدند كه حضرت عيسي پس از صليب كشيدن دوباره زنده خواهد شد و موعود شناخته خواهد شد.
امّا بنابر اعتقاد مسلمانان منجي بر حقّ، حضرت مهدي«عج» است كه فرزند امام حسن عسگري[A] و از سلالة پاك فاطمه بنت محمد«ص» است اوست كه خدا وعدة ظهورش را در قرآن داده است و اوست كه ظلم و ستم را بر خواهد انداخت و حضرت عيسي[A] بعد از حضرت مهدي[A] رجعت خواهند نمود و در صف ياران آن حضرت قرار خواهد گرفت.
دوم آن كه عقايد مختلف در بين اديان ذكر برخي از علائم قبل از ظهور است. چنان كه قبل هم گفتيم همگي اديان اتفاق نظر دارند كه قبل از ظهور موعود حوادثي رخ خواهد داد از جمله شيوع بيماري و گسترش جنگ و خونريزي و ظلم و ستم.
دين اسلام علاوه بر اين حوادث، به ذكر رخدادهايي مي¬پردازد از جمله:
صحيحة آسماني، ندايي است كه بر اساس برخي از روايات ندا جبرئيل است و در ماه رمضان شنيده خواهد شد. و يا خروج افرادي كه جنگ بسيار كنند ويا تسلط زن¬ها بر امور اجتماعي كه مفاسد زيادي در پي خواهد داشت و همچنين گناهان علني از جمله ميگساري و ربا و تجاوز به ناموس ديگران و …
از جمله تفاوت عقيدة ديگر آن كه در اسلام به طور كامل دستاوردها و فعاليت¬هاي امام عصر«عج» را تبيين مي¬كند. بعد از قيام، حضرت به انجام برنامه¬هاي فرهنگي چون، احياء‌ كتاب و سنّت حقّه، گسترش معرفت و اخلاق، مبارزه با بدعت¬ها و … به انجام برنامه¬هاي اجتماعي: احياء‌ و گسترش امر به معروف و نهي از منكر، مبارزه با مفاسد، اجراي حدود الهي و … مي¬پردازد. همچنين عقول مردم به گونه¬اي رشد مي¬كند كه هركس در خانة خود باشد علم فرا مي¬گيرد.
آخرين تفاوت ميان دين اسلام و اديان ديگر را مي¬توان مسأله مهم رجعت دانست.
رجعت يعني بازگشت گروهي به عالم دنيا در زمان قيام حضرت مهدي[A] واين جزئي از عقيدة شيعيان به شمار مي-آيد.
در آخر با توجه به تفاوت¬هايي كه دين اسلام با اديان ديگر دارد و برتري خاص اين دين به عنوان كامل¬ترين و آخرين شريعت كه بر پيامبر خاتم خود يعني حضرت محمد«ص» نازل شده و كتاب آسماني مسلمانان كه آخرين معجزة الهي است قرآن ناميده مي¬شود و با توجه به اين كه در كتاب مقدس اديان ديگر وعدة بشارت اين دين داده شده است لذا بنابر آيات وارده و با گواهي خود قرآن، منجي حقيقي و موعود آخرالزمان فقط و فقط حضرت مهدي«عج» است كه هم اكنون نيز زنده¬اند امّا فقط از ديدگان غائب و چون خورشيد پشت ابر مفيد فايده و بر احوالات جهان و مردمان آن احاطه دارند.
                                ظهورش نزديك باد.
میلاد منجی عالم بشریت بر عموم مسلمانان به ویژه منتظران ظهورش مبارک باد.

حکمت 14 نهج البلاغه

تدوین وتحقیق

گروه صالحین


امام علی (ع)می فرمایند :کسی را که نزدیگانش واگذارد بیگانه اوراپذیرا می گردد

نکتهای برداشتی از حکمت فوق :

1_اگر صلحه رحم با فرزندان و خویشان برقرارشود ؛فرزند و خویشان با کسی که شایستگی ارتباط را ندارد دیدو بازدید نمی کند .

2_اگر مؤمنین از اجناس و تولیدات داخلی خود استفاده کنند دیگر نیاز به ورور اجناس خارجی نیست .

3_اگر مؤمنین با یکدیگربرخورد  صمیمی و دوستانه داشته باشند فرهنگ دینی را به یکدیگر منتقل کنند دیگر جایی برای فرهنگ غیر دینی و ارتباط با غیر مؤمن نیست .

خداجویی ومعنویت گرایی در یاران امام حسین (ع) ویاران امام زمان (عج)


محققین:دانش پژوهان حوزه علمیه کوثر

خداجویی ومعنویت گرایی در یاران امام حسین (ع) ویاران امام زمان (عج)


قیام امام حسین (علیه السلام) ونهضت حضرت مهدی (عج)در برخی عناصر مشترک و در برخی شاخصه های دیگر متفاوت هستند .شیخ جعفر شوشتری در کتاب فوائد المشاهده روایت کرده که حضرت سید الشهید در کربلا به اصحاب خود فرمودند :

« هرکس مارا به جان خودش یاری نماید در درجات عالیه بهشت با ما خواهد بود . جد بزرگوارم حضرت محمد (ص ) به من خبر دادند که فرزندم حسین در زمین کربلا در حالی که بی کس وتنها و تشنه باشد شهید خواهد شد هر کس او را یاری کند، مرا یاری کرده است و فرزند او حضرت قائم را یاری کرده است ، و هر کس ما را به زبان خود یاری نماید ، در روز قیامت در زمره ی ما خواهد بود .»


معنی سخن آن است که به یاری امام حسین (ع)، یاری امام زمان (عج)حاصل می شود .
پس می توان گفت قیام عاشورا آغاز راهی است که اکمال و اتمام آن در عصر ظهور وبه واسطه قیام حضرت مهدی (عج) به منصه ظهور خواهد رسید و در واقع این دو قیام با انگیزه و با اهدافی مشترک به وجود آمدند . 
در این نوشتار به یکی از ویژگی های مشترک یاران امام عاشورا و امام زمان (عج) پرداخته می شود .
خداجویی و معنویت گرایی ، عشق به کمال مطلق و معبود حقیقی از والاترین و زلالترین حالات آدمی است که پیشوایان الهی در بالاترین درجه ازاین مقام ، بوده اند.  در همین راستا ، خدا محوری و معنویت یاران امام حسین (ع)، در شب عاشورا جلوه ی خاصی به خود گرفت؛ به گونه ای که صدای عبادت و نیایش ونماز شب آنان در خیمه ها پیچیده بود .
خداجویی و توحید سر لوحه عقاید یاران مهدی (عج) نیز هست . آنان خدا را به شایستگی شناخته وهمه وجودشان ، غرق جلوه ی نور ایزدی است . چنانچه امام صادق (ع) درباره آنان فرموده است :

«آنان مردانی هستند که گویا دلشان نور باران است ؛ از ناخشنودی پروردگارشان هراس دارند و برای کسب توفیق شهادت ، دعا می کنند»

امیرالمومنین علی  (ع) نیز یاران مهدی (عج) را گنج هایی آکنده از معرفت خدا می داند. در همین باب ، قرآن کریم آمده است که هم خداوند آن ها را دوست دارد و هم آنها خدا را دوست دارند؛ و این فضل خداست که به هر کس بخواهد و شایسته باشد می دهد .پس می توان دریافت، هر چه خوبی و زیبایی و فضیلت است در سیمای یاران امام عاشورا و امام زمان (عج) یافتنی است ومطالعه ی زندگی آنان تماشای شفاف ترین آینه ها و عالی ترین اسوه ها و سر مشق هاست .مرور این عظمت ها ، شناخت « صراط مستقیم رستگاری » است.به راستی که جوشش خون اباعبدالله الحسین (ع) واصحاب عاشورائیش محرک و زمینه ساز اصلی قیام جهانی مهدوی موعود است.                                                                    
 منابع:

شیوه های یاری قائم آل محمد(ص)،میرزا محمد باقر فقیه ایمانی،1388،عطر عترت،ص151.

شمیم،گزیده ای از مباحث درباره امام زمان(عج)،محققان مرکز مهدویت،تابستان 88،ص36.

حسین بن علی،جواد فاضل،زمستان85،مؤسسه انتشارات امام عصر،ص307.

 

 

 

 

 

بد حجابی و بیماری های روانی

     محققين:دانش پژوهان حوزه علمیه کوثر(س)

بد حجابی و بیماری های روانی
       علت بیماری های روانی که دردنیای غرب زیادشده ، آزادی اخلاقی جنسی و تحریکات فراوان است. نبود حریم میان زن و مرد ، بی بند وباری و هیجانها را فزونی می بخشد و پیامد آن بیماری روانی است. به علت اثری که دیدن یک زن زیبارو در یک مرد می تواند داشته باشد به خصوص پسرهای نوجوان(حتی پیش از بلوغ) که دچار طوفان های شخصیتی و شهوانی می شوند و از آنجا که امکان ارضای این میل برایشان وجود ندارد ممکن است دچار صدمات روحی و یا خودارضایی شوند. در اینجا وجود حجاب باعث میشود که چنین طوفانهایی با تأخیر صورت گیرند و موکول به زمانی میشوند که پسرها به بلوغ فکری و جنسی رسیده اند.
     يکي از فوايد و آثار مهم حجاب در بُعد فردي، ايجاد آرامش رواني بين افراد جامعه است که يکي از عوامل ايجاد آن عدم تهييج و تحريک جنسي است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادي معاشرت‎هاي بي‎بندوبار ميان زن و مرد، هيجان‎ها و التهاب‎هاي جنسي را فزوني مي‎بخشد و تقاضاي سکس را به صورت عطش روحي و يک خواست اشباع نشدني درمي‎آورد. غريزه‌ي جنسي، غريزه‎اي نيرومند، عميق و دريا صفت است که هرچه بيش‌تر اطاعت شود بيش‌تر سرکش مي‎گردد؛ هم‌چون آتشي که هرچه هيزم آن زيادتر شود شعله‎ورتر مي‎گردد. بهترين شاهد بر اين مطلب اين است که در جهان غرب که با رواج بي‎حيايي و برهنگي، اطاعت از غريزه‌ي جنسي بيش‌تر شده است، هجوم مردم به مسئله‌ي سکس نيز زيادتر شده و تيراژ مجلات و کتب سکسي بالاتر رفته است. اين مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادي است که قايل‎اند همه‌ي گرفتاري‌هايي که در کشورهاي اسلامي و شرقي بر سر غريزه‌ي جنسي وجود دارد، ناشي از محدوديت‎هاست؛ و اگر به کلي هرگونه محدوديتي برداشته شود و روابط جنسي آزاد شود، اين حرص و ولعي که وجود دارد، از بين مي‎رود.البته از اين افراد بايد پرسيد؛ آيا غرب که محدوديت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسي در بين آنان فروکش کرده است يا افزايش يافته است؟!

    پاسخ هر انسان واقع‎بين و منصفي به اين سؤال اين است که نه تنها حرص و ولع جنسي در غرب افزايش يافته است، بلکه هر روز شکل‎هاي جديدتري از تمتّعات و بهره‎برداري‎هاي جنسي در آنها رواج و رسميت مي‎يابد.يکي از زنان غربي منصف، وضعيت جامعه‎ي غرب را در مواجهه با غريزه‎ي جنسي اين‎گونه توصيف کرده است:
   «کساني مي‌گويند مسئله‌ي غريزه‌ي جنسي و مشکل زن و حجاب در جوامع غربي حل شده است؛ آري، اگر از زن روي‌گرداندن و به بچه و سگ و يا هم‌جنس روي آوردن حل مسئله است، البته مدتي است اين راه حل صورت گرفته است .»
   بدون شک جامعه اي از سلامت کامل برخوردار است که خانواده به عنوان جزء کوچک آن جامعه از سلامت و استحکام کامل و کافي برخوردار باشد، از اين رو، اگر خواهان سلامت و تقويت بنيان جامعه هستيم، بايد همه نيروهاي خود را در جهت استحکام و تقويت پيوندهاي خانوادگي بسيج کنيم. در جامعه اي که برهنگي بر آن حاکم است هر زن و مردي، همواره در حال مقايسه است مقايسه ي آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ريشه ي خانواده را مي سوزاند اين است که اين مقايسه آتش هوي و هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن مي زند.
   هر عملی که انسان انجام می‌دهد ناشی از نیازهای وجودی فرد است و بدحجابی نیز دلائلی فردی دارد و زن یا مرد بدحجاب ممکن است بنا به دلایلی از قبول پوشش مناسب خودداری کند. بیماری‌های روانی منجر به بدحجابی می‌شود . از نظر علم روانشناسی بیماری‌های روانی از جمله هیستری، عقده حقارت، سادیسم ، مازوخیسم ، اختلال شخصیت ، پارانوئید ، تماشاگری ، نمایشگری ، مبدل پوشی و … می‌تواند علت بدحجابی باشد.
   هیستری
  در این بیماری، فرد علاقه بسیاری به جلوه‌گری دارد و مشکلات روحی و روانی منشا بیماری هیستری است.
افسردگی یکی از آثار و نشانه‌های بیماری هیستری در فرد است، چنین افرادی برای ارضای بیماری خود مرتب به دنبال مدل‌های بهتر، بالاتر، زیباتر و جذاب هستند.
عقده ی حقارت
عقده حقارت از مهم‌ترین علت‌های بدحجابی  است.ناکامی قدرت خواهی عقده ی حقارت را ایجاد می کند .یعنی احساس عدم کفایتی که مرکز بسیاری از اختلالات روان رنجوری است. به طور کلی عقده ی حقارت مجموغه ای از تصورات منفی است  زمانی بروز میکند ، که فرد در رسیدن به هدف شخصی ناکام بماند .یکی از طرق کاهش رنج عاطفی ناشی از عقده ی حقارت پرداختن به رفتار جبرانی است مثلا زمانی که فردی در خانواده و جامعه مورد تحقیر قرار می‌گیرد و خانواده به او توجهی ندارد و نظراتش را محترم نمی‌داند در اثبات زیبایی درونی خود ناکام مانده و به دنبال راهی برای جلوه دادن  این زیبایی‌های درونی است تا روی این عقده سرپوش بگذارد. 
   سادیسم
   سادیسم نیز نوعی بیماری است که از افسردگی سرچشمه می‌گیرد و فرد بیمار به آزار دیگران علاقه دارد.
فرد مبتلا به سادیسم با پوشش نامناسب در بین جامعه رفت و آمد می‌کند و حس شهوت و غریزه جنسی را در جوانان بیدار می‌کند و آنها را دچار مشکل می‌سازد.
فردی که سادیسم دارد از شعله‌ور شدن غریزه جنسی در فرد و عدم دستیابی به آن لذت می‌برد و خود را قهرمان این عرصه تصور می‌کند. 
   مازوخیسم
   علت دیگر گرایش به پوشش نامناسب را می توان خودآزاری یا مازوخیسم ذکر کرد . فردی که به دلایل مختلف خود را عقب‌مانده می‌داند، نسبت به خود بی‌تفاوت می‌شود و از بیماری یا شکست اجتماعی خود ناراحت نمی‌شود. : فرد مبتلا به مازوخیسم به علت آزار رساندن به خود، خودش را در معرض حوادث برخاسته از فحشا و فساد می‌گذارد و چنین افرادی هر قدر هم که در دامان بی‌عفتی فرو روند، برایشان اهمیتی ندارد، زیرا هیچ قانون و مقررات و صلاح و ثوابی را در نظر نمی‌گیرند و حتی آنها با خود بیگانه هستند. زنان ودختران با پوشش نامناسب در فعالیت های اجتماعی، به جوانان و مردان بزهکار اجازه خواهند داد تا به حریم آنان تجاوز کنند و مورد اذیت و آزار خود قرار دهند. آزار طلبی جنسی تمایلی است به تجربه هیجان جنسی حاصل از رنج ودردی که شخص می برد . ویژگی های آزارطلبانه شخصیت تمایلاتی است مثل میل به شکست خوردن در انجام یک تکلیف و یا نیاز به شرمزده شدن . رنجی که فرد آزارطلب می برد در واقع باجی است که می پردازد تا مجوزی برای تجربه ای شهوانی به دست آورد .  در واقع آزارطلبی نقطه شروع بسیاری از ناهنجاری ها، مزاحمت ها و بی احترامی هایی است که افراد جامعه برای یک دیگر به وجود می آورند و بد حجابی عامل بسیار مهمی در ایجاد این مزاحمت ها به شمار می آید، دختران بزرک  کرده با پوشش های زننده و گاه بسیار تهییج کنده، در جامعه خود را ارائه می نمایند تا شاید نگاه های آلوده بیشتری را به خود جلب کنند و از این طریق،حس خودآرایی و خودنمایی را به نحوی ارضا کنند، ولی این سرابی بیش نیست و عاقبت پشیمان خواهند شد که دیگر  راه بازگشت نخواهند داشت. خداوند در قرآن کریم به پیامبرش(ص) می فرماید :«یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ ِلأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُوءْمِنینَ یُدْنینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنی أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُوءْذَیْنَ وَ کانَ اللّهُ غَفُورًا رَحیمًا.
   ای پیامبر، به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو پوشش های خود را برخود فروتر گیرند. این برای آن که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیک تر است و خدا آمرزنده مهربان است.
   در شأن نزول این آیه آمده، هنگامی که شب ها زنان برای نماز به مسجد می رفتند، بعضی از جوانان هرزه بر سر راه آنها می نشستند و آنان  را با مزاح و سخنان ناروا آزار می دادند و مزاحم آنها می شدند. این آیه به زنان دستور داد حجاب خود را به طور کامل رعایت کنند تا از کنیزان، آلودگان و یهودیان شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند.
   پس جامعه ای که بخواهد  ثبات امنیتی بیشتری داشته و از ناهنجاری ها به دور باشد باید خود را از عواملی  که باعث ناهنجاری و بزه می شود، دور نگه دارد و حجاب بهترین وسیله ای است که زنان و دختران را  از آزار جنسی محافظت می کند.
   اختلال شخصیت
   اختلال شخصیت نوعی اختلال رفتاری است که مشخصه ی آن مشکلات بسیار در انطباق اجتماعی است.کسی که دچار اختلال شخصیت است لزوما احساس نمی کند که اشکالی دارد ولی غالبا دیگران او را پر درد سر یا آزار دهنده میدانند.
   شخص مبتلا به اختلال شخصیت نمیخواهد عرف جامعه را رعایت کند . شغلش را مدام تغییر میدهد و کمتر پیش می آید که بتواند با یک کارفرما سر کند . و هر وقت که فرصت مناسبی پیدا کند دروغ میگوید و تقلب میکند و در مواقع حاد نمیتواند  در زندگی مشترک موفق باشد و به طور دائم و همیشگی با یک نفر زندگی کند.
   پارانوئید
    افراد مبتلا به این بیماری از نظر اعتقادات دینی معمولا در حد بسیار ضعیفی اند و بی توجه نسبت به   آن . اینگونه افراد هیچ لزومی در رعایت شرع نمی بینند و خود را موظف به پیروی از عرف جامعه نیز     نمی دانند . این افراد هرگونه استدلالی را نسبت به لزوم رعایت حجاب مطرود می دانند . در واقع افراد مبتلا استدلال ناپذیرند و تمامی اعمالشان را من حیث المجموع درست و کامل می پندارند .

منابع:

دایرة المعارف روانشناسی،فرانک برونو

شراب شیطان،مرضیه تجری

بصيرت

                        موضوع :اهميت و جايگاه بصيرت از منظر اسلام

                                              محقق:معصومه زنگانه

اهمیت و جایگاه بصیرت :
این تحقیق  بنا دارد ،که به اهمیت و جایگاه بصیرت در نگاه اسلام ، امام و رهبری دست پیدا کند . اما از آنجا که در موضوع اصلی پژوهش سخنان امام و رهبری مورد لحاظ واقع شده، از این رو غالب سخنانی که در این فصل به میان خواهد آمد، جدای از آیات و روایات، سخنان این دو بزرگوار خواهد بود .ابتدا با چند جمله از آیات و روایات اهمیت بصیرت را بیان می کنیم ؛ سپس برای روشن تر شدن اهمیت و جایگاه (بصیرت ) کاربردهای آن را از دریچه ی آیات روایات و امام و رهبری که از اولویت و حساسیت بیشتری بر خوردارند، تبیین و مورد بررسی قرار خواهیم داد .
 در زمینه ي اهمیت و جایگاه بصیرت آیات و روایات فراوانی وجود دارد اما از آنجا که ذکر همه ی موارد آن در این تحقیق قابل گنجایش نيست ، از این رو نوشته ی حاضربه بررسی برخی از آن هاخواهد پرداخت . با مراجعه به آیات روح بخش قرآن کریم مشاهده می شود که از ویژگی های پیامبران الهی داشتن بینش صحیح از رفتارها و کردارهاست و نیز جامعه ی اسلامی و پیروان دین را نیازمند به این ویژگی ها دانسته است  .
 آن جا که خداوند متعال می فرمایند : (قُل هذه سبیلی اَدعوا اِلیَ اللهَ عَِلی بَصیرۀٍٍ اَنا وَ مَنِ اتَّبَعَنی ؛ بگو این راه من است ؛ من و پیروانم با بصیرت کامل ، همه ی مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم) .ارزش و اهمیت بصیرت در برخی از آیات قرآن از جمله (آیه 50/ سوره مبارکه انعام ) به گونه ای دیگر حاصل می شود . (قُل هَل یَستَوی الاَ عمی وَ البصیر :بگو آیا مساوی هستند کوروبینا ؟) که در این آیه خداوند با برتر شمردن بینایی بر نابینایی و کوردلی جایگاه بصیرت را روشن می سازد .
در روایات نیز وجود بصیرت در افراد از اهیمت ویژه ای برخوردار شده است به گونه ای که پیامبر اکرم (صلَّی اللهُ عَلَیه وَ آلِه و سَلَّم ) می فرمایند (لَیسَ الاَعمی یَعمی بَصَرُهُ، اِنّما الاَعمی مَن تَعمی بَصیرَتُهُ ، کور آن کسی نیست، که دیده اش کور باشد ، بلکه کور واقعی کسی است که(چشم ) بصیرتش کور باشد) .  
همچنين مولا امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) نیزدر این زمینه فرموده اند : (فَقدَ البَصَر اَهوَن مِن فَقدِ البَصیرة) چشم سر نداشتن آسانتر از فقدان بصیرت است  )برای روشن شدن سخن حضرت، لازم به ذکر است که چشم یکی از نعمت های الهی به شمار می آید که انسان به واسطه ی آن بسیاری از چیزها از جمله رنگ ، شکل و مقدارها را می تواند تشخیص دهد ، اما خداوند ابزارهای دیگری چون گوش و سایر حواس را به انسان عطا نموده است ،که توسط این حواس شخص نسبت به بسیاری از مسائل موجود در جامعه می تواند شناخت به دست آورد . انسانی که ازچشم ظاهری بی بهره         می باشد؛ فقط از نگاه هر آنچه دیدنی است محروم می شود؛ اما انسانی که بصیرت ندارداز همه ی معارف بی بهره خواهد بود؛ نه فقط از دیدنی ها . لذا تمام معارف توسط بصیرت که همان بینایی قلبی است ، حاصل خواهد شد .
   درجای دیگر به حضرت علي (ع)،نتیجه ی بی بصیرتی زندگی افراد را مانند کسی می دانند که به بیراهه رفته و هر چه بیشتر پیش می رود از مسیر اصلی دورتر می گردد.  در ادامه نیز باید گفت از آنجا که امام خمینی (ره ) و مقام معظم رهبری(دام بركاته ) ادامه دهنده ی اهداف پیامبر عظيم الشأن و اهل بیت (عليه السلام ) می باشند؛ لذا سخنان آنان ، مبنی بر لزوم بصیرت در عرصه های مختلف زندگی با توجه به شرایط پیچیده ی جهان و همچنین با نظر به این امر که اطاعت از رهنمودهای این دو بزرگوار به عنوان ولی فقیه جامعه ی عصر خود بر هر فرد مسلمانی واجب شده ، مورد بررسی واقع قرار خواهدگرفت. و با تحلیل و بررسی برخی از بیانات این دو اندیشمند سیاسی جامعه ی اسلامی در دوران حاضر ، که خود نمونه ی والای افرادبصیر هستند ، نوشتار حاضر اهمیت و جایگاه مسئله ی (بصیرت ) را در عصر معاصر روشن مي سازد .

1

كلياتي درباره آيين نگارش مقالات

كلياتي درباره آيين نگارش مقالات

تدوين :دانش پژوهان مدرسه علميه كوثر


 کنجکاوی یکی از ویژگی های جدا نشدنی انسان است.همانگونه که مشاهده میکنیم کودک از بدو تولد با نگاه و بعد ها با حرکات و تلاشهای مداوم در پی کشف تازه ها و افزودن به گنجینه ی دانسته ها و تجربیات خود است،به نظر می رسد بشر نیز از ابتدای خلقت در جستجوی کشف رازهای پیچیده محیط اسرار آمیزی که از همه سو وی را احاطه کرده است بوده که هنوز هم ادامه دارد . و نظر به اینکه با همه یپیشرفت های چشم گیری که انسان در علوم ظاهری و فنون پزشکی وحتی در علوم عقلی به دست آورده هنوز در مراحل قبل از قدم اول در راه کشف حقایق و اسرار خلقت قرار دارد . تا بشر هست این جستجو ادامه خواهد داشت .
 این کنجکاوی و عطش خاموش نشدنی برای کشف حقایق پایه ئ اساس پژوهش را تشکیل می دهد که در زندگی روزمره،همه مردم به گونه ای آگاه یا ناخود آگاه با آن عجین هستندو قسمت عمده اختراعات و اکتشافات در سایه همین کنجکاوی و تلاش مداوم و پیگیر فراهم  است .
       

  نگارنده ی  یک اثر پژوهشی به طور کلی باید چهار مرحله اساسی را پشت سر بگذارد:


  الف) تهیه طرح تحقیق : انتخاب موضوع ، عنوان ، بررسی پیشینه ، منابع و طرح کلیات مطالب درسی و سیر اجمالی مباحث تا اصول به نتیجه ی تحقیق .

  ب ) جمع آوری اطلاعات : مطالعه و تتبع و فیش برداری از مطالب قابل بهره برداری در رسیدن به اهداف پژوهش.

ج) ترکیب و تدوین مطالب : مرتب ساختن و انسجام و تدوین مطالب جمع آوری شده و ایجاد شکل استدلالی ،برای اثبات مدعای مورد نظرو وصول به نتیجه .


  د) قرار دادن مطالب در قالب رسمی یک پژوهش : قرار دادن مطالب تدوین شده پس از تکمیل محتوا ، در قالب رسمی یک پژوهش به صورت مقاله و یک رساله علمی و یا کتاب .

 مراحل چهار گانه  فوق را می توان به طور مشروح تر و گام به گام به تفصیل  زیر بیان کرد:

  الف) تهیه ی محتوای علمی پژهشی :
   برای تهیه محتوای علمی پژوهشی مراحل  زیر باید انجام شود :


  1.انتخاب موضوع :
  پژوهشگر با در نظر گرفتن دغدغه های فردی و اجتماعی ، و انگیزه های خود و نیاز های جامعه و اقشار عام یا خاص و همچنین با توجه  به توانایی علمی خود میتواند موضوعی را برای تحقیق و پژوهش  خود انتخاب نماید . این موضوع میتواند  یک مفهوم بسط و واحد باشد ؛ مانند : ایثار ، دفاع ، و یا یک مفهوم مرکب مانند : تربیت فرزند . گاهی موضوع ، یک مفهوم دارای محدوده معین است ؛ مانند : ولایت و امامت در مکتب تشیع ، یا تربیت فرزند از دید گاه  اسلام . موضوع یک پژوهش نباید خیلی کلی و دارای دامنه بسیار گسترده ای باشد . هر چه این محدوده کوچکتر و ضیقتر باشد ، تلاش برای عمق بخشیدن به مطالعه  و بررسی موفقتر است.


 2. انتخاب محدوده ی پژوهش :
 تحقیق در یک موضوع علمی می تواند  بدون محدودیت در دامنه پژوهش باشد  و پژوشگر موضوع خود را در هر زمینه قابل تحقیق ، بررسیکند؛ اما بهتر است محدودهی معینی از فضای علمی آن را در نظر بگیرد و منابع در دسترس  را شناسایی و محدوده  استناد و استدلال  خود را معین نماید تا گرفتار خلط مباحث و آشفتگی در استدلال نشود؛ مانند : مبانی روانشناختی انسان  در منابع اسلامی ، بانکداری در اسلام ، فقه پویا در روایات اهل بیت (ع) و یا حکومت و زمامداری اسلامی در نهج البلاغه .
    

3. انتخاب عنوان :
 عنوان پژوهش میتواند کلمه و یا عبارتی باشد که به طور ضریح یا شکل هنری حکایت از موضوع و یا مدعا و هدف پژوهش نماید . این عنوان ترجیحا باید زیبا ، کوتاه و رسا  باشد . گاهی همان موضوع اثر پژوهشی عینا عنوان تحقیق قرار داده می شود . عنوان پژوهش را میتوان پیش از انجام مراحل تحقیقانتخاب نمود و گاهی این عنوان پس از پایان تحقیق انتخاب می شود .


4.تهیه طرح تحقیق :
 برای انجام یک تحقیق روشمند و موفق، تهیه طرح تحقیق لازم بلکه ضروری است و عدم تهیه آن موجب سر در گمی وبه بیراهه رفتن و یا دور زدن در محدوده کوچکی از موضوعات است .         پژوهشگر بعد از انتخاب موضوع وعنوان و بررسی منابع و پیشینه تحقیق ودستیابی به آخرین نظریات در موضوع ، طرح خود خود را برای طرح مورد نظر ترسیم می کند . اگر ذهنیت کامل وروشنی به مباحث مورد نظر خود داشته باشد ، باید یک طرح کلی برای مجموعه مطالب وفصل ها و بخشهای مورد نظر آن تنظیم نماید و کلیات وسیر مباحث را از آغار مطالب تا سرانجام روی کاغد پیاده کند و در صورت امکان نمودار درختی برای آن بکشد ، و توضیحاتی پیرامون کیفیت سیر مباحث و روش استدلال واستنتاج بنویسد . اما اگر از ابتدای تحقیق ذهنیت کاملی برای ترسیم ساختار کلی مباحث نداشت ، تا حد ممکن سر فصلهای موضوعات ومطالبی را که به نوعی موضوع او مرتبط است ، در برگ طرح تحقیق یادداشت کرده تا در طول سیر مطالعات ، به تدریج عناوین و سر فصلها مشخص شوند و ساختار طرح و سیر مباحث تکمیل گردد .


6) تجزیه و تحلیل مطالب :
   در این مرحله پژوهشگر باید مطالب جمع آوری شده را با هم مرتبط ساخته ودر قالب استدلالهای متقن وروشن ویا طرح موزون ومتناسب وهنری ، ترتیب و انسجام بخشد و ساختار یک مجموعه هماهنگ و منسجم در جهت رسیدن به هدف پژوهش را شکل دهد . طبعا پژوهشگر مخاطبان خاصی یا عامی را در نظر گرفته و متناسب سطح فکری و عملی آنان مطالب خود را شکل می دهد ، بنابراین شکل ونوع این ساختار بستگی به موضوع وبحث ومخاطب مورد نظر دارد .                    اگر پژوهشگر از روش طرح سوال و شبهه و پاسخ دادن به سوالات وشبهات مطرح شده در ذهن مخاطب خود برای رسیدن او به هدف مورد نظر و اثبات مدعا استفاده کند در تاثیرگذاری برمخاطب خود موفقتر خواهد بود .


7) جمع بندی مطالب و نتیجه گیری :
    پژوهشگر پس از آرایش دادن مطالب و چینش درست مباحث مترتب بر یگدیگر و احیانا استدلالهای جزئی در بخشهای مختلف جمعبندی و از همه مباحث نتیجه گیری نهایی می نمایند .


ب)تنظیم شکل و قالب پژوهش :
    پس از تکمیل مطالب ومباحث محتوای پژوهس ، به تنظیم شکل وقالب مقاله و یا رساله علمی خود می پردازد وبا در نظر داشتن اینکه می بایست فصل ها وبخشها در اندازه های متناسب و متوازن از جهت حجم تقسیم شوند ، ضمن تنظیم فصل ها و بخشها در چینش مطلوب وحفظ ارتباط منطقی مباحث در جهت رسیدن به اهداف پژوهش ، بخشهای دیگری که در یک رساله علمی لازم وضروری است به آن می افزاید که به صورت مختصر به آنها اشاره می شود: 
1) فهرستها
فهرست مطالب :پس از تنظیم بخشهای مختلف یک رساله علمی خود ، فهرست عناوین و سر فصل های مباحث را استخراج کرده و در ابتدای پژوهش خود قرار می دهد . فهرست مطالب مقاله یا رساله علمی بسته به موضوع وحجم مطالب تعیین می گردد . اگر کتاب یا رساله دارای حجم زیاد و بخشهای فراوان باشد فهرست می تواند به صورت تفضیلی بیاید ، ولی معمولا در مقالات با حجم متوسط یا کم مطالب ، به همان فهرست اجمالی اکتفا می شود .
فهرست منابع :همچنین فهرست منابع و موآخذ که در پژوهش از آنها استفاده شده جمع آوری وبه ترتیب حروف الفبا وبا چینش زیر تنظیم می شود )شهرت مولف ، نام مولف ، نام کتاب ، انتشارات ، نوبت چاپ ، محل نشر ، سال نشر. ) مانند : مجلسی ، محمد تقی ، بحارالانوار ، دارالفکر ، چاپ دهم ، بیروت ، 1418 . فهرست های دیگری نیز بسته به نوع مباحث و محتوای تحقیق می تواند به آن اضافه شود ؛ مانند فهرست اعلام ، آیات و روایات ، و …  . 
2) پاورقیها :
در هر صفحه هر جا که مطالبی از موآخذ خاصی نقل و یا به نوعی به آ اشاره شده باشد ، با شماره کوچکی در بالای عبارت مورد نظر به منبع نقل قول در پاورقی صفحه اشاره می شود و اگر عبارت خاصی از منبعی مورد بحث باشد ، داخل متن و بین گیومه ودر خطوط کوتاهتر از خطوط اصلی متن قرار داده ، و به همان صورت در پاورقی منبع آن ذکر می شود . موآخذ و آدرس منبع در پاورقی بار اول بطور کامل وبا ذکر نام مولف و ناشر و مشخصات دیگر(مانند ذکر در فهرست منابع) ودر دفعات بعد فقط نام کتاب و جلد و صفحه و با ترتیب زیر ذکر می شود :
نام کتاب ، جلد ، صفحه ، مانند : بحارالانوار 285:53 و یا بحارالانوار : 285/53 .
3) مقدمه :
گرچه مقدمه در ابتدای تحقیق قرار می گیرد اما نوعا پس از اتمام آن نوشته می شود . مقدمه باید چشم اندازی کلی از مجموعه محتوای مقاله یا کتاب را به خواننده نشان دهد ، و می تواند او را با پیشینه   موضوع ، پرسشهای اصلی و انگیزه و رویکردهای نویسنده آشنا کند . همچنین مقدمه می تواند نقطه نظرها ، پیشبینی ها ، توقعات ، انتقاده ویا پیشنهادهای نویسنده را دربرداشته باشد . اختصاص یک بیستم حجم مقاله به مقدمه بسیار معمول است .
3) چکیده :
چکیده ، آمیزه هایی از طرح موضوع ، ضرورت موضوع کلیات مطالب و نتایج تحقیق است . نویسنده اثر علمی ،خلاصه وچکیده هایی از مجموعه مباحث را در پایان اثر خود حداکثر در دو یا سه صفحه تنظیم می کند به طوری که خواننده با مساله ، طرح ، نظریات ، سیر بحث و کلیات آن و همچنین نتیجه گیری و نظر صاحب اثر آشنا شود .
لازم به ذکر است ، مطالب و نکات بسیار دیگری پیرامون شیوه نگارش مقاله و رساله علمی وجود دارد که جهت رعایت اختصار از ذکر آنها صرف نظر شد .   

                                                    

منابع:
      نشريه اسوه
                                                راهنماي پژ‍وهشي واصول عامي مقالات            

جايگاه پژ‍وهش

                          

                        شعار هفته پژوهش:هر طلبه يك پژوهشگر

جايگاه پژوهش دربيانات مقام معظم رهبري:

  • باید عنصر تحقیق و پژوهش در همه جا به صورت یک اصل در مجموعه کارها مورد توجه قرار بگیرد.
  • برای خدمت رسانی بهتر به مردم کارهای دقیق پژوهشی لازم است.
  • علم و تحقیق کلید قطعی پيشرفت کشور است.
  • اگر ژرف یابی و پژوهش نباشد؛ نتیجه اش یک جا ایستادن درجازدن وبا دنیایی پیرامون خود به تدریج بیگانه تر شدن است.

جملات پژوهشي:

  • انسان های موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند وسایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.
  • پژوهش چشمه زلال دانایی است.



وي‍ژگي هاي دانشجوهاي تأثيرگذاردرجامعه

    تدوين:دانش پژوهان مدرسه علميه كوثر(س)   


          دانشجو كيست؟  

 
        کلمه ی «دانشجو»از لحاظ بار معنایی ،حامل معنایی جالب توجه و مهم است . دانشجو یعنی جوان طالب علمی که آینده در دست اوست ،دانشجو یعنی جوان ؛چون دانشجویی قهرا مربوط به دوران جوانی میشود؛البته این بدین معنا نیست که یک فرد سالخورده نمی تواند دانشجو باشد. طالب علم بودن و جستجو دانش برای دانشجو بودن کافی است.
       در ابتدا گفته شد دانشجو یعنی جوان طالب علمی است که آینده در دست اوست. چون فرض این است که آینده کشور ،به سمت اداره ی علمی کشور پیش می رود، یعنی به سمت اداره ی عالمانه و منطبق بر موازین دانش.وهر کشور وهر جامعه ای که علم وفهم ومحاسبه ی دقیق درهمه ی شئوون آن دخالت داشته باشد،وضعش بهتراست.                                                
      بنابراین کسی که در جستجوی علم و دانش است و ناظر به آینده، آینده نیز متعلق به اوست و فرقی نمیکند که در دانشگاه تحصیل کند یا اینکه در حوزه به تحصیل مشغول باشد و به او طلبه گفته شود .به طور کلی هر شخصی که در جستجوی علم باشد دانشجوست.
      با توجه به سخنان مقام معظم رهبري،که آینده کشور در دست دانشجو است ،اهمیت دانشگاه ها  و حوزها وبه طور کلی هر مکانی که  دانش را به دانشجو عرضه می کند به قدر اهمیت آینده کشور است ، اگر ما بخواهیم در آینده کشوری بزرگ ، آباد ، پیشرفته ، مترقی ، متمدن و دارای دو جناح مادی و معنوی داشته باشیم باید به دانشگاه ها و حوزه ها بپردازیم . همه چیز ما باید علمی باشد امروز بدون ابزار علمی  نمیشود در دنیا قدم از قدم برداشت . دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم افزاری همه جانبه و عمیق در اختیار این کشور و ملت بگذارند تا آن کسانی که اهل کار و تلاش هستند ، با پیشنهاد ها و قالب ها و نوآوری های علمی خود بتوانند بنای یک جامعه ی آباد و عادلانه ی مبتنی بر تفکرات و ارزشهای اسلامی را بالا ببرند .
     اما دانشجویی که بتواند به این هدف بزرگ يعني تأثيرگذاري در جامعه،جامه ی عمل بپوشاند ، بايد دارای ویژگیها یی باشد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میشود:


    1-گرایش به مسائل معنوی
    مقام معظم رهبری در این باره چنین میفرمایند:«من پرهیزکارترین و نورانی ترین جوانها را در مواردی در میان دانشجوها دیدهام. فراموش نمی کنم از جوان نوزده ساله یا بیست ساله ای که بعد از شهادتش،وصیت نامه ی او را دیدم. او نوه ی یکی از مراجع تقلید زمان خود بود وآن مرجع تقلید ، اهل سلوک و معرفت و توحید شمرده می شد. وقتی وصیت نامه ی جوان خواندم ، این طور فهمیدم که این جوان نوزده ،بیست ساله ی دانشجو ،در رسیدن به آن حالت حضور،حالت مکاشفه و حالت عروج معنوی  و روحی که هر سالک وعارفی آرزوی داشتن آن را دارد،اگر از پدربزرگ خود که هفتاد سال هم در این راه زحمت کشیده بود،جلوتر نباشد عقب تر نیست.»
      ایشان در سخنانشان دانشجو را جوانی معرفی می کنند و تصریح  کردند جوان به طور طبیعی طالب اصلاح است .البته نه اصلاح طلبی که انسان را به دورانی برگرداند که دین فقط جنبه ی تشریفات در زندگی انسان داشته باشد .بلکه جوان طالب اصلاحی است که با تکامل و پیشرفت همراه است.
         اصلاح طلبی ، با معنای درست کلمه ،جزو لاینفک انقلاب است و یک دانشجوی مسلمان نمی تواند اصلاح طلب نباشد.
    
        2-فهم  بالای سیاسی دانشجو
             درک سیاسی ، زیر ساخت عمل سیاسی است. مقام معظم رهبری در توصیه های رهبری خود به دانشجویان ، همواره به جایگاه رفیع «بینش سیاسی» در «عمل اجتماعی» قشر دانشجو تاکید ورزیده اند و آن را نه تنها مقدمه ی عمل سیاسی ، که پیش درآمد زندگی مفید اجتماعی شناخته اند.
            از این رو دانشجوها بایستی سیاسی بشوند ،یعنی فهم سیاسی  پیدا کند نه اینکه دستخوش جریانهای سیاسی قرار بگیرد .سیاسی بودن یعنی دانشجو از آنچه که در جهان و در کشور خودش میگذرد ،آگاه باشد ، بینش داشته باشد . در غیر این صورت ممکن است فردی به حد اعلای علم هم برسد ،خیلی هم متدین باشد ، اما دشمن اورا به قیمت بسیار ارزانی بخرد و او را زیر بال خودش بگیرد .
             این مهم ایجاب می کند که دانشجو ، در جریان دقیق  رخدادها و پشت صحنه های آن در داخل و خارج از کشور باشد و تا مرز مسائل امنیتی و منافع ملی ، بدون سانسور و قبض خقایق ، از چیستی و چرایی وقایع و تصمیم گیریهای اطلاع پیدا کند ، تا به واسطه ی ابهام ، دچار بی تفاوتی نشود.
             امروز جمهوری اسلامی ، از یک دولت مردمی صد در صد وابسته ی به مردم خودش بر خوردار است. خوب، این دولت چه کاری می کند؟ هدف هایش چیست ، اقداماتش کدام است ؟ چرا در فلان جهت حرکت می کند ؟ چرا در فلان جهت دیگر ، حرکت نمی کند ؟  دانشجوباید اینها را بداند.جامعه نمیتواند به متخصصی که مسائل سیاسی جامعه ی خود را نمیداند دل ببندد.


      3- نو گرایی
          یک ویژگی در دانشجویان وجود دارد که حالت استثنایی و در خور تأمل بیشتری به آنان می بخشد و آن علم و تحقیق و اندیشه و نو آوری است.
         مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند :«محیط دانشگاه به طور طبیعی ، محیط شادابی ، نو گرایی‌ ، نو آوری و نو زایی است. محیط دانشگاه ،محیط بالیدن شخصیتها ، جوشیدن استعدادها و بروز و ظهور نقاط در خشان  پنهان در شخصیت هست . همچنین دانشگاه محیط صفا و خلوص وحقیقت جویی هم هست ؛ چون مجموعه جوانند و اینها از خصوصیات جوان است. »
        دانشجو باید شجاعانه ، بُرنده ، قوی ، بی مهابا حرفش را بزند نقطه ی قوت دانشجو ایجاست دانشگاه چنین جایی است .از این جهت که افکار نو در آن رواج پیدا میکند.


       4- نقد و اعتراض صحیح
        دانشجو حالت سوال، اعتراض و نقد نسبت به آنچه در اطرافش می گزرد و بخصوص در قبال سیاستهای اجرایی، در خود احساس می کند. هدایت این ویژگی در طریق صحیح و پذیرش این روحیه  می تواند نشاط را در این قشر حفظ کند.
         مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:« دانشجو ، یک نسل استثنایی و یک موجود استثنایی است.دانشجو جوان است ، درصراط علم و دانش است؛با محیطهای آزاد آشناست؛در یک جا مجتمع است ،آن هم با این کمیت زیاد . این ترکیب و این خصوصیات،بر روی هم حالت و تاثیرات خاصی را به وجود می آورد؛ این تاثیرات را بایستی پذیرا بود.
        باید به دانشجو این حق را داد که به مقتضای آن روحیه ی شور و نشاط و شوقی که دارد ، یک حالت سوالی داشته باشد ؛احیاناً اغتراضی داشته باشد ؛ پیشنهادی داشته باشد . در محیط دانشگاه ،اینها را بایستی تحمل کرد و پذیرفت . این،از جمله ی عواملی است که شور و نشاط را در آنها زنده وآنها را همچنان دانشجو نگه میدارد.»                   


منابع:
1-دانشگاه و دانشجو ویژگیها ، آفات وانتظارات.
2-نکته های ناب«گزیده ی بیانات رهبر انقلاب».
3-دانشگاه و دانشجودر آینه ی رهنمودهای رهبر
انقلاب.
4-دانشجو باید سیب زمینی نباشد.

بسيج از منظر ولايت


ای تشنه ای که بر لب دریا گریستی    از دیده خون زمرگ احبا گریستی
                        تنها نه بهر تشنه لبان اشک ریختی
                          دیدی چو کام تشنه سقا گریستی


«ثلاث منجیات للمؤمن:کفّ لسانه عن الناس و اغتیابهم ،و إشغاله نفسه بما ینفعه لآخرته و دنیاه،و طول بکائه علی خطیئته»؛ 

   
امام سجاد علیه السلام میفرمایند:سه چیز باعث نجات مومن میشود :دم فرو بستن از بدگوییو غیبت،وادار کردن خود به کارهایی که سود آخرتی داشته باشد وگریه طولانی بر گناهان.


«إنّ المعرفته و کمال دین المسلم ترکه الکلام فیما لا یعنیه، و قله مرائه ،وحلمه،وصبره،و حسن خلقه»؛

امام سجاد علیه السلام میفرمایند :نهایت شناخت و کمال یک مسلمان به ترک سخن بیهوده،کم جدل کردن ،بردباری و خوش اخلاقی است.


              منبع/  پیشوایان هدایت زین العابدین حضرت امام سجاد(ع)


  موضوع :  ویژگی های بسیج از منظر ولایت و رهبری


  محققان : دانش پژوهان مدرسه علميه كوثر(س)


 هفته ی بسیج فرصت و بهانه ای برای زنده نگهداشتن ارزشها و روح بسیجی در آحاد ملت ایران مخصوصا جوانان پر شور و مدافعان عاشق است.
همان طور که امام عزیز ما فرمودند :من هم آرزو میکنم و از خدا می خواهم که با بسیجیان محشور باش،یعنی سعی میکنیم این روحیه را برای کشور و انقلاب حفظ نماییم .
بسیجی را میتوان در هر قشری از اجتماع جستجو کرد . بسیجی با ایمان عمیق توامبا عواطفی که از خصوصیات ملت ایران سر چشمه میگیرد رفتار و عملکرد دشمن را رصد کرده و هر زمان لازم شد وارد میدان شده و با تفکری که از اسلام ناب محمدی نشأت میگیرد، به مقابله با خطرات می رود.
بسیجی در هر عصر و نسلی برای انجام رسالت خطیر حفاظت از دستاورد های انقلاب در ابعاد سیاسی،فرهنگی و…تلاش میکند.
بسیجی از منظر ولایت دارای دو ویژگی اساسی است.


     1-بسیجی یعنی مغز متفکر:

بسيج يعني دل با ايمان مغز متفكر- دارای آمادگی برای همه ی میدانهایی که وظیفه،این انسان رابه آن میدان  ها فرا میخواند . حضور همه جانبه در صحنه های دشوار و سخت مبارزه با دشمنان و قرار گرفتن در برابر تهدیدهای همه جانبه انان از ویژگی های این مغز متفکر است. بسیجی برای کشور دل می سوزاند ،او بر آورده کردن نیازهای جامعه و سایر افراد را بر نیازهایخود تر جیح میدهد .او با قصد تحصیل رضای خداوند متعال  و بدون هر گونه توقعی در عرصه ی ارتفاع نیازجامعه وابادانی کسور تلاش میکند .برای حفظ استقلال ملی، هر چه بتواند کار میکند و از جان خود هم میگذرد امروز هم اگر احساس کند دشمن می خواهداز روزنه ای ، چه اقتصادی، سیاسی وچه فرهنگی ،به داخل کشور نفوذ کند در مقابل او می ایستد و با مشت به صورتش می کوبد …امام فرموده اند:بسیج باید سازماندهی بشود باید یکدیگر را بشناسد بایدآمادگی به وجود بیاورند وآن را حفظ کنند. امروز هم تکلیف بزرگ شما همین است که دشمنان خیال نکنند بسیج یک امر احساس است.
 بسیج آن رزمنده پا کبازیست ،که شبها در فراق مولای خود نجوا میکند و روز در جهادی خضور دارد که یک روز برابر هجوم نظام سلطه ایستادگی کرده و اینک در برابر تهاجم فرهنگی و جنگ نرم آن خاکریز کرده است.


      2-بسیجی  یعنی الگوی پیشرو:


 رهبر دانا و حکیم انقلاب در معرفی الگوی پیشرو فرموده اند: شما امیرالمومنین علیه السلام را فقط به عنوان یک چهره ی دورانچهل ساله و پنجاه ساله و شصت ساله نبینید درخشش آن حضرت در جوانی ،همان الگوی پیشرو و ماندگاریاست که همه ی جوانان می توانند آن را سر مشق خودشان قرار دهند ،در دوره ی جوانی عنصر فداکار و باهوشو جوانی فعای و پیشرو و پیشگام بود ،در همه ی میدان ها موانع بزرگ را از سر راه پیامبر بر میداشت. در عرصه ی حکومت یک فرد کار آمد بود ودرزمینه ی مسائل اجتماعی هم یک جوان پیشرفته ی به تمام معنا بود .
  الگوی امروزی پیشرو بودن را نیز شهدا و ایثارگران  معرفی فر موده اند که عمل آنها نتیجه ی بسیار بزرگی برای ملت ایران داشت و ملتی را که چند قرن او را به بی حالی و تسلیم در مقابل زور گویان عادت داده بودند،تبدیل کردندبه این ملت با نشاط ، سرافراز ،پرافتخار و با عزم اراده مستحکم و راسخ .
 بسیجی ها باید از شهدا و ایثارگران یاد بگیرند والگو پیشرو جامعه باشند باید از بقیه مردم در هوه عرصه های زندگی جلوتر باشند و باید به گونه ای رفتارکنند که احترام و محبت مردم را جلب کنند بسیجی باید نمونه ی اخلاق و تواضع و مهربانی و رعایت مقررات باشد آن کس بسیجی تر است که مقررات را بیشتر رعایت میکند و به خاطر آنکه این فرد بیشتر از همه برای نظام دل می سوزاند . هر کسی که بسیجی است باید به بسیجی بودن خود  افتخار کند بسیج بودن سرافرازی و سر بلندی پیش پروردگار است ،فرهنگ بسیجی فرهنگی معنویت و شجاعت و غیرت و استقلال و آزادگی واسیر خواستنهای حقیر نشدن است. بسیج باید در وسط میدان باشند تا فضیلت های اصلی انقلاب زنده بماند.
                                                        منابع:
                                                    آشنایی با بسیج سطح 1
                                                    فصلنامه شمیم معرفت شماره ی22
                                                    فصلنامه نور اندیشه شماره ی12
                                                    ماهنامه سراج بسیجی شماره 75

آثار و بركات عزاداري در ماه محرم و آسيبهاي عزادري

                 موضوع :آثار و بركات عزاداري امام حسين (ع)در ماه محرم و آسيبهاي آن

                محققان :دانش پژوهان مدرسه علميه كوثر (س)

 

یکی از مهمترین موضوعاتی که باید به آن توجه شود ،رسالت و هدف مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام است. ظرفیت فرهنگی و تبلیغی مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام بسیار زیاد است. فضای عاشوراو فرهنگ عاشورا،انسان    را تربیت میکند و اساسافلسفه ی نهضت عاشورا ،احیای جامعه ی ، یعنی زنده کردن سنتهای پیامبر صل علی علیه واله و امام   علی علیه السلام ،زنده کردن آداب واحکام دین،ایجاد نشاط،هیجان ،حماسه ،عزت وکرامت انسانی و این است که انسانها در برابر سیر تکاملی خود و جامعه اسلامی احساس مسولیت کنند.                                            

   آثار و بركات عزاداري در ماه محرم :

عذاداری وزنده نگهداشتن حادثه عاشورا از آثار و برکات  بسیاری برخوردارکه از جمله این آثار میتوان به موارد زیر اشاره نمود
       اول :مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام همانند یک دانشگاه اسلامی مردم گرد آمده را بر شئون اسلامی واقف میسازد وهر چند به اختصار مسولیت شیعه بودن را گوشزد می کند و بدین وسیله ،آرمانهای شیعه با اهداف دیگر،همه ی مسلمانان شیعه سرتاسر جهان را دور هم  جمع می کند و بر روی یک خط مستقیم قرار می دهد .
      دوم:مجالس عزاداری امام حسین علیه السلام فراخوانی به ذیت است. آن هم به بهترین صورت و لطیف ترین روش، همه مسلمانان را دور هم جمع می کندو رساترین فریاد اسلامی استکه غافلان را از رخوت و سستی و بی خبری بیدار می کند چرا که دین را به معنای صحیح کلمه درکالبد جامعه می دمد .
     سوم:در این مجالس روح معارف دینی و بخشی از دانش های سودمندبشری نشر می یابد. به ویژه اگر اصول در آن رعایت شود می تواند  بهترین مدرسه و آموزشگاه برای توده ی مردم می باشند.
    چهارم:خطبا در پرتو استمرار این مجالس و در اثر ممارست در سخنوری به مهارت می رسند و در فن خطبه به اوج پیشرفت نایل  می آیند .
    پنجم:با ذکر مصایب  و یاد آن حوادث تکان دهنده و فجایع کوبنده هم مصیبت دیگر فراموش می شود .
    ششم :همواره با بذل داراییها در راه خدا به برکت مجالس عزای حسینی به گرسنگان و تشنگان مستمند و بی نوا رسیدگی می شود .
   هفتم :مصلحتی که امام حسین (ع ) در راه آن به شهادت رسید ایجاب می کند که این مجالس سوکگواری تا قیامت دوام داشته باشد .
   

 


    آسیبهای موجود در عزاداري

یکی از راه های نفوذ آفت و رسیدن آسیب به عزاداری ها وجود برخی از رفتارهای واهی در دستجات سینه زنی و هیأتهای مذهبی می باشد که این نوع رفتارها باعث یک سوی از اعمال و رفتار نامناسب و خرافی می شود برخی از این رفتارها به شرح ذیل است :
     1-نواختن شیپور، نی ، دهل ، طبل و آهنگهای مبتذل
     یکی از اعمال خرافی که در برخی از عزاداریها انجام می شود ، نواختن شیپور ، نی ، دهل ،طبل و آهنگهای مبتذل و …..می باشد که همه ی اینها هیچ وجه شرعی ندارد و اکثر فقها استفاده از آلات موسیقی را در عزاداری ممنوع دانسته و یا حداقل حرمت استفاده از آنها را مقید به  مناسبت داشتن مجالس لهو و لعب و خوشگزرانی کرده اند.
   2-سینه زنی های بی وقت و مزاحمت بلند گوها
   زمان سینه زنی اکثر دسته جات در  مساجد محله نامناسب و در آخر شب صورت می گیرد و غالبا بلند گوهایشان را به خاطر لجاجت و هم چشمی با محله ها ی دیگر آنقدرزیاد می کنند که حقیقتاخواب ئ آرامش را از همسایه ها سلب می کنند و اصولا به فکر این نیستند که در یکی از این منازل مریض در بستر بیماری افتاده است و علاوه بر این آذار و اذیت ها ممکن است نماز صبح عزاداران از دست رود این در حالی است که عزاداری مستحب و نماز صبح واجب است .
    3- قمه زنی و زنجیر های تیغ دار
     از دیگر آسیب های عزاداری می توان به قمه زنی و استفاده از زنجیر های تیغ دار اشاره کرد که در برخی از جوانان افراطی در ذسته جات اقدام به این کار اقدام می کنند.
      4- مداحان و نوحه خوانهای افراطی
       از جمله آسیبهای مداحی بهره گیری از اشعار غلوآمیزو مخالف اعتقادات دینی ومذهبی که در آن ائمه را آنقدر بالا می برد که در حد مرتبه خداوند قرار می دهند و استفاده از لحن و آهنگ ترانه های عاشقانه در بین مردم همه گیر شده برای برخی
نوحه ها که برخی مداحان نااهل بر روی اشعار مصیبت امام حسین علیه السلام پیاده می کنند و می خوانند پس بر ماست که با هوشیاری کامل از مداحی این گونه افراد جلو گیری و از مداحان و شاعران حمایت وپشتیبانی کامل به عمل آید تا این مراسم هم چنان پاک و پیراسته باقی بماند.
     5-خطبا و وعاظ مسئولیت شناس
     خطبا و موئظه از دیرباز ، مخصوصا در ایام عزاداری یکی از ابزارهای بسیار مهم و مناسب درپیشبرد و اهداف و تعالیم اسلامی ، تبلیغ دین و تزکیه مردم به شهر می رود هم چنین توانسته اند جلو خیلی از اغرافات و کجروی ها را بگیرند اما با تأسف برخی از خطبا و واعظ مسئولیت شناس سبب گردید که خطابه و موعظه در برخی موارد نه تنها کارایی خود را از دست داده بلکه به نقطه منفی و بهانه جویی تبدیل شده که عبارتند از : ریا و طمع به مال دنیا که علاوه بر از بین رفتن اجر و پاداش سه چیز مهم دیگر را نیز در پی دارد
الف)کاهش تأثیر و نفوذ کلام او،چرا که گفته اند:هر آنچه از دل براید بر دل نشیند.
ب)نرسیدن به آمال و آرزوهای خود او که می خواست از طریق موعظه و خطابه به مال و منلی برسد که یقیناٌ نخواهد رسید.
ج)آسیب رساندن به خطابه و عزاداری، او با این کارش در واقع به مجلسی که نقش مهمی در نیل به سعادت و نیکبختی مردم دارد ضربه می زند.بنابراین بر فراز منبر رفتن و به موعظه خلایق یا نشر معارف دینی پرداختن کار هر کسی نیست و صلاحیتها و شرایطی را مي طلبد که متأسفانه برخی از وعاظ و منبری ها بدون داشتن آن به منبر می روند.
از دیگر آسیب های وعاظ و موعظه می توان به دروغ گفتن در منبر و رعایت نکردن صدق احادیث،نشان دادن چراغسبز گناه به مردم و بی مطالعه منبر رفتن اشاره کرد.                                             
 
راه های جلوگیری از آسیب های عزاداری:
1-بصیرت دینی ،در مقابل کج اندیشی ها و برداشت های غلط
2 -تقوا در مقابل هوی و هوس    
3-تبیین و روشنگری اندیشمندان و علما در حوزه مساءل دینی،سیاسی و اجتماعی
4-پیروی مردم از علمای راستین که مصداق عام امامان زمانند.
5-به حاشیه راندن تفکرات متحجرانه و جمود گرا

(نقش عزاداری امام حسین(ع)، بعثتي دوباره با عاشورا ،سوگنامه امام حسين (ع)،مجله امان شماره 24)

محرم

                 موضوع مقامات و كرامات امام حسين (ع)در احاديث معصومين (ع)
                 تدوين :دانش پ‍‍‍ژوهانمدرسه علميه كوثر (س)


امام حسین (ع)دارای کرامات و مقامات والایی می باشد از جمله اهمیتی که به تربت امام حسین (ع)داده شده که این امر را می توان از احادیث اءمه اطهار (ع)به دست آورد که در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می شود:
 

قَالَ الصَادِق(ع):حَنّکوا أَولادَ کُم بِتُربَة الحُسین(ع)فَإِ نّها أَمَان.
قَالَ الصَادِق(ع):فی زِیَارَتِهِ لِلحُسَین (ع): أشهَدُ أَ نّکَ نّورّاللّه الذي لَم یَطفَاء وَ لَا یَطفَاءاَبَدَا اَفّ وَجهِ اَلَلّه الذي لَم یُهلَک وَ لَاَ یَهلَک.
امام صادق (ع):در زیارت امام حسین (ع)فرمودند:شهادت می دهم که تو نور خدا هستی که خاموش نشده هرگز خاموش نخواهد شد و تو وجه خدا هستی که هلاک نشده و هلاک نخواهد شد.ارزش و مقام والاي امام حسين(ع) را به خوبي مي توان از اين حديث فهميد ؛به نحوي كه ايشان را امام صادق به نور خدا و وجه خداتشبيه كرده اند،يعني امام حسين (ع) مظهر اسماء و صفات الهي است. 
 

همچنين جايگاه امام حسين به قدري بالا است؛ كه خاك كربلا بواسطه قدمهاي ايشان داراي قداست شده است ؛كه اين امر از احاديث استنباط مي شود مانند حديث امام صادق(ع)كه ايشان مي فرمايند:
کام فرزندان خود را با تربت امام حسین (ع)بگیرید که آن موجب امان می شود؛و در حدیثی از امام موسی بن جعفر(ع) درباره خوردن خاک و گل فرموده اند: خوردن خاک و گل حرام است مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک؛مگر خاک قبر امام حسین (ع)که در خاک حسین (ع) برای هر دردی ،دارو،و از خوفی امان است.ارزش و قداست خاك امام حسين(ع) را مي توان از اين دو حديث فهميد؛ به نحوي كه  خوردن خاك و گل در اسلا م حرام است ؛اماخوردن  تربت امام حسين داروي هر دردي قرار داده شده است.

از احاديث فوق مي توان ارزش ومقام امام را درك و استنباط كرد؛ پس بايد شناخت بيشتري نسبت به ايشان با مطالعه مطالب و كتابها داشته باشند ومراسم هاي ما صرف  عزاداري و گريه هرچند داراي فضيلت است نباشد و عزاداري هاي مان همرا با معرفت و شناخت باشد .
                                                                                            

                                                                       (پیام های عاشورا،ص299-300)

محرم


                               موضوع:تبیین اباعبدالله و ثارالله در یک نگاه
                        تدوین:گروه دانش پژوهان مدرسه علمیه کوثر(س)



کنیه امام حسین(ع):

در فرهنگ عرب برای عنوان و معرفی افراد،سه کلمه به کار برده می شود؛اول اسم،دوم لقب و سوم کنیه.
نام افراد همان کلمه ای است که موقع ولادت برای معرفی آنان گذارده می شود و لقب افراد برای معرفی شخصیت و اوصاف آنان به کار برده می شود و کنیه افراد عبارت است از کلمه ای که با لفظ ابن و اب آغاز شده باشد تا موجب تعظیم و بزرگداشت صاحب آن بگردد.
کنیه از کلمه کنایه است و کنایه عبارت است از این که کلمه ای گفته شود و به واسطه ی آن استدلال و راهنمایی شود به آن چه از او کنایه شده؛حضرت حسین (ع) تنها یک کنیه دارد و آن کلمه ی اباعبدالله است،اما لقب های آن حضرت بسیار است،مشهورترین آن ها لقب زکی است.
در اینجا این سؤال مطرح می شودکه چرا به حضرت حسین (ع)،ابا عبدالله می گویند؟آیا از آن جهت است که آن حضرت دارای فرزندی بوده است به نام (عبدالله)یا از جهت دیگری می باشد؟
جواب:درست است که حضرت حسین (ع)فرزندی به نام عبدالله داشته است،ولی نمی شود گفت که آن حضرت را منحصراٌ به این جهت اباعبدالله گفته اند زیرا که او را قبل از ولادت این فرزند به کنیه ابا عبدالله یاد کردند.علاوه بر این ،در میان عرب رسم است که شخصی را به خاطر داشتن فضیلتی به همان فضیلت کنیه می دهند؛و چون حضرت حسین (ع)در عبودیت خداوند به پایه کمال نائل بودند او را اباعبدالله کنیه دادند.



کلمه اباعبدالله در لسان وحی:

شیخ صدوق از حسین بن علی (ع) روایت کرده است که فرمودند:خدمت رسول خدا(ص)وارد شدم و ابی بی کعب نیز در خدمت آن حضرت بود،رسول خدا(ص)به من فرمودند:مرحبا به تو ابا عبدالله ،ای زینت آسمان ها و زمین ها.پس ابی بن کعب گفت:ای رسول خدا!چگونه کسی به غیر از تو می تواند زینت آسمان ها و زمین باشد؟!

رسول خدا(ص)فرمودند:ای ابی!سوگند به آن خدایی که مرا به نبوت مبعوث نمود همانا که حسین بن علی (ع)در آسمان ها بزرگتر است از آن مقامی که در زمین دارد،همانا که از جانب راست عرش خداوند نوشته شده است که حسین (ع)چراغ هدایت و کشتی نجات است.


ثار به چه معناست؟

یکی از کلمات زیارت عاشورا که همواره مورد گفتگو قرار گرفته واژه “ثار"است؛درباره این کلمه معانی و تفسیرهای گوناگونی ذکر شده است که اکنون به برخی ازآن ها به طور مختصر اشاره می شود:
1-ثار به معنای خون:عده ای گفته اند،ثار به معنای خون است؛و این معنا در میان بسیاری از مردم که خواننده زیارت عاشورا هستند رایج است وتا حدودی هم به شأن و مقام حضرت حسین(ع) سازگار و مناسب است.
اولاٌ:اگر شناخت و توحید خدا در آیین و دین خدا تجلی داشته باشد و اگر بتوان دین خدا را به صورت پیکر و بدنی فرض نمود معلوم است که خون این پیکر آن کسی خواهد بود که مانند خونی که در بدن می گردد و موجب زندگی و بقاء آن می شود،موجب حیات و بقاء دین خدا شده است و این شخص یقیناٌ حضرت حسین (ع) می تواند باشد ،زیرا شهادت امام حسین (ع)باعث بقاء دین خدا و محو نقشه های دشمنان  دین گردید.
ثانیاٌ:نسبت دادن خون به خدا به خاطر احترام به این خون است که امام حسین (ع) باشد.
2-ثار به معنای خون طلب شده:برای این معنا در اینجا دو تفسیر ذکر می شود:
اول:در اینجا مقصود خون طلب شده خداست،یعنی خون خدا که ریخته شده است و انتقام و دیه و قصاص آن باز پس گرفته نشده است و باید طلب و خونخواهی شود،که طالب و خونخواهش خداست.
دوم:خون طلب شده اگر به خدا اضافه شده است برای این است که گفته شده شود:ولی حقیقی و صاحب مخصوص این خون خداوند متعال است،زیرا خون هایی که ریخته می شود دارای ولی و صاحب است،که اگر ولی و صاحب هم نداشته باشد،حاکم شرع به عنوان ولی دم و صاحب خون می تواند و باید خون خواهی کند،اما از آنجایی که حضرت اباعبدالله (ع) بالاترین جانبازی و از خود گذشتگی را در راه خدا انجام داده است ولی دم و صاحب خون او به طور کامل فقط ذات احدیت است.

 

               (پیام عاشورا،شیخ علی صحت-اسرارعاشقان در مقامات عارفان،مرتضی زاهدی)

موضوع:نقش قلم در حیات دانش(با محوریت سوره قلم)

صديق ترين ،بي توفيق ترين،مفيد ترين ودايمي ترين رفيق براي هركس كتاب است.
موضوع:نقش قلم در حیات دانش(با محوریت سوره قلم)
تدوين:گروه دانش پژوهان مدرسه علميه كوثر

-سوره قلم در یک نگاه

بِسمِ اللهِ الَّرحمن الرّحیم                       به نام خداوند بخشنده مهربان
ن وَالقَلم وَمایَسطُرُون                         قسم به نون و قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت.

آیه فوق اولین آیه ازسورۀ مبارکه قلم است این سوره جزو سوره های مکی است .ابن عباس در رابطه با مکی و مدنی بودن این سوره می گوید:از اول سوره تا آیه16وآیات47-33-16همگی مکی هستند و ما بعد آن مدنی است.
سوره مبارکۀ قلم بدون هیچ اختلافی دارای 52 آیه است که در اینجا به بررسی آیه اول آن«ن وَالقَلَمَ وَما یَسطُرُون» می پردازیم !
                                                                                                                                                                                             ( تفسیر صافی جلد6- صفحه:372)
ن و قلم در تفاسیر علما
قبل از پرداختن به تفسیر ن و قلم و ما یسطرون لازم است به این موضوع بپردازیم که آیه مذکور به دو موضوع از مهمترین مسائل زندگی بشر سوگند یاد کرده در واقع ظاهر آیه بیانگرموضوع کوچکی است یک قطعه نِی ناچیزویا چیزی شبیه آن و کمی ماده سیاه رنگ وسپس سطوری که بر صفحه ی کاغذ ناچیز رقم می زند.
امادر واقع همین دو موضوع سر چشمه پیدایش تمام تمد نهای انسانی و پیشرفت تکامل علوم،اندیشه ها و افکاروسر چشمه هدایت و آگاهی بشر است تا انجا که دوران زندگی بشر به دو دوره تقسیم می شود دوران تاریخ و ما قبل  تاریخ ودوران تاریخ بشر از زمانی شروع میشود که خط اختراع شده و انسان توانست دست به قلم شود وما يسَطُرُون را به يادگار بگذارد اهميت اين سوگندزماني آشكار مي شود كه توجه داشته باشيم زماني كه اين آيه نازل شد تعداد نويسندگان و كساني كه مختصرسواد خواندن و نوشتن داشتند در محيطي كه مكر عبادي و سياسي و اختصاصي مجاز بود به بيست نفر هم نمي رسيد. سوگند به قلم در چنين محيطي عظمت خاصي دارد. 

                                                                                                                                                                                                     (  تفسيرنمونه جلد24-صفحه378 )  

برخي مفسران قلم رابه قلمي تفسير كرده اند كه فرشتگان بزرگ خداوند وحي و يا نامه اعمال آدميان را با آن مي نويسند اما اين تفسير نمي تواند تفسيركاملي باشد؛چرا كه آيه مفهوم گسترده تري  دارد كه اين تفسير يكي از مصداقهاي آن است همان طور كه ما يَسطُرُون مفهوم وسيعي دارد تمام آنچه را در اين راه هدايت و تكامل فكري،اخلاقي وعملي بشر را به رشته ي تحرير در مي آورد شامل مي شود و منحصربه وحي آسماني يا اعمال انسانها نيست.

                                                                                                                                                                                                     ( تفسيرنمونه جلد24 - صفحه 378)
رازهاي نهفته در سوگند به ن و قلم ومايَسطُرُون
-خداوند در اين آيه به مال و قدرت و شمشير سوگند ياد نكرده ولي به قلم و نوشته سو گند ياد كرده و اين سو گند نشاندهنده رشد و تكامل و ارزش بالاي آن است.
-سوگند به قلم به جاي سوگند به بيان تشويق سوادآموزي و تمام دانش پژوهي است ونشاندهنده اولويت مبارزه با بي سوادي و تر غيب به نوشتن و خواندن در اسلام و به طور كلي اهميت ويژه اي  كه دين اسلام به علم داده است.                                                                                                                                                                                                                                                                                                            –قلم حافظ علوم و دانشها و پاسدارافكار دانشمندان و پل ارتباطي گذشته و آينده بشر است به طور يكه قلم انسانهايي را كه جدا از هم از نظر زمان و مكان زتدگي مي كنند به يكديگر پيوند مي دهدو تفكر همه ي متفكران بشر را در تمام طول تاريخ در يك كتابخانه جمع مي كنند.
                                                                                                                                                                                                          (  تفسيرنمونه جلد12- صفحه173)

- قلم راز دار بشر و خزانه دار علوم و گرداورنده تجربيات قرون و اعصاراست اگر قرآن به آن سوگندياد ميكندبه دليل عظمت وارزش آن است چرا كه همواره سوگند به يك امر عظيم وپرارزش ياد مي شود.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           – در روايات آمده كه نخستين چيزي را كه خداوندآفريده قلم بود و البته قلم وسيله اي براي«مايَسطُرُون»ونوشته ها كه قرآن به آن دو سوگند ياد كرده يعني هم به ابزاروهم به محصول اين روايتاز امام صادق(ع)توسط محدثان شيعه و اهل سنت به عنوان يك خبر معروف نيز آمده است.

نتايج عمل در كلام علي عليه اسلام


نتيجه دانش ، خداشناسي است.


نتيجه موعظه ، بيداري است.


نتيجه دين داري ، امانت داري است.


نتيجه انديشه كردن ،بيداري است.


نتيجه قناعت ، توانگر و عزيز شدن است . 


نتيجه پرسيدن ،دانستن است.

 
20 روش آسان حفظ قرآن