موضوع: "پيامك روز"

چگونه خاتميت با سير تكاملى انسان سازگار است؟

سوره احزاب، آيه 40: «مَّا كانَ محَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَ لَكِن رَّسولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللَّهُ بِكلِّ شىْءٍ عَلِيماً»

خاتميت چگونه با سير تكاملى انسان سازگار است ؟ مگر جامعه انسانيت ممكن است متوقف شود؟ مگر سير تكاملى بشر حد و مرزى دارد؟ مگر با چشم خود نمى بينيم كه انسانهاى امروز در مرحله اى بالاتر از علم و دانش و فرهنگ نسبت به گذشته قرار دارند؟ با اين حال چگونه ممكن است دفتر نبوت به كلى بسته شود و انسان در اين سير تكامليش از رهبرى پيامبران تازه اى محروم گردد؟
 
اين سؤال با توجه به يك نكته روشن مى شود و آن اينكه: گاه انسان به مرحله اى از بلوغ فكرى و فرهنگى مى رسد كه مى تواند با استفاده مستمر از اصول و تعليماتى كه نبى خاتم به طور جامع در اختيار او گذارده راه را ادامه دهد بى آنكه احتياج به شريعت تازه اى داشته باشد.
اين درست به آن مى ماند كه انسان در مقاطع مختلف تحصيلى در هر مقطع نياز به معلم و مربى جديد دارد تا دوران هاى مختلف را بگذراند، اما هنگامى كه به مرحله دكترا رسيد و مجتهد و صاحبنظر در علم يا علوم مختلفى گرديد در اينجا ديگر به تحصيلات خود نزد استاد جديدى ادامه نمى دهد، بلكه به اتكاء آنچه از محضر اساتيد پيشين و مخصوصا استاد اخير دريافته، به بحث و تحقيق و مطالعه و بررسى مى پردازد، و مسير تكاملى خود را ادامه مى دهد، و به تعبير ديگر نيازها و مشكلات راه را با آن اصول كلى كه از آخرين استاد در دست دارد حل مى كند. بنابر اين لزومى ندارد كه با گذشت زمان همواره دين و آئين تازه اى پا به عرصه وجود بگذارد.
و به تعبير ديگر انبياى پيشين براى اينكه انسان بتواند در اين راه پر نشيب و فرازى كه به سوى تكامل دارد پيش برود هر كدام قسمتى از نقشه اين مسير را در اختيار او گذاردند، تا اين شايستگى را پيدا كرد كه نقشه كلى و جامع تمام راه را، به وسيله آخرين پيامبر از سوى خداوند بزرگ، در اختيار او بگذارد.
بديهى است با دريافت نقشه كلى و جامع نيازى به نقشه ديگر نخواهد بود و اين در حقيقت بيان همان تعبيرى است كه در روايات خاتميت آمده و پيامبر اسلام را آخرين آجر يا گذارنده آخرين آجر كاخ زيبا و مستحكم رسالت شمرده است.
اينها همه در مورد عدم نياز به دين و آئين جديد است اما مساله رهبرى و امامت كه همان نظارت كلى بر اجراى اين اصول و قوانين و دستگيرى از واماندگان در راه مى باشد، مساله ديگرى است كه انسان هيچ وقت از آن بى نياز نخواهد بود، به همين دليل پايان يافتن سلسله نبوت هرگز به معنى پايان يافتن سلسله امامت نخواهد بود، چرا كه «تبيين» و «توضيح اين اصول» و «عينيت بخشيدن و تحقق خارجى آنها» بدون استفاده از وجود يك رهبر معصوم الهى ممكن نيست.
 
منبع:
تفسير نمونه، ج 17، ص345,346.
 

گواراترین زندگى ....

امام علی (ع)

إنَّ أهنَأ النّاسِ عَیشا مَن کانَ بِما قَسَمَ اللّه ُ لَهُ راضِیا.

 گواراترین زندگى را کسى دارد که به آنچه خداوند براى او قسمت کرده است، خشنود باشد.

 

منبع : غرر الحکم ح3397

ازحنظل تلخ ،گلابی شیرین در نمی اید.

مبغوض ترین افراد نزد خداوند.

رُوِیَ عَنِ الصّادِقِ عَلَیهِ السَّلامُ قالَ:
قالَ مُوسی عَلَیهِ السَّلامُ: یا رَبِّ أیُّ خَلقٍ اَبغَضُ اِلَیکَ، قالَ الَّذی یَتَّهِمُنی، قالَ وَ مِن خَلقِکَ مَن یَتَّهِمُکَ؟ قالَ نَعَم اَلَّذی یَستَخیِرُنی فَأخِیرُ لَهُ وَالَّذی أقضِی القَضاءَ لَهُ وَ هُوَ خَیرٌ لَهُ فَیَتَّهِمُنی[1]
 
حضرت موسی «علیه السلام» عرض کرد: پروردگار من! مبغوض ترین افراد نزد تو کیست؟ خداوند فرمود: کسی که به من تهمت می زند. حضرت موسی «علیه السلام» عرض کرد: چه کسی به تو تهمت می زند؟‌ فرمود: کسی که از من می خواهد تا برای او خیری انتخاب کنم و من هم برای او خیر انتخاب کرده و خیر می خواهم، و کسی که صلاح و خیر او را در چیزی می بینم و آن قضا را خودم برای او فرمان می دهم که برای او دارای خیر و صلاح است، امّا او به من تهمت می زند.
خداوند در جواب، دو گروه از افراد را ذکر می کند: یک گروه، ازخدا چیزی می خواهند و رو به خدا می کنند و از او در خواست می کنند که انتخاب کند و او هم انتخاب می کند. گروه دیگر کسانی هستند که از خداوند نمی خواهند برای آنها چیزی انتخاب کند، ولی خداوند که صلاح آنها را می داند، با فرمان تکوینی (هدایت تکوینی همان قضا و قدر الهی است و با در نظر گرفتن خیر آنها می باشد.) به خداوند تهمت می زنند؛ به این معنا که نعوذ بالله می گویند: خداوند برای من خوب نخواسته است. و متأسفانه خیلی ها توجّه به این ندارند.
انسان باید بداند که خداوند هیچ وقت برای او بد نمی خواهد، بلکه خداوند که خیر مطلق است، هرچه از او صادر شود خیر است و برای هیچ موجودی بد نمی خواهد و گره به کار هیچ انسانی نمی اندازد؛ بلکه این خود انسان است که به خود بد کرده است و این اثر و محصول عمل او می باشد. انسان باید دقّت کند در اعمال خود و ببیند چه کرده است؟ اگر انسان حنظل را که میوه ای تلخ است بکارد، گلابی شیرین نطنز برایش می آورد؟! هرگز چنین نخواهد شد. خداوند هرگز گره به کار انسان نمی اندازد، بلکه گره از کار او باز می کند.

[1]بحار الانوار، جلد68، صفحه 142

منظور از«ايام الله» در قرآن، چه روزهايي است؟

اضافه «ايام» به «الله»، اشاره به روزهاى سرنوشت ساز و مهم زندگى انسانها است كه به خاطر عظمتش به نام «الله» اضافه شده است و نيز به خاطر اينكه يك نعمت بزرگ الهى شامل حال قوم و ملتى شايسته و يا يك مجازات بزرگ و دردناك الهى دامنگير ملتى سركش و طغيانگر شده است كه در هر دو صورت شايسته تذكر و يادآورى است.

در رواياتى كه از ائمه معصومين به ما رسيده «ايام الله» به روزهاى گوناگونى تفسير شده است:

در حديثى از امام باقر (عليه السلام ) مى خوانيم كه فرمود: ايام الله ، يوم يقوم القائم (عليه السلام ) و يوم الكرة و يوم القيامه: (ايام الله روز قيام مهدى موعود و روز رجعت و روز قيامت است).

و در تفسير على بن ابراهيم آمده كه ايام الله سه روز است، روز قيام مهدى (عليه السلام ) و روز مرگ و روز رستاخيز.

در حديث ديگرى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى خوانيم : ايام الله نعمائه و بلائه ببلائه سبحانه : (ايام الله (روزهاى ) نعمت هاى او و آزمايش هاى او بوسيله بلاهاى او است ).

همانگونه كه بارها گفته ايم هرگز اين گونه احاديث دليل بر انحصار نيست، بلكه بيان قسمتى از مصداق هاى روشن است. و به هر حال يادآورى روزهاى بزرگ (اعم از روزهاى پيروزى يا روزهاى سخت و طاقت فرسا) است كه نقش مؤثرى در بيدارى و هشيارى ملتها دارد و با الهام از همين پيام آسمانى است كه ما خاطره روزهاى بزرگى را كه در تاريخ اسلام بوده، همواره جاودان مي داريم و هر سال براى تجديد اين خاطره ها روزهاى معينى را اختصاص ‍ مي دهيم  كه در آن به تاريخ گذشته باز مي گرديم و درس هاى مهمى از آن مى آموزيم، درسهائى كه براى امروز ما فوق العاده مؤ ثر است.
و نيز در تاريخ معاصر خود، مخصوصا در تاريخ پرشكوه انقلاب اسلامى ايران روزهاى فوق العاده اى وجود دارد كه مصداق زنده «ايام الله» است و بايد در هر سال خاطره آنها را زنده كرد كه آميخته با خاطره شهيدان، رزمندگان، مجاهدان و مبارزان بزرگ است و سپس از آنها الهام گرفت و ميراث بزرگشان را پاسدارى كرد.

منبع:

تفسير نمونه ج10 ص275و

فرقه وهابيت چگونه شكل گرفت؟

يكى از فرقه هايى كه در مقابل اكثر مسلمين قرار گرفته، فرقه اى موسوم به «وهابيت» است. اين فرقه منسوب به مؤسّس آن، محمّد بن عبدالوهاب بن سليمان نجدى است. او كسى است كه با ادّعاى احياى توحيد و سلفى گرى، همان عقايد و افكار ابن تيميه را در شبه جزيره عربستان پياده كرده و آل سعود نيز مجرى افكار آن ها گشت. اين فرقه از قرن دوازده تا كنون بر جاى مانده است.

محمّد بن عبدالوهاب در سال 1111 هـ .ق متولد شد و در سال 1206 هـ .ق از دنيا رفت. دوران كودكى را در شهر خود «عيينه» در حجاز و به ويژه نجد سپرى كرد. بعد از مدتى وارد حوزه علميه حنبلى شد و نزد علماى «عيينه» به فراگيرى علوم پرداخت. براى تكميل دروس خود، وارد مدينه منوّره شد. بعد از آن شروع به مسافرت به كشورهاى اسلامى نمود; چهار سال در بصره و پنج سال در بغداد اقامت نمود. و به ايران نيز مسافرت كرد; در كردستان يك سال و در همدان دو سال ماند. آن گاه سفرى به اصفهان و قم نمود و بعد از فراگيرى فلسفه و تصوّف، به كشور خود، حجاز بازگشت. بعد از هشت ماه كه در خانه خود اعتكاف نموده بود، بيرون آمد و فعاليّت خود را آغاز نمود.

او با پدرش به شهر «حريمله» هجرت كرد، و تا وفات پدر در آنجا ماند; پدر او در حالى وفات كرد كه از او راضى نبود.

از آنجا كه محمّد بن عبدالوهاب، عقايد خرافى خود كه بر خلاف عامه مسلمانان بود و از عقايد ابن تيميه سرچشمه مى گرفت را منتشر مى ساخت، مسلمانان قصد كشتن او را كردند و او براى نجات جان خود به شهر «عيينه» فرار كرد.

امير شهر عيينه، عثمان بن معمر، به او قول يارى داد تا بتواند افكار و عقايدش را در جزيرة العرب منتشر سازد. و براى تأكيد اين ميثاق، خواهرش جوهره را به نكاح او درآورد. لكن اين ميثاق و ازدواج دوام نياورد. به همين دليل از ترس اين كه امير او را ترور كند به «درعيه» شهر مسيلمه كذاب، فرار كرد.

در زمانى كه وى در «عيينه» بود با كمك امير شهر، درصدد اجراى عقايد و افكار خود برآمد و قبر زيد بن خطّاب را خراب نمود و اين امر منجرّ به فتنه و آشوب شد. در «درعيه» نيز با محمّد بن سعود ـ جد آل سعود ـ كه امير آن شهر بود، ملاقات كرد. و محمّد بن سعود به او قول يارى داد تا  در عوض، او نيز حكومتش را تأييد نمايد.

محمّد بن سعود نيز به جهت تأييد اين ميثاق، يكى از دختران خود را به نكاح او درآورد. اوّلين كار او اين بود كه حكم به كفر و شرك و ترور امير «عيينه» داد و سپس آل سعود را براى حمله به «عيينه» تشويق كرد. در اثر آن حمله، مردم زيادى كشته شدند، و خانه هايشان غارت و به نواميس شان هم تجاوز شد. اين گونه بود كه وهابيان حركت انحرافى خود را با شعار نصرت و يارى توحيد و محاربه با بدعت و شرك شروع كردند.

محمّد بن عبدالوهاب به اتهام اينكه مسلمانان متوسل به پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) مى شوند و بر قبور اولياى خود گنبد و بارگاه مى سازند و به قصد زيارت قبور سفر مى كنند و از اوليا طلب شفاعت مى كنند و…  همه مسلمانان را، بدون استثنا، تكفير مى نمود.(1)

پس از پيروزى بر «عيينه» به سرزمين هاى ديگر لشكركشى كرده و به بهانه گسترش توحيد و نفى «بدعت»، «شرك» و مظاهر آن، از ميان مسلمين به سرزمين نجد و اطراف آن; يعنى يمن و حجاز و نواحى سوريه و عراق، حمله ور شدند، و هر شهرى كه عقايد آنان را قبول نمى كرد غارت كرده و افرادش را به خاك و خون مى كشيدند.(2)

پس از ورود به قريه «فصول» از حوالى أحسا و عرضه كردن عقايد خود، مردم با آنان بيعت نكردند، در نتيجه سيصد نفر از مردان قريه را كشته، اموال و ثروت آنان را به غارت بردند.(3)

وهابيان با اين افكار خشن، باعث ايجاد اختلاف و تشتّت و درگيرى ميان مسلمين شدند و دشمنان اسلام را خشنود نمودند. تا جايى كه «لورد كورزون» در مدح وهابيت مى گويد: «اين عالى ترين و پربهاترين دينى است كه براى مردم به ارمغان آورده شده است».(4)

با اين كه محمّد بن عبدالوهاب از دنيا رفته است ولى مستشرقين و استعمارگران دائماً درصدد دفاع از افكار او هستند، تا جايى كه مستشرق يهودى «جولد تسهير» او را «پيامبر حجاز» خوانده و مردم را به متابعت از افكار او تحريك مى نمايد(5).(6)


منبع:
1. مراجعه شود: تاريخ نجد، آلوسى; الصواعق الالهية، سليمان بن عبدالوهاب; فتنه الوهابية.
2. جزيرة العرب في القرن العشرين، ص 341.
3. تاريخ المملكة العربية السعودية، ج 1، ص 51.
4. المخطّطات الاستعمارية لمكافحة الاسلام، ص 78.
5. المخطّطات الاستعمارية لمكافحة الاسلام، ص 105.
6 ـ على اصغر رضوانى، سلفى گرى(وهابيت) و پاسخ به شبهات ص 181.

همسر يوسف نبي، مريم است يا زليخا؟

در تاريخ، دو يوسف ذكر شده است؛ يكي يوسف(علیه السلام) فرزند حضرت يعقوب(علیه السلام) است كه داستانش در سوره يوسف آمده است. عشق زليخا نسبت به اين يوسف بوده و ديگري يوسف، همسر حضرت مريم(سلام الله علیها)، مادر حضرت عيسي(علیه السلام)  است.

مريم وقتي به سن بلوغ رسيد و سيزده ساله شد، حضرت زكريا او را به عقد يوسف بن يعقوب بن متي كه پسر عمويش بود درآورد، ولي قبل از اين كه با او همبستر شود، فرشتگان او را به عيسي مژده دادند. يوسف شوهر مريم وقتي فهميد مريم بدون همبستر شدن حامله شده است، دچار شك و ترديد شد، ولي در خواب به او گفته شد نسبت به همسرت شك نداشته باش! مريم از روح القدس حامله شده است و فرزند او عيسي نام دارد. بدين ترتيب شك و ترديد يوسف به مريم از بين رفت. حضرت عيسي كه متولد شد، در دامن مادرش مريم و ناپدريش يوسف تربيت يافت.


منبع:

حسين عمادزاده , تاريخ انبياء, ص 725

ترازوي سنجش ساير اعمال

نماز مقبول، شرايطى دارد؛ از جمله شرايط ولايي، اقتصادي، اجتماعي، خانوادگي و… كه همگي بيانگر آن است كه اين عمل عبادي به عنوان ستون دين با تمام زندگى انسان و اعمال عبادي ديگر او مرتبط است؛ يعنى، شاخصى است كه مى‏ توان مطلوب بودن و الهى بودن يك زندگى را با آن سنجيد.


به عنوان نمونه يكي از شرايط قبولي نماز كسب درآمد از راه حلال و پرداخت زكات مي باشد و اينكه انسان از راه خيانت در معامله درآمدي را كسب نكرده باشد؛ حال اگر كسي كه براي قبولي نمازش - به عنوان ستون دين - اين شرايط را رعايت نكرده به گونه اي كه از سوي خداوند مورد قبول واقع نشده بطور مسلم براي ديگر اعمال عباديش مانند حج نيز اين شرايط را رعايت ننموده و معلوم مي شود كه ديگر اعمال نيز قابليت پذيرش را نخواهد داشت.
از همين جا درمى‏ يابيم كه نماز معيارى است كه قبولى اعمال ديگر را نيز مى ‏توان با آن سنجيد. پس اگر نماز قبول باشد، كارهاى خوب ديگر نيز قبول است و اگر مردود باشد، چنان بر مى ‏آيد كه اشكال ريشه‏ اى در اعمال وجود دارد و نمي تواند مورد قبول خداوند قرار گيرد.


  روايت امام باقر(علیه السلام) - در مورد اول چيزي كه در قيامت مورد سوال قرار مي گيرد نماز است - بيانگر آن است كه نماز از جايگاهي ويژه برخوردار است و در روز قيامت اول به نماز نگاه مي شود اگر پذيرفته شود يعني با شرايط آن از جمله اعتقاد به ولايت و ديگر چيزهايي كه در آن شرط است انجام شده باشد ما بقي اعمال نيز به مانند آن است و نياز به دقت در آن نيست چون آن اعمال هم به مانند نماز عمل عبادي است و اگر نماز كه راس اعمال عبادي است مشكل اساسي داشته باشد قطعا ديگر اعمال نيز دچار مشكل است و به عنوان يك عمل عبادي به حساب نمي آيد.
مثلا اگر كسي از روي عناد ولايت و محبت علي عليه السلام و اهل بيت ان حضرت را منکر شود بنا به آنچه در روايات آمده نمازش مورد قبول نخواهد بود چون يك حقيقت مسلم اسلام را انكار كرده و شرط قبولي نماز را ندارد چنين شخصي ساير اعمال او نيز همانند نماز مورد قبول نيست چون نزد خداوند خير محسوب نمي شود و در حقيقت عمل او شر محض است كما اينكه در روايات اهل بيت عليهم السلام اعمال نيك ناصب و دشمن اهل بيت عليهم السلام با اعمال قبيح او هيچ فرقي گذاشته نشده است. حضرت صادق عليه السّلام مي فرمايد:« إِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُبَالِي صَامَ أَمْ صَلَّى زَنَى أَمْ سَرَقَ إِنَّهُ فِي النَّارِ إِنَّهُ فِي النَّار»[2]؛« دشمن و ناصب اهل بيت فرقى ندارد روزه بدارد يا نماز بخواند، زنا كند يا دزدى نمايد او در آتش است او در آتش است.»

 پي نوشت :
[1] (الكافي، ج 3، ص 268، باب من حافظ على صلاته أو ضيعها ….)

[2] - بحارالأنوار،ج 27، ص 235

كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز تخصصي نماز)

جواب ابلهان خاموشی ست

از قدیم گفته‌اند جواب ابلهان خاموشی ست؛

می توان گفت این ضرب المثل ریشه قرآنی داره، بندگان خوب خدا، کسانی هستند که به آدمهای جاهل و نادان می رسند و با آنها مواجه می شوند، تندی و بداخلاقی آنها را می بینند، موقعیت نشناسی انان را که درک می کنند، با ملایمت رفتار می کنند، عصبانی نمی شوند، در مقابل آنان شکیبا هستند، با آرامش و سلامتی از کنار آنان عبور می کنند.

رفتار خشونت آمیز و تند با نادان نتیجه منفی دارد، ولی اگر برخورد سالم و درست و با محبت و سازش باشد، امیدی هست که او را بسازد و از جهل بیرونش آورد .

در جامعه ممکن است افراد نادانی یافت شوند که به هر دلیل با ما مخالفت کنند و کارشکنی نمایند و اهانت کنند و یا مزاحم مقاصد و اهدافمان باشند. این گونه افراد همیشه بوده و خواهند بود.

قرآن کریم از این گونه افراد به عنوان جهال و نادانان نام می‌برد، زیرا بی‌ گمان این گونه رفتارها در اثر جهل است، ولی شیوه برخورد را قــرآن کریم ،  مسالمت آمیز  می‌ داند و برخورد خوب و سازنده را پیشنهاد می‌ کند

 و می‌ فرماید: وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً «63»

و بندگان خداى رحمان کسانى‌اند که روى زمین بى‌تکبّر راه مى‌روند، و هرگاه جاهلان آنان را طرف خطاب قرار دهند (و سخنان نابخردانه گویند) با ملایمت (و سلامت نفس) پاسخ دهند.

نمونه‌های فراوانی در زندگی امامان(علیه السلام) نقل شده که آنها دشمن خدا را با یک برخورد شایسته تبدیل به دوست وفاداری کردند. گاهی همان تحمل، بلکه گذشت و حلم، باعث ساختن و پشیمانی می‌ شود، چنان که نباید با نادان زیاد بحث و بگو مگو کرد و حتی گاه باید با سکوت او را ادب نمود و به قول معروف «جواب ابلهان خاموشی است» امیرالمومنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) فرمود: ” سکوت در برابر شخص احمق(ابله)بهترین پاسخ اوست. ( غررالحکم ، ح 1204)

می توان گفت ریشه ضرب المثل جواب ابلهان خاموشی است از همین حدیث مولا نشات گرفته باشد.

در احوالات شیخ ابوسعید ابوالخیر هم آمده است که در بلاد ایشان  شاهی بی تدبیر و کم خردی زندگی می کرد. روزی بر آنها خشکسالی بیامد، قحطی بشد، اموال و دارایی هایشان غارت گشت، اجناس گران شد، و فساد بیداد کرد. مردم جمع شدند و گفتند : یا شیخ فکری به حال ما کنید که این شاه هر شب جگر های ما را با چاقوی بی تدبیری هایش کباب می کند و می خورد. شیخ ما اندکی فکر کرد و سپس بفرمود که به نشانه اعتراض به این وضع 3 دقیقه سکوت پیشه کنید.

مردم داد بر آوردند که این چه تدبیری است ؟ یا شیخ ما را گرفته ای ؟ …

فردای آن روز شاه بلاد در میدان آمد و کلی سخنرانی کرد که این رعیت های پدرسوخته با 3 دقیقه سکوتشان به ما اعتراض کردند. ای انسان های نمک ناشناس، ای که خاک به گورتان کنند…

مردم دوباره گرد شیخ جمع آمدند، که یا شیخ چه کنیم ؟ مگر ندیدی که این شاه چگونه بر ما توهین بکرد ؟ هر چه فحش فانوسی و ناموسی از حلقومش در آمد بر ما نثار کرد.

شیخ پس از ساعت ها مراقبه و مکاشفه و تفکر سر از گریبان بیرون بیاورد و بگفت : سکوت کنید، که جواب ابلهان خاموشی است. فردای آن روز مردم در مقابل شاه سکوت بکردند و هیچ نگفتند. شاه گفت : چگونه در مقابل من سکوت می کنید ؟ آیا مرا ابله فرض کرده اید ؟ که در جواب من خاموش می مانید ؟ خودتان ابلهید … دیوانه ها… سپس شاه سکته ای بکرد و در بستر بیافتاد .

مردم دوباره برای چاره اندیشی نزد شیخ ما آمدند و گفتند چه کنیم ؟ شیخ سبیل خود را بچرخاند و ریشش را دستی کشید و گفت : سکوت کنید. که سکوت علامت رضایت است.

مردم به بستر شاه رفتند. شاه گفت : می بینید خدایتان به چه روزی افتاده است ؟ شما مردمانی بس نادانید. چگونه در این سختی به جای اینکه با من باشید بر من هستید ؟ … مردم سکوت کردند. شاه گفت : یعنی شما از اینکه من در بستر افتاده ام و مرگ مرا می بینید راضی هستید ؟ مردم غرق در سکوت بودند. شاه سکته ای دیگر بکرد و دار فانی به قصد اون دار دیگر وداع گفت.

روز بعد مردم نزد شیخ آمدند و به پاس خدماتی که در حق آنها کرد از وی در خواست کردند که جای  پادشاه سابق را بر عهده بگیرد. شیخ هیچ نگفت و سکوت بکرد.

بهترین و پرسود ترین تجارت دنیا

در زندگی اجتماعی یکی از کارهای که انسان نیازمند آن می باشد کار و تلاش و به دست آوردن ثروت و دارائی می باشد، تا این که به واسطه این ثروت و دارائی بتواند بسیاری از مشکلات  خود را حل کند در واقع کار و تلاش یکی از تأکیدات مهم در آداب و سنن اسلامی می باشد. امام صادق‌(علیه السلام) فرموده اند: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش تلاش می کند، همانند مجاهد در راه خداست».

چه کاری از همه بهتر و پر سود تر است

انتخاب کار همیشه یکی از دغدغه ذهنی بعضی از افراد بوده است.در واقع همه به دنبال این هستند که در انتخاب کار به بهترین و بیشترین سود دست پیدا کنند.البته این دغدغه به تنهایی نه قابل ستایش است و نه قابل نکوهش ولی دغدغه ارزش دارد که برای رسیدن به رضایت الهی باشد.برای نمونه اگر این کار و تلاش و صرف زمان و نیرو،در جهت رسیدن به رضایت الهی باشد، قابل تقدیر می باشد و الا چیزی که برای رضایت الهی نباشد مورد تحسین عقل و دین نیست.« رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ [مائده/119] هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند این، رستگارى بزرگ است!»

معرفی بهترین تجارت و کارها از طرف خداوند متعال

وقتی که با کلام الهی همراه و مانوس می شویم با کمال تعجب متوجه می شویم که خداوند متعال هم انسان را دعوت به تجارت و کار کرده است،البته قدری متفاوت تر از آنچه که ما در ذهن خود داریم،هر گاه اسم تجارت به میان می آید انسان بلا فاصله ذهنش رو به سوی بازار صرافها و بقالها می رود غافل از این که در دنیای که زندگی می کنیم بازار سرمایه گزاری جود دارد که هر کسی در آن سرمایه گذاری کند بیشتری سود را عائید خود کرده است و لی بسیار از افراد از این بازار غافل شده اند« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ[صف /10] اى کسانى که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم»«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ *یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‌ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ »[صف/12-11]

بهترین تجارت ها از لسان قرآن کریم

ایمان به خدا (تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)

همه ما در زندگی دنیا وقتی تجارتی و معامله ای انجام میدهیم،نوعاً از نوع  معامله دنیایی می باشد،که ثمن و مثمن هم رنگ و ارزش دنیابی دارد.ولی گاهی یک تجارت از رنگ و بوی دنیایی فراتر می رود و سود و حاصل آن چیزی فراتر از آنچه ما در ذهن تصور می کنیم می باشد.کلام الله مجید اولین و بهتریم و پر سود ترین تجارت را ایمان به خداوند متعال معرفی میکند،واقعاً چه تجارت و سودی از این بالاتر که انسان در این دنیای خاکی و مادی به یک خدای بلند مرتبه و بزرگ ایمان و اعتقاد داشته باشدو از ثمرات این باور و اعتقاد آسمانی خود را بهره مند سازد.

ایمان به رسول خدا (وَ رَسُولِهِ)

بعد از ایمان به خداوند متعال که بالاترن معامله و تجارت در این دنیای پول و ثروت و تجارت و رقابت می باشد،می بایست علاوه بر ایمان به خدا به رسول و فرستاده این خداوند متعال و بلند مرتبه هم ایمان داشت ایمانی که انسان را  به این باور رهنمود که این فرستاده جز خیر و سعادت برای انسان نیاورده و تمام دستوراتی او الهی و به سود انسان می باشد.«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ[التوبة /128]هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می آید سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است»

جهاددر راه خدا (وَ تُجاهِدُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ)

سومین و مهمترین عنصر این بازار سرمایه گذاری بعد از ایمان به خدا و رسول خداوند بلند مرتبه اثبات این ادعای قلبی در وادی عمل و امتحان  می باشد یعنی اگر کسی با این باور قلبی دست پیدا کرد که در دنیای که زندگی می کند بهترین تجارت و معامله تجارت با خداوند متعال و ایمان و باور راسخ و قوی به او و پیامبران پاک سرشت او می باشد در وادی عمل باید با بردن همل خد به به این میدان  تجارت جهانی بهترین سود را عائد خود کند و آن هم جهاد در راه این باور قلبی می باشد جهاد در این راه یعنی این که با قلب و تمام جوارح و دارایی خود در راه این آرمان خود ایستادگی و مقاومت کند تا به سود نهای و ثمره  سعادت بخش دست پیدا کند «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ[هود/112]پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!»

ثمرات این تجارت پر سود

در دنیا بعضی از افراد اگر مقدار بیشتری از مال و مکنت دنیایی را به دست بی آورند خیال می کنند که به نتیجه مطلب رسیده اند،و برنده بازار تجارت دنیا شده اند،ولی وقتی تأمل و دقت می کنیم می بینیم حاصل این دسترنج و تلاش طاقت فرسا روزی عائد دیگران می شود و این شخص حتی ذره ای از آن را نمی تواند با خود به جهان دیگر یعنی دنیای جاودانی به همراه ببرد،ولی در تجارتی که خداوند متعال معرفی کردند سه ثمره پرارزش به دنبال دارد،که همه ی ثروتمندان و تاجران روزی آرزوی مقدار کمی از آنرا می کنند.

اولین  ثمره این تجارت بزرگ (یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ)

غفران الهی اولین ومهم ترین ثمره ی این تجارت می باشد پاک شدن از  گناهان اولین و زیبا ترین ثمره ی این تجارت پر سود می باشد، شاید روزی نباشد که انسان مرتکب گناهی نشده باشد و همین گناهان موجب هلاکت انسان را فراهم کرده اند،گناهانی که موجب نزول عذاب الهی در دنیا و آخرت می شود،در این تجارت پر سود محو وپاک می شوند.امام على علیه‌السلام:«اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ؛[2]هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‌ها از میان مى‌رود.

دومین ثمره این تجارت الهی (تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ)

رهایی از آتش جهنم جهنمی که این انسان از آن غافل شده ولی حقیقتی غیر قابل انکار که بسیار از انسانها با اعمال غیر الهی خود موجبات ورود در آن را برای خود فراهم میکند در این تجارت الهی انسان به این ثمره و سود با ارزش دست پیدا می کند که از عذاب جهنم و قهر الهی در امان باشد.رسول اکرم صلى الله علیه و آله:«أَدنى اَهلِ النّارِ عَذابا یَنتَعِلُ بِنَعلَینِ مِن نارٍ یَغلى دِماغُهُ مِن حَرارَةِ نَعلَیهِ؛[3]کم عذاب‌ترین اهل جهنم دو کفش از آتش به پا دارد که از حرارت آنها مغزش به جوش مى‌آید.»

سومین ثمره با ارزش این تجارت الهی  (وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً)

بالاترین سود و نتیجه برای انسان روزی حاصل می شود که این تجارت و معامله ای که انسان در دنیا انجام داده است او را به سعادت و فیض حضور در بهشت بکشاند، بهشتی که جایگاه رضوان الهی و محل آرامش اولیای الهی و همنشینی با مقربان در گاه ایزدی می باشد.رسول اکرم صلى الله علیه و آله:«فِى الجَنَّةِ ما لا عَینٌ رَأَت وَلا اُذُنٌ سَمِعَت وَلاخَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ؛در بهشت چیزهایى هست که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه به خاطر کسى گذشته.»

خلاصه مطلب

در دنیا بهترین و پرسود ترین معامله و تجارت معامله ی با خداوند متعال می باشد، خدای متعال در کتاب الهی خود راه و روش بهترین تجارت را به انسان یاد می دهد، در این روش خدای منان می فرماید، بهترین کارها برای بهره مندی در دنیا و آخرت ایمان به خداوند متعال و رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم ) و همچنین جهاد در راه خدا آنهم جهان با جان و مال می باشد.

زیارتی که برتر از زیارت امام حسین(علیه السلام) است

روایتی جالب از زبان حجه الاسلام والمسلمین علیرضا توحیدلو درباره برکات زیارت امام رضا(علیه السلام) را در ادامه می خوانید.

 

افضل زیارات

ابن قولویه قمی از قول حمدان نقل می‌کند: روزی به محضر مولایم حضرت امام جواد(علیه السلام) تشرّف پیدا کردم و به ایشان عرض کردم: پاداش زائری که مرقد پدرت حضرت رضا علی بن موسی الرضا(علیه آلاف تحیّة و الثّناء) را در خراسان زیارت کند، چقدر است؟ امام در پاسخ فرمود: کسی که قبر پدرم را زیارت کند، خداوند گناهان حال و گذشته او را خواهد آمرزید. حمدان می گوید: من ایوب بن نوح را ملاقات کردم و گفتم: ای اباالحسین! من از مولا و حجت خدا امام جواد، چنین و چنان شنیدم، ایوب گفت: ایا من به دانش تو بیش از آنچه شنیده‌ای، نیفزایم؟ گفتم: بله. گفت: من از امام جواد(علیه السلام) این روایت را شنیدم و سپس آن حضرت افزود: کسانی که پدرم را زیارت کنند، در روز قیامت برای آنان منبرهایی مقابل منبر رسول الله(صلی الله علیه و آله) نهاده خواهد شد، تا همه از حساب و کتاب قیامت فارغ شوند.

آن گاه حمدان می‌گوید: من بعد از چندی، ایوب بن نوح را دیدم که به شهر طوس به زیارت حضرت رضا(علیه السلام) مشرف شده. تا مرا دید گفت: به زیارت مولایم آمده‌ام و هدفم به دست آوردن منبری است که امام جواد(علیه السلام) فرموده است.

رفع گرفتاریها

امام باقر(علیه السلام)، از جدّش، از امیرالمؤمنین(علیه السلام) نقل کرده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمود: پاره اى از پیکر من در خراسان دفن خواهد شد، هر گرفتارى که او را زیارت کند، خدا ناراحتى او را برطرف سازد، و هر گنهکارى که به زیارت او رود، خداوند گناه او را ببخشد. (1)

ایمنی از آتش

ابوهاشم جعفرى می گوید: امام جواد(علیه السلام) فرمود: میان دو کوه طوس، پاره اى است که آن را از بهشت ستانده اند، هر که بدان جا درآید، روز رستاخیز از آتش ایمن خواهد ماند. (2)

دستگیری از زائران: امام رضا(علیه السلام) فرمود: هر کس که دورى سفر را بر خود بپذیرد و به زیارت من آید، من در روز قیامت در سه جایگاه به نزد او خواهم شتافت تا او را از تنگنا به در آورم: آن جایى که نامه اعمال دست به دست مى شود، در صراط، و هنگام سنجش اعمال. (3)

برتری زیارت امام رضا(علیه السلام)

علی بن مهزیار می گوید: به امام جواد علیه السلام عرض کردم فدایت شوم زیارت حضرت رضا علیه السلام افضل است یا زیارت امام حسین علیه السلام حضرت فرمودند :زیارت پدرم امام رضا علیه السلام افضل است چون امام حسین علیه السلام را تمامی مردم زیارت می کنند و پدرم را تنها شیعیان خاص زیارت می کنند . (4)

 منبع:

1. عیون اخبار الرضا(علیه السلام) 2:257؛ امالى صدوق، ص119

2. عیون اخبارالرضا(علیه السلام) ج2، ص 256

3. خصال 1:109؛ امالى صدوق 121

4. الکافی ج : 4 ص : 584

روزی حلال از زبان امام باقر(علیه اسلام)

امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:

اَللَّهُمَّ ارزُقنى رِزقاً حَلالاً یَکفینى وَ لا تَرزُقنى رِزقاً یُطغینى وَ لا تَبتَلیَنّى بِفَقرٍ اَشقى‌ بِهِ مُضَیِّقاً عَلَىَّ.

خداوندا! مرا روزىِ حلالى بده که کفایتم کند، و روزى‌ ای نده که به طغیانم کشانَد و به فقرى گرفتارم نکن که با آن بدبخت شوم و به تنگنا افتم.

فضائل الشهر الثلاثة، ص 108

توشه آخرت....

امیر مؤمنان، حضرت علی علیه السلام در فرمایشی زیبا می‌فرماید: «خوشا به حال آن که به بندگان خدا نیکی کند و برای آخرت خود زاد و توشه برگیرد». حال با توجه به این حدیث گران مایه، می‌توان پی برد پرستاران که شبانه روز در پی برطرف ساختن گرفتاری‌های بیماران و درمان آنها هستند، به چه پاداشی می‌رسند و نزد خداوند متعالی، چه جایگاه و مقامی دارند.

مقام معظم رهبری، در مورد کارهای نیک پرستاران می فرماید: «هر حرکت انسانیِ یک پرستار برای بیمار، یک حسنه است و کمکی است به انسانی محتاجِ کمک؛ آن هم در شرایطی حساس».

منبع:

گروه دین و اندیشه،نشریه گلبرگ، ش 7

چگونه از جایگاه خود نزد خدا آگاه شویم؟

بسم الله الرحمن الرحیم

رُوِیَ عَنْ عَلیٍّ علیه السّلام قَالَ:

«مَنْ أَرَادَ مِنْکُمْ أَنْ یَعْلَمَ کَیْفَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ فَلْیَنْظُرْ کَیْفَ مَنْزِلَةُ اللَّهِ مِنْهُ عِنْدَ الذُّنُوبِ کَذَلِکَ مَنْزِلَتُهُ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى».

از امیرالمؤمنین علی(ع) منقول است که فرمودند: هر کس از شما که می خواهد جایگاه و منزلت خود را در نزد خداوند بداند،‌ پس باید ببیند که جایگاه و منزلت خداوند در آن هنگام که به گناهی می رسد چگونه است. جایگاه او نزد خداوند تبارک و تعالی، به همان مقدار است که جایگاه خداوند در نزد او است.

دریابید و الا دیر میشود....

امام صادق(ع) می فرمایند:

عَلَیکَ بِالأَحداثِ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى کُلِّ خَیرٍ.


جوانان را دریاب، زیرا که آنان سریع‌تر به کارهاى خیر روى می ‌آورند.

کافى، ج 8، ص 93، ح66

 

از فقر در امان بمانید ...

امام علی علیه السلام:إذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللّهَ بِالصَّدَقَةِ.

هر زمان فقیر شدید، با خداوند از طریق صدقه دادن (در راه او)تجارت (پرسود) کنید.

منبع:

حکمت 258 نهج البلاغه

سپاسگزاری از والدین ....

قال الصادق(ع):

یجب للوالدین علی الولد ثلاثه اشیاء: شکرهما علی کل حال و طاعتهما فیما یأمرانه و ینهیانه عنه فی غیر معصیه اللَّه و نصیحتهما فی السرّ….

امام صادق علیه‌السلام در کلام ارزشمند درباره حقوق والدین، سه چیزی که بر فرزند در حق پدر و مادر واجب است را بیان فرموده‌اند.

 امام جعفر صادق علیه السلام در مورد سپاسگزاری از والدین فرمودند: سه چیز بر فرزند، در حق پدر و مادر واجب است:

۱-شکر پدر و مادر به هر شکل ممکن

۲- اطاعت از پدر و مادر در هر چیزی که امر و نهی می‌کنند به جز در گناه و معصیت خدا

۳- خیرخواهی برای ایشان در پیدا و نهان

منبع:

«تحف العقول، صفحه 322»

چرا در سوره نحل، روي سه ميوه(زيتون، خرما و انگور)، تاكيد شده است؟

(يُنبِت لَكم بِهِ الزَّرْعَ وَ الزَّيْتُونَ وَ النَّخِيلَ وَ الاَعْنَب وَ مِن كلِّ الثَّمَرَتِ إِنَّ فى ذَلِك لاَيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكرُونَ) سوره نحل/ آيه 11

ممكن است چنين به نظر آيد كه اگر قرآن در آيات فوق از ميان انواع ميوه ها روى زيتون و خرما و انگور تكيه كرده به خاطر وجود آنها در محيط نزول قرآن بوده است ، ولى با توجه به جهانى و جاودانى بودن قرآن ، و عمق تعبيراتش روشن مى شود كه مطلب از اين فراتر است .
غذاشناسان و دانشمندان بزرگى كه ساليان دراز از عمر خود را در راه مطالعه خواص گوناگون ميوه ها صرف كرده اند به ما مى گويند كمتر ميوه اى است كه براى بدن انسان از نظر غذائى به اندازه اين سه ميوه ، مفيد و مؤ ثر باشد.
همانها مى گويند (روغن زيتون ) براى توليد سوخت بدن ارزش ‍ بسيار فراوان دارد، كالرى حرارتى آن بسيار بالا است،و از اين جهت يك نيروبخش است و آنها كه مى خواهند همواره سلامت خود را حفظ كنند، بايد به اين اكسير علاقمند شوند.
روغن زيتون دوست صميمى كبد آدمى است،و براى رفع عوارض ‍ كليه ها و سنگهاى صفراوى و قولنج هاى كليوى و كبدى و رفع يبوست بسيار مؤ ثر است .به همين دليل در روايات اسلامى نيز از آن مدح و تمجيد فراوان شده ، در حديثى از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام ) درباره زيتون چنين مى خوانيم : (غذاى خوبى است ، دهان را خوشبو و بلغم را بر طرف مى سازد، صورت را صفا و طراوت مى بخشد، اعصاب را تقويت نموده و بيمارى و درد را از ميان مى برد و آتش خشم و غضب را فرو مى نشاند).
و از آن مهمتر اينكه در خود قرآن از درخت زيتون به عنوان شجره مباركه (درخت پر بركت ) ياد شده است .
با پيشرفت دانش پزشكى و غذاشناسى اهميت داروئى (خرما) نيز به ثبوت رسيده است.در خرما كلسيم وجود دارد كه عامل اصلى استحكام استخوانها است و نيز فسفر وجود دارد كه از عناصر اصلى تشكيل دهنده مغز و مانع ضعف اعصاب و خستگى است،و قوه بينائى را مى افزايد.
و نيز پتاسيم موجود است كه فقدان آنرا در بدن علت حقيقى زخم معده مى دانند، و وجود آن براى ماهيچه ها و بافتهاى بدن بسيار پر ارزش ‍ است .
اين سخن امروز در ميان غذاشناسان معروف است كه خرما از سرطان جلوگيرى مى كند، زيرا آمارهائى كه در اين زمينه تهيه شده نشان مى دهد در مناطقى كه خرما بيشتر مى خورند ابتلاى به سرطان كمتر است ، و اعراب و صحرا نشينانى كه در فقر غذائى به سر مى برند بواسطه خوردن خرما هرگز مبتلا به سرطان نمى شوند، عامل اين موضوع را وجود (منيزيم ) مى دانند.قند فراوانى كه در خرما وجود دارد از سالمترين قندها است كه حتى در بسيارى از موارد مبتلايان به بيمارى قند نيز مى توانند براحتى از آن استفاده كنند.دانشمندان در خرما سيزده ماده حياتى و پنج نوع ويتامين كشف كرده اند كه آنرا به صورت يك منبع غذائى غنى و بسيار پر ارزش در آورده است .به همين دليل در روايات اسلامى نيز روى اين ماده غذائى تاءكيد فراوان ديده مى شود، از على (عليهالسلام ) نقل شده كه فرمود: كل التمر فان فيه شفاء من الادواء: (خرما بخوريد كه شفاى بيماريها است).
و نيز روايت شده كه در بسيارى از اوقات غذاى على (عليهالسلام ) را نان و خرما تشكيل مى داد.و در روايت ديگر مى خوانيم : خانه اى كه در آن خرما نيست اهل آن خانه در واقع گرسنه اند!.در آيات سوره مريم نيز خواهد آمد كه خداوند مريم را در آن بيابان كه فاقد وسيله بود هنگامى كه عيسى را به دنيا آورده بود از رطب تازه روزى داد، و اين اشاره اى است به اينكه يكى از بهترين غذاها براى مادرى كه فرزند به دنيا آورده رطب تازه است ، و حتى در رواياتى كه ذيل آيه آمده مى خوانيم بهترين دارو براى چنين زنان همين ميوه است .
و اما در مورد (انگور) به گفته دانشمندان غذاشناس بقدرى عوامل مؤ ثر دارد كه مى توان گفت ، يك داروخانه طبيعى است ؟ علاوه بر اين انگور از نظر خواص ، بسيار نزديك به شير مادر است ، يعنى يك غذاى كامل محسوب مى شود انگور دو برابر گوشت ، در بدن حرارت ايجاد مى كند، و علاوه بر اين ضد سم است ، براى تصفيه خون ، دفع رماتيسم ، نقرس ، و زيادى اوره خون ، اثر درمانى مسلمى دارد، انگور معده و روده را لايروبى مى كند، نشاط آفرين و بر طرف كننده اندوه است ، اعصاب را تقويت كرده ، و ويتامينهاى مختلف موجود در آن به انسان نيرو و توان مى بخشد.انگور علاوه بر اينكه غذاى بسيار پر ارزشى است قدرت ميكرب كشى قابل ملاحظه اى دارد و حتى عامل مؤ ثرى است براى مبارزه با بيمارى سرطان .به همين دليل در حديثى از پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ): خير طعامكم الخبز و خير فاكهتكم العنب : (بهترين طعام شما نان و بهترين ميوه شما انگور است ).
اگر ما بخواهيم آنچه را غذاشناسان در زمينه اين ميوه ها گفته اند و روايات فراوانى كه در منابع اسلامى در اين رابطه نقل شده در اينجا بياوريم مسلما از روش تفسير خارج خواهيم شد، مقصود اين بود روشن سازيم كه تكيه كردن قرآن بر اين سه نوع ميوه بى دليل نيست ، و شايد در آن روز قسمت مهمى از آن بر مردم پوشيده بوده است .

منبع:

تفسير نمونه ج11 ص172تا176

عملی که عمر را زیاد می‌کند...

در حدیث امام صادق(ع) درباره ” عملی که عمر را زیاد می‌کند” آمده است:

قال أبو عَبدِ اللَّهِ(ع): حُسنُ الجِوارِ یُعَمِّرُ الدِّیَارَ وَ یَزِیدُ فِی الأعمَارِ.

امام صادق(ع) فرمود: حُسن همسایگی موجب آبادانی سرزمین‌ها و زیاد شدن عمرها می‌شود.

منبع :وافی، فیض کاشانی، ج5، ص517

پیام آیت‎الله نوری همدانی به زلزله زدگان غرب کشور

اجازه استفاده یک‌سوم از سهم امام(علیه السلام) برای زلزله‌زدگان

آیت‌الله نوری همدانی در پیامی با ابراز تاسف از حادثه زلزله در برخی استان‌های کشور، خواستار آن شد که مسئولان هرچه سریع‌تر با در اختیار گرفتن تمام امکانات مادی و معنوی، به کمک حادثه‌دیدگان بشتابند.

متن پیام آیت‎الله نوری همدانی به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

خبر زمین‌لرزه در منطقه غرب کشور که باعث جان باختن و مصدوم شدن عده‌ای از هموطنان ما شد موجب تاسف و تاثر گردید.

لازم است مسئولان محترم هرچه سریع‌تر با در اختیار گرفتن همه امکانات مادی و معنوی به کمک حادثه دیدگان بشتابند.

اینجانب از درگاه خداوند متعال برای درگذشتگان این حادثه طلب مغفرت و رحمت و برای آسیب‌دیدگان سلامتی مسئلت می‌نمایم.»

همچنین کانال رسمی آیت‌الله نوری همدانی از اجازه این مرجع تقلید برای استفاده از یک سوم از سهم امام(علیه السلام) برای زلزله‌زدگان خبر داد.

ره آورد خودسازی


 كسی كه نهان خود را اصلاح كند، خدا آشكار او را نیكو گرداند، و كسی كه برای دین خود كار كند، خدا دنیای او را كفایت فرماید، و كسی كه میان خود و خدا را نیكو گرداند، خدا میان او و مردم را اصلاح خواهد كرد.

منبع: نهج البلاغه،حكمت 423

پای درس امام سجاد(ع)


1- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فيهِ مِنَ الْمُؤمِنينَ كانَ في كَنَفِ اللّهِ، وَأظَلَّهُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ في ظِلِّ عَرْشِهِ، وَآمَنَهُ مِنْ فَزَعِ الْيَوْمِ الاْكْبَرِ:

مَنْ أَعْطي النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، ورَجُلٌ لَمْ يَقْدِمْ يَداً وَرِجْلاً حَتّي يَعْلَمَ أَنَّهُ في طاعَةِ اللّهِ قَدِمَها أَوْ في مَعْصِيَتِهِ، وَرَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أخاهُ بِعَيْب حَتّي يَتْرُكَ ذلكَ الْعِيْبَ مِنْ نَفْسِهِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 141، ح 3»

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: سه حالت و خصلت در هر يك از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي مي باشد و از سختي ها و شدايد صحراي محشر در امان است: اوّل آن كه در كارگشائي و كمك به نيازمندان و درخواست كنندگان دريغ ننمايد. دوّم آن كه قبل از هر نوع حركتي بينديشد كه كاري را كه مي خواهد انجام دهد يا هر سخني را كه مي خواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او مي باشد. سوّم قبل از عيب جوئي و بازگوئي عيب ديگران، سعي كند عيب هاي خود را برطرف نمايد.

2- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : ثَلاثٌ مُنْجِياتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغْتِيابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما يَنْفَعُهُ لاِخِرَتِهِ وَ دُنْياهُ، وَ طُولُ الْبُكاءِ عَلي خَطيئَتِهِ.

«بحارالأنوار، ج 75، ص 140، ح 3»

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشت زبان از بدگوئي و غيبت مردم، خود را مشغول به كارهائي كردن كه براي آخرت و دنيايش مفيد باشد. و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود گريان و ناراحت باشد.

3- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فيهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِيَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض: وِقاءٌ لِلّهِ بِما يَجْعَلُ عَلي نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْسْتحْياء مِنْ كُلِّ قَبِيح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.

«مشكاة الأنوار، ص 172»

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: هركس داراي چهار خصلت باشد، ايمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ملاقات مي كند كه از او راضي و خوشنود است: 1 ـ خصلت خودنگهداري و تقواي الهي به طوري كه بتواند بدون توقّع و چشم داشتي، نسبت به مردم خدمت نمايد. 2 ـ راست گوئي و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگي. 3 ـ حيا و پاكدامني نسبت به تمام زشتي هاي شرعي و عرفي.

4- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : يَا ابْنَ آدَم، إنَّكَ لا تَزالُ بَخَيْر ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ هَمِّكَ، وَما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعاراً.

«مشكاة الأنوار، ص 246»

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: اي فرزند آدم، تا آن زماني كه در درون خود واعظ و نصيحت كننده اي دلسوز داشته باشي، و در تمام امور بررسي و محاسبه كارهايت را اهميّت دهي، و در تمام حالات ـ از عذاب الهي ـ ترس و خوف داشته باشي; در خير و سعادت خواهي بود.

5- قالَ الاْمامُ السجاد - عليه السلام - : وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعاءً لِقَليل مِنَ الْحَرامِ وَ لا لِكَثير، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِي الْحَلالِ.

«تحف العقول، ص 186»

امام سجاد - عليه اسلام - فرمود: حقّي كه شكم بر تو دارد اين است كه آن را ظرف چيزهاي حرام ـ چه كم و چه زياد ـ قرار ندهي و بلكه در چيزهاي حلال هم صرفه جوئي كني و به مقدار نياز استفاده نمائي.

 

هیچ پرنده ای به دام صیاد نمی افتد مگر اینکه

 رسول خدا(ص)می فرماید:پس از خودم بر امتم از سه چیز بیمناکم؛ گمراهی در وادی هوس ها، پیروی خواهش های شکم و غفلت پس از معرفت

آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در شرح این حدیث می گوید:غفلت در سه چیز است خدا نکند ما غافل باشیم. این سه مورد به شرح زیر است:

اول:غفلت از یاد خدا:در روایت داریم هیچ پرنده ای به دام صیاد نمی افتد مگر اینکه در آن لحظه از یاد خدا غافل باشد.همیشه به یاد خدا باشید.

دوم:بیدار نماندن در بین الطلوعین:صبح شده اما آقا یا خانم هنوز خواب است.در حالی که خوابیدن از اذان صبح تا طلوع آفتاب کراهت دارد.در روایت است که آنقدر که خواندن تعقیب و دعا در بین الطلوعین برای جلب روزی تاثیر دارد رفتن به شهرها و تجارت کردن تاثیر ندارد.

سوم:غفلت در دین تا انسان بمیرد:انسان وقتی که مرد تازه چرتش پاره می شود و می گوید عجب.لذا حدیث داریم که می گوید مردم در خواب غفلتند و آنگاه که می میرند تازه از خواب بیدار می شوند.از خدا بخواهیم قبل از مردن بیدار شویم.

منبع:

کتاب احسن الحدیث ص61

جان تو من نریختم باد ریخت..

امام جعفرصادق(ع) می فرماید:علم تمامی مردم را در چهار چیز یافتم؛ نخست آنکه پروردگار خود را بشناسی.دوم بشناسی که چگونه تو را آفریده است.سوم بدانی خداوند از تو چه می خواهد و چهارم آنچه که موجب می گردد تو از دین خارج گردی را بشناسی. 
آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در شرح این حدیث می گوید:روزی ملا نصرالدین به باغی رفت میوه های مختلف را چید و در کیسه گذاشت.میوه های درشت را پایین گذاشت و به نظم و ترتیب بالا آمد تا به میوه های ریز رسید.ناگهان صاحب باغ آمد و به ملا گفت:چه می کنی؟ این میوه ها را برای چه درون کیسه ریختی؟ ملا گفت جان تو من نریختم باد ریخت.
مرحوم مجتهدی در ادامه این داستان می گوید:صاحب باغ به ملا گفت:پس چه کسی این طور منظم آنها را داخل کیسه قرار داده است؟ ملا گفت:اتفاقا خود من هم در این فکر بودم.در آنجا صاحب باغ با ملا برخورد جدی کرد.
مرحوم مجتهدی در ادامه می گوید:غرض از بیان این داستان اینکه بر فرض این جهان خودش به وجود آمده است، این نظم و ترتیب را چه کسی ایجاد کرده؟ انسان عاقل با قدر تفکر متوجه می شود که این جهان خالقی دارد.
آیت الله مجتهدی در انتها می گوید:ما باید در کارها باور کنیم که خدا وجود دارد و اگر به این باور برسیم کارهایمان درست می شود.
 
منبع:کتاب احسن الحدیث، ص33
 

خدارسولش را یاعلی خطاب کرد...

عبدالله بن عمر می گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوال شد که پروردگارت در شب معراج با چه لغتی با تو صحبت کرد و تو را مورد خطاب قرار داد؟

پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) پاسخ داد: خاطَبنی بِلُغَه عَلّی بِن اَبی طالِب

پروردگارمرا با لغت علی بن ابی طالب خطاب کرد

آنگاه خداوند به من الهام کرد که به خداوند گفتم: ای پروردگار من، تو مرا خطاب می کنی یا علی؟ خداوند فرمود: ای احمد،

تو را از نور خود آفریدم و علی را از نور تو آفریدم. من بر

نهانخانه قلبت توجه کردم، محبوب تر از علی بن ابی طالب در قلبت نیافتم به همین

جهت تو را با زبان علی مورد خطاب قرار دادم تا قلبت اطمینان و آرامش یابد.

منبع:

بحارالانوار، ج 38، ص 312، حدیث 14

عملی که ثوابش در قرآن نیست ....

امام صادق(ع) در روایتی به عملی اشاره کردند که ثواب آن به دلیل بلندی مقامش نزد خدا در قرآن نیامده است. در حالی که به فرموده ایشان ثواب هر عمل نیکی در قرآن وجود داد.

مَا

مِنْ‏ عَمَلٍ‏ حَسَنٍ‏ یَعْمَلُهُ‏ الْعَبْدُ إِلَّا وَ لَهُ ثَوَابٌ فِی الْقُرْآنِ إِلَّا صَلَاةَ اللَّیْلِ فَإِنَّ اللَّهَ لَمْ یُبَیِّنْ ثَوَابَهَا لِعِظَمِ خَطَرِهَا عِنْدَهُ فَقَالَ‏

تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُون‏.(سجده16

یکی از  امام صادق(ع) فرمود:

هیچ عمل نیکویی بنده انجام نمی‎دهد مگر آنکه ثواب آن در قرآن است، جز نماز

شب؛

پس خداوند به دلیل عظمت جایگاهی که نزدش است، ثواب آن را نشمرده است و فرموده است:

پهلوهایشان از خوابگاه‌ها جدا مى‏‌شود [و] پروردگارشان را از روى بیم و طمع مى‏‌خوانند.

منبع:

 وسایل‌الشیعه شیخ حر عامِلی،جلدهشتم

چگونه غافل می شویم؟!

 

الإمامُ الحسنُ عليه السلام: الغَفلَةُ تَركُكَ المَسجِدَ ،وطاعَتُكَ المُفسِدَ.

 غفلت آن است كه مسجد [رفتن براى نماز ]را ترك كنى و از افراد تبهكار فرمان برى.

منبع:

بحار الأنوار: ج 78

 

چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟

مولوی می گوید عاشقی به در خانه معشوقش رفت و در زد. معشوق پشت در آمد و پرسید کیستی؟ عاشق گفت منم!!!! معشوق گفت برو و او را رد کرد. عاشق در فکر فرورفت که مگر چه خطایی کرده ام که مرا رد کرد. پس از تأمل فهمید. لذا دوباره به در خانه معشوق رفت و همان سوال پرسیده شد. این بار در جواب کیستی؟ گفت توأم. معشوق در را باز کرد. پس زمانی انسان به سراپرده خداوند مقرب می گردد که غرور و خود رایی و خود بینی را کنار بگذارد و اگر کسی خدا را یافت همه چیز را یافته است و ارتباطش با خودش و مردم و طبیعت نیز صحیح می گردد. پس ارتباط با خدای متعال و به مقام تسلیم و بندگی رسیدن اوج حال خوش و صفا و خرمی و نشاط باطن و ظاهر است.

 
چطور رابطه مان را با خداوند اصلاح کنیم؟


در ارتباط با خود نیز خدای متعال دستوراتی را بیان کرده . حق چشم. حق پا. حق شکم. حق زبان و …که اینها امانت خدای متعال اند. سالم و پاکیزه و طاهر تحویل داده شده و بایستی سالم و پاکیزه به صاحبش بازگردانده شود و رعایت امانت گردد و تصرف نابجا در آنها صورت نگیرد.این امانت داری شایسته، حال انسان ذا زیبا و خوش می کند. در مرحله سوم ارتباط صحیح با مردم است که در دو محور اصلی خلاصه می شود؛ حسن خلق و حسن معاشرت با مردم و رعایت حقوق مردم. حسن خلق آنقدر بااهمیت است که رسول الله اعظم صلی الله علیه و اله وسلم می فرمایند نزدیکترین شما در قیامت به من خوش خلق ترین شماست. درباره ویژگی بعدی یعنی رعایت حقوق مردم باید گفته شود که اولا حق مردم را نخوریم و ثانیا حق مردم را ادا کنیم.

بحث رسیدگی به فقرا جامعه در قالب زکات،صدقات مستحبی و پرداخت خمس از مهمترین حقوقی است که در واقع با پرداخت آن مشکلات فقرا و نیازمندان جامعه برطرف می شود. آقا رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم می فرمایند من را در خانه فقرا بیابید، من در خانه فقرا منتظر شما هستم. قطعا بر اساس این روایت وقتی به خانه فقیر سر بزنیم پیامبر اکرم در آن لحظه به ما توجه و نگاه خاص می کند. شخصی خدمت پیامبر رسید و به ایشان گفتند سنگدل شده ام و حاجتی دارم که برآورده نمی شود. راه حلی به من یاد بدهید . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند یتیمی را پیدا کن بر سر او دست نوازش بکش – و نیازهای عاطفی او را برطرف کن – و از غذایی که به خانواده ات می دهی به او هم بده. قساوت قلبت برطرف می شودو حاجتت برآورده می گردد. پس خدمت به خلق ، خدمت به خودمان هست و از سویی حال خوش معنوی را قطعا به دنبال خواهد آورد. در روایت داریم وقتی مومن وارد قبر می گردد، فرد بسیار خوش سیمایی وارد قبرش می گردد و باعث خوش حالی او می گردد. مومن از او سوال می کند تو کی هستی؟ می گوید من سروری هستم که در دل مومنی وارد کردی، تا قیامت با تو هستم.و سخن آخر ارتباط با طبیعت یعنی حیوانات و درختان و دریا و هواست. استفاده صحیح از این سرمایه ها باعث می شود اینها برای نسل آینده هم بماند و برای ما دعا کنند. و از طرفی سلامت هوا و آب و طبیعت نیاز فعلی و حق همگانی است و توجه به همه اینها باعث نزول رحمت و برکت است چرا که “لان شکرتم لازیدنکم و لئن کفرتم ان عذابی لشدید.” مکرر در داستانها و روایات شنیده ایم که رحم به یک حیوان چقدر در زندگی اشخاص تأثیرگذار بوده. خب اگر ما انسانها در سلامت هوا و آب و طبیعت بکوشیم و جان انسانها را از این رهگذر نجات دهیم قطعا تأثیرش به مراتب بالاتر خواهد بود.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/770834?sk=1

دینداران بی‌دین!

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: كُلُّ مَنْ لَمْ يُحِبَّ عَلَى الدِّينِ وَ لَمْ يُبْغِضْ عَلَى الدِّينِ فَلَا دِينَ لَهُ.

امام صادق عليه السلام فرمود: هر كسی که به خاطر دين، حبّ و بغض نداشته باشد، دين ندارد.

منبع:

الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏2، ص: 127.

سه چیزی که انسان آن را حق خود می‌داند

 

 

قال الصادق علیه السلام: ثَلَاثُ خِلَالٍ يَقُولُ كُلُّ إِنْسَانٍ إِنَّهُ عَلَى صَوَابٍ مِنْهَا دِينُهُ الَّذِي يَعْتَقِدُهُ وَ هَوَاهُ الَّذِي يَسْتَعْلِي عَلَيْهِ وَ تَدْبِيرُهُ فِي أُمُورِهِ.

 

‏امام صادق عليه السلام فرمود: سه چيز است كه هر انسانى خود را در آنها بر حق (درستکار) مى داند:

* دينى كه بدان عقيده دارد

* هوى و خواهش نفسی كه بر او چيره است

* تدبير او در كارهايش.

 منبع:

تحف العقول، النص، ص: 321.

 

"10 اثر خطرناک و جبران‌ناپذیر «وای فای» بر انسان"

سازمان سلامت جهانی گزارشی منتشر کرده است که در آن به تشریح ۱۰ اثر خطرناک و جبران‌ناپذیر «امواج وای‌فای» بر بدن انسان از جمله افزایش امکان ابتلا به سرطان، خنثی‌سازی اسپرم مردان و ناباروری در مردان و زنان پرداخته است.

 

سازمان سلامت جهانی Global Healing Center به تازگی گزارشی منتشر کرده است که به ۱۰ اثر مخرب امواج «وای‌فای» بر روی بدن انسان اشاره دارد.

امروزه دسترسی به وای‌فای بسیار آسان است و با یک دستگاه کوچکی به نام مودم می‌توانید از طریق گوشیهای هوشمند و لپ‌تاپ شخصی خود به وای‌فای و از طریق آن به اینترنت دسترسی داشته باشید؛ این دستگاه در عین امکان دسترسی آسان به فضای مجازی و اینترنت دارای آثار مخرب و البته پنهانی است که از طریق امواج تولیدی توسط آن به بدن انسان وارد می‌شود.

دستگاه‌های مودم با قابلیت وای‌فای نخستین بار در سال ۱۹۹۷ به بازار عرضه شدند که از همان زمان، دانشمندان و کارشناسان به بررسی و تحقیق در مورد آنها و امواج تولیدی آنها پرداختند؛ تحقیقات به عمل آمده نشان داد که امواج تولیدی توسط این دستگاه آثار مخربی بر روی مغز و بدن انسان به خصوص در کودکان می‌گذارد.

البته نتایج به دست آمده، در سالهای اخیر کسب نشده و مدتهاست که گزارشهای متعددی در مورد اثرات مخرب وای‌فای منتشر شده است به عنوان مثال در سال ۲۰۰۸ یکی از کارشناسان امریکایی مقاله‌ای با عنوان «کنترل مغز توسط گوشیهای هوشمند» منتشر کرد که در آن اثرات خطرناک وای‌فای را بازگو کرده بود.

گذشته از موارد ذکر شده، گزارش سازمان بهداشت جهانی نشان از ۱۰ واقعیت خطرناک در مورد امواج وای‌فای دارد که در ادامه به تشریح آن می‌پردازیم:

افزایش مشکلات بیخوابی به واسطه وای فای
تا به حال به این توجه کرده‌اید که پس از استفاده از وای‌فای به راحتی نمی‌توانید بخوابید و تنها در تخت به خود می‌پیچید؟ در یک آمارگیری که در سال ۲۰۰۷ به عمل آمد، گزارشهایی منتشر شد که نشان می‌داد بسیاری از افراد از مشکل بیخوابی رنج می‌برند.

مطالعات و تحقیقات نشان ‌می‌دهد که امواجی که از وای‌فای تولید می‌شوند از جنس الکترومغناطیس هستند و این امواج بر روی خواب انسانها تأثیر می‌گذارد؛ در سال ۲۰۰۷ در این مورد آزمایشی انجام گرفت به این صورت که تعدادی از افراد را در اتاقی قرار دادند که در معرض امواج الکترومغناطیسی قرار داشتند، در سوی دیگر تعدادی از افراد را در اتاقی قرار دادند که از این امواج به دور بودند.

پس از انجام این آزمایش مشاهده شد که آن دسته از افراد که در معرض امواج الکترومغناطیسی قرار داشتند، الگوهای موجی واقع در مغز که مربوط به خواب آنها می‌شود، تغییر کرد و به سختی می‌توانستند بخوابند.

گزارشات و تحقیقات نشان می‌دهد که خوابیدن در کنار یک تلفن همراه متصل به وای‌فای یا در آپارتمانی که تعداد زیادی وای‌فای در آن مشغول به کار است، یک بمباران امواج را روی بدن افراد انجام می‌دهد که موجب مشکلات شدید در خواب می‌شود و الگوهای یک خواب آرام و طبیعی را به طور کلی از بین می‌برد.

از طرفی بروز مشکلات عمده در خواب، مشکلات اساسی دیگری نیز در پی دارد که از جمله آنها می‌توان به افسردگی و فشار خون بالا اشاره کرد.

کاهش رشد کودکان
تحقیقات نشان می‌دهد که امواج تولید شده از مودمها همچنین اینترنت نسل سوم و چهارم (۳G و ۴G) بر روی رشد بافتهای سلولی بدن انسان به‌خصوص جنین تأثیر مستقیم می‌گذارد و موجب کاهش رشد آنها می‌شود.

پژوهشی در سال ۲۰۰۹ توسط یکی از دانشمندان استرالیایی نشان می‌دهد که امواج الکترومغناطیسی، سنتز پروتئین (محل تولید پروتئین در بدن) را از بین می‌برد؛ این دانشمند استرالیایی طی یادداشتی نوشت: «سنتز پروتئین وظیفه تولید پروتئین در بدن را بر عهده دارد که موجب رشد بافتها و سلولهای بدن در کودکان و جوانان می‌شود لذا می‌توان نتیجه گرفت که افراد در این سن و سال بیشتر از افراد دیگر در معرض خطر از سوی این امواج هستند.»

کاهش رشد سلولهای بدن و گیاهان…
در سال ۲۰۱۳ گروهی از دانش‌آموزان دانمارکی اذعان داشتند، شبهایی که در کنار گوشیهای موبایلشان می‌خوابند، پس از بیدار شدن از خواب تمرکز لازم را ندارند و نمی‌توانند بر روی درسهایشان تمرکز کرده و آنها را فرا بگیرند؛ پس از مطرح شدن این مسئله، تحقیقات بر روی آن آغاز شد و گروهی از دانشمندان این آزمایش را بر روی گیاهان انجام دادند به این صورت که تعدادی از گیاهان را در اتاقی همراه با امواج وای‌فای و تعدادی دیگر را در اتاقی خالی از هر گونه امواجی قرار دادند؛ پس از مدتی مشاهده شد که آن دسته از گیاهانی که در معرض تشعشات وای‌فای قرار داشتند، هیچ رشدی نکرده‌اند در حالی که دسته دیگر رشد قابل توجهی داشتند.

کاهش عملکرد مغز با امواج اینترنت ۳G و ۴G
همزمان با اذعان دانش‌آموزان دانمارکی مبنی بر عدم تمرکز لازم پس از خوابیدن نزدیک گوشی موبایل، دانشمندان شروع به تحقیقاتی راجع به اینترنت نسل سوم و چهارم اینترنت کردند که پس از یک سال یعنی در سال ۲۰۱۴ به این نتیجه رسیدند که امواج این نسل از اینترنت خطرناکتر از امواج وای‌فای هستند و موجب کاهش عملکرد مغز می‌شود و فعالیت آن را کم می‌کند.

کاهش فعالیت مغز در زنان
گروهی متشکل از ۱۵ زن و ۱۵ مرد برای انجام آزمایشی، داوطلب به تست هوش شدند؛ در ابتدا، تمامی شرکت‌کنندگان در مکانی امتحان دادند که از اشعات و امواج وای‌فای دور بود که این امتحان بدون هیچ مشکل و اثرات پیچیده‌ای برگزار شد.

در مرحله بعدی، شرکت‌کنندگان در معرض موجی به طول ۲٫۴ گیگاهرتز از طرف یک وای‌فای قرار گرفتند؛ در هنگام برگزاری این امتحان، عملکرد مغز در همه افراد بررسی شد که پس از این بررسیها مشخص شد که عملکرد مغز زنان حاضر در امتحان به شدت کاهش یافت همچنین از نظر فیزیکی و انرژی لازم نسبت به مردان ضعف داشتند لذا می‌توان گفت که اثرات این امواج بر روی افرادی که بدن نسبتاً ضعیف‌تری دارند، مشهودتر است.

خنثی‌سازی اسپرم بدن مردان با امواج وای فای
در گذشته دانشمندان به این نتیجه رسیده بودند که حرارت ناشی از لپ‌تاپها موجب از بین رفتن اسپرم مردان می‌شود اما امروزه تحقیقات نشان می‌دهد که این موضوع تنها به این حرارت ختم نمی‌شود؛ تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که امواج ناشی از وای‌فای موجب کاهش حرکت اسپرم در بدن مردان و شکسته شدن DNA می‌شود؛ مطالعات و آزمایشهای انجام شده بر روی بدن انسانها و حیوانات نشان می‌دهد که این امواج اثرات مخربی بر روی اسپرم و ‌‌DNA در مردان دارند.

ناباروری در زنان
گزارشها، مطالعات و آزمایشهایی که بر روی حیوانات انجام شده، نشان می‌دهد که برخی از طول موجهای امواج ناشی از وای‌فای موجب عدم تخم‌گذاری آنها می‌شود؛ با انجام تحقیقات بیشتر نتایجی به دست آمد که نشان می‌دهد امواج ناشی از وای‌فای، برخی از بافتهای بدن زنان و تخمدانهای آنها را ضعیف می‌کند که این موضوع امکان ناباروری در زنان را به شدت افزایش می‌دهد.

دانشگاه کارولینسکای سوئد در سال ۲۰۱۱ گزارشی منتشر کرد که در این گزارش به دو چیز هشدار داده شده است؛ نخست اینکه زنان حامله نباید از دستگاه‌های وایرلس استفاده کنند و از دیگر کاربران این دستگاه‌ها نیز باید دوری کنند.

همچنین استانداردهای کشور امریکا و کانادا برای امواج رادیویی و اشعات وای‌فای مناسب نیست و می‌تواند به زنان باردار و جنین داخل شکمشان آسیب وارد کند.

افزایش استرس و بیماریهای قلبی
تا به حال به این موضوع دقت کرده‌اید که چرا زمانی که به مودم یا گوشیهایی که از نسل سوم و چهارم اینترنت استفاده می‌کنند، نزدیک می‌شوید، ضربان قلبتان تند‌تند می‌زند؟ تا به حال توجه کرده‌اید زمانی که گوشی موبایلتان را در جیب لباستان قرار می‌دهید ضربان قلبتان شدید و نامنظم می‌شود؟

آزمایشی در سال ۲۰۱۵ که بر روی ۶۹ نفر به عمل آمد نشان داد که همه این افراد در مواجهه با امواج الکترومغناطیسی عکس‌العمل نشان دادند و تعداد ضربان قلبشان افزایش یافت؛ این افزایش ضربان قلب دقیقاً به زمانی شبیه است که افراد دارای استرس ناشی از برخی عوامل مانند امتحان، کار، تصادفات و … دارند.

افزایش امکان ابتلا به سرطان به واسطه امواج وای فای
بحث سرطان ناشی از این امواج بسیار بحث بزرگ و پیچیده‌ای است که هنوز صد‌در‌صد ثابت نشده است اما آزمایشهایی بر روی گونه‌های مختلفی از حیوانات به عمل آمده که نشان می‌دهد، قرار گرفتن در معرض تشعشات وای‌فای می‌تواند امکان مبتلا شدن به سرطان را در آنها افزایش دهد البته مطالعات چندانی در این رابطه به عمل نیامده اما گزارشات از سرطانزا بودن این امواج خبر می‌دهند.

آزمایشی در سال گذشته نشان داد که یک دختر ۲۱ ساله بر اثر قرار گرفتن در معرض تشعشات وای‌فای دچار سرطان سینه شد؛ والدین این شخص اذعان داشته بودند که هیچگونه تجربه و سابقه‌ای در داشتن این سرطان نداشتند.

با تحقیقات بیشتر بر روی این شخص مبتلا به سرطان سینه مشخص شد که این شخص گوشی موبایل خود را در جیب واقع بر روی سینه خود قرار می‌داده که این سرطان نیز از همانجا رشد کرده و تمام بدن وی را فرا گرفته است.

کاهش تولید ماده ملاتونین در مغز و و ال ــ کارنیتین در عضلات و کبد
باید در نظر گرفت که راه‌هایی برای مقابله با این اشعات وجود دارد که البته تنها می‌تواند اثرات آنها را تا حدودی کاهش دهد اما نمی‌تواند به طور صد‌در‌صد اثرات آنها را خنثی کند؛ نخست اینکه امواج وای‌فای موجب کاهش تولید ماده ملاتونین در مغز می‌شود.

ملاتونین ماده‌ای است که توسط یک غذه کوچک در مغز تولید می‌شود و به تنظیم چرخه خواب و بیداری در بدن کمک می‌کند، مقداری از این ماده را می‌توان در برخی از مواد غذایی یافت لذا استفاده از غذاها یا موادی که دارای ملاتونین است می‌تواند تا حدودی از بروز این مشکل جلوگیری کند ضمن اینکه داروی شیمیایی ملاتونین در بازار نیز موجود است.

دیگر اثرات مخرب این اشعات کاهش تولید ماده «ال ــ کارنیتین» است؛ ال ــ کارنیتین ماده‌ای است که در بافت عضلات و کبد ساخته می‌شود و وظیفه اصلی آن در بدن، کمک به سوخت و ساز و تبدیل غذا به انرژی است که در برخی مواد غذایی و داروهای شیمیایی یافت می‌شود بنابراین استفاده از مواد غذایی یا داروهایی که دارای ماده ال ــ کارنیتین هستند می‌تواند از بروز این کاهش، جلوگیری کنند.

برخی از راه‌های مقابله با امواج وای‌فای
با وجود اینکه ملاتونین و ال ــ کارنیتین تا حدودی می‌تواند اثرات اشعات را کاهش دهد اما نمی‌تواند موجب رد شدن آنها از بدن شوند؛ با توجه به تعداد گوشیهای هوشمند و مودمهای روشن در اطراف خود، به راحتی می‌توان نتیجه گرفت که این بمب باران امواج را نمی‌توان با مصرف دارو کنترل کرد.

پس با این وجود نمی‌توان موجب انسداد ورود این اشعات به بدن شد اما راه‌هایی وجود دارد که می‌توان با انجام آنها تا حدودی اثرات مخرب و جبران‌ناپذیر آن را کنترل کرد؛ رعایت کردن سه نکته می‌تواند از خطرات و آثار مخرب این امواج را تا حدودی کاهش دهد.

نخست اینکه تا جایی که ممکن است گوشی هوشمند، لپ‌تاپ، تبلت و دیگر دستگاه‌های ارتباطی را نزدیک به بدن خود نگاه ندارید به‌خصوص در مواقعی که می‌خواهید بخوابید؛ دومین نکته این است که به هنگام خواب این وسایل به خصوص مودم خود را خاموش کنید و سوم اینکه از استفاده و نگاه داشتن مودم وای فای خود در اتاق خواب خود به شدت پرهیز کنید

تفاوت سحر و معجزه چیست؟

کار ساحر متکى به نیروى محدود انسانى است، و معجزه از قدرت بى پایان و لایزال الهى سرچشمه مى گیرد. لذا هر ساحرى کارهاى محدودى مى تواند انجام دهد، و اگر ماوراى آن را بخواهند، عاجز مى ماند، او تنها کارهائى را مى تواند انجام دهد که قبلاً روى آن تمرین داشته و بر آن مسلط است و از پیچ و خم آن آگاه، ولى در غیر آن به کلى عاجز و ناتوان خواهد بود در حالى که پیامبران چون از قدرت لا یزال خدا کمک مى گرفتند، قادر به انجام هر گونه خارق عادتى بودند، در زمین و آسمان و از هر نوع و هر قبیل . ساحر، هرگز نمى تواند خارق عادت را طبق پیشنهاد مردم انجام دهد، مگر این که : تصادفاً با کار او تطبیق کند (هر چند گاهى دوستان ناشناخته خود را تعلیم مى دهند که از وسط جمعیت برخیزند و پیشنهادهائى که قبلاً تعیین شده به صورت ابتدائى مطرح کنند) ولى، پیامبران بارها و بارها معجزات مهمى را که مردم حق طلب، به عنوان سند نبوت مى خواستند انجام مى دادند، همان گونه که در همین سرگذشت موسى(علیه السلام) نیز مشاهده خواهیم کرد.

 

از این گذشته، سحر چون یک کار انحرافى است و یک نوع خدعه و نیرنگ، طبعاً روحیاتى هماهنگ آن مى خواهد، و ساحران بدون استثناء، افرادى متقلب و خدعه گرند،که از مطالعه و بررسى روحیات و اعمالشان خیلى زود مى توان آنها را شناخت،در حالى که اخلاص،پاکى و درستى انبیاء، سندى است که با اعجاز آنها آمیخته و اثر آن را مضاعف مى کند . و شاید روى این جهات است که در قرآن مى خوانیم : وَ لایُفْلِحُ السّاحِرُ حَیْثُ أَتى : « ساحر هر کجا باشد و در هر شرائط و هر زمان رستگار نمى شود »(1)، و به قول معروف به زودى پته اش روى آب خواهد افتاد، چرا که نیرویش محدود است و افکار و صفاتش انحرافى . این موضوع، مخصوص ساحرانى نیست که به مبارزه با انبیاء برخاستند بلکه درباره ساحران به طور کلّى صادق است که آنها زود شناخته مى شوند و به پیروزى نمى رسند.(2)

پی نوشت
1. سوره طه، آیه 69.
2. تفسیر نمونه، جلد 13، صفحه 268.

اولین اقدام برای رفع نقص مادی و معنوی چیست؟؟؟

مؤمن در دنیا مشکل و سختی هم دارد؛ گاهی مریض می‌شود، گرفتار می‌شود، تصادف می‌کند. بالاخره انسان مؤمن با مشکلات درگیر می‌شود، اما اگر احساس کردی این مشکلات خیلی زیاد و طاقت‌فرسا شده است یا این مشکلات نباید این‌قدر تو را اذیت کند، احتمالاً از نمازت کم گذاشته‌ای. نمازت را درست کن؛ ان‌شاءالله مشکلات تو برطرف می‌شود.

در امور معنوی هم همین‌طور است. مؤمن گاهی دچار هوس گناه می‌شود، دچار وسوسه‌های شیطان می‌شود، مؤمن گاهی دچار خطا می‌شود. اما اگر دیدی خطاکاری‌هایت دارد تو را از گردونه خارج می‌کند، وضع معنویت دارد بد می‌شود، به حدی که دیگر با خدا ارتباط نداری، اولین کاری که باید بکنی این است که نمازت را درست کنی. به خودت بگو: «معلوم است که من دارم بد نماز می‌خوانم.»

حتماً دیده‌اید بعضی‌ها وقتی گرفتار می‌شوند، می‌گویند: «خدایا مگر من چکار کرده‌ام که این‌قدر باید بدبختی بکشم؟!» اگر کسی بخواهد این حرف را درست بگوید، باید بگوید: «خدایا مگر من بد نماز می‌خوانم که این‌قدر گرفتار می‌شوم؟!»

منبع: کانال رسمی حجت الاسلام والمسلمین پناهیان

چگونگی ظهور علم در قلب ؟

علامہ حسن زاده ے آملي:

با ادعیہ و قرآن حشر داشتہ باشید چون شماڪمال ومعرفت ميخواهید و قرب الي اللہ نیاز داریدو حشربا ادعیہ وقرآن شمارا اوج میدهد

(شرح_فصوص_الحکم_قیصری)

 

علم در قلبهاے شماست و متأدب بہ آداب روحانیین و متخلق بہ اخلاق صدیقین شوید تا اینڪہ علم در قلب شما ظهور پیدا ڪند و شما را فراگیرد

پس با تادیب نفس مي شود حقیقت دل را شڪافت و از چشمہ و آب زلال مایہ حیات آن بهره مند گشت و با ادب مع اللہ این طلسم را مي شود گشود و از ڪوثر آن آب حیات نوشید.

(شرح_دفتر_دل
علامه حسن زاده ے آملی روحی فداه)

: گناهان ناچیز ....

امام صادق(ع)

عن ابی اسامة زید الشحام، قال: قال ابوعبدالله علیه السلام: اتقوا المحقرات من الذنوب فانها لا تغفر،
قلت: و ماالمحقرات؟ قال: الرجل یذنب الذنب فیقول: طوبی لی لو لم یکن لی غیر ذلک.

 

از گناهانی که به نظر شما ناچیز می‌آیند بپرهیزید که بخشیده نمی‌شوند.

پرسیدم: گناهان ناچیز چه گناهانی هستند؟ فرمود: آدمی گناه کند و بگوید: خوشا به حال من اگر غیر از این، گناهی نداشته باشم.

 

 منبع:

«اصول کافی،ج2،ص287 - وسائل،ج11،ص245 - بحار،ج73،ص343

هفت چیز را از هفت گروه مخفی نگه دارید



 
امام ﻋَﻠﯽ (ع) در حدیثی در مورد اینکه انسان در برخی موارد باید کارهای خود را پنهان کند و کسی چیزی از آن متوجه نشود، فرمودند 7 چیز را از 7 گروه پنهان کنید.
 
1-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻓﻘﯿﺮ، ﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎلت ﻧﺰﻥ.
 
٢-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺑﯿﻤﺎﺭ، ﺳﻼﻣﺘﯽﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺧﺶ ﻧﮑﺶ.
 
۳-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻥ، ﻗﺪﺭﺕﻧﻤﺎﯾﯽ ﻧﮑﻦ.
 
۴-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻏﺼﻪﺩﺍﺭ، ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ نکن.
 
۵-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺯﻧﺪﺍﻧﯽ، ﺁﺯﺍﺩﯼﺍﺕ ﺭﺍ ﺟﻠﻮﻩﻧﻤﺎﯾﯽ نکن.
 
۶-ﺩﺭ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺑﯽﺑﭽﻪ، ﺍﺯ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺖ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ.
 
7-ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﯾتیم، ﺍﺯ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﻧﮕﻮ.
 
 
منبع

:ﺗﺤﻒ ﺍﻟﻌﻘﻮﻝ، ص167

اولویت فرزندان دختر بر پسر در کلام پیامبر(ص)

قال الرسول الله:

من دخل السوق فاشتری تحفة فحملها الی عیاله کان کحامل صدقة الی قوم محاویج ولیبدا بالاناث قبل الذکور فان من فرح ابنته فکانما اعتق رقبة من ولد اسماعیل ومن اقر بعین ابن فکانما بکی من خشیة الله ومن بکی من خشیة الله ادخله الله جنات النعیم.

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: هر کس به بازار رود و هدیه ای برای خانواده اش بخرد و ببرد، [پاداش او ] مانند کسی است که برای نیازمندان صدقه می برد.
[و هنگامی که هدیه را به خانه می برد]، باید، قبل از پسران، به دختران بدهد، زیرا کسی که دخترش را شادمان کند، مانند کسی است که یک بنده از فرزندان اسماعیل را آزاد کرده است.
و هر کس [با دادن هدیه‌ای] چشم پسری را روشن کند، گویا از ترس خدا گریسته است و هر کس از ترس خدا بگرید، خداوند او را داخل نعمت های بهشت کند..

منبع:«وسائل الشیعة، ج 15، »ص227

دو محبوبی که از گرگ درنده خطرناکترند .


رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در حدیثی ضرر حبّ مال و مقام را برای انسان تبیین فرمودند.

مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ أُرْسِلَا فِي زَرِيبَةِ غَنَمٍ بِأَكْثَرَ فَسَاداً فِيهَا مِنْ حُبِّ الْمَالِ وَ الْجَاهِ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِم‏.

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زيان دو گرگ درّنده كه در يك رمه گوسفند رها شوند، بيشتر از زيان حبّ مال و مقام براى دينِ انسانِ مسلمان نيست.

مجموعة ورام، ج‏1، ص: 155.

آنچه مانع و باز دارنده آتش است؟

 

امیرالمومنین علی ( علیه السلام) فرمودند:صبر بر دو گونه است: صبر در هنگام مصیبت که که این نیکو و زیباست، و نیکو تر از آن، صبر نمودن در

هنگام روبه رو شدن با چیزهایی است که خداوند بر تو حرام نموده.

و یاد خدا نیز بر دو گونه است: یاد نمودن خداوند عزوجل در هنگام مصیبت و برتر از آن، یاد نمودن خداوند در هنگام مواجهه با حرام الهی که این

یاد مانع و باز دارنده آتش است.

منبع:
وسائل الشیعه/ج 15/ص 237

 

راه رهایی از غم و اندوه


قال امیر المومنین عليه السلام: حُسنُ الظَّنِّ يُخَفِّفُ الهَمَّ و يُنجي مِن تَقَلُّدِ الإثمِ

امام على عليه السلام فرمودند :

خوش بينى ، اندوه را مى كاهد و از افتادن در بند گناه مى رهاند .

غررالحكم و دررالكلم ، ح 4823 .

چهار نتیجه منفی طلب حاجت از مردم در کلام امام سجاد(ع)

 

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه‏السلام:
طَلَبُ الحَوائجِ إلى الناسِ مَذَلَّةٌ للحياةِ، ومَذهَبَةٌ للحَياءِ، واستِخفافٌ بِالوَقارِ، وهُو الفَقرُ الحاضِرُ، وقِلَّةُ طَلَبِ الحوائجِ مِنَ الناسِ هُو الغِنى الحاضِرُ.

نياز خواهى از مردم مايه خوارى در زندگى، و رفتن شرم و حياست. و از وقار و شكوه آدمى مى‏‌كاهد.

و آن فقرى حاضر است و دست نياز به سوى مردم كمتر دراز كردن، بى‏ نيازىِ نقد است.


«تحف العقول، صفحه 279»

 

. تعهد آموزش از نگاه امام علی (ع)


. تعهد آموزش

ما أخذ الله على اهل الجهل أن يَتعلَّموا حتى أخذ على اهل العلم أن يُعلِّموا.

خداوند از نادانان تعهد به آموختن دانش نگرفته، مگر آن كه قبلا از دانشمندان تعهد آموزش آنها را گرفته است

منبع:. حکمت 478

سخن گفتن نیک با مردم در کلام امام عسکری(ع)

 


امام حسن عسكرى عليه السلام: فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا» قالَ: قُولُوالِلنّاسِ كُلِّهُمْ حُسْنا مُؤمِنِهُمْ وَ مُخالِفِهُمْ، أمّا المؤمِنونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ أمّاالْمُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ اِلىَ الاْيمانِ. فَاِنِ استَتَرَ مِنْ ذلِكَ بِكفِّشُرورِهمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ اِخْوانِهِ المُؤمِنينَ؛

امام حسن عسکری علیه السلام در تفسیر و توضیح آیه “وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا” فرموده اند با همه

مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد.

 امام حسن عسکری علیه السلام در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود:

يعنى با همه مردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد.

مؤمن، به هم مذهبان، روى خوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به

ايمان، جذب شوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادران مؤمنش،

پيشگيرى كرده است.

«مستدرك الوسائل، جلد 12، صفحه 261»

 

 

بهترین زنان از نگاه رسول مهربانیها


پیامبراکرم (ص) می فرمایند:

انَّ مِنْ خَيْرِ نِسائِكُمْ الْوَلودَ الْوَدودَ السَّتيرَةَ الْعَفيفَةَ الْعَزيزَةَ فى اَهْلِهَاالذَّليلَةَ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةَ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصانَ مَعَ غَيْرِهِ الَّتى تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ تُطيعُ اَمْرَهُوَ اِذا خَلا بِها بَذَلَتْ لَهُ ما اَرادَ مِنْها؛


بهترين زنان شما، زنى است فرزند آور، بسيار مهربان، باحجاب، پاكدامن، در ميان خويشاوندان خود عزيز و در برابر شوهرش متواضع باشد، خودش را براى شوهرش بيارايد و از ديگران حفظ كند، از شوهرش حرف شنوى داشته باشد و امر او را اطاعت نمايد و در خلوت خواسته شوهرش را برآورده نمايد.


منبع:"من لایحضر، جلد3، صفحه 389″

 

چهارخانه بهشتی در قبال چهارعمل!!!

 

امام صادق (ع)میفرمایند:هرکس انجام چهار کار رابرای من ضمانت کند من هم چهار خانه در بهشت برای او

ضمانت میکنم:1-انفاق کن واز فقر نترس 2-سلام را اشکارا بگو3-جدال را ترک کن حتی اگر حق با توباشد4-با

مردم با انصاف رفتار کن حتی اگر به ضررت باشد.

منبع:جهاد بانفس شیخ حرعاملی/ص163

عذاب+رحمت الهی...

 

بر بهترین افراد این امت از عذاب الهی ایمن مباشید، زیرا که خدای بزرگ فرمود:« از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیانکاران» و بر بدترین افراد این امت از رحمت خدا نومید مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود:«همانا از رحمت خدا نومید نباشند جز کافران».

منبع:

نهج البلاغه/حکمت377

 

اين زنان چه كرده بودند؟

اميرالمؤمنين على (علیه السلام) مى فرمايد:

روزى با فاطمه(سلام الله علیها) محضر پيامبر خدا (صلی الله علیه واله) رسيديم، ديديم حضرت به شدت گريه مى كند.

گفتم : پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! چرا گريه مى كنى؟

فرمود:يا على(علیه السلام)! آن شب كه مرا به معراج بردند، گروهى از زنان امت خود را در عذاب سختى ديدم و از شدت عذابشان گريستم. (و اكنون گريه ام براى ايشان است).

زنى را ديدم كه از موى سر آويزان است و مغز سرش از شدت حرارت مى جوشد.

زنى را ديدم كه از زبانش آويزان كرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوى او مى ريزند.

زنى را ديدم، گوشت بدن خود را مى خورد و آتش از زير پاى او شعله ور است.

و زنى را ديدم دست و پاى او را بسته اند و مارها و عقرب ها بر او مسلط است.

زنى را ديدم از پاهايش در تنور آتشين جهنم آويزان است.

زنى را ديدم، از سر خوك و از بدن الاغ بود و به انواع عذاب گرفتار است.

و زنى را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل مى شود و از دهانش بيرون مى آيد و فرشتگان عذاب عمودهاى آتشين بر سر و بدان او مى كوبند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام عرض كرد:

پدر جان! اين زنان در دنيا چه كرده بودند كه خداوند آنان را چنين عذاب مى كند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

دخترم! زنى كه از موى سرش آويخته شده بود، موى سر خود را از نامحرم نمى پوشاند.

و زنى كه از زبانش آويزان بود، بدون اجازه شوهر از خانه بيرون مى رفت.

و زنى كه گوشت بدن خود را مى خورد، خود را براى ديگران زينت مى كرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.

و زنى كه دست و پايش بسته بود و مارها و عقرب ها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل حيض اهميت نمى داد و نماز را سبك مى شمرد…

و زنى كه سرش مانند خوك و بدنش مانند الاغ بود، او زنى سخن چين و دروغگو بود.

و اما زنى كه در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج مى شد، زنى خواننده و حسود بود.

سپس فرمود:واى بر آن زنى كه همسرش از او راضى نباشد و خوشا به حال آن زن كه همسرش از او راضى باشد.

منبع:

شیخ صدوق‏، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏2، ص 9-1

عالمی که همه ثروتش را در خشک سالی صرف نیازمندان کرد...

حکیم الهی آقا محمدرضا قمشه ای به سال 1241ق در قمشه دیده به جهان گشود. پدرش شیخ ابوالقاسم اصفهانی فاضلی شرافتمند بود که زمینه ساز ترقی و کمال فرزند نابغه اش شد. تحصیلات مقدماتی اش را نزد اساتید قمشه و اصفهان فرا گرفت و در سطوح عالی علوم عقلی محضر آقا سید رضی الدین لاریجانی و میرزا حسن نوری را مغتنم شمرد و خود چنان بر حکمت مشاء، اشراق و متعالیه تسلط یافت که سلسله بزرگان فلسفه و عرفان به ایشان منتسب می گردند.

قلم ترجمان بزرگی را می نگارد که از کوچکی مورد ملاطفت علمای زمان خود بوده است. سید حسن مدرس شاگرد آخوند ملاعلی نوری به پدر آقا محمدرضا گفته بود: قدر این پسر را بشناس و بر او لازم است که جز تحصیل علم به امر دیگری نپردازد. او هم در فتح قله علم چنان همتی بخرج داد که به قول امام خمینی به درجه استاد الاساتید نائل آمد و اکابری همچون میرزا هاشم اشکوری، میرزا محمدحسن کرمانشاهی، میرزا ابوالفضل تهرانی، آخوند ملا محمد کاشانی و جهانگیر خان قشقایی افتخار شاگردی او را داشتند.

حکیم قمشه تا 55 سالگی زمستان ها را در اصفهان و تابستان ها را در قمشه به تدریس و تربیت نفوس مستعده گذراند و در حدود سال 1294 در یک هجرت علمی دردارالخلافه تهران ساکن شد. یکی از شاگردانش به نام محمود حسینی ساوجی از تاثیر ورود ایشان به تهران چنین حکایت می کند:

خداوند رحمت کند آقا محمدرضا اصفهانی قمشه ای را که در عصر ناصرالدین شاه، فتح باب تدریس عرفانیات و تصوف از او شد. شرح فصوص الحکم و کتاب تمهید را قبل از ورودشان به دارالخلافه کسی نمی دانست چه رنگ است.

شهید مطهری از اقامت ده ساله ایشان در تهران چنین یاد می کند: عارف قمشه ای حدود ده سال پایان عمر خود را در حجره مدرسه صدر مسکن گزید. آن ایام وی در تهران حوزه تدریس گرم و پررونقی داشته و شاگردان پرشور و فاضلی را تربیت کرده است.

حکیم قمشه ای در اوج شهرت میرزا ابوالحسن جلوه به تهران آمد و بازار میرزای جلوه را شکست به طوری که معروف شد جلوه از جلوه افتاد.

روحیات اخلاقی

شعار ایشان ساده زیستی بود. هرگز لباس روستایی را از تن دور نکرد. به گفته جهانگیرخان هیچ جنبه علمایی نداشت. هر که او را درمحفلی می دید، گمان دانش و مقامی که او را بود، نمی کرد. هیچ دعوی فضل نمی کرد و با خلوت و تنهایی بیشتر مانوس بود. به فقهای عصرش بسیاراحترام می گذاشت و مسائل خود را از آنان می پرسید و به آنها اعتماد داشت. به گفته سید جلال الدین آشتیانی ، حکیم قمشه ای و استاد عارفش سید رضی هرگز خود را در معرض مرید بازی قرار نمی دادند. آن مرحوم صاحب کرامات بوده و طی الارض را به ایشان نسبت داده اند.

بخشش بزرگ

منقول است که حکیم قمشه ای تمامی ثروتی را که از پدرش به ارث برده بود را در خشک سالی سال 1288 ق صرف نیازمندان و گرسنگان کرد و خود تا پایان عمر درویشانه زیست. در یک صحنه ای از این خشکسالی او و همسرش از مقابل مسجد کاسه گران می گذشتند که گرسنگی شدید چند کودک او را از خود بی خود می کند و بلافاصله با تهیه غذا آنها را از مرگ نجات داد.

در وهله دیگری نیز ایشان تمامی جواهرات اهدایی از ناصر الدین شاه را به فقرا بخشید.

شاعر منطق

این مرد الهی طبع شعر هم داشت و در سروده هایش به «صهباء» تخلص می کرد. او صاحب دیوانی بود که متاسفانه دست حوادث آن را به مرحله چاپ نرسانده است. با این حال مقداری از سروده های ایشان به طور پراکنده در برخی منابع دیده می شود. این اشعار را آقای صدوقی سهی در کتاب"تاریخ الحکماء و عرفای متاخر” جمع آوری کرده است. چند بیت از اشعار ایشان

امروز گه به ما نظر تیز می کنی گاهی نظر به خنجر خون ریز می کنی

گر بشکنی به چهره وگر افکنی به دوش پس فتنه ز روی دلاویز می کنی

بگذار جوی شیر به شیرین و کوه کن تو جوی خون ز دیده پرویز می کنی

ساغر ز خون ماست به اندازه نوش کن این جام باده نیست که لبریز می کند

غروب آفتاب

مرحوم قمشه ای در ایام اقامت در تهران در حجره ای که بر بام آب انبار مدرسه صدر ساخته بودند، سکونت داشت. طبق قول صحیح ایشان در ماه صفر 1306 قمری در حالی که حدود 65 سال از عمر شریفش می گذشت در همان حجره به لقاء الله پیوست.

استاد مطهری ارتحال غریبانه این مرد بزرگ را چنین به تصویر می کشد:

“آقا محمدرضا در سال 1306 قمری در کنج مدرسه در تنهایی و خلوت و سکوتی عارفانه از دنیا رفت، قضا را آن روز مصادف بود با فوت مفتی بزرگ شهر مرحوم حاج ملا علی کنی و در شهر غوغایی برپا بود. دوستان و ارادتمندانش ساعت ها پر از فوت او از درگذشتش آگاه شدند.آن گروه معدود او را به خاک سپردند. در مورد محل دفن وی اختلاف نظر است. نویسنده طرائق الحقایق می نویسد: که مدفن وی در ابن بابویه نزدیک مزار حاج آخوند محلاتی است

منبع: گلشن ابرار، ج 10، ص 289

انسان چه موقع راحت می‎شود؟

 

راحتی در مخالفت با نفس است!

در روایتی از امام صادق(علیه‎السلام) که از مواعظ حضرت هم هست به حضرت عرض شد: « أَيْنَ

طَرِيقُ الرَّاحَةِ َ؟» راه رسیدن به راحتی چیست؟ «فقال(علیه‎السلام) فِي خِلَافِ الْهَوَى» آنجایی که

انسان با خواسته‎های گسترده نفسش مخالفت کند. زمان استراحت، روز ورود به بهشت است! «

قِيلَ: فَمَتَى يَجِدُ الرَّاحَةَ؟» دوباره پرسیدند: با این وضع که همیشه باید بر خلاف خواسته‏های نفس

عمل کرد و او را مدام محدود ساخت؛ پس کجا راحتی را می‏توان به دست آورد؟ «و قال(علیه‎السلام)

عِنْدَ أَوَّلِ يَوْمٍ يَصِيرُ فِي الْجَنَّةِ». اولین روزی که انسان به سمت بهشت می‎رود. یعنی همان

زندگی جاودانه‎ای را که خداوند به او وعده فرموده است. پس باید تا آخرین لحظه عمر انسان مراقب

نفس بوده و خواسته‏های او را مطابق با شرع تنظیم و تحدید نماید.

 منبع :بحارالانوار، ج75، ص254


 

 

ما از رعايت حـال شما كوتاهى نمى ‏كنيم!

همانا، ما از رعايت حـال شما كوتاهى نمى ‏كنيم و شما را از ياد نمى ‏بريم، چه، در غير اين
صورت سختيها و گرفتاريها برشما فرو مى ‏آيدو دشمنان شما را ريشه‏ كن كرده و از بين مى‏برند.

إِنَّا غَيْرُ مُهمِلِينَ لِمُرَاعَاتِكُم وَ لَا نَاسِينَ لِذِكْرِكُم وَ لَو لَا ذَلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللَّأوَاءُ وَ اصطَلَمَكُمُ الْأَعدَاءُ ؛

منبع:

احتجاج، ج2، ص497؛ بحارالانوار، ج53، ص175

 

چهارچیزعمل خیررافاسدمی کند:

چهارچیزعمل خیررافاسدمی کند:

پیامبراکرم (ص) فرمودتد:چهارچیزروزه وعمل خیررافاسدمی کند:غیبت، دروغ، سخن چینی، نگاه به نامحرم

منبع: کتاب چهل موضوع ازگفتارنراقی ص101

سفارش پیامبر (ص)به زنان

یکی از همسران پیامبر ( ص ) می گوید از رسول خدا ( ص ) شنیدم که می فرمود: بهترین مردان امت من کسی است که نسبت به همسر خود بهترین رفتار را داشته باشد و بهترین زنان امت من کسی است که نسبت به شوهرش بهترین کردار را داشته باشد . هر زنی که آبستن می شود ، هر شب و روزی که بر وی می گذرد برابر با هزار شهید اجر و پاداش دارد . بهترین زنان امت من زنی است که در آنچه معصیت نباشد رضای شوهر خود را بدست آورد و بهترین مردان امت من مردی است که با خانواده اش به لطف و مدارا زندگی کند .
چنین مردی هر روزی که بر او بگذرد اجر صد شهید را دارد . در این هنگام شخصی گفت ، یا رسول الله ! چگونه می شود زنی که رضایت شوهرش را بدست آورد اجر هزار شهید و مردی که با خانواده اش مدارا کند اجر صد شهید را داشته باشد ؟ پیامبر فرمود : بدان که اجر زنان نزد خداوند بیش از مردان است ، به خدا سوگند که ستم شوهر نسبت به زن بعد از شرک به خدا بزرگترین گناهان است. نسبت به رفتار با زنان و یتیمان از خدا بترسید که خداوند به خاطر ایشان شما را موأخذه می کند . هر که به این دو نیکی کند رحمت الهی نصیب او شود و هر که بدی نماید مورد خشم الهی واقع می شود .

منبع:http://dari.irib.ir/radioislam/2011-11-22-13-07-04/2011-12-03-09-56-58/item/30019-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B9%D8%B8%D9%85–%D8%B5

در بهشت از چه کسی باید پیروی کنیم؟!

پيامبر صلي الله عليه و آله در حدیثی راهبران اهل بهشت را معرفی نمودند.

 

در بهشت از چه کسی باید پیروی کنیم؟.

قال رسول الله صلي الله عليه و آله : المُجاهِدونَ في سَبيلِ اللّه ِ قُوّادُ أهلِ الجَنَّةِ ؛

پيامبر صلي الله عليه و آله فرمودند : رزمندگان در راه خدا ، راهبران اهل بهشت اند .

 

منبع :

بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 199

برگرفته از سایت http://www.jamnews.ir/detail/News/744375?sk=1

 

اخلاق را از امام صادق(علیه السلام) بیاموزیم...

احترام مهمان

عبدالله بن يعفور مى گويد: مهمانى را نزد حضرت امام صادق عليه السلام ديدم؛ روزى مهمان براى انجام پاره اى از امور برخاست، حضرت او را از دست زدن به كارى بازداشت و خود آنچه را مى بايد، انجام داده، فرمود:
پيامبر صلى الله عليه و آله از اينكه مهمان به كار گرفته شود نهى كرده است.

صبر در مصيبت

قتيبه اعشى مى گويد: براى عيادت فرزند حضرت امام صادق عليه السلام به محضر آن بزرگوار مشرّف شدم، ناگهان حضرت را بر درب خانه نگران و محزون ديدم، گفتم فدايت گردم، كودك در چه حال است؟ فرمود: به خدا سوگند آشفتگى و بلا بر اوست.
وارد خانه شد و ساعتى درنگ كرد، آنگاه به سوى ما بازگشت در حالى كه چهره مباركش مى درخشيد و دگرگونى و حزن از او برطرف شده بود، اميدوار شدم كه كودك سالم شده؛ گفتم: فدايت شوم كودك در چه حال است؟ فرمود: از دنيا رفت، گفتم: فدايت گردم او كه زنده بود شما را نگران و غصه دار ديدم و اكنون كه مرده تو را بر اين حال مى بينم؟ مطلب از چه قرار است؟ فرمود: ما اهل بيتى هستيم كه پيش از مصيبت جزع مى كنيم، هنگامى كه قضاى الهى جارى شد به قضايش رضا مى دهيم و به امرش تسليم مى شويم.

سود حلال

ابوجعفر فزارى مى گويد: حضرت امام صادق عليه السلام غلامش را كه به او مصادف مى گفتند به حضور خواست و هزار دينار در اختيارش گذاشته، فرمود: آماده شو تا به مصر براى داد و ستد بروى.
مصادف كالايى آماده كرد و با كاروان تجار به سوى مصر رهسپار شد؛ هنگامى كه نزديك مصر رسيدند قافله اى كه از مصر بيرون مى آمد با آنان برخورد كرد، از قافله درباره وضعيت و قيمت كالايى كه داشتند و مورد نياز عموم مردم بود پرسيدند كه در مصر چگونه است؟
كاروانيان به آنان گفتند: چيزى از آن در مصر يافت نمى شود. هم سوگند و هم پيمان شدند كه كالايشان را از نظر سود دينار به دينار بفروشند! وقتى كالايشان را فروختند و قيمتش را گرفتند، به مدينه باز گشتند. مصادف، بر حضرت امام صادق عليه السلام وارد شد در حالى دو كيسه هزار دينارى همراهش داشت، به حضرت گفت: فدايت گردم اين كيسه اصل سرمايه و آن ديگر سود سرمايه.
حضرت فرمود: اين سود، سودى زياد و فراوان است! شما در فروش كالا چه كرديد؟ مصادف داستان را بيان كرد، حضرت فرمود: سبحان الله، بر ضد مسلمانان هم سوگند شديد كه جنس را از نظر سود جز دينار به دينار به آنان نفروشيد؟! سپس يكى از آن كيسه ها را گرفت و فرمود: اين اصل سرمايه من و به سودش هيچ نيازى ندارم سپس فرمود: اى مصادف! شمشير زدن در ميدان جنگ از طلب حلال آسان تر است.

منبع:

الكافى: 6/ 283، باب كراهية استخدام الضيف، حديث 1

الكافى: 3/ 225، باب الصبر والجزع والإسترجاع، حديث 11

الكافى: 5/ 161، باب الحلف فى الثراء والبيع، حديث 1

چیزی که با یادآوری آن مردم خدا را دوست خواهند داشت .

پيامبر اكرم حضرت محمد مصطفی صلي الله عليه و آله فرمود: خداوند به داود عليه السلام فرمود: مرا دوست بدار و مرا محبوب خلقم گردان.
داود گفت: پروردگارا! آرى، من تو را دوست دارم، اما چگونه تو را محبوب خلقت گردانم؟
فرمود: نعمت هايم را براى ايشان يادآورى كن. زيرا وقتى نعمتهايم را بر آنان بازگو كردى، مرا دوست خواهند داشت.

متن حدیث:

قالَ النبىُّ صلي الله عليه و آله: قالَ اللّه ُ عزَّوجَلَّ لِداود عليه السلام: أحبِبْنى وَ حَبِّبْنى إلى خَلقي! قالَ: يا رَبِّ نَعَم، أنَا اُحِبُّكَ فَكَيفَ اُحَبِّبُكَ اِلى خَلقِكَ؟ قالَ: اُذكُر أيادِىَّ عِنْدَهُم، فإنَّكَ اِذَا ذَكَرْتَ ذلِكَ لَهُم أحَبُّوني.

 

منبع:

«بحارالانوار،جلد 70، صفحه 22»

کاری که موجب می‌شود در قضاوت عادل باشى و در عدالتت دادگر


رسول الله صلي الله عليه و آله: ماكَرِهتَهُ لِنَفسِكَ فَاكرَه لِغَيرِكَ و ما أحبَبتَهُ لِنَفسِكَ فَأحبِبهُ لأِخيكَ تَكُن عادِلاً في حُكمِكَ مُقسِطا في عَدلِكَ.

رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: آنچه را برای خود نمی‌پسندی براى ديگرى نيز مپسند، و آن چه براى خود دوست دارى براى برادرت هم دوست بدار تا در قضاوت عادل باشى و در عدالتت دادگر.


«تحف العقول،صفحه14»

هفت چيزکه بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود.

رسول خدا حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله فرمودند: هفت چيز است که بعد از مرگ ثواب آنها برای بنده نوشته مى‏‌شود؛

1) كسى كه درختى بكارد
2) يا چاهى حفر کند
3) يا نهرى جارى كند
4) يا مسجدى بنا كند
5) يا قرانى بنويسد و بگذارد
6) يا علمى از خود باقى گذارد
7) يا فرزند صالحى بعد از خود داشته باشد كه از براى او استغفار كند.

متن حدیث:

قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص‏: سَبْعَةُ أَشْيَاءَ يُكْتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوَابُهَا بَعْدَ وَفَاتِهِ:
رَجُلُ غَرَسَ نَخْلًا
وَ حَفَرَ بِئْراً
وَ أَجْرَى نَهَراً
وَ بَنَى مَسْجِداً
وَ كَتَبَ مُصْحَفاً
وَ وَرَّثَ عِلْماً
وَ خَلَّفَ وَلَداً صَالِحاً يَسْتَغْفِرُ لَهُ بَعْدَ وَفَاتِه.

«تنبیه الخواطر، جلد 2، صفحه 110- معدن الجواهر،صفحه 59»

منبع:http://www.mashreghnews.ir/fa/news/664564/%D8%AD%D8%AF%DB%8C%D8%AB-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%81%D8%AA-%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%D8%B9%D8%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%AB%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B4-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF

نصیحت خدا...!

امیر المومنین فرمودند:خدای متعال بهموسی فرموده:

ای موسی! چهار سفارش به تو دارم آنها را حفظ کن،

اول اینکه تا یقین نداری که گناهانت آمرزیده شده به عیوب دیگران مپرداز،

دوم: تا یقین نداری که گنج های من به پایان رسیده غم روزیت را مخور

سوم: تا یقین نداری فرمانروایی من سر آمده به کسی غیر از من امید مبند،

و چهارم: تا یقین نداری شیطان مرده است از مکر او ایمن مباش….!

منبع:

سخنان قدسی ج2/موسسه الامام الهادی/ص87

پولی که در همه ادیان حرام است ..


امام رضا عليه السلام فرمودند:

خدايت رحمت كند! بدان كه ربا حرام و از گناهان كبيره است و خداوند بر آن وعده آتش داده است پس

پناه مى بريم به خدا از آتش. ربا را همه پيامبران و همه كتاب هاىآسمانى حرام كرده اند.

متن حدیث:

اِعْلَمْ ـ يَرْحَمُكَ اللّه ُ ـ اَنَّ الرِّبا حَرامٌ سُحتٌ، مِنَ الكَبائِرِ وَ مِمّا قَدْ وَعَدَاللّه ُ عَلَيْهِ النّارَ فَنَعوذُ بِاللّه ِ مِنْها، وَ هُوَ

مُحَرَّمٌ عَلى لِسانِ كُلِّ نَبىٍّ وَ فى كُلِّ كِتابٍ؛

«فقه الرضا(ع)، صفحه 256»

 

امام خمینی(ره) : ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است...

مردی که هیچگاه در برابر تهدیدها و زورگویی های مستبدانی چون رضا خان سر فرود نیاورد و در نهایت نیز در همین مبارزه به شهادت رسید.

* مدرس در آیینه کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی (ره) مکرر از مرحوم مدرس به عنوان نمایندۀ واقعی مردم و حامی استقلال، امانت دار ملت و مبارزه گر با قلدران روزگار خود یاد می کند و در سخنانش می فرماید: «شما ملاحظه کرده اید، تاریخ مرحوم مدرس را دیده اید؛ یک سیّد خشکیدۀ لاغر (عرض می کنم با لباس کرباس)… یک همچون آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آن وقت را ادراک کرده می داند، که زمان رضا شاه غیر از زمان محمد رضا شاه بود، آن وقت یک قلدری بود که شاید تاریخ ما کم مطّلع بود، در مجلس در مقابل او آن طور ایستاد. یک وقت رضا شاه گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود: می خواهم که تو نباشی، می خواهم تو نباشی».

(صحیفه امام، جلد 16صفحه452)

همچنین در قسمتی از حکم تاریخی امام، مورخه 28 شهریور 1363ش، مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:

«… در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است و اینک با سربلندی از بین ما رفته، بر ما است که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دور افتاده او را تعمیر و احیا نماییم»

(صحیفه امام، ج ‏19، ص 74؛)

* شهید مدرس در کلام مقام معظم رهبری

مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمده‌اش این بود که” هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگرى در او اثر نمى‌کرد. همان وقتى که على‌الظّاهر فضا را بر ضدّ او آن‌چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار مى‌دادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب مى‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهاى استکبارى - یعنى همین قدرتهاى سلطه‌گرِ جهانى - که مرتّب روى این کشور و آن کشور دست مى‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش مى‌کشانند، عمده کارشان از ترساندن مى‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان مى‌آورند. بدیهى است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این‌طور رشد نمى‌کرد و این‌گونه نمى‌ماند

86/12/09(بیانات در دیدار اعضای انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان‌)

فریادهاى مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملى آن روز در مقابله‌ى با رضاخان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌اى که آن روز داشتند مى‌بستند که همه‌ى کشور را تحویل انگلیسها بدهند. اینها برقه ایى در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. نهضت به وسیله‌ى پیشروان این فکر شروع شد، رهبرى الهى و با عزم و ارده‌اى مثل امام، خداى متعال در اختیار ملت گذاشت؛

78/11/26(بیانات در دیدار کارگزاران حج‌ )

منبع:

http://www.farhangnews.ir/content/54787

فرشتگان به این خانه وارد نمی شوند!

 رسول خدا صلی الله علیه وآله: در حدیثی به اهمیت خانه ای که مهمان وارد آن می شود، اشاره کرده اند. رحلت حضرت محمد(صلی الله علیه و اله) و شهادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) فرشتگان به این خانه وارد نمی شوند!

عَنِ النَّبِيِّ (ص): كُلُّ بَيْتٍ لَا يَدْخُلُ فِيهِ الضَّيْفُ لَا يَدْخُلُهُ الْمَلَائِكَةُ. رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هر خانه اى كه ميهمان وارد آن نشود، فرشتگان واردش نمى شوند.

منبع:

جامع الأخبار ص: 136.

http://www.jamnews.ir/detail/News/738182?sk=1

حدیث امام علی(ع)درباره اندیشیدن

 

 امام على عليه  السلام :

ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ

جوانان را به مباحثه و جدال [علمى] ، و ميان سالان را به انديشيدن ، و پيران را به سكوت ، فرمان دهيد .

عنه عليه  السلام   ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ

مُرُوا الأَحداثَ بِالمِراءِ وَالجِدالِ ، وَالكُهولَ بِالفِكرِ ، وَالشُّيوخَ بِالصَّمتِ .

شرح نهج البلاغة : ج 20 ص 285 ح 260 .

مرحوم دولابی:صبرکن، خدا در را باز می‌کند!

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: خدا کمک می‌کند و برایت از اموری که تکلیف نداشتی از تو در را باز می‌کند. آنجا که در مغز شما علم ریخته می‌شود هم، باز در اختیار شما نیست. آنجا که آخر کارت است، دست روی دست نشسته‌ای و داری چیزی می‌گیری… .

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: غرض، احکامِ سه گانه بود: تسلیمِ مافوق بودن، برادری و یگانگی با محاذی و سرپرستی از مادون. اما اِعمال این احکام نیاز دارد که طرف خود را بشناسی. مثل من نکنی که چایی را اشتباه دادم تا آن را به سر و کله‌ات بزند. یک دقیقه صبر کنی و به وقتش بدهی گفت نمی‌توانم بشناسم، کم می‌آورم. می‌دانم که نسبت به هر سه گروه کم می‌‌آوری. پیامبر خدا ماعَرَفناکَ و ما عَبَدناکَ گفت چون خداوند بالای سر است. این را خدا کمک می‌کند و برایت از اموری که تکلیف نداشتی از تو در را باز می‌کند. آنجا که در مغز شما علم ریخته می‌شود هم، باز در اختیار شما نیست. آنجا که آخر کارت است، دست روی دست نشسته‌ای و داری چیزی می‌گیری آن اخرکار در اختیارت نیست. تنها نشستن و مودب بودن شماست. اما باز کردن یا باز نکردن در، با اوست. اختیاری نیست.
گفت: من دم در ایستاده بودم نه در را می‌زدم و نه می‌‌رفتم. گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی. دیدی آنهایی را که در را زدند و سوزاندند؟ آنها احتیاج داشتند که در را زدند و سوزاندند. در را نزنید و دور هم نروید. مبادا ول کنی بروی و بگویی چیزی نمی‌دهند. با هنر و فهمت تا پشت در برو. در را محکم نزنی. یا اصلاً در را نزن. صاحبخانه خودش می‌داند. آنجا بنشین.
شبی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) را می‌خواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر(علیه السلام) پشت در آمدند تا کمک کنند. یا می‌خواستند داخل بروند و هرچه حضرت بفرماید انجام دهند. حضرت امیر، امام حسن(علیه السلام) گفت اصحابند گریه می‌کنند که در را باز کنید، داخل بیاییم. حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تا تشییع جنازه کنند. اینها رفتند اما یکی از آنها نرفت. همانجا نشست. نتوانست برود. یک دقیقه بعد حضرت امیر(علیه السلام) دیدند هنوز صدای گریه می‌آید فرمودند چرا نرفتی؟ گفت: من پای رفتن نداشتم. حضرت امیر(علیه السلام) گفتند بگو داخل بیاید. ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است. به اشاره ملتفت شو. از یکسال، پنج سال پشت در ایتسادن نترس. پشت در، بهترین جاست.
نمی‌خواهم بگویم آنهایی که حرف حضرت امیر(علیه السلام) را شنیدند و رفتند بد کردند. چه بسا فرمان بردن آنها افضل بوده است. ذهنتان دور نرود. آنجا را نگاه کنید که پشت در ایستاد و داخل رفت. در نزد، شلوغ نکرد. بی‌ادب نباشید. علم وفهم را به زور نمی‌شود از جایی گرفت. در دستگاه خوبان و مافوق ما همه چیز با تسلیم به دست می‌آید.
اگر در پایان ماندیم خدا کمک می‌کند. شاید یک وقت خداوند دید در کارتان صدق دارید و پشت در هم نایستادید. همین که می‌رسید، در باز است. برای بعضی‌ها گفت ما از اول در نداشتیم. خودتان با سوء ظنتان در درست کردید. در دستگاه‌ها و دستگاه اولیاء و انبیاء ما، اصلاً هیچ جا در نگذاشتیم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 70
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/16/1231911/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF?ref=shahrekhabar

سلام گرم امام رضا (ع)به دوست دارانش همراه با چند سفارش

شیخ مفید در کتاب خویش، پیام جامع، آموزنده و جالبی را از امام رضا علیه‌السلام آورده است. امام(ع) این پیام را به وسیله حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) به شیعیان و دوستداران اهل بیت(ع) فرستاده‌اند.

متن پیام این است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو:

در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند.

و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان.

و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست.

دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده‌ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت‌ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد.
جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(ع) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم.

« الاختصاص، شیخ مفید، صفحه241

عملی که از هفتاد طواف خانه خدا برتر است .

 

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: مَشْيُ الْمُسْلِمِ فِي حَاجَةِ الْمُسْلِمِ خَيْرٌ مِنْ سَبْعِينَ طَوَافاً بِالْبَيْتِ الْحَرَامِ.

امام صادق عليه السلام فرمود: حركت مسلمان در مسير بر آوردن حاجت مسلمان ديگر از

هفتاد طواف خانه خدا بهتر است.

منبع:

المؤمن، ص: 52. حسين بن سعيد كوفى اهوازى

پيام اصلي عاشورا


به جز اينكه امام حسين در روز عاشورا شهيد شده است عاشورا نيز در تاريخ شهيد

شده است؛ و پيام اصلي عاشورا (عدالت) نيز فراموش شده است .

 

قدر شناسي

چه خوب بود همه آد م ها مي فهميدند قبل از اينكه

فسيل شوندبه هم محبت كنند.



 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی