موضوع: "هشدار"

رازی که وحشت قبر را کاهش می دهد!

انجام رکوع به صورت کامل:از عواملی که موجب دوری از وحشت قبر می شود،عجله نکردن در رکوع و انجام آن به صورت صحیح و با توجه کامل است.

امام باقر(علیه اسلام) در این باره می فرمایند:«من اتمَّ رکوعَهُ لم یَدخُلْهُ وحْشَةُ القبْرِ»(بحار النوار-ج 82-ص107) هرکس رکوعش را کامل انجام دهد وحشت قبر نخواهد داشت.

این نور که هرگز خاموش نمی شود

امیرالمومنین امام علی‌بن‌ابی‌طالب علیه‌السلام فرمودند:

نیکو کنید تلاوت قرآن را که آن سودمند ترین داستان هاست، و بدان شفا جوئید که آن شفای سینه هاست. و پیروی کنید نوری را که خاموش نشود، و چهره ای را که کهنه نشود، و فرمانبردار باشید و تسلیم دستور آن باشید که با تسلیم بودن هیچ‌گاه گمراه نشوید.


متن حدیث: 

أحسنوا تلاوة القرآن فإنّه أحسن القصص و استشفوا به فإنّه شفاء الصّدور و اتّبعوا النّور الّذی لا یطفی و الوجه الّذی لا یبلی و استسلموا و سلّموا لأمره فإنّکم لن تضلّوا مع التّسلیم‌.


 «غررالحکم و دررالکلم، ٨١٢٨ ٤-ص ٣١٠»

معالجه عملى مرض ريا

و اما علاج عملى ريا، آن است كه: خود را عادت دهد به پنهان داشتن عبادات. و در هنگام عبادت، در به روى مردم ببندد - همچنان كه معاصى خود را از مردم پنهان مى دارد - تا دل او قانع شود به اطلاع خدا بر عبادات او، و نفس او ديگر خواهش آگاهى مردم را به اعمال او نكند.

 و مخفى نماند كه: كسى كه عبادت را به جهت طمع از مردم، و حب مدح ايشان به جا نياورد و مطلقا ريا در نظر او نباشد بلكه به جهت امر الهى به عبادت پردازد باز بسيار مى شود كه شيطان مردود، دست از او بر نمى دارد و در صدد معارضه با او بر مى آيد، خصوصا در اثناى عبادت. پس چيزهايى به خاطر او مى رساند و توهمات و افكار به دل او مى افكند تا اينكه اندك ميلى به ريا از براى او پيدا مى شود و دل او را مضطرب مى گرداند. و اگر در آن وقت آن كس خود كراهت از آن حالت داشته باشد و با نفس خود مجادله نمايد و بر آن متغير گردد بر او گناهى نيست، و عبادت او فاسد نمى شود.

و بايد كه اگر چنين وسوسه اى از شيطان حاصل شود به آن التفات نكرد. و متوجه آن نشد. و دل را مشغول عبادت گردانيد. و حضور قلب در عبادت را از دست نداد. و به مجادله شيطان و معارضه با آن نپرداخت، زيرا مى شود كه شيطان از ريا كردن كسى مايوس باشد اما توهم ريا را به خاطر او بگذراند، به جهت اين كه او در صدد معارضه و مجادله دفع آن توهم برآيد و از حضور قلب باز ماند. و اگر آدمى پى دفع آن توهم رود و مشغول جواب شيطان گردد، شيطان به مطلوب خود مى رسد و دست از آن شخص بر نمى دارد. و اما هرگاه ملتفت آن نگردد و به قوت قلب، متوجه عبادت شود از او مايوس مى شود و ديگر پيرامون او نمى گردد.

 

منبع:
معراج السعاده

توصیه پیغمبر(صلی الله علیه و آله) به ابوذر برای غنیمت شمردن 5 چیز

 

از وصایای پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم به ابوذر این است که :

 پنج چیز را پیش از آمدن پنج چیز غنیمت شمار:

1️)  جوانی قبل از پیری

2️)  سلامتی قبل از مریضی

3️)  دارایی قبل از فقر

4️)  فراغت قبل از اشتغال

5️) زندگی پیش از مرگ

 

منبع : بحارالانوار، ج 77 ، ص 75

عدم صداقت بعضی از فقرا

🌷کلام آیت الله بهجت ره🌷

 

بعضی از افراد فقیر هستند و باید از زکوات و صدقات و بیت المال ارتزاق کنند ولی گاهی دیده می شود که بعضی از فقرا دروغ می گویند ، مخصوصا دروغهائیکه در متنش شاهد کذب است .
مثلا نسخه طبیبی را می آورد که پول دوا و درمان و . . . را ندارم تحقیق که می کنید می بینید این طبیبی که نسخه اش را آورده ، دو سال پیش فوت کرده است .
مرحوم آقای بروجردی (ره ) می فرمودند : آن زمانیکه ما در بروجرد بودیم ، فردی در مسجد آمد و ادّعا کرد که زن و بچّه را در فلان محل گذاشته ام و هیچ نداریم ، می خواهیم برویم مسافرت ، به ما کمک کنید .
آقای بروجردی می فرمودند : به یکی از دوستان گفتم برو تفحّص بکن و حاجتش را برآورده کن . بعد از مدتی طولانی آمد و گفت : آن فرد مرا از این کوچه به ان کوچه ، و از آن کوچه به کوچه دیگر برد . و نتوانست جائی را که خانواده اش آنجا باشد پیدا کند . و در بین راه گاهی می گفت می خواهیم برویم فلان جا و گاهی می گفت می خواهیم فلان کار را بکنیم و امثال اینها . بعد از مدتی که با او بودم از او ماءیوس شده و برگشتم .

 

این 3 گروه هرگز به بهشت نمی‌روند

ابو هارون مکفوف مى ‌گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود:

اى ابو هارون! همانا خداوند به خودش سوگند خورده که هیچ خائنى همسایه او نباشد. گفتم: خائن کیست؟ فرمود: کسى که درهمى را از مؤمن دریغ بدارد و یا چیزى از امر دنیا را از او باز دارد. گفتم: از خشم خدا به خدا پناه مى‌ برم، پس فرمود: همانا خداوند بر خودش سوگند خورده که سه دسته را در بهشت خود ساکن نکند: کسى که سخن خدا را رد کند یا سخن پیشواى هدایت را رد کند و یا حق شخص مؤمن را منع کند.

مى‌ گوید: گفتم آیا از اضافه مال خود به او بدهد؟ فرمود: از جان و روانش به او بدهد و اگر مسلمانى نسبت به او از جان خود دریغ کند، از او نیست و شریک شیطان است.

شیخ صدوق ره مى ‌گوید: دادن جان و روان عبارت است از: استفاده از مقام وموقعیت به هنگامى که مؤمن به کمک او نیازمند باشد و آن این است که در برآوردن نیازهاى او کوشش کند.

همسر يوسف نبي، مريم است يا زليخا؟

در تاريخ، دو يوسف ذكر شده است؛ يكي يوسف(علیه السلام) فرزند حضرت يعقوب(علیه السلام) است كه داستانش در سوره يوسف آمده است. عشق زليخا نسبت به اين يوسف بوده و ديگري يوسف، همسر حضرت مريم(سلام الله علیها)، مادر حضرت عيسي(علیه السلام)  است.

مريم وقتي به سن بلوغ رسيد و سيزده ساله شد، حضرت زكريا او را به عقد يوسف بن يعقوب بن متي كه پسر عمويش بود درآورد، ولي قبل از اين كه با او همبستر شود، فرشتگان او را به عيسي مژده دادند. يوسف شوهر مريم وقتي فهميد مريم بدون همبستر شدن حامله شده است، دچار شك و ترديد شد، ولي در خواب به او گفته شد نسبت به همسرت شك نداشته باش! مريم از روح القدس حامله شده است و فرزند او عيسي نام دارد. بدين ترتيب شك و ترديد يوسف به مريم از بين رفت. حضرت عيسي كه متولد شد، در دامن مادرش مريم و ناپدريش يوسف تربيت يافت.


منبع:

حسين عمادزاده , تاريخ انبياء, ص 725

ترازوي سنجش ساير اعمال

نماز مقبول، شرايطى دارد؛ از جمله شرايط ولايي، اقتصادي، اجتماعي، خانوادگي و… كه همگي بيانگر آن است كه اين عمل عبادي به عنوان ستون دين با تمام زندگى انسان و اعمال عبادي ديگر او مرتبط است؛ يعنى، شاخصى است كه مى‏ توان مطلوب بودن و الهى بودن يك زندگى را با آن سنجيد.


به عنوان نمونه يكي از شرايط قبولي نماز كسب درآمد از راه حلال و پرداخت زكات مي باشد و اينكه انسان از راه خيانت در معامله درآمدي را كسب نكرده باشد؛ حال اگر كسي كه براي قبولي نمازش - به عنوان ستون دين - اين شرايط را رعايت نكرده به گونه اي كه از سوي خداوند مورد قبول واقع نشده بطور مسلم براي ديگر اعمال عباديش مانند حج نيز اين شرايط را رعايت ننموده و معلوم مي شود كه ديگر اعمال نيز قابليت پذيرش را نخواهد داشت.
از همين جا درمى‏ يابيم كه نماز معيارى است كه قبولى اعمال ديگر را نيز مى ‏توان با آن سنجيد. پس اگر نماز قبول باشد، كارهاى خوب ديگر نيز قبول است و اگر مردود باشد، چنان بر مى ‏آيد كه اشكال ريشه‏ اى در اعمال وجود دارد و نمي تواند مورد قبول خداوند قرار گيرد.


  روايت امام باقر(علیه السلام) - در مورد اول چيزي كه در قيامت مورد سوال قرار مي گيرد نماز است - بيانگر آن است كه نماز از جايگاهي ويژه برخوردار است و در روز قيامت اول به نماز نگاه مي شود اگر پذيرفته شود يعني با شرايط آن از جمله اعتقاد به ولايت و ديگر چيزهايي كه در آن شرط است انجام شده باشد ما بقي اعمال نيز به مانند آن است و نياز به دقت در آن نيست چون آن اعمال هم به مانند نماز عمل عبادي است و اگر نماز كه راس اعمال عبادي است مشكل اساسي داشته باشد قطعا ديگر اعمال نيز دچار مشكل است و به عنوان يك عمل عبادي به حساب نمي آيد.
مثلا اگر كسي از روي عناد ولايت و محبت علي عليه السلام و اهل بيت ان حضرت را منکر شود بنا به آنچه در روايات آمده نمازش مورد قبول نخواهد بود چون يك حقيقت مسلم اسلام را انكار كرده و شرط قبولي نماز را ندارد چنين شخصي ساير اعمال او نيز همانند نماز مورد قبول نيست چون نزد خداوند خير محسوب نمي شود و در حقيقت عمل او شر محض است كما اينكه در روايات اهل بيت عليهم السلام اعمال نيك ناصب و دشمن اهل بيت عليهم السلام با اعمال قبيح او هيچ فرقي گذاشته نشده است. حضرت صادق عليه السّلام مي فرمايد:« إِنَّ النَّاصِبَ لَنَا أَهْلَ الْبَيْتِ لَا يُبَالِي صَامَ أَمْ صَلَّى زَنَى أَمْ سَرَقَ إِنَّهُ فِي النَّارِ إِنَّهُ فِي النَّار»[2]؛« دشمن و ناصب اهل بيت فرقى ندارد روزه بدارد يا نماز بخواند، زنا كند يا دزدى نمايد او در آتش است او در آتش است.»

 پي نوشت :
[1] (الكافي، ج 3، ص 268، باب من حافظ على صلاته أو ضيعها ….)

[2] - بحارالأنوار،ج 27، ص 235

كتاب پرسش ها و پاسخ هاي نماز، سيد حسن موسوي (مركز تخصصي نماز)

بهترین و پرسود ترین تجارت دنیا

در زندگی اجتماعی یکی از کارهای که انسان نیازمند آن می باشد کار و تلاش و به دست آوردن ثروت و دارائی می باشد، تا این که به واسطه این ثروت و دارائی بتواند بسیاری از مشکلات  خود را حل کند در واقع کار و تلاش یکی از تأکیدات مهم در آداب و سنن اسلامی می باشد. امام صادق‌(علیه السلام) فرموده اند: «کسی که برای تأمین معاش خانواده اش تلاش می کند، همانند مجاهد در راه خداست».

چه کاری از همه بهتر و پر سود تر است

انتخاب کار همیشه یکی از دغدغه ذهنی بعضی از افراد بوده است.در واقع همه به دنبال این هستند که در انتخاب کار به بهترین و بیشترین سود دست پیدا کنند.البته این دغدغه به تنهایی نه قابل ستایش است و نه قابل نکوهش ولی دغدغه ارزش دارد که برای رسیدن به رضایت الهی باشد.برای نمونه اگر این کار و تلاش و صرف زمان و نیرو،در جهت رسیدن به رضایت الهی باشد، قابل تقدیر می باشد و الا چیزی که برای رضایت الهی نباشد مورد تحسین عقل و دین نیست.« رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ [مائده/119] هم خداوند از آنها خشنود است، و هم آنها از خدا خشنودند این، رستگارى بزرگ است!»

معرفی بهترین تجارت و کارها از طرف خداوند متعال

وقتی که با کلام الهی همراه و مانوس می شویم با کمال تعجب متوجه می شویم که خداوند متعال هم انسان را دعوت به تجارت و کار کرده است،البته قدری متفاوت تر از آنچه که ما در ذهن خود داریم،هر گاه اسم تجارت به میان می آید انسان بلا فاصله ذهنش رو به سوی بازار صرافها و بقالها می رود غافل از این که در دنیای که زندگی می کنیم بازار سرمایه گزاری جود دارد که هر کسی در آن سرمایه گذاری کند بیشتری سود را عائید خود کرده است و لی بسیار از افراد از این بازار غافل شده اند« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکُمْ عَلى‌ تِجارَةٍ[صف /10] اى کسانى که ایمان آورده‌اید! آیا شما را به تجارتى راهنمایى کنم»«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ *یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً فی‌ جَنَّاتِ عَدْنٍ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ »[صف/12-11]

بهترین تجارت ها از لسان قرآن کریم

ایمان به خدا (تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ)

همه ما در زندگی دنیا وقتی تجارتی و معامله ای انجام میدهیم،نوعاً از نوع  معامله دنیایی می باشد،که ثمن و مثمن هم رنگ و ارزش دنیابی دارد.ولی گاهی یک تجارت از رنگ و بوی دنیایی فراتر می رود و سود و حاصل آن چیزی فراتر از آنچه ما در ذهن تصور می کنیم می باشد.کلام الله مجید اولین و بهتریم و پر سود ترین تجارت را ایمان به خداوند متعال معرفی میکند،واقعاً چه تجارت و سودی از این بالاتر که انسان در این دنیای خاکی و مادی به یک خدای بلند مرتبه و بزرگ ایمان و اعتقاد داشته باشدو از ثمرات این باور و اعتقاد آسمانی خود را بهره مند سازد.

ایمان به رسول خدا (وَ رَسُولِهِ)

بعد از ایمان به خداوند متعال که بالاترن معامله و تجارت در این دنیای پول و ثروت و تجارت و رقابت می باشد،می بایست علاوه بر ایمان به خدا به رسول و فرستاده این خداوند متعال و بلند مرتبه هم ایمان داشت ایمانی که انسان را  به این باور رهنمود که این فرستاده جز خیر و سعادت برای انسان نیاورده و تمام دستوراتی او الهی و به سود انسان می باشد.«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ[التوبة /128]هر آینه پیامبری از خود شما بر شما مبعوث شد ، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می آید سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است»

جهاددر راه خدا (وَ تُجاهِدُونَ فی‌ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِکُمْ وَ أَنْفُسِکُمْ)

سومین و مهمترین عنصر این بازار سرمایه گذاری بعد از ایمان به خدا و رسول خداوند بلند مرتبه اثبات این ادعای قلبی در وادی عمل و امتحان  می باشد یعنی اگر کسی با این باور قلبی دست پیدا کرد که در دنیای که زندگی می کند بهترین تجارت و معامله تجارت با خداوند متعال و ایمان و باور راسخ و قوی به او و پیامبران پاک سرشت او می باشد در وادی عمل باید با بردن همل خد به به این میدان  تجارت جهانی بهترین سود را عائد خود کند و آن هم جهاد در راه این باور قلبی می باشد جهاد در این راه یعنی این که با قلب و تمام جوارح و دارایی خود در راه این آرمان خود ایستادگی و مقاومت کند تا به سود نهای و ثمره  سعادت بخش دست پیدا کند «فَاستَقِم کَما أُمِرتَ وَمَن تابَ مَعَکَ وَلا تَطغَوا ۚ إِنَّهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ[هود/112]پس همان‌گونه که فرمان یافته‌ای، استقامت کن؛ و همچنین کسانی که با تو بسوی خدا آمده‌اند (باید استقامت کنند)! و طغیان نکنید، که خداوند آنچه را انجام می‌دهید می‌بیند!»

ثمرات این تجارت پر سود

در دنیا بعضی از افراد اگر مقدار بیشتری از مال و مکنت دنیایی را به دست بی آورند خیال می کنند که به نتیجه مطلب رسیده اند،و برنده بازار تجارت دنیا شده اند،ولی وقتی تأمل و دقت می کنیم می بینیم حاصل این دسترنج و تلاش طاقت فرسا روزی عائد دیگران می شود و این شخص حتی ذره ای از آن را نمی تواند با خود به جهان دیگر یعنی دنیای جاودانی به همراه ببرد،ولی در تجارتی که خداوند متعال معرفی کردند سه ثمره پرارزش به دنبال دارد،که همه ی ثروتمندان و تاجران روزی آرزوی مقدار کمی از آنرا می کنند.

اولین  ثمره این تجارت بزرگ (یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ)

غفران الهی اولین ومهم ترین ثمره ی این تجارت می باشد پاک شدن از  گناهان اولین و زیبا ترین ثمره ی این تجارت پر سود می باشد، شاید روزی نباشد که انسان مرتکب گناهی نشده باشد و همین گناهان موجب هلاکت انسان را فراهم کرده اند،گناهانی که موجب نزول عذاب الهی در دنیا و آخرت می شود،در این تجارت پر سود محو وپاک می شوند.امام على علیه‌السلام:«اِذا ظَهَرَتِ الجِنایاتُ ارتَفَعَتِ البَرَکاتُ؛[2]هرگاه گناهان آشکار شوند، برکت‌ها از میان مى‌رود.

دومین ثمره این تجارت الهی (تُنْجیکُمْ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ)

رهایی از آتش جهنم جهنمی که این انسان از آن غافل شده ولی حقیقتی غیر قابل انکار که بسیار از انسانها با اعمال غیر الهی خود موجبات ورود در آن را برای خود فراهم میکند در این تجارت الهی انسان به این ثمره و سود با ارزش دست پیدا می کند که از عذاب جهنم و قهر الهی در امان باشد.رسول اکرم صلى الله علیه و آله:«أَدنى اَهلِ النّارِ عَذابا یَنتَعِلُ بِنَعلَینِ مِن نارٍ یَغلى دِماغُهُ مِن حَرارَةِ نَعلَیهِ؛[3]کم عذاب‌ترین اهل جهنم دو کفش از آتش به پا دارد که از حرارت آنها مغزش به جوش مى‌آید.»

سومین ثمره با ارزش این تجارت الهی  (وَ یُدْخِلْکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَساکِنَ طَیِّبَةً)

بالاترین سود و نتیجه برای انسان روزی حاصل می شود که این تجارت و معامله ای که انسان در دنیا انجام داده است او را به سعادت و فیض حضور در بهشت بکشاند، بهشتی که جایگاه رضوان الهی و محل آرامش اولیای الهی و همنشینی با مقربان در گاه ایزدی می باشد.رسول اکرم صلى الله علیه و آله:«فِى الجَنَّةِ ما لا عَینٌ رَأَت وَلا اُذُنٌ سَمِعَت وَلاخَطَرَ عَلى قَلبِ بَشَرٍ؛در بهشت چیزهایى هست که نه چشمى دیده و نه گوشى شنیده و نه به خاطر کسى گذشته.»

خلاصه مطلب

در دنیا بهترین و پرسود ترین معامله و تجارت معامله ی با خداوند متعال می باشد، خدای متعال در کتاب الهی خود راه و روش بهترین تجارت را به انسان یاد می دهد، در این روش خدای منان می فرماید، بهترین کارها برای بهره مندی در دنیا و آخرت ایمان به خداوند متعال و رسول مکرم اسلام حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و اله و سلم ) و همچنین جهاد در راه خدا آنهم جهان با جان و مال می باشد.

گفتگوی جالب آیت الله خوانساری با عزرائیل

مرحوم آیت‌الله سیداحمد خوانساری از ساداتی است که با سی تبار به امام موسی کاظم(علیه السلام) می‌رسد، در واقع یکی از فقهای نامدار شیعه در قرن چهاردهم هجری است، وی مدتی در شهر تهران امام جماعت مسجد سیدعزیز‌الله در بازار شهر را بر عهده داشت، درباره چگونگی حضور وی در تهران این گونه بیان شده است: پس از درگذشت آیت‌الله یحیی سجادی امام جماعت مسجد سید عزیزالله، جمعی از مردم شهر تهران از آیت‌الله العظمی بروجردی تقاضا می‌کنند که یک شخصیت بزرگی را برای امام جماعت مسجد معرفی کند تا علاوه بر اقامه نماز به امور دینی مردم هم بپردازد، آیت‌الله العظمی بروجردی، آیت‌الله سید احمد خوانساری را معرفی می‌کند و این گونه می‌شود که پایتخت شاهد حضور مردی از تبار عارفان می‌شود.

مشغول قرآن بودم نفهمیدم

آیت الله حاج سید احمد خوانساری به دلیل بیماری زخم معده،به دستور پزشک معالج دربیمارستان بستری شد.چون سالخورده و ضعیف البنیه بود و در وقت بستری شدن 98 سال از عمرش می گذشت، تحمل جراحی بدون بیهوشی ممکن نبود. از طرفی هم اجازه بیهوش کردن را نمی داد،زیرا معتقد بود که در هنگام بیهوشی،تقلید مقلدین اشکال پیدا می کند. دکتر معالج به او گفت طبق آزمایش ها و عکس برداری ها،باید حتما عمل جراحی روی او صورت گیرد.آیت الله خوانساری گفت: مانعی ندارد،عمل جراحی را هر وقت خواستید،شروع کنید،ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن، مشکل بی هوش کردن حل شود. دکتر جراح پذیرفت.لحظاتی بعد گفت: ما آماده هستیم که دست به کار شویم.آیت الله خوانساری فرمود: هروقت من شروع به خواندن کردم، شما هم شروع کنید.دکتر تعریف می کرد تا او شروع به خواندن سوره انعام کرد، چاقوی جراحی را روی شکمش گذاشته و دست به کار شدیم. چنان بی حرکت بود گویا در حال بی هوشی کامل است.بعد از پاره کردن و دوختن و اتمام کار،گفتم:حضرت آقا!کار ما تمام شد.ایشان قرآن را بستند و فرمودند: صدق الله العلی العظیم. گفتم: آقا دردتان نیامد؟ فرمود: مشغول قرآن بودم، نفهمیدم.

پشت در مهمان داریم

یکی از بازرگانان مورد اعتماد تهران می گفت: روزی خدمت ایشان بودم و هیچکس دیگر نبود.«آقا ناگاه فرمود:فردی جلوی در است و خواسته ای دارد.» «عرض کردم آقا: کسی زنگ نمی زند.» «چرا کسی هست،این پاکت را به او بدهید تا برود.» پاکت را گرفتم و جلوی در آمدم، شخص محترمی را دیدم که قدم می زند.گفتم: شما زنگ زدید؟ گفت: خیر!پرسیدم : کاری دارید؟ گفت: همسرم بیمار است و برای بستری شدن هشت هزار تومان کسری دارم. پاکت را به او دادم. همان جا باز کرد و پول ها را شمرد. درست هشت هزار تومان بود!.

عیادت حضرت عزرائیل

یکی از علمای تهران که در آخرین روزهای حیات پر برکت آیت الله خوانساری برای عیادت خدمت رسیده بود، از ایشان نقل می کند: شخص ناشناسی نزد من آمد و گفت: من عزرائیل هستم.پرسیدم برای قبض روح آمده ای؟ گفت: نه برای عیادت آمده ام، اگر مشکلی داری بگو.  گفتم: قسمتی از پایم درد می کند.او به پایم دست کشید و برطرف شد. موقع خداحافظی به من گفت: ده روز دیگر برای قبض روح می آیم. و ده روز بعد آن عالم جلیل به لقاالله پیوست.

نماز آیت الله سید احمد خوانساری

ببخشید آقا، وقت نماز است اجازه می‌فرمایید به نماز بروم

این عالم بزرگوار همواره در مواجهه با دیگران صبور بود و اگر کسی به ایشان آزاری می‌رساند، ایشان تحمل می‌کرد. از آیت‌الله حاج میرزا جواد آقا تهرانی(رحمه‌الله) نقل‌شده است که: «شخصی به منزل آیت‌الله‌العظمی سید احمد خوانساری (رحمه‌الله) رفته و به ایشان جسارت کرد و لحظاتی به فحش و ناسزا ادامه داد، تا این‌که موقع اذان و نماز رسید، آیت‌الله خوانساری فرمودند: «ببخشید آقا، وقت نماز است اجازه می‌فرمایید به نماز بروم، آن شخص با دیدن این‌ همه صبر و گذشت و اخلاق اسلامی پشیمان شد و از ایشان عذرخواهی کرد»

رمز و راز بی نیازی از زبان امام علی(علیه السلام)

امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام می فرمایند:

الْغِنَى الْأَکْبَرُ الْیَأْسُ عَمَّا فِى أَیْدِى النَّاسِ .

 بالاترین  بى نیازىِ (انسان)، قطع امید از آنچه در دست مردم می باشد است.

نهج البلاغه، حکمت ۳۴۲

با عظمت‎ترین موهبت‎های الهی

 


زمانی که سردمداران کفر و الحاد و رهبران بی بصیرت شاهنشاهی دست به دست هم داده بودن تا کشور اسلامی ایران را به کشوری آزاد و لیبرال و دور از معیارو موازین دینی و اسلامی تبدیل سازنند؛ یکی از با عظمت‎ترین موهبت‎های الهی به وقوع پیوست، و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در روز 22 بهمن سال 1357 به پیروزی رسید.

انقلاب که خود نقطه عطف و سرآغاز پیروزی‎ها وموفقیت‎های بیشتری شد. در این نوشتار سعی داریم رمز و راز این موفقیت را از قرآن مجید و روایات ائمه اطهار علیهم السلام جویا شویم.

یقیناً پیروزی و موفقیت انقلاب اسلامی بعد از لطف و مرحمت الهی مدیون مولفه‌ها وشاخصه‌های قرآنی ودینی است که در رهبران و مردم فهیم واسلامی ایران وجود داشته است. چرا که انقلابی به این عظمت و بزرگی نمی‎توانست بدون معیارها و موازین قرآنی به پیروزی و شکوفایی خود برسد. برای نمونه به بعضی از مولفه های قرآنی موثر در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می کنیم.

بصیرت و بیداری:

از جمله زیباترین و موثرترین مولفه‎های که در به ثمر رسیدن این انقلاب نقش داشت، وجود عنصری همچون بصیرت در مردم آن زمان بود. یقیناً اگر مردم آن دوران از این مولفه‌ی ارزشمند برخوردار نبودند، موفقیتی حاصل نمی‎شد. از این رو شاهد هستیم که مردم ایران اسلامی با چشم باز و با بصیرت کامل راه خود را انتخاب کردند و خود را مصداق این آیه معرفی نموند: « قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[يوسف آیه108]بگو : اين راه من است من و پيروانم ، همگان را در عين بصيرت به ، سوی خدا می خوانيم منزه است خدا و من از مشرکان نيستم»

حضرت امام علی علیه‎السلام می‌فرمایند: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرت‌ها بهره گیرد آنگاه راه روشنی را بپیماید که در آن از افتادن در پرتگاه‌ها به دور ماند.»[1]

صبر و استقامت عامل پيروزي:

عنصر مقاومت یکی از مهم‎ترین مولفه‎های کار آمد و موثر در پیروزی انقلاب اسلامی است. امام خمینی (ره) و مردم فهیم ایران اسلامی با مقاومت و ایستادگی خود در برابر زور گویی‎های شاهنشاهی توانستند به پیروزی نهایی دست پیدا کنند.

 «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ[فصلت آیه30]بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پايداری ورزيدند ،، فرشتگان فرود می آيند که مترسيد و غمگين مباشيد ، شما را به بهشتی که وعده داده بودند بشارت است»

اتحاد و همبستگی رمز پیروز:

اگر امت ایران اسلامی در سال 57 با هم متحد و یک صدا نبودند یقیناً نمی‎توانستند در برابر دشمنی که از ناحیه ابرقدرت‎های جهان استکبار حمایت و پشتیبانی می‎شد پیروز و موفق شوند، مردم ایران و نهضت الهی انقلاب اسلامی وجود این عنصر را در بین انقلابیون مدیون آموزه‎های وحیانی قرآن مجید هستند. چرا که خداوند متعال می فرماید: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ[آل عمران آیه103] همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراکنده مشويد»

امام علی علیه‎السلام نیز می فرمایند: «إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ وَ بِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ؛ همانا شیطان راه‎های خود را به شما آسان جلوه می‎دهد تا گره‎های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید و به جای وحدت و هماهنگی، پراکندگی را به شما بدهد و در پراکندگی شما را دچار فتنه گرداند.»[2]

دوست‎شناس و دشمن‎شناسی کار آمد:

یکی از مهم‎ترین مولفه‎هایی که باعث پیروزی انقلاب شد درک صحیح مردم از امام و اهداف الهی ایشان و شناخت کامل از مخالفین و مانعین ایشان است. یکی از شاخصه‎هایی که اگر در این انقلاب وجود نداشت نمی‎توانست خروش امت اسلامی را به دنبال داشته باشد. مردم ایران به این باور رسیده بودند که حکومت شاهنشاهی مصداق واقعی حکومت طاغوت است از این رو خود را از زیر طوق بندگی طاغوت خارج ساختند. «لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» ‹ نحل/ 36› (همانا در میان هر امّتی پیامبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ كنندكه، خدای یكتا را عبادت كنید و از طاغوت بپرهیزید)

پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎وآله درباره ضرورت شناخت دشمن می فرمایند: «ألا و ان أعقل الناس عبد عرف ربه فأطاعه و عرف عدوه فعصاه [3] آگاه باشید، عاقل‎ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند، و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.

حضرت امير علیه‎السلام می‎فرمایند: «كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا»[4]. نسبت به ظالم دشمن باش و نسبت به مظلوم ياور باش.

نکته ها

1- مردم بزرگی که به ندایی امام و مقتدایی خود لبیک گفتند و خون و جان خود را نثار آرمان‎های الهی امام کردند، ما نیز باید خود را وام‎دار خون پاک آن شهیدان بدانیم و راه مقدسشان را ادامه دهیم.
2- از جمله مولفه‎هایی که می‎تواند این انقلاب را بعد از پیروزی ثابت و پا برجا نگه دارد، بصیرت، دشمن شناسی، مقاومت و ایستادگی، اتحاد و همبستگی است.
3- بهترین و زیباترین مولفه‌های درست زیستن را می توان ازآیات و روایات ائمه اطهارعلیهم السلام استخراج کرد.

منبع:

[1] نهج البلاغه، سید رضی، خطبه۱۵۲، ص۴۷۳.
[2] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ خطبه۱21ص178
[3] اعلام الدین، ص 337، ح  15
[4] نهج‏‎البلاغه، نامه 47

 

ماجرای بزرگ مردی که چشم برزخی داشت

مصطفی لعل شاطری معروف به آیت الله حاج شیخ محمد تقی بهجت رحمه الله ، از جمله علمای فقیه و عارف نامداری بودند که پس از سپری کردن تحصیلات مقدماتی در فومن، درحالی که هنوز به سن تکلیف شرعی نرسیده بودند برای کسب علم راهی حوزه علمیه عراق شدند و در شهرهای کربلا و نجف اقامت کردند و پس از بازگشت به ایران برای تکمیل تحصیلات خود و قصد زیارت به شهر قم عزیمت کردند و در همانجا هم باقی ماندند.

ایشان پس از تحصیل، تدریس و تربیت شاگردان نمونه در شهر قم، در روز یکشنبه 27 اردیبهشت 1388 در جوار مرقد شریف و پاک حضرت معصومه (سلام الله علیها) آرام گرفتند.

آیت الله بهجت رحمه الله ، از جمله علمای تراز اولی بود که ویژگی های شخصیتی و رفتاری او زبانزد استادان، شاگردان و حتی دوستان و مردم کشور شده بود. مهربانی، صراحت لهجه و ابعاد عرفانی و دینی در بین شاخصه های دینی این عالم عالیقدر چنان گیرا بود، که در بین اطرافیان کرامتی منحصر به فرد پیدا کرده بود. یکی از ویژگی های درخشان و حائز اهمیت این عالم فقیه چشم برزخی و یا عبادت فراوان ایشان بود. که به همین منظور حجت الاسلام سید مهدی حائری زاده، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل مذهبی درخصوص مَنش و سیره رفتاری آیت الله بهجت فومنی رحمه الله ، گفت: آیت الله بهجت رحمه الله، یک صفت و ویژگی بارزی که داشتند، عبد بودند و روی سنگ مزارشان نوشته شده «العبد، محمد تقی بهجت». کسی که عبد خدا می شود، سه کار را در زندگی مشغول العین خود قرار می دهد. جذب نور، حفظ نور و نشر نور. این سه بخش از ویژگی های برتر آیت الله بهجت بوده که این جذب نور را از دو کانال قرآن و عترت کسب کرد، حفظ نمود و از طریق تربیت شاگردان این نور را نشر داد.

شناسنامه آیت الله بهجت رحمه الله متن قرآن و عترت بود
 وی در ادامه با اشاره به سیره رفتاری و زندگینامه آیت الله بهجت رحمه الله ، بیان کرد: به واقع ایشان در معادلات زندگی خانوادگی فقط خدا را می دیدند و روایت داریم «بنده من تو مطیع من باش و هرآنچه که من می گویم تو انجام بده و نتیجه این می شود که هرآنچه که تو بنده من هستی از من درخواست کنی من برای تو انجام می دهم.»، آیت الله بهجت رحمه الله به این مقام رسیده بودند که هرآنچه خدا امر کرده، سمعنا و طاعتا. مناجات، سحرخیزی، توجه به خدا و این نماز باصفایی که می خواندند زبانزد خاص و عام بود که امیرالمومنین (علیه السلام) می فرمایند: «تمام اعمال تابع نماز است.» و آیت الله بهجت رحمه الله تمام اعمالشان تابع نمازشان بود.

حجت الاسلام والمسلمین حائری زاده، افزود: اگر کسی بنده خدا شد، چشم برزخی باز شدن و مکاشفه داشتن ، نقل و نبات و پاداشی است که از سمت پروردگار جنبه تشویقی دارد. واِلا، هدف غایی نیست و هرآن کس که تقرب به پروردگار را دارد، این فضائل هم به آن می رسد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: کتب زیادی درباره چشم برزخی آیت الله بهجت از سمت ایشان و پسرشان مکاتبه شده است، ولی ماحصل ویژگی های رفتاری این عالم ربانی این است که اگر کسی می خواهد آیت الله بهجت را بشناسد، شناسنامه ایشان متن قرآن و عترت است. به همین دلیل اگر کسی می خواهد سیره و نوع زندگی ائمه اطهار را ببیند، می تواند با نگاه کردن به زندگی آیت الله بهجت آن را دریافت کند.

وی با بیان خاطره ای از دیدار با آیت الله بهجت و اقتدای نماز جماعت به ایشان، گفت: گاهی توفیق داشتیم، به قم که مشرف می شدیم، نزد ایشان شب های جمعه و یا صبح جمعه نماز می خواندیم، واقعا تا یک هفته و شاید هم بیشتر تاثیرنماز ایشان ما را از هر نوع عمل گناهی باز میداشت و بی رغبت می کرد.

حجت الاسلام والمسلمین حائری زاده، با اشاره به ساده زیستی زندگی آیت الله بهجت، درخصوص زندگی شخصی این فقیه شیعی بیان کرد: زندگی شخصی و خانوادگی آیت الله بهجت، با توجه به وجوهات فراوانی که نزد ایشان بود، زندگی‌ای ساده، بی تکلف و بدون ذخایر دنیا بود، درواقع در راه خدا هم خوب زندگی کردند و مرگ خوبی داشتند.

وی ادامه داد: یکی از دوستان من خاطره ای را نقل کردند، که بیش از بیست سال پیش از آقای بهجت برای خواندن خطبه عقد پسرش وقت گرفته بودیم، اما متاسفانه چون در بین راه ماشین خراب شده بود،با تاخیر خدمت حاج آقا رسیدیم. زمانی که منزل ایشان رسیدیم، همسر آقا درب را باز کرد و گفت:«آقا مشغول نماز بودند، اگر به اذکار و دعا نپرداخته باشند، من با آیت الله بهجت صحبت می کنم و می گویم که در بین راه مانده بودید.» آقا اذکار را شروع نکرده بودند و خطبه عقد خوانده شد. دوست من نقل می کرد: فکر می کردم همسر آیت الله بهجت یک خانم شیک باشد، اما دیدیم که یک زن کاملا معمولی و با زندگی ساده هستند. اما کلام من اینجا اهمیت پیدا میکند که وقتی آیت الله بهجت بعد از نماز به خانه می آمدند، حدود دو ساعت مشغول اذکار می شدند و قبل از نماز صبح مشغول راز و نیاز با خداوند بودند. که امیدوارم نفس ایشان به ما هم برسد.

حجت الاسلام والمسلمین حائری در پایان با اشاره به دعا و اذکاری که به نقل از آیت الله بهجت در شبکه های مجازی دیده شده است، گفت: اخیرا در فضا های مجازی بعضی از اذکار را منتصب به آیت الله بهجت نقل می کنند، مطمئن هستم که اگر خود ایشان در قدی حیات بودند، راضی به این امور نمی شدند.بعضی از اذکاری که در کتابها نقل و به چاپ رسیده است، یک نسخه فردی است، که آیت الله بهجت براساس استعداد طرف مقابل خود، نسخه ای را تجویز می کنند. ما نسخه شخص دیگری را که برپایه احوالات فرد دیگری است نمی توانیم برای عموم تجویز کنیم. این نسخه ها غالبا نسخه های خصوصی است و حق نداریم این نسخه ها را عمومی کنیم.

چه کسانی کمتر به یاد مرگ هستند؟

خاصیت به یاد مرگ بودن این است که اگر شخص در رفاه و سرور است و غرور او را فراگرفته، با یاد مرگ، عالم دنیا بر او تنگ مى شود و دیگر نمى تواند بر دارایى محدود خود ببالد و یا مغرور شود و اگر شخصى است که در تنگناى زندگى قرار گرفته و رنج مى برد، باز وقتى به یاد مرگ بیفتد، دنیا بر او وسیع و راحت مى شود و از سختى هاى چند روزه دنیا رنج نمى برد.

لذا على (علیه السلام) مى فرمایند: «کسى که زیاد به یاد مرگ باشد، از دنیا به اندکش راضى مى شود». حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) مى فرمایند: مرگ را بسیار یاد کنید، زیرا مرگ گناهان را پاک مى کند و میل و رغبت به دنیا را مى کاهد.

آری مرگ، دریچه عالم بقا است، چنان که در حدیثى از على (علیه السلام) آمده که: «هر خانه اى درى دارد و در خانه آخرت، مرگ است». توجه به مرگ اثر عمیقى در شکستن شهوات، و پایان دادن به آرزوهاى دور و دراز، و زدودن زنگار غفلت از آینه دل دارد، لذا در حدیثى از امام صادق (علیه السلام) مى خوانیم: «یاد مرگ شهوت هاى سرکش را در درون آدمى مى میراند، ریشه هاى غفلت را از دل بر مى کند، قلب را به وعده هاى الهى نیرو مى بخشد، به طبع آدمى نرمى و لطافت مى دهد، نشانه هاى هواپرستى را در هم مى شکند، آتش حرص را خاموش مى کند؛ و دنیا را در نظر انسان کوچک مى کند، و این است معنى سخنى که پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرموده: یک ساعت فکر کردن از یک سال عبادت بهتر است».

پی نوشت:

۱- میزان الحکمه ج. ۱ ص. ۱۹۱،

۲- میزان الحکمه، رى شهرى، حدیث شماره ۱۹۱۶۳،

۳- همان، حدیث شماره ۱۹۱۵۳،

۴- تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، ج. ۲۵، ص. ۳۱۵. میزان الحکمه، حدیث شماره ۱۹۱۴۸

4 اثر بی نظیر طلب استغفار در زندگی

آیت الله مجتهدی تهرانی(ره) گفتند:

کسی که زیاد استغفار کند 4خاصیت دارد:

 1) رهایی از غم و غصه

2) احساس امنیت

 3) نجات از تنگناهای زندگی

 4) زیاد شدن روزی

توصیه پیامبر(صلی الله علیه و آله) برای رهایی از غم

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) می فرمایند :

 هر کس غم و اندوهش بسیار شود ، استغفار کند.

 میزان الحکمه/ ج 8 /ص 463

آمریکا پشت پرده کشتارهای دو دهه اخیر در منطقه به اسم مذهب قرار دارد

 

حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی صبح امروز (سه‌شنبه) در ابتدای جلسه درس خارج فقه با ابراز تأسف عمیق از کشتار مردم بی‌گناه در حوادث تروریستی اخیر افغانستان، فرمود: هدف امریکا از انتقال تروریست‌های داعش به افغانستان، موجه کردن ادامه حضور خود در منطقه و ایجاد امنیت برای رژیم صهیونیستی است.

ایشان با اشاره به امضای داعش بر ترور صدها نفر از مردم در حوادث ماه‌های اخیر افغانستان، افزودند: همان دست‌هایی که با ایجاد داعش، آن را ابزاری برای ظلم و جنایت علیه مردم در سوریه و عراق قرار داد، امروز پس از شکست در آن مناطق به‌دنبال انتقال داعش به افغانستان هستند و کشتارهای اخیر در واقع آغاز همین نقشه است.

رهبر انقلاب اسلامی افزودند: برای تروریست‌های مورد حمایت امریکا شیعه و سنی فرق نمی‌کند و مردم غیرنظامی اعم از شیعه و سنی هدف آنها هستند.

ایشان مشغول‌سازی ملت‌های منطقه به خود را سیاست درجه اول امریکایی‌ها دانستند و گفتند: امریکا به‌دنبال آن است که این منطقه روی خوش نبیند و دولت‌ها و ملت‌های منطقه به خود مشغول باشند تا به فکر معارضه با عامل خبیث استکبار یعنی صهیونیسم نیفتند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای هدف بعدی امریکا از ایجاد ناامنی را موجه‌کردن حضور خود در منطقه بیان کردند و افزودند: آمریکایی‌ها خود عامل اصلی ناامنی در افغانستان هستند و کشتارهایی که به اسم مذهب در این منطقه از حدود بیست سال قبل انجام گرفت، مستقیم یا غیرمستقیم به وسیله عوامل امریکا بود و اکنون نیز به‌دنبال آن هستند که با ایجاد ناامنی، حضور خود را تأمین کنند و اهداف سیاسی و اقتصادی‌شان را پیش ببرند.

رهبر انقلاب اسلامی گفتند: لعنت خدا بر استکبار و عوامل آن و بر رژیم خبیث و جنایتکار صهیونیستی و امریکا که اینگونه مسلمانان را نابود می‌کنند.

3 توصیه اخلاقی دینی برای خانمها ...

امام صادق علیه السلام :…لَا غِنَى بِالزَّوْجَةِ فِیمَا بَیْنَهَا وَ بَیْنَ زَوْجِهَا الْمُوَافِقِ لَهَا عَنْ ثَلَاثِ‌ خِصَالٍ‌ وَ هُنَّ صِیَانَةُ نَفْسِهَا عَنْ کُلِّ دَنَسٍ حَتَّى یَطْمَئِنَّ قَلْبُهُ إِلَى الثِّقَةِ بِهَا فِی حَالِ الْمَحْبُوبِ وَ الْمَکْرُوهِ وَ حِیَاطَتُهُ‌ لِیَکُونَ ذَلِکَ عَاطِفاً عَلَیْهَا عِنْدَ زَلَّةٍ تَکُونُ مِنْهَا وَ إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَیْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِی عَیْنِهِ 1‌

امام صادق علیه السلام فرمودند: زن نسبت به شوهر سازگار خود از سه چیز بی‌ ‌نیاز نیستکه عبارتند از:

برخی از بانوان برای مجالس بیرون از منزل و دعوتی ها خود را می آرایند ولی در درون منزل هماره در لباس آشپزی و غیر مرتب در رفت و شداند. این دسته از زنان غافل اند که آنان پیش از اینکه کلفت و خدمتگزار خانه باشند بانو و مونس و انیس مرداند و بایستی همه موجبات آرامش و شادمانی مرد از جمله، حسن هیأت و آراستگی را در خود فراهم سازند.

برای سازگاری زن و شوهر سه نکته مهم را باید زن رعایت کند:

1- صِیَانَةُ نَفْسِهَا عَنْ کُلِّ دَنَسٍ :

خود را از هر پلیدی حفظ کند ؛ یعنی عفت و پاکدامنی خود را در تمام مصادیقش رعایت کند.

در رابطه با موضوع عفت و پاکدامنی سخن بسیار است و مصادیق بسیار مختلفی دارد؛ از خودنمایی زن گرفته تا اجتناب از خلوت با جنس مخالف و حفظ حیا و کنترل نگاه و افکار.

در این صورت است که مرد اطمینان قلبی پیدا می‌کند و در هر شرایطی و در محیط کار و در فضای خارج خانه، آسودگی خاطر دارد و با آرامش خیال به وظایف اجتماعی و اقتصادی خود عمل می‌کند.

رعایت مصادیق پلیدی و حفظ عفت و پاکدامنی را از زبان آیات و روایات یادآور می شویم؛

خداوند متعال در قرآن کریم در رابطه با نهی از خودنمایی می‌فرماید: وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ ….. لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها  و زنان مؤمن را بگو ….. زینت و آرایش خود جز آنچه قهرا ظاهر مى ‌شود (بر بیگانه) آشکار نسازند. 2

و نیز پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله در رابطه با خلوت با جنس مخالف این گونه می فرمایند: پیامبر خدا می‌فرماید: ُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ إِذَا خُلِّیَا فِی بَیْتٍ کَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّیْطَانَ. هرگاه مرد و زنی (نامحرم) در مکانی خلوت کنند سومین نفرشان شیطان است. 3

در رابطه با اهمیت موضوع حیا داریم که امام صادق (علیه السلام) می ‌فرمایند: لَا‌إِیمَانَ لِمَنْ لَا حَیَاءَ لَهُ.کسی که حیا ندارد ایمان ندارد. 4

2- وَ حِیَاطَتُهُ‌ لِیَکُونَ ذَلِکَ عَاطِفاً عَلَیْهَا عِنْدَ زَلَّةٍ :

و مواظبت زن بر امور خانه تا در وقت اشتباه زن، عطوفت مرد به او را پوشش دهد.

حیاطت از احاطه، نظارت و مواظبت معنی می دهد. و به قرینه قسیم بودن با جمله پیشین. بیانگر پیامی وسیع تر از عفاف و حریم شخصی است و چه بسا مقصود آن باشد: زن نقش وزیر را داشته باشد و بر همه امور خانه و دارایی و آبروی مرد نظارت کند و از به خطر افتادن آن مواظبت و حراست کند از ولخرجی و بی مبالاتی و اسراف در هزینه خانواده بپرهیزد و سعی و اهتمام خود را در ایجاد آرامش و رونق خانه، بکار گیرد دلسوزی زن نسبت به خانه و مرد، شوهر را نسبت به همسر، مهربان و عطوف و مطمئن می سازد و اگر هم مبادا در حوزه اختیارات او اشتباهی رخ دهد و خسارتی متوجه خانه گردد نه تنها مرد او را متهم نمی سازد که به جانبداری از او برمی خیزد و اشتباه او را می بخشد.

علی(علیه السلام) فشرده دست بودن زن را حسن و به سود مرد شمرده و فرموده است: «و اذا کانت بخیلة حفظت مالها و مال بعلها؛ و هر گاه بخیل باشد مال خود و شوهرش را حفظ می کند. 5

3- و إِظْهَارُ الْعِشْقِ لَهُ بِالْخِلَابَةِ وَ الْهَیْئَةِ الْحَسَنَةِ لَهَا فِی عَیْنِهِ:

زن به شوهرش اظهار علاقه و محبت کند و خود را در چشم شوهر زیبا نماید و با عشوه و دلربایی خود را به مردش عرضه کند.

خلابه، پیامی بیشتر از ابراز بدون تکلف و ریا دارد. و دلالت دارد، که ابراز محبت زن بایستی با دلدادگی و لطف و دل فریبی همراه باشد، تا دل همسرش را به چنگ آورد و قلب او را در تور عواطف و لطف و صفای خود پایبند سازد.

برخی از بانوان برای مجالس بیرون از منزل و دعوتی ها خود را می آرایند ولی در درون منزل هماره در لباس آشپزی و غیر مرتب در رفت و شداند. این دسته از زنان غافل اند که آنان پیش از اینکه کلفت و خدمتگزار خانه باشند بانو و مونس و انیس مرداند و بایستی همه موجبات آرامش و شادمانی مرد از جمله، حسن هیأت و آراستگی را در خود فراهم سازند.

پیامبر اکرم صلی الله و علیه وآله در رابطه با خلوت با جنس مخالف این گونه می فرمایند: پیامبر خدا می‌فرماید: ُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ إِذَا خُلِّیَا فِی بَیْتٍ کَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّیْطَانَ. هرگاه مرد و زنی (نامحرم) در مکانی خلوت کنند سومین نفرشان شیطان است.

زینت و آراستگی لباس و چهره سبب می شود زیبایی طبیعی و جمال خدادادی بیشتر بدرخشد و زن را در دیده همسرش زیباتر جلوه دهد و کشش و علاقه مرد نسبت به خود را دو چندان سازد.

کلام آخر

اسلام مخالف زیبایی و جمال و خودآرایی نیست، آنچه باید مورد دقت و توجه قرار گیرد آن است که نهایت این جمال و زیبایی و فریفتگی را در مقابل چه کسی بروز دهد؛ در مقابل کسی که نقش همسری او را دارد.

منبع:

1- تحف العقول، النص، ص: ۳۲۳

2- نور ـ 31

3- محمد بن علی بن بابویه، من لا یحضره‌الفقیه، ج‌3، ص 252

4- الکافی، ج‌5، ص 30

5- نهج البلاغة، حکمت 234

مخاطرۀ عجيب....

قرآن و روايات اهل بيت هم مي‌گويند مساله،مساله ی زيربنايي است و اگر نباشد، روبنا نيست. ولو کوه باشد، کاه است و گردوي پوچ است. و آن بحث، بحث خلوص است که ما در زندگي‌مان و در گفتار و کردارمان بايد مخلِص باشيم، تا اينکه برسد به جايي که مخلَص شويم. پيغمبر اکرم در يک روايتي مي‌فرمايد: «النّاس کُلّهم حالکون الاّ العالمون»؛ همه و همه در بدبختي و در هلاکت و نابودي هستند مگر کسي که به احکام دينش و اعتقادات و اخلاق دينش آشنا باشد. بعد مي‌فرمايد: «والعالمون کلّهم حالکون الاّ العاملون»؛ همۀ علما هم در هلاکت و بدبختي و نابودي هستند مگر اينکه بر طبق علمش عمل کند و احکام و اخلاص و اعتقادات را بداند و بر طبق آن عمل کند. بعد مي‌فرمايد: «والعاملون کلهم حالکون الاّ المخلصون»؛ آن کساني هم که عالم و عامل هستند، اينها هم نابودند و در هلاکت بدبختي هستند مگر اينکه مخلص باشند و کارهايشان رنگ خلوص داشته باشد. همان رنگي که خدا مي‌گويد بهترين رنگهاست. (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً)؛ بعد مي‌فرمايد: «والمخلصون في خطرِ‌عظيم»؛ آن کساني هم که مخلصند، در مخاطرۀ عجيبي هستند. يعني به دست آوردن کلمۀ خلوص مشکل است، اما لازم است. اگر نباشد، اعمال ولو کوه باشد، اما کاه است و اگر درياست، قطره است. ولو گردو به حسَب ظاهر سالم باشد، اما پوچ است.

منبع:

جلسه درس فقه ایت الله مظاهری /مرداد 91

شهادت، بالاترین رتبه از ارزش های معنوی است...

 

این بیانات در دو سال اخیر و در پی شهادت دانشمندان شهید آقایان علیمحمدی، شهریاری، رضایی نژاد و احمدی روشن بیان شده است.

ـ دست جنایتکاری که این ضایعه (شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علیمحمدی) را آفرید، انگیزه ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بی گمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن، این انگیزه ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت.[1

ـ شهادت این دانشمندان برجسته در راه آرمان های بلند و الهی، به کشور، انقلاب اسلامی، ملت ایران و محیط علمی آبرو بخشید و آنان با این شهادت، به بالاترین رتبه از ارزش های معنوی دست یافتند.

اجر و پاداش الهی برای این جانفشانی ها و خون های به ناحق ریخته، بزرگ ترین تسلی است. ضمن آن که قدردانی و ارزش گذاری مردم و رسانه ها، تسلای دیگری برای تحمل این حادثه سخت و سنگین است و این صبر و تحمل شما، موجب جلبِ رحمت الهی می شود. راه معنوی و علمی آنان را ادامه دهید و چراغ پرفروغی برای ارشاد و راهنمایی جوانان این سرزمین باشید.[2]

 ـ عزیزان من! فشارهایی که در طول این سی و سه سال بر ایران اسلامی، بر جمهوری اسلامی وارد شد، شاید بشود گفت علت اصلی همین بود که نگذارند یک الگو در مقابل چشم مردم مسلمان منطقه به وجود بیاید؛ چون بدون الگو، حرکت ها دشوار است؛ با وجود الگو، حرکت ها آسان است. وقتی یک ملتی الگو شد، یک حرکتی الگو شد، تشویق می کند، استعدادها را به حرکت درمی آورد. می خواستند این نشود.

تحریم می کنند، برای اینکه به خیال خودشان کشور را از لحاظ اقتصادی ضعیف کنند، تا دیگران نگاه کنند، بگویند اسلام ملت را از لحاظ اقتصادی به عقب می راند. دانشمند را ترور می کنند تا حرکت علمی را متوقف کنند، تا ملت ایران نتواند حرکت عظیم و پیشرفته ی علمی خودش را که به برکت اسلام و انقلاب است، روی دست بگیرد و به دنیا نشان بدهد، به امت اسلامی نشان بدهد. تهمت می زنند به اختناق، به ضدیت با حقوق بشر و از این قبیل چیزها متهم می کنند، برای این که افکار عمومی دنیا را برگردانند؛ لیکن با وجود همه ی این تلاش ها، این تبلیغات، این خباثت ها، انقلاب درخشید و دارد می درخشد.[3]

 ـ نکته ی مهم و تکان دهنده ی دیگر، محاسبات شیطانی قدرت های مسلّطی است که بهره برداری از تروریسم را به مثابه ی ابزاری برای رسیدن به هدف های نامشروع، وارد چرخه ی سیاست ها و برنامه ریزی های خود کرده اند.

… نمونه ی دیگر، رژیم ایالات متحده ی امریکا است که در چند دهه ی اخیر، سیاهه ی بالابلندی از رفتارهای تروریستی و نیز پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از تروریست های سازمان یافته در کشورهای این منطقه، پدید آورده است. حملات مرگبار هواپیماهای بدون سرنشین به خانوارهای بی دفاع در روستاها و مناطق محروم در افغانستان و پاکستان که بارها جشن عروسی آنها را به عزا مبدّل کرده است، جنایات بلک واتر در عراق و کشتار شهروندان و نخبگان عراقی، کمک به گروه های بمب گذار در ایران و عراق و پاکستان، ترور دانشمندان هسته ای در ایران با همکاری موساد، سرنگون کردن هواپیمای مسافری ایران در خلیج فارس و کشتن حدود سیصد کودک و مرد و زن مسافر و… گوشه هایی از این سیاهه ی ننگین و فراموش نشدنی است.[4]

فرض بفرمائید در کشور ترور اتفاق می افتد؛ شهید علی محمدی، شهید شهریاری، شهید رضائی نژاد را ترور میکنند. خب، این یک کار تروریستی است. یک وقت به این مسئله به چشم یک عمل تروریستی ضد امنیتی نگاه میکنیم؛ خب، انسان غصه هم می خورد؛ چند تا دانشمند ما مورد اصابت جنایت دشمن - یک چند تا تروریست - قرار گرفتند. یک وقت نه، با همان چشمِ جبهه ای نگاه می کنید: این یک حرکت در مجموعه ی حرکت های خصمانه ی علیه نظام اسلامی است. مثلاً در جبهه ی جنگ مرزی با عراق - که هشت سال جنگ داشتیم - یک جا اگر چنانچه توپخانه ی دشمن کار کند، معنایش این نیست که دشمن با اینجای بالخصوص کار دارد؛ این معنایش این است که این یک حرکتی است که دشمن دارد اینجا انجام می دهد، احتمالاً برای اینکه شما حواستان به اینجا منعطف شود، او به یک جای دیگر حمله کند - به قول خودشان حرکت های پشتیبانی، که این در واقع حیله است - یا برای این است که رزمنده ی ما را در اینجا تضعیف کند تا مثلاً بتواند یک حمله ی سراسری انجام دهد. وقتی با این چشم نگاه می کنید، معلوم می شود که دشمن به دنبال کوبیدن حرکت علمی در کشور است؛ یعنی یکی از حلقه های توطئه ی دشمن این است. چند تا حلقه ی به هم پیوسته وجود دارد؛ مثلاً حلقه های تحریم اقتصادی، ترویج ابتذال، ترویج مواد مخدر، کارهای امنیتی، ایجاد تزلزل در مبانی و مسائل اعتقادی؛ چه اعتقاد به اسلام، چه اعتقاد به انقلاب. اینها حلقه های گوناگونِ به هم پیوسته است؛ یکی از این حلقه ها هم - که مکمل این زنجیره است - کوبیدن حرکت علمی در کشور، با ترساندن دانشمند ما، با حذف دانشمند ماست. با این چشم به قضیه نگاه کنیم.[5]

 ـ یکی از ارکان و ستون های اصلی ایستادگی کنونی ملت ایران عبارت است از پیشرفت های علمی کشور؛ که به دنبال این پیشرفت های علمی، پیشرفت های عملی و اجرائی هم در موارد بسیاری بوده. ایستادگی ملت ایران، در دنیا یک حادثه ی باشکوه است. ما توی قضیه قرار داریم. آن کسانی که از بیرون نگاه می کنند، عظمت این ایستادگی را بیشتر احساس می کنند.

شما ملاحظه کنید؛ قدرت های اقتصادی اول دنیا، قدرت های علمی درجه ی یک دنیا، قدرت های نظامی و امنیتی ردیف اول دنیا، امروز یک جبهه ی وسیعی را در مقابل این ملت تشکیل دادند. اینجور نیست؟ هر کاری هم از دستشان برمی آید، دارند می کنند. تهدید امنیتی می کنند، تهدید اجتماعی می کنند، تهدید سیاسی می کنند، دانشمند ما را ترور می کنند، تحریم می کنند، فشارهای سیاسی فراوان وارد می کنند، دائم تهدید به تحرک نظامی می کنند، در داخل تا هر جا دستشان برسد، فتنه انگیزی و آشوب آفرینی می کنند؛ اما ملت ایران و جمهوری اسلامی با کمال قدرت و استقامت در مقابل همه ی اینها ایستاده؛ آن «بله»ای را که به زور می خواهند از او بگیرند، آن «بله» را نمی دهد. آن «بله» عبارت است از تعظیم در مقابل قدرت مسلط جهانی - نظام سلطه - این کار را نمی کند. ما که در مقابل نظام سلطه ی جهانی «نه» می گوئیم، این نه، «نه»ی به علم نیست، «نه»ی به تمدن نیست، «نه»ی به پیشرفت نیست، «نه»ی به تجربه های متراکم بشری نیست؛ «نه» به سلطه طلبی و زیاده خواهی و استعباد و به زیر مهمیز کشیدن ملتهاست؛ این «نه» را ما گفتیم، پایش هم ایستادیم؛ «انّ الّذین قالوا ربّنا اللَّه ثمّ استقاموا». ایستادگی ملت ایران، خیلی ایستادگی باشکوهی است.

… خب، من قصدم این نیست که مناقب دانشگاه را در جمع دانشگاهی ها بگویم؛ من از این می خواهم یک نتیجه ای بگیرم. دشمن ما از این مرکز قدرت افزائی غافل نیست و غافل نخواهد بود؛ این را همه بدانیم. هر چیزی که مایه ی عزت کشور و عزت ملت و ایستادگی ملت و استقامت ملت است، بدون شک آماجی از آماج های دشمن است. احساس دینی، احساس انقلابی، استقلال طلبی و هرچه که در این زمینه هست - از جمله با این بیانی که عرض شد، دانشگاه - آماج دشمن است. در دانشگاه چه کار می خواهند بکنند؟ دشمن علی القاعده دو تا کار را برای دانشگاه ما برنامه ریزی می کند: یکی علم زدائی، یکی دین زدائی؛ از دانشگاه علم زدائی بشود، از دانشگاه دین زدائی بشود. علم زدائی از دانشگاه چگونه است؟ یکی از کارهای کوچکش همین ترور دانشمندان است؛ که آخری اش همین دو سه تا دانشمند عزیز هسته ای ما بودند که در این یک سال اخیر از دست ما گرفته شدند. برنامه، وسیع تر از اینهاست؛ این یکی از آسانترین هایش است. پیچیده تر از این، این است که دانشگاه ما را، استاد ما را و دانشجوی ما را به کار غیر علمی سرگرم کنند؛ نگذارند این شکوفائی علمی که آرزوی ماست، تحقق پیدا کند.[6]

 ـ اگر دانشمندِ علاقه مند به سرنوشت کشور، آماده ی فداکاری در این راه - فداکاری به حسب خودش - در یک کشوری وجود داشت، آن کشور رشد می کند. چیزی که می تواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت می کند. پیشرفت های علمی ای که امروز در کشورمان وجود دارد - که البته حتماً به آنها قانع نیستیم - ارزش و قیمت ذاتی اش از پیشرفت های متعارف علمی در دنیا بمراتب بیشتر است. چرا؟ چون ما از تبادل علمی، از استفاده ی علمی، از کمک علمی دیگران محروم بودیم. ما زیر فشار بودیم، درها به روی ما بسته بود؛ در عین حال شخصیت های برجسته ای پیدا شدند، «شهید شهریاری»ای پیدا شد - که البته ده ها نفر مثل او در بین ما بودند و الحمدللَّه هستند - ده ها و صدها نفر در رشته های مختلف پیدا شدند که اینها کارهای برجسته ای کردند؛ هیچ استفاده ای هم از دانشگاه ها و پژوهشگاه های غرب و از اساتید غربی نکردند. البته از دستاوردهای غرب حتماً استفاده کردند؛ باید هم بکنیم.[7)

ـ این ترور بزدلانه که عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند کرد به جنایت کثیف و پلید خود اعتراف کنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبکه ی تروریزم بین الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویس های سیا و موساد عمل شده و نشانه ی به بن بست رسیدنِ استکبار جهانی به سردستگی آمریکا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت آمیز نیز شکست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده ی علمی و فتح قله های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل ناپذیر ملی است. ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده ی راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید، و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه ی آن هم هرگز چشم پوشی نخواهیم کرد.[8]

منبع:
[1]. پیام تسلیت مقام معظم رهبری در پی شهادت دکتر علی محمدی؛ 25 دی 1388.
[2]. بیانات مقام معظم رهبری در منزل شهیدان دکتر شهریاری و دکتر علی محمدی؛ 4 بهمن ماه 1389.
[3]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار هزاران نفر از مردم آذربایجان شرقی؛ 27 بهمن ماه 1389.
[4]. پیام مقام معظم رهبری به همایش بین المللی مبارزه جهانی با تروریسم؛ 3 تیرماه 1390.
[5]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از دانشجویان؛ 15 مردادماه 1390.
[6]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از اساتید دانشگاه ها؛ 3 شهریورماه 1390.
[7]. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از نخبگان و برگزیدگان علمی؛ 13 مهرماه 1390.
[8]. پیام تسلیت در پی شهادت شهید احمدی روشن؛ 23 دی ماه 1390.

 

سخنان مقام معظم رهبری در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد...


سخنان مقام معظم رهبری در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد
رهبر انقلاب فرمودند: تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه كشور، نشان دهنده عظمتِ كاری است كه آنان انجام می دهند.
به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پنجشنبه شب با حضور در منزل شهیدان مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی نژاد، دو تن از شهدای نخبه كشور، در فضایی معنوی با خانواده های آنان دیدار و گفتگو كردند.
ایشان در جمع خانواده شهید احمدی روشن با اشاره به اینكه این شهدای نخبه جوان مایه افتخار كشور هستند، خاطر نشان كردند: ارزش وجودی این شهدا از دو بعد قابل توجه است، جنبه اول؛ فعالیتهای علمی و تحقیقی و تسلط آنان به كارهای مهم و حساس است كه نشان از استعداد برتر و نخبگی آنان دارد و جنبه دوم؛ ابعاد الهی و معنوی این جوانان است كه همین عامل زمینه را برای شهادت آنان آماده می كند.
حضرت آیت الله خامنه ای شهادت این جوانان را، در راه خدا و زمینه ساز پیشرفت اسلام دانستند و تأكید كردند: با پیروزی انقلاب اسلامی از تهمت های بزرگی كه دشمنان علیه این انقلاب مطرح می كردند این بود كه، راه علم در این كشور بسته شد، اما جوانان كشور با مجاهدت و تصرف عرصه های علمی و به میدان آوردن حرف نو و ظرفیت های بالای خود، این تهمت دشمن را باطل كردند.
رهبر انقلاب همچنین با حضور در منزل شهید داریوش رضایی نژاد با تأكید بر اینكه تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه كشور، نشان دهنده عظمتِ كاری است كه آنان انجام می دهند، خاطر نشان كردند: امروز پیشرفت جمهوری اسلامی مایه دلگرمی ملتهای مسلمان و جوانان كشورهای اسلامی است.
شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته كشور هفته گذشته در اقدام تروریستی عناصر وابسته به استكبار به فیض
شهادت نائل شد، شهید داریوش رضایی نژاد نیز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروریستی دیگر به شهادت رسیده بود.

منبع:

تاریخ انتشار، ۳۰ دی ۱۳۹۰ ، ۱۰:۴۲

انواع مجازات‌ ها در برابر انواع گناهان

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیات 45 تا 47 سوره مبارکه «نحل» به گناهان افراد و مجازات‌های الهی اشاره کرده است که متن آن در ادامه می‌آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لایَشْعُرُونَ * أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ * أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّف فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ؛ آیا توطئه‌گران از این ایمن گشتند که ممکن است خدا آنها را در زمین فرو برد، و یا مجازات (الهى)، از آنجا که انتظارش را ندارند، به سراغشان آید؟! یا به هنگامى که (براى کسب مال و ثروت افزون تر) در رفت آمدند، دامانشان را بگیرد در حالى که قادر به فرار نیستند؟! یا به طور تدریجى، با هشدارهاى خوف انگیز آنان را گرفتار سازد؟! چرا که پروردگار شما، رئوف و رحیم است». (نحل/ 45 تا 47)

انواع مجازات‌ها در برابر انواع گناهان!

قرآن، در بسیارى از بحث‌ها، مطالب استدلالى را با مسائل عاطفى چنان به هم مى‌آمیزد، که برترین اثر را در نفوس شنوندگان داشته باشد، آیات فوق، نمونه‌اى از این روش است.

آیات گذشته یک بحث منطقى در زمینه نبوت و معاد با مشرکان داشت، ولى آیات مورد بحث به تهدید جباران و مستکبران و گنهکاران لجوج مى‌پردازد، و آنها را به انواع عذاب‌هاى الهى بیم مى‌دهد.

نخست مى‌گوید: «آیا این توطئه‌گرانى که براى خاموش کردن نور حق به انواع نقشه‌هاى شوم متوسل شدند از عذاب الهى ایمن گشتند، که ممکن است خداوند هر آن آنها را در زمین فرو ببرد»؟! (أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ).

آیا بعید است: زمین لرزه وحشتناکى رخ دهد، پوسته زمین بشکافد و دهان باز کند، آنها و همه زندگانیشان را در خود فرو برد، همانگونه که در تاریخ اقوام، کراراً اتفاق افتاده است؟!

جمله «مَکَرُوا السَّیِّئاتِ» به معنى توطئه چینى و نقشه‌کشى براى مقاصد شوم و رسیدن به هدف‌هاى نادرست است، همانند توطئه‌هایى که مشرکان براى خاموش کردن نور قرآن، و نابود کردن پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) و اذیت و آزار مؤمنان مى‌چیدند.

«یَخْسِفُ» از ماده «خسف» (بر وزن وصف) به معنى پنهان گشتن و مخفى شدن است، لذا پنهان شدن نور ماه در زیر سایه زمین را «خسوف» مى‌نامند و چاه «مخسوف» به چاهى مى‌گویند، که آب در آن پنهان گردد، و نیز پنهان شدن انسان‌ها و خانه‌ها را در شکاف زمین (شکافى که بر اثر زلزله‌ها پدید مى‌آید) «خسف» مى‌نامند.

و اضافه مى‌کند: «یا این که هنگامى که آنها در حال غفلتند عذاب الهى از همانجا که انتظارش را ندارند به سراغشان بیاید» (أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لایَشْعُرُونَ).

«و یا به هنگامى که آنها براى کسب مال بیشتر و در آمد فزونتر در رفت و آمد هستند، عذاب دامانشان را بگیرد» (أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ).

«در حالى که قادر به فرار از چنگال عذاب نیستند» (فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ).

همانگونه که سابقاً هم گفته‌ایم «مُعْجِزِیْن» از ماده «اعجاز» به معنى ناتوان ساختن است، و در این موارد به معنى فرار کردن از چنگال عذاب و مقاومت در برابر آن مى‌باشد.

و یا این که: مجازات الهى یک مرتبه به سراغشان نیاید بلکه «به طور تدریجى و ضمن هشدارهاى پى در پى، آنها را گرفتار سازد»؟ (أَوْ یَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّف).

امروز همسایه آنها گرفتار سانحه‌اى مى‌شود، فردا یکى از بستگانشان گرفتار حادثه‌اى و روز دیگر بعضى از اموالشان نابود مى‌گردد، و خلاصه هشدارها یکى بعد از دیگرى به سراغ آنها مى‌آید اگر بیدار شدند، چه بهتر، و گرنه، مجازات نهایى آنها را فرو خواهد گرفت.

دلایل تدریجی بودن برخی عذاب‌ها

تدریجى بودن عذاب و مجازات در این گونه موارد، براى آن است که: هنوز احتمال هدایت در این گروه، وجود دارد، و رحمت خداوند اجازه نمى‌دهد که با اینها همچون سایرین رفتار شود «زیرا پروردگار شما رئوف و رحیم است» (فَإِنَّ رَبَّکُمْ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ).

جالب توجه این که: در آیات فوق، سخن از چهار نوع مجازات به میان آمده است: نخست خسف و فرو رفتن در زمین.

دوم مجازات غافلگیرانه، از آنجایى که انسان انتظار آن را ندارد.

سوم عذابى که به هنگام تلاش و کوشش در جمع مال به سراغ انسان مى‌آید.

و چهارم مجازات تدریجى.

مسلّماً که هر یک از این چهار نوع مجازات، تناسب با نوعى از گناه دارد، هر چند همه آنها در مورد: الَّذِیْنَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ: «آنها که توطئه‌هاى شوم مى‌چینند» وارد شده است، زیرا مى‌دانیم همه کار خدا بر طبق حکمت و تناسب استحقاق‌ها است.

مفسران تا آنجا که ما دیده‌ایم در این زمینه سخنى ندارند، ولى چنین به نظر مى‌رسد: مجازات، نخست مخصوص آن گروه از توطئه‌گرانى است که در صف جباران و مستکبران خطرناکند همچون قارونها که خداوند چنان آنها را از اوج قدرت پائین مى‌کشد و بدرون خاک و اعماق زمین فرو مى‌فرستد که مایه عبرت همگان گردد.

نوع دوم ویژه توطئه گرانى است که در عیش و نوش و هوس‌هاى سرکش خود غرقند، ناگهان عذاب الهى دامانشان را از آنجا که انتظار ندارند مى‌گیرد.

نوع سوم مخصوص دنیاپرستان زراندوزى است که شب و روز در «تقلب» و تلاشند که از هر طریق و با هر جنایتى که ممکن است بر حجم ثروت خود بیفزایند که خداوند آنها را در همان حال که سرگرم جمع ثروتند گرفتار عذاب مى‌کند.

و اما مجازات نوع چهارم از آن کسانى است که: طغیان و توطئه و گناهشان به آن حدّ و پایه نرسیده است که راه بازگشتى براى آنان وجود نداشته باشد.

در اینجا خداوند از طریق «تَخَوُّف» (هشدار و تهدید) آنها را کیفر مى‌دهد یعنى نخست با حوادث دردناکى که در اطراف آنها به وقوع مى‌پیوندد به آنها بیدار باش مى‌دهد، اگر بیدار شدند و وضع خود را اصلاح کردند چه بهتر و گرنه آنان را در کام عذاب فرو مىۀ‌برد.

بنابراین ذکر رأفت و رحمت خداوند، به عنوان یک علت مربوط به گروه چهارم است که هنوز تمام پیوندهاى خود را از خدا نبریده‌اند و همه پل‌ها را پشت سر خود ویران نساخته‌اند.

از فقر در امان بمانید ...

امام علی علیه السلام:إذَا أَمْلَقْتُمْ فَتَاجِرُوا اللّهَ بِالصَّدَقَةِ.

هر زمان فقیر شدید، با خداوند از طریق صدقه دادن (در راه او)تجارت (پرسود) کنید.

منبع:

حکمت 258 نهج البلاغه

7 نشانه نماز از روی ریا

در احادیث پیامبر (صل الله علیه و آله) و اهل بیت علیهم السلام برای شخص ریاکار نشانه‌های ذکر گردیده که فهرست وار به آن‌ها اشاره می‌نمائیم:

۱- هنگامى که کسى نزد اوست تلاش مى کند اعمال الهى انجام دهد

۲- هنگامى که تنها شد در انجام عمل کسل است!

۳- در تمام کارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش کنند،

۴- سعى مى کند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد. [۱]۵- اگر در میان مردم باشد (اعمالش را) با نشاط انجام مى دهد

۶- هرگاه او را مدح و ثنا گویند بر عملش مى افزاید

۷- و هرگاه ثنا نگویند از عملش مى کاهد!  رسول خدا صل الله علیه و آله فرمودند:: وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُرَائِی فَأَرْبَعَةٌ یَحْرِصُ فِی الْعَمَلِ لِلَّهِ إِذَا کَانَ عِنْدَهُ أَحَدٌ وَ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یَحْرِصُ فِی کُلِّ أَمْرِهِ عَلَى الْمَحْمَدَةِ وَ یُحْسِنُ سَمْتَهُ بِجُهْدِه‌ (بحارالأنوار، ج. ۱، ص. ۱۲۲)

 أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع.: لِلْمُرَائِی ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ یَکْسَلُ إِذَا کَانَ وَحْدَهُ وَ یَنْشَطُ إِذَا کَانَ فِی النَّاسِ وَ یَزِیدُ فِی الْعَمَلِ إِذَا أُثْنِیَ عَلَیْهِ وَ یَنْقُصُ إِذَا ذُم‌ (مجموعة ورام (تنبیه الخواطر)

انتظار قائم آل محمد(عجل الله)، يك حالت است يا عمل؟

ما هرشب منتظر طلوع خورشيد فردا هستيم، اما معناي انتظار خورشيد آن نيست كه دست روي دست بگذاريم و تا صبح در تاريكي به سر بريم، بلكه هركس اتاق خود را روشن مي كند. ما در زمستان منتظر فرا رسيدن تابستان هستيم، ولي انتظار تابستان به آن معنا نيست كه در زمستان بلرزيم و اتاق خود را گرم نكنيم.

در زمان غيبت امام زمان (عجل الله) نيز بايد به مقدار توانِ خود با ظلم مبارزه كنيم و در صدد اصلاح خود و جامعه برآييم. در روايات مي خوانيم: «أفضلٌ الاعمال اِنتظارٌ الفَرج »(1). بهترين عمل، انتظار آمدن حضرت مهدي (عجل الله) است.

براساس حديث مذكور، انتظار حالت نيست؛ بلكه عمل است: «افضل الاعمال».  بنابراين، منتظران واقعي بايد اهل عمل باشند. منتظران مصلِح بايد خود صالح باشند. وظيفه منتظران واقعي در زمان غيبت،خودسازي و امر به معروف و دعوت به حق و آگاه سازي ديگران است .(2)

منابع:

1- بحار ، ج 75 ، ص 208
2-كتاب پرسش هاي مهم پاسخهاي كوتاه حجه الاسلام قرائتي سوال34

تاجر اگر از سرمایه اش خرج کند بالاخره ورشکست میشود

همسر شهید جمران:

وسط شب که مصطفی برای نماز شب بیدار می شد،

طاقت نمی آوردم و می گفتم: “بسه دیگه! استراحت کن خسته شدی”

او می گفت:” تاجر اگر از سرمایه اش خرج کند بالاخره ورشکست می شود باید سود در بیاورد که زندگیش بگذرد، ما اگر قرار باشد نماز شب نخوانیم، ورشکست می شویم.

اما من که خیلی شب ها با گریه مصطفی بیدار می شدم کوتاه نمی آمدم و می گفتم:

اگر  این ها که اینقدر از شما می ترسند بفهمند اینطور گریه می کنید….

مگر شما چه معصیتی دارید چه گناهی دارید؟؟!!

خدا همه چیز به شما داده، همین که شب بلند می شوید خود یک توفیق است.

آنوقت مصطفی گریه اش هق هق می شد و میگفت:”آیا به خاطر این توفیق که خدا داده او را شکر نکنم!”

چرا تاريخ تاریخ بر پا شدن قیامت مخفی است؟

 به خاطر آن است كه خداوند مي خواهد مردم يك نوع آزادى عمل توام با حالت آماده باش دائمى داشته باشند، چرا كه اگر تاريخ قيامت تعيين مي شد هر گاه زمانش دور بود همه در غفلت و غرور و بي خبرى فرو مي رفتند، و هر گاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبه اضطرارى پيدا كند، و در هر دو صورت هدف هاى تربيتى انسان عقيم مي ماند، به همين دليل تاريخ قيامت از همه مكتوم است، همانگونه كه تاريخ شب قدر، همان شبى كه فضيلت هزار ماه دارد، و يا تاريخ قيام حضرت مهدى(عجل علی تعالی فرجه الشریف) نامعين است.

منبع:

تفسير نمونه /ج18/ص95
 


چرا تاريخ تاریخ بر پا شدن قیامت مخفی است؟

 به خاطر آن است كه خداوند مي خواهد مردم يك نوع آزادى عمل توام با حالت آماده باش دائمى داشته باشند، چرا كه اگر تاريخ قيامت تعيين مي شد هر گاه زمانش دور بود همه در غفلت و غرور و بي خبرى فرو مي رفتند، و هر گاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست بدهند و اعمالشان جنبه اضطرارى پيدا كند، و در هر دو صورت هدف هاى تربيتى انسان عقيم مي ماند، به همين دليل تاريخ قيامت از همه مكتوم است، همانگونه كه تاريخ شب قدر، همان شبى كه فضيلت هزار ماه دارد، و يا تاريخ قيام حضرت مهدى(عجل علی تعالی فرجه الشریف) نامعين است.

منبع:

تفسير نمونه /ج18/ص95
 


براي شخصي كه در حال جان دادن است، چه بايد كرد؟

واجب است مسلمانى كه محتضر(در حال جان دادن) است را رو به قبله بگردانند و براي اين كار اجازه گرفتن از ولىّ او لازم نيست. 

           نكته1: حضرات آيات صافى، سيستانى، تبريزى: بنا بر احتياط واجب رو به قبله نمايند.

          نكته 2: حضرات آيات صافى،تبريزى: اجازه گرفتن از ولىّ او به احتياط واجب لازم است.
                   سيستانى: چنانچه بدانند خود محتضر راضى است و قاصر هم نباشد براى اين كار لازم نيست از ولىّ او اجازه بگيرند و در غير اين صورت اجازه گرفتن از ولىّ او بنا بر احتياط، لازم است.

- مستحبّ است شهادتين و اقرار به دوازده امام عليهم السلام و ساير عقايد حقّه را، به او طورى تلقين كنند كه بفهمد و اين كار را تا وقت جان دادن ايشان تكرار كنند.

- مستحبّ است اين دعاها را طورى به محتضر تلقين كنند كه بفهمد: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِيَ الْكَثيرَ مِنْ مَعاصِيكَ وَ اقْبَلْ مِنِّي الْيَسِيرَ مِنْ طٰاعَتِكَ يٰا مَنْ يَقْبَلُ الْيَسيرَ وَ يَعْفُو عَنِ الْكَثِير اقْبَلْ مِنِّي الْيَسيرَ و اعْفُ عَنِّي الْكَثيرَ انَّك انْتَ الْعَفُوُّ الْغَفُورُ اللّٰهُمَّ ارْحَمْنى فَانَّكَ رَحيمٌ.

- مستحبّ است كسى را كه سخت جان مى‌دهد، اگر ناراحت نمى‌شود به محلّ نمازش ببرند.

- مستحبّ است براى راحت شدن محتضر بر بالين او سوره مباركۀ «يس، و الصّافات و احزاب» و «آيةالكرسى» وآيۀ پنجاه و چهارم از سورۀ «اعراف»  و سه آيۀ آخر سورۀ «بقره» بلكه هر چه از قرآن ممكن است بخوانند.

- تنها گذاشتن محتضر و گذاشتن چيز سنگين روى شكم او و بودن جُنُب و حائض كنار او و هم چنين حرف زدن زياد و گريه كردن و تنها گذاشتن زنها نزد او مكروه است.
 

منبع:

توضيح المسائل مراجع/ ج‌1/ 540 /533

کمربند مشکی

سفید، زرد، آبی، قرمز، سیاه؛ پس از مدت ها تلاش برای رسیدن به موفقیت، به آخرش که می رسی، برترین رنگ کمربند مصیبت می شود: مشکی.

کلی کیف می کنی، جشن می گیری، دوستان و آشنااین را پیامک [sms] باران کنی! برای رو کم کنی بعضی ها هم که شده، مراسمی میگیری. با چشمان قلمبه، ابرو های شیب درا و لب و لوچه ی وارفته می پرسند: حالا چه کمربندی گرفتی؟ با افتخار می گویی: مشکی!!

یعنی مهم و با ارزش شدی، قوی شدی، از این به بعد همه باید حواس شان را جمع می کنند؛ چون با کوچک ترین حرکت اضافی، حسابی حالشان را می گیری!

باورکن سیاهی چادر هم همین کار کرد هارا دارد، با دهها قابلیت و توانایی دیگر! کسی جرات نمی کند دنبالت راه بیفتد، متلک بگوید، ماشینها برایت بوق بزنند و تعارف کنند؛ چون شکوه و ابهت چادرت به همه می فهماند که تو مهم و با ارزشی و شرافت خود را فدای چند لحظه لبخند و شوخی های شیطانی آنان نمی نمایی.

با چادر همه روی تو حساب ویژه باز می کنند و حساب کار دستشان می آید.

کتاب دختر باید خانوم باشد / ص 40

ضرورت وحدت


وحدت، مهم ترین عامل بقا برای یک جامعه است. کمال، ترقی و پیشرفت جوامع، جز در پرتو وحدت کلمه و برادری، همکاری و هماهنگی میسر نمی گردد.

پژوهش ها ثابت کرده است که حتی حیواناتِ هم آهنگ و متحد، از نعمت بقا و لذات زندگی، از حیوانات قوی که متحد نباشند، بیشتر بهره مند می گردند؛ برای مثال مورچگان با وجود اینکه ضعیفند و دشمنان زیادی دارند، زندگی اجتماعی و اتحاد و اتفاقشان موجب شده که بتوانند به یکدیگر کمک کنند، لانه بسازند، طعام ذخیره نمایند تا کمتر در معرض خطر دشمنان قرار گیرند و به هنگام خطر، چاره بیندیشند و از خطرها در امان بمانند. با این تفاوت که وحدت و هماهنگی حیوانات یک امر طبیعی و غریزی است و حال آنکه انسان از روی تدبر و مقایسه و استدلال، امور را بررسی می کند و انجام می دهد

منبع:

محمد برفی، جلوه های عینی وحدت، تهران، اسعدی، 1376، ص 175.

اعمال استاندارد....

 

مهم اين نيست كه شما چطور عبادت مي‌كنيد، مهم اين است كه اين عبادت شما استاندارد هست يا نه، الان رب گوجه استاندارد دارد، الان هر كشكي كه بخواهي بخري، استاندارد دارد. عبادت ما هم بايد استاندارد باشد. و لذا جوان‌ها و آقايان و خواهر و برادر كه پاي تلويزيون هستيد، عقايدتان را به يك اسلام شناس درجه‌ي يك، عرضه كنيد. حمد و سوره‌تان را نزد يك قاري بخوانيد، ممكن است كه يك عمري نماز بخوانيد، بعد اي خاك بر سر، نمازمان غلط بوده است. يك آدم بسيار مهمي نماز مي‌خواند، مهم بود، حالا من اسمش را نمي‌برم، مي‌گفت: «سبحان ربي الاَ اَعلي و بحمده» «اَ اَ» گفتم: خوب اين درست نيست. درستش اين است. «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» «الْأَعْلَى» نه «اَ الْأَعْلَى» يك خورده فكر كرد، گفت: كل نمازم غلط بوده است. چه اشكالي دارد، آقاجان بنشين من پنج دقيقه نمازم را براي تو مي‌خوانم؟ حضرت عبدالعظيم، به امام هادي گفت: عقايدم را به شما مي‌گويم، ببينيد درست است يا نه؟ استدلالم را به شما مي‌گويم، من با اين دليل اين كار را كردم. درست است يا نه، حالا!
نمي‌شود موجي عمل كرد.
عزاداري‌هاي ما هم استاندارد نيست، بي‌وقت عزاداري مي‌كنيم. دوم اينكه گاهي دروغ در عزاداري است، يك وقت يكي مي‌گفت كه در قرآن آيه‌اي جز آيه‌ي علي ابن ابيطالب نيست. گفتم بابا نيست اينطور، آيه‌ي تيمم هست، آيه‌ي وضو هست، آيه‌ي روزه هست، اميرالمؤمنين(ع)، آياتي زيادي در قرآن در شأنش هست، اما اينكه شما مي‌گويي در قرآن هيج آيه‌اي نيست جز آيه‌ي ولايت، خوب اين دروغ است. دروغ گناه كبيره است. ما در عزاداري‌هايمان گناه كبيره مي‌كنيم. يك بنده‌ي خدا روضه مي‌خواند، مي‌گفت: سيصد نفر ريختند دور زهرا(س) بزنند. گفتم آقا دروغ است اين! به زهرا(س) جسارت شد، سيلي زدند، در را سوزاندند، چه و چه… همه درست، اما سيصد نفر كجا ايستادند؟ آخر يك نفر كه اينجا ايستاده است، مثلاً پنج نفر دورش هستند، رديف دوم هم پنج نفر، ده نفر، رديف… مثلاً پنج رديف كه بيش‌تر دست آدم نمي‌رسد كه، آخر سيصد نفر مگر سنگ‌پراني… بله اگر تيراندازي باشد، مي‌شود. سنگ‌پراني باشد، مي‌شود. اما زدن، بيش از ده و بيست نفر جا نيست. همينطور مي‌گويد. عزاداري همراه با دروغ، همراه با مبالغه، همراه با خرافات، همراه با رقابت، هيأت ما يك سرش كجاست و يك سرش كجاست! اين فكر مي‌كند امام حسين روز قيامت طناب مي‌گذارد، هر هيأتي درازتر باشد، ثوابش بيش‌تر است. متري كه نيست. سرش كجاست و يك سرش كجاست!
همراه با سدّ معبر! عزاداري همراه با پرخرجي! عزاداري همراه با… اصل را به شور مي‌دهيم. شور! شور! شور خوب است، ولي شور و شعور با هم باشد. با عدم بهداشت! كارهايي… با كم محتوايي! مخلوط كردن و هم‌وزن كردن عزاداري با آهنگ‌هاي بد! خروج از اعتدال!
عزاداري چنين بايد باشد، همراه با نماز جماعت. شروع با قرآن. اصل داشتن، محتوا داشتن، اشعار خوب خواندن، از اسلام‌شناس دعوت كردن، فقه گفتن، كوتاه گفتن، مفيد گفتن، بايد اين رقمي باشد. حالا! مهم‌تر از عمل، حفظ عمله.

نگاهی به چهل روز گذشته خود بیندازیم.آیا استاندارد بود ؟وآیا حفظش میکنیم؟؟؟

منبع:

 درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی شهریور 90

 

 

ما رييسى داريم كه ......

يا نبايد توجّه داشته باشيم كه ما رييسى داريم كه بر احوال ما ناظر است؟! واى بر حال ما اگر در كارهايمان او را ناظر نبينيم، و يا او را در همه جا ناظر ندانيم! گناهان شخصى كه در خلوت انجام مى گيرد و ربطى به امور اجتماعى ندارد، استحقاق جهنّم را دارد« إِلّا بِتَوبَةٍ مُناسِبَةٍ لِلْحالِ »؛ (مگر اين كه بعد از آن توبه اى مناسب حال، انجام گيرد.) عواقب گناهان اجتماعى كه موجب تغييرات در جامعه و اختلال نظام و انحلال آن، و يا تحريم حلال و ترك واجب و يا مصادره ى اموال، هتك حرمت و قتل نفوس زكيّه و ريختن خون مسلمانان و حكم به ناحقّ و…مى شود، چگونه خواهد بود؟با وجود اعتقاد به داشتن رييسى ـ كه « عَيْنُ اللّه النّاظِرَة » است ـ آيا مى توانيم از نظر الهى فرار كنيم و يا خود را پنهان كنيم؟! و هر كارى را كه خواستيم انجام دهيم؟! چه پاسخى خواهيم داد؟ همه ادوات و ابزار را از خود او مى گيريم و به نفع دشمن به كار مى گيريم، و آلت دست كفّار و اجانب مى شويم و به آنها كمك مى كنيم! چه قدر سخت است اگر براى ما اين امر ملكه نشود كه در هر كارى كه مى خواهيم اقدام كنيم و انجام دهيم، ابتدا رضايت و عدم رضايت او را در نظر نگيريم و رضايت و خوشنودى او را جلب ننماييم! البته رضايت و سخط او در هر امرى معلوم است، و ظاهرا منتهى به واضحات مى شود، و در غير واضحات و موارد مشكوك بايد احتياط كنيم.

منبع:

سخنان آیت الله بهجت(ره) در سایت اخلاقی حوزه

کاخ رحمت با دروازه‌اي به نام توبه!!!!

أَنْتَ الَّذِي فَتَحْتَ لِعِبَادِكَ بَاباً إِلَى عَفْوِكَ، وَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ، وَ جَعَلْتَ عَلَى ذَلِكَ الْبَابِ دَلِيلًا مِنْ وَحْيِكَ لِئَلَّا يَضِلُّوا عَنْهُ، فَقُلْتَ تَبَارَكَ‌اسْمُكَ: «تُوبُوا إِلَى‏ اللَّهِ‏ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى‏ رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ، يَوْمَ لا يُخْزِي اللَّهُ النَّبِيَّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ، نُورُهُمْ يَسْعى‏ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ، يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ»؛ فَمَا عُذْرُ مَنْ أَغْفَلَ دُخُولَ ذَلِكَ الْمَنْزِلِ بَعْدَ فَتْحِ الْبَابِ وَ إِقَامَةِ الدَّلِيلِ؛

حضرت در اين فقره از دعا به خداوند عرض مي‌کند: تو خدايي هستي که براي بندگانت دري را به سوي عفو خود باز کردي – گويا حضرتْ منزل‌گاه عفو را به خانه‌اي يا به کاخي تشبيه مي‌فرمايد که خداي متعال دري براي او قرار داده که آن در را به روي مردم باز کرده است – و آن را توبه نام نهادي. [اما آدرس اين منزل‌گاه کجاست؟] و وحي‌اي نازل کردي و بندگان را به وسيله اين وحي به سوي آن در راهنمايي کردي تا از آن گمراه نگردند. [آدرس خانه عفو اين آيه شريفه است] که فرمودي: به سوي خداي متعال صادقانه و خالصانه بازگشت و توبه نصوح کنيد؛ باشد که خداي متعال بدي‌هاي شما را بپوشاند و شما را وارد بهشت‌هايي کند که در پايين‌دست آن‌ها و زير درخت‌هاي آن‌ها نهرها جاري است. در آن روزي که خداي متعال پيغمبر و دوستانش را خوار نمي‌کند، بلکه آن‌ها را عزيز مي‌دارد؛ روزي که اولياي خدا در حال حرکت به سوي آن بهشت موعود هستند و نور آن‌ها پيشاپيش آن‌ها و به طرف راست آ‌ن‌ها مي‌تابد [با اين‌که آن‌ها چنين نوري دارند در عين حال] از خدا مي‌خواهند که نور‌شان را کامل کند و آن‌ها را مشمول غفران و آمرزش خود قرار دهد – رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَا إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ1. حضرت در پايان اين فراز مي‌فرمايد: وقتي خداوند چنين بابي را گشوده و آدرس آن را هم مشخص نموده پس ديگر عذر کسي که وارد اين خانه نشود چيست؟!

پيداست اين فرازها ذکر اوصاف الهي است براي اين‌که بنده مستعد درک رحمت الهي شود و براي توبه و درخواست آمرزش گناهان آماده گردد. انتخاب اين اوصاف به خاطر مناسبتي است که اين اوصاف با پايان ماه رمضان دارند تا اگر بنده هنوز لغزشي دارد از خدا بخواهد که آن لغزش‌ها را ببخشد و او را وارد خانه عفو و رحمت الهي کند. گرچه آيات درباره توبه در قرآن فراوان است، اما در اين فراز از بين آياتي که درباره توبه سخن گفته‌اند آيه‌اي انتخاب شده که آن اوصاف خاص در آن ذکر شده است.

منبع:

تحريم، 8.

شکر بنده از خدا و شکر خدا از بنده؟؟؟

إِنْ أَعْطَيْتَ لَمْ تَشُبْ عَطَاءَكَ بِمَنٍّ، وَ إِنْ مَنَعْتَ لَمْ يَكُنْ مَنْعُكَ تَعَدِّياً؛ تَشْكُرُ مَنْ شَكَرَكَ، وَ أَنْتَ أَلْهَمْتَهُ شُكْرَكَ؛

حق تعالي بي‌نياز از منت

امام سجاد عليه‌السلام دعاي وداع را با اين جمله شروع فرمود: يَا مَنْ لَا يَرْغَبُ فِي الْجَزَاءِ؛ «اي خدايي که رغبتي به پاداش نداري.» به زبان خودماني‌تر يعني اي خدايي که انتظار پاداش نداري. امام عليه‌السلام در ادامه وصف احسان‌ها و نعمت‌هاي الهي مي‌فرمايد: بخشش تو به گونه‌اي است که بر کسي منت نمي‌گذارد. اگر نعمتي به کسي مرحمت مي‌کني اين نعمت بي‌منت است و اگر نعمتي را از کسي دريغ بداري به معناي تضييع حق او و تعدي به او نيست. توضيحاتي که در شب‌هاي گذشته عرض کرديم مي‌تواند اين تعابير را روشن کند. خدا چون به هيچ وجه به هيچ چيز در هيچ حالي نياز ندارد، وقتي بخششي هم به کسي مي‌کند نيازي ندارد به اين که او را تحقير کند. درحقيقت اقتضاي فياضيت ذاتي خداوند است که افاضه مي‌کند و در واقع فيض، به قصد ثاني مطلوب است يعني از آن جهت که لازمه کمال ذات است مطلوب است. خدا بالذات خودش را دوست دارد و آثار وجودي خودش را از آن جهت که آثار او هستند دوست مي‌دارد. به تعبير ديگر مطلوبيت و محبوبيت مخلوقات، مطلوبيت بالتبع و بالقصد الثاني است. يعني ديگران را دوست دارد چون لازمه ذات خودش هستند.

به هر حال منت گذاشتن انگيزه نفساني مي‌خواهد و آن وقتي است که انسان احساس کمبود کند و به خيال خود براي ترميم اين کمبود خود وقتي احساني به کسي مي‌کند مي‌گويد: منم که در حق تو احسان کردم و اگر من اين کار را نکرده بودم تو چنين و چنان مي‌شدي. گفتن اين سخنان براي پوشاندن حقارت ذاتي است. اگر موجودي هيچ  نقصي در وجودش نباشد و کمبودي نداشته باشد، حقارت براي او معنايي ندارد و هيچ انگيزه‌اي براي منت گذاشتن ندارد، بلکه مي‌بخشد چون دوست دارد فيض از او ناشي شود و به خلايق برسد. اين مطلب روشن است و بر اساس مباني استدلالي هم خدا نيازي به منت گذاشتن ندارد.

برخي گمان کرده‌اند که کلمه «مَنَّ» که در بعضي آيات ذکر شده به‌معني منت گذاشتن است. در صورتي که «منّ» در اين آيات به معناي نعمت سنگين دادن است. «منّ عليه» يعني نعمت سنگيني به کسي دادن. لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ1 يعني: انعم الله علي المومنين بنعمة عظيمة. به هر حال، خدا منت بر سر کسي نمي‌گذارد.

منبع:

آل‌عمران، 164.

به وسوسه اين‌كه اخلاص ندارم دست از تبليغ برنداريد

اخلاص (استاد قرائتي)

به مرحوم مطهري گفتم مي‌خواهم از گروه تفسير نمونه جدا شوم، چون اخلاص ندارم؛ گفت: چطور؟ گفتم: چون وقتي تفسير نمونه چاپ مي‌شود من صفحه اول آن را نگاه مي‌كنم ببينم نوشته شده به قلم دانشمندان محسن قرائتي و …، چون من دنبال اسمم مي‌گردم معلوم مي‌شود كارم براي خدا نيست. مرحوم مطهري به من گفت:

*استادي به شاگردش نصيحت مي‌كرد كه نسبت به كارها را ولو اخلاص هم داشته باشي عجله نكن، مثل قضاوت بعضي كارها را اگر اخلاص داشتي انجام بده مثل عبادت، بعضي كارها را ولو اخلاص هم نباشد انجام بده مثل تبليغ؛ تبليغ مفيد است منتهي با اخلاص اثرش بيشتر مي‌شود و ذخيره قيامت هم است. اگر اخلاص هم نبود براي مردم مفيد است.

*زمان شاه رفتم زندان ديدن يكي از علما گفتم مرا نصيحت كن، هرچه فكر كرد چيزي يادش نيامد. گفت: همين كه من مطلبي يادم نمي‌آيد بهترين نصيحت براي شماست. من خيلي مطالعه كرده‌ام ولي چون يادداشت نكرده‌ام، از گفتن يك جمله عاجزم. الآن كه از اين‌جا بيرون رفتي چند دفتر با موضوعات مختلف انتخاب كن و مطالب مربوط به هريك را جداگانه يادداشت كن. نتيجه اين كار دو سال پيش معلوم شد كه آيت‌الله استادي همه يادداشت‌هاي من را گرفت آورد مؤسسه در راه حق. 2400 سخنراني تايپ شد و در سي‌دي توشه تبليغ ارائه شد.

*در تبليغ از خدا اخلاص بخواهيد، ولي به وسوسه اين‌كه اخلاص ندارم دست از تبليغ برنداريد، هميشه قلم و كاغذ همراهتان باشد تا مطالب مفيد و جالبي را كه مي‌خوانيد يا مي‌شنويد يادداشت كنيد. طلبه الآن بايد دويست برابر طلبه‌هاي قديم سواد داشته باشد. علامه تستري كتابي به نام اوائل و بدائع دارد كه معلوم است نتيجه يادداشت‌هاي پراكنده ايشان بوده است. الآن آن‌چه كه ايشان در طول سال‌ها يادداشت كرده، شما با يك جستجوي كوتاه اينترنتي مي‌توانيد به دست آوريد لذا بايد سواد ما هم چندين برابر تستري‌ها باشد.

يك وقت خدمت آيت‌الله صافي بودم گفت: من براي يافتن سه حديث تمام كتاب تاريخ بغداد را خواندم (اين كتاب 17 – 16 جلد است و هر جلد آن 900 – 800 صفحه است) الآن شما با دانستن يك كلمه از يك حديث راحت مي‌توانيد از نرم‌افزار آن را پيدا كنيد.

*اين شرايط استثنايي براي شما مهيا است، بايد از آن استفاده كنيد . كفران نعمت نكنيد. خداوند به خاطر دعاي حضرت عيسي براي حواريون مائده آسماني فرستاد، اما فرمود: اگر بعد از نزول اين مائده كسي كفر بورزد، او را چنان عذاب مي‌كنم كه احدي را آن‌گونه عذاب نكرده باشم.

منبع:

سایت اخلاقی وتهذیب حوزه های علمیه

دلت خنك مى ‏شودوچشمت روشن ميگردد...


ابوجعفر محمد بن يعقوب بن اسحاق كليني رازي (از بزرگترين علما و انديشمندان اماميه كه در عصر غيبت صغري مي‌زيست)[1] در كتاب معروفش به نام «الكافى» به نقل از شخصي به نام «حكم بن عتيبه» مي‌نويسد: ما با عده زيادى در خدمت حضرت باقر بوديم اطاق پر از جمعيت بود. پير مردى كه تكيه بر چوبدستى خود داشت آمد و بر در خانه ايستاده گفت السلام عليك يا ابن رسول الله و رحمة الله و بركاته، بعد سكوت كرد.
امام فرمود: عليك السلام و رحمة الله و بركاته.
بعد پيرمرد رو كرد به ساير جمعيت كه در خانه بودند و گفت سلام عليكم و سكوت نمود.
همه جواب سلامش را دادند. در اين موقع روى به جانب حضرت‏ باقر نموده گفت: يا ابن رسول الله مرا نزديك خود بنشان فدايت شوم به خدا سوگند من شما را دوست ميدارم و كسى كه شما را دوست بدارد نيز دوست دارم. اين علاقه بواسطه طمع در مال دنيا نيست و از دشمنى شما بيزارم اين بيزارى نيز بواسطه اختلافى نيست و پدر كشتگى با هم نداريم حلال شما را حلال و حرام شما را حرام ميدانم و منتظر فرج شما خانواده هستم آيا اميد نجات براى من هست؟
حضرت باقر فرمود: بيا بيا جلو
آن پيرمرد جلو آمد و حضرت او را پهلوى خود نشاند آنگاه فرمود: پيرمرد، مردى خدمت پدرم على بن الحسين رسيد و همين سؤال تو را كرد. پدرم به او فرمود: اگر بميرى، خدمت پيامبر و على و حسن و حسين و على بن الحسين ميرسى. در اين هنگام، دلت خنك مى ‏شود، چشمت روشن ميگردد، با شادى و خوشى با فرشته ‏هاى اعمال مواجه ميشوى، وقتى جانت به اينجا برسد (با دست اشاره به حلقوم خود نموده) در صورتى كه زنده بمانى خداوند در همين زندگى نيز چشم تو را روشن مي كند و با ما خواهى بود در بهشت برين.
پيرمرد گفت: چه فرموديد؟!
دو مرتبه حضرت باقر سخنان خود را تكرار كرد
پير مرد از خوشحالى و تعجب گفت الله اكبر. آقا اگر بميرم خدمت پيامبر و على و حسن و حسين و على بن الحسين مي رسم و چشمم روشن و دلم خنك مى‏ شود و فرشته ‏هاى اعمال با شادى و خوشى روبروى من مى ‏آيند آن وقت كه جانم به گلو برسد در صورتى كه زنده باشم خدا زندگى خوشى برايم فراهم مي كند و با شما در بهشت برين خواهم بود؟!
اين سخنان را چنان با التهاب و عشق مي گفت و اشك از ديدگان فرو مي ريخت صدايش به گريه بلند شد چنان بلند بلند گريه مي كرد كه قطرات اشكش روى زمين مي افتاد. امام عليه السلام اشك از ديدگان او پاك مي كرد. پيرمرد سربلند نموده ‏عرض كرد آقا دست مباركت را به من بده. دست امام را گرفته بوسيد و به روى صورت و چشمان خود گذاشت بعد جامه از روى شكم خود بالا زده دست امام را روى شكم و سينه خود نهاد بعد از جاى حركت كرده گفت السلام عليكم و از خانه خارج شد.
امام عليه السلام همان طورى كه پيرمرد مي رفت باو نگاه مي كرد بعد رو به جمعيت نموده فرمود هر كه مايل است يك نفر بهشتى را ببيند به اين پيرمرد نگاه كند.
حكم بن عتيبه راوى حديث مي گويد من خانه مصيبت زده ‏اى را نديده بودم كه مثل اين مجلس گريه كنند (چنان تحت تاثير نيت پاك پيرمرد و لطف امام قرار گرفته بودند كه همه با صداى بلند گريه مي كردند.)[2]
منبع:
[1] . معروف به «‌كليني رازي‌» (متوفاي ۳۲۸ق) از محدثان بزرگ شيعه مؤلف كتاب كافي كه معتبرترين مجموعه روايي شيعه و از كتب اربعه به حساب مي‌آيد. او پس از شهادت امام عسكري (ع) و در زمان امام زمان (عج) به دنيا آمده و با برخي محدثان كه بدون واسطه از امام عسكري (ع) يا امام هادي (ع) حديث شنيده‌اند، ملاقات كرده است.
[2]. مجلسي، زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر عليهما السلام‏ ترجمه بحار الانوار،‌ ترجمه موسي خسروي(تهران،‌اسلاميه، چ2، بي‌تا)، ص259.

 
 
 

 

هشدار مولای متقیان را جدی بگیریم...

 

امام علی(ع):

أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ فَمَا خُلِقَ امْرُؤٌ عَبَثاً فَيَلْهُوَ  وَ لَا تُرِكَ سُدًى فَيَلْغُو

اى مـردم ! از خـدا بترسيد ؛ زيرا هيچ كـسى عبث آفريده نشده ‏است، تا به سرگرمى و غفلت گذراند و مهمل رها نشده است تا بيهودگى كند.

منبع:

نهج البلاغة(صبحی صالح) ص 540 ، ح 370

کافی است فلسطین باشی؛ هرچند زخمی....

کافی است زنده بمانی
آرام سرفه کن! مبادا آدم برفی‌ها، صدایت را بشنوند!
تو باید زنده بمانی؛ زندگی‌ات هر قدر هم که به مرگ نزدیک باشد، باید زنده بمانی! زندگی‌ات هرقدر هم که سخت باشد، به مرگِ آنها نزدیک است. اصلاً تو کافی است زنده باشی، تا آنها بمیرند؛ کافی است نامت بر تارک نقشه جهان بدرخشد تا در کنارش، هیچ نام بیگانه‌ای نباشد!
کافی است فلسطین باشی؛ هرچند زخمی، تا اسرائیل نباشد. هیچ ستاره شش‌زاویه‌ای نمی‌تواند با وجود نورافشانی خورشید، پیدا باشد.
مبادا آرزوهایت را بادهای زهرآلودی که از سمت غرب می‌وزند، آلوده کنند؛ تا با خیال راحت، زیتون‌هایت را از ریشه بکنند، کودکانت را پیش از فریاد بکشند، مردانت را پیش از انفجار به گلوله ببندند و زنانت را در سپیده‌دم بدزدند. (مابا شماییم ازهمه بالاتر خدا باشماست)

منبع:

 به قلم :محمدعلی کعبی

وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

* اینکه انسان عاشق خلق شده بسیار عالی است اما اینکه خود او باید معشوقش را انتخاب کند، کار را خراب می کند. اینکه انسان حق انتخاب دارد خیلی عالی است اما اینکه همیشه اولین مواردی که برای انتخاب میشناسد،چیزهایی غیر از خداست کار را خراب میکند. بعد وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

*فقط راه رسیدن به خدا مستقیم است و انگار بقیه ی راه ها غیر مستقیم هستند.
برای رسیدن به ثروت باید انفاق کنی،
برای رسیدن به بزرگی باید کوچکی کنی،
برای رسیدن به راحتی باید سختی ها را تحمل کنی،
برای رسیدن به امنیت باید جهادکنی،
و برای رسیدن به منافع خودت باید به فکر منافع دیگران باشی.

منبع:

سخنان استاد پناهیان.http://www.askquran.ir/showthread.php?t=48895

 

اصرار در توسل به ائمه (ع)


روزي كه در محضر مبارك يكي از بزرگان بوديم در مورد لزوم روضه امام حسين (علیه السلام) تمثيل زيبايي داشتند، ايشان فرمودند: «موبدان زرتشتي به آتش اعتقاد دارند و هرگز اجازه نمي دهند آتش عبادتگاه شان خاموش شود، چه خوب است ما نيز نسبت به آتش درون مان نسبت به امام حسين(علیه السلام) و ائمه(عليهم السلام) همچون آنان اصرار بورزيم.» چه خوب است هميشه به امام حسين(علیه السلام) توسل داشته باشيم و گرمای عشق و محبت ايشان را هميشه در قلب هاي مان زنده و برافروخته نگاه داريم (خیلی از بزرگان و مؤمنین سا بقاً، روضه های هفتگی و ماهانه خانگی داشتند،چه خوب است این فرهنگ در بین مؤمنین رواج یابد.)فرازی از فرمایشات آیت الله بهجت (ره)

منبع:

[توصیه اخلاقی حضرت آیت الله سعادت پرور (ره)، کتاب ناگفته های عارفان]

برای خواندن نماز صبح چه کنیم تا همت بلند شدن پیدا کنیم؟


یکی از مهم ترین عوامل معنوی که موجب می شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می باشد.

 رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمودند:« فَمَنْ صَلَّى الْمَغْرِبَ وَ الْعِشَاءَ الْآخِرَةَ وَ صَلَاةَ الْغَدَاةِ فِی الْمَسْجِدِ فِی جَمَاعَةٍ فَکَأَنَّمَا أَحْیَا اللَّیْلَ کُلَّه‏»[1]؛ هر کسی که نماز مغرب و عشا و نماز صبحش را در مسجد به صورت جماعت بخواند مانند آن است که تمام شب را به شب زنده داری و عبادت گذرانده است»

خواندن نماز صبح آن هم در اول وقت، شاید از نمازهای دیگر مشکل تر باشد؛ چرا که دل کندن از رختخواب گرم و لذت خواب در ابتدای راه سخت است ولی نمازگزار می تواند با کمی تمرین و ممارست از منافع سحر و صبح بهره مند گردد و از فیض نماز اول وقت نماز صبح بی نصیب نماند. امام صادق علیه السّلام می فرماید: «فَإِذَا صَلَّى الْعَبْدُ صَلَاةَ الصُّبْحِ مَعَ طُلُوعِ الْفَجْرِ أُثْبِتَتْ لَهُ مَرَّتَیْنِ تُثْبِتُهَا مَلَائِکَةُ اللَّیْلِ وَ مَلَائِکَةُ النَّهَار»[2]؛«پس هرگاه نمازگزار نماز صبح را با طلوع فجر به جای آورد دو مرتبه برای او نوشته می شود، هم فرشته صبح و هم فرشته شب می نویسند (نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب هر دو مشاهده می کنند)».

باید توجّه داشت سلب توفیق از نماز صبح معلول علّت های مختلفی می باشد که با بررسی اعمال و رفتار خود در طول شبانه روز، می توان علّت اصلی آن را یافته و در رفع آن کوشش نمود.

برخی از عوامل سلب توفیق از نماز صبح شامل موارد ذیل می باشد:

عدم برنامه ریزی؛
از مهم ترین عوامل مادی که مانع از توفیق درک نماز صبح می گردد فقدان برنامه ریزی و نظم در زندگی می باشد مانند فقدان برنامه ای منظم برای خواب و یا ایجاد مشغله های پراکنده و فراتر از توانایی های خود که نتیجه ای جز ایجاد خستگی مفرط ندارد. کسالت و تنبلی نیز اگر افزوده شود امر را تشدید می کند.

پرخوری؛
علّتی دیگر برای خواب طولانی و سنگین پرخوری در شب می باشد. حضرت عیسی (علی نبیّنا و آله و علیه السّلام) خطاب به بنی اسرائیل فرمود:«ای بنی اسرائیل ! خوردن خود را زیاد نکنید، زیرا هر کس بر خوردن خود بیفزاید، بر خوابیدن خود هم می افزاید و هر کس که بر خواب خود بیفزاید، از نماز کم می گذارد (و در نتیجه) در زمره غافلان نوشته می شود» [3].

غرق شدن در مسائل مادی و دنیوی؛
حضرت عیسی (علی نبیّنا و آله علیه السّلام) نقش دنیا زدگی را در بی حوصلگی افراد نسبت به عبادات این چنین ترسیم می نماید که: هم چنان که بیمار بر غذاى لذیذ نگاه می کند و به دلیل شدت درد لذّت آن را نمى‏ چشد، هم چنان فرد دنیادار نیز همراه با عشق به مال نه لذّتى از عبادت مى ‏برد و نه شیرینى و حلاوتش را مى‏ چشد [4].

خوردن غذاهای نامناسب در شب؛
خوردن غذاهای نامناسب در شب نیز موجب ترک نماز صبح خواهد شد، برخی از غذاها به گونه ای می باشند که اعصاب و بدن را سست می نمایند. لذا اگر شب ها از ماست، دوغ، کشک و مانند آن استفاده شود خواب بر انسان چیره شود؛ و یا خوردن غذاهای چرب و سنگین موجب سنگینی خواب می گردد و این امور باعث می شود انسان برای بیدار شدن از خواب دچار مشکل گردد.

کم معرفتی؛
یکی از مهم ترین عوامل معنوی که موجب می شود تا انسان نسبت به نماز صبح به سختی از خواب بیدار گردد، عدم معرفت و شناخت نسبت به خداوند متعال و الطاف وی می باشد.
فرض کنید اگر با یکی از مسئولین که حل مشکل شما در دست اوست قراری گذاشته اید. و یقین دارید که وی در همان ساعت مقرر منتظر شما است. آیا واقعا شب به راحتی می خوابید و دیر بر سر قرار حاضر شده و یا با کسلی با وی مواجه می شوید؟
اگر انسان واقعا نسبت به الطاف الهی کم ترین معرفتی داشته باشیم و بداند که کسی که قرار است به هنگام نماز با وی صحبت کند همانی است که ما را از نیستی به دنیا آورده و تمامی نعمت های خود را نیز بر ما ارزانی داشته تا به نهایت کمال و درجات بالای بهشتی دست پیدا کند. او همانی است که اختیار کمی و زیادی روزی ما را دارد؛ همانی است که مرگ و زندگی ما در ید قدرت اوست و… با این حال آیا نسبت به نماز با بی حالی برخورد خواهیم کرد و یا آن که سر از پا نشناخته و با تمام وجود به اقامه نماز عاشقانه خواهیم پرداخت.

گناه؛
اعمال و رفتاری که انسان در طی روز انجام می دهد نقش بسیار مهمی در توفیق انسان نسبت به عبادات دارد یعنی هر چه در طی روز کارهای شایسته از انسان سر بزند توفیقات انسان نیز برای اعمال خوب دیگر بیش تر فراهم می شود و هر چه به گناه آلوده شود توفیق اعمال خوب از وی سلب می گردد؛ لذا باید نسبت به این مساله بسیار حساس بود تا به واسطه گناه درک لذت سحرخیزی را از دست نداد.
بعضی از گناهان که معمولا دامنگیر جوانان از جمله دانشجویان می باشد از قرار ذیل است:
- دیدن صحنه ها و تصاویر غیر اخلاقی از طریق اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و…
- چشم چرانی
- برقراری روابط نامشروع با جنس مخالف
- استفاده از غذاهایی که حلال نیستند.
- استفاده از غذاهایی که پاک نیستند.
- دروغ گفتن
- استهزاء و تحقیر دیگران
- ایجاد مزاحمت و آزار همکلاسی ها و یا هم خوابگاهی ها
3- ضعف اراده: سحرخیزی اراده و عزم می خواهد. دوست داشتن تنها کافی نیست، باید با تصمیم جدی خوابید. ضعف اراده از مهم ترین عوامل محروم ماندن از سحرخیزی می باشد. باید با این ضعف و سستی اراده مبارزه کرد. امام علی (ع )می فرمایند:«ضادوا التوانی بالعزم»[5]؛« به وسیله عزم، با سستی مبارزه کنید».

منبع:

[1] - أمالی الصدوق، ص 329
[2] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال‏، نویسنده شیخ صدوق‏، ناشر دار الرضى‏، قم‏، 1406 ق‏، اول‏، ص 36
[3] - ورام ابن ابى فراس‏، مجموعة ورام( تنبیه الخواطر)، مکتبه فقیه‏، قم‏، اول‏، ج‏1، ص 47
[4] - حسن بن شعبه حرّانى‏، تحف العقول، بهراد جعفرى‏، اسلامیه‏، تهران‏، 1380 ش‏، اول‏، ص 483
[5] - عبد الواحد تمیمى آمدى‏، تصنیف غرر الحکم و درر الکلم‏، دفتر تبلیغات‏، قم‏، 1366 ش‏،اول‏،

دنیا را در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد!


دنیا را در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد!

ما از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چیزهای زیادی داریم؛ چیزهایی است که اگر امروز عرضه بشود، دنیا را واقعا در مقابل خودش به اعجاب وا می‌دارد؛ مثل این نهج‌البلاغه. روی نهج‌البلاغه کار بشود، نکات مهمش برداشته بشود، تفکیک بشود، مطالبش تفسیر و حلاجی بشود، در روایات فحص بشود. این‌قدر ما معارف عالیه داریم که امروز بشر محتاج آن‌هاست. این‌ها از زبان اهل‌بیت، به عنوان بیان اهل‌بیت و به عنوان اسلامی است که اهل‌بیت معرفی می‌کنند. پس، ترویج افکار اهل‌بیت هم یک نکته است.

بیانات در دیدار با اعضای شورای عالی مجمع جهانی اهل‌بیت(ع)04/07/1370

با نهج البلاغه انس پیدا کنید

عزیزان با نهج‌البلاغه انس پیدا کنید. نهج‌البلاغه، خیلی بیدار کننده و هوشیار کننده و خیلی قابل تدبر است. در جلساتتان، با نهج البلاغه و کلمات امیرالمؤمنین صلوات‌الله‌وسلامه‌علیه انس پیدا کنید. اگر خدای متعال توفیق داد و یک قدم جلو رفتید، آن وقت با صحیفه‌ی سجادیه - که علی‌الظاهر فقط کتاب دعاست؛ اما آن هم مثل نهج‌البلاغه، کتاب درس و کتاب حکمت و کتاب عبرت و کتاب راهنمای زندگی سعادتمندانه‌ی انسان است - انس بگیرید. البته حرف نگفته و گفتنی بسیار است؛ منتها چون تا ظهر، وقت بسیاری باقی نمانده و می‌خواهم به سؤالات پاسخ دهم، این است که این بخش را تمام می‌کنم.

بیانات در دیدار از دانشگاه صنعتی شریف 01/09/1378

اوج هنر و زیبایی

سخن امیرالمومین نهج‌البلاغه است؛ فصیح‌ترین کلام آدمی در میان عرب. «نهج البلاغه» اوج هنر و اوج زیبایی است؛ زیبایی لفظ و زیبایی معناست. انسان مبهوت می‌ماند! هیچ شاعر بزرگ عرب، هیچ نویسنده‌ی هنرمند عرب، نتوانسته بگوید که من از مراجعه‌ی به نهج‌البلاغه بی‌نیازم.

بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران 10/10/1378

اگر اندکی با نهج‌البلاغه آشنا شویم…

 اگر ما اندکی با نهج‌البلاغه آشنا بشویم و راهمان را به سوی این کتاب باز کنیم، راه سوءاستفاده‌ی دشمن‌های کوچک و خرد و ریزی که در داخل هستند و نیز راه استفاده‌ی دشمن‌های بزرگ جنایتکاری که از غفلت ما و از دوری ما از اسلام، همیشه استفاده کرده‌اند بسته خواهد شد.

پرتویی از نهج‌البلاغه با عنوان «علی و نهج‌البلاغه»

مگر مرد هم نا محرم می شود؟؟؟

عده ای از جوانان (مرد) خدمت حضرت علامه حسن زاده آملی(حفظه الله) رسیدند و از حضرتش خواستند که آن ها را نصیحتی بفرمایند.

علامه فرمودند: سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید چه زن باشد چه مرد!!

گفتند: آقا مگر مرد هم نامحرم می شود؟

علامه فرمودند: هر کس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است.

 

منبع: سلوک/ علامه حسن زاده املی

چه عواملی باعث می شود انسان گناه کند؟

 

مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی درشرح حدیثی از امام صادق (عَلَيهِ السَّلَامُ) به تبیین امور شش گانه ای که منشاء گناهان است اشاره کرده و تصریح نموده است که اين موارد شش گانه سرآمد گناهان هستند؛ نه اين كه موارد ديگر موجبِ گناه نمي‌شود. 

رُوِيَ عَنِ الصَّادِقِ (عَلَيهِ السَّلَامُ) قَالَ: إِنَّ أَوَّلَ مَا عُصِيَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ ؛ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ.

درروايتی از امام صادق(صلوات الله عليه) منقول است كه حضرت فرمودند: سرآمد اموري كه موجب مي‏شود انسان از فرمان الهي سرپيچي كند و نسبت به خداوند ‌گناه وعصيان كند، شش مورد است. يعني اين شش مورد سرآمد هستند؛ نه اين كه موارد ديگر موجبِ گناه نمي‌شود. اينها غالباً‌ سرآمد هستند. گناهانی كه از انسان سر مي‏زند، ‌منشأش غالباً يكي از اينها است.

 حبّ الدنيا؛

پول دوستي موجب مي‏شود كه نه حرام سرش بشود نه حلال. لذا موجب عصيان مي شود. دو نوع گناه داريم كه يكي از آنها ترك واجب است؛ خودِ ترك واجب هم گناه است. پول دوستي منشأ گناه مي‏شود.

 حبّ الرئاسة؛

جاه طلبي، ‌رياست طلبي. اين هم منشأ گناهان و معاصی دیگر مي‏شود.

 حبّ الطعام؛

«ابن البطن»، یعنی كساني كه به اسارت شكم مي‏روند. این هم منشأ گناهان بعدی می‏شود.

 حبّ النساء؛

منظور «ابن الفرج» است. مراد از حبّ النساء ؛ شهوت جنسي است از آن طرف، حبّ الطعام‌ به تعبير ما شهوت بطني و شكم پرستي است، از اين طرف هم شهوت جنسي را مطرح می‏فرماید كه از اين دو  تعبير مي‏شود به «ابن البطن و الفرج». اينها اسيرند و به اسارت شكم و شهوت جنسي‏شان درآمده‌اند و اين خود منشأ گناه می شود.

حبّ النوم؛‌

«يعني كساني كه خيلي مقيّدند به خوابيدن. اينها هم به معصيت مي‏افتند. يك سنخ معاصي هست كه ‌منشأش حبّ نوم و خواب است. صبح نماز صبحش قضا مي‏شود، براي چه؟ چون مي‌خواهد بخوابد.»

 حب الراحة؛

«یعنی راحت طلبي. این هم منشأ یک سنخ از معاصی است.»يك رشته ای وجود دارد كه همه اين شش مورد را به هم پيوسته مي‏كند و آن «حُبّ» است. «حبّ الدنيا»،‌ «حبّ الرئاسة»‌،‌ «حبّ الطعام»،‌ «حبّ النساء»، ‌»حبّ النوم»،‌ «حبّ الراحة». همه اینها مثل دانه ‏هاي تسبيحی در یک نخ هستند و آن نخ تسبیح، همین «حبّ دنيا و امور مادّي» است. لذا همه اینها مربوط به هم هستند. متعلّق به اين عالم مادّه است كه انسان را به گناه مي‏كشاند که اگر این نباشد، هيچ وقت گناه سر نمي‏زند و ‌واجب هم ترك نمي‏شود.

 منبع:

  بحارالانوار، ج70 ، ص60

این فضا بلای بزرگی است...

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی عصر امروز در دیدار با جمعی از علمای اهل تسنن، سرچشمه اختلاف را نادانیانی و جهل انسان بیان کرد و اظهار داشت: گروه‌های مختلف اهل تسنن و تشیع در سراسر کشور با یکدیگر اتحاد داشته و هیچ‌گونه تعارضی میان این دو دیده نمی‌شود.

مرجع تقلید شیعیان با تأکید بر اینکه اختلاف میان علمای شیعه و سنی همچون سم مهلکی است، افزود: با داشتن علم و دانش تعارض و جنگ ازمیان‌رفته و اختلافات حل خواهد شد.

وی با اشاره به دوران حکومت انگلستان بر هندوستان گفت: دولت انگلستان در این دوران با نقشه‌های مختلف به دنبال اختلاف‌افکنی میان مذاهب و ایجاد تفرقه میان آن‌ها بودند ازاین‌رو کشور هندوستان که در آن فرق مختلف و گوناگونی زندگی می‌کنند همواره با گرفتاری مواجه بوده است.

آیت‌الله مکارم شیرازی با اشاره به اختلاف‌افکنی دشمنان میان مردم و مسئولان نظام اسلامی گفت: دشمن همواره با هزینه‌های مختلف به دنبال تحریف و تفرقه‌افکنی میان مسلمانان و مردم هستند اما باید بگوییم مردم و مسئولان به رسالت خودآگاهی کامل داشته و وظایف خود را به‌خوبی انجام می‌دهند.

استاد برجسته حوزه علمیه قم پیشرفت و تعالی بشر را در گرو کنار گذاشتن تندروی‌ها در کشور بیان کرد و گفت: برای اتحاد میان امت اسلامی باید اتحاد میان مسلمانان را تشویق و ترغیب کرد و ثواب کسی که در راه خداوند جهاد می‌کند باکسی که برقرارکننده صلح میان مسلمان است برابر بوده و یکی است.

وی با اشاره به حدیثی از امام صادق(ع) درباره ضرورت برقراری و تقویت وحدت میان مسلمانان گفت: علمای اهل سنت باید جوانان را منطبق با افکار خود پرورش دهند برای اینکه دشمن به دنبال دور کردن جوانان از دین مبین اسلام است و باید کودکان خود را از دوران خردسالی با مسجد و اقامه نماز آشنا کرد.

آیت‌الله مکارم‌‌شیرازی با اشاره به تأثیرگذاری فضای مجازی بر جوانان گفت: این فضا بلای بزرگی است که عقاید و اخلاق جوانان را تحت تأثیر قرار داده و مسئولان نظام باید مراقب این مسئله باشند و این فضا را کنندسالم .

مرجع تقلید شیعیان اظهار داشت: امیدواریم با آگاهی و هوشیاری از تفرقه‌افکنی دشمنان جلوگیری کرده و علمای اهل تسنن نیز به رسالت‌های مهم خود به‌خوبی عمل کنند.
منبع: تسنیم

اثر گناه‏ بر عمر انسان



 بر طبق روایتی از امام جعفر صادق (ع) دو عامل گناه و نیکوکاری در کاهش و افزایش عمر آدمی تاثیر بسزایی خواهند داشت.

منْ يَمُوتُ بِالذُّنوبِ أَكْثَرُ مِمَّنْ يَمُوتُ بِالآجالِ وَ مَنْ يَعِيشُ بِالإِحْسانِ أَكْثَرُ مِمَّنْ يَعِيشُ بِالأَعمارِ
«آنها كه بر اثر گناه می ‏ميرند از آنها كه با مرگ طبيعى از دنيا می روند بيشترند، و آنها كه بر اثر نيكوكارى عمر می کنند از آنها كه با عمر طبيعى زندگى می ‏نمايند زيادترند!»
امروزه ثابت شده است كه منشاء بخش قابل توجهى از بيماری ‏هاى جسمى، عوامل روحى و معنوى هستند و يكى از مهم‏ترين این عوامل فشارهاى شديدى است كه از ناحيه وجدان (به سبب انجام گناه) بر روح آدمى وارد می شود. انسان گناهكار در دادگاه وجدان محاكمه شده، با مجازات ‏هاى دردناك معنوى مواجه می گردد و عكس‏ العمل آن در جسم و جان و حتى مرگ و ميرها آشكار می ‏گردد. به عكس، افراد نيكوكار از درونِ وجدان خود تشويق می ‏شوند و همين تشويق معنوى نيرو و نشاط تازه ‏اى به آن ها می بخشد، در حالی که به طول عمر آن ها نیز افزوده می شود. نتیجه آنکه؛ گناه عمر آدمی را كوتاه، و كار حسنه و نيك آن را طولانى می سازد.



مبنع: امالي طوسي، ص: 305

چه جای خوبی است، دنیا!



مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:آیا تو مغرور دنیا شده‌ای و آن گاه آن را مذمّت می‌کنی؟ ببینید که او را چه کرد؟ حال او هر که بود، شیطان بود، یا غیر آن. سپس حضرت، خود دنیا را تعریف می‌کند. گوش بدهید تا بدانید جایی بهتر از اینجا نیست.
مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: قالَ علیٌّ(ع) و قَد سَمِعَ رجُلا یَذُمُّ الدُّنیا:
حضرت نشسته بود دید یک شخصی در میان جمع دارد مذمّتِ دنیا را می‌کند. حضرت فرمود:
ایُّها الذامُّ للدنیا المُغترُّ بغُروُرِها
ای کسی که دنیا را مذمت می کنی و تو را غرورِ دنیا گرفته و فریب داده است و داری بدی دنیا را هم می‌گویی.
خدعه کردی، با باطل‌ها رفیق شدی و حالا داری بدی آن را هم می‌گویی.
نگاه کنید که حضرت امیر(ع) وقتی از چیزهای بد سخن می‌گوید، انگار بی حیاست. ببینید که چگونه شکافت و او را جلوی همگان بی‌آبرو کرد. اگر الان بود می‌گفتند بیچاره را له کردی.
ثُم تذُمُها تو خود بر دنیا می‌پری آیا آن وقت مذمّت آن را می‌کنی؟
آیا تو مغرور دنیا شده‌ای و آن گاه آن را مذمّت می‌کنی؟ ببینید که او را چه کرد؟ حال او هر که بود، شیطان بود، یا غیر آن. سپس حضرت، خود دنیا را تعریف می‌کند. گوش بدهید تا بدانید که اینجا برای شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) و اهل ایمان چقدر بزرگ و چه جای خوبی است، بلکه جایی بهتر از اینجا نیست.
گوش بدهید، دلتان را هم بدهید. گوش مثل گیرنده صدا است. اصل کار، دل است. حواستان به دلتان باشد. گوش مثل میرکوفون است. می‌خواهید آن را بدهید یا ندهید. من را ببینید و دلتان را بدهید. زیرا دل از راه چشم هم کار می‌کند، بلکه بیشرت کار می‌کند. انَّ الدنیا دارُ صدقٍ برای چه کسی؟ لِمَن صَدَقَها برای آنکه بگوید خدای مهربان، ما را ساخت تا او را عبادت کنیم، یاد او کنیم،‌دور باشیم تا قویت سلامت شدیم نزدیک برویم. ما در اینجا صورتاً از خدا دوریم. در دنیا شهوات و خواهش‌های طبیعت هست دارُ صِدقٍ لِمَن صدقها دار یعنی خانه. اینجا خانه صدق است برای کسی که تصدیق کند که خدا اینجا را آفریده است تا در آن مکثی کنیم، یکدیگر را زیارت کنیم، خودمان را بسازیم، آن وقت به حضور برویم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 186
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

دو محبوبی که از گرگ درنده خطرناکترند .


رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در حدیثی ضرر حبّ مال و مقام را برای انسان تبیین فرمودند.

مَا ذِئْبَانِ ضَارِيَانِ أُرْسِلَا فِي زَرِيبَةِ غَنَمٍ بِأَكْثَرَ فَسَاداً فِيهَا مِنْ حُبِّ الْمَالِ وَ الْجَاهِ فِي دِينِ الرَّجُلِ الْمُسْلِم‏.

پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود:

زيان دو گرگ درّنده كه در يك رمه گوسفند رها شوند، بيشتر از زيان حبّ مال و مقام براى دينِ انسانِ مسلمان نيست.

مجموعة ورام، ج‏1، ص: 155.

گام های کوچک وزیرکانه برای بی حجابی...

 

گذرزمان همه چیز را عادی می کند ودست یافتنی شاید طرفداران بی حجابی (استکبار جهانی) به این اندیشیدند: همان طور که روزی اندیشه سفربه ماه یک رویای دست نیافتنی محسوب میشد وامروز به واقعیت پیوست آن ها هم میتوانند با کمی صبرو تحمل و برداشتن گام های نامحسوس وزیرکانه برای کم رنگ کردن وبی ارزش کردن حجاب دربین زنان ودختران مابالاخره روزی راببینند که حجاب هویت خود را ازدست داده باشد وآن ها به خواسته های شوم خود دست یافته باشند پس با این طرز تفکر شروع کردند به برداشتن گام های کوچک وزیرکانه اولین ترفند آن ها این بود که درافکار جامعه اینگونه جابیندازند که اگر چادر حجاب برتر هست پس میتوان برتر نبود و ازبین خوب وخوب تر, خوب را انتخاب کرد واین طور به به زنان ما القا کردند که مانتوهای گشاد ومناسب هم میتواند جایگزین چادرهای دست وپاگیرشود کم کم پا را جلوتر گذاشته وگفتند استفاده از روسریهای بزرگ ورنگی هم میتواند همسان با استفاده از مقنعه باشد اما این رابیان نکردندکه شما بااستفاده از مقنعه ممکن است روزانه دفعات کم تری از مشخص بودن موهایتان غافل شوید ولی باروسری این احتمال ناخواسته خیلی بیشتر میشود یانگفتند با استفاده از مانتو ممکن است اندام هایتان درنظر نامحرمان مشخص شودولی باچادر این امر ممکن نمیشودااصلا “نگاه نامحرم را مهم ندانستند, وقتی به این هدف هم رسیدند گام های بعدی را برداشتند این طرز فکر راترویج دادند که استفاده ازمانتوهایی مدل دار وکمی تنگ تر یا روسریهای کوتاه تر که مشکل ایجاد نمی کندو…. بالاخره اینگونه بود که اهریمن استکبار کم کم خود را نزدیک به فتح ماه دید و امروزه با عادی نشان دادن استفاده ازلباس های تنگ وجلف وآرایش های آنچنانی وباز کردن پای ماهواره به درون خانه ها وبه دنبال آن الگو نشان دادن بازیگران خارجی دربین زنان ودختران ما هرروز خود را به فتح ماه نزدیک تر میکند کاش دختران وزنان جامعه ما ازخواب غفلت بیدار شوند واجازه ندهند رویای دست یافتن به ماه علنی شود به امید آن روز….

منبع:http://kheirmand92.mihanblog.com/post/32

عذاب+رحمت الهی...

 

بر بهترین افراد این امت از عذاب الهی ایمن مباشید، زیرا که خدای بزرگ فرمود:« از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیانکاران» و بر بدترین افراد این امت از رحمت خدا نومید مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود:«همانا از رحمت خدا نومید نباشند جز کافران».

منبع:

نهج البلاغه/حکمت377

 

اين زنان چه كرده بودند؟

اميرالمؤمنين على (علیه السلام) مى فرمايد:

روزى با فاطمه(سلام الله علیها) محضر پيامبر خدا (صلی الله علیه واله) رسيديم، ديديم حضرت به شدت گريه مى كند.

گفتم : پدر و مادرم به فدايت يا رسول الله! چرا گريه مى كنى؟

فرمود:يا على(علیه السلام)! آن شب كه مرا به معراج بردند، گروهى از زنان امت خود را در عذاب سختى ديدم و از شدت عذابشان گريستم. (و اكنون گريه ام براى ايشان است).

زنى را ديدم كه از موى سر آويزان است و مغز سرش از شدت حرارت مى جوشد.

زنى را ديدم كه از زبانش آويزان كرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوى او مى ريزند.

زنى را ديدم، گوشت بدن خود را مى خورد و آتش از زير پاى او شعله ور است.

و زنى را ديدم دست و پاى او را بسته اند و مارها و عقرب ها بر او مسلط است.

زنى را ديدم از پاهايش در تنور آتشين جهنم آويزان است.

زنى را ديدم، از سر خوك و از بدن الاغ بود و به انواع عذاب گرفتار است.

و زنى را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل مى شود و از دهانش بيرون مى آيد و فرشتگان عذاب عمودهاى آتشين بر سر و بدان او مى كوبند.

حضرت فاطمه عليهاالسلام عرض كرد:

پدر جان! اين زنان در دنيا چه كرده بودند كه خداوند آنان را چنين عذاب مى كند.

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:

دخترم! زنى كه از موى سرش آويخته شده بود، موى سر خود را از نامحرم نمى پوشاند.

و زنى كه از زبانش آويزان بود، بدون اجازه شوهر از خانه بيرون مى رفت.

و زنى كه گوشت بدن خود را مى خورد، خود را براى ديگران زينت مى كرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.

و زنى كه دست و پايش بسته بود و مارها و عقرب ها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل حيض اهميت نمى داد و نماز را سبك مى شمرد…

و زنى كه سرش مانند خوك و بدنش مانند الاغ بود، او زنى سخن چين و دروغگو بود.

و اما زنى كه در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج مى شد، زنى خواننده و حسود بود.

سپس فرمود:واى بر آن زنى كه همسرش از او راضى نباشد و خوشا به حال آن زن كه همسرش از او راضى باشد.

منبع:

شیخ صدوق‏، عیون أخبار الرضا(ع)، ج‏2، ص 9-1

آنچه گذشته انسان را نابود میکند!!

 

حاج اقای پناهیان :

حسرت، گذشتۀ انسان را نابود می‌کند و یأس، آینده را از بین می‌برد. شکر گذشته را زنده می‌کند و امید آینده را؛با شکر

گذشته و امید به لطف خدا در آینده حیات مضاعف نصیب انسان می‌شود.


منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148282920098785

چگونه بفهمیم عاقبت به خیر می‌شویم یا نه؟

 

درایه 71 سوره مریم،آمده؛:

وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ عَلى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً ” ، ” ثُمَّ نُنَجِّی الَّذینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظّالِمِینَ فیها جِثِیّاً “

 

” هیچ کس از شما نیست ، مگر آنکه وارد دوزخ شود ؛ این حکم حتمی پروردگار توست ” ، ” سپس افرادی را که با تقوا بوده اند ، نجات می دهیم و ستمکاران را که به زانو درآمده اند ، در آن رها می کنیم “.

نظرات درباره کلمه (واردها) متفاوت است:

 علامه طباطبایی میفرمایند: با اینکه از عبارت آیه بعد که می‌فرماید: «ونذر الظالمین فیها جثیا»، ورود به معنای دخول فهمیده می‌شود اما «نجات متقین از آتش مستلزم این نیست كه داخل آتش شده باشند، زیرا نجات همانطور كه با انقاذ شخص داخل مهلكه صادق است، با دور كردنش از مهلكه نیز صادق است، و اگر كسى را كه مشرف به هلاكت شده از هلاكت دور كنیم او را نیز نجات داده ایم… پس حق مطلب این است كه ورود بر بیش از حضور و اشراف (البته اختیارى ) دلالت ندارد… و معناى این دو آیه چنین است كه : هیچ یك از شما - متقیان و ظالمان - نیست، مگر آنكه به زودى در لبه و پرتگاه آتش قرار مى‌گیرید.» .

ترجمه تفسیر المیزان،ج۱۴، ص 126-125.

صادق آل محمد(علیه‌السلام) می‌فرماید: صراط در دنیا عبارتست از امامى كه اطاعتش بر خلق واجب شده، و اما صراط در آخرت، پلى است كه بر روى جهنم زده شده ، هر كس در دنیا از صراط دنیا به‌ درستى رد شود، یعنى امام خود را بشناسد، و او را اطاعت كند، در آخرت نیز از پل آخرت به آسانى مى گذرد و كسی كه در دنیا امام خود را نشناسد، در آخرت هم قدمش بر پل آخرت مى لغزد، و به درون جهنم سقوط مى كند

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148238892072689

 

کسی که با خود از گناه سخن نمیگوید..


بیاییم ازشبهای طولانی زمستان ساعتی را برای توبه از گناهانمان قرار دهیم .

خدایا نیتم را در طاعتت استوار کن وبینشم را در بندگیت محکم فرما ،وبه اعمالی موفقم دار که به سبب ان

اعمال ،چرکی خطاها رااز من بشویی وهنگامی که میخواهی جانم را بگیری مرا بر ایین خود وپیامبرت محمد (ص)

بمیران .خدایا در این موقعیتی که هستم ازگناهان بزرگ وکوچکم وپوشیده واشکارم واز لغزشهای گذشته وجدیدم

به سویت توبه میکنم توبه کسی که با خود از گناه سخن نمیگوید واندیشه بازگشتن در عرصه خطا را به خاطرش

راه نمیدهد..

منبع:صحیفه سجادیه /دعای 31 بند 13 و14

تفاوت اتش قیامت با اتش دنیا

 

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:

آتش قیامت را هفتاد بار شسته اند تاشده آتش دنیا.

 منبع :صدوده الاشاره،صفحه226   

  حکایت وحکمت ،صفحه 167

شبیخون فرهنگی وارد خانه های همه شده...

آیت الله موحدی کرمانی در جمع خبرنگاران و ائمه جماعات استان تهران در خصوص اولویت اصلی امر به معروف و نهی از منکر اظهار کرد: ستاد در ابتدا باید مشخص کند که اولویت اصلی کشور کدام منکر است.

وی افزود: هر منکری را که در اولویت قرار دهیم باید تمام نیروها برای ریشه کن کردن آن با تمام قوا بسیج شده و به مقابله با آن بپردازند.

موحدی کرمانی در رابطه با فرمایشات رهبری خاطر نشان کرد: تاکید مقام معظم رهبری بر شبیخون فرهنگی در کشور است و ما باید در برابر این شبیخون آماده و بیدار باشیم.

وی با اشاره به این نکته که اگر فرهنگ رکن اصلی باشد باید با تمام قوا به آن پرداخت،  تشریح کرد: شبیخون فرهنگی وارد خانه های همه شده و همسر و فرزندانمان را گرفتار خود کرده است.

امام جمعه موقت تهران عنوان کرد: عده ای از خبرگان رهبری در نسخه ای که برای من ارسال کردند از خطری به نام فضای مجازی صحبت کرده اند که در حال ریشه کن کرده اسلام و دیانت است لذا ما باید این نکته را در اولویت اصلی قرار داده و با آن برخورد کنیم.

وی با برشمردن مفاسد فضای مجازی خاطر نشان کرد: از جمله مفاسد این فضا می توان به ترویج فساد،  فحشا،  فیلم و عکس مستهجن،  مطالب و فیلم های ضد دین،  تشویق ، ترویج و آموزش خودکشی، انواع مفاسد جنسی ، دعوت به بی غیرتی،  کمک به شورش،  فروش اسلحه و مواد مخدر،  گرایش به سازمان های مجاهدین خلق و بهائیت و انواع انحرافات فکری اشاره کرد.

موحدی افزود: با وجود این ابزار نباید از جوانان انتظار حضور در مساجد و دین داری را داشت.

وی در خصوص معرفی اینترنت در کشور خاطر نشان کرد: در معرفی اینترنت در کشور ما خیانت بزرگی صورت گرفته و برخی مسولین این ابزار را به گونه ای تعریف کرده اند که خوبی ها و بدی های آن غیر قابل تفکیک به نظر برسد اما این طور نیست.

امام جمعه موقت تهران عنوان کرد: از 20 هزار میلیارد صفحه محتوای تدوین شده اینترنت سهم 57 کشور اسلامی در تدوین آن تنها یک صدم درصد است که آن هم به مسائل دینی پرداخته نشده است و غرب به هدف اصلی خود که همانا نابودی خورده فرهنگ ها و یکپارچه سازی فرهنگ جهانی است دست یافته است.

موحدی کرمانی در پایان تصریح کرد: مسئله فضای مجازی به عنوان مفسده اصلی کشور باید در اولویت بررسی ستاد امر به معروف و نهی از منکر قرار گیرد و به صورت ریز به ریز به آن پرداخته شود.

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148084002032465

جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است.

 

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم گفت: اربعین ظرفیتی دارد که ما می‌توانیم از آن برای از بین بردن جهالت و نادانی مردم استفاده کنیم، چراکه جهل مقدس بدترین جهالت است.

«آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد»  با بیان اینکه اربعین ظرفیت بسیار عظیمی دارد که ما می‌توانیم از همان شعار خود اربعین جهت گسترش آن در جهان بهره بیشتری ببریم، اظهار کرد: به نظر بنده از متن زیارت اربعین ما می‌توانیم برای از بین بردن جهالت و روشنگری انسان‌ها استفاده کنیم.

وی گفت: در متن زیارت اربعین خطاب به امام حسین (ع) آمده است؛ «تو خون و جانت را تقدیم کردی تا جهالت از بین برود و برای نجات بشریت از جهل و نادانی شهید شدی». از جریان اربعین و این راهپیمایی باشکوه می‌توانیم استفاده کنیم و معارف واقعی دین و اهل بیت (ع) را به جهان معرفی کنیم.

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم تأکید کرد:‌ اگر معارف اسلام به درستی بیان شود، ابتدا شیعیان و مسلمانان راه نجات و رهایی را پیدا می‌کنند و به دنبال آن‌ها مردم دنیا از هرگونه جهالت و ناامنی خارج می‌شوند. جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است.

محقق داماد تأکید کرد: ما می‌توانیم از زیارت اربعین و شعاری که در آن وجود دارد استفاده کنیم و جهان را متوجه این کنیم که امام حسین (ع) برای نجات دادن مردم جاهل از جهالت و نادانی شهید شده است و باید در این عرصه فعالیت کنیم که مردم در جهل مقدس قرار نداشته باشند

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/147910902004077

سخنان متفاوت مردم و فرشتگان بعد از مرگ ...



(قال علی علیه السلام):

إِنَّ الْمَرْءَ إِذَا هَلَكَ قَالَ النَّاسُ مَا تَرَكَ‏ وَ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ مَا قَدَّمَ؛ لِلَّهِ آبَاؤُكُمْ فَقَدِّمُوا بَعْضاً يَكُنْ لَكُمْ قَرْضاً


زماني ‌كه انساني مي ‌ميرد، مردم مي‌ گويند: براي بعد از خود چه گذاشت؟ و ملائکه مي ‌گويند: براي پيش از خود چه فرستاد؟. خدا

پدرتان را رحمت كند مقدارى از ثروت خويش را از پيش بفرستيد تا به عنوان قرض “در پيشگاه خدا” برايتان باقى بماند.

نهج البلاغة (للصبحي صالح)، ص: 321-320.

به دست آوردنش دشوار است ...

 

امام على عليه السلام:

ـ در ديوان منسوب به ايشان ـ

بر جوانى ، چون كه بگذشت، گريستم / كاش جوانى به سوى ما باز مى گشت! اگر جوانى به فروش مى رسيد / به فروشنده اش هر چه مى خواست ، مى دادم . ليكن جوانى چون بر ستيغ كوه ها نشيند / به دست آوردنش دشوار است .

عنه عليه السلام ـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ

بَكَيتُ عَلى شَبابٍ قَد تَوَلّىفَيالَيتَ الشَّبابَ لَنا يَعودُ فَلَو كانَ الشَّبابُ يُباعُ بَيعالأََعطَيتُ المُبايِعَ ما يُريدُ ولكِنَّ الشَّبابَ إذا تَوَلّىعَلى شُرَفٍ فَمَطلَبُهُ بَعيدُ

الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام : ص 206 .

جمله‌ای که هر روز قبر تکرار می‌کند...

  امام جعفر صادق (عليه‏‌السلام) فرمودند:
 قبر هر روز صحبت مى‏‌كند و مى‏‌گويد: من خانه غربتم، من خانه تنهايى‏‌ام، من خانه كِرمها هستم، من قبرم،  من باغى از باغهاى بهشت يا گودالى از گودالهاى جهنم و دوزخم.

متن حدیث:

الإمامُ الصّادقُ عليه‏‌السلام:

إنّ لِلقَبرِ كلاما في كُلِّ يَوم، يقولُ: أنا بَيتُ الغُربهِ، أنا بَيتُ الوَحشَةِ، أنا بَيتُ الدُّودِ، أنا القَبرُ، أنا رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنّةِ أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النارِ.
 



«اصول كافي، جلد3، صفحه 242»

«مُحرِم شدن» مقدمه ورود به ماه محرم‌الحرام...

 

از پدران و پدربزرگان خود شنیده ایم که در دوران قدیم آنها برای درک بهتر ماه محرم و عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام چهل روز قبل از آن مراقبت کرده و به ترک معصیت و گناه می پرداختند و با خواندن زیارت عاشورا و اعمالی خاص خود را برای این ماه پر از غم آماده می کردند …

کسی که می‌خواهد در محرّم خدایی شود، باید موظب حلال‌های خدا باشد.

با توجه به در پیش بودن ماه پیروزی خون بر شمشیر، شرط لازم برای درک صحیح این ماه را پرهیز از محرمات می باشد.

برای اینکه انسان مُحَرمی شود، باید مُحْرِم شود، یعنی دروغ نگوید، تهمت نزند، غیبت نکند و به طور کلی کار حرامی را مرتکب نشود.

هنگامی که حاجی در مکه مُحْرِم می‌شود، انجام 24 کار بر او حرام می‌شود که 18 مورد آن مربوط به امور حلال زندگی است، در واقع کسی که می‌خواهد در محرّم خدایی شود، باید موظب حلال‌های خدا هم باشد.


برای مُحْرِم شدن، نیاز به قلب سلیم داریم

پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «اَلْقَلبُ ثَلاثَةُ اَنْوَاعٍ: قَلْبٌ مَشْغولٌ بِالدُّنْیا وَقَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْعُقْبَی وَقَلْبٌ مَشْغولٌ بِالْمَوْلَی وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالدُّنْیا لَهُ الشِّدَّةُ وَالْبَلاءُ وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْعُقْبَی فَلَهُ الدَّرَجَاتُ الْعُلَی وَاَمَّا الْقَلْبُ الْمَشْغولُ بِالْمَوْلَی فَلَهُ الدُّنْیا وَالْعُقْبَی وَالْمَوْلَی».

حضرت(صلی الله علیه وآله) فرمودند: قلب‌ها سه نوع هستند، دسته اول قلبی که مشغول و وابسته به دنیا است، دوم، قلبی که مشغول به تنعّمات اخروی است و در نهایت قلبی که وابسته به مولا است.

 

اعمال ویژه ی استقبال از محرم

1- خواندن زیارت عاشورا به طور مستمر ترجیحأ هر روز و دو رکعت نماز زیارت بعد از آن

2- قرائت 2 صفحه از آیات قرآن کریم و تأمل در آن و هدیه کردن ثواب آن به اصحاب امام حسین علیه السلام

3- گفتن اذکار الهی بالأخص “صلوات بر محمد و آل محمد” روزی 100 مرتبه

این اعمال سه گانه پایه و اساس استقبال از محرم است و این اعمال نیز ما را در این راه بیشتر یاری می کند …

سعی در ترک معصیت

کمتر سخن گفتن(دقت در ترک گناهان زبانی غیبت و تهمت و…)

دقت در گوش دادن (ترک گناهان شنیداری … موسیقی شنیدن .. غیبت و افترا و…)

دقت در دیدن (نگاه به نامحرم و تصاویر گناه آلود -نگاه غضب آلود و…)

دقت در خوردن(استفاده از مال حلال و کم خوری و پرهیز از اسراف … )

دقت در رفتار (خوش اخلاق و مهربان بودن با بزرگان و کودکان- فروبردن خشم - پرهیز از ناسزاگویی - احترام به پدر و مادر - توجه به دوستان و همسایگان - توجه به محرومین و نیازمندان و…)


اعمال دیگر برای مراقبه …

سعی در دائم الوضو بودن در همه ی شرایط

خواندن نمازهای واجب در اول وقت و خواندن نمازهای قضا

گرفتن روزه های قضا و یا مستحبی حداقل دو روز در هفته مانند دوشنبه و پنج شنبه

مطالعه ی کتب مفید و زیبا بلأخص کتبی در ارتباط با زندگانی امام حسین علیه السلام و واقعه ی عاشورا

کمک به آماده شدن و برگزاری هیأت های مذهبی در ایام محرم و صفر

منبع: سایت حوزه

نتیجه نترسیدن از خدا...

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:« عده ای مرتکب گناه شدند و از کارشان ترسان و بیمناک شدند.

گروهی دیگر پرسیدند شما را چه شده است؟ آنان گفتند: ما مرتکب گناه شدیم، ولی از گناهان می ترسیم.

آنان گفتند ما حاضریم گناه شما را به گردن بگیریم». خداوند متعال در این باره فرمود:«آنها از من می

ترسند و شما بر من جری می شوید؟ پس خداوند بر آنان عذاب فرستاد…

منبع:

کتاب متن و ترجمه جهاد بانفس از کتاب وسائل الشیعه شیخ حر عاملی،ص86

چرا از خدا نمی ترسی؟؟؟

حاج محمداهل امربه معروف و نهی از منکر بود.یعنی همیشه سعی در ارشادو راهنمایی دیگران داشت بخصوص در مورد نزدیکانش یادم میاید یکبار من خیلی را حت در یک مجلس مهمانی شروع کردم به غیبت کسی.وقتی از مجلس برمی گشتیم محمد گفت:«می دانی غیبت کردی. حالا باید برویم در خانه شان وتو بگویی این حرفهارا پشت سرش زده ای.»

گفتم: «اینطور که ابرویم می رود»

گفت:«تو که از بنده خدا اینقد میترسی و خجالت میکشی چرا از خدانمیترسی»

این حرفش باعث شدمن دیگر نه غیبت کننده باشم ونه شنونده غیبت.

منبع:

(شهید محمد گرامی/رسم خوبان.ج30.ص73)

چگونه به نظام جهوری اسلامی کمک کنیم؟؟؟

مقام معظم رهبری:

امروز هر کس درهر نقطه از این کشور یک ایه از قران را برای مردم تبیین کند به نظام جهوری اسلامی کمک کرده است…

منبع:

76/11/28دیدار با روحانیون

​خدا وجود ندارد...

 

 

مردی به آرایشگاه رفت تا موهایش را كوتاه كند.

مثل همیشه با آرایشگر گپ می زد تا اینكه چشم شان به خبری در روزنامه،

درباره ی كودكان سر راهی افتاد.

آرایشگر گفت:می بینید؟این فاجعه نشان می دهد كه خدا وجود ندارد..

-چطور؟

روزنامه نمی خوانید؟مردم رنج می كشند،بچه ها را سر راه می گذارند،

همه جور جنایتی انجام می دهند.اگر خدا وجود داشت رنج وجود نداشت.

مشتری به فكر افتاد اما كار آرایشگر تمام شده بود و تصمیم گرفت این گفتگو را ادامه ندهد.

درباره مسائل ساده صحبت كردند و بعد حق الزحمه ی آرایشگر را داد و رفت.

اما اولین چیزی كه دید گدایی بود با موهای بلندو ژولیده.

بی درنگ به آرایشگاه بر گشت و به آرایشگر گفت:

-میدانید كه آرایشگر ها وجود ندارند؟

-چه طور ممكن است من خودم آرایشگرم!

مرد اصرار كرد:

وجود ندارد.اگر وجود داشتند هیچ كس نباید موی بلند و ژولیده می داشت،

ان مرد را در ان گوشه ببین!

-مطمئن باش كه آرایشگر ها وجود دارند اما این مرد نمی آید اینجا تا من موهایش را كوتاه كنم.

-دقیقا!خدا هم وجود دارداما مردم نزد او نمی روند.اگر به دنبالش بگردند،

كمتر تنهامی مانند و این همه بد بختی در دنیا وجود نخواهد داشت.

منبع:

وبلاگ فقط فقط خدا

گیرندگان حقوقهای نجومی ادای حق الناس از حق الله مهم‌تراست!

چرا خداوند از حق الناس نمی گذرد؟

حق الناس از نظر اسلام با عدالت و حكمت الهی رابطه ای تنگاه تنگ دارد و دارای گستره وسیعی می‌باشد. به عبارتی حق الناس در همه ابواب فقه وجود دارد و می‌توان گفت كه بابی از ابواب فقه اسلامی نیست، مگر اینكه مسایل فراوانی در زمینه حق الناس وجود دارد.
حق الناس در منابع و متون اسلامی، چه در قرآن و چه در روایات معصومین ـ علیهم السّلام ـ و كتب فقهی جایگاه خاصی دارد. اقامه قسط و عدل و برقراری عدالت اجتماعی و ادای حقوق الناس یكی از عمده‌ترین اهداف بعثت پیامبران است.
در اینجا چون صاحب حق مردم اند ، رعایت و نادیده گرفتن آن ارتباط مستقیمی با بحث عدالت خداوند دارد. خداوندی كه یكی از صفاتش عادل بودن است و دینی كه یكی از اصولش عدل است چگونه ممكن است حقوق انسانها برایش كم اهمیت باشد. در دین اسلام حق انسانها از جهتی شاید از حق خداوند نیز مهمتر لحاظ شود بطوری كه خداوند ممكن است…

ادامه »
 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ