موضوع: "مدافع حرم"

تابلویی نصب کنید و رویش بنویسید «با وضو وارد شوید»!

خوشحالم که خون عمار و یارانش به ثمر نشست و موجب قطع شجره ی خبیثه ی داعش و تکفیری در سوریه و عراق شد. زیرا وعده ی خدا حق است «انا فتحنا لک فتحا مبینا» یادمان باشد که چه بسیارند فرزندان شهدا که بعدها نام حلب و بوکمال و نبل الزهرا و موصل و……را روی صفحه ی اول دفترهاشان خواهند نوشت و با آن جمله خواهند ساخت. بابا در حلب یا … شهید شد.
نمی دانم شاید کلمه ی بابا، شاید کلمه ی شهید را با رنگ سرخ بنویسند. و نام مدافع حرم برای همیشه در خاطره  شان حک شد.

آی مردم سوریه و عراق به خانه هاتان برگردید و بدانید دروازه های شهرتان به دست ابر مردی از تبار علی باز شد. او که در برابر بیرحمی ها ایستاد و پا پس
نکشید. به شهرتان برگردید و خانه هاتان را از نو بسازید. قدر این خاک را بدانید و یادتان باشد که تکه هایی از وجودمان در آنجا جا مانده است. برای بعضی پسر و برای بعضی پدر و برای بعضی همسر و برادر آب خورده است.
پس آرام گام بردارید چرا که اگر خوب بنگرید سرخی خون عزیزانمان را روی خاک شهرتان خواهید دید. قدر این خاک را بدانید که به پایش خونها ریخته شده و بهای بس سنگینی پرداخته شده است.


آی مردم سوریه و عراق به نظرم کنار دروازه‌ی شهرتان تابلویی نصب کنید و روی آن بنویسید با وضو وارد شوید زیرا که شهر اغشته به خون شهیدانی است که دیگر خانواده هاشان چشم به راه مدافع حرمشان نیستند. پس به شکرانه ی این آزادی سجده ی شکر به جای آورید. حالا که به شهرتان  برمیگردید دستخط عزیزانمان را که روی دیوارهای شهرتان سرود عشق نوشتند را پاک نکنید شاید روزی گذر ما به شهرتان بیفتد و یکبار دیگر دستخط عزیزانمان را زیارت کنیم.
والسلام

منبع:

دلنوشته مادر شهید مدافع حرم محمدحسین محمدخانی (حاج عمار)

نمی گذارند حتی یک آجر از حرم مطهر کم شود ...!

 

به دنبال شهادت این سردار رشید ارتش، همسر شهید سرهنگ مجتبی ذوالفقارنسب در دلنوشته ای خطاب به حضرت ولی امر چنین آورده است:

با عرض سلام و تبریک و تهنیت خدمت مولایم ولی عصر صاحب الزمان (عج)

«کلنا عباسک یا زینب» رهبرا؛ شاهد باش که مجتبای من با عزمی راسخ و نیتی خالصانه و داوطلبانه برای دفاع از حرم عقیله بنی هاشم و عمه سادات پای به میدان مبارزه نهاد و تا آخرین نفس در دفاع از حرم عمه‌تان ایستاد و جان خود را خالصانه در این راه فدا کرد.

سیدا؛مطمئن باش تا جوانانی همانند مجتبا در ایران اسلامی هستند نمی گذارند حتی یک آجر از حرم مطهر کم شود و اجازه نمی‌دهند که پای نحس و نجس تکفیری‌ها به حرم باز شود و در مقابل تمام کج‌روی‌ها و کج‌فهمی‌ها می‌ایستند.

آقای من؛ به عمه‌تان عقیله بنی هاشم بفرما که دو فرزند نوجوان مجتبی را چنان تربیت می‌کنم تا همچون پدرشان در رکابتان تا رفع تمام پلیدی‌ها و ظلم و جورها مبارزه کنند و در راه حسین بن علی علیه السلام فدا شوند و جانشان را تقدیم به قاسم بن الحسن نمایند.

خداوندا؛ این هدیه کوچک را از خانواده ما قبول فرما و به ما صبر جزیل عنایت کن تا غم سنگین هجران مجتبی را تحمل نماییم و بتوانیم در برابر تمام صحنه‌های افراد کج فهم ایستادگی کنیم و این بار سنگین امانت را به سر منزل مقصود و قرب الهی ببریم.

همچنین از این شهید گرانقدر دو فرزند به نام‌های علی و عباس به یادگار مانده که سال جدید خود را با خبر شهادت پدر آغاز کردند. علی ذوالفقارنسب فرزند شهید مجتبی ذوالفقارنسب نیز در دلنوشته ای خطاب به پدر شهید خود آورده است:

«به نام خدای شهیدان. بابای خوبم سلام؛ خوش آمدی، شهادتت مبارک. خیلی دلم برایت تنگ شده، خیلی زودتر از اینها منتظرت بودم. فکر می‌کردم برای عید می‌آیی. من و داداش عباس کنار سفره هفت سین برایت دعا کردیم، هر وقت کسی در می‌زد دعا می‌کردیم تو باشی، مامان می‌گفت بابا جانتان رفته از حرم حضرت زینب سلام الله علیها دفاع کنه، آخه دشمنا می‌خوان اون‌رو خراب کنن.

بابای شهیدم حالا دیگه به جای تو باید به عکست نگاه کنم؛ اگه دل منو و داداش عباس برایت تنگ شد باید چکار کنم. یادمان نرفته ما رو بغل می‌کردی و می‌بوسیدی. بابا جون عزیزم، نگران ما هم نباش مردم همه آمده‌اند تا ما تنها نباشیم؛ نگران مامان هم نباش، حالا دیگه خودم مرد خونه شدم و از اون و داداش عباس مراقبت می‌کنم. بابا جون مهربونم تو هم برای ما خیلی دعا کن؛ همه می‌گن که پیش امام حسین علیه السلام رفتی. سلام منو و داداش عباس رو به آقا برسون و بهش بگو اگر چه دشمنان، پدرم را از من گرفتند ولی مردانه تا پای جان ایستاده‌ و گوش به فرمان پدرم سیدعلی خواهیم بود. دوستت دارم بابا.»
منبع:

تسنیم

 

«پول دار ترین مدافع حرم حضرت زینب(س)...!»

 

بدون شرح……….

























 
 






منبع:

سایت روضه نیوز

 
سوگواره عاشورایی