موضوع: "فاطمیه"

همه چیز درباره شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)


رویداد‌های تلخ، شرایط سخت بیماری و دوری از پدر بیش از پیش شرایط جسمى و وضعیت روحى حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دشوارتر می‌کرد، اما حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با اینکه روز به روز پیکرش آب مى‌‌شد، هیچ شِکوه‌ای از بیماری نداشت.

در هنگام یورش حاکمان غاصب به خانه‌اش، حضرت زهرا (سلام الله علیها) به گونه‌ای میان درب و دیوار آسیب دیدند که علاوه بر صدمه‌های سخت، جنین ایشان نیز سقط شد و تازیانه های بیشماری بر جان و روح او نشست. همه این رویدادهای تلخ و دردناک حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به بستر بیماری کشاند و به شهادت ایشان منجر شد.

حضرت امام حسن مجتبى (علیه السلام) در یک مجلس مناظره در حضور معاویه خطاب به مغیرة بن شعبه فرمود: «انت الذى ضربت فاطمة بنت رسول‌اللَّه صلى اللَّه علیه و آله حتى ادمیتها و القت ما فى بطنها…؛ تو مادرم را زده و مصدوم و مجروح ساختى، تا اینکه او بچه ‌اش را سقط کرد…» (1)

حضرت امام صادق (علیه السلام) با تصریح بیشتر در مورد علت بیمارى و شهادت فاطمه (سلام الله علیها) مى‌‌فرمایند: «و کان سبب وفاتها ان قنفذا مولى الرجل لکزها بنعل السیف بامره فاسقطت محسنا، و مرضت من ذلک مرضا شدیدا؛ سبب شهادت فاطمه (سلام الله علیها) این بود که قنفذ (غلام خلیفه دوم) با غلاف شمشیر او را زده و بچه ‌اش را کشت و مادرم از این جهت به بستر بیمارى افتاد.» (2)

حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، به ام ‌سلمه فرمود: برایم آبى آماده کن تا بدان غسل کنم، ام‌ سلمه آب را آورد و او غسل کرد و جامه پاکى پوشید، دستور داد بسترش را در وسط اتاق بگستراند،به طرف راستش رو به قبله خوابید و دست راستش را زیر صورتش گذاشت. (3)

همچنین در روایت دیگرى آمده که: حضرت به اسماء فرمودند: آبى برایم آماده کن، بعد با آن غسل کرده و سپس فرمودند: جامه ‌هاى جدیدم را به من بده، آنها را پوشیده و فرمودند: بقیه حنوط پدرم را از فلان جا برایم بیاور و زیر سرم بگذار و مرا تنها گذاشته و از اینجا بیرون برو، مى ‌خواهم با پروردگارم مناجات کنم.

 اسماء مى‌‌گوید: از اتفاق بیرون شدم و صداى مناجات آن حضرت را مى ‌شنیدم، آهسته به طورى که مرا نبیند وارد شدم دیدم دست به سوى آسمان دراز کرده و مى‌ گوید: پروردگارا به حق محمد مصطفى و اشتیاقى که به دیدار من داشت، و به شوهرم على مرتضى و اندوهش بر من و به حسن مجتبى و گریه‌‌اش بر من و به حسین شهید و پژمردگى و حسرتش بر من و به دخترانم که پاره تن فاطمه مى‌ باشند و غم و اندوهى که بر من دارند، از مى‌ خواهم که بر گناهکاران امت محمد ترحم فرمائى و آنان را بیامرزى و به بهشت وارد کنى که تو بزرگوارترین سؤال شوندگان و مهربان‌ترین مهربانانى. (4)

حضرت (سلام الله علیها) ادامه داد و گفت: قدرى مرا به خود واگذار و بعد مرا بخوان، اگر پاسخ تو را دادم که بسیار خوب و اگر جوابى ندادم بدان که من به سوى پدر خود، (یا پروردگارم) رفتم.

اسماء لحظه‌ه‌اى حضرت (سلام الله علیها) را به حال خود واگذاشت و بعد صدا زد و جوابى نشنید، صدا زد اى دختر محمد مصطفى، اى دختر گرامى ‌ترین کسى که زنان حمل او را عهده‌‌دار شدند، اى دختر بهترین کسى که بر ریگ‌هاى زمین پاى گذارده، اى دختر کسى که به پروردگارش به فاصله دو تیر کمان و یا کمتر نزدیک شد، اما جوابى نیامد چون جامه را از روى صورت حضرت برداشت، مشاهده کرد از دنیا رخت بر بسته است، خود را به روى حضرت انداخت و در حالى که ایشان را مى ‌بوسید، گفت: فاطمه آن هنگام که نزد پدرت رسول خدا رفتى سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان، آنگاه گریبان چاک زده و از خانه بیرون آمد، حسنین به او رسیده و گفتند: اسماء مادر ما کجا است؟ وى ساکت شد و جوابى نداد، آنان وارد اتاق شده دیدند حضرت دراز کشیده حسین علیه‌السلام حضرت را تکان داد دید از دنیا رفته است، فرمود: اى برادر خداوند تو را در مصیبت مادر پاداش دهد.

امام حسن مجتبی (علیه السلام) خود را روى مادر انداخته و گاهى مى‌ بوسید و مى ‌گفت: اى مادر با من سخن بگو پیش از آن که روح از بدنم جدا شود، و حسین جلو آمده و پاهاى حضرت را مى ‌بوسید و می‌گفت: اى مادر من پسرت حسینم، پیش از آنکه قلبم منفجر شود و بمیرم با من صحبت کن.

اسماء به آنها گفت: اى فرزندان رسول خدا بروید نزد پدرتان على علیه‌السلام او را از مرگ مادرتان خبردار کنید، آن دو از منزل بیرون رفته و صدا مى ‌زدند:یا محمداه یا احمداه، امروز که مادرمان از دنیا رفت رحلت تو تجدید شد، بعد به مسجد رفته و على علیه‌السلام را خبردار کردند حضرت با شنیدن خبر شهادت فاطمه علیهاالسلام از هوش رفت و با پاشیدن آب بر او به هوش آمد و چنین گفت: اى دختر حضرت محمد به چه کسى تسلیت بگوئیم، من همیشه به وسیله تو دلدارى داده می‌شدم، بعد از تو چه کسى موجب دلدارى و تسلیت من خواهد شد.

بیشتر بخوانید: بسته شعر ویژه شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) 

بیشتر بخوانید: بهترین مداحی های فاطمیه 96 

پی نوشت‌ها:

۱ـ احتجاج طبرسى، ج. ۱، ص. ۴۱۴- بحارالانوار، ج. ۴۳، ص‌ص ۱۹۷، ح. ۲۸- سفینة، ج. ۲، ص. ۳۳۹.

۲ـ عوالم، ج. ۱۱، ص. ۵۰۴- بحار، ج. ۴۳، ص. ۱۷۰، ح. ۱۱.

۳ـ بلادى بحرانى «وفات فاطمه الزهراء» ۷۷.

۴ـ وفاه فاطمة الزهراء/ ۷۸.

صدیقه شهیده

مردم جلو آمدند تا وارد خانه شدند و بر اميرالمؤمنين «عليه السلام» مسلط شدند و طنابي در گردن مولا انداختند. حضرت فاطمه «عليها السلام» ميان اميرالمؤمنين «عليه السلام» و مردم قرار گرفت و مانع بردن آن حضرت شد. قنفذ ملعون با شلاق بر بازوي حضرت زهرا«عليها السلام» زد. اين ضربه براي دختر پيامبر كشنده بود. بازوي آن حضرت آن قدر ورم كرد كه تصور مي‌شد ايشان بازوبند بسته باشند. فاطمه زهرا «عليها السلام» مجبور شد به گوشه‌اي از خانه پناه برد. آن ملعون حضرت زهرا «عليها السلام» را چنان از علي جدا نمود كه بر ديوار اصابت نمودند و پهلوي آن حضرت شكسته شد و محسن را نيز سقط نمود و پس از آن بستري شد تا به شهادت رسيد؛ لذا حضرت فاطمه «عليها السلام» شهيده هستند.

عن أبي الحسن «عليه السلام» قال: ان فاطمة «عليها السلام» صديقة شهيدة.

امام رضا«عليه السلام» فرمودند: فاطمه زهرا «عليها السلام» زني بسيار راستگو و شهيده در راه اسلام هستند.


📚 جرعه‌اي از كوثر/ علي‌رضا سبحاني نسب/ ص ۱۸۵ و ۱۸۶

بیان اسامی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها...

▪️ ﻭ ﺩﺭ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﻣﺘﻮﺍﺗﺮﻩ ﺍﺯ ﻃﺮﻳﻖ ﺧﺎﺻّﻪ ﻭ ﻋﺎﻣّﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻧﺎﻣﻴﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺣﻖ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻭ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺭﺳﻮﻝ ﺻﻠﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﭘﺮﺳﻴﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺳﺒﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺭﺍ ﺑﺘﻮﻝ ﻣﻰﻧﺎﻣﻰ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻜﻪ ﺧﻮﻧﻰ ﻛﻪ ﺯﻧﺎﻥ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﻰ ﺑﻴﻨﻨﺪ ﺍﻭ ﻧﻤﻰﺑﻴﻨﺪ، ﺩﻳﺪﻥ ﺧﻮﻥ ﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮﺍﻥ ﻧﺎﺧﻮﺵ ﺍﺳﺖ.

 #منتهی_الآمال ، باب دوم…

 

مومن بودن جسارت میخواهد

 اینکه وسط یه عده بی نماز،نمــــاز بخونی !!

اینکه وسط یه عده بی حــــجاب در گرمـــــای تابستون حجاب داشته باشی !!

اینکه حد و حدود محرم و نامحرم و رعایـــــت کنی !!

اینکه تو فاطمیه مشــــکى بپوشى و مردم عروســــى بگیرن !!

اینکه به جاى آهنگ و ترانه ،قرآن گوش کنى !! ناراحت نباش خواهــــر و بــــرادرم ، دوره آخر الزمان است،

به خودت افتــــخار کن … تو خاصی … تو شیعه عــــلى هستى …

تو منتظر فرجى …

تو گریه کن حسینى …

نه اُمُّل …

بگذار تمام دنیا بد وبیراهه بگویند!

به خودت … به محاسنت … به چــــادرت … به عزاداریت … به سیاه پوش بودنت … می ارزد به یک

لبــــخند رضایت مهـــــدی فاطمه

الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَــ الْفَـــرَج

منبع:

به قلم خودم

حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) چراغ راه بشریت

حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم بهاری درباره فاطمه شناسی در ایام فاطمیه گفت: شخصیت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نوع نگرش ایشان و دفاعی که این بزرگوار از حریم امامت و ولایت انجام داد، باید برای مردم در این ایام بیان شود، زهرای مرضیه(سلام الله علیها) نه به عنوان یک زن برای دفاع از حریم شوهر بلکه به عنوان یک ماموم از امام خویش دفاع کرد.

 

وی در همین راستا افزود: به این موضوع می شود به دو شکل نگاه کرد. اول شخصیت وجودی حضرت زهرا(سلام الله علیها)، دوم رفتاری که این بانوی بزرگوار در هنگام دفاع از حریم امامت انجام می دهد. قرآن کریم به تعبیر بسیاری از تفاسیر شیعه و سنی حضرت فاطمه(سلام الله علیها) را کوثر و شجره طیبه برای پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) معرفی کرده تا نسل، ریشه و آثار پیغمبر از فاطمه (سلام الله علیها) برای عالم هستی باقی بماند.

این کارشناس علوم قرآنی به دعوت قرآن کریم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اشاره و اظهار کرد: به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) خطاب شد برای کوثری که به او عطا شده است قربانی کند، شتر نهر کند و نماز بخواند، سپس خطاب می کند که یقین بدان دشمنان تو ابتر هستند و تو صاحب ریشه، اولاد و نسل هستی. برای همین است که تاکید می کند که فرزندان فاطمه فرزندان رسول الله خطاب شوند.

حجت الاسلام والمسلمین بهاری ادامه داد: تنها جایی که در قرآن کلمه کوثر برای حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نامیده می شود، در سوره کوثر است. تنها جایی که بر پیامبر انا اعطیناک خطاب می شود در سوره کوثر است. همه خطاب ها به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از سوی خداوند با اعطی، یعطی و نعطی است یعنی بعدا عطا می کنیم و عطا خواهیم کرد اما در سوره کوثر خطاب می کند عطا کردیم.

 

وی درباره حدیث قدسی وارد شده از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) درباره بزرگی شخصیت بی بی دو عالم  توضیح داد: رسول خدا می فرماید: اگر تو نبودی من این عالم را خلق نمی کردم و اگر علی نبود من تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمه نبود هر جفت شما را نمی آفریدم. این حدیث قدسی نشان از شخصیت بی نظیر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دارد.

این کارشناس علوم قرآنی خاطرنشان کرد: امام صادق(علیه السلام) فرمود: عبادت، دعا و سخنان بی نظیر فاطمه زهرا(سلام الله علیها) می تواند چراغ راهی برای مجموعه بشریت باشد. حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرج) نامه ای به قاسم بن علاء همدانی می نویسد: قاسم، همانا مادر ما فاطمه برای من الگوی تمام عیار و خوب پروردگار عالم است. حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، درس چگونه رفتار کردن در محیط اجتماعی، عبادی و زندگی را هم به زنان و هم به مردان می آموزد.

آثار محبت به حضرت فاطمه(سلام الله علیها) در روز قیامت

بی‌تردید محبت و دوستی به حضرات معصومین(علیه السلام) مقدمه‌‏ای برای دستیابی به محبت الهی و مهر ورزیدن به ارزش‌های والای الهی است. به عبارت دیگر، دستیابی به درجات عالی معنویت و قرب به خداوند جز از طریق اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و دوستی با این ذوات مقدس ممکن نیست و این موضوع آنقدر نزد خداوند حائز اهمیت است که حتی در روز قیامت نیز از تمام انسان‌ها نسبت به دوستی و محبت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سؤال می‌شود «لا تزول قدما عبد یوم القیامة حتی یسال عن اربع … و عن حبنا اهل البیت»؛ در روز قیامت هیچ بنده‌ای قدم بر نمی‌دارد مگر اینکه از چهار چیز سؤال می‌شود (که چهارمین سؤال) از دوستی ما اهل‌بیت خواهد بود (امالی مفید، ص353).

پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در حدیثی خطاب به سلمان دربارۀ اهمیت محبت و دوستی فاطمۀ زهراء(سلام الله علیها) می‌فرماید:

ای سلمان! هر که فاطمه دخترم را دوست بدارد، در بهشت با من است و هر که او را دشمن بدارد، جایگاهش در آتش است. ای سلمان محبت فاطمه(سلام الله علیها) در زو قیامت در صد موضع به انسان نفع خواهد رساند که آسان‌ترین آنها عبارت‌اند از: موقع مرگ، قبر، میزان، حشر، صراط و حساب.

 متن حدیث:

یا سلمان! من احب فاطمه بنتى فهو فى الجنه معى، و من ابغضها فهو فى النار. یا سلمان! حب فاطمه ینفع فى ماه من المواطن، ایسر ذالک المواطن الموت و القبر و المیزان و المحشر و الصراط و المحاسبه… یا سلمان! ویل لمن یظلمها و یظلم بعلها امیرالمومنین علیا، و ویل لمن یظلم ذریتها و شیعتها.

 منبع:

(فرایدالسمطین، ج2، ص67 - بحارالانوار، ج27، باب 4)

اگر این سه ویژگی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در ما بود اکنون طلاقی نبود

حجت‌الاسلام رفیعی در بیاناتی با اشاره به برخی ویژگی‌های حضرت زهرا(سلام الله علیها) گفت: اگر خطبه فدکیه و حضرت زهرا(سلام الله علیها)  نبود امروز اثری از اسلام و شیعه نبود، در حقیقت تمام عظمت امروز شیعه از تلاش های حضرت زهرا(سلام الله علیها) است.

وی با اشاره به آخرین وصیت‌های حضرت زهرا(سلام الله علیها) در بستر شهادت اظهار کرد: حضرت زهرا(سلام الله علیها) در شب آخر شهادت خود به حضرت علی سه مطلب از زندگی خودشان فرمودند که اگر امروزه این سه نکته در زندگی‌ها رعایت می‌شد، اثری از طلاق نبود و بسیاری از معضلات اجتماعی در سطح خانواده ها به وجود نمی‌آمد.

حجت‌الاسلام رفیعی تصریح کرد: حضرت زهرا(سلام الله علیها) به شوهر خود فرمودند یاعلی من در زندگی به تو خیانت نکردم، به تو دروغ نگفتم وهمیشه با تو همراه بودم  و مخالفتی با حرف تو نکرده‌ام.

این کارشناس دینی افزود: به عبارتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر سه محور «امانت» «صداقت» و «اطاعت» در زندگی تاکید کردند که اگر فقط این سه مطلب در زندگی های جوانان امروز  رعایت می شد، طلاقی وجود نداشت.

 

روشنى عالم از نور حضرت زهرا (سلام الله علیها)

ابن ‏مسعود نقل مى‏ كند كه، ديدم على بن ابى ‏طالب عليه‏ السلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مى‏ گويد: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مى‏گويد:
«اللهم بحق على عليه‏السلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليه‏السلام بنده‏ى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسول‏اللَّه، بلكه ديدم على عليه‏السلام را كه خداوند را به حق شما طلب مى‏كرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليه‏السلام مى‏خوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند: «ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليه‏السلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.
«ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
«وفتق نور على بن ابى‏طالب عليه‏السلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليه‏السلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليه‏السلام از عرش و كرسى افضل است.
«و فتق نور الحسن عليه‏السلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليه‏السلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليه‏السلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليه‏السلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليه‏السلام از لوح و قلم نيز برتر است.
«وفتق نور الحسين عليه‏السلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليه‏السلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليه‏السلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.
«ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.» سپس همه‏ى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواسته‏ى آنان كلمه‏اى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمه‏اى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همه‏ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‏ى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايند:
«يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليه‏السلام مى‏فرمايد: هركس را كه مى‏خواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مى‏خواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (1)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (2)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليه‏السلام و لوح و قلم را از نور حسن عليه‏السلام و حورالعين را از نور حسين عليه‏السلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.

 

منبع:
1- سوره ‏ى مباركه‏ ى ق، آيه‏ ى 24.
2- بحارالانوار، ج 40، ص 43

تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) از كجا آمده و چرا به نام آن حضرت نامگذاري شده است؟

 تسبيحات حضرت زهرا (سلام الله علیها) كه عبارت از 34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمدلله و 33 مرتبه سبحان الله است، مصداق “ذكر كثير” است كه در قرآن به مؤمنان دستور داده شده كه فراوان خدا را ياد كنيد: “يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكراً كثيراً؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد! ياد كنيد خدا را، ياد فراوان".(1)
زراره مي گويد: امام صادق(ع) فرمود: “تسبيحات فاطمة زهرا(سلام الله علیها) مصداق ذكر كثير است كه در قرآن آمده: “اذكروا الله ذكراً كثيراً".(2)
امام باقر (علیه السلام) فرمود: “اگر چيزي بهتر از تسبيحات حضرت زهرا بود، پيامبر آن را به فاطمه مي آموخت".(3)
امام صادق (علیه السلام) فرمود: “تسبيح زهرا (سلام الله علیها) در هر روز بعد از هر نماز محبوب تر است نزد من از خواندن هزار ركعت نماز مستحبي “.(4)
امام صادق (علیه السلام) فرمود : “هر كس هنگام خواب تسبيحات فاطمة زهرا (سلام الله علیها) را بگويد، از جملة ذاكران خواهد بود.(5)


منبع :
1 - احزاب (33) اية 41.
2 - وسائل الشيعه، ج4، باب 18 از ابواب تعقيب، ص 1022.
3 - همان، ص 1024.
4 - همان.
5 - همان، ص 1026

با وجودي كه فدك جزو تصرفات مسلمانان بدون جنگ و خونريزي بود، چگونه به حضرت زهرا به ارث رسيد؟

فدك از “فيء"(1) بود كه جزء ملك جهادگران نيست، بلكه در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داشت. آن گاه كه ايه “و آت ذي القربي حقه"(2) نازل شد پيامبر(صلی الله علیه و آله) به امر خدا فدك را به حضرت زهرا(سلام الله علیها) داد.
در فلسفه اين كار دو چيز را ميتوان بيان داشت.
1 - ممكن است اعطاي فدك جنبه سياسي داشته باشد،يعني به گونه اي زمينه سازي براي امامت حضرت علي(علیه السلام) و فرزندان معصومش باشد، با اين تحليل فدك تنها در ارتباط با حضرت فاطمه(سلام الله علیها) نبود، بلكه متعلق به فرزندانش نيز بود. برخورد حكومتها در طول چند قرآن اول با مساله فدك اين نظر را تقريب ميكند كه تعاملات در فدك به گونهاي رنگ سياسي داشت، به همين خاطر برخي از حاكمان آن را به فرزندان حضرت فاطمه مي دادند و برخي ديگر از دست آنان ميگرفتند.

2 - حضرت خديجه ثروت فراواني داشت. همه آن ها را در اختيار پيامبر(صلی الله علیه و آله) قرار داد، حضرت از آنها بهره گرفت و در راه اعتلاي كلمه الله و پيشرفت اسلام مصرف كرد. خديجه از دنيا رفت و ثروتي از او باقي نماند كه دخترش فاطمه(سلام الله علیها) از آن بهره گيرد، خداوند به پيامبرش دستور داد: به پاس فداكاريهاي حضرت خديجه و به عوض همه انفاق هاي آن بانوي بزرگ، فدك را به دخترش بدهد. در زمان پيامبر او مالك فدك شد. بعد از رحلت پيامبر(صلی الله علیه و آله) ابوبكر كارگزاران فاطمه درفدك را بيرون كرد و آن را در اختيار گرفت.

بنابر اين فدك در زمان پيامبر به دخترش منتقل شد.
اين وجه با آيه مذكور در ابتدا نيز سازگارتر است، اگر چه ميتواند هدف اول را نيز تامين كند. حضرت فاطمه به جز فدك، خواسته هاي ديگري از حكومت داشت كه از جمله آن ميراث پيامبر است. حال اگر حكومت ادعا كند كه فدك در زمان پيامبر در اختيار حضرت فاطمه قرار نداشت، و آن را نپذيرد، نوبت به اين سخن ميرسد كه ميبايست بعد از پيامبر به عنوان ميراث به حضرت منتقل گردد، چرا كه فدك نه از انقال است (كه ملك عموم مسلمانان باشد) و نه از غنائم جنگي (كه اختصاص به جهادگران داشته باشد). بار توضيح بيشتر در مورد فدك به كتاب فدك در تاريخ اثر شهيد سيد محمد باقر صدر، با ترجمه عابدي مراجعه كنيد.


پاورقي:
1 - فيء به مالي اطلاق مي شود كه به هيچ لشكركشي و جنگي نصيب مسلمانان گردد. اين مال در زمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) در تصرف خاص حضرت بود، بعد از او در اختيار امامان(علیه السلام) مي بايست قرار ميگرفت. آنان ميتوانند اين مال را هر گونه كه مصلحت بدانند، مصرف نمايند. ر.ك. دايره المعارف، مصاحب، ج 2 ، ص 1956.
2 - حشر (59 )، آيه 6.

چرا پيامبر (صلی الله علیه و آله) فدك را مهريه حضرت زهرا(سلام الله عیلها) قرار داد، مگر بيت المال نبود؟

آ) پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فدك را مهريه حضرت زهرا (سلام الله عیلها) قرار نداد.

ب) در اينكه فدك از بيت المال بود اختلاف نظر است. برخي از دانشمندان اهل سنت بر اين عقيدهاند كه فدك از بيت المال بوده، از اين رو هنگامي كه فاطمه (سلام الله عیلها) با ابابكر به گفتگو پرداخت، ابابكر گفت: فدك مال شخصي پيامبر نبوده، بلكه از اموال مسلمانان بود كه از درآمد آن سپاهي را مجهز كرد و براي نبرد با دشمنان فرستاد و در راه خدا انفاق ميكرد.(1) اما انديشمندان شيعه باور دارند كه فدك از بيت المال نبود كه متعلق به همه مسلمانان باشد، بلكه از اموالي بود كه مختص بر رهبر حكومت و حاكم اسلامي است، كه هر جا صلاح دانست، به مصرف ميرساند به عبارت ديگر: فدك از اموال خالصه پيامبر (صلی الله علیه و آله) بود.(2) اموال خالصه به اموالي گفته ميشود كه متعلق به حاكم اسلامي است و پيامبر (صلی الله علیه و آله) به عنوان وليّ مسلمانان در آن تصرف ميكند و مصرف پيامبر در امور جنگي و غيره نيز به صلاح ديد ايشان بوده است.
در مباحث فقهي بابي است به نام “في” كه در كتاب جهاد و يا احياناً در باب صدقات از آن بحث ميشود: “في” در لغت به معناي بازگشت است و مقصود ازآن سرزمين هايي است كه بدون جنگ و خونريزي به تصرف حكومت اسلامي در آيد و ساكنان آن تحت شرايطي تابع حكومت اسلامي شوند. اين نوع اراضي كه بدون مشقت و جنگ در اختيار پيامبر قرار ميگرفت، مربوط به حكومت اسلامي بود و سربازان مسلمان در آن حقي نداشتند. پيامبر (صلی الله علیه و آله) در آمد آنها را در مصالح اسلامي به مصرف ميرساند و گاهي ميان افراد مستحق تقسيم ميكرد.(3)
محدثان و سيره نويسان اتفاق دارند كه فدك “في"بود، از اين رو از اموال خالصه پيامبر ميباشد، زيرا فدك هرگز به جنگ و غلبه فتح نشد، بلكه هنگامي كه خبر شكست خيبريان به دهكده فدك رسيد، اهالي آن جا حاضر شدند با پيامبر از در صلح وارد شوند و نيمي از اراضي فدك را در اختيار حضرت بگذارند و در برابر آن در انجام مراسم مذهبي خود كاملاً آزاد باشند و متقابلاً حكومت اسلامي امنيت منطقه آنان را تأمين كند. طبق صريح آيات و روايات اين گونه سرزمينها از اموال خالصه حاكم اسلامي است. در آيه هاي 6 و 7 سوره حشر ميخوانيم: “آنچه را خداوند به رسولش از آنها (يهوديان) باز گرداند، چيزي است كه شما براي به دست آوردن آن (زحمتي نكشيديد، نه اسبي تاختيد و نه شتري… آنچه را خداوند از اهل اين آباديها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خويشاوندان… او است".
مضمون آيه اين است: اگر كفار، بدون جنگ چيزي را براي صلح و تسليم شدن دادند، مانند ساير غنايم جنگي نيست كه يك پنجم آن خمس و چهار پنجم آن ميان مجاهدان تقسيم شود، بلكه آنان سهمي ندارند و همه آنها در اختيار پيامبر قرار ميگيرد.(4) امام رضا (علیه السلام) فرمود: هنگامي كه آيه “و آتِ ذالقربي حقه” نازل شد، پيامبر به فاطمه فرمود: فدك از اموالي است كه بدون جنگ گرفته شده است و به من اختصاص دارد. و سپس آن را در اختيار حضرت زهرا قرار داد".
در آموزههاي اسلامي پيامبر (صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم (علیه السلام) اختيار دارند كه حتيً بيت المال را هر جا كه صلاح ديدند، به مصرف برسانند از سوي ديگر دلائل و شواهد نشان ميدهد كه اعطاي فدك به حضرت زهرا (سلام الله عیلها) طبق دستور خداوند بود و پيامبر (صلی الله علیه و آله) با بخشيدن فدك به حضرت زهرا دستور خدا را اطاعت كرده است.(5) ابان بن تغلب گويد: به اما صادق (علیه السلام) گفتم: آيا فدك را به فاطمه داد؟ امام فرمود: فدك از طرف خداوند براي فاطمه بود.(6) جمعي از مفسران شيعي و سني شأن نزول آيه “فأتِ ذالقربي حقَّه و المسكين و ابن السّبيل” را خويشاوندان پيامبر (صلی الله علیه و آله) دانستهاند.(7) جلال الدين سيوطي (متوفاي 909 هجري قمري) در تفسير خود مينويسد: وقتي اين آيه نازل گرديد، پيامبر (صلی الله علیه و آله) فاطمه را خواست و فدك را به او داد.(8) ابو مريم گويد: هنگامي كه آيه “آت ذالقربي حقّه…” نازل شد، پيامبر فدك را به فاطمه اعطا كرد. ابان بن تغلب كه آن جا حاضر بود، به امام باقر (علیه السلام) عرض كرد: پيامبر فدك را به فاطمه داد، امام باقر فرمود: خدا فدك را به فاطمه داد.(9)

ج) ميدانيم و تاريخ زندگي پيامبر و خاندان او به خوبي گواهي ميدهد كه آنان هرگز دلبستگي به دنيا نداشته و چيزي كه از نظر آنان ارزشي نداشت، ثروت دنيا بود. با اين حال پيامبر (صلی الله علیه و آله) فدك را به حضرت زهرا و خاندان علي (علیه السلام) اختصاص داد. به نظر ميرسد در خصوص اعطاي فدك به حضرت زهرا (سلام الله عیلها) عوامل متعددي تأثير گزار بودهاند كه به بعضي اشاره ميشود:

1. زمامداري مسلمانان پس از فوت پيامبر طبق تصريح مكرر حضرت، با اميرمؤمنان (علیه السلام) بود و اين مقام به هزينه سنگيني نياز داشت. حضرت علي (علیه السلام) براي اداره امور وابسته به منصب خلافت ميتوانست از درآمد فدك به بهترين گونه استفاده كند. گويا دستگاه خلافت از پيش بيني پيامبر (صلی الله علیه و آله) آگاه شده بود كه در همان روزهاي نخست، فدك را از دست خاندان پيامبر خارج كرد.
2. دودمان پيامبر (صلی الله علیه و آله) كه مظهر كامل آن، يگانه دختر وي و نور ديدگانش حضرت حسن و حسين (علیه السلام) بود، بايد پس از فوت پيامبر به صورت آبرومندي زندگي كنند و حيثيت و شرف رسول اكرم و خاندان وي محفوظ بماند. براي تأمين اين منظور پيامبر فدك را به دختر خود بخشيد.
3. بي ترديد اموال حضرت خديجه درگسترش اسلام و روند زندگي شخصي پيامبر (صلی الله علیه و آله) بسيار تأثير گزار بود. پيامبر با اعطاي فدك به حضرت زهرا (سلام الله علیها) - يگانه دختر خديجه - زحمات و ايثارگريهاي خديجه را خواست جبران كند. از اين رو فدك را به فاطمه (سلام الله عیلها) بخشيد.
4. پيامبر ميدانست گروهي كينه حضرت علي (علیه السلام) را در دل دارند، زيرا بسياري از بستگان ايشان به شمشير وي درميدانهاي جهاد كشته شده بودند. يكي از راههاي زدودن كينه ها اين بود كه امام از طريق كمكهاي مالي از آنان دلجويي كند و عواطف آنان را به خود جلب نمايد. از سوي ديگر با بهرهگيري از درآمدهاي فدك به حمايت از فقيران پرداخته و از اين طريق، موانع عاطفي كه بر سر راه خلافت او بود، از ميان برداشته شود. هرچند پيامبر (صلی الله علیه و آله) فدك را به زهرا (سلام الله عیلها) بخشيد، ولي درآمد آن در اختيار صاحب ولايت بود تا از آن، علاوه بر تأمين ضروريات زندگي خود، به نفع اسلام و مسلمانان استفاده كند.


پي نوشت ها :
۱- دانشنامه امام علي (علیه السلام)؛ ج 8، ص 388.
۲- محمد باقر صدر، فدك في التاريخ، ص 36-35؛ معارف و معاريف، ج 7، ص 748.
۳- تفسير نمونه، ج 23، ص 5.9-5.8؛ دايرة المعارف الشيعه، ج 14، ص 79-78.
۴- دانشنامه امام علي (علیه السلام)، ج 8، ص 356.
۵- همان، ص 359؛ بحارالانوار، ج 29، ص 128.
۶- تفسير عياشي، ج 2، ص 287.
۷- تفسير نمونه، ج 16، ص 441.
۸- الدرالمنثور، ذيل آيه 16، سوره اسراء.
۹- بحارالانوار، ج 29، ص 121

چه مدرك تاريخي در خصوص هجوم عمر به منزل علي(علیه السلام) و شكستن پهلوي فاطمه زهرا و سقط محسنش وجود دارد.

اگر به تاريخ اسلام مراجعه كنيد مي بينيد اصل قضيهء حمله به خانهء علي (علیه اسلام)و فاطمه (سلام الله علیها)را كسي انكارنكرده تنها چيزي را كه مخالفان خواسته اند پنهان كنند آتش زدن است و… وگرنه حتي تهديد به سوزاندن را آنان نيزنوشته اند چنان كه محقق متتبّع و تاريخ شناس آقاي دكتر سيد جعفر شهيدي ماجراي رحلت پيامبراكرم (صلی الله علیه و آله)وتشكيل سقيفه و حوادث پس از آن را چنين ترسيم مي كند:
علي , عباس و بني هاشم بايد به مسجد بيايند و با خليفهء پيغمبر بيعت كنند!
ـ كدام خليفه ؟ امام مسلمانان هم اكنون درون خانهء عايشه بالاي جسد پيغمبر نشسته است .
ـ از اين لحظه امام مسلمانان ابوبكر است . مردم در سقيفهء بني ساعده با او بيعت كردند بني هاشم بايد با او بيعت كنند. و اگر نيايند؟!
خانه را با هر كه در او هست آتش خواهم زد مگر آن كه شما هم آن چه مسلمانان پذيرفته اند. بپذيريد.
ـ عمر مي خواهي خانه ما را آتش بزني ؟ ـ آري !
اين گفتگو به همين صورت بين دختر پيغمبر و صحابي بزرگ و مهاجر و سابق در اسلام صورت گرفته است ؟ يانه خدا مي داند.
اكنون كه مشغول نوشتن اين داستان هستم . كتاب ابن عبدر به اندلسي (عقدالفريد) و انسان الاشراف بلاذري راپيش چشم دارم داستان را چنان كه نوشته شد از آن دو كتاب نقل مي كنم بسيار بعيد و نا ممكن مي نمايد چنين داستاني را بدين صورت هواخواهان شيعه يادسته هاي سياسي آنان ساخته باشند, چه دوست داران شيعه درسده هاي نخستين اسلام نيرويي نداشته و در اقليت بسر مي برده اند, چنان كه مي بينيم اين گزارش در سندهاي مغرب اسلامي هم منعكس شده است بدين ترتيب احتمال جعل در آن نمي رود. در كتاب هاي ديگر نيز مطالبي از همين دست , ملايم تر يا سخت تر ديده مي شود. طبري نويسد: انصار گفتند ما جز با علي(علیه السلام)بيعت نمي كنيم .
عمر بن خطاب به خانهء علي (علیه السلام)رفت , طلحه و زبير و گروهي از مهاجران در آن جا بودند گفت به خدا قسم اگربراي بيعت با ابوبكر بيرون نياييد شما را آتش خواهم زد…>.(1)
بنابراين , تا اين مقدار را كه در كتاب هاي معتبر اهل سنت نقل شده مي تواند قرينه قرار داد بر صحت آن چه دركتاب هاي شيعه دربارهء آتش زدن خانه فاطمه(سلام الله علیها)نوشته شده است .

منبع:

1.سيد جعفر شهيدي , زندگاني فاطمهء زهرا3 ص 109

تاريخ شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها)بين شيعه و سنّي اختلاف است

دولابي در كتاب مي گويد: فاطمه سه ماه بعد از وفات پيامبر زنده بود. محمد بن شهاب زهري مي گويد: شش ماه بعد از وفات پيامبر زنده بود و عايشه و عروة بن زبيرنيز اين چنين گفته اند.
از امام باقر(علیه السلام)نقل است : 95روز بعد از وفات پيامبر, حضرت فاطمه زنده بود.(1)
در كتاب مناقب آمده است كه : فاطمه 375روز بعد از پيامبر زنده بود و شخصي گفته كه چهار ماه و ديگري گفته است : چهل روز بعد از رسول اللّه .(2)
ابن اثير در مي گويد: فاطمه در سال يازده هجري در سوم رمضان وفات يافت و به قولي سه ماه و به قول ديگر شش ماه بعد از وفات پيامبر رخ داد.(3)
مرحوم محدّث قمي مي گويد: در روز وفات حضرت , اختلاف بسيار است و اظهر نزد حقير آن است كه وفات در سوم جمادي الثاني واقع شد, چنان كه جمعي از بزرگان علما گفته اند و براي من شواهدي بر اين مطلب است ; پس بعد از پدر بزرگوارش 95روز زنده بود, اگر چه در روايت معتبر وارد شده است مدّت حيات حضرت , بعد از پدر 75روز بود.(4)


منبع:

1.بحارالانوار, ج 43 ص 188
2.همان , ص 180
3.ابن اثير, الكامل , ج 2 ص 341
4.منتهي الآمال , ص 135 با تلخيص

حضرت زهرا(سلام الله علیها) و اهل ‏بيت علت آفرينش هستى

رسول خدا فرمود: هنگامى كه خداى تعالى حضرت آدم ابوالبشر را آفريد و از روح خود در او بدميد، آدم به جانب راست عرش نظر افكند، آنجا پنج شبح غرقه در نور به حال سجده و ركوع مشاهده كرد، عرض كرد: خدايا قبل از آفريدن من، كسى را از خاك خلق كرده‏اى؟ خطاب آمد: نه، نيافريده‏ام. عرض كرد: پس اين پنج شبح كه آنها را در هيئت و صورت همانند خود مى‏بينم چه كسانى هستند؟
خداى تعالى فرمود: اين پنج تن از نسل تو هستند، اگر آنها نبودند، ترا نمى‏آفريدم، نامهاى آنان را از اسامى خود مشتق كرده‏ام (و من خود آنان را نامگذارى كرده‏ام)، اگر اين پنج تن نبودند، نه بهشت و دوزخ را مى‏آفريدم و نه عرش و كرسى را، نه آسمان و زمين را خلق مى‏كردم و نه فرشتگان و انس و جن را.
منم محمود و اين محمد است، منم عالى و اين على است، منم فاطر و اين فاطمه است، منم احسان و اين حسن است، و منم محسن و اين حسين است. به عزتم سوگند، هر بشرى اگر به مقدار ذره‏ى بسيار كوچكى كينه و دشمنى هر يك از آنان را در دل داشته باشد، او را در آتش دوزخ مى‏افكنم… يا آدم، اين پنج تن، برگزيدگان من هستند و نجات و هلاك هركس وابسته به حب و بغضى است كه نسبت به آنان دارد. يا آدم، هر وقت از من حاجتى مى‏خواهى، به آنان توسل كن.
ابوهريره مى‏گويد، پيامبر اكرم در ادامه‏ى سخن فرمود: ما پنج تن كشتى نجاتيم، هركس با ما باشد، نجات يابد، و هركس كه از ما روگردان شود هلاك گردد. پس هركس حاجتى از خدا مى‏خواهد پس به وسيله‏ى ما اهل‏بيت از حضرت حق تبارك و تعالى مسئلت نمايد».
حقيقت آنست كه پنج تن مقدّس رمز خلقتند:
يا أحمَدُ! لَو لاكَ لَما خَلَقتُ الأفلاكَ، وَ لَو لا عَلِىُّ لَما خَلَقتُكَ، وَ لَو لا فاطِمَةُ لَماخَلقُتُكما. (1)
اى احمد! اگر تو نبودى آسمان و زمين نمى‏آفريدم و اگر على نبود تو را نمى‏آفريدم و اگر فاطمه نبود شما را نمى‏آفريدم (يعنى شمايان رمز خلقتيد).
و فاطمه حوريّه‏اى بود كه چند صباحى لباس آدميان در بر نمود: (2)

 

منبع:
1- ميرجهانى: (ال) جُنّة العاصمة، ص 148 (به نقل از كشف الآلى صالح بن عبدالوهّاب بن عرندس) (و) مرندى: ملتقى البحرين، ص 14 (و) مستنبط: القطره ج 1: ص 164 (و) قمى: سفينةالبحار، ماده «خلق» (و) نمازى: مستدرك سفينةالبحار، ج 3: ص 334 (حديث قدسى)
شايد در نظر نخست اين روايت احتياج به تأمّل داشته باشد؛ امّا با اندكى دقّت، لطافت تعبير به كار رفته در آن اشكار مى‏گردد.
همچنانكه مى‏دانيد كنيه‏ى حضرت زهرا (عليهاالسّلام) «امّ‏ابيها» است. در سبب مكّنا شدن حضرتش به اين كنيه با مدد از روايتى كه از امام باقر (عليه‏السّلام)نقل شده است- و ما آن را در سطور بالا ذكر نموديم- كه حضرت فرمودند ريشه درخت نبوّت زهراى اطهر است و يا روايتى كه ذهبى در كتاب ميزان الاعتدال (ج 1:ص 234) از رسول خدا نقل مى‏كند كه حضرت مى‏فرمايند: «أنَا شَجَرَةٌ، وَ فاطِمَةُ أصلُها،وَ عَلِىُّ لِقاحهُا، وَ الحَسَنُ وَ الحُسَينُ ثَمَرُها» (يعنى من درخت، فاطمه ريشه آن، على لقاح آن، و حسن و حسين ميوه‏ى آن هستند) آشكار مى‏گردد كه خلقت پيامبر، على، حسن و حسين (عليهم‏السّلام) در عالم انوار بسته به خلقت حضرت زهرا (عليهاالسّلام) بوده است. فَافهَم فَإنَّهُ دَقِيقٌ جِدّاً.
2- خطيب بغدادى: تاريخ بغداد، ج 5: ص 86.

سير خلقت نورانى حضرت زهرا (سلام الله علیها)

در حديثى از امام صادق- عليه‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود» (1)

 منبع:
1- تفسير فرات، ص 11، ط نجف.

فلسفه نامگذاري حضرت فاطمه به فاطمه و زهرا چيست

امام رضا(علیه السلام) ميفرمايد: “خداوند تبارك و تعالي، فاطمه را “فاطمه” ناميد. (بحار الانوار، ج 43، ص 13)
حضرت علي(علیه السلام) از امام صادق(علیه السلام) نقل كرده است: “فاطمه را فاطمه ناميدند؛ زيرا خدا او و ذريه او را كه موحد هستند و به آنچه بر من نازل شده ايمان دارند از آتش دور ميدارد.” (بحار الانوار، ج 43، ص 18)
امام صادق(علیه السلام) هم چنين ميفرمايد: “فاطمه را زهرا ناميدند؛ زيرا وقتي در محراب عبادت و نماز قرار ميگرفت، نور او بر اهل آسمانها ظاهر ميشد". (همان، ص 19)

خصوصیت منحصر به فرد زهرا(س)

 

اگر علی(علیها السلام) شب و روز با پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) بود، فاطمه(سلام الله علیها) نیز به همان شکل در کنار آندو قرار داشت و این همان چیزی است که ما به عنوان نمونه و الگو از آن نام می بریم و نتیجه آن، این است که دوستی فاطمه(سلام الله علیها) تمام انسانها را در بر می گیرد و فاطمه(سلام الله علیها) چنان تربیت شده است که درد و رنج انسانهای دیگر را بر خود ترجیح می دهد. او ابتدا برای دیگران دعا می کند و سپس برای خودش، وقتی حضرت زهرا(سلام الله علیها) در حال اقامه نماز شب بود و برای دیگران دعا می کرد فرزندش امام حسن(علیها السلام) به او عرض کرد: مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی؟

فرمود: ای پسرکم! همسایه قبل از اهل خانه می باشد. (و یؤثرون علی انفسهم و لوکان بهم خصاصة) «دیگران را برخود ترجیح می دهند، هرچند خود در تنگدستی باشند.»
و این همان محبت انسانی عمیق است که اول همسایه و سپس خود انسان را در نظر می گیرد. و این چنین است که می بینیم معنویت و روحانیت وقتی در قلب انسانی رشد و نمو پیدا کرد معنی الوهیت و عبودیت و معنای رسالت را درک می کند و این زمان است که روح بالا می رودو این حالت روحانیت از خصوصیت فردی او تجاوز نموده و این حب الهی به حب مطلق انسانها تبدیل می گردد، بنابراین انسانی که خدا را دوست دارد ممکن نیست انسان دیگر را مبغوض خویش پندارد. زیرا «الخلق کلهم عیال الله و ان احبهم الیه انفعهم لخلقه »
«انسانها عیال و خانواده خداوند هستند و دوست داشتنی ترین آنها نزد خدا، کسی است که سودش بیشتر بر دیگران برسد.»
و این چنین است که زهرا(سلام الله علیها) علم و شاخص می گردد، بعد از آنکه او کانون عاطفه و غمخوار رسول خدا(صل الله علیه واله و سلم) است و او موجود می شود تا موجودی روحانی وفیاض باشد و به جهان، روحانیت افاضه کند. زهرا(سلام الله علیها) به خانه شوهر رفت در حالیکه بیت او و علی(علیه السلام) کانون اسلام بود. تمام فریاد علی(علیه السلام) فریاد اسلام بود و تمام فریاد فاطمه(سلام الله علیها) برای اسلام، فضای عالم را پرکرد. در این بیت تمام صبر علی(علیها السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) بر رنجهایی بود که در راه اسلام به جان خریدند و تحمل نمودند. حتی وقتی که از پیامبر7 درخواست شد که برای فاطمه(سلام الله علیها) خادمه ای استخدام شود تا در کارهای خانه، او را کمک نماید، پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) فرمود: «34 مرتبه الله اکبر و33 مرتبه الحمدلله و33 مرتبه سبحان الله بگوئید.» یعنی همین چیزی که به تسبیح زهرا(سلام الله علیها) مشهور است و این چیزی بود که پیامبر(صل الله علیه واله وسلم) بجای خادم به آنان تقدیم کرد. گوئی پیامبر(صل الله علیه واله و سلم ) به آنان می گفت: صبر کنید و صبر شما خدائی باشد که تحمل رنج و مشقت در راه خدا از عسل شیرینتر است مادامی که انسان در تحت توجهات خاص ربوبی قرار گیرد.

منبع:

مجله فرهنگ كوثر شهریور 1378، شماره 30

زهرا(سلام الله علیها)باوفاترین همسر


زهرا باوفاترین همسران عالم است و این همان چیزی است که در آخرین لحظات زندگی و در حالت احتضار به امیرالمؤمنین(علیها السلام) عرض کرد: «هل عهدتنی خائنة او خالفتک منذ عرفتک؟»

«آیا خیانتی را از من به یاد داری و یا اینکه از وقتی تو را شناخته ام آیا با تو مخالفت کرده ام؟»
زهرا(سلام الله علیها) با خیره شدن در چشمان علی(علیها السلام) می فهمید که او چه می خواهد و آنگاه که به صورت او نگاه می کرد، می دانست که چه چیزی را دوست دارد و از حرکت فکر او آگاه می شد و به خاطر همین هم فکری بود که آن دو توانستند این خانه اسلامی را پایه گذاری کنند و آن را به مهد اسلام تبدیل نمایند و از این چنین والدینی، فرزندانی چون حسن و حسین علیه السلام و زینب علیها السلام به وجود می آید. فرزندانی که مانند کواکب و ستارگان نورانی در عالم اسلامی به نور افشانی پرداختند و علی رغم تمام رنجها و محنتهایی که همانند پدر و مادرشان متحمل شدند، توانستند این نورافشانی را به کمال برسانند. پرواضح است که مصائب و رنج آنان شخصی نبود بلکه دردی بود که در خط رسالت و برای حفظ رسالت متحمل گردیدند. امام حسین(علیها السلام) در این باره می فرماید: «هون علی ما نزل بی انه بعین الله »

«چون مصائب به خاطر خدا و در راه او برمن نازل شد، تحملش آسان است.» و حضرت زینب «علیها السلام» نیز از آنها تعبیر می کند به اینکه: «اللهم تقبل منا هذاالقربان »، «خداوندا! این قربانی را از ما قبول کن.»
و این، همان سر علی(علیها السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) است. این همان فیض روحی و صبر و لذت در مشکلات است که به علی(علیها السلام) و فاطمه(سلام الله علیها) داده شد. این فرزندان شاهد بودند که چگونه به پدر و مادرشان ظلم شد و آنان چگونه این آزارها را در راه رسالت پیامبر تحمل کردند. علی(علیها السلام) در این باره می گوید: «لاسلمن ماسلمت امورالمسلمین و لم یکن فیها جور الاعلی خاصه »
«مادامی که امور مسلمین در سلامت باشد، من نیز راحتم و مشکلات را من به تنهائی تحمل می کنم تا مسلمانان در آسایش و رفاه زندگی کنند.» و دیگر امامان شیعه نیز انواع ظلمها را در قضایای مختلف تحمل کردند تا مسلمانان در آسایش باشند.

منبع:

مجله فرهنگ كوثر شهریور 1378، شماره 30

صبر من با از دست دادن فاطمه(سلام الله علیها) كم شده

 

 

و من خطبة له (ع) رُوِيَ عَنْهُ اءَنَّهُ قالَهُ عِنْدَ دَفْنِ سَيِّدَةِ النِّساءِ فَاطِمَةَع كَالْمُناجِي بِهِ رَسُولَ اللَّهِ ص عِنْدَ قَبْرِهِ: السَّلامُ عَلَيْكَ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوارِكَ، وَالسَّرِيعَةِ اللَّحاقِ بِكَ، قَلَّ يا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي، وَرَقَّ عَنْها تَجَلُّدِي، إِلا اءَنَّ لِي فِي التَّاءَسِّي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ، وَ فادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزِّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ، وَفاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ.
إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ، وَ اءُخِذَتِ الرَّهِينَةُ. اءَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ، وَ اءَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ إِلَى اءَنْ يَخْتارَ اللَّهُ لِي دارَكَ الَّتِي اءَنْتَ بِها مُقِيمٌ، وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضافُرِ اءُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِها، فَاءَحْفِها السُّؤ الَ، وَاسْتَخْبِرْها الْحالَ؛ هذا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ، وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ.
وَالسَّلامُ عَلَيْكُمَا سَلامَ مُوَدِّعٍ لا قالٍ وَ لا سَئِمٍ، فَإ نْ اءَنْصَرِفْ فَلا عَنْ مَلالَةٍ، وَ إِنْ اءُقِمْ فَلا عَنْ سُوءِ ظَنِّ بِما وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ.



 امام علی علیه‌السلام هنگام دفن حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله علیها چنین با پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله درد دل کردند: سلام بر تو اى رسول خدا(ص)، سلامى از طرف من و دخترت كه هم اكنون در جوارت فرود آمده و شتابان به شما رسيده است.
اى پيامبر خدا، صبر و بردبارى من با از دست دادن فاطمه(ع) كم شده، و توان خويشتندارى ندارم اما براى من كه سختى جدايى تو را ديده، و سنگينى مصيبت تو را كشيدم، شكيبايى ممكن است، اين من بودم كه با دست خود تو را در ميان قبر نهادم، و هنگام رحلت جان گرامى تو ميان سينه و گردنم پرواز كرد.
همه ما از خداييم و به خدا باز مى گرديم. پس امانتى كه به من سپرده بودى برگردانده شد، و به صاحبش رسيد.
از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه خدا خانه زندگى تو را براى من برگزيند.

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه(ع) بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

سلام من به هر دوى شما، سلام وداع كننده اى كه از روى خشنودى يا خسته دلى سلامى نمى كند، اگر از خدمت تو باز مى گردم از روى خستگى نيست، و اگر در كنار قبرت مى نشينم از بدگمانى بدانچه خدا صابران را وعده داده نمى باشد.

 

منبع:

نهج البلاغه -محمد دشتی خطبه 202

بوی بهشت از فاطمه (س)


 

نخستين سنگ بناى وجود انسان، انعقاد نطفه اوست، چرا كه به هر حال نطفه است كه قسمت مهمى از ارزش هاى وجودى انسان را در بر دارد، و به همين دليل در روايات اسلامى دستورهاى زيادى وارد شده كه اين سنگ زير بنا درست نهاده شود. هنگامى كه به تاريخ زندگى بانوى اسلام فاطمه زهرا(عليها السلام) مراجعه مى كنيم مى بينيم او در اين زمينه يك وضع استثنائى دارد كه در تاريخ شخصيت هاى بزرگ جهان اعم از مرد و زن بى نظير است، بهتر است اين سخن را از زبان پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بشنويم:

1ـ ابن عباس مى گويد: پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) زياد فاطمه را مى بوسيد، روزى عايشه عرض كرد: شما زياد فاطمه را مى بوسيد؟
رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: (اين دليلى دارد) در شب معراج هنگامى كه جبرئيل مرا وارد بهشت كرد، از تمام ميوه هاى بهشتى به من داد، و از عصاره آنها نطفه فاطمه در رحم خديجه منعقد شد.
«فَاِذَا اشْتَقْتُ لِتِلْكَ الثِّمارِ قَبَّلْتُ فاطِمَةَ فَاَصَبْتُ مِنْ رائِحَتِها جَمِيعَ تِلْكَ الثِّمارِ الَّتي اَكَلْتُها»(1); (هنگامى كه مشتاق آن ميوه هاى بهشتى مى شوم، فاطمه را مى بوسم و از بوى او بوى تمام آن ميوه ها را كه در آن شب خوردم استشمام مى كنم).

2ـ اين در حالى است كه در بعضى از روايات تعبير به خصوص «سيب» بهشتى شده، چنانكه در كتاب «ذخائر العقبى» در حديثى از گروهى از صحابه نقل شده كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله) فرمود: «جبرئيل سيبى از بهشت براى من آورد و خوردم و نطفه فاطمه از آن منعقد شد».(2)

3ـ در حديث ديگرى اين ميوه «سفرجل» يعنى «به» معرفى شده است، چنانكه در «مستدرك الصحيحين» از «سعد بن مالك» از پيغمبراكرم(صلى الله عليه وآله) اين معنا آمده است.(3)

4ـ باز در حديث ديگرى اين ميوه بهشتى به عنوان يك ميوه ناشناخته براى ما مردم دنيا، اما ميوه اى بسيار زيبا و خوشبو و جذاب، معرفى شده، چنانكه دانشمند معروف «سيوطى» از پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) نقل مى كند:
«لَمّا اُسْرِيَ بِي اِلَى السَّماءِ اُدْخِلْتُ الجَنَّةَ فَوَقَفْتُ عَلى شَجَرَة مِنْ اَشْجارِ الجَنَّةِ لَمْ اَرَ فِي الجَنَّةِ اَحْسَنَ مِنْها وَ لا اَبْيَضَ وَرَقاً وَ لاَ اَطْيَبَ ثَمَرَةً، فَتَناوَلْتُ ثَمَرَةً مِنْ ثَمَرَتِها، فَاَكَلْتُها فَصارَتْ نُطْفَةً فِي صُلْبِي، فَلَمّا هَبَطْتُ اِلَى الاَْرْضِ وَاقَعْتُ خَدِيجَةَ، فَحَمَلَتْ بِفاطِمَةَ، فاِذا اَنَا اشْتَقْتُ اِلى رِيحِ الجَنَّةِ شَمَمْتُ رِيحَ فاطِمَةَ»(4); (در شب معراج مرا وارد بهشت كردند، و در برابر درختى از درختان بهشتى ايستادم كه در تمام بهشت از آن زيباتر و برگ هايى از برگ هاى آن سفيدتر، و ميوه اى از ميوه آن خوشبوتر نديدم، يكى از ميوه هاى آن را برگرفتم، و تناول كردم، و نطفه اى در صلب من تشكيل شد، و بعد از آن كه به زمين هبوط كردم و با خديجه همبستر شدم نطفه فاطمه(عليها السلام) منعقد شد، لذا هنگامى كه اشتياق بوى بهشت پيدا مى كنم بوى فاطمه را استشمام مى كنم).
در واقع همان حديث اوّل، مجموع اين احاديث را تفسير مى كند، چرا كه بر طبق آن، پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) ازتمام ميوه هاى بهشتى تناول كرده، و نطفه فاطمه از عصاره همه آنها تشكيل شده است، از اين گذشته عالم بهشت با جهانى كه ما در آن زندگى مى كنيم به قدرى تفاوت و فاصله دارد كه الفاظ ما قادر بر بيان حقايق آن نيست، و آنچه مى گوييم اشارات مختصرى به آنهاست، به هر حال يك بانوى بهشتى كه داراى خلق و خوى بهشتى است، بايد نطفه او را عصاره ميوه هاى بهشتى تشكيل دهد، و اين امتيازى است كه اين بانو بر همه زنان جهان دارد. او يك زن بهشتى بود، خلق و خويش بهشتى، قلب و جانش بهشتى، رنگ و رويش بهشتى، گفتار و سخنانش بهشتى، خلاصه سر تا پا بهشتى بود.(5)

 

(1) . ذخائر العقبى، صفحه 36 .
(2) . ذخائر العقبى، صفحه 44.
(3) . مستدرك الصحيحين، جلد 3، صفحه 156 .
(4) . تفسير درّ المنثور، ذيل آيه 17 سوره اسراء.
(5) . گردآوري از: كتاب زهرا(س) برترين بانوي جهان، حضرت آيت الله مكارم شيرازي، ص 67.

آراستگي در «سيره همسرداري »حضرت زهرا سلام الله عليها

 


با دقت در روايت اندك موجود و با مطالعه سيره حضرت زهرا(س) مصاديق و نمونه هاي زيبائي از ظاهر زندگي همچون: بهداشت، نظافت، آراستگي و استعمال عطر، همچنين بهداشت محيط زندگي و رسيدگي به آن مشاهده مي شود. در اقوال تاريخي و روايات آمده كه حضرت زهرا(س) خود شخصاً خانه و محيط زندگي خود را جارو مي زده است. در خانه دائماً معطر به خوشبوترين عطرها بوده اند. لباس سفيد بويژه براي نماز از لباسهاي ايشان بوده است. داراي انگشتر و گردنبندي براي زينت بوده اند كه قصه انفاق گردنبند حضرت به فردي نيازمند هم در تاريخ ثبت شده است و بالاخره با كمك گرفتن از فضه خادمه و حفظ حقوق او در مديريت كار خانه به بهترين وجه تلاش و كوشش داشته اند.

ابراز و اظهار محبت به همسر
يكي از نكات بسيار قابل توجه در روابط ميان زن و شوهر، اظهار محبت به همسر است. در بنيان خانواده‌هايي كه با وجود عامل محبت از فرآيند اظهار محبت، به خوبي استفاده نمي‌شود، اندك اندك خدشه‌ها و خلل‌هايي به وجود مي‌آيد. اطلاع زوجين از اينكه هر يك به ديگري علاقه دارند براي تداوم يك زندگي كافي نيست بلكه؛ شنيدن كلمات محبت‌آميز از لوازم يك زندگي موفق زناشويي است. اين نياز متقابل زن و شوهر به اظهار محبت در مقابل يكديگر، بايد به بهترين نحو پاسخ‌ گويي شود.
در زندگي حضرت فاطمه (س)، عبارات محبت‌آميز و احترام‌آميز به علي (ع) بسيار است؛ از جمله ايشان در عبارتي خطاب به همسرشان در مقام اظهار محبت مي‌فرمايد: «روحي لروحك الفداء و نفسي لنفسك الوقاء» «روح من فداي روح تو باد و جان من سپر بلاي جان تو باشد.»[1]
همانگونه كه بيان شد، اظهار محبت بايد طرفيني باشد. در اين‌جا نيز اظهار محبت يك سويه نيست بلكه اميرمومنان نيز با عباراتي شبيه به همين عبارت با صديقه طاهره سخن مي‌گويند.

زينت ظاهر و باطن براي همسر
آراستگي ظاهر و باطن همسران براي يكديگر، يكي از اصول حاكم بر خانواده‌ هاي آرماني است. اميرمومنان در اين باره مي ‌فرمايد: «جمال الباطن، حسن‌السريرة» «زيبايي باطن ، در حسن نيت و زيبايي درون است.»[2]

دل و جان حضرت زهرا (س)، در كمال حسن نيت، خلوص و صميميت نسبت به همسر بزرگوارش بود و حسن سريره‌ او جميل‌ ترين زيبايي ‌هاي باطني را در برابر چشمان مبارك اميرمومنان (ع) به تماشا مي‌ گذاشت.
پيدا است كه اگر فردي از نعمت جمال ظاهر بي بهره باشد
اولاً با هنرمندي و ظرافت خاصي مي‌ تواند به آراستگي و حسن خويش بيفزايد
ثانياً با ظرايف و طرايفي كه در جلوه‌گري ‌هاي رفتـار خود طراحي مي‌ كنـد ، مي ‌توانـد بـه حسن سـلوك و جمال بـاطن دسـت يابد. بـه عنوان مثـال، لبخنـد زينـت چهره اسـت ، نگاه مهربان، زينت چهره است و مي ‌تواند بر جمال ظاهر و باطن بيفزايد. گشادگي چهره و بشاشيت صورت نيز، نوعي زينت چهره است. در روايت، يكي از خصوصيات زنان با فضيلت، درخشندگي چهره معرفي شده است.[3]
حضرت فاطمه (س) به عنوان زينت و استحباب، انگشتري به دست مي‌ كردند و از قول رسول خدا (ص) مي‌ فرمود: «هركس انگشتري عقيق به دست كند، همواره خير مي‌بيند.»[4]
اميرمؤمنان(ع) در اشاره به آراستگي ظاهر و باطن صديقه طاهره (س) مي‌فرمود: «هرگاه به او مي‌نگريستم، همه‌ي ناراحتي‌ها و غم‌هايم برطرف مي‌شد».[5]
آراستگي و پاكيزگي در عين سادگي
انسان به طور طبيعي و فطري آراستگي و زيبايي را دوست مي دارد. چنان كه حضرت علي عليه السلام و ديگر معصومين فرموده اند: «ان الله جميلٌ و يحبُّ الجمال؛ خداوند زيباست و زيبايي را دوست دارد».[6]
حضرت رضا عليه السلام در تشريح سيره و سنت انبيا مي فرمايد: «مِن اخلاقِ الانبياء التَّنظُّفِ؛ آراستگي و نظافت از اخلاق پيامبران است».[7]
بر هر انساني لازم است كه آراستگي به آرايش و نظافت را همچون يكي از وظايف روزانه در زندگي خود رعايت كند و بخشي از اجناس سبد خانوادگي خود را به وسايل آراستگي و نظافت اختصاص دهد.
از لحاظ رواني، آراستگي، نظافت و زيبايي و زيبا سازي محيط خانه و خانواده، آرامش اعضاي آن را فراهم مي سازد و عامل مؤثري براي افزايش محبت و همگرايي بيشتر خواهد بود.
اگر نظافت و زيبايي براي همه انسان ها لازم و مفيد باشد، براي برخي از افراد واجب است. زن و شوهر از كساني هستند كه آراستگي براي آنان واجب و از ضروريات زندگي است.
اميرمومنان علي عليه‌السلام در اين باره مي‌ فرمايند:
ليتهيأ احدكم لزوجته كما عيب ان تتهيأ له.
هر مردي از شما مسلمانان موظف است خودش را براي همسرش آراسته كند، همچنان كه دوست دارد زنش براي او آراسته باشد.[8]
صديقه طاهره سلام الله عليها نيز كه در مكتب نبوت تربيت شده بود و به فرهنگ و اخلاق اسلامي آشنايي كامل داشت، به رعايت اصل آراستگي در زندگي خانوادگي آگاهي كامل داشت و آراستگي و نظافت را پيش از آن كه يك امر شخصي و فردي بداند، آن را حق خانوادگي و همسر خود مي دانست و ازاين رو، به آن بسيار اهميت مي داد.
يكي از سنت هاي مورد تأكيد رسول خدا صلي الله عليه و آله به كار بردن عطر و سفارش به استفاده از بوهاي خوش بوده است. آمده است فاطمه عليهاالسلام تا آن هنگام كه در خانه بودند، مرتب از عطرهاي گوناگون استفاده مي كردند و فضاي زندگي را علاوه بر عطر روح و معنويت به عطر ظاهري معطر مي كردند.
درباره زندگي فاطمه زهرا عليهاالسلام آمده است كه ام السلمه مي گويد: «از حضرت زهرا عليهاالسلام پرسيدم: آيا عطري ذخيره كرده اي؟ فرمودند: آري. رفت و شيشه عطري آورد و مقداري در كف دست من ريخت. بوي خوشي داشت كه هرگز نشنيده بودم. گفتم اين عطر خوشبو را از كجا تهيه كرده اي؟ فرمود: اين عطر مُشكي است كه از بال و پر جبرئيل فرو ريخته است.» پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به عمار ياسر مأموريت داد براي شب عروسي حضرت زهرا عليهاالسلام عطرهاي خوشبو تهيه كند.
منبع:
[1] . بحراني، مدينة معاجز الائمة الاثني عشر (قم، موسسه معارف الاسلاميه، 1413ق)، ج3، ص369.
[2] . محمدي ري‌شهري، ميزان الحكمة، (بي‌جا، دار الحديث، 1416ق) ج1، ص416
[3] . كليني، الكافي (بي‌ جا، ۱۳۶۲) ج۵ ، ص ۳۲۴.
[4] . «قالت فاطمه (س)، قال رسول‌ الله (ص): من تختم بالعقيق لم يزل يري خيري» (شيخ طوسي، الامالي، (قم، دار الثقافه، 1414ق)، ص311؛ حرعاملي، وسائل الشيعه، (قم، آل البيت، 1409ق) ج5 ، ص88).
[5] . «لَا أَغْضَبَتْنِي وَ لَا عَصَتْ لِي أَمْراً وَ لَقَدْ كُنْتُ أَنْظُرُ إِلَيْهَا فَتَنْكَشِفُ عَنِّي الْهُمُومُ وَ الْأَحْزَان » اربلي، كشف الغمة (تبريز، بني هاشم، 1381ق)، ج1، ص363؛ مجلسي، بحار الانوار، (بيروت، دار احياء التراث العربي، 1403ق) ج۴۳، ص۱۳۴.
[6] . محمدي ري شهري، ميزان الحكمه، ج1، ص414.
[7] . كليني، الكافي، ج5، ص567 و ج11، ص310؛ ابن شعبه حراني، تحف العقول (قم، جامعه مدرسين، 1404ق)، ص442.
[8] . ابن حيون، دعائم الاسلام( قم، آل البيت، 1385ق)، ج1، ص123.

نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباس های فاخر

روزی حضرت فاطمه علیهاالسلام را دیدم که چادری ساده بر سر داشت. با تعجب عرضه داشتم: عجبا!

دختران پادشاهان ایران و قیصر روم بر کرسیهای طلایی می نشینند و پارچه های زربافت و اشرافی به تن

می کنند؛ امّا دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله که عظمت و جلالتش از همه آن ها بالاتر و بیشتر است،

نه چادرهای گران قیمت بر سر دارد و نه لباس های فاخر و زیبا! حضرت زهرا علیهاالسلام فرمود: یَا سَلْمَانُ

اِنَّ اللَّهَ ذَخَّرَ لَنَا الثِّیَابَ وَ الْکَرَاسِیَّ لِیَوْمٍ آخِرٍ؛ ای سلمان! خداوند [بزرگ] لباس های [زینتی] و تخت های

[طلایی] را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است.»

منبع:

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام و المسلمین انصاریان

مهمان نوازی دختر رسول خدا(ص)

 

پذیرایی از مهمان از زیباترین آموزه‌های دین ماست، و این مهمان نوازی را که یکی از این اوصاف بزرگوارانه

است، می‌توان به شکلی زیبا و شایسته در سیره حضرت زهرا(س) به نظاره نشست.

روزی حضرت علی(ع) مهمانی را به همراه خود به منزل آورد و از حضرت زهرا(س) پرسید: «آیا غذایی در منزل

داریم که این مهمان گرسنه را سیر کنیم؟» حضرت زهرا(س) با کمال بزرگواری فرمود: «مَا عِنْدَنَا إِلَّا قُوتُ

الصِّبْیَةِ وَ لَکِنَّا نُوءْثِرُ بِهِ ضَیْفَنَا؛

در خانه ما فقط به اندازه خوراک یک دختر بچه هست؛ امّا امشب ایثار کرده، گرسنگی را تحمل می‌کنیم و

این مقدار غذا را به مهمان می‌بخشیم.

منبع:فرهنگ سخنان فاطمه(س)ص‏98

6 درس حضرت زهرا(سلام الله علیها) به بانوان .

 درست زيستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان بخشي به امور خانه و زندگي در سيره حضرت زهرا(س) به صورت تکامل يافته خودنمايي مي کند و اين مهم ايشان را به عنوان الگويي در مسائل حوزه خانواده براي همه دوران تاريخ قرار داده است.

آن حضرت(س)، آيين خانه داري و همسرداري را به خوبي مراعات مي کردند و سراسر زندگي شريفشان، درس هايي براي همه زنان است که بايد فراگيرند تا به سعادت و خوشبختي برسند.

ايجاد اعتماد به نفس در فرزندان

حجت الاسلام دکتر محمدمهدي بهداروند در ماهنامه پيام زن مي نويسد: در سيره عملي حضرت زهرا (س) توجه به شخصيت بخشي فرزندان و ايجاد اعتماد به نفس در آن ها کاملا مشهود است. از جمله ابزارهايي که روح اعتماد به نفس و مشکل ستيزي را در کودک زنده نگه مي دارد، مسابقه و رقابت هاي سازنده است. رو به رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم کردن امکان رقابت براي آن ها، باعث بالا رفتن حس اعتماد به نفس در آن ها مي شود. اين مسئله به قدري ارزشمند و سرنوشت ساز است که والدين کودک بايد براي آن برنامه ريزي کنند. حضرت زهرا(س) براي ايجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آن ها را به مسابقه و ورزش تشويق مي کردند. از جمله نمونه هاي ديگر براي شخصيت بخشي به فرزندان، تقويت روحيه شادابي، نشاط و محبت در بين افراد خانواده است؛ چرا که افراد خموده و پژمرده، براي انجام امور کارايي لازم را ندارند.

محبت و مهرورزي به فرزندان

دانشمندان علوم تربيتي معتقدند کودکان در هر سني به محبت و اظهار علاقه نيازمندند. کودک مي خواهد پدر و مادر او را دوست داشته باشند و نسبت به او اظهار علاقه کنند. برخلاف تصور برخي والدين کودک پيش از آن که به لباس، خوراک و محل زندگي توجه داشته باشد به اين توجه دارد که آيا والدينش او را دوست دارند يا نه؟ درس محبت در خانه حضرت زهرا(س) به طور کامل ارائه مي شد و آن حضرت که خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سيراب شده و قلبشان کانون محبت به همسر و فرزندانش بود، در اين باره نيز وظيفه مادري خود را به بهترين شکل انجام مي دادند.

سلمان فارسي مي گويد: روزي حضرت فاطمه زهرا(س) را ديدم، که مشغول آسياب کردن غله است. فرزندش حسين(ع) به گريه افتاد و بي تابي مي کرد.

عرض کردم: براي کمک به شما، غله را آسياب کنم يا بچه را آرام کنم؟ حضرت فرمودند: من به آرام کردن فرزند اولي هستم، شما آسياب را بچرخانيد. (کتاب الگوهاي رفتاري حضرت زهرا(س) نوشته آيت ا… سيدمحمد حسيني شاهرودي)

آيين همسرداري

براي يک زن بزرگ ترين موفقيت و ارزش، اين است که در شئون گوناگون زندگي، خشنودي همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملي که موجب ناراحتي شوهر مي شود پرهيز کند.

حضرت علي(ع) مي فرمايند: «جهاد زن، خوب شوهرداري است» زن براي اين که بتواند در اين جهاد پيروز باشد، بايد تمام سعي و تلاش خود را به کار گيرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد. الگوي همسرداري حضرت زهرا(س) بهترين الگو براي زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با همسرشان امير مومنان(ع) در عالي ترين مرحله صفا و مهرباني بود. نه تنها هرگز خاطر ايشان را نرنجاندند بلکه ياوري مهربان براي ايشان بودند.

حضرت علي(ع) مي فرمايند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوي خود برد، خشمگين نساختم و در هيچ کاري موجب ناخشنودي او نشدم. او نيز هيچ گاه مرا خشمگين نکرد و عملي از او سر نزد تا باعث ناخشنودي من شود.» (کتاب الگوهاي رفتاري حضرت زهرا(س)) و همچنين نقل است که امام علي(ع) فرمودند: «هرگاه به چهره زهرا(س) نگاه مي کردم، هر گونه غم و اندوه از من برطرف مي شد.» (کتاب کرامات و مقامات عرفاني حضرت زهرا(س) نوشته سيدعلي حسيني)

انفاق گروهي در خانواده

حضرت علي(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسين(ع) طبق نذري که کرده بودند سه روز، روزه گرفتند. شب اول هنگام افطار فقيري در خانه ايشان را زد، حضرت علي(ع) افطار خود را به او داد. حضرت فاطمه(س) و فرزندانشان نيز به ايشان اقتدا کردند و افطار خود را به فقير دادند و با آب افطار کردند. شب دوم يتيمي در خانه ايشان را زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نيز اسيري آمد و چيزي طلبيد، اين بار نيز افطار خود را به او دادند. آنگاه از سوي خداي متعال آيه «و يطعمون الطعام علي حبه مسکينا و يتيما و اسيرا» نازل شد که اشاره به ايثار و انفاق آن بزرگواران دارد. (کتاب امالي صدوق، صفحات ۲۱۲ و ۲۱۶) چنين رفتارهايي از حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(س) روحيه انفاق را در بين فرزندان شان تقويت مي کرد.

تشويق فرزندان به فراگيري علم

حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکي فرزندانشان، عبادت خداي تعالي را در روح و روان ايشان تثبيت کردند و از همان آغاز به آن ها علم آموختند و ايشان را براي کسب معارف و تشويق در فراگيري علم، آماده مي کردند.

به عنوان مثال به فرزندشان امام حسن(ع) که هفت ساله بودند، مي فرمودند: «به مسجد برو، آنچه را از پيامبر شنيدي فراگير و نزد من بيا و براي من بازگو کن.» (کتاب نگاهي به زندگي حضرت زهرا نوشته محمدمهدي اشتهاردي)

تقسيم کار منزل با همسر

امام صادق(ع) مي فرمايند: «… علي(ع) آب و هيزم مي آورد و حضرت فاطمه(س) آرد مي کرد، خمير مي ساخت، نان مي پخت و لباس ها را وصله مي زد.» (کتاب روضة الکافي، صفحه ۱۶۵)

امام علي(ع) فرموده اند: «فاطمه به قدري با آسياب دستي آرد کرد تا دست هايش مجروح شد و آن قدر خانه روبي کرد و براي پخت و پز آتش زير ديگ نهاد که لباس هايش گردآلود و دودي شد و در اين امور زحمت و رنج بسيار به او مي رسيد …» (بحار الانوار، جلد ۴۳، صفحه ۲۳) پيامبر(ص) نيز به فاطمه(س) کمک کردند.

رسول خدا(ص) به منزل حضرت علي(ع) وارد شدند، ايشان را ديدند که همراه فاطمه(س) مشغول آسياب کردن هستند، پيامبر(ص) فرمودند: «کدام يک خسته تر هستيد؟» حضرت علي عرض کردند: «فاطمه اي رسول خدا!» پيامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «دخترم برخيز» و حضرت فاطمه(س) برخاستند و پيامبر(ص) به جاي ايشان نشستند و علي(ع) را در آرد کردن دانه ها ياري فرمودند.

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/302492/6-%D8%AF%D8%B1%D8%B3-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86

یه ساعت بود با حضرت زهرا (س) حرف میزدم.

رابطه شهدا با حضرت زهرا( س)

**تا وارد اتاق شدم از خواب پرید
رو پیشونیش عرق نشسته بود
گفتم : چی شده داداش؟
گفت: یه ساعت بود با حضرت زهرا (س) حرف میزدم
ادامه داد: فقط از خدا میخوام که روز شهادت بی بی شهید شم .
روز شهادت حضرت زهرا (س) بود
قنوت نماز صبح بود که ترکش خورد به پهلوش …

 شهید علیرضا هاشم نژاد


**شهید که شد جنازش موند تو منطقه . حاج حسین خرازی منو فرستاد تا دنبالش بگردم . رفتم منطقه ، همه جا رو آب گرفته بود . هر چی گشتم اثری از علی نبود خبرش رو که به حاجی دادم ،باورش نشد. خودش اومد باز گشتیم ، فایده نداشت ، جنازش موند که موند …
علی دو سال قبل توی بقیع متوسل شده بود به بانوی مدینه . خواسته بود شهید که شد بی مزار بمونه شبیه بی بی . حاجتش رو گرفت ، همون طور که میخواست گمنام باقی موند و بدون مزار …

سردار شهید علی قوچانی
فرمانده تیپ یکم لشکر 14 امام حسین (ع)

 

**انگیزه‌ای که باعث آمدن من به جبهه شد احساس تکلیف شرعی و اسلامی من بود. اما اینکه چگونه این توفیق نصیب من شد باید بگویم که من لایق چنین سعادتی نبودم و خدا می‌داند که آنچه مرا به جبهه آورد در خواستی بود که در کنار مرقد مطهر حضرت رضا سلام الله علیه از ایشان نمودم و لطف و عنایت آن بزرگوار مرا به اینجا کشید و توسل جستن به ائمه اطهار علیهم السلام. توصیه‌ای است که من به تمام کسانی که خواهان رسیدن به این سعادت هستند و خود را آماده نمی‌بینند می‌نمایم.

اگر جسد من ناپدید شد افسوس مخورید که جسد هر کجا باشد روز قیامت برانگیخته خواهد شد و اگر تاسفی هست باید بر مظلومیت و ناپدید بودن تربت زهرا سلام الله علیهما خورده شود. توصیه می‌کنم شما را و هر آنکس که این وصیت نامه به او می‌رسد اینکه از خدا بترسند و در اعمال خود اخلاص را حفظ کنید و یاد خدا را فراموش نکنید و آگاه باشید که خداوند ناظر بر اعمال شماست و توصیه می‌کنم شما را به پیروی از امام و کوتاهی نکردن اجرای فرامین آن بزرگوار. سعی کنید که اعتقادات خود را در اصول و فروع قوی سازید تا در سختی ها نلغزید.

شهیداحمد امینی

منبع:

کتاب همسفر تا بهشت -
نویسنده : مسافر کربلا

 

راهکار حضرت زهرا(س) برای حفظ شخصیت زن



 در فرهنگ قرآن و عترت یکی از آموزه‎هایی که بسیار تأکید شده است، مسألۀ مراقبت از چشم در برخورد با نامحرم است. آزاد گذاشتن چشم که از آن به عنوان دریچۀ قلب آدمی یاد می‌شود، به راحتی و به سرعت می‌تواند انسان را به اعماق و پستی‎ها بکشاند. طوری که خداوند در قرآن در اهمیت این موضوع خطاب به مردان و زنان مؤمن می‌فرماید: «قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضّوا مِن اَبصـارِهِم و قُل لِلمُؤمِنـتِ یَغضُضنَ مِن اَبصارِهِنَّ»، به مردان  و زنان مؤمن بگو چشم‎هاى خود را از نگاه به نامحرمان فرو گیرند (سورۀ نور، آیۀ 30 و 31)، پس خواست قرآن رعایت عفت عمومی برای مرد و زن است و این کار را وظیفۀ ضروری و واجب مؤمنان شمرده شده است.

حضرت زهرا (س) که امام زمان (عج) ایشان را الگوی خودشان معرفی می‌کنند، می‌فرمایند: «خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَلا یَراهُنَّ الرِّجالُ»، براى حفظ شخصیت زن، بهتر آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهدۀ مردان قرار نگیرد. همچنین پیامبر اکرم (ص) برای کسانی که چشمان خود را در برابر نامحرمان نگه می‌دارند، وعدۀ نشان دادن عجایب عالم را داده است. (بحارالانوار، ج 101، همان، ص 41)

اهل‌بیت (علیهم‌السلام) پیوسته در موقعیت‌های مختلف درصدد هدایت محبان و شیعیانشان بودند و با ارائۀ راهکارهای مختلف، راه خروج از بن‌بست و گمراهی را به آنان نشان دادند. لذا باید رفتار صحیح در قبال این فعل آن بزرگواران داشت،  یکی از جلوه‌های این رفتار صحیح، عمل صحیح و به موقع به فرمایشان آنان است.

منبع:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/11/23/1324787/%D8%B1%D8%A7%D9%87%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AD%D9%81%D8%B8-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA-%D8%B2%D9%86?ref=shahrekhabar

در فاطمیه زودتر از محرم و صفر جواب می‌گیرید


 حجت‌الاسلام مومنی با اشاره به روایتی از حضرت زهرا (س) که فرمودند: «اللّهم إنّی أسئلُکَ الهُدَی و التُّقی و العِفَاف و الغِنَی و العَمَل بما تُحِبُّ و ترضَی» اظهار کرد: هدایتی که در اثر انجام واجبات و ترک محرمات و سماجت و استمرار در مسیر بندگی به وجود آید شما را به جایگاهی می‌رساند که یک ذره هم، نسبت به مسیری که رفته‌ای پشیمان نخواهی شد؛ در بزنگاه‌ها احساس یاس و ناامیدی نمی‌کنی، یک ذره هم تردید در این طریق در دلت نمی‌آید.

وی فاطمیه را فرصت مناسبی برای قدم نهادن در مسیر بندگی برشمرد و گفت: در فاطمیه زودتر از محرم و صفر جواب می‌گیرید و پشتوانه‌ این استدلال، کلام امام زمان (ع) است. در این ایام همه کارها به دست مادر است، شما با هر کس رودربایستی داشته باشی با مادرت نداری؛ انسان با مادرش راحت است.

این کارشناس مسائل مذهبی در این باره افزود: پیامبر (ص) فرمود: «من پدر این امت هستم»؛ بر اساس این روایت، حضرت خدیجه(س) و حضرت زهرا (س) مادران این امت هستند. امام زمان (ع) فرمود: مادر ما به خاطر امت این همه مصیبت را تحمل کردند.

حجت‌الاسلام مومنی با بیان اینکه از خداوند در رسیدن به مسیر بندگی حاجت بطلبید، افزود: از خداوند بخواهید تا  از قوتش، علمش و حلمش و خزائن غیبش به شما عنایت کند. بگوئید، خدایا من عرضه ندارم بر نفسم مسلّط شوم؛ قوت هم به باشگاه رفتن و فرم آوردن جسم نیست؛ در کنار آن، روحتان را هم به فرم آورید، چطور انسان برای رشد جسمش، طبق برنامه غذایی عمل می‌کند، برای روی فرم آمدن روح هم برنامه داده‌اند؛ به آنها هم عمل کنیم و نفسمان را مهار کنیم.

این واعظ دینی به سختی‌ها و مشکلات زمان حیات حضرت زهرا(س) اشاره کرد و  گفت: فقدان پدر، غربت همسر، بی‌کسی امام و ولیّ‌خدا، محاصره اقتصادی که در برخی از روایات اشاره شده فرزندان مولا در بیشتر شب‌ها گرسنه می‌خوابیدند؛ تنزل شخصیت اجتماعی و هتک حرمت خاندان آل‌الله و حتی جراحت‌ها و آسیب‌های جسمی، همه از مسائلی است که در زمان حیات مبارک حضرت زهرا(س) وجود داشت.

حجت‌الاسلام مومنی افزود: حضرت زهرا (س) برخی اوقات به قبر پیامبر (ص) می‌آمد و با حضرت مناجات می‌کرد؛ حضرت درباره غربت همسرش فرمودند: «علی جان شنیده‌ام به مردم سلام می‌کنی و آنها جواب سلامت را نمی‌دهند» در جای دیگر درباره غربت مولا فرموده بودند که «شبانه روز با امیرالمومنین (ع) در حالی که حسن و حسین(علیهما‌السلام) کنارمان بودند به درب خانه‌ مهاجران و انصار می‌رفتیم و می‌گفتیم این قدر به علی ظلم نکنید؛ آنها به ما وعده یاری می‌دادند اما روز که تمام می‌شد، دست از یاری ما برمی‌داشتند.»

این کارشناس مسائل مذهبی به مصائب حضرت زهرا(س) اشاره کرد و گفت: دشمنان اهل‌بیت(ع) شأن حضرت زهرا(س) را پائین آوردند؛ مردم گفتند مگر زهرا (س) کیست؟ مثل همه‌ زن‌ها، مگر علی (ع) کیست؟ مثل بقیه‌ مردها، مگر این خانه چیست؟ مثل بقیه‌ خانه‌ها. این قدر شأن آنها را پایین آوردند که هیزم به پشت درب منزل مولا و خانه‌ای که پیامبر (ص) هر موقع از کنار آن خانه عبور می‌کرد می‌فرمود «السلام علیکم یا اهل بیت النبوه» آوردند.

منبع:

https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/11/23/1324985/%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%AC-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%B5%D8%A7%D8%A6%D8%A8-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1%D8%B4-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7-%D8%B3?ref=shahrekhabar

روشنى عالم از نور حضرت زهرا (س)

ابن ‏مسعود نقل مى‏کند که، دیدم على بن ابى‏طالب (ع) را که مشغول نماز است و در رکوع و سجودش مى‏گوید: « پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد (ص) خطاکاران از شیعیان مرا ببخش، از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا (ص) شرفیاب شدم.

ایشان را در حال نماز یافتم. دیدم که رسول خدا (ص) در نماز خود می‏گوید: خداوندا، خطاکاران از امت مرا، بحق على (ع) بنده‏ى مقربت ببخش، از آنچه دیده بودم، در من وحشت و تردید بزرگى ایجاد شد. وقتى نماز رسول خدا (ص) به پایان رسید، خطاب به من فرمودند: اى پسر مسعود، آیا کافر شدى بعد از آنکه ایمان آورده بودى؟ عرض کردم، ابداً چنین نیست یا رسول‏ اللَّه (ص) ، بلکه دیدم على (ع) را که خداوند را به حق شما طلب مى‏کرد و شما را دیدم که خدا را به حق على (ع) می‏خواندید. پس تردید کردم که کدامیک از شما نزد خداى عزوجل برترید. پیامبر (ص) فرمودند: اى پسر مسعود، بنشین، پس من در مقابل، رسول خدا (ص) نشستم، آن حضرت فرمودند: خداوند، من و على (ع) را از نور عظمت و بزرگى خود خلق کرد هزار سال قبل از آنکه سایر خلائق را بیافریند زمانى که هیچ تسبیح و تقدیسى وجود نداشت، پس نور مرا شکافت و از نور من آسمانها و زمین را آفرید به خداى تبارک و تعالى قسم که من از آسمانها و زمین برترم، و چون نور على (ع) را منتشر ساخت عرش و کرسى از نور او خلق گردید؛ به پروردگار قسم که على (ع) از عرش و کرسى افضل است، سپس نور حسن (ع) را باز کرد و لوح و قلم از نور حسن (ع) به وجود آمد و به خدا قسم که حسن (ع) از لوح و قلم نیز برتر است، و چون هستى را از نور حسین (ع) معطر کرد، بهشت و حوریان زیباروى از نور او پدیدار گشتند؛ واللَّه حسین (ع) از حورالعین برتر است، سپس همه‏ى هستى از شرق تا به غرب تاریک ماند. ملائکه بر پروردگار از آن همه تاریکى و ظلمت شکایت کردند و خواستند که پروردگار تاریکى را از ایشان برطرف کند. پروردگار در اجابت خواسته‏ى آنان کلمه‏اى فرمود، از آن کلمه روحى خلق گردید، سپس کلمه‏اى دیگر فرمود و از آن کلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه کرد و آن را در بلندترین مکان عرش قرار داد. همه‏ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آمیخته به نور خلق شده از لطف پروردگار کسى نیست، جز فاطمه زهرا (س) و به همین دلیل او را زهرا (ع) نامیدند زیرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‏ى این روایت زیبا پیامبر (ص) مى‏فرمایند: اى پسر مسعود، چون روز قیامت فرارسد، پروردگار به من و على (ع) می‏فرماید: هرکس را که مى‏خواهید به بهشت داخل کنید و به جهنم بفرستید هرکس را که مى‏خواهید. و این قول پروردگار در قرآن مجید است که در «سوره‏ ى مبارکه‏ ى ق، آیه‏ ى 24» آمده است.

منبع:

« بحارالانوار، ج 40، ص 43»

نشانه شیعه حضرت زهرا بودن چیست؟؟؟....

زمانی که یکی از پیروان اهل بیت (علیه السلام) در شهر مدینه همسرش را خدمت حضرت زهرا (سلام الله علیها) فرستاد، تا بپرسد: آیا شوهرم از شیعیان شما می باشد یا نه؟

حضرت زهرا(سلام الله علیها) پاسخی اصولی دادند:
«اِن کُنتَ تَعمَلُ بِما أمَرناکَ وَ تَنتَهی عَما زَجَرناکَ عَنهُ فَأنتَ مِن شیعَتِنا وَ اِلّا فَلا
“اگر به آنچه به شما امر می کنیم، عمل می کنی و از آنچه شما را بر حذر می داریم، دوری می کنی از شیعیان مایی و الّا هرگز!! “

آن شخص پس از شنیدن پاسخی کلّی، مضطرب شد و با توجّه به ضعف ها و سستی های خود گفت: وای بر من که همیشه در آتش جهنّم خواهم بود، همسرش نگرانی و زاری او را با سخنان مطرح شده، خدمت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بازگو نمود.
حضرت فاطمه(سلام الله علیها) پاسخ داد.

لَیسَ هکَذا شیعَتُنا مِن خِیارِ أهلِ الجَنَّۀِ وَ کُلُّ مُحِّبینا وَ مَوالی أولِیائِنا وَ مُعادی أعدَائِنا وَ المُسلِمُ بِقَلبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا لَیسُوا مِن شیعَتِنَا اِذا خَالَفُوا أوامِرَنا وَ نَواهینا فِی سائِرِ المُوبِقاتِ وَ هُم مَعَ ذلِکَ فی الجَنَّۀَ وَلکِن بَعدَ ما یُطَهَّرونَ مِن ذُنُوبِهِم بِالبَلایا وَ الرَّزایَا أوفی عَرَصاتِ القِیامَۀِ بِأنواعٍ شَدائِدِها أو فی الطَّبَقِ الأعلَی مِن جَهَنَّمَ بِعَذابِها اِلی اَن نَستَنقِذَهُم بِحُبِّنا وَ نَنقُلَهُم إلی حَضرَتِنا ؛

“به همسرت بگو چنین نیست (که او فکر می کند). شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستانِ دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود. آری کسی که با قلب و زبان تسلیم ما اهل بیت شده؛ امّا از اوامر ما سرپیچی کند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود.

گرچه این گروه نیز پس از پاک شدن از گناهان و تحمّل مشکلات روز قیامت و قرار گرفتن اندک زمانی در طبقات بالای جهنّم و چشیدن عذاب، اهل بهشت خواهند بود و ما به خاطر دوستی شان با ما نجاتشان داده و آنان را به پیشگاه خودمان انتقال خواهیم داد".

منبع:

http://www.entekhab.ir/fa/news/195889/%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC-%D8%AD%D8%B6%D8%B1%D8%AA-%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87-%D8%B2%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%B3-%D8%B1%D8%A7-%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%86%D8%AF

ایثار حضرت فاطمه(س)

ایثار و از خودگذشتی از موضوعات مهمی است که  در فرهنگ شیعه و آموزه‌های اسلام از جایگاه بسیار بالایی برخوردار است و خداوند متعال در آیاتی از قرآن به صورت مستقیم و غیر مستقیم به آن پرداخته است و از سوی دیگر اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) نسبت به آن توجه خاصی داشتند.

شاید به کار بردن مفهوم ایثار در کنار شهادت تاکنون کاربرد فروانی داشته است، اما شهادت عالی‌ترین مصداق ایثار است و مصادیق دیگری نیز دارد، زیرا وجود این خصلت بر آمده از نادیده گرفتن منافع شخصی یا پس زدن هواهای نفسانی و مقدم داشتن دیگران نسبت به خود است و با این حساب مواردی مانند کمک‌های مادی و معنوی در حالت احتیاج، برخواسته از همین روحیه است.

حضرت زهراء(سلام الله علیها) وجود مقدسی است که ایثار با ایشان شناخته می‌شود، زیرا با تمام وجود این ویژگی را به تصویر کشیدند تا برای اهل ایثار و گذشت الگوی بسیار مناسبی باشند. به عنوان مثال در ماجرای ازدواج امیرالمؤمنین(علیهم السلام) با حضرت زهرا(سلام الله علیها)، این بانوی بزرگوار طی درخواست فقیری از ایشان، پیراهن تازه خود را به او تقدیم کردند. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در مقام معلمی که به دنبال استدلال شاگردش است، به دخترش فرمودند: عزیزم، مناسب بود براى مراعات حال داماد، لباس نو را براى خود نگه مى‏‎داشتی. حضرت زهرا(سلام الله علیها) فرمودند: پدرجان، این درس را از قرآن آموخته‎ام که مى‌‏فرماید: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ؛ هرگز به نیکوکارى نخواهید رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق کنید.» (آل‌عمران92) علاوه بر این، شما نیز همیشه چنین مى‏‌کردید.» پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نیز لبخند ملیحی زدند و حضرت زهرا(سلام الله علیها) را تحسین کردند.

منبع:

(عوالم العلوم، ج 11، ص 210)

حضرت زهرا(سلام الله علیها) بانویی در بيت‌ انقلاب‌

شخصيت‌ زهراي‌ اطهر، در ابعاد سياسي‌ و اجتماعي‌ و جهادي‌، شخصيت‌ ممتاز و برجسته‌يي‌ است‌; به‌ طوري‌ كه‌ همه‌ي‌ زنان‌ مبارز و انقلابي‌ و برجسته‌ و سياسي‌ عالم‌ مي‌توانند از زندگي‌ كوتاه‌ و پرمغز او درس‌ بگيرند. زني‌ كه‌ در بيت‌ انقلاب‌ متولد شد و تمام‌ دوران‌ كودكي‌ را در آغوش‌ پدري‌ گذراند كه‌ در حال‌ يك‌ مبارزه‌ي‌ عظيم‌ جهاني‌ فراموش‌ نشدني‌ بود. آن‌ خانمي‌ كه‌ در دوران‌ كودكي‌، سختيهاي‌ مبارزه‌ي‌ دوران‌ مكه‌ را چشيد، به‌ شعب‌ ابي‌طالب‌ برده‌ شد، گرسنگي‌ و سختي‌ و رعب‌ و انواع‌ و اقسام‌ شدتهاي‌ دوران‌ مبارزه‌ي‌ مكه‌ را لمس‌ نمود و بعد هم‌ كه‌ به‌ مدينه‌ هجرت‌ كرد، همسر مردي‌ شد كه‌ تمام‌ زندگيش‌ جهاد في‌سبيل‌الله‌ بود و در تمام‌ قريب‌ به‌ يازده‌ سال‌ زندگي‌ مشترك‌ فاطمه‌ي‌ زهرا و اميرالمؤمنين‌(عليهماالسلام‌)، هيچ‌ سالي‌، بلكه‌ هيچ‌ نيم‌ سالي‌ نگذشت‌ كه‌ اين‌ شوهر، كمر به‌ جهاد في‌سبيل‌الله‌ نبسته‌ و به‌ ميدان‌ جنگ‌ نرفته‌ باشد و اين‌ زن‌ بزرگ‌ و فداكار، همسري‌ شايسته‌ي‌ يك‌ مرد مجاهد و يك‌ سرباز و سردار دايمي‌ ميدان‌ جنگ‌ را نكرده‌ باشد.

پس‌، زندگي‌ فاطمه‌ي‌زهرا(س‌)، اگر چه‌ كوتاه‌ بود و حدود بيست‌ سال‌ بيشتر طول‌ نكشيد; اما اين‌ زندگي‌، از جهت‌ جهاد و مبارزه‌ و تلاش‌ و كار انقلابي‌ و صبر انقلابي‌ و درس‌ و فراگيري‌ و آموزش‌ به‌ اين‌ و آن‌ و سخنراني‌ و دفاع‌ از نبوت‌ و امامت‌ و نظام‌ اسلامي‌، درياي‌ پهناوري‌ از تلاش‌ و مبارزه‌ و كار و در نهايت‌ هم‌ شهادت‌ است‌. اين‌، زندگي‌ جهادي‌ فاطمه‌ي‌زهراست‌ كه‌ بسيار عظيم‌ و فوق‌العاده‌ و حقيقتا بي‌نظير است‌ و يقينا در ذهن‌ بشر ـ چه‌ امروز و چه‌ در آينده‌ ـ يك‌ نقطه‌ي‌ درخشان‌ و استثنايي‌ است‌.

منبع:

سخنراني‌  مقام معظم رهبری در ديدار جمع‌ كثيري‌ از بانوان‌ كشور 68/10/26

چرا امام علی(علیه سلام) درب منزل را باز نکرد؟

 

 

 


چرا امام علی(علیه سلام)درب منزل را باز نکرد؟

شبهه ای مطرح می‌‌کنند مبنی بر اینکه: اگر حضرت علی(علیه سلام) در خانه حاضر بود چرا حضرت زهرا(سلام الله علیها) درب منزل را باز کرد تا آن حادثه اتفاق افتد در حالی که باز کردن در توسط زن در صورت حاضر بودن مرد در منزل، خلاف غیرت مردان خصوصا مردان عرب است.

پاسخ:

اولاً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دقّ الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(سلام الله علیها) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

پاسخ:در مورد این که چرا حضرت زهرا سلام الله علیها در آن لحظات به پشت در رفتند، باید نکته مهمی را در نظر داشته باشیم و آن موقعیت خاص حضرت زهرا سلام الله علیها است.
قداست و موقعیت معنوی خاص حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها به گونه ای بوده است که دقیقا می¬توان گفت نظیر موقعیت خاص رسول خدا(صلی الله علیه واله) در میان مردم بوده است و رسول خدا (صلی الله علیه واله) در موقعیتهای مختلف و با طرق متعدد جایگاه معنوی این بانوی بزرگ اسلام را برای مردم بیان نموده است، به گونه ای که حتی فردی مثل یزید لعنت الله علیه که قاتل فرزند فاطمه سلام الله علیها است، در مجلس شام حضرت فاطمه را با قداست و عظمت یاد می کند و امروز نیز در جهان اسلام فرد مسلمانی را پیدا نمی کنید که معرفت به عظمت و قداست آن بانو نداشته باشد، با اینکه در طول تاریخ غالب مؤلفین کتب حدیثی و تاریخی چندان علاقه ای به نشر فضائل اهل بیت نداشته اند.
خلاصه این که، زبان و قلم از بیان عظمت بانوئی که رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله) در برابر او خم می شده و دستانش را بوسه می زدند، عاجز و ناتوان است.
حال با توجه به این موقعیت عظیم حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در میان مسلمین، قطعاً هیچ مسلمانی اصلاً به ذهنش خطور نمی کرد که یک مسلمان به خودش جرأت بدهد کوچکترین اهانتی نسبت به آن حضرت روا دارد و از این جهت حضرت زهرا سلام الله علیها به پشت در آمدند تا:
۱- با جایگاه و شخصیت و منطق قوی خود آنها را از خانه دور کنند.
۲- حمایت خود از حضرت علی (علیه سلام) را اعلام نمایند که مردم بدانند علی علیه السلام دارای چنان جایگاهی است که شخصیت با عظمت و با قداستی مانند حضرت زهرا(س) با تمام وجود از او حمایت می کند.
و این در واقع اتمام حجت بوده است بر آن افراد، و اگر خود حضرت علی (علیه سلام)به پشت در می رفتند، ظالمین به اهل بیت رسول الله (صلی الله علیه واله) با جرأت بیشتر به خانه حمله می کردند و قهراً در پی سوزاندن در، امیرالمومنین  (علیه سلام)دستگیر گشته و مسئله تمام می شده است، و بعدها می گفتند: دختر رسول اسلام  (صلی الله علیه واله) فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز با امیر المؤمنین موافق نبود و اگر او از علی (علیه سلام) دفاع می کرد ما از علی (علیه سلام) دست بر می داشتیم. اما حضرت فاطمه (سلام الله علیها) برای اینکه قاطع ترین حجت های الهی را بر آنها اقامه کند، به گونه ای که در پیشگاه خداوند متعال و پیامبر  (صلی الله علیه واله) بلکه در پیشگاه تاریخ و مسلمانان هیچ عذری نداشته باشند، شخصاً به قیام برخواستند تا یک طرف حجت های الهی را بر علیه آنها تمام نمایند و از طرفی نهایت خباثت درونی و پلیدی درونی دشمنان را برای همیشه در تاریخ و برای همه جهانیان، آشکار نمایند.
از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب «الدر المنثور» ص 50 نوشته است که: «خانه زهرا (سلام الله علیها)خانه نبوت است». بنابراین حضرت زهرا(علیها سلام) و مولا علی(علیه سلام) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎‌‌کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

دوماً) در جلد 44 همین کتاب صفحه 35 آمده است که: عمر بن خطاب آمد و دقّ الباب کرد، پیغمبر خانه بود ولی به حضرت خدیجه(سلام الله علیها) فرمود: «افتحی یا خدیجة» یعنی: «ای خدیجه در را باز کن».

سوماً) طبق آنچه ابن تیمیه در کتاب «منهاج السنة» نوشته است، کسی در منزل را باز نکرد؛ بلکه مهاجمان به زور وارد خانه حضرت(سلام الله علیها) شدند.

 

از سوی دیگر «سیوطی» در جلد 5 کتاب «الدر المنثور» ص 50 نوشته است که: «خانه زهرا (سلام الله علیها)خانه نبوت است». بنابراین حضرت زهرا(علیها سلام) و مولا علی(علیه سلام) بر این باور بودند که مهاجمان حریم خانه نبوت و لااقل حرمت خانه مؤمنان را حفظ می‎‌‌کنند نه اینکه بی توجه به دستور خدا و رسول، در خانه اهل‎بیت پیامبر را آتش زده و به زور وارد خانه می‎شوند.

منبع:

سایت آوینی

 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ