موضوع: "سیاسی"

با عظمت‎ترین موهبت‎های الهی

 


زمانی که سردمداران کفر و الحاد و رهبران بی بصیرت شاهنشاهی دست به دست هم داده بودن تا کشور اسلامی ایران را به کشوری آزاد و لیبرال و دور از معیارو موازین دینی و اسلامی تبدیل سازنند؛ یکی از با عظمت‎ترین موهبت‎های الهی به وقوع پیوست، و انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) در روز 22 بهمن سال 1357 به پیروزی رسید.

انقلاب که خود نقطه عطف و سرآغاز پیروزی‎ها وموفقیت‎های بیشتری شد. در این نوشتار سعی داریم رمز و راز این موفقیت را از قرآن مجید و روایات ائمه اطهار علیهم السلام جویا شویم.

یقیناً پیروزی و موفقیت انقلاب اسلامی بعد از لطف و مرحمت الهی مدیون مولفه‌ها وشاخصه‌های قرآنی ودینی است که در رهبران و مردم فهیم واسلامی ایران وجود داشته است. چرا که انقلابی به این عظمت و بزرگی نمی‎توانست بدون معیارها و موازین قرآنی به پیروزی و شکوفایی خود برسد. برای نمونه به بعضی از مولفه های قرآنی موثر در پیروزی انقلاب اسلامی اشاره می کنیم.

بصیرت و بیداری:

از جمله زیباترین و موثرترین مولفه‎های که در به ثمر رسیدن این انقلاب نقش داشت، وجود عنصری همچون بصیرت در مردم آن زمان بود. یقیناً اگر مردم آن دوران از این مولفه‌ی ارزشمند برخوردار نبودند، موفقیتی حاصل نمی‎شد. از این رو شاهد هستیم که مردم ایران اسلامی با چشم باز و با بصیرت کامل راه خود را انتخاب کردند و خود را مصداق این آیه معرفی نموند: « قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ[يوسف آیه108]بگو : اين راه من است من و پيروانم ، همگان را در عين بصيرت به ، سوی خدا می خوانيم منزه است خدا و من از مشرکان نيستم»

حضرت امام علی علیه‎السلام می‌فرمایند: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرت‌ها بهره گیرد آنگاه راه روشنی را بپیماید که در آن از افتادن در پرتگاه‌ها به دور ماند.»[1]

صبر و استقامت عامل پيروزي:

عنصر مقاومت یکی از مهم‎ترین مولفه‎های کار آمد و موثر در پیروزی انقلاب اسلامی است. امام خمینی (ره) و مردم فهیم ایران اسلامی با مقاومت و ایستادگی خود در برابر زور گویی‎های شاهنشاهی توانستند به پیروزی نهایی دست پیدا کنند.

 «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُونَ[فصلت آیه30]بر آنان که گفتند : پروردگار ما الله است و پايداری ورزيدند ،، فرشتگان فرود می آيند که مترسيد و غمگين مباشيد ، شما را به بهشتی که وعده داده بودند بشارت است»

اتحاد و همبستگی رمز پیروز:

اگر امت ایران اسلامی در سال 57 با هم متحد و یک صدا نبودند یقیناً نمی‎توانستند در برابر دشمنی که از ناحیه ابرقدرت‎های جهان استکبار حمایت و پشتیبانی می‎شد پیروز و موفق شوند، مردم ایران و نهضت الهی انقلاب اسلامی وجود این عنصر را در بین انقلابیون مدیون آموزه‎های وحیانی قرآن مجید هستند. چرا که خداوند متعال می فرماید: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ[آل عمران آیه103] همگان دست در ريسمان خدا زنيد و پراکنده مشويد»

امام علی علیه‎السلام نیز می فرمایند: «إِنَّ الشَّیْطَانَ یُسَنِّی لَکُمْ طُرُقَهُ وَ یُرِیدُ أَنْ یَحُلَّ دِینَکُمْ عُقْدَةً عُقْدَةً وَ یُعْطِیَکُمْ بِالْجَمَاعَةِ الْفُرْقَةَ وَ بِالْفُرْقَةِ الْفِتْنَةَ؛ همانا شیطان راه‎های خود را به شما آسان جلوه می‎دهد تا گره‎های محکم دین شما را یکی پس از دیگری بگشاید و به جای وحدت و هماهنگی، پراکندگی را به شما بدهد و در پراکندگی شما را دچار فتنه گرداند.»[2]

دوست‎شناس و دشمن‎شناسی کار آمد:

یکی از مهم‎ترین مولفه‎هایی که باعث پیروزی انقلاب شد درک صحیح مردم از امام و اهداف الهی ایشان و شناخت کامل از مخالفین و مانعین ایشان است. یکی از شاخصه‎هایی که اگر در این انقلاب وجود نداشت نمی‎توانست خروش امت اسلامی را به دنبال داشته باشد. مردم ایران به این باور رسیده بودند که حکومت شاهنشاهی مصداق واقعی حکومت طاغوت است از این رو خود را از زیر طوق بندگی طاغوت خارج ساختند. «لَقَدْ بَعَثْنا فِی كُلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ» ‹ نحل/ 36› (همانا در میان هر امّتی پیامبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ كنندكه، خدای یكتا را عبادت كنید و از طاغوت بپرهیزید)

پیامبر اکرم صلی‎الله‎علیه‎وآله درباره ضرورت شناخت دشمن می فرمایند: «ألا و ان أعقل الناس عبد عرف ربه فأطاعه و عرف عدوه فعصاه [3] آگاه باشید، عاقل‎ترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند، و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.

حضرت امير علیه‎السلام می‎فرمایند: «كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْنًا»[4]. نسبت به ظالم دشمن باش و نسبت به مظلوم ياور باش.

نکته ها

1- مردم بزرگی که به ندایی امام و مقتدایی خود لبیک گفتند و خون و جان خود را نثار آرمان‎های الهی امام کردند، ما نیز باید خود را وام‎دار خون پاک آن شهیدان بدانیم و راه مقدسشان را ادامه دهیم.
2- از جمله مولفه‎هایی که می‎تواند این انقلاب را بعد از پیروزی ثابت و پا برجا نگه دارد، بصیرت، دشمن شناسی، مقاومت و ایستادگی، اتحاد و همبستگی است.
3- بهترین و زیباترین مولفه‌های درست زیستن را می توان ازآیات و روایات ائمه اطهارعلیهم السلام استخراج کرد.

منبع:

[1] نهج البلاغه، سید رضی، خطبه۱۵۲، ص۴۷۳.
[2] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ خطبه۱21ص178
[3] اعلام الدین، ص 337، ح  15
[4] نهج‏‎البلاغه، نامه 47

 

به مناسبت نزدیک شدن به دهه فجر...مقاله ای درباره ی انقلاب اسلامی

مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در‌ آمد. رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،‌در ساعت 2 بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت.
اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را می‌داد:
“توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است" 
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت… 
نوزدهم بهمن ماه 1357


این روز با یک راهپیمایی بزرگ آغاز شد، این راهپیمایی از جمله تظاهرات و اجتماعاتی بود که به دعوت امام خمینی (ره) در پشتیبانی از نخست‌وزیری بازرگان برگزار می‌شود.
راهپیمایی از 9 منطقه تهران شروع و به سمت میدان آزادی ادامه یافت. گروه بسیاری از همافران نیروی هوایی با یونیفورمهای نظامی در این راهپیمایی حضور داشتند شعارهای راهپیمایان در دعوت از ارتش به همبستگی با ملت و حمایت از دولت موقت بود.
پس از آن که تمام راهپیمایان نقاط مختلف تهران در میدان آزادی تجمع کردند، قطعنامه‌ای توسط برگزارکنندگان مراسم خوانده شد که در آن از فرار شاه و بازگشت رهبر انقلاب استقبال شده بود. همچنین ضمن حمایت از نخست‌وزیری بازرگان، نیروهای مسلح به اطاعت از دولت او دعوت شدند. در این قطعنامه به دولت بختیار جهت مقاومتش در برابر موج خروشان انقلاب اخطار داده شد و اعلام گردید که فقط قراردادهایی اعتبار دارند که به تصویب دولت موقت رسیده باشند.(1)

پرسنل نیروی هوایی پس از این تظاهرات عازم محل اقامت امام خمینی (ره) شده و در مقابل ایشان ادای احترام کردند. این خبر ب همراه تصویری باشکوه در روزنامه کیهان منتشر شد. این اقدام برای سران ارتش چندان غیرمنتظره بود که در اعلامیه‌ای در صدد تکذیب حضور نظامیان در این راهپیمایی برآمدند. آنان که هنوز بر توهم وفاداری و سوگند به شاه باقی بودند عکس ادای احترام همافران در برابر امام را جعلی خواندند. در مقابل این اقدام ارتش، دفتر امام خبر و عکس کیهان را صحیح و واقعی دانست.(2)

از سوی دیگر اخبار روزنامه‌ها در روز 19 بهمن حاکی از آن بود که قره‌باغی ارتش را از دخالت در سیاست برحذر داشته بود.(3)
در مقابل موج حمایت‌ها از دولت موقت، یک روز قبل از این در 18 بهمن عده‌ای تحت عنوان طرفداران قانون اساسی در سالن بدمینتون استادیوم امجدیه (شیرودی) گرد آمده بودند. این عده که به دعوت جبهه وحدت ملی در این مراسم حاضر شده بودند، با شعارهایی چون: زنده باد ارتش، پاینده باد قانون اساسی و بختیار سنگر تو نگهدار به ستیز با انقلاب اسلامی مردم ایران پرداختند. این تجمع به گفته ناظران در حدود چهار، پنج هزار نفر را شامل می‌شد.
قطعنامه‌ای که در پایان این مراسم قرائت شد بر حفظ قانون اساسی، استقلال و تمامیت ارضی کشور،‌ مبارزه با استعمار سرخ و سیاه و حمایت از ارتش و دولت قانونی بختیار تأکید داشت(4)
روز پنجشنبه 19 بهمن برای دولت موقت روز موفقیت‌آمیزی بود. در این روز دولت موقت روز موفقیت‌آمیزی بود. در این روز دولت لیبی دولت بازرگان را به رسمیت شناخته و هفت وزارتخانه به تصرف کارمندان طرفدار دولت موقت در آمد(5) این اقدامات بختیار را آشفته ساخت و او که تا آن زمان دولت بازرگان را دولت سایه می‌نامید وزیران کابینه بازرگان را به بازداشت تهدید کرد(6)
جمعه بیستم بهمن 1357


روز 20 بهمن در حالی فرا رسید که مردم تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخست‌وزیر دولت موقت عازم دانشگاه تهران می‌شدند. دانشگاه تهران پس از کودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سرکوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سالها اشاره کرد؛ “دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد که هیچ‌گاه بعد از 28 مرداد ساکت نبوده، در آن دوران‌های اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی که بر سراسر ایران حکمفرما بود، تنها مکانی که در آن اجتماع و اعتراض علیرغم مزاحمت، زندان، شکنجه و غیره تعطیل نشد و هر چند ماه. اگر نگوییم هر چند هفته فریاد مرگ بر شاه‌ بلند می‌شد. دانشگاه بود که چشم و چراغ ایران بود.” بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست که برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه‌های کشور از قدرت کناره‌گیری کند(7)
در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان به نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این بار اجتماع‌کنندگان از فضای ورزشگاه خارج شده و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات کردند که این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی عده‌ای به نام روستائیان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار داده و چند نقطه از شهر را به آتش کشیدند(8)
در حالی که روز 20 بهمن رو به پایان بود، هیچ کس تصور نمی‌کرد شبی پرحادثه در پیش باشد اما آن شب، تهران آبستن حوادث بود. اوایل شب عده‌ زیادی از همافران و درجه‌داران نیروی هوایی در سالن آسایشگاه جمع شدند تا تصاویر امام را از تلویزیون ببینند. هنگامی که تصویر امام (ره) بر صفحه پدیدار شد، همافران با ابراز احساسات برای ایشان صلوات فرستادند. این ابراز احساسات موجب خشم افسران تیپ گارد جاویدان شده و درگیری میان طرفین شروع می‌شود. در همان شب یگانهایی از تیپ جاویدان از نقاط دیگر تهران برای سرکوب همافران عازم دوشان‌تپه می‌شدند بامداد 21 بهمن در راه بود و پایگاه هوایی دوشان‌تپه لحظه به لحظه در حلقه تنگ محاصره نیروهای گارد جاویدان در می‌آید. همافران که در محاصره بودند متحمل تلفات شدیدی شدند. در اواخر شب نیروهای مردمی و گروههای مسلح به یاری همافران شتافته و نبرد سختی بین دو طرف آغاز شد. سرانجام نیروهای گارد مجبور به عقب‌نشینی شدند. هجوم دوباره نیروهای گارد جاویدان به پادگان دوشان‌تپه نبرد خونین دیگری را رقم زد(9)
21 بهمن درگیری مسلحانه و نقشه‌ای برای کودتا
صبح روز 21 بهمن مردم تهران به هواداری از همافران تظاهرات کردند. در چند نقطه از تهران نزاع رخ داد و از میدان فوزیه (امام حسین) تا خیابان نیروی هوایی به طور ممتد صدای تیراندازی به گوش می‌رسید. در حالی که مردم به سمت دوشان‌تپه حرکت می‌کردند، عده‌ای از همافران در منزل امام خمینی (ره) پناه گرفتند. گزارش روزنامه‌های تهران حکایت از کشته و زخمی شدن صدها تن درگیریهای دوشان‌تپه داشت. در این زمان آیت‌الله محمود طالقانی به نمایندگی از امام (ره) از یگانهای نظامی خواست به پادگانهای خود بازگردند و به درگیریها خاتمه دهند(10) از پیش از ظهر روز 21 بهمن مذاکرات میان فرماندهان ارتش و رهبران انقلابیون آغاز شد، اما زد و خوردها در نقاط مختلف تهران ادامه داشت؛ پادگان سلطنت‌آباد در شمال تهران به تصرف انقلابیون در آمد و تا سیاست نظامی آمریکایی‌ها تسخیر شد.
درب زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سالها گشوده شد(11) این تحولات در حالی رخ می‌داد که بختیار خود را هنوز نخست‌وزیر قانونی می‌دانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاکره با مخالفان خبر داد. علیرغم این سخن، در ساعت 2 بعدازظهر 21 بهمن، از رادیو اعلامیه فرمانداری نظامی تهران پخش شد. فرمانداری نظامی با ریاست سپهبد رحیمی در این اعلامیه ساعات منع عبور و مرور را از ساعت 30/16 تا 5 بامداد اعلام کرد و در اعلامیه بعد این زمان تا 12 ظهر 22 بهمن تمدید گردید(12) امام خمینی (ره) در حالی که بیمار بود، طی اعلامیه‌ای به مردم هشدار داد و اعلام نمود: “به دستور فرماندار نظامی وقعی نگذارید و به خیابانها بیایید چرا که گاردیها و فرماندار نظامی توطئه کرده‌اند تا با استفاده از نبودن مردم، همافران را تار و مار کنند."(13)
پس از اعلام سفارش امام (ره)‌مردم به خیابانها ریخته و در هر گوشه‌ای از شهر سنگری بر پا شد. به گفته خبرنگار بی بی سی روحانیون در بین شهر می‌گردند و می‌گویند که آیت‌الله خمینی اعلام کرده است ساعتهای منع عبور و مرور غیرقانونی است و همچنین ایشان گفته است اگر لازم شود متقابلا می‌جنگد."(14) در جبهه انقلابیون در مورد اعلامیه فرماندار نظامی گمانهایی وجود داشت که از آن جمله تصور بر این بود که فرمانداری نظامی قصد داشته با اعلام منع عبور و مرور از فرصت استفاده کرده و در خالی بودن خیابانها، امام خمینی (ره) را دستگیر کنند(15)
بختیار با همه تظاهری که به مذاکره با دولت موقت داشت، سعی می‌کرد با خشونت در مقابل انقلاب بایستد. از همین رو ساعت 6 بعدازظهر روز 21 بهمن در جلسه شورای امنیت ملی با فرماندهان ارتش شرکت کرد و از آنان خواست با شدت تمام مقررات حکومت نظامی را اجرا کنند. او حتی دستور داد منطقه اطراف پادگان دوشان‌تپه بمباران شود. و در همان جلسه دستور دستگیری سران انقلاب را صادر کرد(16)
علیرغم این خطرها تهران بیدار بود و مردم به فرمان رهبر انقلاب، بی‌اعتنا به حکومت نظامی در خیابانها سر کردند. از آنجا که این خبر در میان مردم شایع شده بود نیروهای ارتش از شهرهایی همچون قزوین به سوی تهران در حرکتند، مردم شهرها اطراف تهران از خانه‌های خود بیرون آمده و در خیابانها و جاده‌ها مشغول حفر خندق و ایجاد مانع شدند تا بدین وسیله از پیشروی نیروهای نظامی به سوی تهران ممانعت کنند.](17) در شهر تهران نیز وسایط نقلیه بزرگ و اتوبوس‌های شرکت واحد تا آنجا که توانستند شاهراهها و خیابان‌های بزرگ را مسدود کردند تا از این طریق مانع رفت و آمد ماشین‌های نظامی و تانک‌ها بشوند(18)
22 بهمن، اعلام بی‌طرفی ارتش و پیروزی انقلاب اسلامی
صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می‌شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد کل بزرگ ارتشتاران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،‌معاونین، رؤسا و مسئولان سازمان‌های ارتش در این جلسه حضور پیدا کردند. مهمترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره‌باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، کمال حبیب‌اللهی و عبدالعلی بدره‌ای. جلسه با سخنان ارتشبد قره‌باغی آغاز شد که طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشکلات آنها پرداخت.
عبدالعلی بدره‌ای فرمانده نیروی زمینی از کمبود نیروهای تحت امرش برای کمک به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه حکایت از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب داشت سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت:
به طوری که تیمساران ملاحظه می‌کنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگانها که فرماندهان نیرو تشریح کردند،‌به عللی که همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است که نیروها بنا به اظهار فرماندهانشان قادر به انجام علمی نمی‌باشند. از طرف دیگر اعلیحضرت رفته‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر، مراجعه نمی‌کنند. ماه‌ها است که امور کشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملا در این مدت نشان داده‌اند که پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبه‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان کند ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است که در این مناقشه سیاسی ارتش خود را کنار کشیده و مداخله ننماید.
در ساعت یک بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی‌طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان‌ها باز گردند(19)
امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم کوبیدن هر نوع حمله تازه‌ای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگانهایشان خودداری شود.
از سوی دیگر در آن روز نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید رئیس مجلس به طور دسته‌جمعی استعفا دادند(20)
مراکز حساس دولتی یکی، یکی به تصرف انقلابیون در‌ آمد. رادیو تهران که از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت،‌در ساعت 2 بعدازظهر کاملا در اختیار آنان قرار گرفت(21)
اولین کلامی که از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید نوید فتح این مرکز را می‌داد:
“توجه بفرمائید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است" 
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی (ره) از رادیو پخش شد و امام در این پیام مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت(22)
بعدازظهر 22 بهمن روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند که توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیک‌پی، منصور روحانی و نصیری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) که در آنجا تحت نظر قرار داشتند توسط مردم دستگیر شدند.(23)
طبق آنچه که در روزنامه‌ها نوشتند در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند.(24)
پی نوشت:


1 . روزنامه اطلاعات،‌ پنجشنبه 19 بهمن ماه 1357، شماره 15780، ص 1
2 . روزنامه کیهان، شنبه 21 بهمن 57، 10634، ص 1.
3 . روزنامه اطلاعات، پیشین، ص 1.
4 . روزنامه اطلاعات، پیشین، ص 8.
5 . همان، ص 1.
6 . همان، شنبه 21 بهمن 1357، شماره 15781، ص 8.
7 . عبدالعلی بازرگان، مسایل و مشکلات نخستین سال انقلاب از زبان بازرگان، ناشر، مولف، تهران 1362، ص 77.
8 . اطلاعات، پیشین، ص 8.
9 . همان، ص 2.
10 . همان، ص 2.
11 . مهدی بازرگان، شصت سال خدمت و مقاومت، رسا، تهران 1377، ج 2، ص 324.
12 . روزنامه اطلاعات، یکشنبه 22 بهمن 1357، شماره 15782، ص 8.
13 . پیشین، ص 8.
14 . ع. باقی، تحریر تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی ایران، تفکر، قم 1373، ص 448.
15 . پیشین، ص 448.
16 . همان، ص 450-449
17 . اکبر خلیلی، گام به گام با انقلاب، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، تهران 1375، ج 1، ص 306.
18 . پیشین، ص 310
19 . غلامرضا نجاتی، تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله ایران، رسا، تهران 1373، ج 2، ص 392-387.
20 . روزنامه اطلاعات، دوشنبه 23 بهمن 1357، شماره 15783، ص 1.
21 . همان، یکشنبه 22 بهمن 1357، شماره 15782، ص 8.
22 . همان، دوشنبه 23 بهمن، ص 8.
23 . پیشین، ص 2.
24 . روزنامه کیهان، دوشنبه 23 بهمن 1357، شماره 10636، ص 2.

ده جمله از رهبر انقلاب درباره «شهدای هسته‌ای»...


 

در آستانه فرارسیدن سالگرد ایام «ترور دانشمندان هسته‌ای»،  ده جمله‌ی برگزیده از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را درباره «شهدای هسته‌ای»، منتشر کرد:

دستیابی به دانش هسته‌ای یکی از نمونه‌های موید پیشرفت دانشمندان ایرانی است که درباره آن هیاهوی زیادی هم به راه افتاده اما علت اصلی جنجال غربیها، توانایی بومی دانشمندان جوان کشورمان در دستیابی به این فناوری پیشرفته است.

دانشمندان جوان ایرانی با موفقیت بزرگ خود در دانش هسته‌ای در واقع آینده بلندمدت انرژی ملت ایران را تضمین کردند و این سررشته را نباید به هیچ قیمتی از دست داد زیرا هرگونه عقب نشینی از این میدان صددرصد ضرر است.۱

دست جنایتکاری که ضایعه (شهادت استاد دانشمند مرحوم آقای دکتر مسعود علی‌محمدی رضوان الله علیه) را آفرید، انگیزه‌ی دشمنان جمهوری اسلامی را که ضربه زدن به حرکت و جهاد علمی کشور است، افشاء و برملا کرد. بیگمان همت دانشمندان و استادان و دانش پژوهان کشور، به رغم دشمن،‌ این انگیزه‌ی خباثت آلود را ناکام خواهد گذاشت.

شهادت این دانشمندان برجسته در راه آرمانهای بلند و الهی، به کشور، انقلاب اسلامی، ملت ایران و محیط علمی آبرو بخشید و آنان با این شهادت، به بالاترین رتبه از ارزشهای معنوی دست یافتند.

در قضیه‌ی ترورهای (دانشمندان هسته‌ای)، من عقیده‌ام این است که بچه‌های تشکلهای دانشجوئی در این قضیه کوتاه آمدند؛ یعنی کم‌عملی نشان دادند. باید این قضیه را بزرگ میکردید. البته نه اینکه بزرگ کنید - چون خودش بزرگ است - همان جور که هست، منعکس میکردید. ما حتّی ندیدیم تشکلهای ما پوستر این شهدا را هم چاپ کنند، منتشر کنند، پخش کنند، یادمان اینها را نگه دارند. نه، این موضوع اصلاً نباید فراموش شود؛ این کار کوچکی نیست. ۱۳۹۰/۰۵/۱۹

اگر دانشمندِ علاقه‌مند به سرنوشت کشور، آماده‌ی فداکاری در این راه - فداکاری به حسب خودش - در یک کشوری وجود داشت، آن کشور رشد میکند. چیزی که میتواند این نیرو را به وجود بیاورد، این پیشرفت را به وجود بیاورد، بهتر از همه چیز، ایمان است. اگر این ایمان بود، کشور پیشرفت میکند.

رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش که با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یک جنبش تاریخی و برخاسته از یک عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ۱۳۹۰/۱۰/۲۲

(شهدای هسته‌ای) در راه خدا شهید شدند، در راه پیشرفت اسلام شهید شدند. مسئله‌ی اینها فقط این نیست که حالا ما یک ملتی هستیم، میخواهیم از فلان کشور و فلان دولت عقب نمانیم، لذا وارد عرصه‌ی علمی شده‌ایم؛ این هست، به‌اضافه‌ی یک چیزی از این مهمتر؛ و آن این است که ما با این حرکت علمیِ خودمان داریم اسلام را سربلند میکنیم، نظام اسلامی را آبرومند میکنیم.

مسئله این نیست که ما خواهیم توانست از صنعت هسته‌ای برای مصارفی که به سود منافع ملی است، استفاده کنیم؛ مسئله این است که این حرکت، به جوانهای این کشور، دانشمندان این کشور، آحاد مردم این کشور، عزم و تصمیم راسخ میبخشد و آنها را در این راه ثابت‌قدم میدارد؛ این مهم است.

یاد شهید علی‌محمدی، شهید شهریاری، شهید رضائی‌نژاد و شهید احمدی روشن هرگز از خاطره‌ی این ملت و حافظه‌ی تاریخ ما بیرون نخواهد رفت.

منبع:

ده جمله از رهبر انقلاب درباره «شهدای هسته‌ای»،۱۳۹۲/۱۰/۱۷


سخنان مقام معظم رهبری در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد...


سخنان مقام معظم رهبری در منزل شهیدان احمدی روشن و رضایی نژاد
رهبر انقلاب فرمودند: تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه كشور، نشان دهنده عظمتِ كاری است كه آنان انجام می دهند.
به گزارش دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پنجشنبه شب با حضور در منزل شهیدان مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی نژاد، دو تن از شهدای نخبه كشور، در فضایی معنوی با خانواده های آنان دیدار و گفتگو كردند.
ایشان در جمع خانواده شهید احمدی روشن با اشاره به اینكه این شهدای نخبه جوان مایه افتخار كشور هستند، خاطر نشان كردند: ارزش وجودی این شهدا از دو بعد قابل توجه است، جنبه اول؛ فعالیتهای علمی و تحقیقی و تسلط آنان به كارهای مهم و حساس است كه نشان از استعداد برتر و نخبگی آنان دارد و جنبه دوم؛ ابعاد الهی و معنوی این جوانان است كه همین عامل زمینه را برای شهادت آنان آماده می كند.
حضرت آیت الله خامنه ای شهادت این جوانان را، در راه خدا و زمینه ساز پیشرفت اسلام دانستند و تأكید كردند: با پیروزی انقلاب اسلامی از تهمت های بزرگی كه دشمنان علیه این انقلاب مطرح می كردند این بود كه، راه علم در این كشور بسته شد، اما جوانان كشور با مجاهدت و تصرف عرصه های علمی و به میدان آوردن حرف نو و ظرفیت های بالای خود، این تهمت دشمن را باطل كردند.
رهبر انقلاب همچنین با حضور در منزل شهید داریوش رضایی نژاد با تأكید بر اینكه تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه كشور، نشان دهنده عظمتِ كاری است كه آنان انجام می دهند، خاطر نشان كردند: امروز پیشرفت جمهوری اسلامی مایه دلگرمی ملتهای مسلمان و جوانان كشورهای اسلامی است.
شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته كشور هفته گذشته در اقدام تروریستی عناصر وابسته به استكبار به فیض
شهادت نائل شد، شهید داریوش رضایی نژاد نیز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروریستی دیگر به شهادت رسیده بود.

منبع:

تاریخ انتشار، ۳۰ دی ۱۳۹۰ ، ۱۰:۴۲

واکنش روحانی به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب

رییس جمهور عموم مسئولان، نخبگان و رسانه ها را مخاطبان اصلی بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب دانست و تاکید کرد: امروز مهمترین شاخص انقلابی گری؛ کاستن از فاصله ها، امید آفرینی و کمک به توسعه مادی و معنوی کشور است.

از پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری، حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی صبح پنجشنبه و در جلسه ستاد اقتصادی دولت با اشاره به سخنان روز گذشته مقام معظم رهبری، افزود: اینک و در پی اقتدار جمهوری اسلامی ایران در عرصه های منطقه ای و بین المللی؛ دشمنان انقلاب در صدد نا امید کردن مردم از آینده، اختلاف افکنی و ضربه به پشتوانه اجتماعی نظام بر آمده اند و ضروری است همگان در برابر این توطئه هوشیار، و نخبگان نیز در روشنگری جامعه و بویژه نسل جوان کوشا باشند.

رئیس شورای عالی امنیت ملی، انسجام ملی را برای تقویت ساختار درونی نظام و پیشرفت پرشتاب کشور ضروری خواند و گفت: هر گونه اختلاف افکنی میان قوا و دستگاه ها، بزرگنمایی ضعف ها و معضلات کوتاه مدت و همچنین یاس آفرینی در افکار عمومی نسبت به آینده کشور؛ حرکت در «خط تقابل» و مسیر طراحی شده بدخواهان ایران اسلامی است.

روحانی نقد دلسوزانه در چارچوب قانون را لازمه اصلاح رویه ها، تحول آفرینی و پویایی حوزه های مدیریتی خواند و افزود: تخریب و سیاه نمائی زمینه ساز تفرقه است و بی تردید بزرگترین مولفه قدرت ملی؛ وحدت اقوام، مذاهب و اقشار مختلف جامعه برای تحقق آرمانهای انقلابی و ملی است.

رییس جمهور در بخش دیگری از سخنان خود به مهمترین موضوعات اقتصادی کشور و از جمله ویژگی های لایحه بودجه سال 97 اشاره و گفت: دولت با هدایت رهبری و حمایت عمومی، ضمن اجرای سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی و با هدف گیری تولید و اشتغال؛ حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم را در صدر اولویت های خود دارد.

وی با تاکید بر اینکه برای حل مشکلات اقتصادی نیازمند واقع بینی و همراهی قوا و نهادها هستیم، ادامه داد: کاهش وابستگی بودجه به نفت، توسعه دیپلماسی اقتصادی، افزایش صادرات، رونق تولید و اشتغال؛ پنج رکن برنامه های اقتصادی دولت است.

رییس جمهور با تقدیر از بیانات صریح و وحدت بخش مقام معظم رهبری، جهت گیری دولت را، ایجاد فرصت برای شکوفائی همه استعدادها، همکاری با همه نیروها، و پرهیز از سیاست زدگی و جناح گرائی در حرکت اقتصادی کشور اعلام کرد و گفت: با شفافیت حداکثری در بودجه و امور اقتصادی کشور، بلندترین گام را در مقابله با فساد و ناکار آمدی بر می داریم و دیگر زمینه ای نخواهد ماند که متهمان فساد و تضییع امکانات، تخلفات خود را در پس دعواهای سیاسی پنهان کنند.

کافی است فلسطین باشی؛ هرچند زخمی....

کافی است زنده بمانی
آرام سرفه کن! مبادا آدم برفی‌ها، صدایت را بشنوند!
تو باید زنده بمانی؛ زندگی‌ات هر قدر هم که به مرگ نزدیک باشد، باید زنده بمانی! زندگی‌ات هرقدر هم که سخت باشد، به مرگِ آنها نزدیک است. اصلاً تو کافی است زنده باشی، تا آنها بمیرند؛ کافی است نامت بر تارک نقشه جهان بدرخشد تا در کنارش، هیچ نام بیگانه‌ای نباشد!
کافی است فلسطین باشی؛ هرچند زخمی، تا اسرائیل نباشد. هیچ ستاره شش‌زاویه‌ای نمی‌تواند با وجود نورافشانی خورشید، پیدا باشد.
مبادا آرزوهایت را بادهای زهرآلودی که از سمت غرب می‌وزند، آلوده کنند؛ تا با خیال راحت، زیتون‌هایت را از ریشه بکنند، کودکانت را پیش از فریاد بکشند، مردانت را پیش از انفجار به گلوله ببندند و زنانت را در سپیده‌دم بدزدند. (مابا شماییم ازهمه بالاتر خدا باشماست)

منبع:

 به قلم :محمدعلی کعبی

سفارش امامان بر احیای شب قدر حتی در بیماری

امام صادق(ع) به ابوبصیر مى فرماید:

«وصل فى کل واحده منهما مئه رکعه»؛ در هر یک از دو شب بیست و یکم و بیست و سوم صد رکعت نماز بخوان «واحیهما ان استطعت الى النور)»؛ تا مى توانى آن دو شب را تا سپیده صبح شب زنده دارى کن «واغتسل فیهما»؛ در آن دو شب غسل کن.

ابوبصیر عرض کرد اگر نتوانستم ایستاده نماز بخوانم؟ فرمودند: نشسته بخوان.

-اگر باز هم نتوانستم؟ خوابیده بخوان.

- اگر باز هم نتوانستم؟ ایرادى ندارد که سر شب کمى بخوابى و باقى مانده شب را، به هر نحوى که مى توانى به عبادت بپردازى، چون در ماه رمضان، درهاى آسمان گشوده است، شیطان ها در زنجیرند و اعمال مومنان پذیرفته مى شود.

از حدیث فوق، مى توان تاثیر فراوان کارهاى انسان را بر سرنوشت او ارزیابى کرد. مى بینیم ابوبصیر که یک راوى زبردست و کار کشته در فن روایت است، با پیش بردن مرحله به مرحله سوال ها در صدد آن است که ژرفاى شب قدر و اهمیت عمل در آن شب را به دست آورد؛

امام(ع) هم، چنان بر اهمیت عبادت در شب قدر پافشارى مى فرمایند که رضایت نمى دهند بنده حتى اگر بیمار باشد، از نتیجه اعمال صالح خویش محروم گردد. نکته در خور توجهى که تاثیر انسان را مشخص مى کند، جمله پایانى امام(ع) است که آن را به عنوان ریشه و علت تاکید و تشویق بر عمل صالح بیان فرموده اند؛ آنجا که فرمودند: «و تقبل اعمال المومنین»؛ اعمال مومنان در شب قدر پذیرفته مى شود.

منبع:

http://douavazekr.persianblog.ir/1391/4/

به مناسبت قیام 15 خرداددر ایران و جهان

بررسی همه جانبه رخدادهای انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که انقلاب سال 1357 و پیروزی مردم بر رژیم شاه به راستی مدیون قیام 15 خرداد بوده است. در خلال اصلاحات شاه و اوج گیری مخالفت روحانیان با آن، شرق و غرب اختلاف ها را کنار گذاشتند و هر دو با این نهضت مذهبی به مخالفت پرداختند. این امر و تبلیغات غربی ها سبب شد جهانیان از شناخت چهره واقعی اسلام محروم بمانند.
از یک سو، سرکوب قیام و حکومت نظامی سبب سرخوردگی نیروهای انقلابی در نخستین سال های پس از سال 1342 شد و از سوی دیگر، رهبران قیام، تبعید یا زندانی شدند و فعالیت های سیاسی و اجتماعی محدود گردید. تندروها نیز در حکومت شاه قدرت گرفتند. در نتیجه، زمینه برای شدت عمل در زندان ها فراهم آمد. در مقابل، جنبش مسلحانه نیز رشد کرد که این امر را می توان از پی آمدهای قیام 15 خرداد دانست.
با قاطعیت می توان گفت اگر 15 خرداد رخ نمی داد، آگاهی و تفکر انقلابی در مردم آن گونه رشد نمی کرد؛ روحانیت، به ویژه امام خمینی(ره) پیش گام مبارزه با رژیم قرار نمی گرفت و همراه با تشکیل سازمان ها و گردهم آیی های اسلامی، چهره واقعی شاه و دست نشاندگان او برای مردم آشکار نمی شد.

اکنون برخی نتیجه های به دست آمده از این قیام بزرگ را برمی شماریم:

1. افزایش رشد سیاسی روحانیت و حوزه علمیه و ورود روحانیان به صحنه های سیاست کشور؛
2. الگو قرار گرفتن مذهب برای مبارزه نیروهای مبارز؛
3. رشد آگاهی سیاسی توده های مردم ؛
4. افشای ماهیت ریاکارانه رژیم شاه برای توده های مردم؛
5. بی اعتباری شرق و غرب در میان مردم و پایه گذاری اصل نه شرقی، نه غربی به دلیل موضع گیری های منفی امریکا و شوروی در مقابل قیام مردم.
6ـ تثبیت مرجعیت و رهبری امام خمینی(ره) با تأیید مراجع و علما و پشتیبانی مردم.
7ـ روشن شدن ماهیت گروه های سیاسی وابسته و لیبرال و محو شدن جاذبه گروه های سیاسی و غیر مذهبی.
8ـ احساس ضرورت داشتن تشکل برای ادامه مبارزه.
9ـ نتیجه گیری برخی مبارزان برای توسل به مبارزه قهرآمیز با رژیم شاه، با این استدلال که به صورت مسالمت آمیز نمی توان به اهداف خویش رسید و باید شیوه مبارزه را تغییر داد.

منبع:

http://www.beytoote.com/art/decorum/occasion2-uprising.html

فرمایشات امام خمینی(ره) در مورد پانزده خرداد

پانزده خرداد یک نقطه عطفی است در تاریخ کشور ما که از همان وقت، شروع به فعالیت سیاسی شد و روحانیون از همان وقت خودشان را مجهز کردند.

پانزده خرداد یک مصیبتی بود برای ملت ما، لکن مبدأ جنبش بود.

پانزده خرداد در عین حالی که مصیبت بود لکن مبارک بود برای ملت که منتهی شد به یک امر بزرگی و آن استقلال کشور و ازادی برای همه مملکت.

پانزده خرداد برای اسلام بود و به اسم اسلام بود و به مبدائیت اسلام و راهنمایی روحانیت.

در حقیقت دستاورد نهضت پانزده خرداد 42 پیروزی بیست و دوم بهمن 57 بود.

قیام پانزده خرداد اسطوره قدرت ستمشاهی را در هم شکست و افسانه ها و افسون ها را باطل کرد.

اولین و مهمترین فصل خونین مبارزه در عاشورای پانزده خرداد رقم خورد.

با فرا رسیدن پانزده خرداد خاطره غم انگیز و حماسه آفرین این روز تاریخی تجدید می شود… من روز پانزده خرداد را برای همیشه عزای عمومی اعلام می کنم.

ملت بزرگ ایران، سالروز پانزده خرداد را که یوم اللّه است زنده نگه می دارد.

پانزده خرداد مبدأ نهضت اسلامی ایران است.

منبع:

مجله/ گلبرگ/ اردیبهشت 1379، شماره 2

منتظر حقیقی در کلام رهبر انقلاب کیست؟

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت

«انتظار فرج امام زمان(عج)» شامل مجموعه بیانات و تحلیل‌های مقام معظم رهبری درباره مسأله مهدویت در 116 صفحه است که می‌تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل  و شبهات مرتبط با انقلاب اسلامی، نظریه انتظار و عقاید شیعه نسبت به امام زمان(عج) باشد. 

«ساختن زندگی امروز در جهت حکومت امام زمان(عج)، مبارزه با استکبار تلاشی برای حاکمیت اسلام، انتظار فرج یعنی حرکت در جهت قسط و عدل، عقیده درست به امام زمان(عج) عامل تسلیم نشدن مردم، ایجاد ناامنی، شیوه استعمار برای مبارزه با عقیده انتظار، ارتباط خاص بسیجیان با امام زمان(عج)، رسیدن به تمدن نوین اسلامی، مقدمه ظهور حضرت بقیةالله(عج)، درس‌های نیمه‌شعبان برای منتظران، از غدیر تا ظهور، درس‌های اعتقاد به مهدویت و انتظار موعود، نگاه صحیح به مهدویت و تأثیر آن در عرصه اجتماع، نقش علما در زمینه‌سازی ظهور از جمله سرفصل‌های این کتاب به شمار می‌رود.

رابطه‌ى معنوى بین آحاد مردم و امام زمان(عج)

ارتباط قلبی یکایک مـردم مؤمـن با مقـام ولایـت عظمی و ولـی‌الله اعظم، یکی از برکاتی است که از مشخص بودن مهدی موعود(عجل‌الله‌تعالی فرجه‌الشریف) در عقیده مـردم ما ناشـی می‌شـود. ما عـلاوه بـر اعتقاد به اصـل وجـود مهـدی و این کـه کسـی خواهـد آمـد و دنیـا را از عـدل و داد پر خواهد کرد، شخص مهدی را به می‌شناسیم و نام و کنیه و پدر و مادر و تاریخ ولادت و کیفیات غیبت و اصحاب نزدیک و حتی بعضی از کیفیات هنگام ظهور او را نیز می‌دانیم. اگرچه آن شخصیت درخشان و خورشید تابان را در بیرون و محیط زندگی خود نمی‌بینیم و او را تطبیق نمی‌کنیم، اما معرفت به حال او داریم.

رابطه بین شیعیانی که این اعتقاد را دارند، با مقام ولایت و مهدی موعود، یک رابطه دائمی است و چقدر خوب و بلکه لازم است که یکایک ما، قلباً هم این رابطه را با توجه و توسل و حرف زدن با آن حضرت حفظ کنیم. طبق همین زیاراتی که وارد شده و بعضاً مأثور است و به احتمال زیاد به خود معصوم(ع) مستند است، این رابطۀ قلبی و معنوی بین آحاد مردم و امام زمان(عج) یک امر مستحسن، بلکه لازم و دارای آثاری است؛ زیرا امید و انتظار را به طور دائم در دل انسان زنده نگه می‌دارد.

ملازمت انتظار واقعی، با اطمینان و اعتماد به آینده

انتظار، یکی از پربرکت‌ترین حالات انسان است، آن هم در انتظار دنیایی روشن از نور عدل و داد. «یملا‌الله به الارض قسطا و عدلا» خدای متعال به دست او، سرزمین بشری و همۀ روی زمین را از عدالت و دادگستری پر خواهند کرد. انتظـار چنیـن روزی را بایـد داشـت، نباید اجـازه داد کـه تصرف شـیطان‌ها و ظلـم و عـدوان طواغیت عالم، شـعلۀ امیـد را در دل خامـوش کند، بایـد انتظار کشـید. انتظار، چیـزی عجیب و دارای ابعـاد گوناگونی است. یکـی از ابعـاد انتظار، اعتمـاد و امیـدواری بـه آینـده و مأیوس نبـودن اسـت. همیـن روح انتظار اسـت که به انسـان تعلیم می‌دهد تـا در راه خیـر و صلاح مبـارزه کنـد. اگر انتظـار و امیـد نباشـد، مبـارزه معنی نـدارد و اگر اطمینان بـه آینده هم نباشـد، انتظـار معنی نـدارد. انتظار واقعـی، با اطمینان و اعتماد ملازم اسـت. کسـی کـه به آمدنـش اعتمـاد و اطمینـان داریـد، انتظـارش را می‌کشـید و انتظار کسـی که به آمدنش اعتماد و اطمینان ندارید، انتظار حقیقی نیسـت. اعتمـاد، لازمۀ انتظار اسـت و ایـن هر دو، ملازم با امید اسـت و امـروز این امیـد، امـری لازم برای همۀ ملت‌هـا و مـردم دنیا است.

امید شرط مبارزه و حرکت به سمت صلاح

دنیا در طول تاریـخ طولانی بشـر، ادوار سـیاه و تاریکی به خود دیده اسـت؛ امـا بدون شـک یکی از تاریک‌ترین ادوار زندگی بشـر و تلخ‌تریـن روزگارهای عمومـی مردم عالـم، همین روزگار کنونی اسـت کـه در آن هیچ تردیـدی نباید کرد و ایـن به خاطر تسـلط روزافـزون قدرت‌های شـیطانی و بزرگ عالـم بر زندگی انسان‌هاسـت. اگر شـما بـه وضع دنیـا نـگاه کنیـد، قضیـه روشـن می‌شـود. در دنیـا، قدرت‌ها عالـم را بیـن خودشـان تقسـیم کرده بودنـد و روز به روز تسـلط و تصـرف قدرت‌هـای بزرگ نسـبت بـه مناطـق گوناگون عالم، سـخت‌تر و سـنگین‌تر شـده . امـروز دخالت قـدرت شـیطانی و طاغوتی آمریـکا در زندگـی ملت‌ها از همیشـه بیشـتر اسـت. در همۀ شئون عمـده و اساسـی ملت‌ها دخالت می‌کنند و این دخالت، منحصر به مسائل اقتصادی ملت‌ها نیست، بلکه در فرهنـگ و سیاسـت و ادارۀ امـور و تعییـن مدیران امـور کشـورها نیز دخالـت می‌کنند. اگـر کسـانی در جوامع گوناگـون اوضـاع را نفهمنـد و نداننـد، راحـت زندگـی می‌کننـد؛ امـا صاحبان فکـر و افـراد هوشـمند و روشـنفکر و کسانی که می فهمند قدرت های طاغوتی با زندگی و سرنوشت آنان چه می کنند، حقیقتاً دنیا برای آنان تیره و تار است و زندانی بیش نیست، «ضاقت علیهم الارض بما رحبت» حقیقتا انسان‌های هوشمند در بسیاری از مناطق دنیا، اینگونه زندگی می‌کنند. اگر در دل‌ها امید به روزگار روشن باشد، مبارزه ممکن است و اگر امید بمیرد، مبارزه و حرکت به سمت صلاح هم خواهد مرد.

 منبع:

http://www.afkarnews.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%85%D8%B0%D9%87%D8%A8%DB%8C-14/619607-%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA?rssRedirect=c2hhaHJla2hhYmFyLmNvbQ%3D%3D

غرب زده ها را از خواب بیدار کنید..

وظیفه جوانان مسلمان
راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسان ها، جنایتی بزرگ و جبران ناپذیر است. این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشه های شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروس های فکری و شبهه های ویرانگر عقیدتی پدید می آید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانش های دینی و قوی ساختن بنیان های اعتقادی است. حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است. ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت های ضد انسانی آن ها و عمال آن ها را برملا نمایید». ایشان در جای دیگری می فرماید: «در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید. تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به کار بندید. با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیشبرد آرمان های بزرگ اسلام بکوشید».

جوانان و خطر اندیشه های وارداتی

هدف دشمنان اسلام و استقلال ما آن است که افق نگاه جوانان را به سوی خواسته های شیطانی خویش تنظیم کنند و با عناوین فریبنده، جوانان را منحرف سازند. حضرت امام خمینی رحمه الله با اشاره به این نکته مهم فرموده است: «عوامل و ایادی استعمار که می دانند با آشنایی ملت ها، به خصوص نسل جوان تحصیلکرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران وقطع دست آنان از منافع ملت ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود، به کارشکنی پرداخته و می کوشند که با سمپاشی و آلوده ساختن اذهان و افکار جوانان، از جلوه گر شدن چهره تابناک اسلام جلوگیری نمایند و با عناوین فریبنده و مکتب های رنگارنگ، جوانان ما را منحرف سازند».

منبع:
مجله گلبرگ مرداد 1384، شماره 65

تک پسر است و پدرش طلا فروش در شمال تهران است.

 

 سردار غلامحسین غیب پرور رئیس سازمان بسیج مستضعفین طی سخنانی در همایش فرماندهان بسیج کارکنان دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در تالار فردوسی دانشگاه تهران با اشاره به ایام دهه مبارکه فجر اظهار داشت: انقلاب اسلامی، متوجه کردن انسان به سمت توحید و خداباوری بود و کار و هنر امام(ره) این است که نوع بشر را با خدا آشتی داد. غیب‌پرور ادامه داد: در قرن های گذشته کلی هزینه کردن که به مردم بگویند دین خدا توان حکومت و اداره جامعه را ندارد و تفکر لیبرالی بخوبی می‌تواند این کار را انجام دهد و برای همین دین باید به مسجد و کلیسا برود.  وی گفت: در زمان شاه مسئولین می‌گفتند

صفحات: 1· 2

نباید به دشمن اعتماد کرد!!!


دبیرکل مجمع تقریب مذاهب اسلامیآیت‌الله محسن اراکی گفت: مبارزه امروز در کشور، نبردی نظامی نیست بلکه ایران در نبرد سنگین فرهنگی، اقتصادی و سیاسیبا دشمن قرار دارد.

آیت الله اراکی یکشنبه شب در آئین بزرگداشت نخستین سالگرد شهادت شیخ نمر، رهبر شیعیان در عربستان در مسجد اعظم قم، افزود: ملت ایران با پیروی از تعالیم الهی به شکوفایی رسیده است، این ملت برخلاف آن چه دشمن سعی دارد نشان دهد، ملتی شاداب و سرزنده است.

وی با گرامیداشت این عالم فقید مبارز خاطرنشان کرد: شیخ نمر در راه جهاد در راه حق جان خود را از دست داد و به مقام شهادت رسید و طبق آیات الهی تقابل میان حق و باطل یک سنت ثابت است و پیروان حق در سنتی الهی پیروز هستند. خداوند در تقابل میان حق و باطل، قدرت را به انسان‌های مومن می‌دهد، همان گونه که در منطقه قدرت ستمگران در حال تضعیف است و افراد ستم‌دیده در حال افزایش قدرت هستند.

آیت‌الله اراکی اظهار کرد: در این مسیر نباید به دشمن اعتماد کرد، چرا که تکیه بر دشمن بزرگترین خطاست و موجب ذلت و نابودی می شود.

وی بیان کرد: تحقق وعده‌های الهی در تضعیف ستمگران ،نیازمندِ بسترسازی و زمینه‌سازی است که مهم‌ترین شرط آن صبر است؛ بر همین اساس پیروزی ملت‌های مظلوم بحرین و یمن و عربستان و مناطق دیگر جهان با صبر و روحیه مقاومت قطعی است.

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148334256016360

بصیر شدن دل مرده با تفکّر...

آیت الله قرهی گفت: تفکّر، زندگی و حیات است، دل مرده را زنده و بصیر می‌کند. دل انسان حیات پیدا می‌کند، نوع حیاتش هم این است که بصیر می‌شود و می‌بیند.

” تمام شرافت انسان، به صورت ظاهر، به تفکّر است، این که اشرف مخلوقات است و قوّه‌ی عاقله دارد. آن چیزی هم که عامل خطورات نفسانی و شیطانی می‌شود، همین تفکّر است. این تفکّر یا الهی می‌گردد و یا شیطانی.

به قدری شرافت تفکّر زیاد است که اگر به معنی حقیقی تفکّر باشد، از عقل است. لذا تفکّر غیر حقیقی هم داریم، چون در باب گناه هم بعضی از علمای اخلاق و عرفای عظیم‌الشّأن، حسب روایات شریفه بیان می‌کنند که گناهکاران هم فکر می‌کنند.

آن مرد الهی، ملّا محسن فیض کاشانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) تمثیل بسیار زیبایی در این زمینه دارند، می‌فرمایند: تفکّر در مورد گناه و مطالب نفسانی و شیطانی، ظهور تفکّر است، نه حقیقت تفکّر. چون حقیقت فکر، مِن العقل است. تفکّر حقیقی همان است که آیات الهی اشاره می‌کند و اتّفاقاً به آن‌ها که در گناه می‌افتند، می‌فرماید: چرا شما تفکّر نکردید؟! لذا فکر در گناه - که در روایات هم بیان شده - تفکّر ظاهری است. چون تفکّر فقط از عقل است و اگر کسی تفکّر کرد، راه نجات پیدا می‌کند.

حتّی اولیاء خدا فرمودند: تفکّر عامل قرب و ایجاد بندگی است. تفکّر، سیر درونی و باطنی است که از آن مبادی شروع می‌شود و مقدّماتی را ایجاد می‌کند تا انسان را به فعل بندگی دعوت می‌کند.

بنده موقعی بنده می‌شود که افعالش الهی باشد و به ادّعای بندگی نیست. بارها بیان کردیم که ما یا عبد نفس هستیم، یا عبد شیطانیم و یا عبدالله هستیم. جالب است که هیچ کدام از این سه مورد هم به ادّعا نیست، به عمل است.

اگر تفکّر انسان، الهی نشود، عملش هم الهی نمی‌شود و به سوی بندگی پروردگار عالم قدم برنمی‌دارد. لذا عرفای عظیم‌الشّأن، آن را به سیر درونی و باطنی و آفاق حرکتی روح تعبیر کردند که انسان را از مقاصد اوّلیّه و مِن الجمهولات الی المعلومات می‌برد.

به تعبیر خودمانی، تفکّر اگر به حقیقت تفکّر شد، انسان از جهل بیرون می‌آید و به کسی تبدیل می‌شود که به دنبال کسب معلومات و علم است. علم بما هو علم هم انسان را اهل عمل می‌کند. اگر انسان علم به مطلبی پیدا کرد، عامل به آن می‌شود.

اگر تفکّر کسی زیاد شد، سکوتش زیاد می شود؛ یعنی چه؟

علمای بزرگوار حسب روایات شریفه می‌فرمایند: اگر تفکّر کسی زیاد شد، سکوتش زیاد می‌شود. این مطلب بدین معناست که بیجا سخن نمی‌گوید و اگر سخن می‌گوید، سخن درست و حقّ می‌گوید. «و الّذین هم عن اللّغو معرضون» می‌شود؛ یعنی از لغو دوری می‌جوید. چه برسد بخواهد نعوذبالله لسانش به فحّاشی، تهمت و غیبت باز شود. معلوم می‌شود که کسی که لسانش هر چه می‌خواهد می‌گوید، اهل تفکّر نبوده است.

آن که زبانش هرزه شد، آن که لغو گفت و بعد از آن به گناه و معصیت مبتلا شد، دلالت بر این است که اهل تفکّر نبود و وقتی اهل تفکّر نبود، اعضاء و جوارج خودش را یله و رها کرد و نفس و شیطان، او را بردند. گاه مع‌الأسف ژست عقلایی هم می‌گیرد. چون شیطان اعمالشان را برایشان زینت می‌دهد «زیّن لهم الشّیطان». لذا مؤمنین و اهل معنا را انسان‌های اُمّل و عقب‌افتاده می‌دانند و خودشان را صاحب خرد و عقل می‌پندارند.

امّا تفکّر حقیقی، انسان را به خدا نزدیک می‌کند. مبدأ، تفکّر است و مقصد را برای انسان معلوم می‌کند که آن، بندگی خداست و این که انسان بداند هیچ اختیاری از خود ندارد، نه دستش، نه پایش، نه چشمش و ..، هر چه هست، اراده ذات احدیّت است. این‌جاست که اولیاء خدا می‌فرمایند: این تفکّر، تفکّر به معنی تفکّر حقیقی است.

بال‌های نفس برای پرواز به بندگی

آن مرد عظیم‌الشّأن و الهی، ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) جمله‌ای بیان فرمودند که عین جمله‌ی ایشان را آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) هم بیان فرمودند. آن جمله، این است: تفکّر، بال‌های نفس است که انسان را به آشیان قدسی خودش که همان بندگی خالص است، پرواز می‌دهد.

کنترل فکر صاحبان خرد، حتّی در بستر!

لذا پروردگار عالم هم انسان را به تفکّر دعوت کرده است و حتّی می‌فرماید: اوّل نگاه به آسمان و زمین برای اهل تفکّر و اهل خرد است. «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ‌» مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.

حتّی بیان کردیم: پروردگار عالم در مواردی انسان‌ها را مؤاخذه می‌کند که شما اهل تفکّر و اهل بصیرت نیستید (چون تفکّر، بصیرت می‌آورد و روایاتش را بیان خواهم کرد). پروردگار عالم در سوره ذاریات بیان می‌فرماید: «وَ فِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِینَ‌ وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَ فَلاَ تُبْصِرُونَ‌»، - و در زمین آیاتی برای اهل یقین (آن‌هایی که تفکّر می‌کنند) است، و در وجود خود شما نیز آیاتی است (همین که دارید حرف می‌زنید، همین که دارید گوش می‌دهید، همین که دارید با این چشم که به صورت یک دوربین کوچک هست، می‌بینید و رنگ‌ها را هم تشخیص می‌دهید، دوری و نزدیکی را می‌بینید و …)؛ آیا نمی‌بینید، خرد ندارید؟!

اولیاء الهی می‌فرمایند: حال انسان باید حالی باشد که دائم کنترل فکر داشته باشد. اگر این کنترل فکر درست شد، معلوم است انسان در این دنیا و مافیها، ولو تک باشد؛ یعنی به فرض همه‌ی عالم، بندگی را درک نکرده باشند و فقط او خلاف جهت حرکت کند، بندگی را درک می‌کند. این خصوصیّت کنترل فکر است.

می‌دانید یکی از ثمرات بندگی، شب‌خیزی است. بیان می‌کنند این آیه‌ شریفه که در سوره‌ی آل‌عمران بیان شده، برای اهل شب است. پروردگار عالم می‌فرمایند: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار» با همین الّذین، علاوه بر صله و موصول، حصر ایجاد می‌شود. آن‌هایی که همیشه خدا را یاد می‌کنند. چه موقعی که ایستاده‌اند و چه زمانی که نشسته‌اند. در بستر هم که از این پهلو به آن پهلو می‌شوند، دائم یاد خدا هستند.

یکی از خصوصیّت اهل ذکر (الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ) این است که اهل تفکّر هستند. یَذْکُرُونَ اللَّهَ … یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ. حال اهل ذکر این است که دائم در خلقت آسمان و زمین تفکّر می‌کنند. وقتی تفکّر می‌کنند، معلوم است که این‌ها به جای بدی نمی‌روند.

حالا یک کسی در بستر می‌خوابد و نعوذبالله فکر گناه می‌کند. امّا اگر بخواهی خلاصی از این حال داشته باشی، باید فکرت را کنترل کنی. حالا روایات آن را بیان خواهیم کرد، من کدهایی را جلوتر بیان می‌کنم که بدانید بحث چیست. بعضی‌ها در بستر فکر گناه می‌کنند، امّا آن‌ها که در بستر هم خوابیدند و از سمتی به سمت دیگر مدام می‌چرخند و باز تفکّر می‌کنند، «یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ». یعنی حتّی در خلوت هم اجازه نمی‌دهند که شیطان، تفکّر آن‌ها را ببرد که اگر فکر از دست رفت، همه چیز از دست می‌رود. لذا در خلوتشان هم فکرشان، الهی است.

قیام می‌کنند، می‌نشینند، می‌خوابند، مدام به یاد خدا هستند و تفکّر می‌کنند. لذا اگر خواستیم یاد خدا وجودمان را فرابگیرد و دائم بر ما سیطره داشته باشد، باید فکرمان را کنترل کنیم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148214862098035

 

رهبر انقلاب، درگذشت آیت الله واعظ‌زاده را تسلیت گفتند

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر درگذشت عالم فرزانه مرحوم آیِة الله آقای حاج شیخ محمد واعظ زاده‌ی خراسانی رحمة الله علیه را با تأسف و تأثر دریافت کردم. این روحانی بزرگوار و پرکار و روشن‌بین از جمله‌ی مردان با همّت و جامعی بود که علوم اسلامی همچون فقه و حدیث و رجال و تراجم را از برترین استاد این فنون یعنی مرحوم آیة الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه فراگرفته و خود در عمر پربرکت خویش به تحقیقات بدیع در آن و نیز علوم قرآنی و تاریخ و کلام پرداخته بود. آثار قلمی و تحقیقی ایشان در برخی از این رشته‌ها در شمار افتخارات علمی حوزه‌های علمی شیعه است و مورد استفاده‌ی ماندگار دنیای اسلام خواهد بود ان‌شاءالله. ضایعه‌ی رحلت این عالم جلیل را که در کهنسالی نیز از کار و تلاش علمی باز نماند به فرزندان گرامی و همه‌ی بازماندگان و مستفیدان از دانش و تجربه‌ی ایشان تسلیت عرض می‌کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان مسألت می‌نمایم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148208136025294

ناگفته‌هایی از نقش رهبر انقلاب در حفظ امنیت ایران

مرحوم هیکل می‌گفت وقتی بحران سوریه شروع شد، قبل از اینکه در جریان قرار بگیرم که دیدگاه امام خامنه‌ای

در ایران چیست و می‌گفت در این منطقه که همه‌جایش ناامن است، سهم عمده‌ی امنیت شما، از نگاه من که

از بیرون تحولات را دنبال می‌کنم، برمی‌گردد به نقشی که امام خامنه‌ای در هدایت و سکان‌داری این جریان دارد.

منبع:


http://www.basirat.ir/

امام خمینی(ره) : ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است...

مردی که هیچگاه در برابر تهدیدها و زورگویی های مستبدانی چون رضا خان سر فرود نیاورد و در نهایت نیز در همین مبارزه به شهادت رسید.

* مدرس در آیینه کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی (ره) مکرر از مرحوم مدرس به عنوان نمایندۀ واقعی مردم و حامی استقلال، امانت دار ملت و مبارزه گر با قلدران روزگار خود یاد می کند و در سخنانش می فرماید: «شما ملاحظه کرده اید، تاریخ مرحوم مدرس را دیده اید؛ یک سیّد خشکیدۀ لاغر (عرض می کنم با لباس کرباس)… یک همچون آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آن وقت را ادراک کرده می داند، که زمان رضا شاه غیر از زمان محمد رضا شاه بود، آن وقت یک قلدری بود که شاید تاریخ ما کم مطّلع بود، در مجلس در مقابل او آن طور ایستاد. یک وقت رضا شاه گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود: می خواهم که تو نباشی، می خواهم تو نباشی».

(صحیفه امام، جلد 16صفحه452)

همچنین در قسمتی از حکم تاریخی امام، مورخه 28 شهریور 1363ش، مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:

«… در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است و اینک با سربلندی از بین ما رفته، بر ما است که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دور افتاده او را تعمیر و احیا نماییم»

(صحیفه امام، ج ‏19، ص 74؛)

* شهید مدرس در کلام مقام معظم رهبری

مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمده‌اش این بود که” هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگرى در او اثر نمى‌کرد. همان وقتى که على‌الظّاهر فضا را بر ضدّ او آن‌چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار مى‌دادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب مى‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهاى استکبارى - یعنى همین قدرتهاى سلطه‌گرِ جهانى - که مرتّب روى این کشور و آن کشور دست مى‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش مى‌کشانند، عمده کارشان از ترساندن مى‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان مى‌آورند. بدیهى است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این‌طور رشد نمى‌کرد و این‌گونه نمى‌ماند

86/12/09(بیانات در دیدار اعضای انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان‌)

فریادهاى مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملى آن روز در مقابله‌ى با رضاخان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌اى که آن روز داشتند مى‌بستند که همه‌ى کشور را تحویل انگلیسها بدهند. اینها برقه ایى در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. نهضت به وسیله‌ى پیشروان این فکر شروع شد، رهبرى الهى و با عزم و ارده‌اى مثل امام، خداى متعال در اختیار ملت گذاشت؛

78/11/26(بیانات در دیدار کارگزاران حج‌ )

منبع:

http://www.farhangnews.ir/content/54787

رهبر انقلاب: مبارزه مرد میخواهد نه انسان بیکار...


فضای مجازی میدان مبارزه است و مبارزه بوده و هست و خواهد بود ،فقط شکل و نوع آن تفاوت کرده است .
مبارزه مرد میخواهد نه انسان بیکار.
همانطور که در دوران جنگ مسلحانه و به تعبیری “جنگ سخت” مردانی حضور یافتند که :
خانواده داشتند،
درس و دانشگاه داشتند،
کار و زندگی داشتند.
بیکار نبودند ،ولی بزرگترین کارشان شد دفاع از اسلام و انقلاب و از همه چیز خود گذشتند و ایثار نمودند.

اکنون نیز در میدان “جنگ نرم” باید حضور یافت. ما که لیاقت بیش از این را نداریم و از هیچ چیزمان نگذشتیم جز اوقات فراغت خود برای دفاع به حد توان و وسع خود.
لا یکلف الله نفسا الا وسعها
به فرموده رهبر انقلاب؛
فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است.
اگر از فضای مجازی غافل شویم اگر نیروهای مؤمن و انقلابی این میدان را خالی کنند مطمئنا ضربه خواهیم خورد.
هر کس به اندازه وسع و توان و هنر خود باید در این میدان حضور یابد .
۱- گاهی انسان حرف حق را می تواند با استدلال قوی و با زبان شیوا و هنرمندانه بیان کند که این حرف به گوش و چشم هزاران و شاید میلیونها مخاطب برسد .
۲- گاهی شاید ما حرفی برای گفتن نداشته باشیم اما می توانیم انعکاس کارهای خوب و هنری دیگران در فضای مجازی بشویم .
۳- گاهی با یک کلام ،یک جمله می توانیم باعث تقویت روحیه جناح مؤمن انقلابی فعال در فضای مجازی بشویم.
به اعتقاد من ، امروزه ذکر مستحبی بعد از نماز ما ، کار فرهنگی و جهادی در فضای مجازی است.
به فرموده رهبر فرزانه انقلاب :
رایانه و فضای مجازی که الان در اختیار شماست اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ، می توانید یک حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید ، برسانید . این فرصت فوق العاده ای است مبادا این فرصت ضایع شود . اگر ضایع شد ، خدای متعال از من و شما در روز قیامت سوال خواهد کرد . ۹۱/۷/۲۰
البته ورود در فضای مجازی احتیاج به؛ ایمان، علم، ذوق و سلیقه و هنر
دارد و بزرگترین آفت این کار گرفتار شدن به ؛ غرور، سیاست زدگی، حسادت، سطحی نگری، روز مرگی می باشد.
دشمن دارد با این ابزار ایمان و غیرت و اعتقادات جوانان ما را نشانه می گیرد و در سایه بی عرضگی و بی لیاقتی بعضی از مسئولان فرهنگی و رسانه ای کشور ، تا حدودی در این جنگ موفق بوده است .
باید جواب کار فرهنگی باطل آنان را با کار فرهنگی حق داد.

منبع:

http://roshangari.ir/video/43739

پرچم کشور آلمان مزیّن به تصویر رهبر معظم انقلاب


راهپیمایی بزرگ اربعین، به عنوان بزرگترین تجمع جهان هر سال با شکوه بیشتری برگزار می شود و عاشقان از سرار گیتی برای حضور در این مانور بزرگ دینی سختی راه را به جان می خرند و در راه ایثار و از خودگذشتگی پا می گذارند. در تصویر، دو شهروند شیعه آلمانی را می بینید که به سمت کربلا در حال حرکت هستند.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/736847?sk=1

رفتار بزرگوارانه امیرالمومنین(ع) با مخالفان سیاسی..!

متن زیر تفسیری از حکمت ۱۵ نهج البلاغه از مصطفی دلشاد تهرانی است که در ادامه می خوانید.

حکمت شماره ۱۵ نهج‌البلاغه، حکمتی بسیار در خور توجه و تأمل و درس‌آموزی است. حکمتی که بیانگر رفتار بزرگوارانه و مدارامدارانه امیرمؤمنان علی (ع) در رویارویی با مخالفان عقیدتی و سیاسی خودش است. آن حکمت چنین است: «مَا کُلُّ مَفْتُونٍ یُعَاتَبُ» هر گرفتار فتنه‌ای را سرزنش نمی‌کنند.

فضای ایراد این سخن پس از بیعت عمومی و همگانی با امام و مخالفت جمعی اندک از بیعت و همراهی با وی است. یعنی وقتی بیعتی عمومی و فراگیر با امام علی (ع) صورت گرفت، جمعی از این بیعت روی برگرداندند و از همراهی با حضرت تن زدند. از جمله سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، اُسامة بن زید، محمد بن مَسلمة، حسّان بن ثابت، کعب بن مالک، نُعمان بن بشیر و چند نفر دیگر.

البته نظر برخی محدثان و مورخان از جمله حاکم نیشابوری بر این است که این اشخاص هم بیعت کردند ولی چون از همراهی با امام تن زدند و از شرکت در جنگ یعنی جنگ جمل، در کنار وی خودداری کردند، آن‌ها را رویگردانندگان از بیعت شمردند. البته به نظرم می‌رسد که با توجه به قرائن متعدد تاریخی، این سخن، سخن درستی نیست و این اشخاص از همان ابتدا با امام (ع) بیعت نکرده بودند. 

به هر حال چه اینها کسانی بودند که بیعت نکرده بودند یا کسانی بودند که اظهار تمایل یا بیعت کرده بودند ولی از همراهی با امام سر باز زدند و مخالفت کردند، حضرت به هیچ‌وجه اجازه تعرض به اینها را نداد و در پاسخِ آن یارانی که خواهان اعمال فشار به اینها و وادارکردنشان به بیعت و همراهی بودند، بنابر نقل ابوحنیفه دینوری در الاخبارالطوال فرمود: «بَلْ أَدَعُهُمْ وَ رَأْیُهُمُ الّذی هُمْ عَلَیْهِ.» من آن‌ها را آزاد می‌گذارم و رأی و نظر آن‌ها همان است که خود می‌خواهند و بر آنند.

امام علی (ع) اجازه نداد در بیعت با او راه خلاف اخلاقی گشوده شود و بر روی‌گردانندگان از بیعت و خودداری‌کنندگان از همراهی با او ستمی روا شود. تنها درباره آنها گلایه‌ای را مطرح کرد. چنانکه شیخ مفید در کتاب الارشاد روایت کرده که حضرت فرمود: «وَ ایْمُ اللَّهِ لَأَنْصَحَنَّ لِلْخَصْمِ وَ لَأُنْصِفَنَّ لِلْمَظْلُومِ وَ قَدْ بَلَغَنِی عَنْ سَعْدٍ وَ ابْنِ مَسْلَمَهَ وَ أُسَامَهَ وَ عَبْدِ اللَّهِ وَ حَسَّانِ بْنِ‏ ثَابِتٍ أُمُورٌ کَرِهْتُهَا وَ الْحَقُّ بَیْنِی وَ بَیْنَهُمْ» به خدا سوگند برای دشمنان خیرخواهی می‌کنم و داد ستمدیده را می‌رسانم. به من از سعد، ابن مَسلَمة، اُسامه، عبدالله، حسّانِ بن ثابت، مطالبی رسیده که آن را نمی‌پسندم. خداوند میان من و آنان داور است.

با توجه به جغرافیای سخن و سبب صدوری که اشاره شد، این سخن یعنی: «مَا کُلُّ مَفْتُونٍ یُعَاتَبُ» در مقام تعلیم بزرگواری و بزرگ منشی در روابط اجتماعی به ویژه در رویارویی با مخالفان عقیدتی و سیاسی است. همچنین این سخن می آموزد که انسان باید زبان از سرزنش گناهکاران و نافرمانان ببندد و خیرخواه آن‌ها باشد. به بهترین روش راهنمایی‌شان کند و برای مداواشان کوشش کند.

امام علی (ع) در آموزه‌ای بسیار مهم و اساسی که در کلام ۱۴۰ نهج‌البلاغه وارد شده درباره زندگی اجتماعی و مدارا و روابط اخلاق‌محور چنین فرموده: «وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ اَلْعِصْمَةِ وَ اَلْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی اَلسَّلاَمَةِ أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ اَلذُّنُوبِ وَ اَلْمَعْصِیَةِ وَ یَکُونَ اَلشُّکْرُ هُوَ اَلْغَالِبَ عَلَیْهِمْ وَ اَلْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ فَکَیْفَ بِالْعَائِبِ اَلَّذِی عَابَ أَخَاهُ وَ عَیَّرَهُ بِبَلْوَاهُ» برای کسانی که گناه ندارند و از سلامت دین برخوردارند، سزاست که بر گناهکاران و نافرمانان رحمت آرند و شکر این نعمت را بگذارند. چندان که این شکرگذاری آن‌ها را مشغول خودشان بدارد و از عیب‌جویی مردمان باز بدارد تا چه رسد به عیب‌جویی که برادر دینی و انسان‌اش را نکوهش کند و به آن چیزی که به آن گرفتار است سرزنش‌اش بکند.

شریف رضی در حکمت ۱۹۴ نهج‌البلاغه مطلبی را آورده که امیرمؤمنان علی (ع) پیوسته چنین می‌گفت: «مَتَی أَشْفِی غَیْظِی إِذَا غَضِبْتُ أحینَ أعجِزُ عَنِ الانْتِقامِ فَیُقَالُ لِی لَوْ صَبَرْتَ أَمْ حِینَ أَقْدِرُ عَلَیْهِ فَیُقَالُ لِی لَوْ غَفَرْت.» هنگامی که به خشم می‌آیم، کی خشم خود را فرونشانم؟ آنگاه که از انتقام‌گرفتن ناتوان باشم و به من بگویند اگر شکیبایی‌ورزی بهتر است؟ یا آنگاه که برگرفتن انتقام توانا باشم و بگویند اگر درگذری شایسته‌تر است؟

یعنی گذشت و گذشت و گذشت. آن حضرت پیوسته چنین بود و هرگز از کسی انتقام نگرفت و با مخالفان عقیدتی و سیاسی خودش نهایت مدارا را داشت و تا زمانی که دشمنان او دست به شمشیر نبردند و به جان مردم نیفتادند با آنها برخورد نکرد.

آن حضرت در عهدنامه مالک اشتر بیانی بسیار راهگشا فرمودند: «فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إمّا أخٌ لَکَ فِی الّدینِ أوْ نَظیرٌ لَکَ فِی اَلْخَلْقِ یَفْرُطُ مِنْهُمُ اَلزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ اَلْعِلَلُ وَ یُؤْتَی عَلَی أَیْدِیهِمْ فِی اَلْعَمْدِ وَ اَلْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِکَ وَ صَفْحِکَ مِثْلِ اَلَّذِی تُحِبُّ وَ تَرْضَی أَنْ یُعْطِیَکَ اَللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ …. وَ لَا تَندَمَنَّ عَلَی عَفْوٍ وَ لاَ تَبْجَحَنَّ بِعُقُوبَةٍ»

بی‌گمان مردمان دو گروه هستند: یا برادر دینی تو هستند یعنی مسلمان و یا همانند تو در آفرینش هستند یعنی انسان. مردمان چنین‌اند که لغزش‌هایی از آن‌ها سر می‌زند یا گرفتار نادرستی‌هایی می‌شوند و دانسته و نادانسته کارهایی می‌کنند که تو را خوش نمی‌آید. پس چنان با بخشش و گذشت با آنها رفتار کن که دوست داری خداوند با بخشش و گذشت خود با تو رفتار کند. و هرگز از بخشش‌نمودن پشیمان نشو و بر کیفردادن شادی مکن.

خداوند ما را اهل بخشش و گذشت و بزرگواری و مدارامداری بگرداند. ان‌شاء الله

هیچ کشوری به دست امریکا عزت نیافته!!!

 

 

 ابراهیم رییسی به گزارش ایسنابا اشاره به آموزه‌های دینی ماه مبارک رمضان، عنوان کرد: اراده، تصمیم و تلاش برای رفع مشکلات و بازکردن گره از زندگی مردم از آموزه‌های این ماه و از مفاهیم شب‌های قدر و سیره پیشوایان دین اسلام است.

وی با تاکید بر اینکه اگر دگرخواهی همراه با خداخواهی و ظرفیت‌سازی در پرتو عبادت و بندگی خدا نباشد موثر نخواهد بود، اظهار کرد: همانطور که شاهد هستید، امروز ادعای دفاع از حقوق بشر برخی کشورها گوش فلک را کر کرده، اما چون برای تحکیم موقعیت، جلب توجه دیگران یا جلب منافع بیشتر است، تاثیر واقعی ندارد.

تولیت آستان قدس رضوی ادامه داد: هیچ کشوری به دست غربی‌ها و به‌خصوص آمریکایی‌ها عزت نیافته و مشکلات آن حل نشده است، این اقدام تنها باید به دست جوانان توانمند، برومند و جهادگر انجام شود. «رئیسی» به محورهای اصلی رفع مشکلات اقتصادی اشاره و تصریح کرد: تحقق اقتصاد مقاومتی، اصلاح نظام‌های پولی و بانکی، دریافت، پرداخت و اصلاح تخصیص اعتبارات و اصلاح نظام واردات و صادرات محورهای اصلی رفع مشکلات اقتصادی هستند.

وی با بیان اینکه جوانان ما باید امروز به طور جدی وارد عرصه شوند، گفت: تلاش و مجاهدت در این عرصه باید با روحیه و فرهنگ بسیجی که در زمان جنگ و تنگناهای مالی و نظامی رمز خروج ما از شرایط دشوار بود، محقق شود.

تولیت آستان قدس رضوی یادآور شد: فرهنگ و روحیه بسیحی نشان داده است که با اتکا به دین در عرصه‌های تصمیم‌ساز، اقدام و عمل می‌توان در تمام حوزه‌ها از رفع تحریم‌ها تا حل مشکل بخش صنعت موثر بود.

" اخلاق کاگزاران از نگاه امام علی (علیه السلام)...!"


رفتار شايسته‌ و برخورد نيك‌ مأموران‌ حكومتي‌ با مردم‌، نقش‌ مهمي‌ درايجاد محبوبيت‌ براي‌ حكومت‌ها و جلب‌ خشنودي‌ عمومي‌ دارد. كارگزاران‌ِحكومت‌ در خدمت‌ مردم‌ هستند و بايد با مهرباني‌ به‌ نيازهاي‌ مردم‌ رسيدگي‌كنند. حُسن‌ خُلق‌ در برخورد با مردم‌ و زيردستان‌ از دستورهاي‌ اكيد اسلام‌است‌. برخورد خشن‌ با مردم‌ و تحكم‌ و تكبر در برابر آنان‌ و پاسخ‌ منفي‌ به‌درخواست‌هاي‌ مشروعشان‌، از اخلاق اسلامي‌ به‌ دور است‌. اسلام‌، حاكم‌ و كارگزار را پدري‌ مهربان‌ مي‌داند كه‌ بايد با فرزندان‌خويش‌، محبت‌آميز رفتار كند.

 حكومت‌، امانتي‌ در دست‌ كارگزار است‌ كه‌ بايد به‌ خوبي‌ آن‌ را پاس‌ داشته‌و ابزاري‌ براي‌ گسترش‌ عدل‌ و حق‌ قرار دهد، نه‌ آن‌ كه‌ وسيله‌اي‌ براي‌ تسلط‌ برمردم‌ و غارت‌ اموال‌ عمومي‌ قرار گيرد، و اين‌، در صورتي‌ ميسر است‌ كه‌كارگزاران‌ حكومت‌ از سيرت‌ و اخلاق شايسته‌ و پسنديده‌ برخوردار باشند. اخلاق كارگزاران از نگاه امام علی (علیه السلام)عبارتند از:

1-تقوا : نخستين‌ سفارش‌ اميرمؤمنان‌(علیه السلام)به‌ كارگزاران‌ خود، تقوا است‌. در آغازعهدنامه‌ مالك‌ اشتر مي‌خوانيم‌: او را فرمان‌ مي‌دهد به‌ تقواي‌ الاهي‌ و گزينش‌ طاعت‌ او و پيروي‌ آن‌ چه‌در كتاب‌ خود فرموده‌ از واجبات‌ و سنت‌هايش‌ كه‌ كسي‌ جز با پيروي‌ آن‌،راه‌ نيك‌ بختي‌ را نپويد و جز با انكار و تباه‌ كردن‌ آن‌، بدبخت‌ نشود.

2ـ امانت‌داري‌ :از ويژگي‌هاي‌ ضروري‌ كارگزار، امانت‌داري‌ است‌. كارمند بايد در انجام‌دادن‌ وظايفي‌ كه‌ بر عهده‌ دارد، بكوشد و از هرگونه‌ كوتاهي‌ و بي‌توجهي‌بپرهيزد. كارگزار، امانت‌دار خليفه‌ مسلمانان‌ است‌ و بايد پاسخ‌گوي‌ امام‌ خودباشد. از اين‌ جهت‌ در سخنان‌ امام‌ علي‌ (علیه السلام) حكومت‌ به‌ امانت‌ تعبير شده‌ است‌. در نامه‌اي‌ خطاب‌ به‌ اشعث‌ بن‌ قيس‌، حاكم‌ آذربايجان‌ مي‌فرمايد: كار تو برايت‌ طعمه‌ نيست‌؛ بلكه‌ امانتي‌ در گردن‌ تو است‌. از اين‌ بخش‌ كلام‌ حضرت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ كارگزار، امانت‌دار رهبر وپيشواي‌ مسلمانان‌ بوده‌ و در برابر او پاسخگو است‌. در نامه‌اي‌ به‌ يكي‌ ازمأموران‌ جمع‌ آوري‌ زكات‌ او را از سستي‌ در اداي‌ امانت‌ نهي‌ مي‌كند، و درمقابل‌، از كارگزارش‌ در بحرين‌، به‌ سبب‌ حُسن‌ حكومت‌ و اداي‌ امانت‌ تجليل‌مي‌نمايد. و از آن‌جا كه‌ حكومت‌، امانت‌ است‌، شخصي‌ مانند معاويه‌ راشايسته‌ و امين‌ بر خون‌، احكام‌، ناموس‌ و اموال‌ مردم‌ نمي‌داند.

3-حق گرایی: امام‌ علي‌ (علیه السلام) در گفت‌وگويي‌ با ابن‌ عباس‌، هدف‌ خود را از پذيرش‌حكومت‌، برپايي‌ حق‌ مي‌داند و مي‌گويد: حكومت‌ از اين‌ كفش‌ بي‌ارزش‌، براي‌ من‌ بي‌اهميت‌تر است‌؛ مگر اين‌كه‌ حقي‌ را به‌ پا دارم‌ يا باطلي‌ را دفع‌ كنم‌. مراعات‌ حق‌ در مسائل‌ اقتصادي‌ نيز مانند ديگر حقوق‌ است‌. حضرت‌ به‌قيس‌ بن‌ سعد، استاندار آذربايجان‌ مي‌نويسد: خراجت‌ را به‌ حق‌ بگير. يعني‌ از آن‌چه‌ تعيين‌ شده‌، بيش‌تر و كم‌تر نگير و همين‌ سفارش‌ را به‌حذيفه‌، حاكم‌ مداين‌ دارد. در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر، وقتي‌ او را از همكاري‌ باهمكاران‌ حاكمان‌ فاسد پيشين‌ نهي‌ مي‌كند، دستور مي‌دهد كسي‌ را به‌ همكاري‌برگزيند كه‌ همواره‌ حق‌ را با وجود تلخي‌ آن‌ به‌ او يادآور شود.

۴ ـ عدل‌ گرايي‌ :اجراي‌ عدالت‌ از وظايف‌ مهم‌ كارگزاران‌ حكومتي‌ است‌. شناخت‌ عدل‌ باعمل‌ به‌ حق‌ و قانون‌ شرع‌ و جلوگيري‌ از ستم‌ افراد به‌ يكديگر و كيفرمتجاوزان‌ به‌ حقوق‌ ديگران‌ ميسر مي‌شود. امام‌ علي‌ (علیه السلام) هميشه‌ كارگزاران‌خود را به‌ اين‌ امر مهم‌ سفارش‌، و آنان‌ را به‌ عدل‌ و انصاف‌ فرا مي‌خواند. ازنظر حضرت‌، «بهترين‌ سياست‌ها عدل‌ است‌» و «شهره[به‌ چيزي‌] مانند عدل‌آباد نمي‌شود» و «عدل‌ حيات‌ احكام‌ است‌» و با عدالت‌، «قوام‌ و توانايي‌رعيت‌ حفظ‌ مي‌شود».* در عهدنامه‌ مالك‌ اشتر مي‌خوانيم‌: بايد محبوب‌ترين‌ كارها نزد تو آن‌ باشد كه‌ به‌ حق‌ نزديك‌تر و عدل‌ درآن‌ گسترده‌تر است‌… آن‌چه‌ بيش‌تر از همه‌، ديده‌ كارگزاران‌ حكومت‌ راروشن‌ مي‌كند، برقراري‌ عدالت‌ در شهرها و پيدايش‌ دوستي‌ ميان‌ مردم‌است‌. *اميرمؤمنان‌ (علیه السلام) نه‌ تنها كارگزاران‌ خود را به‌ عدل‌ با مردم‌ مسلمان‌ دعوت‌مي‌كرد، بلكه‌ از آنان‌ مي‌خواست‌ تا با غير مسلمان‌ نيز رفتاري‌ عادلانه‌ داشته‌باشند. در عهد نامه‌اي‌ كه‌ به‌ محمدبن‌ ابي‌بكر نوشته‌ است‌ مي‌خوانيم‌: واو را فرمان‌ داد به‌ نرمي‌ با مسلمان‌ و خشونت‌ با تبه‌كار و عدل‌ با اهل‌ذمه‌ و انصاف‌ با ستم‌ ديده‌ و سخت‌گيري‌ بر ستم‌كار و گذشت‌ ازمردم‌.

۵ ـ اطاعت‌ از امام‌ و رهبري‌: :كارگزاران‌، امانت‌دار حاكمند و طبيعي‌ است‌ كه‌ براي‌ اداي‌درست‌ اين‌ امانت‌ بايد از دستورهاي‌ امام‌ و رهبر پيروي‌ كنند؛ زيرا اوسياست‌هاي‌ كلي‌ نظام‌ اسلامي‌ را اعلام‌ مي‌كند و بسياري‌ از قوانين‌ ودستورالعمل‌هايي‌ كه‌ در جهت‌ بهسازي‌ وضعيت‌ اجتماعي‌ است‌، از طريق‌ وي‌ـ با واسطه‌ و بي‌واسطه‌ ـ اعلام‌ و بسياري‌ از رفتارهاي‌ اخلاقي‌ براساس‌ سياستي‌كه‌ از سوي‌ حاكم‌ تعيين‌ مي‌شود، اعمال‌ مي‌گردد. هنگامي‌ كه‌ ابن‌ عباس‌، رأيي‌مخالف‌ علي‌ (علیه السلام) داشت‌، امام‌ به‌ وي‌ فرمود: اين‌ وظيفه‌ تو است‌ كه‌ هنگام‌ مشورت‌ نظر خود را اعلام‌ داري‌؛ امّا اگربرخلاف‌ نظر تو عمل‌ كردم‌، بايد از دستورهاي‌ من‌ پيروي‌ كني‌.

 

"ضرورت کار حزبی از نگاه شهید مظلوم آیت الله بهشتی..."

 

 

* شهید بهشتی و تفکر تشکیلاتی

اندیشمند وارسته و ژرف بین و سیاستمدار کم نظیر در دوران معاصر ایران آیت الله دکتر محمد حسین بهشتی از نادر روحانیون عالی مقامی بود که به ضرورت تشکل و تحزب در عصر حاضر اعتقاد فراوان داشت و معتقد بود که در این زمان بدون آن، اداره جامعه و کسب موفقیت‌های جدی امکان ناپذیر نیست.
وی در مصاحبه ای در پاسخ به سؤالی پیرامون ضرورت وجود تشکل و حزب در جامعه اسلامی تصریح می‌کند: «وقتی انقلاب پیروز می‌شود نوبت به تداوم انقلاب، مدیریت و برنامه ریزی در زمینه های مختلف روحی و معنوی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی، اجتماعی و… می‌رسد. در بخش اقتصاد نیاز به برنامه ریزی کشاورزی، صنعتی، بازرگانی داخلی و خارجی و … می‌باشد و همه این‌ها به نیروهای شناخته شده و کارآمد نیاز دارد، نیروهایی که با ما همفکر باشند. اگر همه نیروها بر مبنای ایدئولوژی اسلامی و اصیل و زنده نباشند، در نتیجه

ادامه »