موضوع: "تربیت فرزند"

کمربند مشکی

سفید، زرد، آبی، قرمز، سیاه؛ پس از مدت ها تلاش برای رسیدن به موفقیت، به آخرش که می رسی، برترین رنگ کمربند مصیبت می شود: مشکی.

کلی کیف می کنی، جشن می گیری، دوستان و آشنااین را پیامک [sms] باران کنی! برای رو کم کنی بعضی ها هم که شده، مراسمی میگیری. با چشمان قلمبه، ابرو های شیب درا و لب و لوچه ی وارفته می پرسند: حالا چه کمربندی گرفتی؟ با افتخار می گویی: مشکی!!

یعنی مهم و با ارزش شدی، قوی شدی، از این به بعد همه باید حواس شان را جمع می کنند؛ چون با کوچک ترین حرکت اضافی، حسابی حالشان را می گیری!

باورکن سیاهی چادر هم همین کار کرد هارا دارد، با دهها قابلیت و توانایی دیگر! کسی جرات نمی کند دنبالت راه بیفتد، متلک بگوید، ماشینها برایت بوق بزنند و تعارف کنند؛ چون شکوه و ابهت چادرت به همه می فهماند که تو مهم و با ارزشی و شرافت خود را فدای چند لحظه لبخند و شوخی های شیطانی آنان نمی نمایی.

با چادر همه روی تو حساب ویژه باز می کنند و حساب کار دستشان می آید.

کتاب دختر باید خانوم باشد / ص 40

به جاى‏ هشت سال بگوییم به اندازه‏ ى هشت حج.


قالَ إِنِّی أُرِیدُ أَنْ أُنْکِحَکَ إِحْدَى ابْنَتَیَّ هاتَیْنِ عَلى أَنْ تَأْجُرَنِی ثَمانِیَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِکَ وَ ما أُرِیدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْکَ سَتَجِدُنِی إِنْ شاءَ اللهُ مِنَ الصّالِحِینَ .

(شعیب) گفت: «من مى خواهم یکى از این دو دخترم رابه همسرى تو درآورم به این شرط که هشت سال براى من کار کنى; و اگر آن را تا ده سال افزایش دهى، (محبّتی) از ناحیه توست; من نمى خواهم کار سنگینى بر دوش تو بگذارم; و ان شاء الله مرا از صالحان خواهى یافت.»

تفسیر نور

ما مى‏توانيم تمام كارهاى‏ خود را رنگ الهى‏ دهيم، چنانكه قرآن مى‏فرمايد: (صِبغَةَ اللهِ و مَن أحسَنُ مِنَ اللهِ صِبغَةً)

مثلاً هرگاه صورت خود را مى‏شوييم، قصد وضو نماييم، هرگاه مى‏نشينيم مثل پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) روبه قبله نشينيم، به جاى‏ مدرك و مقام، براى‏ رضاى‏  خداوند درس بخوانيم، لباسى‏ كه براى‏ همسر مى‏خريم، به مناسبت اعياد مذهبى‏ همچون عيد غدير يا تولّد حضرت زهرا (سلام الله عليها) باشد، هديه ‏اى‏ كه براى‏ فرزند خود مى‏خريم به مناسبت كسب يك كمال معنوى‏ باشد، همان گونه كه در اين آيه به جاى‏ هشت سال فرمود: به اندازه‏ ى هشت حج.

1   اگر كارى‏ بر اساس جوانمردى‏ و ضعيف نوازى‏ انجام شود، علاوه بر اجر معنوي، پاداش دنيوى‏ نيز بدنبال دارد. (قال اِنّى‏ اُريد أن اُنكِحَک)

2.  سنّت‏هاى‏ خوب ازدواج (همچون حضور در منزل دختر و گفتگو با حضور پدرش) را از انبيا بياموزيم. (اِنّ أبى‏ يَدعوک اِنّى‏ اُريد أن اُنكِحَک).

3. شناخت داماد پيش از اقدام به ازدواج، امرى‏ ضرورى‏ است. (فَلَمّا قَصّ عليهِ القَصَصَ - قال اِنّى‏ اُريد أن اُنكِحَک؛ موسى‏ سرگذشت خود را صادقانه به شعيب گفت و او به موسى‏ اطمينان پيدا كرد، آنگاه پيشنهاد دامادى‏ او را براى‏ دخترش مطرح نمود).

4. اگر از امين بودن، توانايى‏ وعلاقمندى‏ به كار جوان مطمئن شديم، (القويّ الامين) نداشتن امكانات و مسكن را مانع ازدواج قرار ندهيم.

5. پيشنهاد ازدواج از جانب پدر دختر مانعى‏ ندارد. (اِنّى‏ اُريد أن اُنكِحَک)

6.  رعايت نوبت ميان دختران، و ازدواج دختر بزرگتر قبل از كوچكتر، همه جا ضرورى‏ نيست. (إحدى‏ ابنتيّ) (حضرت شعيب به موسى‏ گفت: مى‏خواهم يكى‏ از اين دو دخترم را به ازدواج تو درآورم وشرط نكرد كه دخترِ اوّل باشد يا دوّم)

7. پدر نبايد در امر ازدواج ميان دختران، تفاوت بگذارد. (اِحدى‏ ابنتيّ هاتين)

8.  دختر و پسر مى‏توانند در هنگام خواستگارى‏ در برابر يكديگر قرار بگيرند. (هاتين)

9. غريزه‏ ى جنسى‏ را جدّى‏ بگيريم. حتّى‏ در خانه‏ى نبوّت، براى‏ سلامت محيط خانه و كار، ابتدا به امر ازدواج اقدام و سپس به استخدام توجّه مى‏شود. (اُريد أن اُنكِحَک عَلَى‏ أن تأجُرَنِي)

10.   ازدواج، با مهريه همراه است. (عَلَى‏ أن تأجُرَنِي)

11.   زمان بندى‏ قراردادها را بر اساس زمان عبادات و امور معنوى‏ قرار دهيم.  (ثمانِيَ حجج) به جاى‏ هشت سال، فرمود: هشت حج.

12.   يكى‏ از راه‏هاى‏ ترويج معروف، بزرگداشت اوقات معنوى‏ و «ايّام الله» است. (ثمانِيَ حجج)

13.   هنگام صحبت براى‏ مهريه، پدر عروس، حدّاقل مورد قبول را انتخاب كند و پذيرش بيشتر را به اختيار داماد بگذارد. (فاِن أتمَمتَ عَشراً فَمِن عِندِک) حضرت  شعيب به موسى‏ گفت: اگر هشت سال را به ده سال برسانى‏ اختيار با شماست.

14.   در ميزان مهريه، داماد را در تنگنا قرار ندهيد. (فمن عندک)

15.   پدر عروس در امر ازدواج سخت گيرى‏ نكند و در پرداخت مهريه، توان داماد را در نظر بگيرد. (ما اُريدُ اَن اَشُقّ عليک)

16.   كسانى‏ كه به كارگران و زيردستان خود سخت گيرى‏ مى‏كنند، انسان‏هايى‏ ناصالح هستند. (ستَجِدُنى‏ اِن شاء الله من الصالحين)

17.   داماد بايد از ناحيه بستگان جديد، آرامش خاطر داشته باشد. (ستَجِدُنى‏ اِن شاء الله من الصالحين)

18.   بدون استمداد از خدا وگفتن إن شاء الله، براى‏ آينده وعده‏اى‏ ندهيم. (اِن شاء الله من الصالحين)

19   اعتمادِ متقابلِ داماد و خانواده عروس لازم است. (ستَجدُني… من الصالحين)

در روايات مى‏خوانيم: كسى‏ كه براى‏ ازدواجِ برادران دينى‏ خود اقدامى‏ كند، در روز قيامت مورد لطف خاص خداوند قرار مى‏گيرد.

منبع:

تفسیرنور حاج اقا قرایتی ذیل ایه 27 قصص

هشدار 13 سال پیش برای امروز

ایمان را در بین خودتان ،دربین مجموعه تان،دربین زن وبچه تان وخانواده تان تقویت کنید .من

میخواهم به شما برادران وجوانان ومردان وزنان عزیز هشدار دهم که مراقب خانواده هایتان باشید .

منبع:

سخنان مقام معظم رهبری83/7/13

واکنش شیعیان به تحریم زیارت امام حسین(ع) به روایت تاریخ

شیعیان در مواجهه با سخت‌گیری دولت متوکل عباسی نسبت به زیارت مرقد مطهر امام حسین(علیه السلام)، شوق زاید‌الوصفی از خود نشان داده‌اند . به گواه تاریخ متوکل با صدور احکامی از جمله بریده شدن دست زائران حرم حسینی(علیه السلام) درصدد تحریم این زیارت برآمد اما ناکام ماند….

تاریخ اسلام مستندات قابل اعتنایی از همدلی‌ها و همراهی‌های جهان تشیع نسبت به ائمه‌ اطهار(علیه السلام) و به ویژه تلاش شیعیان در حفظ و تقویت فرهنگ عاشورایی را ارائه کرده است.

برخورد و رفتار خشن برخی از حاکمان وقت با شیعیان و محبان اهل بیت رسول گرامی اسلام(ص) نیز قابل تامل است.

به گواه تاریخ، در زمان امام کاظم (علیه السلام) یعنی همزمان با دوران متوکل عباسی، پیروان مذاهب دیگر مانند شیعیان مورد تعقیب و آزار قرار گرفتند. متوکل در میان عباسیان به کینه توزی با خاندان پیغمبر مشهور بود، وی مؤمنان علی (علیه السلام) و خاندان ایشان را سخت دشمن می پنداشت و هر کس را که دوست آن امام بود بی‎رحمانه می‎کشت و مال او را می‎گرفت.

دشمنی عباسیان با آل علی(علیه السلام)
بنا بر روایت متون تاریخی، نقل شده است که متوکل، مأمون، معتصم و واثق افرادی را که دوستدار علی (علیه السلام) (هر چند به شکل ظاهری) بودند،‌دشمن خود می‎نامیدند و از این رو ندیمان و همنشینان خود را از کسانی که به بغص اهل‎بیت(علیه السلام) شناخته شده بودند برمی‎گزیدند.

رفتار ظالمانه متوکل عباسی  نسبت به فرزندان حضرت امام علی (علیه السلام)، از جمله سیدالشهدا(علیه السلام) به نحوی بود که عده‎ای این اقدامات را با اقدامات یزید و معاویه مشابه می‌دانند.

تحریم زیارت اباعبدالله(علیه السلام) توسط عباسیان
علی‌رغم شدت فشارهای دولت متوکل نسبت به محبان و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت(علیه السلام) ایشان هیچ گاه دست از محبت خود برنداشتند و تا پای جان پای اعتقادات خود ایستادند تا جایی که متوکل مجبور شد زیارت امام حسین(علیه السلام) را با صدور احکامی از جمله بریده شدن دست راست در مرتبه اول و دست چپ در مرتبه دوم تحریم کند، اما این ترفند متوکل نیز کارساز نبود و شیعیان دسته دسته به زیارت اباعبدالله(علیه السلام) می‎رفتند.

مسعودی، مورخ بزرگ، در کتاب مروج الذهب می‎نویسد: خانمی به قصد زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) به مأمور ثبت نام مراجعه کرد. به وی تذکر دادند آیا می‎دانی که شرط رفتن به زیارت قطع دست است؟ آن زن پاسخ داد: از شرایط آگاهم! متصدی ثبت نام، اسم این خانم را می نویسد. آن گاه به وی می‎گوید دستش را برای قطع کردن بیرون بیاورد. آن زن دست چپ خود را بیرون می آورد. مأمور می‎گوید: خانم، بخشنامه می‎گوید باید دست راست داوطلب زیارت قطع شود. آن زن دست راست خود را از زیر حجاب بیرون آورده و می‎گوید: این دست را که سال گذشته قطع کرده‎اید.

صدور حکم قتل برای زائران امام حسین(علیه السلام)
متوکل عباسى، پاسگاهى در نزدیکى کربلا زد و به افراد خود فرمان اکید داده بود که هر کس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد، بکشید. (بحارالانوار، ج 45، ص 404). در یکى از این نوبتها، «دیزج یهودى‏» را مأمور تغییر و تبدیل ‏و تخریب قبر مطهر کرد. او نیز با غلامانش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شکافت و به‏ حصیرى که پیکر امام در آن بود برخورد کرد که از آن بوى مشک مى‎‏آمد. دوباره خاک ‏روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مى‏‎خواستند با گاو شخم بزنند که گاوها پیشروى نمى‎‏کردند. (بحارالانوار، ج 45، ص 394).

متوکل دستور داد قبر امام حسین علیه‎السلام را ویران و خانه‎هاى اطراف قبر شریف را خراب آنگاه در آن محل زراعت کنند و زائران را از زیارت بازداشت و به زندان انداخت و مورد شکنجه قرار داد. در این بین امام کاظم(علیه السلام) در مراجعات مختلفی که شیعیان به ایشان داشتند، تأکید می‎کردند هیچ گاه زیارت جدم حسین(علیه السلام) را ترک نکنید.

برويد سراغ كارهاى نشدنى، تا بشود؟؟؟

 

 به قدر تعليم، يا شايد بيش از تعليم، به تربيت بينديشيد. بجز در يك جا در قرآن، كه «يعلّمهم» جلوتر از «يزكّيهم» است، همه جا «يزكّيهم» - تزكيه - بر تعليم مقدم است؛ «يزكّيهم و يعلّمهم الكتاب و الحكمة». اين شايد نشان دهنده‌ى اين است كه تزكيه جايگاه برترى دارد. مخاطبان خودتان را تزكيه كنيد، تربيت كنيد. اين تربيت هم همين طور كه عرض كرديم، «من نصب نفسه للنّاس اماما فليبدأ بتعليم نفسه قبل تعليم غيره»، سخت است.  اين كار سخت را هم بايد انجام داد.

«يبلّغون رسالات اللَّه»خب، اگر بناست من و شما تبليغ رسالات الهى را بكنيم، منتظر شياطين انسى و جنى باشيم. به ما حمله مي­كنند؛ آماده بشويم. از لحاظ روحى، در درون خود حصار مستحكمى به وجود بياوريم - كه اين حصار، حصار ايمان و توكل است - تا مغلوب نشويم و از درون شكست نخوريم. فرار و هزيمت بيرونى، ناشى از فرار و هزيمت درونى است. شكست درون انسان است كه شكست بيرونى را نصيب انسان مي­كند، بر انسان تحميل مي­كند. اگر شما در دلت شكست نخورى، هيچ كس نمي­تواند شكستت بدهد. حصارى كه بايد در دل شما به وجود بيايد، حصار ايمان به خدا و توكل على‌اللَّه است؛ «و على اللَّه فليتوكّل المؤمنون»، «و على اللَّه فليتوكّل المتوكّلون»،«و من يتوكّل على اللَّه فهو حسبه»،«ا ليس اللَّه بكاف عبده»؛ اينها درس­هاى ماست. قرآن را با تأمل بخوانيم؛ اينها را به عنوان درس ياد بگيريم، اينها دستورالعمل زندگى است. اين، يك جور آمادگى است

بدانيد امروز وظيفه‌ى روحانيت مضاعف است. اگر روحانيت هميشه يك باربر دوش داشته است - بارتفهيم، تبيين، ابلاغ؛ «الّذين يبلّغون رسالات اللَّه» - امروز اين بار مضاعف است؛چرا؟

براى دو جهت: يكى اينكه فرصت براى تبليغ اسلام در دنيا - چه دنياى اسلام، چه دنياى غير اسلام - به وجود آمده است، كه حالا مختصراً عرض خواهم كرد. يكى هم به دليل همين فرصت و از ترس اسلام، حملات نسبت به اسلام افزايش پيدا كرده است. پس وظيفه مضاعف ميشود. وقتى فرصت هست، وظيفه زياد است. وقتى به خاطر اين فرصت، حمله ودشمنى و تهاجم هست، باز وظيفه زياد است. امروز شما در يك چنين وضعيتى هستيد. نبايدهم بترسيد؛ «و يخشونه و لايخشون احدا الّا اللَّه». از هيچ چيز نترسيد، از سختى‌هاى راه نهراسيد.نه اينكه بگوئيد سختى نيست؛ چرا، سختى هست؛ اما از اين سختى نترسيد. به استقبال كارهاى دشوار و سخت برويد. كارهاى نشدنى را انجام بدهيد.

برويد سراغ كارهاى نشدنى، تا بشود. تصميم بگيريد بر برداشتن كارهاى سنگين، تابرداريد. «ولا يخشون احدا الّا اللَّه». «و خب،زحمتهايش چه؟ رنجهايش چه؟ محروميتهايش چه؟ جوابش اين است كه: كفى باللَّه حسيبا»؛ خدارا فراموش نكن، خدا حسابت را دارد. در ميزان الهى، رنج تو، محروميت تو، كفّ نفستو، حرصى كه خوردى، زحمتى كه كشيدى، كارى كه كردى، خون دلى كه خوردى، دندانىكه روى جگر گذاشتى، اينها هيچ وقت فراموش نميشود؛ «و كفى باللَّه حسيبا».

منبع:

جلسات اخلاقی رهبر

درس زندگی....

اسماعیل بشاش، از شاگردان شهید رجایی در مدرسه کمال می گوید:«یک بار دانش آموزی از مدرسه کمال برای بعضی از دانش آموزان مدرسه دخترانه همان اطراف برخلاف نزاکت، مزاحمتی ایجاد کرد و خبر آن در مدرسه انتشار یافت. صبح روز بعد، وقتی شهید رجائی از بی ادبی آن دانش آموز اطلاع یافت، از عمل نادرست وی سخت عصبانی شد و برای تنبیه وی و هشدار به سایر دانش آموزان، درحالی که با نگاه نافذ و گیرایش دانش آموز گناه کار را در نفوذ خویش داشت و با صدای نیمه شنیده ملامتش می کرد، گوشش را گرفت و از کلاس اخراج کرد. این عمل آقای رجائی با آن سابقه ذهنی ای که بچه ها از نیک نامی و عملکرد وی داشتند و معلوم بود که اولین بار چنین برخوردی اتفاق افتاده است، همه دانش آموزان را شگفت زده کرد. همان روز، بعد از نماز ظهر و عصر، دوباره همان دانش آموز خطاکار را احضار کرد و با وقاری خاص و چهره ای به غم نشسته، درحالی که سعی می کرد صدایش را همه بشنوند، دردمندانه در حضور همه بچه های کلاس از وی عذرخواهی کرد. آن دانش آموز که از بزرگواری آقای رجائی خیلی خجالت کشیده بود، سخت به گریه افتاد. کلاس با این رفتار بزرگوارانه آقای رجائی یکپارچه سکوت شد. همه بچه ها تحت تأثیر خودشکنی و نفس کشی وی، پندی دیگر گرفتند و درس زندگی و بزرگ مردی آموختند.»

منبع:

خواندنی هایی از زندگی یک رئیس جمهور.

بهترین راهکار اجرای امر به معروف و نهی از منکر

این مرجع تقلید ظهر امروز در دیدار جمعی از دانش آموزان مدرسه هاجر قم، اظهار داشت: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هریک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان، تربیت اسلامی می شود.

وی به جایگاه حقوق والدین در اسلام اشاره کرد و افزود: هرکدام از والدین و فرزندان بر یکدیگر حقوقی دارند و نباید حقوق یکدیگر نادیده گرفته شود.

 

آیت الله مکارم شیرازی افزود: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هر یک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان تربیت اسلامی می شود و اگر هر کدام از این امور کوتاهی کنند انسان درست تربیت نخواهد شد.

 

وی بیان داشت: ان شاء الله هر سه محیط رسالت خود را در نظام جمهور اسلامی به درستی انجام دهند تا با همکاری هم انسانهای سالمی تربیت شوند و بتوانند به نظام و انقلاب خدمت صادقانه انجام دهند.

 

این مفسر قرآن کریم اظهار داشت: معصوم(ع) فرموده اند« اگر والدین و معلم به دانش آموز یک بسم الله یاد دهند، خدای متعال بهشت و برائت از جهنم را به او عطا خواهد کرد».

 

آیت الله مکارم شیرازی گفت: از جمله حقوق فرزند بر والدین، انتخاب نام نیکو، تعلیم  قرآن و تربیت کردن براساس آموزه های دین است.

 

وی افزود: در حالات امام حسن و امام حسین(ع) آمده است که  این دو بزرگوار با اخلاق عملی، رفتار و کردار درست، محبت، عطوفت و مهربانی، مرد میانسال را نصیحت کردند و باعث هدایت او شدند.

 

این مرجع تقلید بیان داشت: برای اجرای امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه  بهترین راهکار، بیان از روی ادب و احترام است.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/769819?sk=1

چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟


به گزارش گروه فرهنگی خبرگزاری میزان، کتاب چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟ اثر حجت الاسلام پناهیان، به چاپ هشتم رسید.

دهمین و جدیدترین اثر مکتوب برگرفته از مباحث حجت‌الاسلام پناهیان پس از یکسال به چاپ هشتم رسید. این کتاب 220 صفحه‌ای از زاویه‌ای جدید و کاملاً کاربردی به سوال بسیار مهم «چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟» پرداخته است و مهم‌ترین آثار و فواید روحی و روانی نماز را که اغلب به آن توجه نمی‌شود را به زبان ساده و تحلیلی توضیح داده است.

نسخۀ صوتی این مباحث که حدود ده سال قبل منتشر شد، به دلیل نگاه تازه و متفاوت و درعین حال علمی، کاربردی و چالش‌برانگیزش به «نماز خوب» که با بیانی ساده و روان و آمیخته با مثال ارائه شده، با استقبال فراوان و گستردۀ اقشار مختلف به ویژه دانش‌آموزان، دانشجویان، مراکز فرهنگی و همچنین معلمان، مربیان و فعالین فرهنگی قرار گرفت و سرانجام پیگیری‌ها برای چاپ این مباحث به صورت مکتوب به سرانجام رسید.

در این کتاب به سوال‌های زیر پاسخ داده شده:

پاسخ به سوال‌های جوانان:

چرا نماز خوب خواندن را برای خودمان اینقدر مشکل کرده‌ایم؟
چرا نماز در ما زیاد تأثیر نمی‌گذارد؟
چگونه از نماز لذت ببریم؟
تصورات اشتباه ما در مورد نماز خوب، چقدر به نماز ما ضربه می‌زند؟
اصلی‌ترین و مهمترین ویژگی نماز خوب چیست؟
اشکال مهم نمازهای ما چیست؟
وقتی حال نماز خواندن نداریم، چگونه خودمان را قانع کنیم که نماز بخوانیم؟
رسیدن به نماز عاشقانه چه مراحلی دارد؟

پاسخ به سوال‌های والدین و مربیان:

دلیل کاهل‌نمازی برخی بچه‌ها چیست؟
راه صحیح معرفی نماز به فرزندان چیست؟
مهم‌ترین راه ترویج نماز چیست؟
نمازاول وقت چگونه باعث افزایش خلاقیت می‌شود؟
چرا گناه تمام بی‌نمازها گردن نمازخوان‌هاست؟
راه نمازخوان شدن بی نمازها چیست؟

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148215612043741

یا زینب(س)...

یا زینب(س)...

تاسی به امام حسین(علیه السلام) در تربیت فرزند

پیوند: http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/4180/4744/38724

 

زمینه سازی تربیت

در مکتب اهل بیت(علیهم السلام)نه تنها تربیت فرزندان از لحظه تولد مورد توجه بوده بلکه به زمینه های تربیت و شرایط قبل ازتولد و بلکه حتی قبل از انعقاد نطفه نیز توجه خاص شده است. ازاین رو در روایات معصومان(علیهم السلام) زمینه ها و شرایط مطلوب و نامطلوب انعقاد نطفه بیان گردید. از جمله این نکات پرهیزکردن از همبستری در شبی است که انسان قصد مسافرت دارد. امام حسین(ع)خطاب به اصحابش فرمود:

«اجتنبوا الغشیان فی اللیله التی تریدون فیها السفر فان من فعل ذالک ثم رزق ولدا کان احولا»

از همبستر شدن با همسرانتان در شبی که قصد مسافرت داریدبپرهیزید; (زیرا)اگر در اثر آن فرزندی روزی شود احول(لوچ)خواهدبود.»

اظهار محبت به فرزندان

محبت به فرزندان امری درونی است که خداوند آن را در دل والدین به ودیعت نهاده است. اما آنچه در این میان مهم می نمایدو آثار تربیتی در پی دارد ابراز آن است. این امری اختیاری است و والدین و مربیان می توانند در پرتو آن زمینه تربیت صحیح رافراهم آورند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند اما آن را ابراز نمی کنند در حالی که محبت وقتی سازنده وتاثیر گذار خواهد بود که فرد مورد محبت از آن آگاهی یابد.امام حسین(ع)به عنوان الگوی تربیتی مطمئن و کامل محبت به فرزندان را از نیازهای ضروری آنان دانسته، در قالبهای گوناگون به ابراز آن می پرداخت. گاه با در آغوش گرفتن و به سینه چسبانیدن خردسالان، زمانی با بوسیدن آنان و گاه با به زبان آوردن کلمات شیرین و محبت آمیز.

عبیدالله بن عتبه چنین می گوید: «کنت عندالحسین بن علی(علیهماالسلام)اذ دخل علی بن الحسین الاصغر فدعاه الحسین(ع)و ضمه الیه ضما و قبل مابین عینیه ثم قال: بابی انت اطیب ریحک و احسن خلقک…»

«نزد حسین بن علی(ع)بودم که علی بن حسین(ع)وارد شد. حسین(ع)(امام سجاد(ع))او را صدا زد، در آغوش گرفت و به سینه چسبانید، میان دو چشمش را بوسید و سپس فرمود: پدرم به فدایت باد، چقدر خوشبو و زیبایی!»

تشویق فرزندان در برابر کار خوب آنان

یکی از شیوه های تربیتی مورد اتفاق صاحب نظران عرصه تعلیم وتربیت، شیوه کارآمد تشویق است. تشویق به جا و متناسب با فعالیت انجام شده، به ایجاد انگیزه در فرد منجر شده، به تکرار و تقویت رفتار می انجامد.

چه بسا فرزندان از ارزش و اعتبار صفات مثبت خود آگاهی نداشته، در نتیجه به شخصیت حقیقی و توانمندیهای ثبت خویش پی نبرده، خود را در مقایسه با دیگران ناچیز به شمار آورند. ازاین رو والدین و مربیان باید ویژگیهای مثبت فرزندان را کشف وبرجسته سازند; مورد ستایش و تشویق قرار دهند. در فرهنگ اسلامی که تربیت دینی و اخلاقی فرزندان در کانون توجه است. برتشویق فرزندان هنگام بروز رفتارهای دینی و برجسته کردن صفات اخلاقی ومعنوی آنان بسیار تاکید شده است. امام سجاد(ع)فرمود: من به بیماری شدیدی مبتلا شدم. پدرم بربالینم آمد و فرمود:

ماتشتهی؟ فقلت: اشتهی ان اکون ممن لااقترح علی الله ربی مایدبره لی، فقال لی: احسنت ضاهیت ابراهیم الخلیل صلوات الله علیه حیث قال جبرئیل(ع): هل من حاجه؟ فقال: لا اقترح علی ربی بل حسبی الله و نعم الوکیل.»

چه خواسته ای داری؟ عرض کردم: دوست دارم از کسانی باشم که درباره آنچه خداوند برایم تدبیر کرده، نپرسم؟ پدرم در مقابل این جمله به من آفرین گفت و فرمود: تو مانند ابراهیم خلیلی; به هنگام گرفتاری جبرئیل نزدش آمد و پرسید: از ما کمک می خواهی؟ اودر جواب فرمود:(درباره آنچه پیش آمده)از خداوند سؤال نمی کنم. خداوند مرا کافی است و او بهترین وکیل است.

در این حدیث ملاحظه می شود که امام حسین(ع)در مقابل پاسخ عارفانه و دلنشین فرزندش که براساس ظاهر حدیث، سن و سال چندانی هم نداشت. جمله «احسنت »را به کار برد و او را به «ابراهیم خلیل » تشبیه کرد.

اهمیت آموزشهای دینی فرزندان و قدردانی از معلمان و مربیان

در اسلام دانش آموزی مورد اهتمام شدید بوده و رهبران دینی پیروان خود را به آموزش و اندوختن دانش، به ویژه معارف دینی،تشویق کرده اند.

براساس سخنان معصومان(علیهم السلام)، معلمان و مربیان، به خصوص آنان که در تعلیم آموزه های دینی می کوشند، حق بزرگی برجامعه دارند و باید تلاش صادقانه شان مورد قدردانی و سپاسگزاری قرارگیرد تا رغبت و انگیزه بیشتری بیابند. مرحوم بحرانی درحلیه الابرار از شیخ فخرالدین نجفی که از فضلا و زهاد بود. چنان نقل کرده که شخصی به نام عبدالرحمان در مدینه معلم کودکان بود و یکی از فرزندان امام حسین(ع)به نام «جعفر» نزدش آموزش می دید. معلم جمله «الحمدلله رب العالمین » را به جعفر تعلیم داد. هنگامی که جعفر این جمله را برای پدر قرائت کرد، حضرت معلم فرزندش را فراخواند و هزار دینار و هزار حله… به اوهدیه داد. وقتی حضرت به خاطر پاداش زیاد مورد پرسش قرار گرفت، در جواب فرمود:

«و انی تساوی عطیتی هذا بتعلیمه الحمدلله رب العالمین » .

هدیه من برابر با تعلیم «الحمدلله رب العالمین » است.

تربیت عملی

بی تردید مؤثرترین عامل در تربیت اخلاقی و دینی فرزندان رفتارهای درست والدین است. پرواضح است که زبان رفتار از زبان گفتار بسی نافذتر است و در عمل آثاری نهفته است که هرگز ازگفتار برنمی آید. کودک و نوجوانی که پیوسته شاهد اعمال نیک والدین است، بطور غیر مستقیم سرمشق می گیرد و به انجام کارهای نیک تشویق می گردد. در سیره تربیتی ائمه اطهار(علیهم السلام)تربیت با رفتار و عمل بارزترین بعد تربیت است. فرزندان ائمه(علیهم السلام)با دیدن رفتار آنان سرمشق گرفته، عمل می کردند. شعیب بن عبدالرحمن خزائی می گوید: هنگامی که امام حسین(ع)در کربلا به شهادت رسید بردوشش نشانه ای وجود داشت. ازامام سجاد(ع)درباره آن پرسیدند، امام سجاد(ع)بسیار گریست وفرمود: «این، اثر بارهای غذایی است که پدرم بردوشش حمل می کردو به خانه های تهیدستان می برد.

 

 
مسابقه وبلاگ نویسی حمایت از کالای ایرانی