موضوع: "باعلما"

مقایسه اذان با ناقوس

مقایسه اذان نماز با ناقوس کلیسا :

1. اذان، شعاری است که با نام خدا ، «الله» شروع می ‌شود و با «الله» پایان می ‌یابد
2. انجام آن برای هر فردي ممکن است
3. در همه ‌جا قابل اجراست
4. هیچ ابزار و وسایلی نمی ‌خواهد
5. بیان عقاید و افکار است
6. همراه با کلمات موزون، پرمحتوا، منطقی و برای همه قابل فهم است
این اذان را با ناقوس مقایسه کنید که صدای آن مثل ساعت ‌های بزرگ در میادین شهر است؛ نه آهنگی دارد و نه محتوایی. برخواسته از جماد و حرکت آهن پاره؛ بدون نیت و محتوا.

منبع:

شیوه های دعوت به نماز؛ استاد قرائتی؛ ص 113

مخاطرۀ عجيب....

قرآن و روايات اهل بيت هم مي‌گويند مساله،مساله ی زيربنايي است و اگر نباشد، روبنا نيست. ولو کوه باشد، کاه است و گردوي پوچ است. و آن بحث، بحث خلوص است که ما در زندگي‌مان و در گفتار و کردارمان بايد مخلِص باشيم، تا اينکه برسد به جايي که مخلَص شويم. پيغمبر اکرم در يک روايتي مي‌فرمايد: «النّاس کُلّهم حالکون الاّ العالمون»؛ همه و همه در بدبختي و در هلاکت و نابودي هستند مگر کسي که به احکام دينش و اعتقادات و اخلاق دينش آشنا باشد. بعد مي‌فرمايد: «والعالمون کلّهم حالکون الاّ العاملون»؛ همۀ علما هم در هلاکت و بدبختي و نابودي هستند مگر اينکه بر طبق علمش عمل کند و احکام و اخلاص و اعتقادات را بداند و بر طبق آن عمل کند. بعد مي‌فرمايد: «والعاملون کلهم حالکون الاّ المخلصون»؛ آن کساني هم که عالم و عامل هستند، اينها هم نابودند و در هلاکت بدبختي هستند مگر اينکه مخلص باشند و کارهايشان رنگ خلوص داشته باشد. همان رنگي که خدا مي‌گويد بهترين رنگهاست. (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً)؛ بعد مي‌فرمايد: «والمخلصون في خطرِ‌عظيم»؛ آن کساني هم که مخلصند، در مخاطرۀ عجيبي هستند. يعني به دست آوردن کلمۀ خلوص مشکل است، اما لازم است. اگر نباشد، اعمال ولو کوه باشد، اما کاه است و اگر درياست، قطره است. ولو گردو به حسَب ظاهر سالم باشد، اما پوچ است.

منبع:

جلسه درس فقه ایت الله مظاهری /مرداد 91

خودش، خودش را مسخره می‌کرد.



 امیرالمومنین علی(ع) فرمودند: «مومن صبح نمی‌کند مگر با حال ترس و شب نمی‌کند مگر با حال ترس، هر چند که نیکوکار است؛ زیرا همواره بین دو امر است: بین زمانی که گذشته و او نمی‌داند خدا درباره آن زمان با او چه می‌کند و اجلی که نزدیک است و او نمی‌داند که چه گرفتاری‌هایی (بعد از مرگ) در انتظار اوست».

آیت‌الله مجتهدی تهرانی در شرح این حدیث این چنین می‌گوید: حتی اگر نماز شب می‌خوانی، آدم خوبی هم هستی، نماز جماعت می‌خوانی، خمس می‌دهی، مکه هم رفتی، همه کارهایت میزان است، مع ذلک باز هم باید بترسی؛ چرا؟ برای اینکه ما بین دو راهی گیر کردیم.

وی افزود: عمرگذشته‎‌مان که نمیدانیم خدا با ما چه می‌کند. خطاهایی که کردیم، دروغ ها، غیبت ها، نگاه به نامحرم ها، نمیدانیم نسبت به اعمال گذشته خدا با ما چه می‌کند؛ این یک غصه است. یکی دیگر هم مرگی که نزدیک است و من نمیدانم از حالا به بعد چه کارهایی می‌کنم که سبب هلاکت من است. آیا عاقبت به خیر می‌شوم یا نه؟ چون که خیلی ها آدم خوبی بودند، اما آخر عمر بد شدند.شخصی را می‌شناختم که الان از دنیا رفته، نماز شب خوان بود، اما بعد از مدتی دیدم ریش هایش را تراشیده و وقتی به من رسید گفت: «هه هه هه،من هم قدیما نماز شب می‌خواندم»؛ خودش، خودش را مسخره می‌کرد.

آیت الله مجتهدی بیان نمود: به مرحوم مفسر گفتند: «شما چقدر از خوف صحبت می‌کنید، عالم خوب است مردم را بین خوف و رجا بیاورد، پس هم از خوف بگویید و هم از رجا»؛ ایشان گفت: «حرف شما درست است، اما این حرف مال قدیم بود که مردم خوفشان زیاد بود، مردم زمان ما خوفی ندارند، چون خوفشان کم است ما باید از خوف صحبت کنیم». کاش رجایمان هم رجا باشد، نوعا رجای ما هم رجای حمق است. رجای حمق مثل این است که کشاورزی تخمی نکاشته، کود شیمیایی نریخته، زراعت را آبیاری نکرده، بعد زیر کرسی نشسته باشد و بگوید که امیدوارم امسال صد خروار گندم بردارم.

منبع: احسن الحدیث

محبوب‏ترين بندگانم نزد من...

 

اگر مردم مى‏ دانستند که در جستجوى دانش چه چيزى [نهفته] است، بی‏گمان در پى آن مى ‏رفتند ، حتّى اگر با ريخته شدن خون و فرو رفتن در اعماق دريا باشد. خداى تبارک و تعالى به دانيال وحى کرد: منفورترين بندگانم نزد من، نادانى است که حق اهل علم را سبک بشمارد و پيروى از ايشان را رها کند و محبوب‏ترين بندگانم نزد من، تقوا پيشه‌‏اى است که جوياى پاداش فراوان، همراه دانشمندان، پيرو بردباران و پذيراى حکيمان باشد.
منبع: کافى/ ج ۱/ ص ۳۵/ ح ۵

چرا باید حادثه عاشورا را گرامى بداریم؟

 


چرا باید حادثه عاشورا را گرامى بداریم؟


خاطره حادثه اى را که قریب چهارده قرن پیش رخ داده است، چرا باید زنده کرد؟

این رویداد، ماجرایى تاریخى بوده که زمانه آن گذشته است؛ تلخ یا شیرین، هرچه بوده، تمام شده است. چرا باید پس از گذشت نزدیک به چهارده قرن، یاد آن را زنده نگاه داریم و به پاسداشت آن، مجالسى برپا کنیم؟


در پاسخ این پرسش مى توان گفت: حوادث گذشته هر جامعه اى مى تواند در سرنوشت و آینده آن آثار عظیمى بر جاى گذارد؛ اگرچه حوادث تاریخى، عیناً تکرار نمى شوند، در جامعه شناسى ثابت شده است که جهات مشترک فراوانى میان رخدادها وجود دارد؛ از این روى، مى توان از حوادث گذشته به نحوى در مواجهه با رخدادهاى آینده بهره برد. چنان که قرآن کریم پس از نقل داستانهاى پیامبران و اقوام گذشته مى فرماید:
لقد کان فى قصصهم عبرة لا ولى الا لباب؛1در قصه ها و داستانهاى آنان (گذشتگان ) براى صاحبان عقل و خرد عبرتى است.
یعنى احوال پیشینیان را بررسى کنید تا دریابید چه نقاط قوتى در کار آنان بوده است و شما نیز آنها را به کار گیرید و نیز ضعفهاى آنان را ببینید و از تکرار آنها بپرهیزید، تجدید آن خاطره ها در واقع، نوعى بازسازى آن وقایع است تا مردم از آنها بهره گیرند. اگر واقعه اى تاریخى در جاى خود منشاء آثار و برکاتى بوده است، یادآورى و بازسازى آن نیز مى تواند مراتبى از آن برکات را در پى داشته باشد.
افزون بر این، در همه جوامع مرسوم است که از پاره اى وقایع گذشته خود یاد کرده، آنها را ارج مى نهند و بزرگ مى شمارند، خواه آن واقعه ها درباره اشخاصى باشند که در پیشرفت جامعه خود مؤ ثر بوده اند، نظیر دانشمندان و مخترعان، و خواه درباره کسانى که از جنبه سیاسى و اجتماعى، در رهایى ملت خود نقش آفریده و قهرمان ملى بوده اند. همه عقلاى عالم براى این گونه شخصیتها آیینهاى بزرگداشتى در نظر مى گیرند. این امر بر یکى از مقدس ترین خواسته هاى فطرى انسان، که خداوند در نهاد همه انسانها قرار داده - و از آن به« حس حق شناسى » تعبیر مى کنیم استوار است. از این روى، همه انسانها بنا به سرنوشت خویش، مى خواهند در برابر کسانى که به آنان خدمت کرده اند، حق شناسى و شکرگذارى کنند، آنان را به خاطر داشته باشند و به ایشان احترام بگذارند.
از آن گذشته، چنانچه یاد آن خاطره ها، در سعادت جامعه تأثیرى داشته، مى تواند در زمان بیان آنها عامل مؤثر دیگرى باشد. در این صورت، گویا خود آن واقعه تجدید مى شود. از آنجا که واقعه عاشورا، رویداد عظیمى در تاریخ اسلام بوده و نقش بسزایى در سعادت مسلمانان و روشن شدن راه هدایت آنان داشته است، این واقعه در نظر ما بسیار ارزشمند است. از این روى، بزرگداشت و بازسازى این واقعه و به خاطر آوردنش موجب مى گردد تا بتوانیم از برکات آن در جامعه امروز نیز بهره گیریم. همان طور که اصل آن حادثه تأثیر شگرفى در جامعه آن روز داشته، خاطره و بازسازى آن نیز مى تواند آثارى متناسب با آن داشته باشد.

منبع:فرهنگ/دین و اندیشه / آیت الله محمد تقی مصباح یزدی.

 

پیام آیت‎الله نوری همدانی به زلزله زدگان غرب کشور

اجازه استفاده یک‌سوم از سهم امام(علیه السلام) برای زلزله‌زدگان

آیت‌الله نوری همدانی در پیامی با ابراز تاسف از حادثه زلزله در برخی استان‌های کشور، خواستار آن شد که مسئولان هرچه سریع‌تر با در اختیار گرفتن تمام امکانات مادی و معنوی، به کمک حادثه‌دیدگان بشتابند.

متن پیام آیت‎الله نوری همدانی به شرح ذیل است:

«بسم الله الرحمن الرحیم

خبر زمین‌لرزه در منطقه غرب کشور که باعث جان باختن و مصدوم شدن عده‌ای از هموطنان ما شد موجب تاسف و تاثر گردید.

لازم است مسئولان محترم هرچه سریع‌تر با در اختیار گرفتن همه امکانات مادی و معنوی به کمک حادثه دیدگان بشتابند.

اینجانب از درگاه خداوند متعال برای درگذشتگان این حادثه طلب مغفرت و رحمت و برای آسیب‌دیدگان سلامتی مسئلت می‌نمایم.»

همچنین کانال رسمی آیت‌الله نوری همدانی از اجازه این مرجع تقلید برای استفاده از یک سوم از سهم امام(علیه السلام) برای زلزله‌زدگان خبر داد.

اعمال استاندارد....

 

مهم اين نيست كه شما چطور عبادت مي‌كنيد، مهم اين است كه اين عبادت شما استاندارد هست يا نه، الان رب گوجه استاندارد دارد، الان هر كشكي كه بخواهي بخري، استاندارد دارد. عبادت ما هم بايد استاندارد باشد. و لذا جوان‌ها و آقايان و خواهر و برادر كه پاي تلويزيون هستيد، عقايدتان را به يك اسلام شناس درجه‌ي يك، عرضه كنيد. حمد و سوره‌تان را نزد يك قاري بخوانيد، ممكن است كه يك عمري نماز بخوانيد، بعد اي خاك بر سر، نمازمان غلط بوده است. يك آدم بسيار مهمي نماز مي‌خواند، مهم بود، حالا من اسمش را نمي‌برم، مي‌گفت: «سبحان ربي الاَ اَعلي و بحمده» «اَ اَ» گفتم: خوب اين درست نيست. درستش اين است. «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَ بِحَمْدِهِ» «الْأَعْلَى» نه «اَ الْأَعْلَى» يك خورده فكر كرد، گفت: كل نمازم غلط بوده است. چه اشكالي دارد، آقاجان بنشين من پنج دقيقه نمازم را براي تو مي‌خوانم؟ حضرت عبدالعظيم، به امام هادي گفت: عقايدم را به شما مي‌گويم، ببينيد درست است يا نه؟ استدلالم را به شما مي‌گويم، من با اين دليل اين كار را كردم. درست است يا نه، حالا!
نمي‌شود موجي عمل كرد.
عزاداري‌هاي ما هم استاندارد نيست، بي‌وقت عزاداري مي‌كنيم. دوم اينكه گاهي دروغ در عزاداري است، يك وقت يكي مي‌گفت كه در قرآن آيه‌اي جز آيه‌ي علي ابن ابيطالب نيست. گفتم بابا نيست اينطور، آيه‌ي تيمم هست، آيه‌ي وضو هست، آيه‌ي روزه هست، اميرالمؤمنين(ع)، آياتي زيادي در قرآن در شأنش هست، اما اينكه شما مي‌گويي در قرآن هيج آيه‌اي نيست جز آيه‌ي ولايت، خوب اين دروغ است. دروغ گناه كبيره است. ما در عزاداري‌هايمان گناه كبيره مي‌كنيم. يك بنده‌ي خدا روضه مي‌خواند، مي‌گفت: سيصد نفر ريختند دور زهرا(س) بزنند. گفتم آقا دروغ است اين! به زهرا(س) جسارت شد، سيلي زدند، در را سوزاندند، چه و چه… همه درست، اما سيصد نفر كجا ايستادند؟ آخر يك نفر كه اينجا ايستاده است، مثلاً پنج نفر دورش هستند، رديف دوم هم پنج نفر، ده نفر، رديف… مثلاً پنج رديف كه بيش‌تر دست آدم نمي‌رسد كه، آخر سيصد نفر مگر سنگ‌پراني… بله اگر تيراندازي باشد، مي‌شود. سنگ‌پراني باشد، مي‌شود. اما زدن، بيش از ده و بيست نفر جا نيست. همينطور مي‌گويد. عزاداري همراه با دروغ، همراه با مبالغه، همراه با خرافات، همراه با رقابت، هيأت ما يك سرش كجاست و يك سرش كجاست! اين فكر مي‌كند امام حسين روز قيامت طناب مي‌گذارد، هر هيأتي درازتر باشد، ثوابش بيش‌تر است. متري كه نيست. سرش كجاست و يك سرش كجاست!
همراه با سدّ معبر! عزاداري همراه با پرخرجي! عزاداري همراه با… اصل را به شور مي‌دهيم. شور! شور! شور خوب است، ولي شور و شعور با هم باشد. با عدم بهداشت! كارهايي… با كم محتوايي! مخلوط كردن و هم‌وزن كردن عزاداري با آهنگ‌هاي بد! خروج از اعتدال!
عزاداري چنين بايد باشد، همراه با نماز جماعت. شروع با قرآن. اصل داشتن، محتوا داشتن، اشعار خوب خواندن، از اسلام‌شناس دعوت كردن، فقه گفتن، كوتاه گفتن، مفيد گفتن، بايد اين رقمي باشد. حالا! مهم‌تر از عمل، حفظ عمله.

نگاهی به چهل روز گذشته خود بیندازیم.آیا استاندارد بود ؟وآیا حفظش میکنیم؟؟؟

منبع:

 درس هایی از قرآن کریم حجت الاسلام قرائتی شهریور 90

 

 

هشدار 13 سال پیش برای امروز

ایمان را در بین خودتان ،دربین مجموعه تان،دربین زن وبچه تان وخانواده تان تقویت کنید .من

میخواهم به شما برادران وجوانان ومردان وزنان عزیز هشدار دهم که مراقب خانواده هایتان باشید .

منبع:

سخنان مقام معظم رهبری83/7/13

درس امام جواد(ع) به ما چه بود؟

 

در عصر ما رهبر معظم انقلاب اسلامی پیوسته در مناسبات مختلف با نوع نگاه و بصیرت نافذشان بارها و بارها به مناسبات مختلف به بیان مسائل و عبرت‌هایی از ماجراهای اهل‌بیت (ع) پرداختند، امروزه پس از گذشت سال‌ها از آن طرح بحث‌ها، وقتی کمی دقیق می‎شویم، قیمت و بصیرت چنین افرادی برایمان بیش از پیش نمایان می‌شود و لزوم به‌کارگیری آنها در جامعه را به‌وضوح حس می‎کنیم.

«امام جواد مانند دیگر ائمۀ معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بندۀ شایستۀ خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سال‌هایی کوتاه، جهادی فشرده، با دشمن خدا کرد به‌طوری که در سن 25سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند. همان‌طوری که ائمۀ دیگر ما با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشۀ مهمی از جهاد همه‌جانبۀ اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت.

آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرت‌های منافق و ریاکار قرار می‌گیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابلۀ با این قدرت‌ها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می‌آراید، شناختن او برای مردم مشکل است. در دوران ما و در همۀ دوران‌های تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند وقتی از مقابلۀ رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیلۀ ریاکاری و نفاق بزنند». (بیانات در خطبۀ نماز جمعه 59/7/18)

او نمودار و نشانه‌ى مقاومت است. انسان بزرگى که تمام دوران کوتاه زندگی‌ش با قدرت مزدور و ریاکار خلیفۀ عباسى ــ مأمون ــ مقابله و معارضه کرد و هرگز قدمى عقب‌نشینى نکرد و تمام شرایط دشوار را تحمل ‌کرد و با همۀ شیوه‌هاى مبارزۀ ممکن، مبارزه کرد.

منبع:

سایت تسنیم

 

 

من هنوزعاشق نشدم....

 

من هنوزعاشق نشدم،

درنیمه شبی سرد زمستانی در حالی که برف بشدت می بارید و تمام کوچه و خیابان ها را سفید پوش کرده بود از ابتدای کوچه دیدم که در انتهای کوچه کسی سر به دیوار گذاشته و روی سرش برف نشسته است!

باخود گفتم شاید معتادی دوره گرد است که سنگ کوب کرده!

جلو رفتم دیدم او یک جوان است!

او را تکانی دادم!

بلافاصله نگایم کرد و گفت چه میکنی!

گفتم جوان مثه اینکه متوجه نیستی!

برف، برف!

روی سرت برف نشسته!

ظاهرا مدت هاست که اینجایی!

مریض می شوی!

خدای ناکرده می میری!

اینجا چه میکنی!

جوان که گویی سخنان مرا نشنیده بود! با سرش اشاره ای به روبرو کرد!

دیدم او زل زده به پنجره خانه ای! فهمیدم عاشق شده! نشستم و با تمام وجود گریستم! جوان تعجب کرد! کنارم نشست! گفت تو را چه شده ای پیرمرد!آیا تو هم عاشق شدی؟!

گفتم قبل از اینکه تو را ببینم فکر میکردم عاشقم! [عاشق مهدی فاطمه] ولی اکنون که تو را دیدم[چگونه برای رسیدن به عشقت از خودبی خود شدی] فهمیدم من عاشق نیستم و ادعایی بیش نبوده!

مگر عاشق میتواند لحظه ای به یاد معشوقش نباشد!!!

یا صاحب الزمان شرمنده ایم آقا…

 

منبع:

داستانی ازرجبعلی خیاط……

قبور بی‌نشان.....

 

آیت‌الله نوری همدانی با بیان اینکه ۸ شوال روز عزای عالم اسلام است تصریح کرد: هیچ گروه یا قبیله‌ای نمی‌تواند با جاهلیتِ خود، نور ایمان و صراط حق را از بین ببرد.

آیت‌الله نوری همدانی به مناسبت سالروز تخریب قبور ائمه بقیع (ع) توسط رژیم آل‌سعود، با صدور پیامی اظهار کرد:

«ماه شوال سالروز تخریب قبور مطهر چهار امام مظلوم در قبرستان بقیع توسط رژیم بی‌منطق و قبیله‌ای آل سعود، موجب تأثر قلوب مؤمنان شد و این روز به عنوان  روز عزا در عالم اسلام محسوب می‌شود.

اما دشمنان اسلامِ ناب بدانند که این قبور بی‌نشان خود نشانه‌ای عظیم از حقانیت است و چراغ هدایت برای معرفت جویان حقیقت خواهد بود و هیچ گروه یا قبیله‌ای نمی‌تواند با جاهلیت خود نور ایمان و صراط حق را از بین ببرد.»

منبع:

سخنرانی ایت الله نوری همدانی

هیچ پرنده ای به دام صیاد نمی افتد مگر اینکه

 رسول خدا(ص)می فرماید:پس از خودم بر امتم از سه چیز بیمناکم؛ گمراهی در وادی هوس ها، پیروی خواهش های شکم و غفلت پس از معرفت

آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)در شرح این حدیث می گوید:غفلت در سه چیز است خدا نکند ما غافل باشیم. این سه مورد به شرح زیر است:

اول:غفلت از یاد خدا:در روایت داریم هیچ پرنده ای به دام صیاد نمی افتد مگر اینکه در آن لحظه از یاد خدا غافل باشد.همیشه به یاد خدا باشید.

دوم:بیدار نماندن در بین الطلوعین:صبح شده اما آقا یا خانم هنوز خواب است.در حالی که خوابیدن از اذان صبح تا طلوع آفتاب کراهت دارد.در روایت است که آنقدر که خواندن تعقیب و دعا در بین الطلوعین برای جلب روزی تاثیر دارد رفتن به شهرها و تجارت کردن تاثیر ندارد.

سوم:غفلت در دین تا انسان بمیرد:انسان وقتی که مرد تازه چرتش پاره می شود و می گوید عجب.لذا حدیث داریم که می گوید مردم در خواب غفلتند و آنگاه که می میرند تازه از خواب بیدار می شوند.از خدا بخواهیم قبل از مردن بیدار شویم.

منبع:

کتاب احسن الحدیث ص61

سيلي بزن ولي ريشت را نتراش...

سيلي بزن ولي ريشت را نتراش

شيخ محمد تقي بافقي يكي از علماي بزرگ و جليل القدر و صاحب مقامات و كرامات و در امربه معروف و نهي از منكر بسيار سختگير و شجاع و بي باك بود، چنانكه در يكي از حمامهاي قديم (قديم، چون امكانات كم بود ، درمنازل حمام نبود وفقط حمام عمومي بود ) ، ديد سرهنگي ريشش را مي تراشد. نزديك آمد و به او گفت: مگر نمي داني كه در اسلام تراشيدن ريش حرام و گناه است؟ چگونه به اين گناه اقدام مي كني؟

سرهنگ از جرأت و اهانت ايشان عصباني شد و كشيده اي به صورت شيخ زد و گفت: به تو چه كه من ريشم را مي تراشم؟ شيخ بااين كشيده برزمين افتاد؛ باكمال خونسردي مانند پدري دلسوز كه فرزندش را نصيحت مي كند،درحالي كه از زمين بلند مي شدند، طرف ديگر صورتش را به سمت او گرفت و فرمود: يك سيلي هم به اين طرف صورتم بزن، ولي خواهش مي كنم ريشت را نتراش!

سرهنگ از مشاهده اين حلم و موعظه خيرخواهانه از عمل خود پشيمان شد و از سلماني حمام پرسيد: اين آقا كيست؟ سلماني گفت: اين آقا شيخ محمد تقي بافقي است.

سرهنگ چون شيخ را شناخت بيشتر ناراحت و پشيمان شد. آمد دست آقا را بوسيد و عذرخواهي نمود و بعد به دست ايشان توبه كرد و بالاخره از نفس پاك شيخ، عاقبت بخير شد.

منبع:

سایت معاونت تهذیب حوزه های علمیه.

غرب زده ها را از خواب بیدار کنید..

وظیفه جوانان مسلمان
راهزنی فرهنگی و انحراف فکری انسان ها، جنایتی بزرگ و جبران ناپذیر است. این عمل ناجوانمردانه، با هجوم اندیشه های شوم و هجوم سپاه نامرئی دشمن، به صورت ویروس های فکری و شبهه های ویرانگر عقیدتی پدید می آید؛ شبیخونی که تنها راه رهایی از آن، فراگیری دانش های دینی و قوی ساختن بنیان های اعتقادی است. حضرت امام رحمه الله در این باره فرموده است: «توجه نسل جوان به شناسایی و شناساندن چهره واقعی اسلام، موجب تقدیر است. ما امروز قبل از هر چیز وظیفه داریم تبلیغات اجانب و عمال استعمار را خنثی کنیم. شما نسل جوان موظف هستید غرب زده ها را از خواب بیدار کنید و فجایع حکومت های ضد انسانی آن ها و عمال آن ها را برملا نمایید». ایشان در جای دیگری می فرماید: «در شناسایی اسلام بیشتر جدیت کنید. تعالیم مقدسه قرآن را بیاموزید و به کار بندید. با کمال اخلاص در نشر و تبلیغ و معرفی اسلام به ملل دیگر و پیشبرد آرمان های بزرگ اسلام بکوشید».

جوانان و خطر اندیشه های وارداتی

هدف دشمنان اسلام و استقلال ما آن است که افق نگاه جوانان را به سوی خواسته های شیطانی خویش تنظیم کنند و با عناوین فریبنده، جوانان را منحرف سازند. حضرت امام خمینی رحمه الله با اشاره به این نکته مهم فرموده است: «عوامل و ایادی استعمار که می دانند با آشنایی ملت ها، به خصوص نسل جوان تحصیلکرده به اصول مقدسه اسلامی، سقوط و نابودی استعمارگران وقطع دست آنان از منافع ملت ها و کشورهای استعمار شده قطعی خواهد بود، به کارشکنی پرداخته و می کوشند که با سمپاشی و آلوده ساختن اذهان و افکار جوانان، از جلوه گر شدن چهره تابناک اسلام جلوگیری نمایند و با عناوین فریبنده و مکتب های رنگارنگ، جوانان ما را منحرف سازند».

منبع:
مجله گلبرگ مرداد 1384، شماره 65

اگر حال دعا نداشتید....

یكی از دستورالعمل‌های مهم تربیتی شیخ رجبعلی، برنامه‌ریزی منظم برای خلوت با خداوند متعال و دعا و مناجات است كه با جمله گدایی در خانه خدا از آن تعبیر می‌كرد، و تأكید وتوصیه می‌فرمود كه:

شبی یك ساعت دعا بخوانید، اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترك نكنید.

و می‌فرمود:

در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را كه از خدا بخواهی از گدایی سحرها می‌توان حاصل نمود، از گدایی سحرها كوتاهی نكنید كه هرچه هست در آن است. عاشق خواب ندارد و جز وصال محبوب چیزی نمی‌خواهد. وقت ملاقات و رسیدن به وصال هنگام سحر است.

 

منبع:

کیمیای محبت.

حکایتی جالب از احترام یک عالم مشهور به همسرش

مومن واقعی باید نسبت به همسر خود با عطوفت برخورد کند وخواسته های او را در حد توان تا جایی که از خط قرمز اسلام نگذشته برآورده سازد، زیرا زنان روحیه ای لطیف دارند که ممکن است با اندکی بی مهری خدشه دار گردد و زندگی مشترک را به خطر بیندازد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ ) نساء/19 (و با آنان (زنان) به نیکویی رفتار کنید

آینه:

حکایت؛ خانه آیت الله میرزا جواد آقای تهرانی بسیار جالب و دیدنی بود، وسائل و لوازم منزل به طور  منظم چیده شده بود، مثلا رنگ پرده ها خیلی ساده بود ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیه وسائل موجود در خانه نیز چنین بود، علت اینها را از مرحوم آقا پرسیدند که مثلا چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ 

ایشان فرمودند: موقعی که من ازدواج کردم همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا متمکنی بود و من گفتم  که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند ولی بعدها می دیدم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می آمدند، خانه سرو سامان خوبی نداشت و بعضا باعث خجالت و شرمندگی همسرم می شد، لذا بخاطر احترام به همسرم و رضایت او منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می کنید و این موجب رضایت و خشنودی او شد.

زینت منزل فقط به خاطر رضایت او بوده نه برای تمایل خودم به تجملات و زرق و برق دنیوی.(با اقتباس و ویراست از کتاب آینه اخلاق)

دونوع سختی داریم !!


بسم الله الرحمن الرحیم
استاد عزیز سلام: خدا شما را حفظ کند و بر توفیقاتتان بیفزاید.

جناب استاد از یک طرف در بعضی روایات و دستورات دین آمده است که مومن باید دوستدار سختی ها و بلا ها باشد چنانچه جنابعالی در کتاب «فرزندم اینچنین باید بود» می فرمایید: «روحیه ای در خود ایجاد کن که به سختی ها عادت کند، کسانی که از سختی ها می گریزند آبروی مردانگی را می برند… روحیه انسان باید روحیه سختی پذیری باشد… سختی در راه خدا به خودی خود انسان ساز است…» مخصوصا می فرمائید باید به استقبال از سختی ها رفت و مواردی دیگر. از طرفی در موارد دیگر به ما دستور داده اند از خدا بخواهیم سختی ها به ما نرسد مثلا در دعای عالیه المضامین که در عالی ترین شرایط یعنی بعد از زیارت و توسل معصوم علیه السلام وارد شده می فرماید: «و تصوننی فی هذه الدنیا من العاهات و الآفات و الامراض الشدیده و الاسقام المزمنه و جمیع انواع البلاء والحوادث» چنانچه مشاهده می شود در این فراز از بلاها، آفات، بیماریهای شدید، بیماریهای مزمن و خفیف و به طور کلی از جمیع بلاها و حوادث مصونیت می خواهد و باز می فرماید: «و تغلق ابواب المحن عنی» درهای رنج و سختی را بر من ببند.
«و لا تسلبنی ما مننت به علی و لا تسترد شیئا مما احسنت به الی و لا تنزع منی النعم التی انعمت بها علی…» و موارد دیگر. حال جناب استاد چگونه این دو تحلیل می شود؟ یک جا گفته می شود به استقبال سختی ها باید رفت، یک جا می گوید ابواب محن را بر من ببند و آنچه در بالا آمد. در ضمن این درخواست دوری از بلاها و سختی را مطلق آورده و از طرفی این دعا آن قدر معارف بلند و بالا دارد همچون درخواست محبت تام و اطاعت ائمه علیهم السلام، مواسات با اخوان دینی، اشک پیوسته قرب آور، عقل کامل و لب راجح، توبه نصوح و… که نمی توان گفت برای عوام مسلمین آمده است.
جزاکم الله خیرا التماس دعای فراوان

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مرحوم شهید مطهری در کتاب «عدل الهی» می‌ فرمایند دو نوع سختی داریم؛ یکی سختی‌های تکامل ساز و دیگری سختی‌های تکامل سوز. آن سختی‌هایی که در اثر گناهان و سهل‌انگاری‌های ما پیش می‌آید، سختی‌های تکامل سوزند و از خداوند می‌خواهیم که آن‌ها را از ما دور کند ولی سختی‌های تکامل ساز، بلاهایی هستند که به انسان وسعت و مقاومت می‌دهند و به ما دستور داده‌اند از این سختی‌ها فرار نکنیم. موفق باشید.

منبع:جلسات پرسش وپاسخ استاد طاهرزاده

http://lobolmizan.ir/quest/cat/94

وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

* اینکه انسان عاشق خلق شده بسیار عالی است اما اینکه خود او باید معشوقش را انتخاب کند، کار را خراب می کند. اینکه انسان حق انتخاب دارد خیلی عالی است اما اینکه همیشه اولین مواردی که برای انتخاب میشناسد،چیزهایی غیر از خداست کار را خراب میکند. بعد وقتی به خدا میرسد دیگر رمق عاشقی ندارد.

*فقط راه رسیدن به خدا مستقیم است و انگار بقیه ی راه ها غیر مستقیم هستند.
برای رسیدن به ثروت باید انفاق کنی،
برای رسیدن به بزرگی باید کوچکی کنی،
برای رسیدن به راحتی باید سختی ها را تحمل کنی،
برای رسیدن به امنیت باید جهادکنی،
و برای رسیدن به منافع خودت باید به فکر منافع دیگران باشی.

منبع:

سخنان استاد پناهیان.http://www.askquran.ir/showthread.php?t=48895

 

حفظ شخصیت یک ملت....

اگر روح اجتماعي وجود داشته باشد وجامعه زنده و جاندار باشد بدون شک در آن جامعه همدردي و همکاري وجود دارد .
(حکمتها و اندرزها /ص 229)

شناخت صحيح شرط اول رشد است ؛ بايد ببينيم آيا از وجود امکاناتي که خداوند تبارک و تعالي در اختيار ما قرار داده و سرمايه هايي که در طول تاريخ پيدا کرده ايم آگاهي داريم .
( امدادهاي غيبي در زندگي بشر/ ص 135)

جهان بيني توحيدي کشش و جاذبه دارد، به انسان نشاط و دلگرمي مي بخشد هدفهايي متعالي و مقدس عرضه مي دارد و افرادي فداکار مي سازد .
( مجموعه آثار، ج2/ص 84)

زنان در طول تاريخ تنها مولد و زاينده مردان و پرورش دهنده جسم آنها نبوده اند بلکه الهام بخش و نيرو دهنده و مکمل مردانگي آنها نيز بوده اند .
(آينده انقلاب اسلامي ايران / ص 225)

قرآن در پيوند انسان با خدا زيباترين بيانها را آورده است خداي قرآن برخلاف خداي فلاسفه يک موجود خشک و بي روح و بيگانه با بشر نيست ؛ خداي قرآن از رگ انسان به انسان نزديکتر است .
( وحي و نبوت /ص 93)

براي يک ملت هيچ موهبتي بالاتر از شخصيت نيست اگر همه مواهب و ابزارهاي زندگي را از ملتي بگيرند و شخصيتش محفوظ باشد غمي نيست .
(يادداشتهاي استاد مطهري ، ج9 /ص 51)

اگر خداوند به وسيله بعضي از افراد بشر جلو بعضي ديگر را نگيرد خرابي وفساد همه جا را مي گيرد ارتشي که وظيفه اش جلوگيري از تجاوز است ، وجودش لازم و ضروري است.
(جهاد /ص 16 )

احترام به همسر به سبک عالم مشهور


مومن واقعی باید نسبت به همسر خود با عطوفت برخورد کند وخواسته های او را در حد توان تا جایی که از خط قرمز اسلام نگذشته برآورده سازد، زیرا زنان روحیه ای لطیف دارند که ممکن است با اندکی بی مهری خدشه دار گردد و زندگی مشترک را به خطر بیندازد.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ نساء/19

و با آنان (زنان) به نیکویی رفتار کنید

آینه:

حکایت؛ خانه آیت الله میرزا جواد آقای تهرانی بسیار جالب و دیدنی بود، وسائل و لوازم منزل به طور منظم چیده شده بود، مثلا رنگ پرده ها خیلی ساده بود ولی متناسب با رنگ منزل بود. بقیه وسائل موجود در خانه نیز چنین بود، علت اینها را از مرحوم آقا پرسیدند که مثلا چرا اینقدر مرتب و منظم است؟ 


ایشان فرمودند: موقعی که من ازدواج کردم همسرم از خانواده آبرومند و نسبتا متمکنی بود و من گفتم که طلبه هستم و چیز زیادی ندارم و آنها بدین صورت قبول نمودند ولی بعدها می دیدم هر وقت اقوام و خویشان همسرم به منزل ما می آمدند، خانه سرو سامان خوبی نداشت و بعضا باعث خجالت و شرمندگی همسرم می شد، لذا بخاطر احترام به همسرم و رضایت او منزل را به این صورت درآوردم که مشاهده می کنید و این موجب رضایت و خشنودی او شد.


زینت منزل فقط به خاطر رضایت او بوده نه برای تمایل خودم به تجملات و زرق و برق دنیوی.

با اقتباس و ویراست از کتاب آینه اخلاق

خودم با حضرت حرف می زنم

 

حاج آقا محمدی گلپایگانی گفت: «روزی در مشهد مقدس نزد آیت الله خوشوقت تنها بودم و از ایشان سؤال کردم؛ وقتی که به حرم امام رضا(ع) مشرف می شوید، کدام زیات نامه را می خوانید. فکر کردم ایشان زیارت جامعه و زیارت امین الله را مطرح می کند، ولی گفتند، هیچکدام و من تعجب کردم. آیت الله خوشوقت گفتند هیچ زیارتی نمی خوانم و من پرسیدم پس در حرم چه می خوانید؟ ایشان در پاسخ گفتند، خودم با حضرت حرف می زنم، می گویم و می شنوم».

منبع:

 پایگاه اطلاع رسانی حوزه (مباحث اخلاقی ایت الله خوشوقت)

خودخواهی خوب است.

 

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:

خودخواهی خوب است. اگر انسان خودش را بخواهد، به ضرر خودش کار نمی‌کند و اعمالی که می‌داند یا شنیده برایش خوب است، انجام می‌دهد. اگر آدمی اهل معرفت باشد چیزی را که برایش نافع است از دست نمی‌دهد. پس خودخواهی چیز خوبی است، البته نه اینکه بیاید و به مردم ظلم کند و زور بگوید. نه! به معنای واقعی خودخواهی باشد. یعنی اول فکر کند. من چه کسی هستم که این قدر خودم را می‌خواهم؟ اگر کسی خود را شناخت به این ارزانی خود را از دست نمی‌دهد، خیر خواه خود است و راه رسیدن به خیر و صلاح خود را با کمی فکر کردن پیدا می‌کند و هیچ وقت به ضرر خودش کار نمی‌کند. خودخواه واقعی می داند که صفات رذیله او را نابود می کند و با صفات حمیده، بزرگ و عزیز می‌شود. خودخواهی حقیقی سر از صفات حمیده در می‌آورد.
هر کس صفات حمیده داشته باشد، پیش نفس خود عزیز است. خدا و مردم هم دوستش دارند. چون صفات حمیده نشأت گرفته از صفات الهی است. بخل و حسادت خود نیست، چون انسان خود از طرفی نفع خودش را می‌خواهد و از طرف دیگر ضرر دیگران را این بد است. این حسادت است، بخل است. امّا اگر چیز خوبی در دیگران دیدی و از روی خودخواهی گفتی خدایا!این خیر و خوبی را به من هم بده، این بد نیست. چه دنیا را بخواهی، چه آخرت و فردی قیامت را، خوب است.
گاهی انسان حسود حاضر است صد هزار تومان به خودش ضرر بزند تا دو هزار تومان به دیگری ضرر برسد. ببینید صفات رذیله انسان را به کجا می‌برد. تا جایی که انسان حاضر می‌شود خودش را بین برود تا صدمه‌ای ولو کوچک به همسایه‌اش برسد. این چنین فردی خیرخواه خودش نیست، خودخواه حقیقی نیست، انشاء الله هیچ وقت حاضر نباشی یک تیغ کوچک هم به پای همسایه‌ات برود همانطو رکه فرزند خودت را دوست داری، فرزند او را هم دوست داشته باش. این حدّاقل است، اگر بیشتر هم شد عیبی ندارد، اما کمتر نشود. وقتی خیرخواه دیگران بودی هیچ عیبی ندارد که همانند آن خیر را برای خودت هم بخواهی. معمولاً مردم همه خیرها را با هم نمی‌خواهند. بعضی این را می‌خواهند، برخی آن را. تو بگو خدایا هر کس هر خیری می خواهد به او بده. بعد در مورد خودت بگو خدایا همه خیرها را هم یکجا به من بده. بی‌جهت نیست که به آن بزرگ می‌گوییم:
«هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری»
اگر انسان راهی را خودش برگزیند و با میل و رغبت برود خیلی لذّت دارد. والا اگر امامانمان(علیهم‌السلام) ببرند می‌رویم، انسان را به زور هم سر سفره ببرند بالاخره از طعام آن سفره می خورد. بهشت هم اینطور است. انسان ممکن است با اکراه و اخم برود، اما وقتی سر سفره رسید می‌بیند خوب جایی آمده است. آنجا اخمش باز می‌شود. منتهی بهتر است انسان با میل خودش برود. اینجوری در راه هم کیف می‌کند.

کتاب طوبای محبّت – جلد دوم ص 75
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی


 

آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟ این غنچه گل است؛ می‌خندد و وقتی آب به آن نمی‌رسد، می‌گرید.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: اما محبت اهل بیت(علیها السلام)؛ وقتی برای اباعبدالله(علیه السلام) گریه می‌کنیم، گریه‌های دیگر کم می‌شود. اگر هم در آنجا بخندی، خنده‌ات از جاهای دیگر کم می‌شود – این قدر بابرکت است. اگر تو را گریاند می‌گریی، اگر هم خوشحالت کرد و چیزی به تو مرحمت کرد که مرور شدی، غم‌های ضدّش – یعنی دنیا –از بین می‌رود.

غم آن طرف، غم این طرف را از بین می‌برد و شادی آن طرف، شادی این طرف را از بین می‌برد. دنیا طبیعت صرف است و شادی و خنده ندارد. اهل مملکت ما هم که گاهی می‌خندند و شاد می‌شوند از برکت ولایت است. والاّ کفّار، خنده و شادی ندارند – هر کس علمش را دارد مطلب را رسیدگی کند. کفّار و کسانی که عوالم بعد از موت و خدا و پیامبر(صلی الله علیها و اله) و ائمه(علیها السلام) را قبول نداشته باشند؛ نه خنده دارند ونه گریه.

آیا خیال کرده‌اید خنده و گریه کم چیزی است؟ این غنچه گل است؛ می‌خندد و وقتی آب به آن نمی‌رسد، می‌گرید. گل‌های باغچه را که آب می‌دهید، سرشار می‌شوند و خودشان را به صاحبشان نشان می‌دهند. آب که به آن ندادند، سرش پایین می‌افتد. روز عاشورا داستان همین بود. وقتی آب نرسید، وقتی که آب دیر شد؛ سرها پایین می‌رفت.

خوشا به حال کسی که یک جام آب به یکی از دوستان اهل بیت(علیها السلام) می‌داد و الان بدهد. آب که می‌دهد، سرشار می‌شوند. حیات بشر اساساً وابسته به آب است؛ هم طبیعتش، هم معنایش و هم حقیقتش، همه آب است. آنها هم که به آسمان و زمین می‌گفتند آب – هم آب معنا می‌خواستند و هم آب ظاهر.

حضرت آدم(علیه السلام) وقتی که خلق شد، در زمین می‌گشت. چون به زمین کربلا رسید دلش گرفت. دل، همراهش بود و سرشار بود و تنها یک غم داشت و آن این که از بهشت، بیرون آمده است. ولی این غم، نه آن غم بود. یک غم غیر عادی آمد و او را گرفت. به صورتی که از بس شدید بود، غم از بهشت بیرون آمدنش از بین رفت. عرض کرد پروردگارا این زمین چیست که وقتی عبور من به آن افتاد این جور شد؟ خداوند فرمود اینجا محلّی است که در آن، فرزند پیامبر آخرالزمان(علیه السلام) را شهید می‌کنند.

اگر می‌خواهی این را در معنا بگیر که آدم به آنجا رسید و اگر می‌خواهی در ظاهر بگیر که به زمین کربلا رسید – هر کدام را می‌گیری بگیر. علی ایّ حال هیچ نبی و ولی در عالم نیامده است الا اینکه هر جا حزن شدیدی او را گرفت، از خدا سوال کرد و کربلا را دید. گفت من یک حسینی(علیه السلام) دارم که فرزند پیامبر آخر الزمان(علیه السلام) است. او به این سرزمین می‌آید. یعنی تمام حقیقت را و دنیا و طبیعت را به اهل عالم، از گذشته و آینده معرفی می‌کند. یا مُوسی صغیرُ هُم یَمیتُهُ العَطَشُ، بچه‌های کوچک او از عطش می‌میرند. وَ کَبیرُ هُم جِلدُهُ مُنکَمِشٌ و بزرگانشان پوست‌هایشان جمع شده است.

کتاب طوبی محبت؛ جلد چهارم - ص 36

توصیه های اخلاقی استاد اخلاق مشهور به جوانان


ماه رجب، ماهی است که انسان باید حجاب‌ها را از بین ببرد،زمان، زمان بسیار مساعدی برای آشتی کردن با خدا است، ماه رجب را ماه تخلیه، ماه شعبان را ماه تهلیله و ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت می نامند.

 
به گزارش سرویس دینی جام نیـوز، آیت الله محمد علی ناصری،  پیش از ظهر امروز در  جلسه درس اخلاق  خود اظهار کرد:  ماه رجب ماه عجیبی است. مَلکی در آسمان است که حضرت حق به واسطه آن، بندگان خویش را در این ماه دعوت می‌کند که «انا جلیس من جالسنی».

استاد اخلاق حوزه تصریح کرد: زمان، زمان بسیار مساعدی  برای آشتی کردن با خدا است، ماه رجب را ماه تخلیه، ماه شعبان را ماه تهلیله و ماه مبارک رمضان، ماه ضیافت می نامند.

وی بیان کرد: در یازده ماه گذشته سال  همه اشتباهات، خطاها، گناهان، فراموشی‌ها و غفلت‌ها ما ثبت و ضبط   شده است و هر کدام از این خطاها و اشتباهات به یک حجابی در اطراف قلب ما تبدیل شده است.

آیت الله ناصری ادامه داد: حال چه کار باید کرد؟ این حجاب‌ها شوخی نیست، اگر حتی روزی یک گناه کرده باشیم یازده ماه را در ۳۰ روز ضرب کنیم چه عددی به دست می‌آید؟! هر گناهی که سراغ ما بیاید مسافت زیادی ما را از خداوند و اهل بیت دور می‌کند.

 استاد اخلاق حوزه افزود: ماه رجب، ماهی است که انسان باید حجاب‌ها را از بین ببرد، خداوند ظرف زمان را برای تخلیه گذاشته است، خداوند متعال می‌فرمایند هر خواسته ای دارید، به در خانه خودم بیایید و از من بخواهید که به تو عنایت می‌کنم(یا من ارجوه لکل خیر).

وی عنوان کرد: در این ماه قریب به پنج نوع عبارت برای استغفار از ائمه اطهار (علیه السلام) روایت شده که هر کدام یک اثر مخصوص خود دارد، البته در ماه‌های دیگر هم استغفار مورد تاکید است، البته همچنین نمازها و دعاهای این ماه هر کدام یک اثری دارد همانند میوه‌ها که هر یک برای خود اثری دارند.

آیت الله ناصری خاطرنشان کرد: اگر وقتی برای خواندن همه دعاها نمی‌کنید، روزی حداقل یک دعا از دعاهای وارده در ماه رجب را بخوانید، حیف است که این ماه بگذرد و ما از حجاب‌های باطنی خویش کم نکرده باشیم.

استاد اخلاق حوزه ابراز کرد: یکی از اهداف دعاهایی که از اهل بیت (علیه السلام) رسیده است،  تعلیم ما انسان‌ها است که اگر خواستیم دعا کنیم بدانیم چگونه دعا کنیم.

وی افزود: امام سجاد (علیه السلام) در صحیفه سجادیه می‌فرمایند، خداوندا قدرت و تاجی به من بده که کفایت کند مرا و به دیگران محتاج نباشم، تاج، بر دو معنا است، یک معنای آن چیزی است که سلاطین از جنس طلا و نقره بر سر می‌گذارند که علامت و نشانه عظمت و بزرگی، سلطنت، حکومت و شخصیت است.

استاد حوزه اذعان کرد: معنای دوم «تاج» در کلام حضرت سجاد (علیه السلام) آمده است که ایشان می‌فرماید، خدایا قدرتی به من بده که به کمال عبودیت و بندگی رسیده و تاج بندگی بر سرم بگذار، یعنی توفیقی به من بده که به نحوی تو. را عبادت کنم ، که یکی از بنده‌های خاص تو باشم، همان طور که برای سلاطین به علامت قدرت و حکومت تاج می‌گذارند به من هم در بندگی و در عبادت کردن تو در منتها درجه بندگی و عبودیت تاج بندگی بر سر گذارم.

آیت الله ناصری در پایان گفت: ما باید از خدا بخواهیم که بنده صالح او باشیم، بنده باشیم! نه آزاد، همچنین حضرت سجاد (علیه السلام) دوستان و پیروانشان را تعلیم داده و می‌فرمایند، کاری کنید که تاج عبودیت و بندگی به سر شما گذاشته شود و انتهای درجه قرب حق را پیدا کنید، از این رو دنیا مهم نیست چرا که ما چند صباحی بیشتر در این دنیا عمر نخواهیم کرد پس سعی کنیم طبق رضایت الهی در این عمر محدود خود عمل کنیم.

تحقیر همسر، آغاز فروپاشی خانواده است

 


 

بخش‎هایی از بیانات رهبر معظم انقلاب دربارۀ هشدارها و یادآوری‌هایی در امر ازدواج در کتاب «مطلع عشق»

حساسیت و غیرت یکدیگر را تحریک نکنید

من همیشه به مردهای جوان توصیه می‌کنم که در معاشرت با نامحرمان و حتی محارم کاری نکنید و حرف نزنید که زنانِ خود را وادار به حسادت کنید. به دختران جوان هم سفارش می‌کنم که در برخوردشان با مردهای بیگانه کاری نکنید و حرفی نزنید که حس حسادت و غیرت شوهرانشان را تحریک کنند. این حسادت‌ها بدبینی می‌آورد و پایه‌های محبت را سست می‌کند و از ریشه می‌‌سوزاند.(ا)

تحقیر همسر، آغاز فروپاشی خانواده

ظلم، تبعیض و اهانت، در هر حالی غلط است. اگر شما عالی‌ترین مرد دنیا باشید و زن شما مثلاً از لحاظ سواد و معلومات و… یک خانم کم‌سوادی باشد یا از یک خانواده پایینی باشد، شما حق کمترین ظلم و اهانت را به او ندارید، زن همان زن است تا ابد. حق کمترین اهانتی را به او نداردی. این البته فقط مخصوص ما نیست. این اروپایی‌های ادکلن‌زده و اتوکشیده، گاهی خیلی بدتر از جوامع ما به این موجودات ظلم می‌کنند. مرد حق ندارد ـ ولو بالاتر از زن باشد ـ به زنش جفا کند. زن هم همین‌طور، گاهی زن، یک خانم باسواد تحصیل کرده است که مثلاً حالا با یک مرد کارگری ازدواج کرده است. او هم حق ندارد مرد را تحقیر کند. مرد، باز هم برای او نقطه اتکایی است و باید به او تکیه کند. باید او را از لحاظ روحی چنان حفظ کند که بشود به او تکیه کرد. این، خانواده سالم است. اگر خانواده را اینطور تشکیل دادید، بدانید که یک رکن اساسی سعادت خودمان را تأمینکردید.(2)

ایده‌آل خواهی افراطی

دخترها و پسرها به دنبال ایده‌آل نباشند. در امر ازدواج، هیچ کس ایده‌آل نیست و انسان نمی‌تواند ایده‌آل خود را پیدا کند. باید بسازند و زندگی کنند. خداوند ان‌شاءالله زندگی را شیرین خواهد کرد و به آنها برکت خواهد داد و ان‌شاءالله مورد رضای الهی قرار خواهد گرفت.(219) آدم، اول که نگاه می‌کند، همه‌اش حُسن است. بعد که وارد می‌شود اخلاقیاتی هست، نقایص و کمبودهایی هست، ضعف‌هایی وجود دارد که به تدریج در یکدیگر کشف می‌کنند. اینها نباید موجب سردی شود. باید با این کمبودها ساخت، چون بالاخره مرد ایده‌آل بی‌عیب و زن ایده‌آل بی‌عیب در هیچ کجای عالم پیدا نمی‌شود.(3)

معاشرت‌های غیرشرعی

آن آقایی که با زنان نامحرم سر و کار دارد، دوجا برای او امکان اشباع غرایزش در سطوح مختلف وجود دارد، این دیگر به زن خودش آنجور پایبند نیست. مثل مردی که به هیچ زنی نگاه نمی‌کند نیست… اینکه می‌گویند زن باید خودش را در محیط‌های اجتماعی با نامحرم مخلوط نکند، برای این است که این زن، دلبستگی‌اش به مرد خودش است. وگرنه اگر زن کارش به جایی رسید که مرد خودش برایش عادی شد، مثل وضعیتی که الان در جوامع غربی می‌بیند که اصلاً این مرد برای زن اهمیتی ندارد، می‌گوید حالا شد، شد، نشد هم نشد. می‌گوید طلاق می‌گیریم، تمام می‌کنیم تو برو دنبال کارت، من هم می‌روم دنبال کارم. این بد است. بعضی از خانم‌ها امروز تلاش می‌کنند که وضع زنان را این‌جوری کنند. این به ضرر زن‌هاست و به نفع زن‌ها نیست؛ چون این، بنیان خانواده را متلاشی می‌کند.(4)

حریم‌داری و عفاف سپر خانواده

مسأله محرم و نامحرم و حجاب و نگاه کردن و نگاه نکردن و معاشرت‌های ناسلام و مضر، این چیزهایی که در اسلام این قدر تأکید شده و در بعضی از کشورها و جاهایی که از اسلام دورند، اینها رعایت نمی‌شود، اینها اگرچه یک محدودیتی برای زن و مردم به وجود می‌آورد، اما اینها را شارع مقدس برای حفظ خانواده، برای ماندگار شدن این بنای مهم تحکیم و تشریح کرده است که اگر در همین چیزها هر انسانی تدبیر و تأمل کند، حکمت‌های بسیار بزرگی را خواهد دید.(5)

اینکه شما می‌بینید در اسلام محرم و نامحرم و جدایی زن و مرد و اینها مطرح است، اینها مسائل ارتجاعی نیست. اینها جزو دقیق‌ترین مسائل انسانی و بشری و یکی از مهم‌ترین آن، این است که بنیان خانواده مستحکم می‌ماند. چون زن و شوهر به هم احساس وفاداری می‌کنند، در موضع حسادت قرار نمی‌گیرند، این خیلی مسأله مهمی است.(6)

این حجابی که اسلام درست کرده است، این نگاهی که اسلام منع کرده است، این معاشرتی که اسلام ممنوع قرار داده است، برای این است که شما دل‌ها و محبت‌هایتان روی یک نقطه متمرکز شود. هم شما خانم‌ها و هم شما آقایان.(7)

اینکه شما می‌بینید در اسلام، حجاب و روگیری و عدم معاشرت زن و مرد و این چیزها هست و یک عده آدم کوته‌بین و کوته‌نظر خیال می‌کنند، اینها یک حرف‌های قشری است، نه! اینها عمیق است. این، برای این است که خانواده‌ها و دل‌های زوجین، در جای خود بماند، این خانواده مستقر بماند. این برای اینهاست. محرم است، نامحرم است، نگاه نکن، معاشرت نکن، دست نده، نخند، جلوه‌گری نکن، جلوی دیگران آرایش نکن. این حرف‌هایی که اسلام می‌زند، دین می‌گوید، فقه به ما می‌گوید، این برای این است که اگر اینها را رعایت کردید، این خانواده کوچک شما، این کانون کوچکی که حالا به وجود آمده است، مستحکم خواهد ماند و از آن بلایا فارغ خواهد شد. زن و مرد احساس می‌کنند که سر و کارشان با یکدیگر است. با این خانواده است. زن احساس نمی‌کند که خانه برای او یک وسیله دست و پاگیر است. یک مرد احساس نمی‌کند که خانه و زن برای او یک وسیله مزاحم است.(8)

اینکه اسلام آن‌قدر گفته است که چشمتان را ببندید، به نامحرم نگاه نکنید. به زن یک جور گفته و به مرد یک جور دیگر گفته، برای این است که وقتی چشم به یک طرفی رفت، آن وقت بخشی از سهم آن کسی که همسرش شماست، آن طرف خواهد رفت. حالا چه شما مرد باشید و چه زن باشید فرقی نمی‌کند. یک قسمتی می‌رود آن‌جا. وقتی این‌جا کم گذاشتی، محبت ضعیف خواهد شد. محبت که ضعیف شد، بنای خانوادگی متزلزل می‌شود. آن وقت آنچه که برای تو لازم است از دستت می‌رود و آنی که برایت مضر است به خیال خودت به دست آورده‌ای.

منبع:

1- خطبه عقد 79/9/10

2- خطبه عقد 78/12/23

3- خطبه عقد 76/9/6

4- خطبه عقد 78/1/24

5- خطبه عقد 77/1/19

6- خطبه عقد 77/12/11

7- خطبه عقد 79/10/15

8- خطبه عقد 79/3/30

مگر مرد هم نا محرم می شود؟؟؟

عده ای از جوانان (مرد) خدمت حضرت علامه حسن زاده آملی(حفظه الله) رسیدند و از حضرتش خواستند که آن ها را نصیحتی بفرمایند.

علامه فرمودند: سعی کنید با نامحرم رابطه نداشته باشید چه زن باشد چه مرد!!

گفتند: آقا مگر مرد هم نامحرم می شود؟

علامه فرمودند: هر کس با خدا ارتباط ندارد نامحرم است.

 

منبع: سلوک/ علامه حسن زاده املی

در جوانی خود را اصلاح کن!!!

پسرم! فرصت را از دست مده و در جوانى خود را اصلاح كن. پيران نيز بايد بدانند كه تا در اين عالم هستند مى‏توانند جبران تبهكارى‏ها و معصيت‏ها را بكنند و اگر از اين جا منتقل شدند كار

از دست آنان خارج است. دل بستن به شفاعت اولياء- عليهم السلام- و تجرّى در معاصى از خدعه ‏هاى بزرگ شيطانى است. شما به حالات آنان كه دل به شفاعتشان بسته و از

خدا بی‏خبر شده و به معاصى جرأت مى‏كنيد بنگريد، ناله‏ها و گريه‏ ها و دعاها و سوز و گدازهاى آنان را ببينيد و عبرت بگيريد. در حديث است كه حضرت صادق- عليه سلام اللّه- در اواخر عمر،

بستگان و فرزندان خود را احضار نمود و قريب به اين مضمون به آنان فرمود كه: «فردا با عمل بايد در محضر خداوند برويد و گمان نكنيد بستگى شما به من فايده دارد»

 

منبع:صحیفه امام خمینی (ره) ج 16 ص222

ما قافله بهشتیم!!!

میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: اگر خدای نخواسته انسان منطق و سلیقه‌ کج داشته باشد، راه بهشت را گم می‌کند. ما قافله‌ بهشتیم و مقصدمان بهشت است؛ رو به خوشی می‌رویم، پیغمبر(ص) هم به علی(ع) فرمود: هر کس صلوات را فراموش کند و یا تغییر بدهد بهشت را گم می‌کند. زن‌های قدیم خیلی معرکه بودند، تا چیزی گم می‌کردند، با صلوات آن را پیدا می‌کردند.
امّت محمّد(ص) مسیری که می روند به سمت بهشت است. پیر می‌شوند، مریض می‌شوند، علیل می‌شوند، امّا دائم به سمت بهشت در حال حرکتند، ولی اگر صلوات را تغییر دهند، راه را گم می‌کنند. یک نشانه‌اش هم این است که امّت رسول الله(ص) هرگاه عصبانی شوند و کمی گرد و خاک برپا می‌شود و صلوات می‌فرستند، گرد و خاک فرو می‌نشیند و روشنایی می‌آید و قلب‌ها زنده می‌شود.

 

منبع:کتاب طوبای محبّت / جلد دوم/ ص71

دانلود فیلم سخنان رهبر درباره راهیان نور

بیانات مقام معظم رهبری در جمع هزاران نفر از زائران کاروانهای راهیان نور در منطقه عمومی عملیات شکست حصر آبادان در شرق کارون

 

دانلود فیلم

کاری کن بدون دعوت به منزلت بیاید.

زیارت امامزاده ها
او می گفت :
هر کجا امامزاده ای باشد ولو اصل و نسبش را ندانی و یا اصلا” کسی از سادات هم در آن مکان دفن نشده باشد،زیارت کن؛ زیرا آن محل به نام فرزند پیغمبر ( صلی الله علیه و آله) ساخته و معرفی شده است.
اساسا” ما روح امامزاده را زیارت می کنیم حال می خواهد بدنش آنجا دفن شده و از بین رفته باشد یا به کلی دفن نشده باشد چه فرقی می کند؟
آیت الله ابطحی نقل می کند :
من خودم با مرحوم حاج ملا آقا جان، حضرت امامزاده حمزه بن موسی بن جعفر ( علیه السلام) را در شهر ری زیارت کردیم و تصادفا” در همان سفر به قم مشرف شدیم و باز مرقد مطهر این امامزاده را در خیابان چهارمردان قم که به همین نام معروف است زیارت نمودیم، وقتی از ایشان سؤال کردم که آیا حضرت حمزه بن موسی بن جعفر ( علیه السلام) اینجا دفن است یا در شهر ری؟
فرمود:
چه فرقی می کند ما که نمی خواهیم جسد او را زیارت کنیم و از جسدش حاجت بخواهیم، بلکه منظور استمداد از روح مقدس آن بزرگوار است. که ممکن است در هر دو جا در یک زمان حاضر باشد.
حتی فرمود:
بعضی می گویند: حضرت حمزه بن موسی بن جعفر ( علیه السلام ) در کاشمر مدفون است، اگر برای من میسر می شد آنجا هم می رفتم و ایشان را در آنجا هم زیارت می کردم.

توصیه به میزبان
مرحوم حاج ملا آقا جان سفارش می کرد :
 در زندگی طوری رفتار کن که میهمان، خودش بدون دعوت به منزلت بیاید.
 

منبع:
  خاطرات مرحوم حاج ملا آقا جان (ره)از سایت اخلاقی علما

یک طرف ما باشیم و یک طرف او..

آیت الله جوادی آملی: در کتاب های فقهی ما نذر و یمین رایج است اما عهد خیلی کم است،‌ خیلی از بزرگان رساله عهد داشتند، ‌آن قدر ذات اقدس اله لطیف است که فرمود با من عهد ببندید، رساله عهد در فقه همین است، منتهی معمولٌ به ما نیست، برای درمان بیماری یا شبیه آن نذر می کنیم ‌اما عهد نداریم ،که با خدا عهد ببندیم یک طرف ما باشیم و یک طرف او با او معاهده کنیم، عهد مثل نذر یمین حکم فقهی و کفاره دارد.


‌ خیلی از بزرگان رساله عهد داشتند؛ عهد کردم که دگر گوش به ناحق نکنم،‌ عهد کردم که دگر وقتم را تلف نکنم، عهد کردم حرف بی جا نزنم،‌ عهد کردم همیشه نماز اول وقت بخوانم، عهد کردم تا ممکن است نماز را به جماعت بخوانم،‌ عهد کردم نماز شبم ترک نشود، ‌عهد کردم که قصه نخوانم،‌ مگر این ذهن ظرفیت چه قدر مطلب دارد؟ یک طلبه بخواهد محققانه درس بخواند و شب بخواهد سریال و فیلم نگاه کند. ذهن مگر جای چند مطلب دارد؟ آخرشب هم خسته است و یک مروری به کتاب می کند،‌ این محقق نمی شود، قصص اولیا علم است اما داستان‌هایی که پیام علمی ندارد چرا انسان وقت خود را صرف کند؟‌ مگر ذهن چقدر ظرفیت دارد که هر روزنامه ای را بخواند! بزرگان رساله نوشتند که عهد کردیم حرفهای غیر علمی نگوییم، عهد کردیم حرفهای غیر علمی نشنویم، نوشته های غیر علمی نخوانیم، بالاخره با رعایت اینها انسان محقق می شود،‌ خدای متعال هم می فرماید این ها را بخوان «اتْلُ مَا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ الْکِتَابِ».

 منبع:

http://almortaza.blog.ir/category/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%B7%D9%84%D8%A8%DA%AF%DB%8C/



بهترین راهکار اجرای امر به معروف و نهی از منکر

این مرجع تقلید ظهر امروز در دیدار جمعی از دانش آموزان مدرسه هاجر قم، اظهار داشت: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هریک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان، تربیت اسلامی می شود.

وی به جایگاه حقوق والدین در اسلام اشاره کرد و افزود: هرکدام از والدین و فرزندان بر یکدیگر حقوقی دارند و نباید حقوق یکدیگر نادیده گرفته شود.

 

آیت الله مکارم شیرازی افزود: انسان در محیط خانواده، مدرسه و اجتماع تربیت می شود؛ اگر هر یک از این امور رسالت خود را درست انجام دهند، انسان تربیت اسلامی می شود و اگر هر کدام از این امور کوتاهی کنند انسان درست تربیت نخواهد شد.

 

وی بیان داشت: ان شاء الله هر سه محیط رسالت خود را در نظام جمهور اسلامی به درستی انجام دهند تا با همکاری هم انسانهای سالمی تربیت شوند و بتوانند به نظام و انقلاب خدمت صادقانه انجام دهند.

 

این مفسر قرآن کریم اظهار داشت: معصوم(ع) فرموده اند« اگر والدین و معلم به دانش آموز یک بسم الله یاد دهند، خدای متعال بهشت و برائت از جهنم را به او عطا خواهد کرد».

 

آیت الله مکارم شیرازی گفت: از جمله حقوق فرزند بر والدین، انتخاب نام نیکو، تعلیم  قرآن و تربیت کردن براساس آموزه های دین است.

 

وی افزود: در حالات امام حسن و امام حسین(ع) آمده است که  این دو بزرگوار با اخلاق عملی، رفتار و کردار درست، محبت، عطوفت و مهربانی، مرد میانسال را نصیحت کردند و باعث هدایت او شدند.

 

این مرجع تقلید بیان داشت: برای اجرای امر به معروف و نهی ازمنکر در جامعه  بهترین راهکار، بیان از روی ادب و احترام است.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/769819?sk=1

خاطراتی سازنده از علمای بزرگ...

امر به معروف
آیت الله سید حسین فاطمی قمی ( از شاگردان برجسته میرزا جواد آقا )  می فرمودند :
این گونه بود فرمایشات ایشان که مؤثر واقع می شد.
حقیر در شبی از شبهای ماه رمضان برای کاری بیرون شهر رفته بودم ، دیدم عده ای از جوان ها و چند نفر هم از اهل علم برای تفریح و گردش بیرون رفته بودند، این منظره بر من ناگوار آمد.
 روز بعد  پس از نماز ظهر و عصر و خاتمه فرمایشات ایشان به عادت همه روز در ایوان مدرسه فیضیه ، حقیر ذکر مصیبت می کردم ، آن روز قبل از ذکر مصیبت قضیه شب گذشته را عنوان کردم به این نحو که چرا باید ماهی که فرمودند « دعیتم الی ضیافه الله» که روزش بهترین روزها و شبش بهترین شب ها؛ نفس ها در آن ، ثواب تسبیح دارد؛ خواب در آن، عبادت است؛ چرا باید اهل علم به تفریح بروند؟ و به سایرین از جلالت این ماه تذکر ندهند؟

آن روز گذشت. صبح روز دیگر در مسجد بالا سر پس از نماز خواستم سؤالی از ایشان بکنم تا چشم شریفش به من افتاد، مرا در معرض عتاب درآورده فرمود: دیدی روز قبل چه کردی  در حضور اشخاص مختلفه از عوام و غیره؟! چرا باید به این نحو اسم اهل علم و علما را ببری؟
 مگر تفریح غیر مشروع است و یا باید علما منبر بروند و به اهل علم مطالبی را بگویند؟ ممکن است به نحو دیگری به آنها بگویند.

سرم به زیر افتاد عرض کردم: خطا رفتم اکنون بفرمایید چه بایدم کرد؟
فرمود: برو منبر و بگو من خطا کردم!
ولی برای من مشکل بود اظهار کنم خطای خود را و لیکن در ذهنم بود ،  تا یک روز آقا شیخ ابراهیم تُرک زیر بغل مرا گرفت
و گفت: تو باید امروز منبر بروی به جای من و به سختی مرا بلند کرد، رفتم منبر، فرمایش آن مرحوم به یادم آمد گفتم: در آن روز که گفتم  چرا باید اهل علم در ماه رمضان به تفریح بروند من خطا کردم! چیزی از اهل علم ندیدم؛ ذکر مصیبت کرده فرود آمدم.

اثر سخنان میرزا جواد آقا
خطیب محترم استاد فاطمی نیا تبریزی در کنگره بانو اصفهانی، فرمودند:
 « در مورد جمال السالکین، آیة الله آقا میرزا جواد آقای تبریزی می نویسند که وقتی در مجلسی می نشست می فرمود:
ای مردم! یکی از نام های خدا « غفار» است! همین را که می گفت، چند نفر غش می کردند و آنان را از مجلس بیرون می بردند!

آیة الله شیخ علی پناه اشتهاردی هم فرمودند: میرزا جواد آقا تبریزی در مدرسه فیضیه درس اخلاق داشت و آن چنان تأثیر آتشین بر دل ها می گذاشت که در درسش از اثر صحبت ایشان، غش می کردند و بی هوش می شدند.
روزی به میرزا جواد آقا عرض کردند که تأثیر صحبت شما چنان است که یکی از تجار در این جلسه حضور داشته بی هوش بر زمین افتاده است!
فرموده بودند: این که چیزی نیست مولایشان امیرالمؤمنین همیشه از خوف خدا چنین حالتی بهش دست می داد!

تأثیر شگفت انگیز درس آخوند همدانی
علامه حسن زاد ه آملی از قول علامه طباطبائی این مطلب را  نقل کرده اند که:
مرحوم آیت الله سید علی قاضی فرمود:
من که به نجف تشرف حاصل کردم روزی در معبری آخوندی را دیدم شبیه آدمی که اختلال حواس دارد و مشاعر او درست کار نمی کند، راه می رود.
از یکی پرسیدم که این آقا اختلال فکر و حواس دارد؟
گفت: نه، الأن از جلسه درس اخلاق آخوند ملاحسینقلی همدانی به در آمده و هر وقت  آخوند صحبت می فرماید در حُضار اثری می گذارد که بدین صورت از کثرت تأثیر کلام و تصرف روحی آن جناب، از محضر او بیرون
می آیند. 

مقام میرزا جواد آقا
حجت الاسلام فاطمی نیا می فرمودند :
… اینها حیف است، اینها سینه به سینه است، اگر ناقلش مثل من بیافتد و بمیرد دیگر کسی پیدا نمی شود بگوید، هی منتظر شوی که رادیو خواهد گفت، یا تلویزیون. دیگر تمام شد!

… آقا شیخ محمد حسین بهاری خودش به من فرمود که آقا میرزا جواد آقا تبریزی ـ رضوان الله علیه ـ روی منبر نشسته بود و من پای درس ایشان بودم.
شیخ محمد حسین  تا سه چهار سال پیش زنده بود خیلی مرد بزرگی
بود منتهی دیگر چون آسم شدیدی داشت آن هم در یک گوشه شهرستان! ایشان مجهول القدر مانده بود…
ایشان می فرمود  جوان بودم میرزا جواد آقا روی منبر درس می گفت، می گوید یک دفعه دیدم  این دو چشم های نورانی را متوجه ما کرد گفت: اهل کجایی؟ ـ من خلاصه عرض می کنم ـ گفتم: اهل بهار!
تا گفتم اهل بهار، به پُری  صورتش اشک ریخت!
سپس گفت: شیخ محمد بهاری، قبرش زیارتگاه شده یا نه؟ قبر شیخ محمد مزار شده یا نه؟
 بعد گفت: ان شاء الله من در پنجشنبه هفته آینده مهمان ایشان هستم! ـ یا گفت: به او ملحِق می شوم ـ این حرفی که می زد مثل اینکه پنجشنبه بوده می فرمود: پنجشنبه آینده!

یک شاگردی داشت آن شاگرد بی قرار شد، گریه کرد، آمد خودش دست به
 ضریح حضرت معصومه علیها السلام شد.
گفتیم: چه خبر است؟ والله! من این آقا را می شناسم اینکه گفت: من پنجشنبه آینده مهمان شیخ محمد بهاری هستم، دیگر تمام شد!
گفتیم: حالا امام نیست، پیامبر نیست که حرفش را این قدر زود باور می کنید. حالا که آقا میرزا جواد آقا سر حال است.
به هر حال، گفت: پنجشنبه آینده جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی تشییع شد.

مهم این است که ایشان  می گفت:
 طلبه های دارالشفاء، فیضیه و جاهای  دیگر، ـ ببینید اینها مهم است، قریب به دویست و پنجاه طلبه، قریب به دویست و پنجاه طلبه!! - از حوزه علمیه خواب دیده بودند صبح که پا شده بودند برای نماز، به همدیگر می گفتند: خواب دیدیدم! یک الف این خواب ها با هم فرقی نداشت. خیلی حرف است! 250 نفر خواب ببینند یک الف هم با هم فرق نداشته باشد!!
خلاصه؛ که در شب پنجشنبه خواب دیده بودند که جنازه آقا میرزا جواد آقا تبریزی روی تابوت حرکت می کند، حضرت سید انبیاء صلی الله علیه و آله و سلم جلوی جنازه حرکت می کند!


برکت قم و قبرستان شیخان
علامه طهرانی می فرماید:
« جناب  آقای سید هاشم حداد [ عارف نامی و شاگرد برجسته سید علی آقا قاضی] از قبرستان معروف به « شیخان» بسیار مبتهج بودند و می فرمودند: بسیار پر نور و پر برکت است و خدا می داند چه نفوس زکیه و طیبه ای در اینجا مدفونند.
پس از قبر مطهر بی بی که فضای قم و اطراف قم را باز و گسترده و سبک و نورانی نموده است و به واسطه برکات آن حضرت است که گویا خستگی از زمین قم و از خاک قم برداشته شده است، هیچ مکانی در قم به اندازه این قبرستان نورانی و با رحمت نیست! و سزوار است  طلاب و سائرین بیشتر از این، به این مکان توجه داشته باشند و از فضایل و فواضل معنوی و ملکوتی آن بهره مند شوند و نگذراند این آثار محو شود و دستخوش نسیان قرار گیرد.


شاهکار ملاحسینقلی همدانی در تربیت شاگردان
علامه طهرانی می فرماید:
« … گویند علت انحراف حسین بن منصور حلاج در اذاعه و اشاعه مطالب ممنوعه و اسرار الهیه، فقدان تعلم و شاگردی او در دست استاد ماهر و کامل و راهبر راهرو و به مقصد رسیده بوده است.
او از نزد خود به راه و سلوک افتاد، و بدین مخاطر مواجه شد و لذا بزرگان از ارباب سلوک و عرفان ، او را قبول ننموده و رد کرده اند و در مکتب معرفت دارای وزنی به شمار نیاورده اند.
و مانند شیخ احمد احسائی که از نزد خود خواست به مقام حکمت و عرفان برسد و صِرف مطالعه کتب فلسفیه خود را صاحب نظر دانست و
اشتباهات فراوانی مانند التزام به تعطیل و انعزال ذات مقدس الهی از اسماء و صفات و …  به بار آورد که موقعیت او را در نزد ارباب و نقادان بصیر و خبیر شکست و تألیفات او را در بوته نسیان و عدم اعتناء قرار داد.

در مکتب تربیتی آیة الحق مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی ( استاد میرزا جواد آقا ملکی ) هیچ یک از این خطرات در هیچ یک از شاگردان او دیده نشده است.
با اینکه هر یک از آنها در آسمان فضیلت و کمال چنان درخشیدند که تا زمان هایی را بعد از خود روشن نموده و در شعاع وسیعی اطراف محور و مرکز وجود مثالی و نفسی خود را نور و گرمی بخشیده و می بخشند. معارف الهیه و سلوک علمی آیاتی از شاگردان او را مانند سید احمد کربلایی طهرانی و حاج شیخ محمد بهاری و حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و سید محمد سعید حبوبی ، کجا تاریخ می تواند به دست محو و نابودی سپرده و در محل انزوا بایگانی کند ….؟! »

 
سلیقه معنوی میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
مرحوم میرزا عبدالله شالچی تبریزی می فرماید:
… مرحوم استادم حاج میرزا جواد آقای ملکی تبریزی که هم مجتهد در فقه بود و رساله عملیه داشت و هم در معارف اسلامی صاحب نظر، دستوراتی می دادند که انسان در خوردن، خوابیدن، نشستن، صحبت و عمل کردن چگونه رفتار کند. یکی از دستورات ایشان این بود که  :
انسان نباید معصیت کند.

خوش سلیقگی را ببینید آقا! این عالمی است که خوش سلیقه است و پیروانش را به راه راست هدایت می کند. اولین دستوری که می دهد این است که انسان نباید معصیت کند. می فرمود:
انسان در خوردن نباید به قدری نخورد که ضعف پیدا کند و نه به قدری بخورد که کسل شود و از اطاعت باز بماند. ایشان به شب خیزی خیلی اهمیت می داد.

 
استفاده از مقبره استاد
مرحوم شالچی تبریزی می فرمود :
ایشان اینجا در قم بودند و فوت شدند. قبرشان هم در شیخان است. من حالا هم از قبرش استفاده می کنم. بروید سر قبرش، فاتحه بخوانید، حوائجتان را هم بخواهید. گمان می کنم که نتیجه بگیرید.
من حالا هم گاهی شده است که عرضی داشته باشم می روم سر قبر ایشان و نتیجه می گیرم. خواب هم می بینم و استفاده می کنم.


انتقال معارف با نگاه عارفانه
از قول مرحوم شالچی نقل شده :
یک وقت بنده رفته بودم خدمت آقا، ایشان آمد رو به روی من نشست به طوری که زانوهای من به زانوهای ایشان چسبید و نگاه های ممتدی به من کرد.
من فهمیدم مطلب چیست، من هم شروع کردم به ایشان نگاه کردن چون بعضی از بزرگان با نگاه کردن معارفی را منتقل و القاء می کنند؛ بعد [ میرزا جواد آقا] فرمودند: پاشو برو!


 چرا تکلیف را انجام ندادی؟!
مرحوم شالچی فرمودند:
« روزی در درس حاج میرزا جواد آقا شرکت کردم. پس از درس، آقا دستوری را به من فرمودند تا انجام دهم. من  با این که تصمیم به انجام آن در نیمه های شب داشتم به علت کار زیاد موفق به بیتوته و انجام دستور استاد در سحرگاه نشدم. فردا چون به درس استاد رفتم هنگام بازگشت چون برخاستم بیایم استاد فرمود: شما تشریف داشته باشید!

آنگاه که شاگردان رفتند، فرمود: چرا تکالیف تعیین شده را دیشب انجام ندادی؟! من به یکباره در حیرت شدم که من با کسی این حال نگفتم و کسی جز خدا از این واقعه خبردار نبود.
پس، از ایشان عذر تقصیر خواستم. این بی توفیقی در شب بعد نیز رخ داد و باز استاد به من خاطر نشان کرد که دستورش را  انجام نداده ام. پس از آن با تلاش و همت دو چندان موفق به انجام دستور استاد شدم و از آن بهره مند گشتم.»


دید ملکوتی
استاد شالچی تبریزی می فرمود :
« یکی از روزها صبح پس از نماز برای شرکت در جلسه اخلاق میرزا جواد آقا به فیضیه رفتم.
استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله چه می بینی؟!
این صحبت استاد گویا خود تصرفی بود که آن بزرگ در جان من کرد و حجاب ملکوت از برابر چهره ام برداشته شد.
 دیدم اشخاصی را که در فیضیه هستند و در ظاهر می بینم، اما باطن آنان را نیز مشاهده می کنم به صورت های گوناگون اند!
بار دیگر فرمودند: فلانی چه می بینی؟ و من چون توجه کردم دریافتم ارواح مؤمنین روی صحن مدرسه فیضیه دور هم  نشسته اند و با هم مذاکره می کنند!

 پس از آن استاد به من فرمودند: میرزا عبدالله فکر نکنی اینها مقاماتی است و به جایی رسیده ای؟! اینها در برابر آنچه در سیر و سلوک و تقرب الی الله به سالک می دهند هیچ است.»

منبع:

http://serajnet.org/userfiles/www.salehin.com/fa/index.php

 

چگونگی ظهور علم در قلب ؟

علامہ حسن زاده ے آملي:

با ادعیہ و قرآن حشر داشتہ باشید چون شماڪمال ومعرفت ميخواهید و قرب الي اللہ نیاز داریدو حشربا ادعیہ وقرآن شمارا اوج میدهد

(شرح_فصوص_الحکم_قیصری)

 

علم در قلبهاے شماست و متأدب بہ آداب روحانیین و متخلق بہ اخلاق صدیقین شوید تا اینڪہ علم در قلب شما ظهور پیدا ڪند و شما را فراگیرد

پس با تادیب نفس مي شود حقیقت دل را شڪافت و از چشمہ و آب زلال مایہ حیات آن بهره مند گشت و با ادب مع اللہ این طلسم را مي شود گشود و از ڪوثر آن آب حیات نوشید.

(شرح_دفتر_دل
علامه حسن زاده ے آملی روحی فداه)

امام علی(ع) اولین پرچمدار وحدت/ تا امت اسلام واحد نشود امام زمان(ع) نمی‌آید

 نشست هم‌اندیشی علمای شیعه دهلی با حضور آیت‌الله محسن اراکی دبیرکل مجمع جهانی تقریب و حجت‌الاسلام مهدی مهدوی‌پور نماینده ولی فقیه در هندوستان در مرکز فرهنگی اسلامی دهلی برگزار شد.

آیت‌الله اراکی در این نشست طی سخنانی به تبیین رابطه تشیع با وحدت اسلامی پرداخت و گفت: نقش ائمه اطهار(علیهم السلام) در حفظ وحدت، حفظ اصول اسلام و دفاع از قرآن و سنت رسول‌الله نقش بسیار بارزی بوده است.

وی با اشاره به سیره معصومان(علیه السلام) در وحدت اسلامی اظهار داشت: بزرگ‌ترین هزینه در راه تحقق وحدت اسلامی را امیرالمؤمنین (علیه السلام) پرداخت و بعد از رسول اکرم(صلی الله علیه و اله) اولین پرچمدار وحدت، حضرت علی(علیه السلام) بود.

آیت‌الله اراکی با بیان اینکه سیره ائمه اطهار(علیهم السلام) حفظ وحدت و حفظ اسلام در چهارچوب‌های کلان آن است، گفت: از دیدگاه جامعه‌شناسی اسلامی آنچه جامعه اسلامی را یکی می‌کند و منشأ وحدت است حب و بغض است؛ حب نسبت به یکدیگر و بغض نسبت به دشمنان جامعه را یکی می‌کند. وقتی جامعه‌ای در خشنودی و ناخشنود یکی شدند آن جامعه به وحدت می‌رسد. نتیجه مودت و محبت به اهل‌بیت رسول‌الله(صلی الله علیه و اله) منشأ وحدت در میان امت اسلامی است.

وی با اشاره به اهمیت تشکیل امت واحده اسلامی یادآور شد: تا امت واحده اسلامی شکل نگیرد، ظهور حضرت امام زمان (عج) محقق نمی‌شود. دشمنان اسلام با تشکیل گروههای تروریستی و ایجاد تفرقه در صدد رسیدن به اهداف شوم خود هستند. داعش و گروه‌های تکفیری دست‌پرورده آمریکا و دشمنان اسلام هستند و مهم‌ترین هدف این گروه‌ها ایجاد تفرقه در بین کشورهای اسلامی است.

آیت‌الله اراکی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره دستاوردهای مقاومت و حزب‌الله لبنان در برابر رژیم صهیونیستی خاطرنشان کرد: حزب‌الله تنها نیرویی بود که توانست با تأسی از آموزه‌های دینی شکست سنگینی به رژیم صهیونیستی تحمیل کند. انقلاب اسلامی به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران باعث عظمت دوباره اسلام شد، به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی، اسلام و قرآن را در کشورهای اسلامی زنده کرد.

علمای هندوستان با کمترین امکانات به ترویج دین می پردازند

حجت‌‌الاسلام مهدوی‌پور سخنران دیگر این نشست با ارائه گزارشی از وضعیت مسلمانان به ویژه موضوع تقریب در شبه قاره هند اظهار داشت: علمای هندوستان با کمترین امکانات از قبیل آب، برق و در شرایط سخت برای ترویج دین تلاش می‌کنند. به واسطه تلاش این افراد است که در مناسبت‌های مختلف و به ویژه ماه محرم همه ساله شاهد برگزاری هزاران مجلس عزاداری در این کشور هستیم.

نماینده ولی‌فقیه در هندوستان با بیان اینکه 4 هزار طلبه علوم دینی در بیش از 94 حوزه علمیه شیعه در سراسر هند مشغول فراگیری علوم دینی هستند، گفت: بسیاری از شیعیان هندوستان از علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی، بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب اسلامی هستند.

حجت‌‌الاسلام مهدوی‌پور با اشاره به فتنه در عراق، سوریه و یمن یادآور شد: در شرایط فعلی باید بیش از گذشته برای ایجاد وحدت و همدلی تلاش کنیم.

انسجام روحانیت بزرگ‌ترین سرمایه برای حفظ وحدت

منوچهر متکی معاون امور بین‌الملل مجمع جهانی تقریب نیز طی سخنانی در این نشست با بیان اینکه یکی از فتنه‌هایی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی توسط دشمنان ایجاد شد ترور شخصیت‌ها بود، اظهار داشت: دشمنان در ابتدای انقلاب متفکران بزرگی همچون شهیدان مطهری، بهشتی، مفتح و شهدای محراب را شهید کردند تا به زعم خودشان با انقلاب مقابله کنند.

وی با اشاره به اینکه نقش روحانیت نقش بی‌بدیلی در انقلاب اسلامی است، گفت: همواره در نهضت‌هایی که در جهان محوریت اسلامی داشت روحانیت پیشتاز بوده است. روحانیت همیشه در همه عرصه‌های وحدت پیشتاز بوده است.

معاون امور بین‌الملل مجمع جهانی تقریب، انسجام روحانیت را بزرگ‌ترین سرمایه برای حفظ وحدت دانست و افزود: این انسجام می‌تواند باعث تقویت وحدت و جلوگیری از تفرقه شود.

وی با تاکید بر مبارزه با گروه‌های تکفیری خاطرنشان کرد: دولت هند به شدت با تروریسم و تکفیری‌ها مخالف است و بر زندگی مسالمت‌آمیز همه ادیان در کنار هم تأکید دارد.

دیوار بی‌اعتمادی ملت به آمریکا باید بالاتر رود

آیت‌الله مکارم شیرازی با بیان اینکه پرده‌های بدعهدی و دروغ‌گویی آمریکا کنار رفته و حقایق عیان شده است، گفت: باید دیوار بی‌اعتمادی ملت ایران نسبت به آمریکا بالاتر رود و مردم هوشیارتر و متحدتر شوند.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی روز چهارشنبه (۲۷ بهمن) در درس خارج خود در مسجد اعظم قم با بیان اینکه باید مراقب هوای نفس باشیم، گفت: گاهی اموال و مقام و امور حرام برای انسان پیش می‌آید و انسان برای به دست آوردن دست به توجیه می‌زند که بدتر از خود گناه است.

وی با بیان اینکه هوای نفس این مسئله را برای انسان زینت می‌دهد، افزود: برخی توجیه می‌کنند که این کار برای اجرای عدالت و کمک به فقرا و … بوده است؛ یعنی هوای نفس گناه را زینت می‌دهد که فرد آن را عبادت بداند در این صورت کمتر هم راه بازگشت برای انسان ایجاد می‌شود، چون فردی که کاری را گناه می‌داند روزی هم توبه و بازگشت خواهد کرد.

این مرجع تقلید با اشاره به بدعهدی و دروغ‌گویی آمریکا افزود: زمانی برخی می‌گفتند بیاید با آمریکا کنار بیاییم و با آنان رفاقت کنیم، زیرا آنان هم آدم هستند و می‌توان با گفت‌وگو مسایل را حل کرد، اما امروز پرده‌ها بالا رفته و معلوم شده این‌ها پیمان‌شکن هستند و دبه درآورده‌اند.

وی افزود: از پیمان‌شکنی آنان بدتر، دروغ‌گویی است؛ اخیرا گفته‌اند طرفدار درجه یک تروریسم، ایران است در حالی که هیچ کشوری به اندازه ایران با تروریسم مبارزه نکرده و ما دشمن شماره یک مبارزه با تروریسم هستیم.

آیت‌الله مکارم شیرازی اظهار کرد: خودشان معترف هستند که داعش را وارد عراق کردند و در سوریه مورد حمایت قرار دادند و از همه بدتر زادگاه تروریسم که عربستان سعودی است نزدیکترین دوست آنان است.

وی ادامه داد: این‌هایی که تا گلو در طرفداری از تروریسم فرورفته‌اند، دروغ به این بزرگی می‌گویند که ایران اولین طرفدار تروریسم در دنیاست؛ این بی‌حیایی در سیاست مادی نیست؟

 این مفسر قرآن عنوان کرد: باید دیوار بی‌اعتمادی بالاتر برود، زیرا یک روز اگر آب‌شان با ما در یک جوی نرود، این دروغ‌ها را می‌بافند؛ از این رو ملت باید روز به روز منسجم‌تر و متحدتر و دشمن‌شناس‌تر باشد.

چه جای خوبی است، دنیا!



مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:آیا تو مغرور دنیا شده‌ای و آن گاه آن را مذمّت می‌کنی؟ ببینید که او را چه کرد؟ حال او هر که بود، شیطان بود، یا غیر آن. سپس حضرت، خود دنیا را تعریف می‌کند. گوش بدهید تا بدانید جایی بهتر از اینجا نیست.
مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: قالَ علیٌّ(ع) و قَد سَمِعَ رجُلا یَذُمُّ الدُّنیا:
حضرت نشسته بود دید یک شخصی در میان جمع دارد مذمّتِ دنیا را می‌کند. حضرت فرمود:
ایُّها الذامُّ للدنیا المُغترُّ بغُروُرِها
ای کسی که دنیا را مذمت می کنی و تو را غرورِ دنیا گرفته و فریب داده است و داری بدی دنیا را هم می‌گویی.
خدعه کردی، با باطل‌ها رفیق شدی و حالا داری بدی آن را هم می‌گویی.
نگاه کنید که حضرت امیر(ع) وقتی از چیزهای بد سخن می‌گوید، انگار بی حیاست. ببینید که چگونه شکافت و او را جلوی همگان بی‌آبرو کرد. اگر الان بود می‌گفتند بیچاره را له کردی.
ثُم تذُمُها تو خود بر دنیا می‌پری آیا آن وقت مذمّت آن را می‌کنی؟
آیا تو مغرور دنیا شده‌ای و آن گاه آن را مذمّت می‌کنی؟ ببینید که او را چه کرد؟ حال او هر که بود، شیطان بود، یا غیر آن. سپس حضرت، خود دنیا را تعریف می‌کند. گوش بدهید تا بدانید که اینجا برای شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) و اهل ایمان چقدر بزرگ و چه جای خوبی است، بلکه جایی بهتر از اینجا نیست.
گوش بدهید، دلتان را هم بدهید. گوش مثل گیرنده صدا است. اصل کار، دل است. حواستان به دلتان باشد. گوش مثل میرکوفون است. می‌خواهید آن را بدهید یا ندهید. من را ببینید و دلتان را بدهید. زیرا دل از راه چشم هم کار می‌کند، بلکه بیشرت کار می‌کند. انَّ الدنیا دارُ صدقٍ برای چه کسی؟ لِمَن صَدَقَها برای آنکه بگوید خدای مهربان، ما را ساخت تا او را عبادت کنیم، یاد او کنیم،‌دور باشیم تا قویت سلامت شدیم نزدیک برویم. ما در اینجا صورتاً از خدا دوریم. در دنیا شهوات و خواهش‌های طبیعت هست دارُ صِدقٍ لِمَن صدقها دار یعنی خانه. اینجا خانه صدق است برای کسی که تصدیق کند که خدا اینجا را آفریده است تا در آن مکثی کنیم، یکدیگر را زیارت کنیم، خودمان را بسازیم، آن وقت به حضور برویم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 186
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

اقرار به مشیّت، تمامی آسمان و زمین را زینت می‌دهد

 


 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: ائمه(ع) فرموده‌اند نَحنُ المَشیَّه. ماییم مشیت خدا. او برای ما این چنین تقدیر کرده است. وقتی دانستیم او برای ما درست کرده است خیلی راحت می‌شویم. راحت می‌خوری و می‌پوشی و می‌شنوی و خوب هم نگاه می‌کنی. جمال او هم برایت تجلّی می‌کند. خدا همین عیال را عوض می‌کند. پیش از این که نگاه می کردیم خیال می‌کردیم خودمان تهیه کرده‌ایم، زشت بود. از دیشب تا به حال که به نظرمان آمده است او را خدا برایمان بریده است، تماشا دارد. خانه‌مان چه زیبا شده است، همان خانه‌ای که از آن خسته شده بودم، جان کنده بودم، پول قرض و نزول کرده بودم و در این اواخر دیگر حتّی نمی‌خواستم داخل آن بروم، می‌خواستم آن را به کسی بفروشم، اینک که در آن رفته‌ام می‌گویند تو این کارها را نکردی، ما آن را برایت بریدیم، هم خستگی‌هایم در رفت و دانستم که خستگی‌ها بی‌خود بود و هم حیاطم عوض شد. رفیقانت را خدا و مشیّت برایت بریده است – رفقای خوب را – مخصوصاً شما که همه زیباپسند و رفیق پسندید. همه اینها را خدا و ائمه(ع) برایمان بریده‌اند.
اقرار به مشیّت، تمامی آسمان و زمین را زینت می‌دهد. وقتی که این کار را کردی خودت هم برای ائمه(ع)زینت می‌شوی. فرمود کُونوُا لَنا زَیناً. ما زنیت و انگشترِ دست و کفش پای آنها می‌شویم. فرمود با جمال و راه و اخلاق خوب، زینت ما باشید. وقتی که دوست، خود را معرفی کرد و ما به او اقرار کردیم زندگی خودمان زینت می‌یابد. اگر زشت‌تر از او کسی نباشد، وقتی که در آیننه نگاه می‌کند مجبور است که بر محمّد و آل محمّد(ص) صلوات بفرستد. آدمی چیزی را که مشیّت برای شبریده است با جان و دل می‌گیرد. اگر چه تلخ یا شور باشد، می‌گوید بده، زیرا آقا آن را داده است. اگر من در منزلی وارد شوم و صاحبخانه بگوید این غذا را از منل همسایه داده‌اند، تصادفاً سوال خواهم کرد همسایه کیست؟ زیرا آدمی در ابتدا کُره دارد. ولو اینکه میهمان صاحبخانه هستم و هر غذایی که بیاورد می‌خورم، آن هم متعلق به دوست اوست و گوارایم است، منتهی می‌پرسم کدام همسایه؟ می گوید فلانی. می‌بینم او هم دوست است، از دوستان و بندگان خدا و رفیقان مقصد است. آن وقت خیلی خوبتر و بیشتر می‌خوری. صاحبخانه که دوست، غذا هم که از آن یکی دوست، دوست به دوست خورده است. حال ببین که ما چه کار می‌کنیم. این حکایتِ غذا ظاهری است. غذای معنوی هم این طور است. چرا وقتی که حدیث می‌خوانیم همین که گفته می‌شود قال الصّادق(ع) همه چیز آدمی برای خوردن آماده است؟ همین طور قال الباقر(ع) و …

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 171
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

مرحوم دولابی: از جوانی شروع کن

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: کتاب اخلاق، زیاد نوشته‌اند. اما تا بروی و آنها را بخوانی و عمل کنی، فایده ندارد. از خانه‌ات و از پدر و مادرت مشغول شو، تا به رفقایت. از جوانی شروع کن. پس از آن، برکتش با خداست.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: پس معلوم شد که صدق و پاکی از اساس راه این امّت است، لذا اخلاقیات و صفات، خیلی اهمیّت دارد. عملش هم خیلی خوب است. اگر علم به لفظ آن هم نداری مهم نیست. کتاب اخلاق، زیاد نوشته‌اند. اما تا بروی و آنها را بخوانی و عمل کنی، فایده ندارد. از خانه‌ات و از پدر و مادرت مشغول شو، تا به رفقایت. از جوانی شروع کن. پس از آن، برکتش با خداست. بی‌خود نیست که می گوید بهشت، زیر پای مادران است، زیرا فرمان بردن از مادر سخت است، مدام می‌گوید اینجایم را بگیر، آنجایم را بگیر. کجا رفتی؟ کجا می‌روی؟ بسم‌الله بگو، چرا راه نمی‌روی، چرا … و همین طور مرتباً مادر به بچه‌اش وَر می‌رود. خدا هم فرموده است بهشت، زیر پای آنهاست. بعد از پدر و مادر که اولیاء انسان هستند، بعد معلّم است تا به حجّت خدا می‌رسد که فرموده است اَنَا وَعَلیٌ اَبَوا هذِهِ الامَّهَ (بحارالانوار جلد 16 صفحه 364). من و علی دو پدر این امت هستیم. همه پدر بزرگ‌ها پیدا شدند. دو پدر، هم شأن نیستند، زیرا انسان نمی‌تواند دو پدر هم سن و هم شأن داشته باشد. پدرمان یکی باید باشد، ولی پدر بزرگ، می‌شود. لذا پیامبر(ص) پدر بزرگ است و امیرالمومنین و ائمه(ع) پدران بعدی.
چقدر بوی پدر برای بچه‌ها خوب است. بعضی از شما هنوز جوانید و یادتان است وقتی را که بچه بودید و پدر بغلتان می‌گرفت. می‌گفت بچه جان بیا بغلم. عطر پدر را می‌شناسید. من کسی را بیست سال دوست داشتم. در این اواخر در قم به رحمت خدا رفت. پیاده به کربلا و نجف و مشهد می‌رفت. وقتی او را دیدم با خود مرتّب می‌گفتم چرا من او را این قدر دوست دارم. بعد دیدم گردنش یک چینی دارد عین پدرم بیچاره او شدم و از او مثل پدرم بهره هم بردم. هرچه می‌گفت من از او می‌پذیرفتم. هر چه من می‌گفتم او می‌پذیرفت. خدا او را رحمت کند و رحمت خدا گوارایش باشد.
به حرم حضرت معصومه(ع) علاقه داشت و اغلب کسانی که او را می‌شناختند، هر وقت می‌رفتند، می‌دیدند پای ضریح نشسته است. حرم حضرت رضا(ع) نیز همین طور. اگر مشهد بود از پیش از اذان تا بالا آمدن آفتاب، پای ضریح نشسته بود. در نجف و کربلا هم همین طور بود. هر جا که بود باید بین‌الطلوعین، در حرم باشد. با این حال بعضی وقت‌ها که من می‌رسیدم، یا تازه رسیده بودم و یا حال نداشتم، او به حرم نمی‌رفت. می‌گفت تو که اینجایی من نمی‌روم. می گفتم حرمت را برو، به اقتضاء عادت هم که شده باید بروی. ملکات که هیچ، آنجا حرم امام من است، تو برو. می‌گفت: نه، تو اینجا آمده‌ای من نمی‌روم. مرا داغ می‌کرد. می‌دانی با من چه می کرد؟ می گفتم پروردگارا من اینجا آمده‌ام که یک سلامی به او کنم، او حرم را رها می‌کند و برای من چای درست می‌کند تا بخورم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 166
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

 

أَلا بِذِكْرِ هزار تومان تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب ....

 

 

حجت الاسلام قرائتی در برنامه ای با موضوع بیماری حسادت و راه‌های درمان که 23 دی ماه 95 پخش شد، در سخنانی اظهار داشت:

گاهی آدم یک بیماری‌هایی دارد که خودش هم نمی‌فهمد.از بیماری خودم می‌گویم. حدود بیست سی سال پیش بود. جوان بودم. در حرم آمدم. ولی در تلویزیون بودم. مشهور شده بودم ولی جوان بودم.

مفاتیح دستم بود و به قول امروزی‌ها سیم وصل شد و حالی به من دست داده بود. سلمٌ لمَن سالمکم، حرب لمن حاربکم! مثلاً زیات جامعه. یک کسی آمد و کنار من نشست و یک پول آبی را به اندازه یک فندق و پسته تا کرده بود، گفت: حاج آقا! گفتم: بله! گفت: این پول را به فقیر بده. گفتم: من غریب هستم. زوار هستم. خودتان بدهید. دوباره سیم وصل شد. مقداری دعا خواندم.

گفت: حاج آقا! گفتم: بله! گفت: این پول را به فقیر بده. گفتم: شما یک بار دیگر هم گفتی، من غریب هستم، زوار هستم، خودتان بدهید. دومرتبه سیم وصل شد. دفعه‌ی سوم گفت: حاج آقا! گفتم: بله! گفت: این پول را به فقیر بده. گفتم: پدرجان ولم کن. یک بیست تومانی… آخر پول آبی بود و کوچک بود، قد فندق و پسته من فکر کردم بیست تومان است.

گفتم: یک بیست تومانی دست گرفته‌ای، سه بار حواس من را امشب پرت کردی، خوب ولم کن. گفت: حاج آقا بیست تومان نیست، هزار تومان است. هزار تومان بیست و پنج سال پیش پولی بود. من تا دیدم هزار تومان است آرام شدم. گفتم که اینجا یک مؤسسه‌ای برای ایتام هست. گرفتم گفت به هر کس می‌خواهی بده. وقتی رفت گفتم چه شد؟ سر بیست تومان غیض کردی و سر هزار تومان آرام شدی.

مفاتیح را کنار گذاشتم، گفتم: یا امام رضا(علیه‌السلام) دریافت شد. می‌خواستی بگویی قرائتی! دو لیتر هم گریه کنی، پوکی! تو بیماری!

«أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏» (رعد/28) تو «أَلا بِذِكْرِ هزار تومان تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب‏»

هزار تومان که شد دلت آرام شد. پس برو که مریضی! گاهی آدم یک مرض‌هایی دارد که نمی‌فهمد. من به این سلام کنم؟‌ من به دیدن او بروم؟ او باید به دین من بیاید. من از او عذرخواهی کنم، او باید باز من عذرخواهی کند.

آیا خواهد شد که یک زمانی همه‌ی قلب‌ها سلیم باشد؟ در دلمان کینه نباشد؟ تکبر و حسادت نباشد.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148446456018574


 

هر قدر که توفیق می‌دهد سرت را پایین بیانداز.

 

حاج اسماعیل دولابی مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:احکام الهی این‌گونه است. خیلی بزرگ است و شأن خود است که برای ما احکام کرده است. خود او این کاره است و ائمه(ع) و خوبان خدا. شغل خودش را برای من و شما عبادت قرار داده است. مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: پس خدای مهربان، مستقیم آفریده است. لذا به عبادتش تحمیل نکرده است که نماز بخوانید و روزه بگیرید و خمس بدهید، بلکه وجدانِ آنها را این کاره آفریده است. چقدر نمازی که حمدِ خدایش را بکند لذیذ و پاک است، آیا این بابّ مزاج نیست؟ به هنگام نماز با صاحبش تماس می‌گیرد، ایا جا دارد که از بابت آن مزد بخواهد؟ آیا هیچ مزدی بهتر از نماز می‌شود تصوّر کرد؟ از الان تا پنجاه روز

ادامه »

دستور (خودسازى و رياضت ) از علامه مجلسی

 

دستورالعمل عرفانی از علامه مجلسی

دريافته هايى را كه اين بنده ، از دوران رياضت و خودسازى بدست آوده ام ، مربوط به زمانى است كه به مطالعه و تحقيق تفاسير پرداخته بودم ، و شبى بين خواب و بيدارى حضرت محمد((ص )) را زيارت كردم . با خود گفتم كه : شايسته است تا در كمالات و اخلاق وى دقيق شوم ، هر چه ندبر من فزونتر مى گشت ، عظمت و نورانيت آن حضرت گسترده تر و روشنتر مى نمود. از اين روى ، دريافتم كه خلق و سرشت او، قرآن است ، و بايد در قرآن بينديشم . هر چه دقت من در آيه اى بيشتر مى شد، دريافت فزونترى از حقايق نصيبم مى گرديد. بگونه اى كه يك باره حقايق بيكرانى به جانم سرازير مى شد. و چنين موهبتى ، در پى هر تدبر من در آيه اى پديد مى آمد.
البته ، براى كسى كه به چنين توفيقى دست نيافته ، باور اين سخن ، غير ممكن مى نمايد، چرا كه غير عادى به نظر مى رسد، اما - در نام وياد اين مطالب - راهنمائى و برادران ايمانى ام را قصد نموده ام . آن دستور ((خودسازى و رياضت )) عبارت است از:


*از هر كلامى كه سود ندارد، و بلكه از غير ياد حق تعالى ؛ زبان به كام كشيدن . از لذتها و خوشيهاى (غير ضرورى و باز دارنده )، خوردنيها،پوشيدنيها، زناشوييها، مسكنها و…، دست كشيدن .

*از مراوده با غير اولياءالله دورى جستن .

*خواب فراوان را ترك نمودن .

*ياد خداوند متعال را، همراه با مراقبت ، پيشه خود ساختنو…….

منبع:http://ghazaye-rouh.blogfa.com/post-10.aspx

 

اسلام محتاج به فداکاری است...


امام خمینی (ره)

اولیای خدا برای خدا زحمتها کشیده اند.اسلام با خون پیش رفت با زحمت پیش رفت با فداکاری پیش رفت

وماباید

با فداکاری پیشرفت کنیم .اسلام محتاج به فداکاری است وقران محتاج به فداکاری قشرهای ملت

است.پیامبر

اکرم(ص) به این ملت چشم دوخته.

 

منبع:صحیفه نور /ج7/ص 29 برگرفته از مجله سوش وحی

کدام زن حاضر است با من ازدواج کند!؟

علامه چهاردهی با اینکه از اساتید نامدار نجف به شمار می آمد، به علت فقر شدید مالی بعد ازچهل سالگی ازدواج کرد که آن هم ماجرای جالبی دارد. مرحوم سید محمد خلخالی - از شاگردان وی - چنین نقل می کند: روزی به استادم عرض کردم: چرا با گذشت چهل سال از عمرتان همسری اختیار نکرده اید؟

او چند تکه نان خشک برداشت و خرده کرد. آنگاه روی آن آب پاشید. چون نرم شد، آن را خورد و فرمود: چه زنی حاضر است با این حال و روز مرا تحمل و با من زندگی کند!؟

جریان ازدواج علامه چهاردهی

آیت الله شیخ اسدالله مجتهد معروف سامرا نقل کرد: در روزگار که میرزای شیرازی در نهایت عزت و شکوت، ریاست تمام شیعیان جهان را به عهده داشت در یکی از ایام سال،


ادامه »

«آیت‌الله شرعی» دار فانی را وداع گفت.

 

«آیت‌الله شرعی»، مدیر سابق حوزه‌های علمیه خواهران کشور صبح روز یکشنبه (۱۲ دی) به دلیل بیماری درگذشت.

حجت‌الاسلام والمسلمین صالحی، نوه مرحوم آیت‌الله شرعی درگذشت مدیر سابق حوزه‌های علمیه خواهران و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را تایید کرد.

آیت‌الله محمدعلی شرعی صبح امروز در سن ۸۱ سالگی در مشهد مقدس دار فانی را وداع گفت.

وی در اسفند ماه‌ ۱۳۱۴ در داراب‌ فارس‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌ مرحوم‌ آیة‌الله‌ حاج‌ شیخ‌ غلامحسین‌ شرعی‌ شیرازی‌ که‌ از علمای‌ بزرگ‌ و مبارز آن‌ نواحی‌ محسوب‌ می‌شد، تحصیلات‌ خود را در نجف‌ ادامه‌ داده‌ بود و پس‌ از بازگشت‌ به‌ ایران‌ ابتدا در داراب‌ و بعد از چندی‌ در قم‌ ساکن‌ شد.

آیت‌الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمدعلی‌ شرعی‌ در پنج‌ سالگی‌ شروع‌ به‌ آموختن‌ قرآن‌ کرد و با تشویق‌ و ترغیب‌ پدر خود تمام‌ «نصاب‌ الصبیان‌» و «تهذیب‌ المنطق‌» را حفظ‌ کرد و عموم‌ مطالب‌ صمدیه‌ و الفیه‌ را نیز به‌ خاطر سپرد، سپس‌ سیوطی‌ را نزد حاج‌ شیخ‌ احمد زرندی‌ و حاج‌ شیخ‌ حسین‌ مؤمن‌ شیرازی‌ فرا گرفت‌.

آیت‌الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمدعلی‌ شرعی‌ از معدود دانشوران‌ حوزوی‌ است‌ که‌ عمرش در نشر و گسترش‌ معارف‌ خاندان‌ عصمت‌ و طهارت‌ و ارائه‌ خدمات‌ گوناگون‌ فرهنگی‌، علمی‌، سیاسی‌ و اجتماعی‌ و تربیتی‌ سپری‌ شد.

آیت‌الله‌ شرعی‌ با توجه‌ به‌ لزوم‌ ایجاد تشکیلات‌ منسجم‌ در حوزه‌های‌ علمیه‌ برای‌ ارتقای‌ وضعیت‌ علمی‌ و آموزشی‌ طلاب‌ و فراهم‌ کردن زمینه‌های‌ لازم‌ در مبارزه‌ با رژیم‌ طاغوت‌، مدیریت‌ مدرسه‌ رضویه‌ را بر عهده‌ گرفت‌ و سال‌های‌ متمادی‌ در آنجا به‌ کار و تلاش‌ پرداخت‌.

اعتقاد راسخ‌ وی‌ به‌ حقانیت‌ مکتب‌ اهل‌ البیت‌ و پیروزی‌ حق‌ بر باطل‌ در فرجام‌ امور، رویکردی‌ آینده‌ شناسانه‌ را به‌ وی‌ ارزانی‌ داشته‌ که‌ زندانی‌ شدن‌ در زندان‌های‌ ساواک‌، تلاش‌ در هماهنگ‌سازی‌ نیروهای‌ طرفدار حق‌، ایجاد امکانات‌ رفاهی‌ و آموزشی‌ برای‌ آحاد مردم‌، تشویق‌ و ترغیب‌ قشرهای‌ گوناگون‌ به‌ دفاع‌ از اسلام‌ و انقلاب‌ اسلامی‌، شهادت‌ فرزندش‌ حجت‌الاسلام‌ شهید محمدتقی‌ شرعی‌ در جبهه‌های‌ جنگ‌ تحمیلی‌ و… مجموعه‌ای‌ از عملکردهای‌ باورمند وی‌ را نشان‌ می‌دهد.

آیت‌الله‌ حاج‌ شیخ‌ محمد علی‌ شرعی‌ را می‌توان‌ یکی‌ از چهره‌های‌ سیاسی‌ و فرهنگی‌ معاصر دانست‌، چرا که با تهیه‌ یک‌ دستگاه‌ چاپ‌ و تکثیر، سخنرانی‌های‌ امام‌ راحل را در میان‌ افراد انقلابی‌ منتشر سازد که‌ یکی‌ از شاخص‌ترین‌ این‌ موارد چاپ‌ و نشر سخنرانی‌ مشهور حضرت‌ امام‌ (قدس‌ سره‌) در پانزدهم‌ خرداد سال‌ ۴۲ است.

منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/148326168028357

بُخل فرهنگى‏...

 

چند خاطره از حاج اقا قرایتی

امامت مخلوط با طلا
پس از اينكه كتاب امامت را تأليف كردم، به حرم امام رضا(ع) رفتم و از امام خواستم تا مزد و پاداش مرا بدهد. وقتى كه از حرم بيرون می‌آمدم، درهاى طلايى را بوسيدم امّا درهاى چوبى را حال نداشتم،‏ ببوسم. به خود گفتم: كتاب امامت نوشتى، امّا امامت تو با طلا مخلوط است!

تاثیرنگاه به مزار شهدا بیش از سخنرانی
از من دعوت شد در بهشت ‏زهرا براى بزرگداشت شهدا سخنرانى كنم. گفتم: نگاه به مزار شهدا، اثرش از سخنرانى من بيشتر است.

سلام شهرتی

شخصى از جلوى من گذشت و سلام كرد، من جواب سلام او را دادم. وقتى از كنار من گذشت از كسى پرسيد: اين همان آقاى قرائتىِ تلويزيون نيست؟ دوستش گفت: چرا. برگشت و اين دفعه محكم گفت: سلام عليكم.
گفتم: سلام اوّلى ثواب داشت؛ ولی سلام دوّم به خاطر اين بود كه من در تلويزيون هستم و به خاطر شهرت من بود.

بمب خنده در حضور هنرمندان
خداوند شهيد مطهرى را رحمت كند. چون مرا مى ‏شناخت و برنامه‏ هاى مرا ديده بود، مرا به صدا و سيما فرستاد. به سراغ رئيس وقت صدا و سيما رفتم. وی گفت: تلويزيون جاى آخوند نيست؛ اينجا بازى نيست؛ مسئله هنر است.
گفتم: احتمال نمی‌‏دهى كه من معلّمِ هنرمندى باشم؟
دستور داد مرا به اتاقى بردند كه عدّه‌‏اى از هنرمندان نشسته بودند. گفتند: حرف حساب تو چيست؟
گفتم: من يك معلّم هستم و می‌خواهم درس بدهم. از اين لحظه تا دو ساعت می‌توانم با حرفِ حقّ شما را چنان بخندانم كه نتوانيد لب‌‏هاى خود را جمع كنيد. ساعت گذاشتند و من برنامه بسيار شادى را اجرا كردم و بالاخره ورود من به تلويزيون مورد قبول آنان واقع شد.

شناخت نقاط ضعف و قوّت خود
شخصى از من پرسيد: آقاى قرائتى! آيا خودت هم از تلويزيون برنامه خودت را می‌بينى؟ گفتم: بله، خوب هم گوش می‌كنم. چون در آن وقت است كه نقاط ضعف و قوّت خود را می‌فهمم.

بُخل فرهنگى‏
منزل يكى از دوستان مهمان بودم. يادداشت‌هاى او را مطالعه كردم. مطالب خوبى داشت. از او خواستم از نوشته‏‌هايش استفاده كنم و در تلويزيون بگويم. گفت: نمی‌‏دهم. هرچه اصرار كردم گفت: راضى نيستم بنويسى. دفتر را پس دادم و از اين بُخل فرهنگى غصه خوردم.

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148316694061734

عالمی که همه ثروتش را در خشک سالی صرف نیازمندان کرد...

حکیم الهی آقا محمدرضا قمشه ای به سال 1241ق در قمشه دیده به جهان گشود. پدرش شیخ ابوالقاسم اصفهانی فاضلی شرافتمند بود که زمینه ساز ترقی و کمال فرزند نابغه اش شد. تحصیلات مقدماتی اش را نزد اساتید قمشه و اصفهان فرا گرفت و در سطوح عالی علوم عقلی محضر آقا سید رضی الدین لاریجانی و میرزا حسن نوری را مغتنم شمرد و خود چنان بر حکمت مشاء، اشراق و متعالیه تسلط یافت که سلسله بزرگان فلسفه و عرفان به ایشان منتسب می گردند.

قلم ترجمان بزرگی را می نگارد که از کوچکی مورد ملاطفت علمای زمان خود بوده است. سید حسن مدرس شاگرد آخوند ملاعلی نوری به پدر آقا محمدرضا گفته بود: قدر این پسر را بشناس و بر او لازم است که جز تحصیل علم به امر دیگری نپردازد. او هم در فتح قله علم چنان همتی بخرج داد که به قول امام خمینی به درجه استاد الاساتید نائل آمد و اکابری همچون میرزا هاشم اشکوری، میرزا محمدحسن کرمانشاهی، میرزا ابوالفضل تهرانی، آخوند ملا محمد کاشانی و جهانگیر خان قشقایی افتخار شاگردی او را داشتند.

حکیم قمشه تا 55 سالگی زمستان ها را در اصفهان و تابستان ها را در قمشه به تدریس و تربیت نفوس مستعده گذراند و در حدود سال 1294 در یک هجرت علمی دردارالخلافه تهران ساکن شد. یکی از شاگردانش به نام محمود حسینی ساوجی از تاثیر ورود ایشان به تهران چنین حکایت می کند:

خداوند رحمت کند آقا محمدرضا اصفهانی قمشه ای را که در عصر ناصرالدین شاه، فتح باب تدریس عرفانیات و تصوف از او شد. شرح فصوص الحکم و کتاب تمهید را قبل از ورودشان به دارالخلافه کسی نمی دانست چه رنگ است.

شهید مطهری از اقامت ده ساله ایشان در تهران چنین یاد می کند: عارف قمشه ای حدود ده سال پایان عمر خود را در حجره مدرسه صدر مسکن گزید. آن ایام وی در تهران حوزه تدریس گرم و پررونقی داشته و شاگردان پرشور و فاضلی را تربیت کرده است.

حکیم قمشه ای در اوج شهرت میرزا ابوالحسن جلوه به تهران آمد و بازار میرزای جلوه را شکست به طوری که معروف شد جلوه از جلوه افتاد.

روحیات اخلاقی

شعار ایشان ساده زیستی بود. هرگز لباس روستایی را از تن دور نکرد. به گفته جهانگیرخان هیچ جنبه علمایی نداشت. هر که او را درمحفلی می دید، گمان دانش و مقامی که او را بود، نمی کرد. هیچ دعوی فضل نمی کرد و با خلوت و تنهایی بیشتر مانوس بود. به فقهای عصرش بسیاراحترام می گذاشت و مسائل خود را از آنان می پرسید و به آنها اعتماد داشت. به گفته سید جلال الدین آشتیانی ، حکیم قمشه ای و استاد عارفش سید رضی هرگز خود را در معرض مرید بازی قرار نمی دادند. آن مرحوم صاحب کرامات بوده و طی الارض را به ایشان نسبت داده اند.

بخشش بزرگ

منقول است که حکیم قمشه ای تمامی ثروتی را که از پدرش به ارث برده بود را در خشک سالی سال 1288 ق صرف نیازمندان و گرسنگان کرد و خود تا پایان عمر درویشانه زیست. در یک صحنه ای از این خشکسالی او و همسرش از مقابل مسجد کاسه گران می گذشتند که گرسنگی شدید چند کودک او را از خود بی خود می کند و بلافاصله با تهیه غذا آنها را از مرگ نجات داد.

در وهله دیگری نیز ایشان تمامی جواهرات اهدایی از ناصر الدین شاه را به فقرا بخشید.

شاعر منطق

این مرد الهی طبع شعر هم داشت و در سروده هایش به «صهباء» تخلص می کرد. او صاحب دیوانی بود که متاسفانه دست حوادث آن را به مرحله چاپ نرسانده است. با این حال مقداری از سروده های ایشان به طور پراکنده در برخی منابع دیده می شود. این اشعار را آقای صدوقی سهی در کتاب"تاریخ الحکماء و عرفای متاخر” جمع آوری کرده است. چند بیت از اشعار ایشان

امروز گه به ما نظر تیز می کنی گاهی نظر به خنجر خون ریز می کنی

گر بشکنی به چهره وگر افکنی به دوش پس فتنه ز روی دلاویز می کنی

بگذار جوی شیر به شیرین و کوه کن تو جوی خون ز دیده پرویز می کنی

ساغر ز خون ماست به اندازه نوش کن این جام باده نیست که لبریز می کند

غروب آفتاب

مرحوم قمشه ای در ایام اقامت در تهران در حجره ای که بر بام آب انبار مدرسه صدر ساخته بودند، سکونت داشت. طبق قول صحیح ایشان در ماه صفر 1306 قمری در حالی که حدود 65 سال از عمر شریفش می گذشت در همان حجره به لقاء الله پیوست.

استاد مطهری ارتحال غریبانه این مرد بزرگ را چنین به تصویر می کشد:

“آقا محمدرضا در سال 1306 قمری در کنج مدرسه در تنهایی و خلوت و سکوتی عارفانه از دنیا رفت، قضا را آن روز مصادف بود با فوت مفتی بزرگ شهر مرحوم حاج ملا علی کنی و در شهر غوغایی برپا بود. دوستان و ارادتمندانش ساعت ها پر از فوت او از درگذشتش آگاه شدند.آن گروه معدود او را به خاک سپردند. در مورد محل دفن وی اختلاف نظر است. نویسنده طرائق الحقایق می نویسد: که مدفن وی در ابن بابویه نزدیک مزار حاج آخوند محلاتی است

منبع: گلشن ابرار، ج 10، ص 289

چرا عالم معروف بر سر سفره غذای میزبان را نخورد؟



دین کامل و بی نقص اسلام، برای حفظ بدن و روح انسان از امراض، غذاها و خوراکی‌های حلال و حرام را کاملاً مشخص کرده است و خوردن هر چیزی را اجازه نداده است.

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ ٱلْمَيْتَةَ و… بقره/173

خداوند تنها مردار و… بر شما حرام گردانيده است.

حکایت؛ مرحوم آخوند ملاعلی معصومی همدانی منزل یکی از محترمین جهت صرف غذا دعوت شدند. هنگام خوردن غذا، میزبان متوجه می‌شود مرحوم آخوند از خورش موجود در سفره تناول نمی‌فرمایند. چون میزبان فرد پارسایی بوده، متوجه می‌شود ممکن است اشکالی از جهت شرعی در خورشت وجود دارد، از خانواده‌ سؤال می‌کند، معلوم می‌شود اشکال از طرف خانواده نیست، سپس به دنبال قصاب می‌رود که شاید گوشت آن شبهه دارد.

قصاب نیز اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید گوشت را از شخص دیگری خریده و خودش ذبح نکرده است.

به ناچار سراغ آن شخص دیگر رفته و مسئله را از او سؤال می‌کند، او ابتدا وجود هر شبهه‌ای را انکار می‌کند، ولی وقتی با اصرار آن فرد مواجه می‌شود، می‌گوید: ما گوسفند چاقی داشتیم، در صحرا آن را به جایی بسته بودیم، بعد از چند ساعت که به سراغ حیوان رفتیم، دیدیم از بس که جست وخیز کرده طناب به گردنش پیچیده شده و حیوان خفه شده است، چون متحمل ضرر زیادی شده بودیم، تصمیم گرفتیم گوسفند مرده را سر بریده و گوشت آن را به قصابی بفروشیم!

میزبان وقتی عیب کار را متوجه می‌شود به سراغ مرحوم آخوند می‌رود و عرض می‌کند: آقا چطور شد که شما از آن خورشت نخوردید؟

آخوند می‌فرماید: «من دیدم که در ظرف خورشت نجاست وجود دارد، لذا از آن نخوردم»

منبع:با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات علما


 

خواه ظهورحضرت حجت(علیه السلام) نزدیک باشد یا دور.!


آیت الله بهجت (ره)

هرکس باید به فکرخودش باشد وراهی برای ارتباط با امام زمان (عج الله )وفرج شخصی خودپیدا

کندخواه ظهور نزدیک باشد یا دور.

منبع:کتاب پرده نشین کلمات عرفانی ایت الله بهجت ص192

امام خمینی (ره) خمس یک تاجر را نپذیرفت!!!

 


وَقَدْ مَکَرُوا مَکْرَهُمْ وَعِندَ ٱللَّهِ مَکْرُهُمْ ابراهیم/۴۶
آن‌ها نهایت مکر خود را به کار زدند و همه مکرها نزد خدا آشکار است.

 

حکایت؛ یکی از تجار ایرانی پول هنگفتی با خود به نجف آورده بود تا به عنوان سهمین به امام خمینی بدهد. در آن زمان دولت طاغوت هر کسی را که به نجف و دیدار امام می‌رفت، تعقیب می‌کرد و دولتی‌ها هم از این امر خبر داشتند، آن تاجر خدمت امام رسید و گفت، این پول‌ها بابت سهم امام (علیه‌السلام) است و از ایران آورده‌ام که به شما تقدیم کنم تا مصرف حوزه‌ی علمیه نمایید، امام قبول نکردند.

تاجر گفت، آقا من از راه دور این پول را آورده‌ام و مخصوص شماست، امام فرمودند: «به صلاح تو نیست که من این پول را از تو بگیرم، ببر خدمت یکی دیگر از مراجع و حتماً از ایشان رسید بگیر» اصرار آن فرد هیچ اثری در امام نکرد و پول را به منزل مرجع دیگری برد و رسید گرفت. رژیم شاه پس از بازگشت، او را در مرز به این عنوان که برای امام در نجف پول زیادی برده دستگیر کرد، آن تاجر گفته بود من یک شاهی هم پول به ایشان نداده‌ام بلکه به شخص دیگری دادم و بعد رسید پول را از جیبش درآورده و به آن‌ها ارائه کرد.

اگر امام پول را از ایشان گرفته و رسید داده بود شاید تا آخر عمر در گوشه زندان می‌ماند و شکنجه می‌شد.
منبع:(. با اقتباس و ویراست از کتاب کرامات اولیا)http://www.jamnews.ir/detail/News/746459?sk=1

 

یک خصلت خطرناک در کلام امام علی(ع)


حضرت علی (علیه السلام) در روایتی با تاکید بر مشورت کردن در امور خطر خودرأیی را گوشزد کرده اند.

امیرالمومنین (علیه الاسلام):

الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ وَ قَدْ خَاطَرَ مَنِ‏ اسْتَغْنَى‏ بِرَأْيِه‏

مشورت کردن حقیقت هدایت و راهنمایی است و کسی که به رای خود اکتفا کند، خود را به خطر افکنده است.

منبع:

نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ص506

بصیر شدن دل مرده با تفکّر...

آیت الله قرهی گفت: تفکّر، زندگی و حیات است، دل مرده را زنده و بصیر می‌کند. دل انسان حیات پیدا می‌کند، نوع حیاتش هم این است که بصیر می‌شود و می‌بیند.

” تمام شرافت انسان، به صورت ظاهر، به تفکّر است، این که اشرف مخلوقات است و قوّه‌ی عاقله دارد. آن چیزی هم که عامل خطورات نفسانی و شیطانی می‌شود، همین تفکّر است. این تفکّر یا الهی می‌گردد و یا شیطانی.

به قدری شرافت تفکّر زیاد است که اگر به معنی حقیقی تفکّر باشد، از عقل است. لذا تفکّر غیر حقیقی هم داریم، چون در باب گناه هم بعضی از علمای اخلاق و عرفای عظیم‌الشّأن، حسب روایات شریفه بیان می‌کنند که گناهکاران هم فکر می‌کنند.

آن مرد الهی، ملّا محسن فیض کاشانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) تمثیل بسیار زیبایی در این زمینه دارند، می‌فرمایند: تفکّر در مورد گناه و مطالب نفسانی و شیطانی، ظهور تفکّر است، نه حقیقت تفکّر. چون حقیقت فکر، مِن العقل است. تفکّر حقیقی همان است که آیات الهی اشاره می‌کند و اتّفاقاً به آن‌ها که در گناه می‌افتند، می‌فرماید: چرا شما تفکّر نکردید؟! لذا فکر در گناه - که در روایات هم بیان شده - تفکّر ظاهری است. چون تفکّر فقط از عقل است و اگر کسی تفکّر کرد، راه نجات پیدا می‌کند.

حتّی اولیاء خدا فرمودند: تفکّر عامل قرب و ایجاد بندگی است. تفکّر، سیر درونی و باطنی است که از آن مبادی شروع می‌شود و مقدّماتی را ایجاد می‌کند تا انسان را به فعل بندگی دعوت می‌کند.

بنده موقعی بنده می‌شود که افعالش الهی باشد و به ادّعای بندگی نیست. بارها بیان کردیم که ما یا عبد نفس هستیم، یا عبد شیطانیم و یا عبدالله هستیم. جالب است که هیچ کدام از این سه مورد هم به ادّعا نیست، به عمل است.

اگر تفکّر انسان، الهی نشود، عملش هم الهی نمی‌شود و به سوی بندگی پروردگار عالم قدم برنمی‌دارد. لذا عرفای عظیم‌الشّأن، آن را به سیر درونی و باطنی و آفاق حرکتی روح تعبیر کردند که انسان را از مقاصد اوّلیّه و مِن الجمهولات الی المعلومات می‌برد.

به تعبیر خودمانی، تفکّر اگر به حقیقت تفکّر شد، انسان از جهل بیرون می‌آید و به کسی تبدیل می‌شود که به دنبال کسب معلومات و علم است. علم بما هو علم هم انسان را اهل عمل می‌کند. اگر انسان علم به مطلبی پیدا کرد، عامل به آن می‌شود.

اگر تفکّر کسی زیاد شد، سکوتش زیاد می شود؛ یعنی چه؟

علمای بزرگوار حسب روایات شریفه می‌فرمایند: اگر تفکّر کسی زیاد شد، سکوتش زیاد می‌شود. این مطلب بدین معناست که بیجا سخن نمی‌گوید و اگر سخن می‌گوید، سخن درست و حقّ می‌گوید. «و الّذین هم عن اللّغو معرضون» می‌شود؛ یعنی از لغو دوری می‌جوید. چه برسد بخواهد نعوذبالله لسانش به فحّاشی، تهمت و غیبت باز شود. معلوم می‌شود که کسی که لسانش هر چه می‌خواهد می‌گوید، اهل تفکّر نبوده است.

آن که زبانش هرزه شد، آن که لغو گفت و بعد از آن به گناه و معصیت مبتلا شد، دلالت بر این است که اهل تفکّر نبود و وقتی اهل تفکّر نبود، اعضاء و جوارج خودش را یله و رها کرد و نفس و شیطان، او را بردند. گاه مع‌الأسف ژست عقلایی هم می‌گیرد. چون شیطان اعمالشان را برایشان زینت می‌دهد «زیّن لهم الشّیطان». لذا مؤمنین و اهل معنا را انسان‌های اُمّل و عقب‌افتاده می‌دانند و خودشان را صاحب خرد و عقل می‌پندارند.

امّا تفکّر حقیقی، انسان را به خدا نزدیک می‌کند. مبدأ، تفکّر است و مقصد را برای انسان معلوم می‌کند که آن، بندگی خداست و این که انسان بداند هیچ اختیاری از خود ندارد، نه دستش، نه پایش، نه چشمش و ..، هر چه هست، اراده ذات احدیّت است. این‌جاست که اولیاء خدا می‌فرمایند: این تفکّر، تفکّر به معنی تفکّر حقیقی است.

بال‌های نفس برای پرواز به بندگی

آن مرد عظیم‌الشّأن و الهی، ابوالعرفا، آیت‌الله العظمی ادیب(اعلی اللّه مقامه الشّریف) جمله‌ای بیان فرمودند که عین جمله‌ی ایشان را آیت‌الله العظمی شاه‌آبادی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) هم بیان فرمودند. آن جمله، این است: تفکّر، بال‌های نفس است که انسان را به آشیان قدسی خودش که همان بندگی خالص است، پرواز می‌دهد.

کنترل فکر صاحبان خرد، حتّی در بستر!

لذا پروردگار عالم هم انسان را به تفکّر دعوت کرده است و حتّی می‌فرماید: اوّل نگاه به آسمان و زمین برای اهل تفکّر و اهل خرد است. «إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ‌» مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.

حتّی بیان کردیم: پروردگار عالم در مواردی انسان‌ها را مؤاخذه می‌کند که شما اهل تفکّر و اهل بصیرت نیستید (چون تفکّر، بصیرت می‌آورد و روایاتش را بیان خواهم کرد). پروردگار عالم در سوره ذاریات بیان می‌فرماید: «وَ فِی الْأَرْضِ آیَاتٌ لِلْمُوقِنِینَ‌ وَ فِی أَنْفُسِکُمْ أَ فَلاَ تُبْصِرُونَ‌»، - و در زمین آیاتی برای اهل یقین (آن‌هایی که تفکّر می‌کنند) است، و در وجود خود شما نیز آیاتی است (همین که دارید حرف می‌زنید، همین که دارید گوش می‌دهید، همین که دارید با این چشم که به صورت یک دوربین کوچک هست، می‌بینید و رنگ‌ها را هم تشخیص می‌دهید، دوری و نزدیکی را می‌بینید و …)؛ آیا نمی‌بینید، خرد ندارید؟!

اولیاء الهی می‌فرمایند: حال انسان باید حالی باشد که دائم کنترل فکر داشته باشد. اگر این کنترل فکر درست شد، معلوم است انسان در این دنیا و مافیها، ولو تک باشد؛ یعنی به فرض همه‌ی عالم، بندگی را درک نکرده باشند و فقط او خلاف جهت حرکت کند، بندگی را درک می‌کند. این خصوصیّت کنترل فکر است.

می‌دانید یکی از ثمرات بندگی، شب‌خیزی است. بیان می‌کنند این آیه‌ شریفه که در سوره‌ی آل‌عمران بیان شده، برای اهل شب است. پروردگار عالم می‌فرمایند: «الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَاماً وَ قُعُوداً وَ عَلَی جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّار» با همین الّذین، علاوه بر صله و موصول، حصر ایجاد می‌شود. آن‌هایی که همیشه خدا را یاد می‌کنند. چه موقعی که ایستاده‌اند و چه زمانی که نشسته‌اند. در بستر هم که از این پهلو به آن پهلو می‌شوند، دائم یاد خدا هستند.

یکی از خصوصیّت اهل ذکر (الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ) این است که اهل تفکّر هستند. یَذْکُرُونَ اللَّهَ … یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ. حال اهل ذکر این است که دائم در خلقت آسمان و زمین تفکّر می‌کنند. وقتی تفکّر می‌کنند، معلوم است که این‌ها به جای بدی نمی‌روند.

حالا یک کسی در بستر می‌خوابد و نعوذبالله فکر گناه می‌کند. امّا اگر بخواهی خلاصی از این حال داشته باشی، باید فکرت را کنترل کنی. حالا روایات آن را بیان خواهیم کرد، من کدهایی را جلوتر بیان می‌کنم که بدانید بحث چیست. بعضی‌ها در بستر فکر گناه می‌کنند، امّا آن‌ها که در بستر هم خوابیدند و از سمتی به سمت دیگر مدام می‌چرخند و باز تفکّر می‌کنند، «یَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ». یعنی حتّی در خلوت هم اجازه نمی‌دهند که شیطان، تفکّر آن‌ها را ببرد که اگر فکر از دست رفت، همه چیز از دست می‌رود. لذا در خلوتشان هم فکرشان، الهی است.

قیام می‌کنند، می‌نشینند، می‌خوابند، مدام به یاد خدا هستند و تفکّر می‌کنند. لذا اگر خواستیم یاد خدا وجودمان را فرابگیرد و دائم بر ما سیطره داشته باشد، باید فکرمان را کنترل کنیم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148214862098035

 

رهبر انقلاب، درگذشت آیت الله واعظ‌زاده را تسلیت گفتند

بسم الله الرحمن الرحیم

خبر درگذشت عالم فرزانه مرحوم آیِة الله آقای حاج شیخ محمد واعظ زاده‌ی خراسانی رحمة الله علیه را با تأسف و تأثر دریافت کردم. این روحانی بزرگوار و پرکار و روشن‌بین از جمله‌ی مردان با همّت و جامعی بود که علوم اسلامی همچون فقه و حدیث و رجال و تراجم را از برترین استاد این فنون یعنی مرحوم آیة الله العظمی بروجردی اعلی الله مقامه فراگرفته و خود در عمر پربرکت خویش به تحقیقات بدیع در آن و نیز علوم قرآنی و تاریخ و کلام پرداخته بود. آثار قلمی و تحقیقی ایشان در برخی از این رشته‌ها در شمار افتخارات علمی حوزه‌های علمی شیعه است و مورد استفاده‌ی ماندگار دنیای اسلام خواهد بود ان‌شاءالله. ضایعه‌ی رحلت این عالم جلیل را که در کهنسالی نیز از کار و تلاش علمی باز نماند به فرزندان گرامی و همه‌ی بازماندگان و مستفیدان از دانش و تجربه‌ی ایشان تسلیت عرض می‌کنم و رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان مسألت می‌نمایم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148208136025294

ناگفته‌هایی از نقش رهبر انقلاب در حفظ امنیت ایران

مرحوم هیکل می‌گفت وقتی بحران سوریه شروع شد، قبل از اینکه در جریان قرار بگیرم که دیدگاه امام خامنه‌ای

در ایران چیست و می‌گفت در این منطقه که همه‌جایش ناامن است، سهم عمده‌ی امنیت شما، از نگاه من که

از بیرون تحولات را دنبال می‌کنم، برمی‌گردد به نقشی که امام خامنه‌ای در هدایت و سکان‌داری این جریان دارد.

منبع:


http://www.basirat.ir/

دعای جالبی که عالم معروف از خدا خواست...

 

خاطرات حاج آقا قرائتی

 حجت الاسلام قرائتی در کتاب خاطراتش می‌گوید: در سنین جوانى خدمت آخوند ملاعلى همدانى رسیدم و از ایشان سؤال کردم که «اگر شما بدانید دعاى مستجابى دارید چه چیز از خدا می‌خواهید؟ فرمود: اینکه خداوند من را بیامرزد. خیلى تعجّب کردم و تصور کردم که این عارف و عالم بزرگ چه خواهش و دعاى ساده‌اى دارد و حال آنکه در ذهن خودم دعاهاى بزرگ بزرگى می‌پروراندم، ولى الآن که بیش از ۵۰ سال سن دارم با آن همه مسئولیّت و مطالعه و کتاب و رادیو و تلویزیون و… به این نتیجه رسیده‌ام که خواسته آن بزرگوار، یعنى عاقبت به خیرى، بزرگ‌ترین خواسته من نیز هست.»

او در بخش دیگری از خاطراتش به یک قرار با امام رضا(ع) اشاره می‌کند و می‌نویسد: «یک سال براى زیارت به مشهد مقدّس رفتم. در حرم با حضرت رضاعلیه‌السلام قرار گذاشتم که من یک سال مجّانى براى جوانها واقشار مختلف کلاس برگزار می‌کنم و در عوض امام رضاعلیه السلام نیز از خدا بخواهد من در کارم اخلاص داشته باشم.

مشغول تدریس شدم، سال داشت سپرى می‌شد که روزى همراه با جمعیّت حاضر در جلسه از مسجد بیرون می‌آمدم، طلبه‌اى که جلو من راه می‌رفت نگاهى به عقب کرد، با آنکه مرا دید، به راه خود ادامه داد! من پیش خود گفتم: یا به پشت سر نگاه نکن یا اگر مرا دیدى تعارف کن که بفرمایید جلو! ناگهان به یاد قرار با امام رضاعلیه‌السلام افتادم، فهمیدم اخلاص ندارم، خیلى ناراحت شدم. با خود گفتم که قرآن در مورد اولیاى خدا می‌فرماید: «لا نرید منکم جزاءً و لا شکوراً»( انسان، ٩ ) آنان نه مزد می‌خواهند و نه انتظار تشکر دارند. من کار مجّانى انجام دادم، ولى توقّع داشتم مردم از من احترام کنند!

خدمت آیت‌اللَّه میرزا جواد آقا تهرانى رسیدم و ماجراى خود را تعریف کرده و از ایشان چاره‌جوئى خواستم. یک وقت دیدم این پیرمرد بزرگوار شروع کرد به گریه کردن، نگران شدم که باعث اذیّت ایشان نیز شدم، لذا عذرخواهى کرده و علّت را پرسیدم. ایشان فرمود: برو حرم، خدمت امام رضاعلیه السلام و از حضرت تشکّر کن که الآن فهمیدى مشرک هستى واخلاص ندارى، من از خود می‌ترسم که در آخر عمر با ریش سفید در سنّ نود سالگى مشرک باشم و خود متوجّه نباشم.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/743701?sk=

بهره‌گیری از عمر در راه خدمت به مردم...

حجت الاسلام والمسلمین قرائتی در سخنان خود گفته است:  وقف یعنی از خودت بکن و به جامعه تحویل بده. من که خانه‌ام را وقف می‌کنم یعنی خانه برای من بود. وقتی می‌گویم: وقف یعنی از خودم کندم برای امت.دلیل وقف و راه وقف و موانع و تذکرات.

اما دلیل، دلیل وقف.عمر کوتاه است. عمر طبیعی هم که هفتاد، هشتاد سال است هم کوتاه است. چیزی نیست. حالا بگذریم که گاهی وقت‌ها «بَغْتَة» هست. در قرآن چهارده مرتبه گفته: «بَغْتَة» یعنی آدم فکر می‌کند، آدم قبرستان که می‌رود عکس جوان‌ها گاهی بیش از عکس پیرمردهاست. اینطور هم نیست که آدم بداند تا کی هست.

آخر بعضی می‌گویند: باشد بعد. خوب باشد بعد شما می‌دانی بعدش کی است؟ آخرش کی است؟ ببینید چیزهای معروف، مثلاً یک خط مستقیم می‌کشیم، می‌گوییم: این راه مستقیم است. حالا فعلاً ما جوان هستیم. بگذار خوش باشیم. صفا کنیم، حالا کج هم شدیم، شدیم. بگذار کج شویم. هان، کج شویم. آخر عمر برمی‌گردیم، توبه می‌کنیم و آدم خوبی می‌شویم. یک چنین مثلثی در ذهنش هست که راه مستقیم این است ولی حالا بگذار یک خرده ما پشتمان را ببندیم و پول‌هایمان را جمع کنیم. زندگی را سر و سامان بدهیم، کج هم شدیم، شدیم.

با دروغ و کم فروشی و اختلاس، پیر که بشویم، برمی‌گردیم. این مثلث دو سه اشکال هندسی دارد. یکی اینکه خط مستقیم صاف است، وقتی کج می‌شوی بالا نمی‌روی. وقتی کج شوی، پایین می‌آیی. دوم اینکه آخر خط معلوم است کجاست. آدم نگاه به آخر می‌کند، تا دید دو سال دیگر بیشتر زنده نیست سریع برمی‌گردد.

شما آخر عمرت کی است؟ من آخر عمرم کی است؟ شما بنویس به من بده که شما تا نود سالگی هستی، من هم زیرش می‌نویسم که 85 سال برو خوش باش. نمی‌دانم تا کی هستم؟ آخر خط معلوم است. می‌شود سر و ته کرد. آخر عمر معلوم نیست کی است.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148160928095547

فرمایشات مرحوم آیت الله بهجت در مورد امام عصر عجل الله


*آیا اگر از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، امام زمان(عج) به ما سر می‌زند؟

قطعا گناه کردن، مهم‌ترین علت محرومیت از عنایات امام زمان(عج) است، امام مهدی (عج) نیز در توقیع شریفشان به شیخ مفید می‌فرماید: «ما را از ایشان(شیعیان) چیزی محبوس نکرده است، مگر گناهان و خطاهایی که از ایشان به ما می‌رسد و ما آن را ناخوش می‌داریم و از ایشان نمی‌پسندیم».

آیت‌آلله بهجت نیز بیان فرموده‌اند: اگر بفرمایید چرا به آن حضرت دسترس نداریم، جواب شما این است که چرا به انجام واجبات و ترک محرمات ملتزم نیستند؟ او به همین از ما راضی است؛ زیرا «اورع الناس من تورّع عن المحرمات»؛ پرهیزکارترین مردم کسی است که از کارهای حرام بپرهیزد، ترک واجبات و ارتکاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است.

بنابراین اگر ما از گناه اجتناب کنیم و منتظر واقعی باشیم، به مقامی می‌رسیم که غیبت و حضور برایمان فرقی ندارد، امام سجاد(علیه السلام) به ابوخالد کابلی می‌فرماید: «ای ابوخالد! به درستی که مردم زمان غیبت حضرت مهدی(عج) آنان که معتقد به امامت هستند و در انتظار ظهور او به سر می‌برند، با فضیلت‌ترین مردم همه زمان‌ها هستند؛ به دلیل اینکه خداوند متعالی عقل و فهمی به آنان عنایت کرده که غیبت در نزد آنان به منزله ظهور و مشاهده گشته است».

از این رو، در حدیث دیگری امام جعفر صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس دوست دارد که از یاران حضرت قائم(عج) شود؛ باید که منتظر باشد و در عین حال به پرهیزکاری و اخلاق نیکو مشغول شود».

بنابراین اگر کسی ترک گناه کند و منتظر امامش باشد، از یاران واقعی حضرت به شمار می‌آید، آن‌گاه اگر بزرگترین توفیق الهی او را دریابد، غیبت و و ظهور حضرت برایش تفاوت نخواهد داشت.

ویدیو فرمایشات مرحوم آیت الله بهجت در مورد امام عصر عجل الله

 

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/393043/%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A2%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D8%A8%D9%87%D8%AC%D8%AA-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86

​ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم...

 

انتظار به معناى این است که ما باید خود را براى سربازى امام زمان آماده کنیم.. سربازى منجى بزرگى که مى‌خواهد با تمام مراکز قدرت و فساد بین‌المللى مبارزه کند، احتیاج به خودسازى و آگاهى و روشن‌بینى دارد… ما نباید فکر کنیم که چون امام زمان خواهد آمد و دنیا را پر از عدل و داد خواهد کرد، امروز وظیفه‌اى نداریم؛ نه، بعکس، ما امروز وظیفه داریم در آن جهت حرکت کنیم تا براى ظهور آن بزرگوار آماده شویم. اعتقاد به امام زمان به معناى گوشه‌گیرى نیست. …امروز اگر ما مى‌بینیم در هر نقطه‌ى دنیا ظلم و بى‌عدالتى و تبعیض و زورگویى وجود دارد، اینها همان چیزهایى است که امام زمان براى مبارزه با آنها مى‌آید.

اگر ما سرباز امام زمانیم، باید خود را براى مبارزه با اینها آماده کنیم…

منبع:

 

 

 

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/226581/%DA%AF%D9%84%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC


 

رهبر انقلاب: این معناى انتظار فرج است...

…انتظار فرج، انتظار دست قاهر قدرتمند الهى ملکوتى است که باید بیاید و با کمک همین انسانها سیطره‌ى ظلم را از بین ببرد و حق را غالب کند و عدل را در زندگى مردم حاکم کند و پرچم توحید را بلند کند؛ انسانها را بنده‌ى واقعى خدا بکند. باید براى این کار آماده بود… انتظار معنایش این است. انتظار حرکت است؛ انتظار سکون نیست؛ انتظار رها کردن و نشستن براى اینکه کار به خودى خود صورت بگیرد، نیست. انتظار حرکت است. انتظار آمادگى است. …انتظار فرج یعنى کمر بسته بودن، آماده بودن، خود را از همه جهت براى آن هدفى که امام زمان (علیه الصلاة والسلام) براى آن هدف قیام خواهد کرد، آماده کردن. آن انقلاب بزرگ تاریخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت. و او عبارت است از ایجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبودیت خدا؛ این معناى انتظار فرج است. 27.5.87

منبع:

http://www.mashreghnews.ir/fa/news/226581/%DA%AF%D9%84%DA%86%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%B9%D8%AC

 

رسالت دانشجو از نگاه شهید بهشتی...

قبل از هر چیز باید ببینیم هویت دانشجو چیست؟

زیرا مگرنه این است که ما به خود آمده ایم وبه خود باز گشته ایم ومگر نه این است که فهمیده ایم همه خودمان کسی هستیم وهویت وشخصیتی داریم وآدمی هستیم و در این دنیا اگر ماخودمان آدمی هستیم برای مطالعه خودمان بهترین موضوع خودمان هستیم.نقش دانشجو را دراین سی سال که من خودم از نزدیک می توانم ناظر و تحلیلگر جریان ها باشم مورد توجه قرار بدهید ببینید دانشجو کیست؟

دانشجو به معنی عام در این سی سال که این برادرشما ناظر و تحلیلگر اوضاع بوده عبارت است از قشر آگاه وپیشتاز وپیشگام درخلاقیت های انقلابی در جامعه ما و رسالت دانشجوی امروز دراین است که همچنان به صورت عنصر اصلی انقلابی جامعه بماند.

بالاخره دانشگاه ها یا حوزه ها جاهایی هستند که خیلی چیزها را زودتر از دیگران خبر می شوند و می فهمند چون بالاخره بطور کلی بطور کلی آدمهای با اصرار تر و باهوش تر به طور نسبی به حوزه های علمی ودانشگاه ها می آیند و خود گروه اجتماعی آنها ارزشمند است.

دانشجویان باید همچنان به عنوان حاملان پیام انقلاب و تضمین کنندگان پویایی وتحرک انقلابی بمانند.رسالت دانشجو این است که همچنان پیشگام انقلاب باشد و پیشاهنگ حرکت باشد اما نه چنان که از توده ها جدا شود وبرای خودش به سویی رود ویک وقت پشت سرش نگاه کند ببیند که از توده ها تقریبا کسی نیست. این است که دانشجو باید فرهنگ این انقلاب را روز به روز بهتر بشناسد و بهتر پاسداری کند.

منبع:

http://www.khabaronline.ir/detail/325910/weblog/moazzen

از خاندان پیامبر(صلی الله علیه و اله و سلم) تقلید کنید...

 

رهبر معظم انقلاب(دام عزه):

بهترین دخترهای عالم، حضرت زهرا(سلام الله علیه)بود. بهترین پسرهای عالم و بهترین دامادها هم، حضرت امیر المومنین(علیه السلام) بود. ببینید اینها چگونه ازدواج کردند؟ هزاران جوان زیبا و با اصل و نسب و قدرتمند و محبوب به یک تار موی علی بن ابی طالب(علیه السلام) نمی ارزند. هزاران دختر زبا و بااصل و نسب هم به یک تار موی حضرت زهرا(علیه السلام) نمی ارزند.

آنهایی که هم از لحاظ معنوی و الهی آن مقامات را داشتند، هم بزرگان زمان خودشان بودند. ایشان دختر پیامبر(صلی الله علیه و آله بود). رئیس جامعه اسلامی، حاکم مطلق. اوهم که سردار درجه یک اسلام بود.

ببینید چطوری ازدواج کردند؟ چجور مهریه کم، چجور جهزیه کم. همه چیز با نام خدا و یاد او.

اینها برای ما الگو هستند. همان زمان هم جاهلانی بودند که مهریه دخترشان بسیار زیاد بود، مثلا هزار شتر. آیا اینها از دختر پیامبر(صلی الله علیه و اله) بالاتر بودند؟ از آنها تقلید نکنید!!!

از دختر پیامبر(صلی الله علیه واله) تقلید کنید، از امیر المومنین(علیه السلام تقلید کنید.

منبع:

بیانات مقام معظم رهبری1375/2/17

برگرفته ازماهنامه قرآنی نسیم وحی36/ص27

 

نگاه ویژه امام خمینی به معلولین،: انسانیت به روح است نه به جسم!!!

از نظر حضرت امام(ره) جوهر و ذات انسان روح و نقس ناطقه اوست که در صورت قوّت آن، باکی از ضعف و معلولیت جسمانی نیست.
نگاه ویژه امام خمینی به معلولین، انسانیت به روح است نه به جسم

بنابر آمار سازمان بهداشت جهانی ده درصد جمعیت جهان را معلولین جسمی-حرکتی تشکیل می دهند. این آمار در کشور عزیزمان ایران به دلیل وقوع جنگ تحمیلی هشت ساله درصد بالاتری را به خود اختصاص داده است. جوانان ایثارگر این مرز و بوم در برهه ای از تاریخ از جان خود سرمایه گذاشتند و جمع کثیری از آنان به جامعه معلولین پیوستد.

 وظیفه ای که بنیان گذار انقلاب  امام خمینی (س)، در دیدار با جامعه معلولان ایران بر آن تاکید کرده اند.

اما جنبه مهم تری که نباید از خاطر دور داشت توجه به عوامل روحی – روانی است که در سلامت جامعه معلولان بسیار اثر گذار است. از نظر حضرت امام(س) انسان موجودی است که هم دارای بعد جسمانی است و هم ساحت روحانی دارد. آنچه نقش بسزایی در ساخت شخصیت انسان دارد بعد روحانی اوست. به ویژه که بسیاری از آنکه به جسم نسبت دهند به روح منتسب می دانند و مصیبت بزرگ را معلولیت روح می دانند که به مراتب افراد بیشتری در جامعه با آن درگیر هستند. از نظر ایشان لُبّ انسان روح و نقس ناطقه اوست که در صورت قوّت آن، باکی از ضعف و معلولیت جسمانی نیست. امام در تایید دیدگاه خود به شماری از علما و دانشمندان جهان اشاره دارند که معلولیت جسانی داشته اند، اما این معلولیت مانع رشد آنان در زندگی نبوده است.

 در ذیل متن کامل سخنان حضرت امام که در جمع اعضاى جامعه معلولین ایران در تاریخ 57/12/7 و به فاصله کمی پس از پیروزی انقلاب اسلامی بیان فرموده اند، آورده شده است:

اعوذ باللَّه من الشیطان الرجیم‏

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

من از شما آقایان که نماینده جامعه معلولین هستید تشکر مى‏کنم. خداوند ان شاء اللَّه شماها را سلامت بدارد. خداوند شفاى عاجل به شما عنایت فرماید. باید بدانند جامعه معلولین که انسان داراى روحى است و جسمى. آنکه انسان به او انسان است، روح انسان است نه جسم انسان. دعا کنید که آنهایى که روحشان معلول است، آنها شفا پیدا کنند. و دعا کنید که شما جامعه معلولین جسمى، معلولین روحى نباشید. اگر روح شما سالم باشد و روح شما آزاد و قوى باشد، چه باک که دست یا پاى انسان معلول باشد. دست و پاى انسان مناط انسانیت نیست. این قشر [پوسته و ظاهر] است؛ لُبِّ [جوهر و ذات] انسان روح انسان است، نفس ناطقه انسان است. وقتى نفس ناطقه انسان قوى شد، باکى از این نیست که جسمش علیل باشد. انسان به روح، انسان است. ما در نوابغ عالم داشتیم اشخاصى که نابینا بودند ولى نابغه بودند. اشخاصى که معلول بودند ولى از علما و نوابغ بودند، از فلاسفه بودند. شما هیچ غم نداشته باشید که [از] یک پا یا یک دست یا چشم معلول هستید. شما امیدوارم که در این جامعه به واسطه قوّت روحى که دارید و به واسطه سلامت روح که دارید، در این جامعه سرفراز و سربلند باشید.

امیدوارم خداوند شما را حفظ کند. و شما هم که در این نهضت شریک بودید و هستید و برادران ما هستید، خداوند همه شما را شفا بدهد؛ و روح شما که فوق جسم است و انسانیتتان به روح است، با سلامت و سعادت باشد.

و السلام علیکم‏

منبع:

(صحیفه امام، ج‏6، ص: 246 و 247)

http://www.imam-khomeini.ir/fa/n2978/%D8%B3%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9_%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%88%DB%8C%DA%98%D9%87_%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%84%DB%8C%D9%86__%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA_%D8%A8%D9%87_%D8%B1%D9%88%D8%AD_%D8%A7%D8%B3%D8%AA_%D9%86%D9%87_%D8%A8%D9%87_%D8%AC%D8%B3%D9%85

​جامعه ولایى چه کسانی هستند؟

با توجه به تقسیم بندى مردم به اولیاء الله و اولیاء الشیطان مى توان نتیجه گرفت كه نه تنها جامعه اسلامى, بلكه تمام جوامع بشرى ناگزیر جوامع ولایى هستند، چه اینكه به تعبیر قرآن و نهج البلاغه (كفار اولیاء یكدیگرند)، (پیروان شیطان اولیاء همدیگرند) و دراین سو مومنان نیز (اولیاء یكدیگرند). آنچه جبهه اولیاء شیطان را به همدیگر متصل مى كند، همسویى آنان در مسیر اوامر شیطان است، و آنچه جامعه ولایى ایمانى را مى سازد، همسویى مومنان در حركت بر محور دین خداست؛ پذیرفتن ولایت خداوند، كه در پذیرش ولایت پیامبر و ولایت ولیّ امر تحقق مى یابد.

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/738767?sk=1

امام خمینی(ره) : ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است...

مردی که هیچگاه در برابر تهدیدها و زورگویی های مستبدانی چون رضا خان سر فرود نیاورد و در نهایت نیز در همین مبارزه به شهادت رسید.

* مدرس در آیینه کلام امام خمینی رحمه الله

امام خمینی (ره) مکرر از مرحوم مدرس به عنوان نمایندۀ واقعی مردم و حامی استقلال، امانت دار ملت و مبارزه گر با قلدران روزگار خود یاد می کند و در سخنانش می فرماید: «شما ملاحظه کرده اید، تاریخ مرحوم مدرس را دیده اید؛ یک سیّد خشکیدۀ لاغر (عرض می کنم با لباس کرباس)… یک همچون آدمی در مقابل آن قلدری که هرکس آن وقت را ادراک کرده می داند، که زمان رضا شاه غیر از زمان محمد رضا شاه بود، آن وقت یک قلدری بود که شاید تاریخ ما کم مطّلع بود، در مجلس در مقابل او آن طور ایستاد. یک وقت رضا شاه گفته بود: سید چه از جان من می خواهی؟ گفته بود: می خواهم که تو نباشی، می خواهم تو نباشی».

(صحیفه امام، جلد 16صفحه452)

همچنین در قسمتی از حکم تاریخی امام، مورخه 28 شهریور 1363ش، مبنی بر بازسازی مزار مدرس آمده است:

«… در واقع شهید بزرگ ما مرحوم مدرس که القاب برای او کوتاه و کوچک است، ستاره درخشانی بود بر تارک کشوری که از ظلم و جور رضاشاهی تاریک می نمود و تا کسی آن زمان را درک نکرده باشد ارزش این شخصیت عالی مقام را نمی تواند درک کند. ملت ما مرهون خدمات و فداکاری های او است و اینک با سربلندی از بین ما رفته، بر ما است که ابعاد روحی و بینش سیاسی – اعتقادی او را هر چه بهتر بشناسیم و بشناسانیم و با خدمت ناچیز خود مزار شریف و دور افتاده او را تعمیر و احیا نماییم»

(صحیفه امام، ج ‏19، ص 74؛)

* شهید مدرس در کلام مقام معظم رهبری

مگر خصوصیت مدرّس چه بود؟ از مدرّس عالِمتر هم داشتیم. مدرّس خصوصیت عمده‌اش این بود که” هیچ عامل ارعاب و تهدید و تطمیع و فریبگرى در او اثر نمى‌کرد. همان وقتى که على‌الظّاهر فضا را بر ضدّ او آن‌چنان متشنّج کرده بودند که علیهش شعار مى‌دادند، او ایستاد و حرف خودش را زد. این خصوصیت یک نماینده خوب در مجلس است. بعضیها زود مرعوب مى‌شوند! من بارها عرض کرده‌ام که قدرتهاى استکبارى - یعنى همین قدرتهاى سلطه‌گرِ جهانى - که مرتّب روى این کشور و آن کشور دست مى‌اندازند و دولتها و ملتها را زیر یوغ خودش مى‌کشانند، عمده کارشان از ترساندن مى‌گذرد. قدرت واقعیشان آن قدر نیست که بر زبان مى‌آورند. بدیهى است این همه که اینها با این انقلاب و با این کشور بدند، اگر قدرت داشتند، تاکنون این انقلاب این‌طور رشد نمى‌کرد و این‌گونه نمى‌ماند

86/12/09(بیانات در دیدار اعضای انجمن‌هاى اسلامى دانش‌آموزان‌)

فریادهاى مرحوم آیت‌اللَّه مدرس در صحن مجلس ملى آن روز در مقابله‌ى با رضاخان و دیگران و دیگران، در مقابله با آن قرارداد خائنانه‌اى که آن روز داشتند مى‌بستند که همه‌ى کشور را تحویل انگلیسها بدهند. اینها برقه ایى در این فضا روشن کرد؛ دلها را روشن کرد، عزم‌ها را محکم کرد. نهضت به وسیله‌ى پیشروان این فکر شروع شد، رهبرى الهى و با عزم و ارده‌اى مثل امام، خداى متعال در اختیار ملت گذاشت؛

78/11/26(بیانات در دیدار کارگزاران حج‌ )

منبع:

http://www.farhangnews.ir/content/54787

رهبر انقلاب: مبارزه مرد میخواهد نه انسان بیکار...


فضای مجازی میدان مبارزه است و مبارزه بوده و هست و خواهد بود ،فقط شکل و نوع آن تفاوت کرده است .
مبارزه مرد میخواهد نه انسان بیکار.
همانطور که در دوران جنگ مسلحانه و به تعبیری “جنگ سخت” مردانی حضور یافتند که :
خانواده داشتند،
درس و دانشگاه داشتند،
کار و زندگی داشتند.
بیکار نبودند ،ولی بزرگترین کارشان شد دفاع از اسلام و انقلاب و از همه چیز خود گذشتند و ایثار نمودند.

اکنون نیز در میدان “جنگ نرم” باید حضور یافت. ما که لیاقت بیش از این را نداریم و از هیچ چیزمان نگذشتیم جز اوقات فراغت خود برای دفاع به حد توان و وسع خود.
لا یکلف الله نفسا الا وسعها
به فرموده رهبر انقلاب؛
فضای مجازی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد و عرصه فرهنگی عرصه جهاد است.
اگر از فضای مجازی غافل شویم اگر نیروهای مؤمن و انقلابی این میدان را خالی کنند مطمئنا ضربه خواهیم خورد.
هر کس به اندازه وسع و توان و هنر خود باید در این میدان حضور یابد .
۱- گاهی انسان حرف حق را می تواند با استدلال قوی و با زبان شیوا و هنرمندانه بیان کند که این حرف به گوش و چشم هزاران و شاید میلیونها مخاطب برسد .
۲- گاهی شاید ما حرفی برای گفتن نداشته باشیم اما می توانیم انعکاس کارهای خوب و هنری دیگران در فضای مجازی بشویم .
۳- گاهی با یک کلام ،یک جمله می توانیم باعث تقویت روحیه جناح مؤمن انقلابی فعال در فضای مجازی بشویم.
به اعتقاد من ، امروزه ذکر مستحبی بعد از نماز ما ، کار فرهنگی و جهادی در فضای مجازی است.
به فرموده رهبر فرزانه انقلاب :
رایانه و فضای مجازی که الان در اختیار شماست اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ، می توانید یک حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما آنها را نمی شناسید ، برسانید . این فرصت فوق العاده ای است مبادا این فرصت ضایع شود . اگر ضایع شد ، خدای متعال از من و شما در روز قیامت سوال خواهد کرد . ۹۱/۷/۲۰
البته ورود در فضای مجازی احتیاج به؛ ایمان، علم، ذوق و سلیقه و هنر
دارد و بزرگترین آفت این کار گرفتار شدن به ؛ غرور، سیاست زدگی، حسادت، سطحی نگری، روز مرگی می باشد.
دشمن دارد با این ابزار ایمان و غیرت و اعتقادات جوانان ما را نشانه می گیرد و در سایه بی عرضگی و بی لیاقتی بعضی از مسئولان فرهنگی و رسانه ای کشور ، تا حدودی در این جنگ موفق بوده است .
باید جواب کار فرهنگی باطل آنان را با کار فرهنگی حق داد.

منبع:

http://roshangari.ir/video/43739

هدیه ای که علامه طباطبایی سه بار رد کرد!

 

اگر از نگاه بالا و حقیقی به دنیا نظاره کنیم و به مسافر بودن در این دنیا که هیچ فردی چه مسلمان و چه کافر به بقا در آن امید ندارد، اعتقاد راسخ پیدا کنیم، قطعاً از تشریفات و تجملات دنیایی که دست و پای انسان را برای رسیدن به آخرت می‌بندد، فراری خواهیم بود

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ حدید/20

«و زندگانى اين جهان جز كالاى فريبندگى نيست»

حکایت؛ یکی از بزرگان حوزه نقل می‌کرد: شخصی از تجّار خیّر در رابطه با تهیه مسکن برای علامه طباطبایی(ره) مبلغ دویست هزار تومان توسط من برای ایشان فرستاد. آن پول را بردم، حضرت علامه فرمود: آدم خوبی است، خدا جزای خیرش دهد ولی فعلاً مبلغی ارث پدری به من رسیده و از سهم امام مصرف نمی‌کنم، پول را برگرداندم ولی تاجر گفت: بگو هدیه است نه سهم امام، برگشتم دوباره فرمودند: فعلاً نیازی ندارم. بار سوم صاحب پول گفت: بگو این مبلغ خدمت شما باشد به هر که می‌خواهید بدهید و به هر جا صلاح می‌دانید صرف کنید. برای بار سوم خدمت علامه رفتم و سخن صاحب پول را خدمتشان عرض کردم،  فرمودند: من نمی‌توانم این کار را انجام دهم، خودت می‌دانی و پول را برگرداندند.

با توجه به این که حضرت علامه سال‌ها منزل نداشتند و مستأجر بودند، آن پول را نپذیرفتند! یکی از فرزندان ایشان می‌گفت: مناعت طبع عجیبی داشتند، از خدا می‌خواستیم چیزی از ما قبول کنند، گاهی بسته اسکناس را خدمت ایشان می‌گذاشتم، با اصرار حتی پنج ریال هم برنمی‌داشتند.

جهانا سراسر فسوسی و باد                           به تو نیست مرد خردمند شاد

منبع:

با اقتباس و ویراست از کتاب آن مرد آسمانی فردوسی

http://www.jamnews.ir/detail/News/738413?sk=1

​فضای مجازی از منظر بزرگان

فضای مجازی از منظر بزرگان:
در فضای مجازی مراقب باش اسیب نبینی - ومعارف حقه را نشر بدهید - و کاری کن تا از مفاسد آن کاسته شود. فضای مجازی محل امتحان هاست .و مسئولیت ما را سنگین تر کرده است. بردگی مدرن در فضای مجازی بسیار است.
عوامل گمراه کننده ،طیف جوانان را نشانه گرفته اند:
فضای فرهنگ و فکرو اندیشه فضای حقیقت است (جوادی آملی).فضای مجازی امروز حرف نخست را در تخریب یا سازندگی می زند پس باید از این ابزار که عامل هدایت یا ضلالت خانواده باشد به نحو صحیح استفاده کنیم.آب مایه حیات است و تکنولوژی غربی مانند اب گل الود است که باید تصفیه شود. اب بهداشتی باید در اختیار مردم قرار گیرد.(مکارم شیرازی)
پدیده اینترنت رسانه سودمند و مضر است(ایت ..سبحانی) در فضای مجازی مراقب وسوسه شیطان باشید - فضای مجازی و خطر سقوط خانواده (ایت ا.. مصباح یزدی) تخریب فرهنگ و تخریب اخلاق و ابزارهای گناه در شیکه اینترنتی و ماهواره ما معتقد به اخلاق اسلامی هستیم و خط قرمزهایی داریم باید انها را پاک کنیم. از فضای مجازی برای تبلیغ دین استفاده کنیم زیرا این بهترین روش در برخورد با خط قرمزهاست.
سبک زندگی در جامعه اسلامی باید جلوه ظاهری اعتقادات و ارزشهای اسلامی باشد . یعنی هر عمل و رفتاری که به هر نحو در نگاه دین ناپسند آید ، مردود باشد.
روانشناسان عقیده دارند که 75 در صد یادگیری از طریق بینایی صورت می پذیرد این مسأله به عنوان اصلی تربیتی در کلام امام صادق (علیه السلام) مشهود است.“کونوا دعاه للناس بغیرالسنتکم لیروا منکم الورع و الاجتهاد و الصلاه و لخیر فان ذلک داعیه”

(حر عاملی ، محمد ، وسائل الشیعه، ج 15، ص 246 ح20403)مردم را با غیر زبانتان بخوانید تا از شما پارسایی و کوشش ونماز وخوبی ببینند” زیرا این امور آنان را به سوی حق فرا می خواند.شبکه های ماهواره ای با دو مؤلفه وارد شدند ،چاشنی عشق و جاذبه حسی که کم کم مخاطبین را به سمت خود می کشانند.این جایگزینی معیارهای غربی به جای ضوابط اسلامی است که غرق شدن در در چنین دنیایی لذت زندگی واقعی را از فرد می گیرد.
مشگلات در فضای مجازی:
بحران هویتی و شخصیتی، تعارض ارزشها،گسترش ارتباط های نا متعارف میان جوانان،فاصله گرفتن نسلها ،ورود به یک زندگی خیالی و افسانه ای،بلوغ زود رس جنسی در اتاق های گفت و گو و شبکه های اجتماعی،ترویج نظام سرمایه داری که در این فضا جایی برای قشر ضعیف و کارگر وجود ندارد.ترویج سکولاریسم ” غفلت زدگی” که دین جنبه شوخی پیدا می کند.یکی دیگر از بحرانها مهدویت و آواتارسازی که در آیین یهود ” حلول خدا ” بوده در قالب انسانی و تجسم عامل الهی “منجی” می باشد که انسان در قالب اسطوره و منجی در زندگی دوم وارد می شود و دیگر منتظر منجی دنیای اول که واقعی است قرار نمی گیرد.
عوارض فضای مجازی
کاهش تعاملات فرد با همسالان خود ؛ منحرف شدن از مسیر اهداف زندگی واقعی، افزایش ابتلا به افسردگی ، نابودی خلاقیت افراد، بی خوابی، به خطر افتادن فضای خصوصی. ترویج خیانت،تغییر مسیر در ازدواج سالم،دین ستیزی و تقدس زدایی از مساجد و اماکن مقدس،فضای مجازی و تبلیغ فرقه های شرک آمیز.
دنیای مجازی دنیای بدون عقل و تعقل ّ که فراموش کردن خداست و گم شدن در تخیّلات و رویا پردازی است.
فلمّا نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم ابواب کل شیء حتی اذا فرحوا بما اوتوا اخذنا بغتة فاذا هم مبلسون(انعام 44)

وچون آن چه به یاد ایشان آورده شده بود فراموش کردند در های همه چیز را به روی آنان گشودیم، تا آن که به آن چه به ایشان داده شد ، شادمان شدند (غرق در شادی) در ان هنگام ناگهان آنان را به عذاب فرا گرفتیم.
چه باید بکنیم در ابتلائات داخلیه و خارجیه؟ چه باید بکنیم؟ چه کار کردیم که به این چیزها مبتلا می شویم؟ فکر این را باید بکنیم، آخر ما چکار کردیم که اماممان ظهورنمی کند؟
اشکال در این است که خودمان را اصلاح نمی کنیم و نکردیم و نخواهیم کرد، حاضر نیستم خودمان را اصلاح کنیم. اگر ما خودمان را اصلاح می کردیم، به این بلاها مبتلا نمی شدیم.اسمش تکنولوژی هست و از تکنولوژی نباید دور ماند امّا چگونه…..؟ تکنولوژی وجود دارد و به روز رسانی آن از اهمیت ویژه ای برخوردار است وایکاش ما افسار آن را در دست می گرفتیم و از بیراهه رفتن آن جلوگیری می کردیم . و در جهت پرورش و تربیت اسلامی از آن استفاده می کردیم.چاره چیست؟ حال باید چکار کرد؟
در درجه اوّل شناخت افراد ، ومشخص شدن اهداف آنان ، که این خودشناسی و توجه به اهداف ، آنان را به تعمق و تدبر وادار می کند وبتدریج راه نجات از مشگلات فضای مجازی و دور شدن از پدیده های انحرافی و تخیّل باوری را به آنان می آموزد.برای پیروزی در این بازار پرهرج و مرج، وظیفه تمام مؤمنین است که دست به دست همدیگر دهند و با ایده های نو و طرح برنامه های پرسود به جذب مخاطبین همت گمارند.

1- طرح اوّل شیوه جذب مخاطب 2- طرح بعدی شناخت عوامل و انگیزه ها 3- طرح سوم شناخت باورها ی غلط و غیر غلط 4- طرح چهارم پرسش و پاسخ 5- طرح پنجم مشاوره 6-طرح ششم تشخیص اهداف 7- طرح هفتم برنامه ریزی 8- طرح هشتم مدیریت 9- طرح نهم نظر سنجی10- طرح دهم مشاوره بر عملکرد ها و رفع معضلات .

 

حوزه‏‌ علمیه یک وزنه بسیار بزرگ را از دست داد...

پیکر آیت‌الله سید عبدالکریم موسوی اردبیلی با حضور رییس‌جمهوری و نمایندگان رییس قوه قضاییه و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سید حسن خمینی، بسیاری از مراجع عظام تقلید و چهره‌های حوزوی و کشوری تشییع و در حرم مطهر حضرت معصومه(سلام الله علیها) آرام گرفت.

آیت‎الله علیرضا اعرافی - مدیر حوزه‎های علمیه کشور - در حاشیه این مراسم با بیان اینکه «مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی از مراجع عالیقدر و از شخصیت‌های بنام و موثر در انقلاب اسلامی بود»، در قم گفت: حوزه‏‌های علمیه یک وزنه بسیار بزرگ را از دست داد. آیت‌الله‎العظمی موسوی اردبیلی از چهره‎های بارز دوره معاصر کشور بودند که از دوره جوانی به عنوان یک روحانی اهل فضل و کمال شناخته شده بودند.

وی افزود: ایشان یک عالم و روحانی آشنا با مسایل روز بودند و در نهضت امام راحل پیش از انقلاب اسلامی به عنوان فعال جدی عرصه انقلابی‌گری و فعالیت علمی نقش بارزی داشتند.
مدیر حوزه‎های علمیه کشور بیان کرد: ایشان پس از انقلاب اسلامی نیز در مدیریت جریان انقلاب و عرصه قضا، خدمات بسیار شایانی را به انقلاب و اسلام و کشور ارزانی داشت و در نظریه‌پردازی و فعال کردن فقه در عرصه های مختلف نقش آفرین بود.

آیت‌الله موسوی اردبیلی مسؤولان را در جهت رفع مشکلات مردم نصیحت می‌فرمود

حجت‌الاسلام سید محمد واعظ موسوی - عضو سابق مجلس خبرگان رهبری - در این مراسم با تسلیت رحلت این مرجع تقلید گفت: خبر تاسف بار رحلت عالم مجاهد و فقیه وارسته همه را متاثر کرد. یکی از ویژگی‌های بارز ایشان،حسن خلق و تواضع در برابر مردم بود. مباحث فقهی و اصولی مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی زبانزد بود و شاگردان و دانشجویان متعددی به حلقه علمی آن فقید سعید جذب شده بودند و بسیاری از مباحث ارائه شده از سوی ایشان به عنوان کتاب‌های عمیق و مرجع دراختیار دانش پژوهان قرار دارد.

رییس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه افزود: آن مرجع فقید به عنوان یک عالم ربانی و فقیهی مجاهد، قریب به ۸۰ سال از عمر شریف خود را در حوزه‌های علمیه برای حفظ کیان شیعه، انجام وظیفه و ادای تکلیف سپری کردند.

وی خاطرنشان کرد: آن مرحوم عمر خود را وقف دیانت، فرهنگ و مسائل انقلاب و مبارزه کرده بود و دانشگاه مفید و برخی از حوزه‌های علمیه به عنوان باقیات و صالحاتی است که برای خود بعد از مرگ به یادگار گذاشته است. ایشان بعد از پیروزی انقلاب نیز مورد اعتماد خاص رهبر معظم انقلاب قرار گرفت و مسؤولیت‌های خطیری را در مجلس خبرگان و به عنوان دادستان انقلاب و ریاست دیوان را بر عهده گرفت و به خدمت پرداخت.

حجت الاسلام واعظ موسوی ادامه داد: پس از ارتحال امام نیز به قم بازگشت و به تالیف و تدریس و پژوهش پرداخت و در جهت تربیت طلاب اهتمام ورزید و چکیده‌های علمی خود را به صورت تالیفات باارزش ارائه داد.

رییس انجمن ارتباطات و تبلیغ حوزه با بیان اینکه هم اکنون تالیفات ایشان در اختیار اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و علاقه‌مندان به علوم قضا است، ادامه داد: آیت الله موسوی اردبیلی شخصیتی مردمی داشت و با مراتب عاطفه و قدرشناسی از مردم، با آن‌ها مواجه می‌شد. همراهی ایشان با رهبری و عنایتی که معظم له به ولایت داشت، قابل توجه بود و ایشان در عرصه‌های مختلف اجرایی، قضائی، علمی و پژوهشی پیشگام بود. معظم له در قبال مردم با تواضع بی‌نظیری رفتار می‌کرد و همواره مسؤولان را در جهت رفع مشکلات مردم نصیحت می‌فرمود و از دغدغه‌های ایشان رسیدگی به امور مردم از سوی مسؤولان بود.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/148006656026599

 

​هدیه عجیبی که برای یکی از عرفا فرستاده شد...

 


عبادت در دین اسلام هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی، شاید مهم‌ترین عبادت اجتماعی، خدمت‌رسانی به مسلمین و باز کردن گره از زندگی آنان باشد بر همین اساس است که ائمه (ع) همواره به دنبال خدمت به جامعه و تزریق آسایش به مؤمنین بودند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

تَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى مائده/2

در هر كار خير و تقوا يكديگر را يارى دهيد

حکایت؛ پسر مرحوم حاج شیخ حسنعلی اصفهانی می‌گوید: پدرم در کلیه ساعات روز و شب برای رفع حوائج حاجتمندان و درماندگان آماده بودند، روزی عرضه داشتم خوب است برای مراجعه مردم وقتی مقرر شود تا بی‌وقت مزاحمتان نشوند، فرمود پسرم: «لیس عند ربنا صباح و لا مساء» (آن کس که برای رضای خدا به خلق خدمت می‌کند، نباید که وقتی معین کند).

مرحوم پدرم در ابتدای شب‌ها پس از اتمام فریضه به نگارش پاسخ‌نامه‌ها و انجام خواسته‌های مراجعان مشغول و سپس مدتی به مطالعه می‌پرداختند. از نیمه‌های شب تا طلوع آفتاب به نماز و ذکر و نوافل و تعقیبات سرگرم بودند، پس از طلوع خورشید اندکی استراحت می‌کردند و بعد از آن تا ظهر به ملاقات و گفتگو با مراجعان و تهیه و ساخت دارو برای بیماران می‌نشستند و عصرها برای تدریس به مدرسه می‌رفتند و پس از آن نیز به پاسخ گوئی و رفع نیازمندی‌های محتاجان و گرفتاران مشغول بودند و در تمام سال پس از طلوع آفتاب و یا ساعتی در بعدازظهر استراحتی کوتاه می‌فرمودند.

روزی یکی از سادات محترم مشهد برای ایشان سجاده و رختخوابی هدیه فرستاد، در جواب فرموده بودند: سجاده را به خاطر سیادت شما که رعایت حرمتش را بر خود واجب می‌دانم، می‌پذیرم ولی به رختخواب نیازم نیست، زیرا که بیست و پنج سال است که پشت و پهلو بر بستر استراحت ننهاده‌ام. 1

چو غنچه گرچه فروبستگی است کار جهان تو همچو باد بهاری گِره گشا می باش 2

1. با اقتباس و ویراست از کتاب نشان از بی نشانها

2. حافظ

منبع:

http://www.jamnews.ir/detail/News/737499?sk=1

 

سفارش علامه امینی به زیارت عاشورا...


فرزند برومند آیة الله امینی آقای دکتر محمد هادی امینی می نویسند:پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم آیة الله العظمی علامه امینی نجفی«پدر بزرگوارم» مؤلف کتاب الغدیر…یعنی سال 1394 هجری قمری شب جمعه ای قبل از اذان فجر، وی را در خواب دیدم، او را شاداب و خرسند یافتم… جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی، عرض کردم: پدرجان در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟
گفتند: چه می گویی؟ مجددأ عرض کردم: آقاجان در آنجا که اقامت دارید، کدام عمل موجب نجات شما شد. کتاب الغدیر…یا سایر تألیفات… یا تأسیس و بنیاد کتابخانه امیر المؤمنین(علیه السلام)؟
پاسخ دادند: نمی دانم چه می گویی قدری واضح تر و روشن تر بگو.
گفتم: آقاجان شما اکنون از میان ما رخت بربسته اید، و به جهان دیگر منتقل شده اید، در آنجا که هستید کدامین عمل باعث نجات شما گردید از میان صدها خدمات و کارهای بزرگ علمی و دینی و مذهبی؟
مرحوم علامه امینی…درنگ وتأملی نمودند سپس فرمودند: فقط زیارت ابی عبدالله الحسین(علیه السلام) عرض کردم شما می دانید اکنون روابط بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته چه کنم؟
فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین (علیه السلام) بر پا می شود شرکت کن ثواب زیارت امام حسین (علیه السلام) را به تو می دهند.

سپس فرمودند: پسر جان در گذشته بارها تو را یاد آور ساختم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش مکن، مرتبأ زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان، این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد… و امید دعا دارم.

فرزند مرحوم آیة الله امینی می نویسد: علامه امینی، با کثرت مشاغل و تألیف و مطالعه و تنظیم و رسیدگی به ساختمان کتابخانه امیرالمؤمنین(علیه السلام) در نجف اشرف مواظبت کامل به خواندن زیارت عاشورا می نمودند، و بدین جهت خودم حدود 30 سال است مداوم به زیارت عاشورا می باشم.
منبع: کتاب شرح زیارت عاشورا و داستانهای شگفت آن

http://ash00ra.blogfa.com/

حدیث امام علی(ع)درباره اندیشیدن

 

 امام على عليه  السلام :

ـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ

جوانان را به مباحثه و جدال [علمى] ، و ميان سالان را به انديشيدن ، و پيران را به سكوت ، فرمان دهيد .

عنه عليه  السلام   ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ

مُرُوا الأَحداثَ بِالمِراءِ وَالجِدالِ ، وَالكُهولَ بِالفِكرِ ، وَالشُّيوخَ بِالصَّمتِ .

شرح نهج البلاغة : ج 20 ص 285 ح 260 .

​شرح مقام حضرت زینب سلام الله علیها از زبان رهبر انقلاب با استناد به آیات قرآن

اين روزها روزهاى زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) است. آن كارى هم كه زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) كرد، يك كارِ از همين جنس بود؛ يعنى كارى محضاً براى خداى متعال، در دل خطرها و محنتها و زحمتها؛ يك ابراز وجود معنوى و الهى دين در چهره‌ى مصمم زينب كبرى (سلام اللَّه عليها). خوب است بدانيم و بفهميم حروف تاريخ گذشته‌ى بسيار ارجمندى را كه تا امروز منشأ بركات فكرى و معرفتى شده است و ان‌شاءاللَّه تا آخر دنيا هم خواهد بود.

زينب (سلام اللَّه عليها)، هم در حركت به سمت كربلا، همراه امام حسين؛ هم در حادثه‌ى روز عاشورا، آن سختى‌ها و آن محنتها؛ هم در حادثه‌ى بعد از شهادت حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام)، بى‌سرپناهى اين مجموعه‌ى به جا مانده‌ى كودك و زن، به عنوان يك ولىّ الهى آنچنان درخشيد كه نظير او را نميشود پيدا كرد؛ در طول تاريخ نميشود نظيرى براى اين پيدا كرد. بعد هم در حوادث پى‌درپى، در دوران اسارت زينب، در كوفه، در شام، تا اين روزها كه روز پايان آن حوادث است و شروع يك سرآغاز ديگرى است براى حركت اسلامى و پيشرفت تفكر اسلامى و پيش بردن جامعه‌ى اسلامى. براى خاطر همين مجاهدت بزرگ، زينب كبرى (سلام اللَّه عليها) در نزد خداوند متعال يك مقامى يافته است كه براى ما قابل توصيف نيست.

شما ملاحظه كنيد؛ در قرآن كريم، به عنوان يك نمونه‌ى كامل ايمان، خداى متعال دو زن را مثال ميزند؛ به عنوان نمونه‌ى كفر هم دو زن را مثال ميزند. «ضرب اللَّه مثلا للّذين كفروا امرأت نوح و امرأت لوط كانتا تحت عبدين من عبادنا»؛ كه اين دو مثال، مربوط است به زنانى كه نمونه‌ى كفرند. يعنى به عنوان نمونه، از مردان مثال نمى‌آورد؛ از زنان مثال مى‌آورد؛ هم در باب كفر، هم در باب ايمان. «و ضرب اللَّه مثلا للّذين امنوا امرأت فرعون»؛يكى زن فرعون را به عنوان نمونه‌ى كامل ايمان مثال مى‌آورد، يكى هم حضرت مريم كبرى؛ «و مريم ابنت عمران».

يك مقايسه‌ى كوتاه بين زينب كبرى و بين همسر فرعون، عظمت مقام زينب كبرى را نشان ميدهد. در قرآن كريم، زن فرعون نمونه‌ى ايمان شناخته شده است، براى مرد و زن در طول زمان تا آخر دنيا. آن وقت مقايسه كنيد زن فرعون را كه به موسى ايمان آورده بود و دلبسته‌ى آن هدايتى شده بود كه موسى عرضه ميكرد، وقتى در زير فشار شكنجه‌ى فرعونى قرار گرفت، كه با همان شكنجه هم - طبق نقل تواريخ و روايات - از دنيا رفت، شكنجه‌ى جسمانى او، او را به فغان آورد: «اذ قالت ربّ ابن لى عندك بيتا فى الجّنة و نجّنى من فرعون و عمله»؛از خداى متعال درخواست كرد كه پروردگارا! براى من در بهشت خانه‌اى بنا كن. در واقع، طلب مرگ ميكرد؛ ميخواست كه از دنيا برود. «و نجّنى من فرعون و عمله»؛ من را از دست فرعون و عمل گمره‌كننده‌ى فرعون نجات بده. در حالى كه جناب آسيه - همسر فرعون - مشكلش، شكنجه‌اش، درد و رنجش، درد و رنج جسمانى بود؛ مثل حضرت زينب، چند برادر، دو فرزند، تعداد زيادى از نزديكان و برادرزادگان را از دست نداده بود و در مقابل چشم خودش به قربانگاه نرفته بودند. اين رنجهاى روحى كه براى زينب كبرى پيش آمد، اينها براى جناب آسيه - همسر فرعون - پيش نيامده بود. در روز عاشورا زينب كبرى اين همه عزيزان را در مقابل چشم خود ديد كه به قربانگاه رفته‌اند و شهيد شده‌اند: حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) - سيدالشهداء - را ديد، عباس را ديد، على‌اكبر را ديد، قاسم را ديد، فرزندان خودش را ديد، ديگرِ برادران را ديد. بعد از شهادت، آن همه محنتها را ديد: تهاجم دشمن را، هتك احترام را، مسئوليت حفظ كودكان را، زنان را. عظمت اين مصيبتها را مگر ميشود مقايسه كرد با مصائب جسمانى؟ اما در مقابل همه‌ى اين مصائب، زينب به پروردگار عالم عرض نكرد: «ربّ نجّنى»؛ نگفت پروردگارا! من را نجات بده. در روز عاشورا عرض كرد: پروردگارا! از ما قبول كن. بدن پاره پاره‌ى برادرش در مقابل دست، در مقابل چشم؛ دل به سمت پروردگار عالم، عرض ميكند: پروردگارا! اين قربانى را از ما قبول كن. وقتى از او سؤال ميشود كه چگونه ديدى؟

ميفرمايد: «ما رأيت الّا جميلا».اين همه مصيبت در چشم زينب كبرى زيباست؛ چون از سوى خداست، چون براى اوست، چون در راه اوست، در راه اعلاى كلمه‌ى اوست. ببينيد اين مقام، مقام چنين صبرى، چنين دلدادگى نسبت به حق و حقيقت، چقدر متفاوت است با آن مقامى كه قرآن كريم از جناب آسيه نقل ميكند. اين، عظمت مقام زينب را نشان ميدهد. كار براى خدا اينجور است. لذا نام زينب و كار زينب امروز الگوست و در دنيا ماندگار است. بقاى دين اسلام، بقاى راه خدا، ادامه‌ى پيمودن اين راه به وسيله‌ى بندگان خدا، متكى شده است، مدد و نيرو گرفته است از كارى كه حسين‌بن‌على (عليه‌السّلام) كرد و كارى كه زينب كبرى كرد. يعنى آن صبر عظيم، آن ايستادگى، آن تحمل مصائب و مشكلات موجب شد كه امروز شما مى‌بينيد ارزشهاى دينى در دنيا، ارزشهاى رائج است. “بيانات در ديدار فرمانده و پرسنل نيروى هوائى ارتش (۱۳۸۸/۱۱/۱۹)”

منبع:

http://www.rajanews.com/news/111711

​اربعین نشان می‌دهد هر توطئه‌ای علیه مسلمانان در نطفه خفه خواهد شد...

نماینده مردم گرمی در مجلس با بیان این‌که «باید قدر اتحاد و راهی را که انتخاب کرده‌ایم بدانیم»، گفت: هر توطئه‌ای که علیه مسلمانان بوده در نطفه خفه خواهد شد.

میرحمایت میرزاده ، با بیان این‌که «انجام مراسم اربعین حسینی برای دنیا هزاران پیام داشته و اتحاد مسلمانان را نشان می‌دهد»،‌ افزود: به خاطر این وحدت و عشقی که به اسلام وجود دارد احساس می‌شود که مشابه چنین برنامه‌هایی در دنیا نبوده و نمی‌تواند باشد. مدیریتی که در آن وجود دارد بدون کوچکترین تنش و اختلافی شرایط را به گونه‌ای فراهم کرده که در حال حاضر میلیون‌ها نفر در کربلا حضور دارند.

وی تصریح کرد: مکتب، اعتقادات و صلح و دوستی که بین برادران سنی و شیعه و ایرانی و عراقی وجود دارد می‌خواهد به دنیا این پیام را برساند که هر توطئه‌ای علیه اسلام و مسلمانان باشد و بخواهد میان آنها تفرقه ایجاد کند در نطفه خفه خواهد شد.

وی اظهار کرد: همه این‌ها نشان می‌دهد که ما باید قدر اتحاد و مذهبمان و قدر راهی را که انتخاب کرده‌ایم بدانیم. خوشبختانه انقلاب اسلامی در این راه قدم‌های اساسی برداشته و خواهد داشت و علیرغم توطئه‌های سخت و شکننده‌ای که تدارک دیده می‌شود همه می‌دانند که به خاطر اعتقادات می‌توان در مقابل این توطئه‌ها ایستاد.

این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: بنابراین داعش و حامیان آنها باید کاسه و کوزه‌هایشان را جمع کنند و بدانند با توطئه‌ها و ترورهایی که انجام می‌دهند نمی‌توانند به خواسته خود برسند.

وی اظهار کرد: در واقع پیام این حضور این است که پرونده تمام داعشی‌ها و طرفداران آنها بسته خواهد شد و باید در مقابل دین و مکتبی که حسین (علیه السلام) پایه‌گذاری کرده تسلیم شوند.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/14796322800054

جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است...

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم گفت: اربعین ظرفیتی دارد که ما می‌توانیم از آن برای از بین بردن جهالت و نادانی مردم استفاده کنیم، چراکه جهل مقدس بدترین جهالت است.

«آیت‌الله سید مصطفی محقق داماد» با بیان اینکه اربعین ظرفیت بسیار عظیمی دارد که ما می‌توانیم از همان شعار خود اربعین جهت گسترش آن در جهان بهره بیشتری ببریم، اظهار کرد: به نظر بنده از متن زیارت اربعین ما می‌توانیم برای از بین بردن جهالت و روشنگری انسان‌ها استفاده کنیم.

وی گفت: در متن زیارت اربعین خطاب به امام حسین (علیه السلام) آمده است؛ «تو خون و جانت را تقدیم کردی تا جهالت از بین برود و برای نجات بشریت از جهل و نادانی شهید شدی». از جریان اربعین و این راهپیمایی باشکوه می‌توانیم استفاده کنیم و معارف واقعی دین و اهل بیت (علیه السلام) را به جهان معرفی کنیم.

رییس گروه اسلام فرهنگستان علوم تأکید کرد:‌ اگر معارف اسلام به درستی بیان شود، ابتدا شیعیان و مسلمانان راه نجات و رهایی را پیدا می‌کنند و به دنبال آن‌ها مردم دنیا از هرگونه جهالت و ناامنی خارج می‌شوند. جهالت دینی از هر جهالتی خطرناک‌تر است.

محقق داماد تأکید کرد: ما می‌توانیم از زیارت اربعین و شعاری که در آن وجود دارد استفاده کنیم و جهان را متوجه این کنیم که امام حسین (علیه السلام) برای نجات دادن مردم جاهل از جهالت و نادانی شهید شده است و باید در این عرصه فعالیت کنیم که مردم در جهل مقدس قرار نداشته باشند.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147910902004077

چگونه مرحوم مجلسی علامه شد؟

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ غافر/60

مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم

حکایت؛ مرحوم محمدتقی مجلسی ، پدر بزرگوار علامه محمدباقر مجلسی نقل می کند: شبی از شب‌ها، پس از فراغ از نماز شب و تهجد، حالتی برایم ایجاد شد که فهمیدم در این هنگام هر حاجت و درخواستی از خداوند نمایم اجابت خواهد نمود. فکر کردم چه درخواستی از امور دنیا و آخرت از درگاه خداوند متعال نمایم که ناگاه با صدای گریه محمدباقر در گهواره‌اش مواجه شدم و بی‌درنگ گفتم: پروردگارا! به‌حق محمد و آل محمد، این کودک را مروّج دینت و ناشر احکام پیامبر بزرگت قرار ده و او را به توفیقاتی بی‌پایان موفق گردان.

به برکت دعای نیمه‌شب پدر و تلاش و استمرار، علامه محمدباقر مجلسی، خدمات ارزشمندی را به جهان اسلام عرضه نمود. علاوه بر درس و تربیت شاگردان بزرگ و صدور فتوا و مسئولیت‌های مهم مرجعیت و مسافرت‌های مکرّر برای جمع آوری آثار اهل بیت(علیهم السلام) یکی از تألیفات او بحارالانوار است که حدود 110 جلد می‌باشد.1

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند و اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند 2

منبع:

با اقتباس و ویراست از کتاب نماز خوبان

http://www.jamnews.ir/detail/News/734909?sk=1

علامه طباطبایی(ره) واقعا ذوب در خداوند بود،


امام جمعه موقت تهران گفت: علامه طباطبایی جلوه‌ای از نور حق تعالی بود که خود را وقف قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) کرد.

 آیت‌الله کاظم صدیقی جمعه‌شب (21 آبان) در نشست علمی اساتید موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در قم، با بیان اینکه راه رسیدن به علم و قدرت عبودیت حق تعالی است، افزود: رسیدن به مرتبه‌ای که انسان مظهریت پیدا کند، در گروی این است که انسان چیزی در خود نبیند و بداند غیر خدا چیزی نیست و هرچه هست خداوند است، خداوند مالکیت حقیقی بر عالم دارد و عالم جلوه خداوند است.

وی ادامه داد: یک اراده بیشتر در عالم نیست که مربوط به خداوند می‌شود، اگر انسان در مسیر معرفت الهی و هستی کوشش و تحصیل علم کند و تعلیم و تعلم در حوزه‌ها داشته باشند، به عنوان بندگی است.

امام جمعه موقت تهران با بیان این که کسب علم به فرمان الهی یک حرکت و کار است، گفت: وقتی منشأ کار خدا باشد، انسان به یقین می‌رسد، انسان هرچه دارد باید از کف بدهد و یک حالت عشق و محبتی در آن به وجود آید که غیر از معشوق که خداوند است چیزی را نبیند.

صدیقی، بزرگترین مانع برای کسب معرفت را نفس انسان و راه درمان آن را محبت دانست و گفت: قرآن برای همیشه معجزه الهی و جلوه کامل پرورگار متعال است و هرکجا جلوه‌گری کند، آنجا را دگرگون خواهد کرد.

وی با اشاره به ویژگی‌های برجسته علمی و شخصیتی علامه طباطبایی(ره) تصریح کرد: نگارش کتاب‌هایی همچون المیزان و تربیت شاگردانی که همه یاران امام (ره) و انقلاب بودند، همه از عشق و عبودیت علامه طباطبایی(ره) سرچشمه داشت و ایشان اینگونه مورد فضل و عنایت های الهی قرار گرفته بود.

امام جمعه موقت تهران اضافه کرد: مفسر، حکیم، متکلم، محدث و ریاضیدان در طول تاریخ بسیار داریم که مرحوم علامه در همه آنها شاخص بود، جامع غیب و شهود بود؛ اما این که المیزان علامه طباطبایی میزان شد، رفتارش شاخص و الگو شد و شاگردانش احیاگر انقلاب و تشیع شدند.

صدیقی با بیان این که علامه طباطبایی واقعا ذوب در خداوند و معارف الهی بود، گفت: علامه ایشان از طریق اهل بیت(ع) به مرحله عشق رسیده بودند، عملکرد ایشان هم عملکرد یک مرجع تقلید نبود.


منبع:http://www.shahrekhabar.com/cultural/147894168034631

این جمله علامه خیلی ها را گریاند...

علامه طباطبایی(ره) شما هم باید مراقب خدا باشید!!

 

سفارش علّامه طباطبایی در مورد قدمهای معرفت

هنگامی از علّامه طباطبایی(ره)،در مورد قدمهای معرفت سؤال شد، ایشان سه سفارش اکید داشتند: مشارطه،مراقبه و محاسبه.

می فرمود انسان باید در اولین ساعات روز، آنچنان به خود آمادگی دهد که بتواند همواره از تهاجم شیطان و اوهام نفسانی خود محفوظ بماند. او باید با خود چنین شرط کند که امروز یکی از روزهای زندگی توست که سپری می شود؛ در این روز باید چنان مراقبت کنی که خلاف رضای خدا از تو سر نزند و باید تصمیم قاطع بگیری که عمل ناهنجاری انجام ندهی.پس از این تصمیم اوّلی در ابتدای روز،

باید در تمام طول روز مراقب شرط خود باشد تا بتواند آن را با موفّقیّت به انجام برساند. مرحوم علّامه می فرمودند: مراقبه از باب مفاعله است که همیشه بین دو فردی که مقابل هم هستند، صورت می پذیرد؛یعنی خدا مراقب شماست و شما هم باید مراقب خدا باشید و مطابق رضای او کاری کنید.

پس از طّی این دو مرحله،نوبت به حسابرسی می رسد که سومین مرحله است؛ بدان معنا که در آخرین ساعات، به فکر بنشیند و تمامی حرکات و فعالیتهای روزانه خود را مورد دقّت و حسابرسی قرار دهد، لحظه لحظۀ آن را از نظر بگذراند و از خودش بپرس و ببیند در مقابل سرمایه ای که امروز از کف داده است، چه به دست آورده است.

در این مرحله، شخص باید رفتن،آمدن،نشستن،خوردن، گفتن،نوشتن،برخوردها و خلاصه همۀ حرکات خود را زیر ذره بین قرار دهد و خوب و بد آنها را از هم جدا کند. هرجا خلافی از او سر زد، استغفار نماید و تصمیم بر جبران بگیرد و هر موفقیتی که شامل حالش شده است، خدا را در مقابل آن نعمت سپاس گوید.

علامه(ره) می فرمود:کسی که زندگی خود را به این حال ادامه دهد، به زودی از کمالات فراوانی برخوردار خواهد شد که موفقیت او را در کمتر کسی می توان یافت و برتری روحی او، قابل مقایسه با هیچ یک از سایر مردم عادی که شب و روز خود را بی حساب و کتاب می گذرانند نخواهد بود.

منبع: برگرفته از افاضات حضرت آیة الله ممدوحی در کتاب شناخت

ماجرای ارادت عمیق ابن‌سینا به امام حسین(ع)

آیت‌الله غیاث‌الدین طه محمدی، رئیس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا عنوان کرد: در یک زمانی در محضر علامه بزرگوار نوری همدانی بودیم ، ایشان خواب مستندی را برای ما نقل کردند.

عضو مجلس خبرگان رهبری در ادامه افزود: آیت‌الله نوری همدانی گفتند که ما یک سید بزرگواری داشتیم از عرفای بزرگ شهرمان مرحوم سید محمدحسین آقانجفی که در حرم امام رضا(علیه السلام) دفن شد، ایشان داماد آیت‌الله نائینی بزرگ بود، کسی که در یک زمان شخصیت اول جهان شیعه در نجف شناخته می‌شدند. ایشان گفتند که یک شب خواب می‌بینند آیت‌الله العظمی نائینی با چهل نفر علمای شیعه هستند و ایشان را صدا می‌زنند و می‌گویند که برو بگو متولی قبور انبیاء(علیهم السلام) بیاید.

وی افزود: ایشان می‌گفت من به زیرزمینی آمدم، دیدم که قبرهای زیادی است و گفتم متولی قبور انبیاء(علیهم السلام) چه کسی است؟ یک آقایی آمد و من گفتم شما که هستی؟ گفت من شیخ الرئیس هستم! آیت‌الله نوری می‌گفتند که من هم ایشان را آوردم و تحویل علمای بزرگ حاضر دادم.

آیت‌الله طه محمدی اظهار داشت: تا اینجای داستان را من از خود آیت‌الله نوری همدانی شنیدم اما بعد از آن را از یکی از دوستانمان که رییس دادگستری استان همدان بود، شنیدم که گفت: آن علمای بزرگ از شیخ الرئیس پرسیدند که شما الان اینجا چه کار می‌کنید؟ شیخ الرئیس هم اشاره می‌کنند به چهارده زیارتگاه و گنبد و بارگاه و گفت که اینها چهارده معصوم هستند. بعد بوعلی اشاره کرد که مثلا این بارگاه برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) است و او آنجا کفش زائران را نگه می‌دارد.

نماینده ولی فقیه در استان همدان اظهار داشت: بعد از مدتی من این جمله را از استاد بزرگوارمان آیت‌الله آقا میرزا هاشم آملی شنیدم که ایشان فرمود: جناب شیخ الرئیس به کربلا می‌روند، وقتی به صحن امام حسین(علیه السلام) می‌رسند آنجا به خاک می‌افتند و با محاسن خاک‌ها را می‌روبند. یک عده از او می‌پرسند که آقا مردم ضریح را بغل گرفته‌اند شما چکار می‌کنید؟ ایشان هم می‌گویند که آنها نمی‌دانند حسین کیست! حسینی که من می‌شناسم اگر مرا همینجا قبول بکند، سرم را بالا نگه می‌دارم.

رییس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا در پایان گفت: بنابراین بوعلی چنین انسانی در عرصه معنویات بوده است، حال عده‌ای شاید بیایند و به غلط بگویند که او شیعی نبوده است یا فلان و بهمان!

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147878952054183

کسی که می خواست اسرائیل را نابود کند....

خدا در زندگی سردار عالی‌قدر

من به عنوان فرزند ارشد ایشان، به چند مورد از ویژگی های شخصی پدرم اشاره می کنم: اول اینکه نماز اول وقت.

برای شهید حسن طهرانی مقدم نماز اول وقت از جایگاه ویژه‌‌ای برخوردار بود، به خصوص اینکه آن را به جماعت اقامه کند. شهید آموزه‌های دینی را هیچ وقت مستقیما به ما گوشزد نمی‌کرد. طوری که من هیچ وقت یادم نمی آید پدرم گفته باشد، زینب! نمازت را بخوان. وقتی خودشان عملا این کار را می‌کرد نا خودآگاه به ما هم یاد می داد که نماز باید اول وقت باشد.

این قدر این موضوع در وجود ما نهادینه شده بود که وقتی به مهمانی می‌رفتیم و می‌دیدم بعد از پخش صدای اذان هیچ کدام از اهالی خانه توجه نمی‌کنند برایم عجیب بود و می گفتم چطور می شود صدای اذان را شنید اما نماز نخواند؟! در خانه ما وقت نماز همه کارها تعطیل می‌شد.

ما برای بعضی مسائلی که پدرم در وجود ما گذاشته‌‌اند، زحمتی نکشیده‌ایم و به همین علت شاید ثواب زیادی هم برایمان ننویسند.

سومین بار در مراسم تشییع پدرم آقای خامنه‌ای را ملاقات کردم، ایشان آن روز چهره‌شان بر افروخته بود و فرمودند: من مصیبت زده شدم.
روایتی از آخرین نماز جمعه

ایشان بسیار به نماز جمعه اهمیت می داد و سعی می کرد ما را هم به رفتن تشویق کند، البته خالی از هر گونه اجبار و زور. همیشه نماز جمعه‌های ما پر از خاطرات شیرین از ایشان است. فکر می‌کنم اول ابتدایی بودم که بابا من و حسین برادرم را برد نماز، هوا خیلی گرم بود. جوب‌های آبی کنار‌مان بود که پدرم با ما در آن آب بازی می‌کرد تا وقت نماز به ما به خاطر گرما سخت نگذرد.

همیشه در برگشتن از نماز جمعه هر چه می‌خواستیم برایمان می‌خرید، طوری که ما همیشه منتظر بودیم جمعه شود و برویم نماز.

در سخت‌ترین شرایط هم پدرم نماز جمعه‌شان ترک نمی‌شد. حتی در جمعه قبل از انفجار هم برای تفریح رفته بودیم بیرون، شهید مقدم گفت: من بروم نماز جمعه، به شوخی گفتیم: بابا امروز را بی خیال شو، ما به کسی نمی‌گوییم. اما گفت: قول می‌دهم می‌روم و تا ساعت 3 برمی‌گردم. رفت و به موقع هم آمد.

اعتقادشان به نماز طوری بود که شنیدیم شهادتشان هم بعد از خواندن نماز جماعت ظهر بوده. مثل امام حسین مقتدایش که بعد از نماز به شهادت رسیدند.
شهیدمقدم

عیدی که بدون عیدی گذشت

پدرم همیشه هر عیدی که می شد به ما عیدی می‌داد. روز عید قربان هم به ایشان گفتیم عیدی ما را بده، اما هر چه اصرار کردیم بابا گفتند:

«عید غدیر عیدیتان را می‌دهم.»

این اولین دفعه‌ بود که همچین کاری کردند.

آخرین دفعه‌ای که ایشان را دیدم بعد از ظهر روز جمعه بود که رفته بودیم بیرون، ایشان ما را رساندند خانه و شهید نواب آمد دنبالشان و رفتند. موقعی که خواست برود خوب یادم هست که مفاتیح به دست رفت چون شهید مقدم عادت داشت همیشه دعای سمات را می‌خواند.

حتی وقتی پسرم طاها، را بعد از تولدش برای اولین جمعه خانه آنها آوردم پدرم گفت: طاها را بگذار امروز در کنار او با هم دعای سمات را بخوانیم. خیلی به این دعا اعتقاد داشت. واقعا با همه وجود می‌خواند، یکبار ندیدم بی‌میل و بی‌حوصله دعای سمات را بخواند. عاشقانه می خواند و به ما هم یاد می‌داد که بخوانیم.
اطیعو الله و اطیعو الرسول و الوالامر منکم…

ادامه »

​باید سوال را به قرآن عرضه کنیم و جواب بگیریم...

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم، با بیان این‌که علوم و نیازهای فراوانی وجود دارد که باید به قرآن عرضه شود، گفت: باید سؤال را بشناسیم، به قرآن عرضه کنیم و از آن جواب بگیریم.

 او در همایش اساتید تفسیر حوزه علمیه قم در دارالقرآن علامه طباطبایی، با بیان این‌که علامه طباطبایی از مسائلی که در عالم اتفاق می‌افتاد، در خدمت قرآن بهره برد، ادامه داد: علامه طباطبایی آنچه را که در مشروطه و جنگ جهانی اول و دوم اتفاق افتاد، در خدمت قرآن به کار گرفت و پاسخ‌های آن‌ها را جمع‌بندی کرد تا توانست المیزان را تکمیل کند.

این استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم با بیان این‌که نمونه تفسیر المیزان در مجمع البیان و امثال آن دیده نمی‌شود، گفت: وظیفه اساتید تفسیر این است که انقلاب را رصد کنند تا بدانند انقلاب چه آورده، چه می‌خواهد و چگونه باید آن را نگه داشت.

او با بیان این‌که اساتید تفسیر باید همه نیازهای انقلاب را رصد و به قرآن عرضه کنند و سپس پاسخ بگیرند، گفت: قرآن جواب می‌دهد چون برای جواب دادن آمده است، هرچه انسان بخواهد در قرآن وجود دارد، این وظیفه همه است که نیازهای خود را به قرآن کریم عرضه کنیم.

این مفسر برجسته قرآن کریم اظهار کرد: اگر خواستند پرونده میلیاردی بدهند، عادل بودن و قائم به قسط بودن کافی نیست، بلکه قرآن می‌فرماید قوامین بالقسط باید باشند تا کمرش نشکند، اگر کسی می‌خواهد مانند امام (ره) انقلاب را حفظ کند، اگر عاقل باشد مدرس و استاد خوبی است، از او ساخته نیست، بلکه قائم به علم و عقل بودن نیاز است و وجود مبارک حضرت با همین نام جامعه را اصلاح می‌کنند.

وی بیان کرد: ذائقه مردم، اثرپذیر است که در همه وجود دارد، خداوند به اندازه‌ای زیبا آفرید که بیش از آن وجود ندارد، خداوند می‌فرماید انسان را به‌عنوان ظرف خالی قرار ندادم و قلب، روح و جان انسان محققانه خلق شده است.

این استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه قم ادامه داد: ما موظفیم اجازه ندهیم که مردم به خواب بروند، قصه نگویید و منبرها را پربار کنید و بدون مطالعه نباید سخن گفت، اگر جامعه را با خواب اداره کنید می‌خوابد و دیگری برای او خواب می‌بیند.

آیت‌الله جوادی آملی با بیان این‌که انقلاب اسلامی عالی‌ترین نعمتی است که ذات اقدس اله از صدر اسلام تا کنون نصیب امت اسلامی کرده است، گفت: در همه موارد حبل الهی تار و پودی دارد که قرآن و عترت هستند، همه باید به همین حبل متین متمسک شویم.

منبع:

http://www.shahrekhabar.com/cultural/147876192003219

رهبر معظم انقلاب: بُعد منزل نبوَد در سفر روحانی!

 

رهبر معظم انقلاب در ابتدای درس خارج فقه مورخ 94/9/9 مطالبی در تجلیل از حرکت عظیم پیاده روی اربعین بیان فرمودند:

این روزها روزهای نزدیک به اربعین است. پدیده‌ بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای هم در این سال‌های اخیر به‌وجود آمده و آن، پیاده‌روی میان نجف و کربلا یا بعضی از شهرهای دورتر از نجف تا کربلا است؛ بعضی از بصره، بعضی از مرز، بعضی از شهرهای دیگر، پیاده راه می‌اُفتند و حرکت می‌کنند. این حرکت حرکت عشق و ایمان است؛ ما هم از دور نگاه می‌کنیم به این حرکت و غبطه می‌خوریم به حال آن کسانی که این توفیق را پیدا کردند و این حرکت را انجام دادند:
گرچه دوریم به یاد تو سخن می‌گوئیم‌
بُعد منزل نبوَد در سفر روحانی

این کسانی که این راه را طی کردند و این حرکت عاشقانه را و مؤمنانه را دارند انجام می‌دهند، واقعاً دارند حسنه‌ای را انجام می‌دهند. این یک شعار بزرگ است، لا تُحِلّوا شَعائِرَ الله، این بلاشک جزو شعائرالله است. جا دارد که امثال بنده که محرومیم از این‌جور حرکتها عرض بکنیم که «یا لیتنا کنّا معکم فنفوز فوزاً عظیماً»

ترکیب عشق و عقل ویژگی مکتب اهل بیت(علیهم السلام)
همان‌طور که عرض کردیم، این حرکت حرکت عشق و ایمان است؛ هم در آن ایمان و اعتقاد قلبی و باورهای راستین، تحریک‌کننده و عمل‌کننده است؛ هم عشق و محبّت. تفکّر اهل‌بیت و تفکّر شیعی همین‌جور است؛ ترکیبی است از عقل و عاطفه، ترکیبی است از ایمان و عشق؛ ترکیب این دو. این آن‌چیزی است که در سایر فِرَق اسلامی، خلأ آن محسوس است؛ سعی هم می‌کنند گاهی به یک نحوی این خلأ را پُر کنند، [امّا] نمی‌شود؛ چه کسی مثل خاندان پیغمبر -این عناصر برجسته، ممتاز، نورانی، ملکوتی- وجود دارد در بین معتقَداتِ(۴) شُعبِ دیگرِ اسلامی، که این‌جور مردم به آنها عشق بورزند، به آنها تعامل کنند، با آنها حرف بزنند، به آنها سلام کنند و از آنها ان‌شاءالله جواب بشنوند؛ چه‌کسی دیگر وجود دارد؟ این است که این یک فرصتی است در اختیار پیروان اهل‌بیت؛ این زیارت ائمّه (علیهم‌السّلام)، این معاشقه‌ معنوی با این بزرگواران، این زیارتهای سرشار از مفاهیم عالی و ممتاز که در اختیار ما است.

بعضی دنبال سند می‌گردند برای بعضی از این زیارتها؛ من عرض می‌کنم بدون سند هم این زیارتها را می‌شود خواند. ما وقتی بخواهیم با اینها حرف بزنیم، با چه زبانی حرف بزنیم؟ کِی می‌توانیم با این فصاحت، با این بلاغت، با این شیوایی کلمات پیدا کنیم، ترکیبات پیدا کنیم، مفاهیم پیدا کنیم در ذهن خودمان و با اینها حرف بزنیم؟ این زیارتها خیلی خوب است. البتّه این مانع از این نمی‌شود که انسانها همین‌طور [به شکل‌] دلی هم با این بزرگواران حرف بزنند -مثل کسی که با پدر خود یا با عزیز خود حرف می‌زند و شکایت می‌کند و حرف می‌زند- مانع از آنها نیست امّا این زیارتها و زیارت‌نامه‌هایی که در اختیار ما هست هم واقعاً یکی از چیزهای مغتنمی است که بحمدالله در مکتب ما وجود دارد.

به‌هرحال کار بسیار مهمّی است، کار بزرگی است؛ این حرکت عظیمِ مردم از ایران، از کشورهای دیگر اسلامی، از هند، از اروپا، حتّی از آمریکا و کشورهای دیگر، از راه‌های دور، افرادی می‌آیند در این راه‌پیمایی شرکت می‌کنند؛ دو روز، سه روز بیشتر یا کمتر - در این راه، پای پیاده حرکت می‌کنند؛ مردم عراق هم انصافاً با کمال بزرگواری و محبّت پذیرایی می‌کنند از اینها؛ خیلی حرکت عظیم و پرمعنا و پرمغزی است و کسانی که موفّق می‌شوند باید مغتنم بشمارند.

ضرورت رعایت ضوابط و قوانین در سفر اربعین
البتّه این عرایض ما موجب نشود که بعضی‌ها خارج از مقرّرات بخواهند بلند شوند راه بیفتند و حرکت کنند؛ نه، طبق همان مقرّراتی که دولت اسلامی معیّن کرده است؛ خب، دوستان ما در دولت نشسته‌اند فکر کرده‌اند، مقرّرات و ضوابطی برای این کار در نظر گرفته‌اند، این ضوابط حتماً مراعات بشود؛ جوری نباشد که کسانی خارج از این ضوابط بگویند «برویم همین‌طور حرکت کنیم، سر به بیابان بگذاریم -مثلاً- برویم»، این‌جوری مطلوب نیست؛ این ضوابط را حتماً بایستی رعایت کنند. ان‌شاءالله موفّق و مؤیّد باشید.

منبع: مشرق نيوز

مرحوم دولابی:صبرکن، خدا در را باز می‌کند!

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: خدا کمک می‌کند و برایت از اموری که تکلیف نداشتی از تو در را باز می‌کند. آنجا که در مغز شما علم ریخته می‌شود هم، باز در اختیار شما نیست. آنجا که آخر کارت است، دست روی دست نشسته‌ای و داری چیزی می‌گیری… .

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: غرض، احکامِ سه گانه بود: تسلیمِ مافوق بودن، برادری و یگانگی با محاذی و سرپرستی از مادون. اما اِعمال این احکام نیاز دارد که طرف خود را بشناسی. مثل من نکنی که چایی را اشتباه دادم تا آن را به سر و کله‌ات بزند. یک دقیقه صبر کنی و به وقتش بدهی گفت نمی‌توانم بشناسم، کم می‌آورم. می‌دانم که نسبت به هر سه گروه کم می‌‌آوری. پیامبر خدا ماعَرَفناکَ و ما عَبَدناکَ گفت چون خداوند بالای سر است. این را خدا کمک می‌کند و برایت از اموری که تکلیف نداشتی از تو در را باز می‌کند. آنجا که در مغز شما علم ریخته می‌شود هم، باز در اختیار شما نیست. آنجا که آخر کارت است، دست روی دست نشسته‌ای و داری چیزی می‌گیری آن اخرکار در اختیارت نیست. تنها نشستن و مودب بودن شماست. اما باز کردن یا باز نکردن در، با اوست. اختیاری نیست.
گفت: من دم در ایستاده بودم نه در را می‌زدم و نه می‌‌رفتم. گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی. دیدی آنهایی را که در را زدند و سوزاندند؟ آنها احتیاج داشتند که در را زدند و سوزاندند. در را نزنید و دور هم نروید. مبادا ول کنی بروی و بگویی چیزی نمی‌دهند. با هنر و فهمت تا پشت در برو. در را محکم نزنی. یا اصلاً در را نزن. صاحبخانه خودش می‌داند. آنجا بنشین.
شبی که حضرت زهرا(سلام الله علیها) را می‌خواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر(علیه السلام) پشت در آمدند تا کمک کنند. یا می‌خواستند داخل بروند و هرچه حضرت بفرماید انجام دهند. حضرت امیر، امام حسن(علیه السلام) گفت اصحابند گریه می‌کنند که در را باز کنید، داخل بیاییم. حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تا تشییع جنازه کنند. اینها رفتند اما یکی از آنها نرفت. همانجا نشست. نتوانست برود. یک دقیقه بعد حضرت امیر(علیه السلام) دیدند هنوز صدای گریه می‌آید فرمودند چرا نرفتی؟ گفت: من پای رفتن نداشتم. حضرت امیر(علیه السلام) گفتند بگو داخل بیاید. ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است. به اشاره ملتفت شو. از یکسال، پنج سال پشت در ایتسادن نترس. پشت در، بهترین جاست.
نمی‌خواهم بگویم آنهایی که حرف حضرت امیر(علیه السلام) را شنیدند و رفتند بد کردند. چه بسا فرمان بردن آنها افضل بوده است. ذهنتان دور نرود. آنجا را نگاه کنید که پشت در ایستاد و داخل رفت. در نزد، شلوغ نکرد. بی‌ادب نباشید. علم وفهم را به زور نمی‌شود از جایی گرفت. در دستگاه خوبان و مافوق ما همه چیز با تسلیم به دست می‌آید.
اگر در پایان ماندیم خدا کمک می‌کند. شاید یک وقت خداوند دید در کارتان صدق دارید و پشت در هم نایستادید. همین که می‌رسید، در باز است. برای بعضی‌ها گفت ما از اول در نداشتیم. خودتان با سوء ظنتان در درست کردید. در دستگاه‌ها و دستگاه اولیاء و انبیاء ما، اصلاً هیچ جا در نگذاشتیم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 70
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/08/16/1231911/%D9%85%D8%B1%D8%AD%D9%88%D9%85-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%B5%D8%A8%D8%B1%DA%A9%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D9%85%DB%8C-%DA%A9%D9%86%D8%AF?ref=shahrekhabar

با همسرت یگانگی کن...

 

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: به زیر دستت خوبی کن، با همسرت یگانگی کن، به مافوقت هم تسلیم باش. هنوز یک چیز دیگر کم داری و آن اینکه مافوقت را بشناسی تا حقّش را ادا کنی. رفقای دورت را هم بشناسی تا با آنها یکی شوی.

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: هرکس در علم و عمل کامل باشد می‌تواند احکام شرع را یاد بدهد. البته کامل کامل هم نمی‌شوید. آخرش از عجز، بهره می‌بریم و آن را با کار خدا و با تکوینیّات، تنگِ هم می‌زنیم.
گفت چیزی را به ما فرمان داده است ولی آخر سر نمی‌توانیم آن را انجام بدهیم. اما اول تقلایت را بزن.
به زیر دستت خوبی کن، با همسرت یگانگی کن، به مافوقت هم تسلیم باش. هنوز یک چیز دیگر کم داری و آن اینکه مافوقت را بشناسی تا حقّش را ادا کنی. رفقای دورت را هم بشناسی تا با آنها یکی شوی. عجز و ضعف مادونت و شاگردت را هم رسیدگی کنی تا بیش از اندازه بارش نکنی. گفت: اینها که خیلی سخت است. چگونه اینها را موعظه کنم؟ باقی اینها را باید از خدا کمک بگیری. چطور آنها که مادونت هستند وقتی در راه می‌مانند از خدا کمک می‌گیرند؟ تو هم همین کار را بکن.
کسی که چه عالم، چه گوینده به احکام شرعی سه گانه‌اش عمل کند مستجاب الدّعوه می‌شود. وقتی چنین شد آنچه را که خداوند مخفیانه به او داده است از آنها هم استفاده می‌کند، آن علم خدایی لذتی، آن حیات و عزت همیشگی که خداوند داده است. آنها مال خود خداوند است، تکوینیّات است، اختیاری نیست. وقتی که می‌خواست یکی از خلق کند او را زیبا آفرید، دیگری را کمرنگ است. از زیبایی‌ات استفاده می‌کنی، از کمرنگی‌ات هم استفاده می‌کنی، زیرا احکام ظاهرت را رفتار کرده‌ای و مستجاب الدّعوه شده‌ای، لذا آنها را هم جزء کارت می‌آورد. غنی و مالدارت کرده است. از عنایت استفاده می‌کنی، زیرا آن سه تا را عمل کرده‌ای و تمیز شده‌ای. در خلقت خیرات و مبرات می‌کنی. نفوس، دورت جمع می‌شوند و تو را می‌بوسند، خدمت به تو می‌کنند، شما هم با خلق خدا شکر آن نعمت را می‌کنی. قدرت وش هرت به شما داده است. همه آنهایی را که به شما داده است استفاده می‌کنی.
احکام تکلیف سه تاست. که مربوط به مافوق و محاذی و مادون است. مبادا فراموش کنی. هر کدام را بنابراهلش رفتار کن. باید هم اهل آن را بشناسی. هر مقدار که می‌توانی عمل کن، اجحاف و جبر در کار نیست. به اندازه شناخت از تو تکلیف می‌خواهند. تقلا بزن و بشناس کوتاهی نکن، اگر نشناختی از خداوند کمک بگیر. آن وقت آن هم مثل تکوینیّات می‌شود. گفت خدایا خیلی‌ها را که خودت ساخته‌ای و ما دست به آن نگذاشتیم. این یک مقداری را هم که به اختیار ما قرار داده‌ای – حقیقتش – ما نتوانستیم، این را هم به ما کمک کن.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 67
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

 

درسی که یک فقیر به یک عالم مشهور داد..

 

 

 

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَنِ إِلَّا مَا سَعَى نجم/39

و اینکه برای انسان بهره‌ای جز سعی و کوشش او نیست

حکایت؛ علامه حسن‌زاده نقل می‌کنند: یکی از خاطرات خوشی که از محضر شریف آیت‌الله میرزا ابوالحسن شعرانی دارم، این است: خدمت ایشان که بودم، در سال دو روز تعطیلی داشتیم، یکی روز عاشورا و دیگر روز شهادت حضرت امام مجتبی علیه‌السلام بود و بقیه سال درس می‌خواندیم، یادم هست زمستان بود، برف خیلی سنگینی آمده بود، من از حجره مدرسه مروی بیرون آمدم، برف را نگاه کردم، مردد بودم به کلاس درس بروم یا نه!. اگر نمی‌رفتم، دلیل بر تنبلی من و عدم عشق و شوق من بود، به هر حال تصمیم گرفتم بروم.

رفتم تا در خانه ایشان در سه‌راه سیروس، خواستم در بزنم با آن برف سنگین که آمده بود، خجالت کشیدم، مدتی ایستادم کسی بیرون بیاید، اما کسی بیرون نیامد، دیدم وقت درس هم می‌گذرد، در هر صورت در زدم، آقازاده ایشان در را باز کرد، وارد شدم، سلام کردم و به محض نشستن عذرخواهی کردم و گفتم: آقا ببخشید در این برف مزاحم شدم، می‌خواستم نیایم.

گفتند: چرا؟ گفتم: در این روز برفی نمی‌خواستم مزاحم شوم.

گفتند: مگر شما که از مدرسه مروی تا اینجا می‌آمدید، گداها در سر راه‌ها ننشسته بودند و گدائی نمی‌کردند؟ گفتم: چرا، گفتند: امروز آن‌ها بودند یا نبودند؟ گفتم: چرا بودند، امروز روز کسب‌وکار آن‌هاست، گفتند: خوب آن‌ها که تعطیل نکردند، ما چرا تعطیل کنیم؟!

منبع:http://www.jamnews.ir/detail/News/731317?sk=


1


 

مرحوم دولابی: به من نگویید التماس دعا ...

 

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: یک وقت کلاه سرت نرود و به من بگویی التماس دعا.اول خودت را بساز که آنچه را عمل می‌کنی، مالی که در راه خدا میدهی،حرفی که در راه خدا میزنی،خودت قبول کنی. کاری را که خودت قبول نداری من چگونه به خدا غالب کنم.

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: می‌گوید یک کاری کن ،دعا کن، التماس دعا! هر کس گفت التماس دعا، گفتم من مستجاب الدعوه نیستم اما اگر باشم چه دعایی میخواهی بکنم. گفت: دعا کن خدا حج مرا قبول کند. گفتم آیا خودت حجت را قبول داری؟ گفت:نه!….؟ وقتی خودت حجت را قبول نداری من چه بگویم؟ در نماز جماعت می‌گوید التماس دعا. دعا کن خدا نماز مارا قبول کند. گفتم آیا خودت نمازت را قبول داری؟ گفت:نه!
یک وقت کلاه سرت نرود و به من بگویی التماس دعا.اول خودت را بساز که آنچه را عمل می‌کنی، مالی که در راه خدا میدهی،حرفی که در راه خدا میزنی،خودت قبول کنی. کاری را که خودت قبول نداری من چگونه به خدا غالب کنم. چنان قرص ، “نه” میگوید که انسان دود می‌شود. این را به شما می‌گویم که محرم من هستید.
پنجاه سال است دارم به شما می‌گویم که خودتان را جمع کنید. کلاه سرتان نرود. در دنیا التماس گو نشوید. وقتی خودت قبول نداری ایا من را جلو می‌فرستی تا مرا حبس کنند؟ ولو بدم نمی‌آید که آنها به خاطر حرف بی‌جا حبسم کنند. چقدز خوب است که آدم یک بهانه ای پیدا کن که آنجا حبسش کنند. سور میدهند و به زندانیشان گاهی سر میزنند و احترام می‌کنند. ای عزیزان ما همه در این دنیا زندانی هستیم . خداوند زندانی را دوست دارد . مخصوصا که خودش مارا به اینجا انداخته تا ادب شویم. انسانها در قرب ادب و طاقت نداشتند که با خدا بسازند. لذا مارا به سفلی انداخت تا نمدمال شویم و وقتی دوباره به آنجا میرویم، با ادب باشیم.
اگر ادب شویم همین الان به آنجا برمیگردیم. همانطور که گفتم می‌شود تولدمان را حاشا بزنیم. تولدت را اگر حاشا بزنی مردنت هم از بین می‌رود. وقتی که اول، حیات داده است دیگر لازم نیست که دوباره حیات بدهد، اُبعَثُ حیاً، لذا وقتی پرسیدند ما را به عد از مرگ چگونه زنده می‌کنی فرمود: یُحییها الذی انشاها اول مرهٍ یعنی همان اول که آفریدم زنده آفریدم. شما را نیافریدم که بمیرید. شما شعور نداشتید گفتید تولد یافتیم، گفتند پس بمیر. لِدوُا لِلمَوتِ وَ ابنوُا لِلخَرابِ (نهج‌البلاغه حکمت 132). حالا که گیج شده‌اید بزایید برای مردن حالا که آبستن شدی بزا برای مردن آیا برای مردن بزایم؟ آیا این هم لفظ شد؟ گفت این کلام امامان ما(ع) است. لِدوُا لِلمَوتِ وَ ابنوُا لِلخرابِ و بنا کنید برای خراب شدن. اگر کسی این معنا را بداند کمتر گِل روی هم می‌گذارد. اگر غفلت هم خوب باشد این غفلت‌ها خوب است خداوند ان‌شاءالله ما را از غیر خود غافل کند.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 50
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

 

 

​نظر چند تن از علما و مراجع درباره صحیفه سجادیه...


نظر چند تن از علما و مراجع درباره صحیفه سجادیه

امام خمینی (ره) در جلد اول مکاسب المحرمه مضمون عالی و فصاحت و بلاغت و مقبولیت این کتاب در نزد اصحاب امامیه را، موجب وثوق آن شمرده است؛ همچنین در وصیت‌نامه خود، صحیفه سجادیه را از افتخارات شیعه خوانده است.

آیت‌الله صافی گلپایگانی: «در درجه اول باید اذعان و اعتراف داشته باشیم که زبان ما الکن و ناتوان است از اینکه درباره این کتاب بزرگ تربیتی، علمی و معرفتی – که آن را به‌حق، زبور آل محمد (ع) نامیده‌اند- سخنی عرض کنیم … کتاب صحیفه سجادیه که از لسان مبارک امام زین‌العابدین سید الساجدین و نور العارفین حضرت علی بن الحسین علیه السلام در مقام عبودیت، خضوع و خشوع به درگاه ذات لایزال الهی باحالت ابتهال و تضرّع و زاری عرض شده است همه‌اش برای انسان‌های تشنه‌ی معارف زلال توحیدی، درس و حکمت و دانش است؛ درس خداشناسی، پیامبر شناسی و امام شناسی؛ درس مکارم بزرگ اخلاقی، درس سخن‌گفتن انسان نیازمند با خالق هستی، درس عبودیت و بندگی‌نمودن، درس عزت و شرف انسانی، درس خدمت به بندگان، درس حریت و فداکاری، درس مبارزه با ظلم و ستمگری، درس رهایی از تعلّقات نفسانی و مبارزه با هوای نفس، درس حقوق انسان‌ها بر یکدیگر؛ حقوق پدر و مادر به فرزندان و حقوق فرزندان بر والدین و بالاخره درس بنده‌ی راستین خدا بودن و انسان‌زیستن است. امروز ما می‌توانیم با سربلندی تمام به دنیا اعلام کنیم عالی‌ترین دانشگاه علم، معرفت و اخلاق در دین مقدس اسلام و آن‌هم در پناه کتاب شریف «صحیفه سجادیه» به روی همه شیفتگان اخلاق و معرفت گشوده شده و همه می‌توانند در این دانشگاه به فراخور حال خود، کسب فیض نموده و معنای واقعی انسان‌بودن و راه درست و صحیح سعادت و تکامل را درک نمایند. دعاهای صحیفه سجادیه همه به‌خصوص دعای مکارم الاخلاق، منشور بلند زندگی و سند چشم‌انداز قرون و اعصار مردم دنیا می‌باشد».

شهید آیت‌الله صدر: صحیفه سجادیه مجموعه‌ای از دعاهای منقول از امام زین‌العابدین علی بن الحسین بن علی بن ابی‌طالب از ائمه اهل‌بیت علیهم السلام می‌باشد… صحیفه سجادیه نمایانگر یک کار و تلاش اجتماعی بوده که شرایط آن مرحله، آن را بر امام (ع) تحمیل نموده بود، مضافاً بر اینکه این دعاها خود بسان یک میراث ربانی است که طی اعصار مختلف برای انسان‌ها منشأ خیروبرکت و مشعل هدایت و مدرسه اخلاق و تهذیب نفس بوده و انسانیت همواره نیازمند این میراث محمدی و علوی باقی خواهد ماند و هر زمان که وسوسه‌های شیطانی و فتنه‌انگیزی دنیا فزونی یابد نیاز انسان‌ها به این گنجینه فرهنگی، شدیدتر خواهد شد.(لطفا به صفحه بعد رجوع شود)

صفحات: 1· 2

کتابی که امام خمینی (ره) آن را افتخار شیعه خواند...!

امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی

می نویسد :صحیفه سجادیه نمونه كامل قرآن صاعد است و از بزرگترین مناجات عرفانی در خلوتگاه انس است كه دست ما كوتاه از نیل به بركات ان است . ان كتابی است الهی كه از سرچشمه نور الهی نشات گرفته و طریقه سلوك اولیای بزرگ و اوصیای عظیم الشان را به اصحاب خلوت گاه الهی می اموزد . كتاب شریفی است كه سبك بیان معارف الهیه اصحاب معرفت را چون سبك قران كریم بدون تكلف الفاظ در شیوه دعا و مناجات برای تشنگان معارف الهیه بیان می كند . این كتاب مقدس چون قران كریم سفره الهی است كه در ان همه گونه نعمت موجود است و هر كس به مقدار اشتهای معنوی خود ان استفاده می كند . این كتاب همچون قران الهی ادق معارف غیبی كه از تجلیات الهی در ملك و ملكوت و جبروت و لا هوت و ما فوق ان حاصل می شود در ذهن من و تو نیاید و دست طلبكاران را از حقایق ان كوتاه است . به شیوه خاص خود قطراتی كه از دریای بی كران عرفان خود می چشاند و انان را محو و نابود می كند .

پس عدم گردم عدم چون ارغنون گویدم انا الیه راجعون

می نویسد : و در كلمات ائمه اطهار خصوصاً در صحیفه سجادیه همان صحیفه نورانیه كه از سماء عرفان عارف بالله و عقل نورانی سید ساجدین نازل شده برای خلاص بندگان خدا از سجن ظبیعت و فهماندن ادب عبودیت و قیامت در خدمت ربوبیت این لطیفه الهیه بسیار ذكر شده است .

ادعیه امام سجاد و سایر ائمه مشحون است از اینکه مردم را بسازند برای یک امر بالاتر. دعوت به تهذیب نفس و خلوت با خدای تبارک و تعالی، معنی اش این نبوده است که مردم توی خانه هایشان بنشینند و از مصالح مسلمین غفلت کنند و مشغول ذکر و دعا باشند.چنانچه خود آنها این طور نبودند.(صحیفه امام-جلد18-صفحه422)

منبع:

http://seyedealsajedin.mihanblog.com/post/68

اگر قلب مبلغان مرکز اراده خدا باشد، جاذبه پیدا خواهند کرد....

صدیقی
امام جمعه موقت تهران گفت: قلب مبلغان اگر مرکز اراده خداوند باشد، جاذبه پیدا خواهند کرد و اگر شما مبلغان بتوانید فردی را به خدا متصل کنید، هنری می‌شود که از جانب خداوند به شما عطا شده است.

حجت‌الاسلام صدیقی، امام جمعه موقت تهران گفت: خداوند اصل خلقت را با زیبایی عجین کرده است و این عالم زیبا را در مسیری زیبا به سوی خود می‌برد و هیچگاه آن را رها نکرده که مسیر آن تغییر کند، لذا وقتی خداوند می‌خواهد مبلغان را تشویق کند، از تعابیری چون «حسن و جمال» استفاده می‌کند، این قانون کلی است که مبلغان مورد توجه قرار دهند و دعوتشان الی الله باشد.

امام جمعه موقت تهران با بیان این مطلب که مساجد سنگر است و مسجدنشینان نیز سنگرنشینان هستند، اظهار کرد: خوشا به حال کسانی که قلبشان عرش خداوندی است، چراکه عرش خدا زیباست و در سمت راست طبق بیان صریح معصوم (علیه السلام) نوشته شده است: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجات».

وی افزود: قلب مبلغان اگر مرکز اراده خداوند باشد، جاذبه پیدا خواهد کرد و اگر شما مبلغان بتوانید فردی را به خدا متصل کنید، هنری می‌شود که از جانب خداوند به شما عطا شده است.

حجت‌الاسلام صدیقی با بیان اینکه باید رفتارهایمان بر اساس رفتارهای پیامبرمان نبوی باشد گفت: به راستی اگر الگویمان را نبیّ اکرم (صلی الله علیه وآله) قرار دهیم و رفتاری نبوی در مقابل دیگران داشته باشیم، فاسدترین افراد هم به سمت خدا کشیده می‌شوند، همچنانکه وجود مقدس نبیّ اکرم (صلی الله علیه وآله) نیز چنین کردند.

وی افزود: باید هنر جذب را بیاموزیم، باید با هنر اخلاق، علم بتوانیم بیشترین جاذبه را در بین مخاطبان داشته باشیم که این به رضای خدا بسیار نزدیک است.

منبع:

http://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/28/1216802/%D8%A7%DA%AF%D8%B1-%D9%82%D9%84%D8%A8-%D9%85%D8%A8%D9%84%D8%BA%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%AE%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%D8%AF-%D8%AC%D8%A7%D8%B0%D8%A8%D9%87-%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF?ref=shahrekhabar

سماوری که به بزم حسین علیه السلام می‌جوشد



مجتهدی که پای سماور چایی روضه می‌ریخت

ارادت و محبت نسبت به اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از ویژگی‌های بارز شیعیان است و علمای دینی در این زمینه از بارزترین شخصیت ها می باشند.

آیه:

خداوند متعال در قرآن می‌فرماید:

لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى شوری/23

بر اين رسالت مزدی از شما، جز دوست داشتن خويشاوندان، نمی‌خواهم

حکایت؛ حجت‌الاسلام‌والمسلمین آقای سید مرتضی علوی نقل کرده است: آیت‌الله علوی در این اواخر که به اصفهان رفته بودند، فرمودند: خوب است سری به منزل آقای نجفی بزنیم. به منزل ایشان رفتند، آن روز منزل ایشان روضه بود، در خانه‌ای کاه‌گلی و در کمال سادگی عده‌ای پیرمرد روحانی نشسته بودند و شخصی هم با یک لباس نیم تنه و یک تکه پارچه که به سرش بسته بود به عاشقان اهل‌بیت علیهم‌السلام چای می‌داد. برای ما مشتبه شده بود که کدام‌یک از آقایان معممین آقای نجفی می‌باشد و بعداً متوجه شدیم و روشن شد آن‌کس که چای می‌دهد و خدمت می‌کند، خود مرحوم آیت‌الله شیخ مهدی نجفی(ره) است.

مرحوم علوی از اطرافیان سؤال کرد: چرا آقا خودشان چائی می‌دهند؟ گفتند: ایشان همیشه این‌طور هستند و در کمال تواضع چای پخش می‌کنند و خود را خادم الحسین علیه‌السلام می‌دانند.1

سماوری که به بزم حسین می‌جوشد                        بخار رحمت آن جُرم خلق می‌پوشد

منبع: کتاب مردان علم در میدان عمل


آیت الله بهجت: معاویه برای نماز جنگ نکرد

 

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: وقتی معاویه وارد کوفه شد، به منبر رفت و خطاب به مردم گفت؛ به خدا سوگند، من برای این با شما نجنگیدم که نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج به جا آورید و زکات بدهید.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت می فرمود: وقتی معاویه وارد کوفه شد، به منبر رفت و خطاب به مردم گفت:
و الله انی ما قاتلتکم لتصلوا، و لا لتصوموا، و لا لتحجوا، و لا لتزکوا، انکم لتفعلون ذلک، و انما قاتلتکم لاتامر علیکم.
به خدا سوگند، من برای این با شما نجنگیدم که نماز بخوانید و روزه بگیرید و حج به جا آورید و زکات بدهید؛ زیرا قطعاً شما خود این کارها را انجام می‌دهید، بلکه من تنها برای این با شما جنگیدم که بر شما حکومت کنم!
یعنی جنگ او برای این بود که یطاع و لا یعصی؛ (مطاع باشد و کسی از او نافرمانی نکند)؛ وگرنه معاویه نیازی به جنگ کردن نداشت.
خدا لعنت کند کسانی را که مسلمانان را تسلیم بهایم و درندگان نمودند! و کار به آنجا منجر شد که مسلمانان حتی در بلاد خود هم باید از بلاد کفر دستور بگیرند.

کتاب در محضر حضرت آیت ا…. العظمی بهجت –محمد حسین رخشاد- ص 133

 

 

مهم تر از عمل کردن عمل نکردن است...!


شاه کلید ارتباط

آیت الله بهجت می فرماید: «از ما عمل چندانی نخواسته اند! مهم تر از عمل کردن عمل نکردن است! تقوا، یعنی عمل گناه را مرتکب نشدن!»

همه می پرسند: «چه کار کنیم؟» من می گویم: «بگویید چه کار نکنیم؟» و پاسخ این است: «گناه نکنید». شاه کلید اصلی رابطه با خدا «گناه نکردن» است.

منبع:

مشاهده شده در کتاب موعظه خوبان/سید علیرضا ادیانی و حسین ترابی/ص206

عملی که از نماز شب بالاتر است...!

آیت اله بهجت(ره): گریه بر سید الشهدا(علیه السلام) از نماز شب بالاتر است.

 

حاج میرزا اسماعیل دولابی(ره): محبت و عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انسان را زود به مقصد می رساند.

 

 

منبع: باتصرف

http://nicetitle.vcp.ir/0-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%88%D8%B6%D9%88%D8%B9/490297-%D8%AC%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%84%D9%85%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%A7-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%A7 %D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D8%B9.html

چرا آیت الله طالقانی روی صندلی نمی نشست؟؟؟

«در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست و چند نفر از نمایندگان نیز به نشانه احترام روی زمین کنار وی نشستند.» «در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست و چند نفر از نمایندگان نیز به نشانه احترام روی زمین کنار وی نشستند.» به گزارش پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی، آیت‌الله سید محمود طالقانی خواستار تشکیل مجلس در مسجد بود و با استناد به مجلس مسلمانان در صدر اسلام که به شکل دایره روی زمین نشسته و مجلس آنها صدر و ذیل نداشت تا جایی که واردین و نمایندگان قبایل و کشورهای خارجی رسول خدا را چون هیچ‌گونه امتیازی در جایگاه و لباس از دیگران نداشت نمی‌شناختند، خود نیز در جلسه افتتاحیه مجلس خبرگان (28 مرداد 1358) هنگامی که با کمی تاخیر وارد مجلس شد در میان تعجب حاضرین به جای نشستن روی صندلی‌های مجلس روی زمین نشست و چند نفر از نمایندگان نیز به نشانه احترام با ترک صندلی‌هایشان روی زمین کنار وی نشستند. در فاصله تنفس جلسه اول و دوم، بسیاری از نمایندگان و علما و روحانیون عضو مجلس دور تا دور طالقانی روی زمین نشستند و به بحث پرداختند. در این حین وقتی آیت‌الله بهشتی از ایشان خواستند که در صورت امکان برای جلوگیری از سوء تعبیر طبق آیین‌نامه بر جایگاه خود بنشینند، طالقانی جواب داد: «قبلا به من گفتند که این کار خلاف آیین‌نامه است و من جواب دادم که جریمه آن را هر چه هست، می‌دهم. من دوست داشتم به جای این کاخ در مسجد جلسات را برگزار می‌کردیم … وقتی می‌گوییم که مسجد جای همه‌گونه جلسات بحث و بررسی و تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی است چرا خودمان رعایت نمی‌کنیم؟» هر چند که طالقانی تا زمانی که در قید حیات بود از 14 جلسه مجلس تنها در پنج جلسه به طور کامل شرکت کرد و در سه جلسه نیز با تاخیر حاضر شد و در اکثر ساعات حضور نیز بیشتر در حال تفکر و سکوت و نگرانی روی زمین می‌نشست، با این وجود تاثیر و سهم طالقانی در بررسی قانون اساسی جمهوری اسلامی در تاریخ انقلاب اسلامی و در همین ساعاتی که حضور داشت، فراموش‌نشدنی و ماندگار است.

منبع:

به نقل از پایگاه خبری تحلیلی پارسینه

توصیه مصباح‌یزدی به طلاب درباره تفکرات جوانان...

 

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: هر روزه صدها سایت و شبکه به شبهه‌پراکنی علیه مسائل دینی می‌پردازند و مطالب کفرآمیز به جوانان ما منتقل می‌کنند.
آیت الله مصباح توصیه مصباح‌یزدی به طلاب درباره تفکرات جوانان:

به گزارش سرویس دینی جام نیـوز به نقل از مرکز خبر حوزه، آیت‌الله محمدتقی مصباح‌یزدی در آیین رونمایی از هشت اثر جدید مرکز پژوهشی دایرة المعارف علوم عقلی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار کرد: خدا را شاکریم که امروز به برکت حضور اساتید، طلاب و پژوهشگران مستعد، حوزه‌های علمیه از نعمت به‌روز بودن برخوردار هستند و با پشتکاری که دارند، همگام با توسعه و پیشرفت‌های محیط در حال رشد و نمو هستند.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ادامه داد: جهان امروز در حال تحولات فراوانی است که با شتاب بی‌سابقه و غیرقابل پیش‌بینی به جلو می‌رود و حوزه‌های ما در این شتاب و حرکت عقب نیستند.

آیت‌الله مصباح یزدی تحولات در زمینه‌های علوم انسانی، علوم تجربی و فرهنگی را از جمله این تحولات توصیف کرد و با بیان خاطراتی گفت: شاید 30 سال پیش حتی تصور برخی از امکاناتی که امروز وجود دارد، به ذهن کسی خطور نمی‌کرد، اما امروزه بشر با یک دستگاه بسیار کوچک می‌تواند با سراسر دنیا در ارتباط باشد.

رئیس موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به ایام تبلیغی طلاب و روحانیون اظهار کرد: هر روزه صدها سایت و شبکه به شبهه‌پراکنی علیه مسائل دینی می‌پردازند و مطالب کفرآمیز به جوانان ما منتقل می‌کنند و جوانان نیز قرار نیست همه آنها را بپرسند، پس باید دائما خطرات فکری را که جوانان ما را تهدید می ‌کند، رصد کنیم و یا لااقل با گفت‌وگوی صمیمانه با آنها متوجه سؤوالات ذهنی آنها بشویم و یا پاسخ‌های قانع‌کننده برای جوان تهیه کنیم.

 

قرآن را گواه بر اعمال خود می دانست...

معلم قرآن: امام راحل(ره)قرآن را گواه بر اعمال خود می دانست و در راه عمل به آن سر از پا نمی شناخت.

محدثه حاجی کریمی، معلم قرآن که در حرم مطهر امام راحل(ره)حضور یافته، در گفت و گو با خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی آستان مقدس حضرت امام خمینی ایشان را نمونه ی کامل فردی که عمل به قرآن و سنت پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) را سرلوحه ی کار خویش قرار می داد، دانست و اظهار کرد: امام راحل زمانی که مشاهده کرد اسلام به خطر افتاده و در حال فراموشی است، علَم قیام و انقلاب را برافراشت و در برابر بی عدالتی ایستاد.

وی تاکید کرد: کاری که امام خمینی(ره) انجام داد برای خدا بود و مسلما خداوند او را به بالاترین درجات انسانی رساند.

این معلم قرآن بیان کرد: برای من بسی افتخار است که در جلسات قرآنی که برگزار می کنم همواره یاد و نام امام راحل  در کنار ائمه معصومین آورده می شود و برای شادی روح ایشان و شهدا دعا می کنم.

 

دردهای خود را باشب زنده داری درمان کنید

چنان كه برپايي نماز شب، آثاري را به همراه دارد، ترك آن نيز پي‌آمدهايي دارد كه به علل و عواملي انسان را از فيوضات سحر باز مي‌دارد.
به گزارش سرویس علمی فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، عارف سالک مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي ، نماز شب را دستگیره محکم برای تحصیل عمل دانسته وتصریح می کنند مردان متقي براي تصحيح نيت خود در تحصيل عمل به نماز شب پناه مي‌بردند و درد خود را با داروي شب زنده‌داري و تضرع در دل شب درمان مي‌نمودند.
*تاسف شیخ عباس قمی برای از دست دادن نماز شب
حاج شيخ عباس قمي صاحب كتاب مفاتيح الجنان همواره در گذار سال و در هر چهار فصل حداقل يك ساعت پيش از طلوع فجر بيدار شده و به نماز مي‌ايستادند. فرزند ايشان نقل مي‌كند كه يك روز صبح ديدم پدرم گريه مي‌كند، كه گويا مي‌گفت: «يا ليتني قدمت لحياتي؛ كاش براي زندگي‌ام پيش مي‌فرستادم».
«يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ ؛ دريغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهي ورزيدم.»
گفتم: پدر جان چرا گريه مي‌كنيد؟
ـ پسرم، شب گذشته نماز شب را از دست دادم.
ـ پدر جان، شما كه واجبي را ترك نكرده و حرامي را نيز مرتكب نشده‌ايد؛ به علاوه نماز شب، مستحب است نه واجب.
دريغا عيش شبگيري كه در خواب سحر بگذشت *** نداني قدر وقت اي دل مگر وقتي كه در ماني
مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي (ره)ترك كنندگان نماز شب را به چهار دسته تقسیم نموده اند؛
*دسته نخست:
*كساني كه به شب‌نشيني‌هاي بيهوده و بي‌محتوا دل مشغول و سرگرم هستند. به راستي اين موضوع، ـ حتي اگر از نماز شب هم بحث نمي‌كرديم ـ زيان‌هاي فراواني دارد مثل: اتلاف وقت، پراكنده گويي و هجمه به آبروي ديگران و از هم دريدن آن. حقيقتا خواب بر اين امور شرف دارد.
«گفته‌اند: بر ابليس هيچ چيز دشوارتر از…

 

ادامه »

​مکاشفات دوران جوانی...

مرحوم آقا قاضی چندی از دوران جوانی خود را در نزد استاد والدش، حاج امام قلی نخجوانی به سر برد و استفاده نمود.

به گزارش سرویس دینی جام نیـوز، جناب استاد شیخ محمد تقی تحریری می‌فرمود: مرحوم آقا قاضی چندی از دوران جوانی خود را در نزد استاد والدش، حاج امامقلی نخجوانی به سر برد و استفاده نمود و در حدود چهل سالگی در نجف اشرف با استاد اصلی‌اش مرحوم حاج سیّد احمد کربلائی طهرانی معروف به «واحد العین» آشنا شده و تحت تربیت ایشان قرار می‌گیرد و طولی نمی‌کشد که استادش وفات می‌نماید و از آن موقع به بعد، درها به روی ایشان باز شده و خود راه را تا آخر ادامه می‌دهد و به حدّی حالات معنوی ایشان در آن دوران زیاد بود که می‌فرمود: در اثر کثرت حالات و مکاشفات که پی در پی وارد می‌شوند، نمی‌توانم آنها را جمع کنم!

کتاب اسوه عارفان – ص 159

 

«عارف شویم...!»

 

 

 

دستور مورد تاکید آخوند ملاحسینقلی همدانی

ذکر یونسیه از اذکاری است که بسیار مورد تاکید بزرگان دین مخصوصا عارفان بزرگوار واقع شده است. عارف و عالم بزرگوار حاج میرزا جواد تبریزی (ره) در دستورالعملی جامع به محقق کم نظیر شیخ محمد حسین اصفهانی معروف به کمپانی می فرماید: ((جناب اخوند ملاحسینقلی همدانی) مى فرمودند كه در سجده ذكر يونسيه يعنى در مداومت آن كه شبانه روزى ترك نشود، هر چه زيادتر توانست كردن اثرش زيادتر، اقل اقل آن چهارصد مرتبه است خيلى اثرها ديده ام . بنده خود هم تجربه كرده ام چند نفر هم مدعى تجربه اند)
لازم به ذکر است که جناب آخوند ملاحسینقلی همدانی از اعجوبه هایی بوده اند که سیصد تن از اولیاء الله را پرورش داده اند و در این سلسه شاگردان و پرورش یافتگان مکتبشان ، ستاره های درخشانی چون مرحوم محمد بهاری و جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی و عارف کامل مرحوم سید علی قاضی و علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و … خودنمایی میکنند.
درباره مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی هم میباید عرض کنم که ایشان ازشاگردان آن مرحوم و صاحب کتب المراقبات و اسرار الصلاه هستند و سمت استادی مرحوم امام خمینی را دارا بودند و داستان مکاشفه علامه حسن زاده آملی در قبرستان شیخان (محل دفن مرحوم میرزا جواد آقا) در رابطه با شناخت این بزرگوار بسیار خواندنی است…